🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ادبیات
«من همهی قدرتم را به کار میبرم تا این دنیا را ــ که جایی برای من در آن وجود ندارد ــ انکار کنم. و هرچه بیشتر دستهایم را دراز میکنم، بیشتر آنچه موردِ علاقهی من است از من دور میشود. نتیجتاً من خواهشِ تن را به قیمتِ زندگیام انکار میکنم. و نویسندگی را به قیمتِ بقیهی چیزها.»
از رمانِ «مرگِ کثیف»، نوشتهی پییرژان رمی، ترجمهی مرتضی کلانتریان، انتشاراتِ آگاه، ۱۳۵۶
گم کرده بودم این کتاب را. یعنی یکی کتاب را برد و نیاورد. بیستوسه سال پیش شاید. روزهایی که فکر میکردم میشود کتاب را سپرد دستِ کسی و پس گرفت. نُه سال پیش که دوباره در یک کتابفروشی پیدایش کردم، یکراست رفتم سراغِ صفحهی ۱۱۷ که ببینم این تکّه را درست به خاطر سپردهام یا نه. سرِ جایش بود. همانقدر تکاندهنده. همانقدر حقیقی. همانقدر دردناک. کتابهایی هستند که هیچوقت فراموش نمیشوند.
#محسن_آزرم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ادبیات
«من همهی قدرتم را به کار میبرم تا این دنیا را ــ که جایی برای من در آن وجود ندارد ــ انکار کنم. و هرچه بیشتر دستهایم را دراز میکنم، بیشتر آنچه موردِ علاقهی من است از من دور میشود. نتیجتاً من خواهشِ تن را به قیمتِ زندگیام انکار میکنم. و نویسندگی را به قیمتِ بقیهی چیزها.»
از رمانِ «مرگِ کثیف»، نوشتهی پییرژان رمی، ترجمهی مرتضی کلانتریان، انتشاراتِ آگاه، ۱۳۵۶
گم کرده بودم این کتاب را. یعنی یکی کتاب را برد و نیاورد. بیستوسه سال پیش شاید. روزهایی که فکر میکردم میشود کتاب را سپرد دستِ کسی و پس گرفت. نُه سال پیش که دوباره در یک کتابفروشی پیدایش کردم، یکراست رفتم سراغِ صفحهی ۱۱۷ که ببینم این تکّه را درست به خاطر سپردهام یا نه. سرِ جایش بود. همانقدر تکاندهنده. همانقدر حقیقی. همانقدر دردناک. کتابهایی هستند که هیچوقت فراموش نمیشوند.
#محسن_آزرم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity