🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#شیر_کو_بیکس
۲ می۱۹۴۰ سلیمانیه - ۴ آگوست ۲۰۱۳ سوئد
#دفتر_شعر_جهان

از میان نوشته‌ها، سروده‌ها و داستان‌های کردی و از میان شاعران گذشته کردستان چون احمد خانی، نالی، مولوی کرد و مستوره اردلان به شاعری برمی‌خوریم که همچون معاصرانش عبدالله پشیو، هژار و هیمن نوازشگر روح کردستان و ادبیات جهان است.

شیرکو بیکس شاعر معاصر کرد و برنده جایزه انجمن قلم سوئد(کورت توخولسکی)
کسی که ضرورت تحول و نوگرایی در شعر کردی را درک کرد و با خلق آثاری ناب ادبیات کردی را وارد مرحله نوینی کرد و توانست شعر کردی را به مرزهای تازه‌ای از ادبیات جهانی برساند.

شیرکو در خانواده‌ای مبارز در سلیمانیه به دنیا آمد و مانند پدر شاعرش فائق، بارها به جمع مبارزان علیه حکومت (صدام) پیوست.
او عضو کانون نویسندگان کردستان و سوئد و نماینده پارلمان کردستان بود.
چندی نیز در مسند وزارت فرهنگ خدمت کرد. اما بخاطر نقض دمکراسی و حقوق بشر تاب نیاورد و استعفا داد و با تشکیل نهادهای مدنی و موسسات انتشاراتی تحول و نوگرایی را در کردستان گسترش داد.

از شیرکو ۳۸ دفتر شعر منتشر شده که به بسیاری از زبان‌های دنیا ترجمه شده است و در کتاب‌های آموزشی چند کشور از جمله آمریکا و کانادا برای تدریس گنجانده شده است.

شیرکوه در وصیت نامه‌اش می‌خواهد که برای او اشک نریزند و به جای آن موسیقی بنوازند و نیز می‌خواهد که در جوار یادمان شهدای ۱۹۶۳ سلیمانیه به خاکش بسپارند. او در دفتر شعر «بوسه‌های شیرین» مرگ خویش را با تولد چند شعر زیبا این‌چنین توصیف می‌کند:

"کبک به هنگامه مردن
چند نغمه به جای می‌گذارد
بر کوهستان....

زنبور به هنگامه مردن
چند بوسه شیرین
به یادگار
برای باغ

طاووس...
چند پر رنگارنگ
برای گلدان

و آهو....
مُشکی

و آنگاه که من مردم
برای شما و کردستان
چند قطعه شعر ظریف و زیبا
به یادگار خواهم گذاشت"
عربی بنویس

پس از فاجعه حلبچه
شکایتی بلند بالا
نوشتم از برای خدا
آن را پیش از هر کس
نزد درختی خواندم
درخت گریست
در همان حوالی پرندە‌ای نامه‌بر گفت:
آنکه پیغامت رساند کیست؟
اگر امید در من بستی که ببرم
به عرش خدا نرسم من

شب هنگام
فرشته‌ی سیاهپوش شعرم گفت:
غمت مباد
من می‌رسانمش تا بالا تا عرش
اما قولت نمی‌دهم
که جواب نامه را بگیرم
خدای بزرگ را که می‌بیند؟
تو خودت می‌دانی
گفتم : سپاس
حالا تو بپر
فرشته الهام پرید
و با خود برد دادنامه‌ام را

روز دگر که بازگشت
دبیر درجه چهار بارگاه خدا
عبید نام
پایین دادنامه‌ام به عربی نوشته بود:
عربی بنویس احمق
اینجا کسی کُردی نمی‌داند
به دست خدا نمی‌رسد

#شیرکو_بیکس
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#شعر_جهان

عشق را به دریاچەای انداختند
لیک پیش از غرقه‌شدن
النگوهای خویش را برکَندە
از راە آب،
فرستاد به یادگار
یکی‌یکی
حلقه‌حلقه
به دیگر سمت
به سوی درختِ انار...

#شیر_کو_بیکس

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#یادمان_سالمرگ_

#شاعر_بزرگ

#شیر_کو_بیکس

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان_سالمرگ_

#شاعر_بزرگ

#شیر_کو_بیکس

#شیر_کو_بیکس (به کردی: Şêrko Bêkes یا شێرکۆ بێکه‌س) (زادهٔ دوم ماه مهِ ۱۹۴۰ در سلیمانیه کردستان عراق – درگذشته در چهارم اوت ۲۰۱۳ در سوئد) شاعر معاصر کرد بود که در سال ۱۹۸۸ ازسوی انجمن قلم سوئد، برندهٔ جایزه کورت توخولسکی (Kurt Tucholsky) شد. از وی بالغ بر ۳۸ دیوان شعر چاپ شده‌است.
سروده‌های وی به زبان کردی هستند. او فرزند فایق بیکس از شاعران مبارز و شناخته شده کرد بود.
شیرکو بیکس در سال ۱۹۴۰ در شهر سلیمانیه کردستان عراق به دنیا آمد. پدرِ وی شاعر ملی کُرد «فایق بیکس» بود. تحصیلات ابتدایی را در سلیمانیه و هنرستان فنّی را در بغداد به پایان رساند. در هفده سالگی نخستین شعرش را منتشر کرد. سال ۱۹۴۴ به جمع شورشیان پیوست و در ایستگاه رادیویی به فعالیّت پرداخت. سال ۱۹۶۸ نخستین دفتر شعرش را (پرتو شعر) منتشر کرد. سال ۱۹۷۰ به همراه جمعی از نویسندگان و شاعران کُرد بیانهٔ روانگه (دیدگاه) را حول محور ضرورت تحوّل و نوگرایی در شعر کُردی منتشر ساخت. سال ۱۹۷۴ برای دوّمین بار به شورشیان پیوست و پس از شکست قیام در ۱۹۷۵ به شهر رُمادیه تبعید شد. پس از بازگشت به سلیمانیه در اداره آب به کار گرفته شد. پس از آن به خدمت عثمان هورامی درآمد و بهترین تجربیات شعری را از وی فرا گرفت. اواخر سال ۱۹۸۴ برای سومین بار به شورشیان پیوست. سال ۱۹۸۶ به ایران سفر کرد و از آنجا راهی سوریه شد، سپس به دعوت انجمن حقوق بشر به ایتالیا رفت و برای نخستین بار در شهر فلورانس و در جمع دوستدارانِ شعرش، به شعرخوانی پرداخت. سال ۱۹۸۸ جایزه خانه قلم سوئد کورت توخولسکی به وی اعطا شد و از سوی کشور سوئد به عنوان پناهنده سیاسی پذیرفته شد و در آنجا اقامت گزید. در فاصله سالهای ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۱ ده‌ها مراسم شعرخوانی در کشورهای مختلف برگزار کرد. سال ۱۹۹۱ پس از قیام سراسری مردم عراق در کنگره گروهه‌های اپوزیسیون عراقی در بیروت شرکت کرد و ماه اکتبر همان سال به کُردستان برگشت. سال ۱۹۹۲ به عنوان نماینده به پارلمانِ تازه تأسیس کردستان عراق راه یافت. بعدها به عنوان وزیر فرهنگ کردستان منصوب شد. در نوامبر ۱۹۹۳ در اعتراض به پایمال شدن دموکراسی و حقوق مردم، از مقام وزارت کناره‌گیری کرد. سال ۱۹۹۸ به همراه تنی چند از ادیبان و روشنفکران کُرد، مؤسسه انتشاراتیِ سه‌رده‌م (عصر) را بنیاد نهاد و تا پایان عمر سرپرستی آن را به عهده داشت. اشعار شیرکو از سال ۱۹۸۸ تحت عنوان شعر معاصر کُرد در کتاب‌های درسیِ دبیرستانهای ایالات متحده و کانادا گنجانده شده‌است. وی عضو کانون نویسندگان کُردستان و سوئد بود. گزیدهٔ اشعارِ شیرکو بیکس به بسیاری از زبان‌های دنیا، از جمله انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، سوئدی، دانمارکی، مجاری، آلمانی، عربی، ترکی و فارسی ترجمه شده‌است. سال ۲۰۰۱ جایزهٔ شعر پیره‌مێرد (پیرمرد)، شاعر بزرگ کُرد به وی اعطا شد. شیرکو روز چهارم اوت ۲۰۱۳ (مصادف با ۱۳ مرداد ماه ۱۳۹۲) در استکهلم درگذشت، پیکر او به عنوان اولین وزیر فرهنگ کردستان عراق با تشریفات رسمی به کردستان برگردانده و بنا به وصیّتش در پارک آزادی شهر سلیمانیه به خاک سپرده شد.
زندگی شیرکو تقریباً هم‌زمان با سرآغاز شعر نو در ادبیات کُرد بوده، او و همقطارانش توانستند در این مدت کوتاه شعر کُردی را به مرزهای تازه‌ای از ادبیات جهانی برسانند.

سید علی صالحی از شاعران مطرح معاصر و دبیر کانون نویسندگان ایران در مورد وی چنین می‌گوید: «شیرکو بی‌کس بلندآوازه‌ترین نام و شاعر جهانی ملت کُرد است که او را در ردیف شاعرانی چون فدریکو گارسیا لورکا، ناظم حکمت، یانیس ریتسوس، پابلو نرودا، آدونیس (شاعر) و محمود درویش می‌دانند اما برای من سفیر ستارگان شهید و اندوه‌سرای زندگان عذاب‌دیدهٔ کردستان است.»

از جمله دفترهای شعر این شاعر می‌توان از دو سرود کوهی، عقاب، رودبار، گرگ و میش، آفات، عطشم را شعله فرومی‌نشاند، دره پروانه‌ها، صلیب، مار و روز شمار یک شاعر و سایه نام برد که به زبان‌های فرانسوی، ایتالیایی، سوئدی، عربی ترجمه و چاپ شده‌اند. در ایران نیز در مجموعه‌هایی از او همچون منظومه بلند دره پروانه (ده‌ربه‌ندی په‌پووله) و آزادی، این واژه بی‌آبرو با همت محمد رئوف مرادی ترجمه و به چاپ رسیده‌است.

شیرکو بیکس چندین بار از طرف ملا کریکار از روحانیان دینی کردستان عراق، که در سال ۱۹۸۶ گروه «انصار الاسلام» را تشکیل داد، به خاطر شعرهای هنجارشکن ضد اسلامیش مورد تهدید قرار گرفت.

از وصیت‌نامه شیرکو بیکس:
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان

در پاییز
روزی فکرم را غربال کردم
روزی حقم را به غربال زدم
مقداری از
رنگ‌های مردان آوردم
از رنگ‌های زنان آوردم
درآمیختم‌شان
باهم سرند کردم
گیج شدم
گیج شدم
آنچه پایین ریخت
تنها مرد برد و مرد خورد
و هر آنچه بر روی سرند ماند
به زن رسید

من یک تنم و دو‌ سر
یک جسمم و دو سایه
اگر ابر بیاید و باران ببارد
خورشید بگریزد و شفق نمایان شود
چراغ بخوابد و ماه بالا رود
سایه‌ای که چون خود من است
با شتاب بسیار فرار میکند
و مرا جا میگذارد

اما آن دیگری
سایه‌ای ست
در تاریکی خانه‌ا‌م
در تاریکی اتاقم
زیر برف و باران
و زیر ایوان
و جلوی آینه و هرجای ‌دیگر
که هرگز نمی‌رود
و از من پیش نمی‌افتد
سایه‌ای‌ست
که نشسته در پشت جسمم
و چسپیده به موهایم
به صدایم و صورتم
سایه‌ای که بر روی سایه‌ی اولم
و بر روی جسمم ایستاده

من پاییز همیشگی این سرزمینم
من یک زنم ‌که همیشه دو سایه دارم
یک جسم دارم ‌و دو سایه
یکی از سایه‌ها
گاه و بی‌گاه و اینجا و آنجا
بالا میرود و رهایم میکند
اما دیگری که هرگز نمی‌رود
و دست از صدایم
و دست از صورتم
و دست از سرم
و دست از وجودم برنمی‌دارد
سایه‌ی مرد است

#شیر_کو_بیکس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#شعر_جهان

خوب می دانم که ما
ما، من و تو
هرگز سهم هم نخواهیم شد
گرچه دوشادوش هم رهسپار می شویم
چونان ریل هایی
که هرگز به یکدیگر نمی رسند.

دریغا که اگر بخواهیم
اندکی سوی هم آییم
واگن دل هایمان واژگونه خواهد شد
و آنگاه خواهی دید
چه نامه های عاشقانه ای
چه شیشه های عطر و
چه میعادگاه هایی که ویران می شود.
خواهی دید چه بوسه های خیس از بارانی جان خواهد داد.
خواهی دید
که در واژگونی این واگن های سرکش
چه بر سر هر دوی مان می آید.
خواهی دید...

#شیر_کو_بیکس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity