🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴##موسیقی_ایرانی
#لطف_الله_مجد
هنرِ شادروان استاد"لطف الله مجد" را بیشتر باید از صدای لطیف و شفافِ تک مضراب هایش شناخت. زنده یاد استاد "لطف الله مجد"، همچون مرحوم "رضا ورزنده" و شادروان "مجتبی میرزاده" استعدادی درخشان بود که بر سرزمینی بی بار و بَر رویید، خودرو و خودساخته رشد کرد و گل داد. از این نوازندگان استاد ندیده، اما استاد، در هر نسلی بوده است. فقرِ فرهنگِ عمومی، قحطِ عنایت به موسیقی در جامعه ای هنرمندکش، اینان را به مرگی زودهنگام از بین برده است، اما نتوانسته مانعِ شکوفایی و بارآوری شان شود.
اینان با رنجِ تمام و خودآموزی مدام، آهسته آهسته در کنار هنرمندان و استادانی نشستند، که از جایگاهی فرهیخته تر و زندگانی ای مرفه تر و مطمئن تر برآمده بودند و آموزشهای کاملی را دیده بودند. تاریخِ موسیقی ما و تحلیل های آینده، خود، ارزیابی منصفانه و اندیشیده ای را به این گلهای اصیل و خودرو اختصاص خواهد داد و باز هم نمایان خواهد کرد که حسن عاقبت و ماندگاری، به عنایتی است که از سوی خداوندِ هنرآفرین به برخی جانهای حساس و برگزیده، اعطا می شود.
استاد "مجد"، از جمله هنرمندانی بود كه همكاری اش با راديو، به روزهای آغازِ فعاليت راديو در ايران برمی گردد. آنان كه در اين همه سال، شنونده برنامه های راديو ايران بوده اند، خاصه آنهايی كه به موسيقی ايرانی شيفتگی دارند و برنامه های راديو را پيوسته شنونده بوده اند، بی گمان به ياد دارند كه در طول اين همه سال، چه بسيار صدای سازِ"لطف الله مجد" را شنيده اند و چه بسيار كه دل به طنينِ زخمه هایی سپرده اند كه از سراپرده ی تار"مجد" برمی خاسته است.
وی پيوسته دلخوش از اين بود كه با سازِ خود توانسته است، عالَمی داشته باشد و دلخوش تر، از اين بود كه وقتی سازش را در پناه جانش می گيرد، فرصتی دارد تا فريادهايی از شور و عشق و راز و نياز را با خود و با او زمزمه كند و چنين بود كه اغلب می گفتند، سازِ "مجد" تنها صدای خوش نيست، بلكه مجموعه ای از گفت و شنودهايی است كه دريافتش و دريافتنِ راستينش، مي تواند موجبِ ناب ترين لذتها بشود. بعد از نسلِ قديمِ نوازندگانِ تار در راديو، مانند"علی اكبرخان شهنازی" و"مرتضی خان نی داوود"، او و زنده یاد "جليل شهناز" نسل جديد تار نوازان راديو بودند كه در آن روزگار، محبوبيتِ بسياری يافتند. "لطف الله مجد" يكي از آن نوازندگانی بود كه همه جا ساز نمی زد و صدای سازش را در هر مكاني نمی شد شنيد. او يكی از نوازندگانِ خوب و باارزش برنامه ی گلهای جاويدان بود كه با دعوتِ زنده یاد "داوود پير نيا" از او، يكی از همكاران دائمی آن برنامه شد.
استاد "مجد" از بين نوازندگانِ آن دوران به "ابوالحسن صبا"، "حسين تهرانی" و "مرتضی محجوبی" علاقه ی زیادی داشت. از بين خوانندگان نیز، "اديب خوانساری" و "بنان" دوستانِ مورد توجهش بودند. با "بنان" و "اسماعيل نواب صفا" و "ابوالحسن ورزی"، بسيار دوستی و معاشرت می کرد. سالها در اداره های دولتی با كمال صداقت و پاكی به كار مشغول بود و در كنجِ قناعت، با ساز خويش عالمی داشت. او در نوازندگی تار، چيره دست بود. تكنيكی داشت كه خاصِ خودش بود. نواختنِ تار را اول بار از طريق پسرعمويش شناخته و آموخته بود.
او علاوه بر اينكه خودش اهلِ ذوق بود، و علاوه بر اينكه تكنيك خاصی در نوازندگی داشت، با اين همه تا حدودی هم متأثر از تكنيك نوازندگی مرحوم استاد "عبدالحسين خان شهنازی" بود و تا حدودی هم از روی پنجه استاد "احمدعبادی"، كار مي كرد. ناگفته نماند كه او در نوازندگی خودساخته بود، بی آنكه پيش كسی مشق كند و تعليم ببيند، از سرِ ذوق و علاقه ای كه داشت، توانست به راز نواختن تار دست پيدا كند و بعدها هم به درجه استادی برسد. تكنيكِ او چنان بود كه هر كس صدای سازش را می شنيد، بلافاصله می فهميد كه آنچه می شنود، صدای ساز "لطف الله مجد" است. به طور كلی می توان گفت، كه بسيار شیرین كار می كرد و زيبايی و ظرافت كارش در پنجه و مضرابش بود.
در دفترچه اثر به قلم "محمدرضا شرایلی" آمده است:
"لطفالله مجد" (۱۳۵۷-۱۲۹۶) یکی از این جوانانی بود که چندماه پس از روی کار آمدن "وزیری" در سن حدود ۲۵ سالگی برای نوازندگی تار در آزمون ورودی رادیو شرکت کرد و پس از نواختن چند قطعه در چهارگاه و قبولی در آزمونِ عملی به اجرای تکنوازی در رادیو پرداخت. وی خودآموخته بود و تار را نزد استادی مشق نکرده بود و تنها ذوق سرشار و استعداد خداداد راهنمای آموختن تارنوازیاش بود. او با شنیدن صفحاتِ گرامافونِ قدیمی و تمرین شنیدههایش نوازندهی قابلی شده بود...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴##موسیقی_ایرانی
#لطف_الله_مجد
هنرِ شادروان استاد"لطف الله مجد" را بیشتر باید از صدای لطیف و شفافِ تک مضراب هایش شناخت. زنده یاد استاد "لطف الله مجد"، همچون مرحوم "رضا ورزنده" و شادروان "مجتبی میرزاده" استعدادی درخشان بود که بر سرزمینی بی بار و بَر رویید، خودرو و خودساخته رشد کرد و گل داد. از این نوازندگان استاد ندیده، اما استاد، در هر نسلی بوده است. فقرِ فرهنگِ عمومی، قحطِ عنایت به موسیقی در جامعه ای هنرمندکش، اینان را به مرگی زودهنگام از بین برده است، اما نتوانسته مانعِ شکوفایی و بارآوری شان شود.
اینان با رنجِ تمام و خودآموزی مدام، آهسته آهسته در کنار هنرمندان و استادانی نشستند، که از جایگاهی فرهیخته تر و زندگانی ای مرفه تر و مطمئن تر برآمده بودند و آموزشهای کاملی را دیده بودند. تاریخِ موسیقی ما و تحلیل های آینده، خود، ارزیابی منصفانه و اندیشیده ای را به این گلهای اصیل و خودرو اختصاص خواهد داد و باز هم نمایان خواهد کرد که حسن عاقبت و ماندگاری، به عنایتی است که از سوی خداوندِ هنرآفرین به برخی جانهای حساس و برگزیده، اعطا می شود.
استاد "مجد"، از جمله هنرمندانی بود كه همكاری اش با راديو، به روزهای آغازِ فعاليت راديو در ايران برمی گردد. آنان كه در اين همه سال، شنونده برنامه های راديو ايران بوده اند، خاصه آنهايی كه به موسيقی ايرانی شيفتگی دارند و برنامه های راديو را پيوسته شنونده بوده اند، بی گمان به ياد دارند كه در طول اين همه سال، چه بسيار صدای سازِ"لطف الله مجد" را شنيده اند و چه بسيار كه دل به طنينِ زخمه هایی سپرده اند كه از سراپرده ی تار"مجد" برمی خاسته است.
وی پيوسته دلخوش از اين بود كه با سازِ خود توانسته است، عالَمی داشته باشد و دلخوش تر، از اين بود كه وقتی سازش را در پناه جانش می گيرد، فرصتی دارد تا فريادهايی از شور و عشق و راز و نياز را با خود و با او زمزمه كند و چنين بود كه اغلب می گفتند، سازِ "مجد" تنها صدای خوش نيست، بلكه مجموعه ای از گفت و شنودهايی است كه دريافتش و دريافتنِ راستينش، مي تواند موجبِ ناب ترين لذتها بشود. بعد از نسلِ قديمِ نوازندگانِ تار در راديو، مانند"علی اكبرخان شهنازی" و"مرتضی خان نی داوود"، او و زنده یاد "جليل شهناز" نسل جديد تار نوازان راديو بودند كه در آن روزگار، محبوبيتِ بسياری يافتند. "لطف الله مجد" يكي از آن نوازندگانی بود كه همه جا ساز نمی زد و صدای سازش را در هر مكاني نمی شد شنيد. او يكی از نوازندگانِ خوب و باارزش برنامه ی گلهای جاويدان بود كه با دعوتِ زنده یاد "داوود پير نيا" از او، يكی از همكاران دائمی آن برنامه شد.
استاد "مجد" از بين نوازندگانِ آن دوران به "ابوالحسن صبا"، "حسين تهرانی" و "مرتضی محجوبی" علاقه ی زیادی داشت. از بين خوانندگان نیز، "اديب خوانساری" و "بنان" دوستانِ مورد توجهش بودند. با "بنان" و "اسماعيل نواب صفا" و "ابوالحسن ورزی"، بسيار دوستی و معاشرت می کرد. سالها در اداره های دولتی با كمال صداقت و پاكی به كار مشغول بود و در كنجِ قناعت، با ساز خويش عالمی داشت. او در نوازندگی تار، چيره دست بود. تكنيكی داشت كه خاصِ خودش بود. نواختنِ تار را اول بار از طريق پسرعمويش شناخته و آموخته بود.
او علاوه بر اينكه خودش اهلِ ذوق بود، و علاوه بر اينكه تكنيك خاصی در نوازندگی داشت، با اين همه تا حدودی هم متأثر از تكنيك نوازندگی مرحوم استاد "عبدالحسين خان شهنازی" بود و تا حدودی هم از روی پنجه استاد "احمدعبادی"، كار مي كرد. ناگفته نماند كه او در نوازندگی خودساخته بود، بی آنكه پيش كسی مشق كند و تعليم ببيند، از سرِ ذوق و علاقه ای كه داشت، توانست به راز نواختن تار دست پيدا كند و بعدها هم به درجه استادی برسد. تكنيكِ او چنان بود كه هر كس صدای سازش را می شنيد، بلافاصله می فهميد كه آنچه می شنود، صدای ساز "لطف الله مجد" است. به طور كلی می توان گفت، كه بسيار شیرین كار می كرد و زيبايی و ظرافت كارش در پنجه و مضرابش بود.
در دفترچه اثر به قلم "محمدرضا شرایلی" آمده است:
"لطفالله مجد" (۱۳۵۷-۱۲۹۶) یکی از این جوانانی بود که چندماه پس از روی کار آمدن "وزیری" در سن حدود ۲۵ سالگی برای نوازندگی تار در آزمون ورودی رادیو شرکت کرد و پس از نواختن چند قطعه در چهارگاه و قبولی در آزمونِ عملی به اجرای تکنوازی در رادیو پرداخت. وی خودآموخته بود و تار را نزد استادی مشق نکرده بود و تنها ذوق سرشار و استعداد خداداد راهنمای آموختن تارنوازیاش بود. او با شنیدن صفحاتِ گرامافونِ قدیمی و تمرین شنیدههایش نوازندهی قابلی شده بود...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته