🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 # 🗓 ۱۲ شهریور، زادروز شاعر و حکیم بزرگ ایرانی #ناصر_خسرو

🔖 ناصرخسرو کیست؟!
ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی، معروف به ناصرخسرو (۳۹۴–۴۸۱ ه‍. ق) از شاعران بزرگ فارسی‌زبان، فیلسوف، حکیم و جهانگرد ایرانی و از مبلغان مذهب اسماعیلی بود. وی در قبادیان در از توابع‌ بلخ متولد شد و در یمگان از توابع بدخشان، درگذشت. وی بر اغلب علوم عقلی و نقلی زمان خود از قبیل فلسفه، حساب، طب، موسیقی، نجوم و کلام تبحر داشت و در اشعار خویش به کرّات از احاطه داشتن خود بر این علوم تأکید کرده‌است. ناصر خسرو، به همراه (حافظ) و (رودکی) جزء سه شاعری است که کل قرآن را از برداشته‌است. وی در آثار خویش، از آیات قرآن برای اثبات عقاید خودش استفاده کرده‌است.
ناصر خسرو تا حدود ۴۰سالگی در دربار پادشاهان مشغول به کار بود و به ثروت‏ اندوزی و لذت‏ طلبی می پرداخت.
تا اینکه یک شب خوابی شگفت می بینید که روند زندگی او را دگرگون می کند:
«شبی در خواب دیدم که یکی مرا گفت چند خواهی خوردن از این شراب که خرد از مردم زایل کند، اگر به هوش باشی بهتر. من جواب گفتم که حکما جز این چیزی نتوانستند ساخت که اندوه دنیا کم کند. جواب داد که بیخودی و بیهوشی راحتی نباشد، حکیم نتوان گفت کسی را که مردم را بیهوشی رهنمون باشد، بلکه چیزی باید طلبید که خرد و هوش را به افزاید. گفتم که من این را از کجا آرم. گفت جوینده یابنده باشد، و پس سوی #قبله اشارت کرد و دیگر سخن نگفت. چون از خواب بیدار شدم، آن حال تمام بر یادم بود برمن کار کرد و با خود گفتم که از خواب دوشین بیدار شدم باید که از خواب چهل ساله نیز بیدار گردم.»
و ظاهرا همین خواب، باعث دست شستن وی از مناصب دیوانی و زمینه ساز سفرِ حج وی می گردد .
در دیوان اشعار خود در این باره سروده است:
ای برادر، گر ببینی مرمرا
باورت ناید که من آن ناصرم

چون دگرگون شد همه احوال من
گر نشد دیگر به گوهر عنصرم؟...


جالب است بدانید که ناصر خسرو، نخستین کسی است که سفرنامه‌ی حج نوشته است.

دومین نفری که چنین کرده است ابن جبیر از قرناطه اسپانیاست که ١٣۵ سال پس از وی به حج رفته و سومین نفر ابن بطوطه مراکشی است که ٢٧۶ سال پس از ناصرخسرو سفرنامه حج نوشته است.
جالب است بدانیم که #مارکوپولوی مشهور ٢٢۴ سال پس از ناصرخسرو سفرنامه خود را نوشته و به هیچ وجه دقت ناصرخسرو را ندارد. پس از این سه تن، کسان بسیاری چه از کشورهای اسلامی و چه از اروپا، آمریکا، آسیا، و استرالیا به حج رفته و گزارش سفر خود را نوشته اند، اما نه تنها ناصرخسرو در این کار پیشرو بوده است، بلکه سفرنامه او از هر نظر بر تارک همه این کتاب‌ها می‌درخشد.
ناصرخسرو در کتاب سفرنامه، اطلاعات گران‌بهائی در مورد دنیای اسلامی نیمه اول قرن پنجم هجری می‌دهد، زیرا او از بزرگترین شهرهای آن زمان و مهمترین مراکز علمی و دینی آن زمان بازدید می‌کند.
شخصیت #ناصر_خسرو_بلخی ؛
ناصر خسرو بلخی ،یکی از #شاعران و #نویسندگان #درجه_اول #ادبیات_پارسی است که در #فلسفه و #حکمت دست داشته، آثار او از گنجینه‌های ادب و فرهنگ ما محسوب می‌گردند. او در #خدا_شناسی و #دینداری سخت استوار بوده‌ است، و مناعت طبع، بلندی همت، عزت نفس، صراحت گفتار، و خلوص او از سراسر گفتارش آشکار است. ناصر در یکی از قصاید خویش می‌گوید که به یمگان افتادنش از بیچارگی و ناتوانی نبوده، او در سخن توانا است، و از سلطان و امیر ترس ندارد، شعر و کلام او سحر حلال است. او شکار هوای نفس نمی‌شود، او به یمگان از پی مال و منال نیامده‌ است و خود یمگان هم جای مال نیست. او بنده روزگار نیست، چرا که بندهٔ آز و نیاز نیست، این آز و نیازند که انسان به درگاه امیر و سلطان می‌آورند و می‌مانند. ناصر جهان فرومایه را به پشیزی نمی‌خرد. (از زبان خود ناصر خسرو). او به آثار منظوم و منثور خویش می‌نازد، و به علم و دانش خویش فخر می‌کند، این‌کار او گاهی خواننده را وادرا می‌کند که ناصر به یک شخص خود ستا و مغرور به خودپرست قلمداد کند.
ولی برخی از فرهنگیان میگویند:ناصر خسرو بلخی مردی است با مناعت طبع، خرسند و فروتن، در برابر رویدادها و سختی‌ها بردبار، اندیشه‌ورز، در راه رسیدن به هدف پای می‌فشارد. ناصر خسرو دربارهٔ خود چنین می‌گوید:
گه نرم و گه درشت چون تیغ/پند است نهان و آشکارم
با جاهل و بی خرد درشتم/با عاقل نرم و بردبارم