🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#دیالوگ_برتر

کی می دونه مثل من بودن چه حالی داره؟!
شما برای پول آدم می كشيد، اما من میكشم چون جلوی خودم رو نمی تونم بگيرم.
می كشم چون مجبورم بكشم.

🎬 ام 1931
👤 #فریتز_لانگ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#نقد_وبررسی📽


فیلم وصیت نامه دکتر مابوزه 1933 اثر #فریتز_لانگ

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#نقد_وبررسی


فیلم وصیت نامه دکتر مابوزه 1933 اثر #فریتز_لانگ

Das Testament des Dr. Mabuse


وصیت نامه دکتر مابوزه (1933) که دنباله ایست بر فیلم دکتر مابوزه قمارباز (۱۹۲۲)، آخرین فیلم آلمانی فریتس لانگ، پیش از دوره فیلمسازی اش در آمریکا، بود. در این فیلم که توسط شرکت نرو فیلم تولید شد، رودولف کلاین روگه، اتو ورنیکه، کارل مایکسنر، اسکار برگی، تئودور لوس، گوستاو دیزل و ورا لیسم نقش آفرینی کردند.
فیلمنامه فیلم نیز توسط لانگ و همسرش تئا فون هاربو، بر مبنای رمانی از نوربرت یاک نوشته شد.
این فیلم، از جایی شروع می شود که فیلم مابوزه قبلی تمام شده بود:
دکتر مابوزه که پس از دستگیری، به علت دیوانگی از مجازات اعدام رهایی یافته و در یک آسایشگاه روانی بستری شده بود، هر روزه مطالبی می نویسد. این مطالب ظاهرا دستورالعمل و نقشه انجام جرایم مختلف هستند. به نظر می رسد ذهن دکتر مابوزه همچنان در حال طراحی جرم و جنایت است. پرفسور باوم یکی از روان پزشکان آسایشگاه که به مطالعه مورد دکتر مابوزه علاقمند است، این یادداشت ها را برای انجام تحقیقات بیشتر جمع آوری می کند. روزی یکی از همکاران دکتر باوم به طور اتفاقی یادداشت های مابوزه را دیده و متوجه می شود این دستورالعمل ها شباهت زیادی به جرایم سازمان یافته ای که مدتی است در جامعه شیوع پیدا کرده، دارد. آیا باید این مساله به اطلاع پلیس برسد؟
از سوی دیگر، مامور پلیس سابق به نام هوفمایستر که به علت رسوایی مربوط به همکاری با باند بزرگ جعل اسکناس، از نیروی پلیس اخراج شده بود، در تلاش برای اعاده حیثیت با کمیسر لومان تماس گرفته و ادعا می کند سردسته باند را شناسایی کرده است. البته پیش از آنکه هوفمایستر هویت این فرد را برای لومان بازگو کند، تماس تلفنی به شکل مرموزی قطع می شود.
آیا امکان دارد، دکتر مابوزه که در آسایشگاه تحت نظر است، طراح واقعی سلسله جرایم سازمان یافته باشد؟ در این صورت، این طرح و نقشه ها چگونه به بیرون از آسایشگاه راه می یابد...؟
سال 1933، سال سرنوشت سازی در زندگی فریس لانگ بود. او در این سال هم از همسرش تئا فون هاربو، جدا شد و هم آلمان-جایی که بسیار دوست می داشت و به عنوان وطن دوم خود برگزیده بود- را ترک کرد. تئا فون هاربو که در بیشتر فیلم های آلمانی لانگ به عنوان فیلمنامه نویس حضور داشت، یک سال قبل رسما به عضویت حزب نازی در آمده بود. ظاهرا لانگ نسبت به این قضیه بی تفاوت بود تا زمانی که متوجه رابطه همسرش با جوانی کم سن و سال شد و در آن وقت، این دو از هم جدا شدند.
در اواخر مراحل تولید وصیت نامه دکتر مابوزه، حزب نازی در آلمان به قدرت رسید. وزیر تبلیقات هیتلر، یعنی یوزف گوبلز معروف، که ظاهرا شباهت هایی بین فیلم و اوضاع آن روز آلمان می دید، به این فیلم اجازه نمایش نداد. (برای مثال، عده ای بر این عقیده اند که دکتر مابوزه ای که در اتاق تیمارستان به سرعت مشغول نوشتن بود، احتمالا اشاره به هیتلری داشت که در دهه بیست و زمانی که در زندان بود، کتاب نبرد من را می نوشت).
یکی از مطالبی که لانگ علاقه زیادی به نقل آن داشت و ظاهرا اولین بار در دهه 40 میلادی آن را نقل کرد، داستان فرارش از آلمان بود. به گفته لانگ، یوزف گوبلز او را برای ملاقات فرا می خواند و بار دیگر یادآوری می کند که اکران فیلم وصیت نامه دکتر مابوزه ممکن نیست، ولی در عین حال به لانگ یک پیشنهاد می دهد که چیزی نیست جز ریاست صنعت فیلمسازی کشور. لانگ به او یادآوری می کند که مادرش در گذشته یهودی بوده و پدربزرگ و مادربزرگ مادری اش هنوز یهودی هستند. گوبلز پاسخ می دهد:"نگران نباشید، این ماییم که تعیین می کنیم چه کسی یهودی است و چه کسی نیست!"
لانگ که عمیقا به آینده کاری و سرنوشت خود در آلمان نازی بدبین بود، به ظاهر پاسخ می دهد که در مورد این پیشنهاد فکر خواهد کرد، ولی همان شب سوار بر قطاری به مقصد پاریس، از کشور فرار می کند.
البته امروزه عده ای از کارشناسان، روایت لانگ را زیر سوال برده و عقیده دارند تخیل لانگ تا حد زیادی به ماجرا شاخ و برگ داده است. در هر حال، حقیقت هر چه باشد، دو نکته بدیهی است: یکی اینکه لانگ به عنوان یکی از کارگردانان طراز اول آلمان، مورد توجه نازی ها و شخص گوبلز بود و دیگر اینکه وی با عجله آلمان را ترک کرد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity