🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#مادرم
هرشب ازقاب عکس بیرون می اید
چرخی درخانه می زند
کنارتختم می نشیند
دلشوره هایم راازروی موهایم کنارمی زند
پانسمان قلب مجروح مراعوض می کند
ودوباره به قاب برمی گردد
مادرم چه درخاک چه درقاب
همیشه خندان،امادلواپس است

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔴#مادرم_راست_میگفت:
همیشه که نبایدحرف زد؛
گاهی در گوشه ای
ارام بگیر
خدا تمام حرف های ناگفته ی تو را میداند
با بغض به سراغش برو؛

گاهی باید سکوت کرد
مطمئن باش،
خدا پاسخگو خواهد بود
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#مادرم
شبیه فانوس بود
و هربار که از سوختن خسته می شد !
یکی دوباره
نفت را
به جانش می ریخت
یکی دوباره
آتشش میزد ...

پدرم ولی
سفت و سخت بود
یک کمد چوبی !
از جنس گردو
که توی سینه اش
همیشه چیزهایی داشت
که می شد پوشید
و تنهایی را
زیرش پنهان کرد ...

پنجره ..
آنقدر شبیه برادرم بود
که هر بار از آنجا
به زنی زیبا خیره می شدم
تکه ای ابر
منتظر بود تا با اشاره ای !
صورتش را ببوسد

خواهرم را پیدا نمیکنم !
شاید این شمعدانی کنار برادرم
شاید آن رومیزی گلدار زیر مادرم
و شاید ترمه ای بنفش
توی سینه ی بابا ....
زندگی گاهی
از ما اشیا می ساخت !

ولی من
حواسم بود که پرنده باشم
با بال های آبی رنگ
که از فکرهای برادرم بزنم بیرون
مادرم را گاهی خاموش کنم
روی شانه های بابا خستگی ام را در کنم
و برای ترمه ها ی بنفش
شعرم را بخوانم
ولی پرنده ی سفالی آبی رنگ .....

#تقدیم_به_همه_مادرها_و_پدرهای_ایرانشهرم


https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#مادرم شعرهای زیادی می دانست که حتی خیلی از آنها در هیچ کتابی نبود و به دلایلی که برای خود من روشن نیست، بسیاری از آنها را حفظ کرده بودم. شاید به این خاطر که او را خوشحال کرده باشم.
تا به امروز بسیاری از ترانه ها و آهنگ های شاد و آواز هایی را که مادرم به من آموخت، به یادم مانده است. هرگز یادم نیست که توانسته باشم که شماره گواهینامه ام را به یاد آورده باشم و حتی گاهگاهی بوده که نتوانسته ام شماره تلفن خود را به یاد بیاورم ولی زمانی بوده که آوازی را برای یک بار شنیده ام اما هرگز ریتم یا آهنگ آن را فراموش نکرده ام. فکر می کنم تا ابد این همه آهنگ در مغزم زمزمه شوند. من آوازهای آفریقایی، چینی، تاهیتی، آلمانی و فرانسوی زیادی را بلدم و البته آوازهایی که مادرم به من آموخت…

#آوازهایی_که_مادرم_بمن_آموخت
(کتاب خاطرات مارلون براندو)
#رابرت_لینزی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#مادرم به من نگفت دوستم دارد
وقت نداشت
دستش همیشه بند بود
من اما دوست داشتنش را
زنگ های تفریح
در سیب قرمزی که ته کیفم گذاشته بود
گاز میزدم....!!

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#مادرم پای تنور گفت: پسر جان بشنو
شیخ میگفت خدا دوزخ ِ سوزان دارد

گفتم ای مادر من دوزخ ِ ما دنیایی‌ست
که همان شیخ در آن خانه و دکّان دارد...

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ مى ﮔﻮﯾﺪ:
ﺍﺯ ﻫﺮ کسی ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ی ﺧﻮﺩﺵ توقع ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ
ﺍﺯ ﻋﻘﺮﺏ ﺗﻮقع ﻣﺎﭺ ﻭ ﺑﻮﺳﻪ ﻭ ﺑﻐﻞ
ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ‌‌‌‌‌!

ﺍﻻﻍ ﮐﺎﺭﺵ ﺟﻔﺘﮏ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﺍﺳﺖ
ﺳﮓ ﻫﻢ ﮔﺎهى ﮔﺎﺯ مى ﮔﯿﺮﺩ،
ﮔﺎهى ﺩمى ﺗﮑﺎﻥ مى دهد.

ﮔﺮﺑﻪ ﻫﻢ ﺗﮑﻠﯿﻔﺶ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺳﺖ.
ﺣﺎﻻ تو هی ﺑﯿﺎ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍ
مچ ﺑﮑﻦ ﺗﻮیِ ﮐﻮﺯﻩ یِﻋﺴﻞ، ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺩﻫﻦ ﺁﺩﻡ ﻧﺎﻧﺠﯿﺐ.

ﺭﺍﺳﺖ مى ﮔﻮﯾﺪ
ﺗﻮﻗﻌﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﮐﻢ ﮐنى،
ﻏﺼﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﻫﻢ ﮐﻢ مى ﺷﻮﻧﺪ
ﺭﺍحت تر ﻫﻢ ﺯﻧﺪگى مى كنى

#سیمین_بهبهانی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#مادرم
ایران زمین
چقدرطول می کشد
بردشت هایت گل های سوسن
وسنبل بروید
شادی درگوچه وپس کوچه های
شهرهایت بپیچد
مادرم
ایران زمین
چقدرطول می کشد
فرزندانت
شادی رالمس کنند

#Zartosht


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم

#ظروف_هخامنشی
#مادرم
#وطن_نازنینم
دردت بجانم
به که بسپارمت
که غروبت راستایش کند
وقت دلتنگی هایش
دردشت هایت اشک بریزد
وگویدتورادارم دیگرچه باک
به که بسپارمت غمخوارت باشد

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity