🔴#طبیعت

چون مادرِ مشتاقی که در روز
دست کودک خود را میگیرد
واو را به بستر می برد،
و کودک،نیمی به رضا ونیمی به نارضا
به همراه او می رود
و بازیچه های شکستهٔ خود را
بر زمین به جای می نهد،

در حالی که از شکاف در هنوز بر آنها چشم دوخته؛
نه یکسره مطمئن و نه یکسره آسوده خاطر،
از گفتهٔ مادر که به او
وعدهٔ بازیچه های دیگر می دهد،
که چه بسا ممکن است زیباتر باشند،
شاید او را خوشتر نیایند؛

بدینگونه است رفتارِ طبیعت باما؛
بازیچه های ما را یک یک از ما می رباید
و دست ما را می گیرد
و چنان به نرمی ما را به آرامگاه خود می برد

که به دشواری می توان دانست
که مایل به رفتن هستیم یا نه،
زیرا چنان خواب آلوده ایم،که نمی فهمیم که ناشناخته ها،از شناخته ها تا چه پایه برتراَند.

گزیده اشعارِهنری #لانگ_فلو
ترجمه: #محمدعلی_اسلامی_ندوشن
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw