🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# «محمد صالح علا» از نخستین عشق خود روایتی را منتشر کرده که بخش هایی از آن را در ادامه می خوانید:
پنجشنبه 14 اسفند ساعت 11 صبح من عاشق شدم، هوا ابری بود و همه بارانهای عالم سر من میریخت. گفتن از آن روز که عاشق شدم چه خوب است. مثل این است که روی زخمی را بخارانی نه بیشتر. پیشتر. عشق مثل دامنی گر گرفته است، هر طرف که میدوی شعلهورتر میگردی. چیزی به ظهر نمانده بود. تا سه شمردم و پنجره را باز کردم و ناگهان عاشق شدم. روزی که من عاشق شدم عالم توفانی شد. پنجرهها، درها باز و بسته میشدند و شرق و شورش به هم خوردند. شیشهها میریختند و آینه ترک برداشت. قیامت بود. روزی که من عاشق شدم دریای مازندران با جنگل و اغلب درختان عازم من بودند. کوهها کج و مج میشدند. غوغایی بود. آن روز اگر به اصفهان میرفتم شیراز به استقبالم میآمد. من تا سه شمردم و پنجره را باز کردم. از همه جا صدای اذان میآمد، من هم از روی سپاسگزاری دولا شدم و دست خودم را بوسیدم. همان دست که پنجره را باز کرده بود. من با وضو عاشق شدم. چون خودم پیشپیش خبر داشتم. میدانستم حافظ برایم پیغام داده بود. دانشجو بودم. دانشجوی کارگردانی.
یک روز میرفتم حوالی دانشگاه تهران کتابی پیدا کنم از مارتین اسلیم درباره کرگدن اوژن یونسکو، سر فرصت پیاده شدم. آن طرف پیرمردی را دیدم گریه میکرد. پرسیدم «اِبسسِ چرا گریه میکنی؟» با بغضی گفت: «پولمو نداد و رفت...» گفتم: «کی؟» گفت: «فال ازم خرید. پاکت را پاره کرد، فالش را دید، پول نداده گذاشت و رفت.» گفتم: «عیبی نداره بده به من. خودم عاشق فال خوانده شده، کاسه لب پر، اشک ریختهام.»
فال را گرفتم.
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم
با کافران چه کارت؟ گر بت نمیپرستی
حالا من تا سه شماره عاشق شدم. خدای نکرده اگر تا هفت میشمردم چی میشدم! زمین غمگین بود. روزی که من عاشق شدم. زمین متبسم شد و سراسیمه دور خورشید میچرخید، جوری که عالم فقط دو فصل میشد. برای عاشق یا بهار است یا پاییز روزی که من عاشق شدم به سختی شب شد. آن هم چه شبی. بیپایان!
شبی که ماه مفقود شده بود. با این وجود نمیدانم از کجا لایه نازکی از مهتاب روی همه چیز کشیده بودند و من یکسره بیدار بودم که شب اول هیچ عاشقی نخوابیده. نمیخوابد. چون تا سحر میخانه دلدار باز است با آن دو چشم آهویی خیالبازیها میکردم. پدر و مادرم هم بیدار بودند. چنان که گفتوگوی ایشان را میشنیدم. گفتوگوی والدینم مناجات بود. پدرم میفرمودند: خانم! پسرمان به سلامتی عاشق شده است و مادرم آهسته آهسته به نجوا میگفتند: «اسپند دود میکنم. عشق در خانه ما شگون دارد.»
بعد سر میچرخانیدند رو به آسمان و میگفتند: «خدایا! بارلها! همه بچههای این سرزمین عاشق باشند. صدقه سر آنها بچههای من هم عاشق باشند.»
من گر گرفته، میلرزیدم و شب تکان نمیخورد. هر چه هلاش دادیم آن شب میلی به صبح نمیداشت. پدر و مادرم بیدار بودند و حرف زدن از عشق برایم بیعفتی بود. بنابراین زبان بسته و بیواژه با خودم گفتوگو میکردم. از خودم میپرسیدم چرا عاشق شدم. که هنوز نمیدانستم امر ذاتی قابل تحلیل نیست. یعنی نمیتوانی بپرسی گل چرا گل شده؟
البته در منزل ما همیشه خدا کاغذ بود، غیر از کاغذ و قلم باید دستی هم باشد که بنویسد: «بسم الله الرحمن الرحیم، من عاشق شما شدهام. مرا ببخشید گستاخی کردم عاشق شما شدهام. میخواهم به وسیله این کاغذ از شما اجازه بگیرم. اجازه میفرمایید من گاهی خوابتان را ببینم؟ ببخشید دست خودم نیست آن چشمهای محترمتان قلب ما را میلرزاند.
ابن قیم می گوید: «نشانه دیگر آن است که وقتی معشوق به عاشق می نگرد، عاشق چشم هایش را ببندد و یا به زمین بدوزد زیرا از عشق می هراسد و شرم دارد.
..
عشق از جمله پدیده هایی است که معدود نمی شود. عشق اول و دوم و سوم و...ندارد یعنی عشق یکی است و آدمی تنها یکبار عاشق می شود، چنانکه آن روز پنجشنبه 14اسفند، من عاشق شدم، چنان که عصاره آن عشق سی و چند ساله است و یک پسر دارد.»
#محمد_صالح_علاء
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# «محمد صالح علا» از نخستین عشق خود روایتی را منتشر کرده که بخش هایی از آن را در ادامه می خوانید:
پنجشنبه 14 اسفند ساعت 11 صبح من عاشق شدم، هوا ابری بود و همه بارانهای عالم سر من میریخت. گفتن از آن روز که عاشق شدم چه خوب است. مثل این است که روی زخمی را بخارانی نه بیشتر. پیشتر. عشق مثل دامنی گر گرفته است، هر طرف که میدوی شعلهورتر میگردی. چیزی به ظهر نمانده بود. تا سه شمردم و پنجره را باز کردم و ناگهان عاشق شدم. روزی که من عاشق شدم عالم توفانی شد. پنجرهها، درها باز و بسته میشدند و شرق و شورش به هم خوردند. شیشهها میریختند و آینه ترک برداشت. قیامت بود. روزی که من عاشق شدم دریای مازندران با جنگل و اغلب درختان عازم من بودند. کوهها کج و مج میشدند. غوغایی بود. آن روز اگر به اصفهان میرفتم شیراز به استقبالم میآمد. من تا سه شمردم و پنجره را باز کردم. از همه جا صدای اذان میآمد، من هم از روی سپاسگزاری دولا شدم و دست خودم را بوسیدم. همان دست که پنجره را باز کرده بود. من با وضو عاشق شدم. چون خودم پیشپیش خبر داشتم. میدانستم حافظ برایم پیغام داده بود. دانشجو بودم. دانشجوی کارگردانی.
یک روز میرفتم حوالی دانشگاه تهران کتابی پیدا کنم از مارتین اسلیم درباره کرگدن اوژن یونسکو، سر فرصت پیاده شدم. آن طرف پیرمردی را دیدم گریه میکرد. پرسیدم «اِبسسِ چرا گریه میکنی؟» با بغضی گفت: «پولمو نداد و رفت...» گفتم: «کی؟» گفت: «فال ازم خرید. پاکت را پاره کرد، فالش را دید، پول نداده گذاشت و رفت.» گفتم: «عیبی نداره بده به من. خودم عاشق فال خوانده شده، کاسه لب پر، اشک ریختهام.»
فال را گرفتم.
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم
با کافران چه کارت؟ گر بت نمیپرستی
حالا من تا سه شماره عاشق شدم. خدای نکرده اگر تا هفت میشمردم چی میشدم! زمین غمگین بود. روزی که من عاشق شدم. زمین متبسم شد و سراسیمه دور خورشید میچرخید، جوری که عالم فقط دو فصل میشد. برای عاشق یا بهار است یا پاییز روزی که من عاشق شدم به سختی شب شد. آن هم چه شبی. بیپایان!
شبی که ماه مفقود شده بود. با این وجود نمیدانم از کجا لایه نازکی از مهتاب روی همه چیز کشیده بودند و من یکسره بیدار بودم که شب اول هیچ عاشقی نخوابیده. نمیخوابد. چون تا سحر میخانه دلدار باز است با آن دو چشم آهویی خیالبازیها میکردم. پدر و مادرم هم بیدار بودند. چنان که گفتوگوی ایشان را میشنیدم. گفتوگوی والدینم مناجات بود. پدرم میفرمودند: خانم! پسرمان به سلامتی عاشق شده است و مادرم آهسته آهسته به نجوا میگفتند: «اسپند دود میکنم. عشق در خانه ما شگون دارد.»
بعد سر میچرخانیدند رو به آسمان و میگفتند: «خدایا! بارلها! همه بچههای این سرزمین عاشق باشند. صدقه سر آنها بچههای من هم عاشق باشند.»
من گر گرفته، میلرزیدم و شب تکان نمیخورد. هر چه هلاش دادیم آن شب میلی به صبح نمیداشت. پدر و مادرم بیدار بودند و حرف زدن از عشق برایم بیعفتی بود. بنابراین زبان بسته و بیواژه با خودم گفتوگو میکردم. از خودم میپرسیدم چرا عاشق شدم. که هنوز نمیدانستم امر ذاتی قابل تحلیل نیست. یعنی نمیتوانی بپرسی گل چرا گل شده؟
البته در منزل ما همیشه خدا کاغذ بود، غیر از کاغذ و قلم باید دستی هم باشد که بنویسد: «بسم الله الرحمن الرحیم، من عاشق شما شدهام. مرا ببخشید گستاخی کردم عاشق شما شدهام. میخواهم به وسیله این کاغذ از شما اجازه بگیرم. اجازه میفرمایید من گاهی خوابتان را ببینم؟ ببخشید دست خودم نیست آن چشمهای محترمتان قلب ما را میلرزاند.
ابن قیم می گوید: «نشانه دیگر آن است که وقتی معشوق به عاشق می نگرد، عاشق چشم هایش را ببندد و یا به زمین بدوزد زیرا از عشق می هراسد و شرم دارد.
..
عشق از جمله پدیده هایی است که معدود نمی شود. عشق اول و دوم و سوم و...ندارد یعنی عشق یکی است و آدمی تنها یکبار عاشق می شود، چنانکه آن روز پنجشنبه 14اسفند، من عاشق شدم، چنان که عصاره آن عشق سی و چند ساله است و یک پسر دارد.»
#محمد_صالح_علاء
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#امروز_در_تاریخ
آدینه ۰۷ تیر ۱۳۹۸ خورشیدی
مصاذف ۲۸ ژوئن ۲۰۱۹ میلادی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#محبوب_من!
این زنبیلی است که من در صف گذاشتهام.
اگر این صف به ترتیب حروف الفبایی نام عاشقهاست،
اسم من عباس کیارستمی است.
اگر به ترتیب ورود به این دنیاست، من حضرت آدمم.
اگر به ترتیب آنهاست که مقتول گشتهاند، من هابیلم.
اگر به ترتیب قد است، من برج بابلم.
اگر به ترتیب داستان است، من گیلگمشم.
اگر به ترتیب عاشقان است، من فرهادم.
اگر به ترتیب مظلومیت است، من یوسفم.
اگر به ترتیب غزل است، صلاح کار کجا و من خراب کجایم.
اگر به بلندی راه است، من راه ابریشمم.
اگر به بلندی دیوار است، دیوار چینم...
آن که سر صف ایستاده منم.
#محمد_صالح_علاء
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#رویدادها
⚖️روز قوه قضاییه
⏪۱۳۶۰خ - انفجار در دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت هفتاد و دو تن از برجستگان انقلاب و در رأس آنها آيت اللَّه بهشتی و محمد منتظری از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران
⏪۱۳۶۶خ - بمباران شیمیایی سردشت
⏪۱۳۸۷خ - تخریب برج خنککننده رآکتور اتمی یونگبیون توسط کره شمالی پس از توافق با آمریکا به نشانه کنارگذاشتن برنامههای مخفیانه اتمی خود
⏪۱۳۵۰خ- سد ارس گشایش یافت
⏪۱۳۲۶خ- بانك ملي ايران به استناد تاريخ به بانك شاهنشاهي اخطار كرد مدت امتيازنامه شصت ساله بانك خاتمه يافته است و بانك بايد شعب خود را جمع آوری كند
⏪۹۱۹خ- پناهنده شدن امپراتور هند به ايران
همايون شاه، از يك خان پشتون (افغان) شكست خورده بود و چون در دهلی هم معارضان و مخالفان فراوان داشت ترجيح داده بود كه به ايران بيايد و پناهنده شود.
⏪۱۲۸۷خ- قیام ستارخان سردار ملی علیه استبداد محمد علیشاه و خاندان سلطنتی آغاز شد . مردم تبریز در این قیام شرکت فعال داشتند. ستارخان همچنین رهبری مجاهدینی را به عهده داشت که با عین الدوله به مبارزه برخاسته بودند.
⏪۱۳۲۵خ- نخستين كنگره اديبان و نويسندگان ايران كه از چهارم تير ماه ۱۳۲۵ در تهران تشكيل شده بود در جلسه هفتم تير ماه خود به انتقاد از چگونگی ترجمه خبر و مطالب مطبوعات خارجی برای چاپ در نشريات فارسی پرداخت و تاكيد كرد كه در انتخاب اين مطالب و درستی محتوای آنها بايد دقت شود كه اطلاعات نادرستی به خورد مردم ايران داده نشود و در ترجمه نيز حتي المقدور از واژه های ساده و فارسی استفاده شود.
⏪۱۳۵۴خ-وزارت آب و برق ۱۳ دستگاه مولد برق از یک شرکت انگلیسی خریداری نمود.
#زادروزها
🌿۱۲۵۴ - کیخسرو شاهرخ ملقب به ارباب کیخسرو، نماینده جامعه زرتشتیان در مجلس شورای ملی (مرگ ۱۱ تیر ۱۳۱۹).
🌿۱۳۲۲ - سهراب شهید ثالث، فیلمساز و کارگردان ایرانی (مرگ ۱۰ تیر ۱۳۷۷).
🌿۱۳۶۳ - الناز شاکردوست، بازیگر ایرانی
🌿۱۴۹۱ - هنری هشتم پادشاه انگلستان، لرد و سپس پادشاه ایرلند
🌿۱۷۱۲ - ژان-ژاک روسو فیلسوف سوئیسی
🌿۱۷۳۵ - ژان-پییر اوئل نقاش فرانسوی
🌿۱۸۶۷ - لوئیجی پیراندلو نمایشنامهنویس ایتالیایی، برنده جایزه نوبل ادبیات
🌿۱۹۰۶ - ماریا ژئوپرت مایر فیزیکدان آمریکایی آلمانی، برنده جایزه نوبل فیزیک سال ۱۹۶۳
🌿۱۹۴۰ - محمد یونس بانکدار و اقتصاددان اهل بنگلادش، برنده جایزه صلح نوبل سال ۲۰۰۶
🌿۱۹۴۴ - سهراب شهید ثالث، کارگردان ونمایشنامهنویس ایرانی
🌿۱۹۴۸ - کتی بیتس بازیگر آمریکایی، برنده جایزه اسکار
🌿۱۹۹۱ - سئوهیون بازیگر، خواننده کرهای
🍂 #درگذشتگان
🍂۱۳۶۰ - کشته شدن سید محمد بهشتی در بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی به دست سازمان مجاهدین خلق ایران
🍂۱۳۸۹ - مراد یکم امپراتور عثمانی از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۸۹
🍂۱۵۹۸ - آبراهام اورتلیوس جغرافیدان و نقشهنگار، ابداعکننده اطلسهای جغرافیایی امروزی
🍂۱۸۳۶ - جیمز مدیسون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا از ۱۸۰۹ تا ۱۸۱۷
🍂۱۹۹۲ - میخائیل تال استاد بزرگ و قهرمان شطرنج جهان اهل شوروی
🍂۷۶۷ - پل یکم، پاپ کلیسای کاتولیک روم
🍂۱۳۸۵ - آندرونیکوس چهارم، امپراتور بیزانس
🍂۱۸۳۶ - جیمز مدیسون، چهارمین رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا
🍂۱۹۱۴ -ترور آرشیدوک فرانتس فردیناند.
🍂۲۰۱۰ - رابرت سی. برد سناتور سابق ایالات متحده آمریکا
🍂۱۳۶۰ - سید محمد بهشتی، سیاستمدار و روحانی ایرانی (زادروز ۲ آبان ۱۳۰۷)
@bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#امروز_در_تاریخ
آدینه ۰۷ تیر ۱۳۹۸ خورشیدی
مصاذف ۲۸ ژوئن ۲۰۱۹ میلادی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#محبوب_من!
این زنبیلی است که من در صف گذاشتهام.
اگر این صف به ترتیب حروف الفبایی نام عاشقهاست،
اسم من عباس کیارستمی است.
اگر به ترتیب ورود به این دنیاست، من حضرت آدمم.
اگر به ترتیب آنهاست که مقتول گشتهاند، من هابیلم.
اگر به ترتیب قد است، من برج بابلم.
اگر به ترتیب داستان است، من گیلگمشم.
اگر به ترتیب عاشقان است، من فرهادم.
اگر به ترتیب مظلومیت است، من یوسفم.
اگر به ترتیب غزل است، صلاح کار کجا و من خراب کجایم.
اگر به بلندی راه است، من راه ابریشمم.
اگر به بلندی دیوار است، دیوار چینم...
آن که سر صف ایستاده منم.
#محمد_صالح_علاء
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#رویدادها
⚖️روز قوه قضاییه
⏪۱۳۶۰خ - انفجار در دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت هفتاد و دو تن از برجستگان انقلاب و در رأس آنها آيت اللَّه بهشتی و محمد منتظری از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران
⏪۱۳۶۶خ - بمباران شیمیایی سردشت
⏪۱۳۸۷خ - تخریب برج خنککننده رآکتور اتمی یونگبیون توسط کره شمالی پس از توافق با آمریکا به نشانه کنارگذاشتن برنامههای مخفیانه اتمی خود
⏪۱۳۵۰خ- سد ارس گشایش یافت
⏪۱۳۲۶خ- بانك ملي ايران به استناد تاريخ به بانك شاهنشاهي اخطار كرد مدت امتيازنامه شصت ساله بانك خاتمه يافته است و بانك بايد شعب خود را جمع آوری كند
⏪۹۱۹خ- پناهنده شدن امپراتور هند به ايران
همايون شاه، از يك خان پشتون (افغان) شكست خورده بود و چون در دهلی هم معارضان و مخالفان فراوان داشت ترجيح داده بود كه به ايران بيايد و پناهنده شود.
⏪۱۲۸۷خ- قیام ستارخان سردار ملی علیه استبداد محمد علیشاه و خاندان سلطنتی آغاز شد . مردم تبریز در این قیام شرکت فعال داشتند. ستارخان همچنین رهبری مجاهدینی را به عهده داشت که با عین الدوله به مبارزه برخاسته بودند.
⏪۱۳۲۵خ- نخستين كنگره اديبان و نويسندگان ايران كه از چهارم تير ماه ۱۳۲۵ در تهران تشكيل شده بود در جلسه هفتم تير ماه خود به انتقاد از چگونگی ترجمه خبر و مطالب مطبوعات خارجی برای چاپ در نشريات فارسی پرداخت و تاكيد كرد كه در انتخاب اين مطالب و درستی محتوای آنها بايد دقت شود كه اطلاعات نادرستی به خورد مردم ايران داده نشود و در ترجمه نيز حتي المقدور از واژه های ساده و فارسی استفاده شود.
⏪۱۳۵۴خ-وزارت آب و برق ۱۳ دستگاه مولد برق از یک شرکت انگلیسی خریداری نمود.
#زادروزها
🌿۱۲۵۴ - کیخسرو شاهرخ ملقب به ارباب کیخسرو، نماینده جامعه زرتشتیان در مجلس شورای ملی (مرگ ۱۱ تیر ۱۳۱۹).
🌿۱۳۲۲ - سهراب شهید ثالث، فیلمساز و کارگردان ایرانی (مرگ ۱۰ تیر ۱۳۷۷).
🌿۱۳۶۳ - الناز شاکردوست، بازیگر ایرانی
🌿۱۴۹۱ - هنری هشتم پادشاه انگلستان، لرد و سپس پادشاه ایرلند
🌿۱۷۱۲ - ژان-ژاک روسو فیلسوف سوئیسی
🌿۱۷۳۵ - ژان-پییر اوئل نقاش فرانسوی
🌿۱۸۶۷ - لوئیجی پیراندلو نمایشنامهنویس ایتالیایی، برنده جایزه نوبل ادبیات
🌿۱۹۰۶ - ماریا ژئوپرت مایر فیزیکدان آمریکایی آلمانی، برنده جایزه نوبل فیزیک سال ۱۹۶۳
🌿۱۹۴۰ - محمد یونس بانکدار و اقتصاددان اهل بنگلادش، برنده جایزه صلح نوبل سال ۲۰۰۶
🌿۱۹۴۴ - سهراب شهید ثالث، کارگردان ونمایشنامهنویس ایرانی
🌿۱۹۴۸ - کتی بیتس بازیگر آمریکایی، برنده جایزه اسکار
🌿۱۹۹۱ - سئوهیون بازیگر، خواننده کرهای
🍂 #درگذشتگان
🍂۱۳۶۰ - کشته شدن سید محمد بهشتی در بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی به دست سازمان مجاهدین خلق ایران
🍂۱۳۸۹ - مراد یکم امپراتور عثمانی از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۸۹
🍂۱۵۹۸ - آبراهام اورتلیوس جغرافیدان و نقشهنگار، ابداعکننده اطلسهای جغرافیایی امروزی
🍂۱۸۳۶ - جیمز مدیسون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا از ۱۸۰۹ تا ۱۸۱۷
🍂۱۹۹۲ - میخائیل تال استاد بزرگ و قهرمان شطرنج جهان اهل شوروی
🍂۷۶۷ - پل یکم، پاپ کلیسای کاتولیک روم
🍂۱۳۸۵ - آندرونیکوس چهارم، امپراتور بیزانس
🍂۱۸۳۶ - جیمز مدیسون، چهارمین رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا
🍂۱۹۱۴ -ترور آرشیدوک فرانتس فردیناند.
🍂۲۰۱۰ - رابرت سی. برد سناتور سابق ایالات متحده آمریکا
🍂۱۳۶۰ - سید محمد بهشتی، سیاستمدار و روحانی ایرانی (زادروز ۲ آبان ۱۳۰۷)
@bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#محبوبم!
جهانم آشفته است؛ جهانم میزان نیست.
جهانم پر از اضطراب است.
لحظات چموش اند.
تنها هنگامی که به شما میرسم،
رو به روی تو ام و به تو سلام میکنم،
آن زمان جهان به تعادل میرسد.
جواب بدهی یا نه،
تو جهان مرا متعادل میکنی.
✍️#محمد_صالح_علاء
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
جهانم آشفته است؛ جهانم میزان نیست.
جهانم پر از اضطراب است.
لحظات چموش اند.
تنها هنگامی که به شما میرسم،
رو به روی تو ام و به تو سلام میکنم،
آن زمان جهان به تعادل میرسد.
جواب بدهی یا نه،
تو جهان مرا متعادل میکنی.
✍️#محمد_صالح_علاء
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#محبوبم!
جهانم آشفته است؛ جهانم میزان نیست.
جهانم پر از اضطراب است.
لحظات چموش اند.
تنها هنگامی که به شما میرسم،
رو به روی تو ام و به تو سلام میکنم،
آن زمان جهان به تعادل میرسد.
جواب بدهی یا نه،
تو جهان مرا متعادل میکنی.
✍️ #محمد_صالح_علاء
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
جهانم آشفته است؛ جهانم میزان نیست.
جهانم پر از اضطراب است.
لحظات چموش اند.
تنها هنگامی که به شما میرسم،
رو به روی تو ام و به تو سلام میکنم،
آن زمان جهان به تعادل میرسد.
جواب بدهی یا نه،
تو جهان مرا متعادل میکنی.
✍️ #محمد_صالح_علاء
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#بی تو بودن
آسان نیست
کجاست دست هایت
که روز عاشق را روشن می کرد...؟»
#محمد_صالح_علاء
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
آسان نیست
کجاست دست هایت
که روز عاشق را روشن می کرد...؟»
#محمد_صالح_علاء
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم
خوشبختی کجاست؟
کجای دنیا را بگردم؟
جغرافی دان ها می گویند در بسیط زمین دیگر جایی ناشناخته نمانده.
آدمیان به ربع مسکون و سه ربع غیر مسکون دست یافته اند.
فقط در قطب جنوب، قاره ی بزرگی است زیر یخ که در پس فردای زمین شناسی که یخ ها آب شوند آن قاره ی عظیم هم عاقبت از زیر پرده ی یخ سر بیرون می کشد.
شاید مرز خوشبختی آنجا باشد یا شاید مرز خوشبختی همین جاست.
در همین کاری که می کنم.
همچنان که شاید مرز خوشبختی یک نفر آشپز، آشپزخانه باشد.
مرز خوشبختی یک نفر دانشجو کلاس درس در دانشگاه باشد.
برای کاسب مغازه اش که پشت هر یک از این مرزها خوشبختی منتظر ماست و هر که توانست از مرزی که پیش روی اوست بگذرد از مرز دیگر هم می گذرد.
زیرا که همیشه مرز دیگری هم هست و باز مرز دیگری.
در این دنیا بهشت جایی نیست که ما برویم.
بهشت بر ما وارد می شود.
هنگامی که خیلی خیلی خیلی حال تان خوب است، بهشت بر شما وارد شده.
از یک نظر بهشت پدیده ای مکانی زمانی نیست.
هم دلی، خوشنود ساختن خویشتن، شاد کردن دیگران، بهشت را به خود بردن است.
بهشت جان و جهان خود ماست.
خوب است من بدانم زندگی دائماً همین حالاست و صد افسوس که بدون من روزهای زیادی خواهد آمد که من در آن روزها نیستم، گل های زیادی می شکفند که من آنها را نمی بویم.
جهنم هم در خود من است.
هنگامی که عاشق نیستم، خدای ناکرده هم وطنانم را دوست ندارم، با کابوس ها معاشرت می کنم، آتش می گیرم، می سوزم.
جهنم بیرون از من نیست.
من باید مراقب جانم باشم. زیرا جان از جسم مهمتر است. زیرا کسی که دست و پایش شکسته خوشبخت تر از کسی است که روحش شکسته یا زخمی و مجروح شده.
که مرز خوشبختی ابتدا در خانه ی خود خوشبخت است.
محال و ممتنع است که کسی در جامعه اش بزرگ و خوشبخت باشد در حالی که در خانه ی خودش سیاه بخت و کوچک است.
فهمیدن این موضوع اهمیت دارد.
من دست کم به چهار دلیل از روی خیرخواهی خودم را دوست می دارم.
ضمن اینکه تنها یک دلیل حقیقی است و دیگر نیازی به آن سه دلیل دیگر نیست.
و اگر هم یک دلیل کافی نیست، آن سه دلیل هم کافی نخواهد بود.
پس بهتر است که من بی دلیل خودم و دیگر ها را دوست داشته باشم و از سنگ های سر راه وحشت نکنم که آواز خوش رودخانه به دلیل سنگ های ریز و درشت سر راه اوست.
محمد نعمت خان عالی شیرازی در شعر مردم وارش گفته:
نیشکر بر بندبند خویش خنجر بسته است
تا بدانی هیچ نوشی در جهان بی نیش نیست
#محمد_صالح_علاء
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#بخوانیم
خوشبختی کجاست؟
کجای دنیا را بگردم؟
جغرافی دان ها می گویند در بسیط زمین دیگر جایی ناشناخته نمانده.
آدمیان به ربع مسکون و سه ربع غیر مسکون دست یافته اند.
فقط در قطب جنوب، قاره ی بزرگی است زیر یخ که در پس فردای زمین شناسی که یخ ها آب شوند آن قاره ی عظیم هم عاقبت از زیر پرده ی یخ سر بیرون می کشد.
شاید مرز خوشبختی آنجا باشد یا شاید مرز خوشبختی همین جاست.
در همین کاری که می کنم.
همچنان که شاید مرز خوشبختی یک نفر آشپز، آشپزخانه باشد.
مرز خوشبختی یک نفر دانشجو کلاس درس در دانشگاه باشد.
برای کاسب مغازه اش که پشت هر یک از این مرزها خوشبختی منتظر ماست و هر که توانست از مرزی که پیش روی اوست بگذرد از مرز دیگر هم می گذرد.
زیرا که همیشه مرز دیگری هم هست و باز مرز دیگری.
در این دنیا بهشت جایی نیست که ما برویم.
بهشت بر ما وارد می شود.
هنگامی که خیلی خیلی خیلی حال تان خوب است، بهشت بر شما وارد شده.
از یک نظر بهشت پدیده ای مکانی زمانی نیست.
هم دلی، خوشنود ساختن خویشتن، شاد کردن دیگران، بهشت را به خود بردن است.
بهشت جان و جهان خود ماست.
خوب است من بدانم زندگی دائماً همین حالاست و صد افسوس که بدون من روزهای زیادی خواهد آمد که من در آن روزها نیستم، گل های زیادی می شکفند که من آنها را نمی بویم.
جهنم هم در خود من است.
هنگامی که عاشق نیستم، خدای ناکرده هم وطنانم را دوست ندارم، با کابوس ها معاشرت می کنم، آتش می گیرم، می سوزم.
جهنم بیرون از من نیست.
من باید مراقب جانم باشم. زیرا جان از جسم مهمتر است. زیرا کسی که دست و پایش شکسته خوشبخت تر از کسی است که روحش شکسته یا زخمی و مجروح شده.
که مرز خوشبختی ابتدا در خانه ی خود خوشبخت است.
محال و ممتنع است که کسی در جامعه اش بزرگ و خوشبخت باشد در حالی که در خانه ی خودش سیاه بخت و کوچک است.
فهمیدن این موضوع اهمیت دارد.
من دست کم به چهار دلیل از روی خیرخواهی خودم را دوست می دارم.
ضمن اینکه تنها یک دلیل حقیقی است و دیگر نیازی به آن سه دلیل دیگر نیست.
و اگر هم یک دلیل کافی نیست، آن سه دلیل هم کافی نخواهد بود.
پس بهتر است که من بی دلیل خودم و دیگر ها را دوست داشته باشم و از سنگ های سر راه وحشت نکنم که آواز خوش رودخانه به دلیل سنگ های ریز و درشت سر راه اوست.
محمد نعمت خان عالی شیرازی در شعر مردم وارش گفته:
نیشکر بر بندبند خویش خنجر بسته است
تا بدانی هیچ نوشی در جهان بی نیش نیست
#محمد_صالح_علاء
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#چکامه_پارسی
محبوب من..!
امروز من بیشتر از همیشه
به شما و زندگی نیازمندم...
همچنان که راه های نرفته
ما را صدا میزند و مرگ نمیداند
عشق تاریخ انقضایی ندارد..!
#محمد_صالح_علاء
Pata Pata - The Muses
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#چکامه_پارسی
محبوب من..!
امروز من بیشتر از همیشه
به شما و زندگی نیازمندم...
همچنان که راه های نرفته
ما را صدا میزند و مرگ نمیداند
عشق تاریخ انقضایی ندارد..!
#محمد_صالح_علاء
Pata Pata - The Muses
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
محبوب من!
اما زنده ماندن بی شما
دشوار است...
#محمد_صالح_علاء
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
محبوب من!
اما زنده ماندن بی شما
دشوار است...
#محمد_صالح_علاء
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
به نظرم در زندگی هم ، هر کسی کارگردان داستان خود است. زندگی هم مانند سینما به ما فرصت برداشتهای مطلوبمان را میدهد. اگر با قیافهای عبوس به کسی که دوستش داریم سلام کردهایم ، اگر جانی که به او گفتهایم بیرمق بوده ما هم فرصت داریم تا به پلان قابل قبول خودمان برسیم . شما که بهتر میدانید سینما اغلب کارش تقلید از زندگی است. اما گاهی میتوان زندگی را از سینما تقلید کرد و مبادا تا فرصت داری پلان مطلوب زندگیات را تکرار نکنی که زندگی مثل سینما زمان محدودی دارد. و پلانهای زندگی هم راکوردی دارند که پلانهای جوانی را در میانسالی و پیری نمیتوان تکرار کرد.
📚#خطکشها_و_شقایقها
✍️#محمد_صالح_علاء
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
به نظرم در زندگی هم ، هر کسی کارگردان داستان خود است. زندگی هم مانند سینما به ما فرصت برداشتهای مطلوبمان را میدهد. اگر با قیافهای عبوس به کسی که دوستش داریم سلام کردهایم ، اگر جانی که به او گفتهایم بیرمق بوده ما هم فرصت داریم تا به پلان قابل قبول خودمان برسیم . شما که بهتر میدانید سینما اغلب کارش تقلید از زندگی است. اما گاهی میتوان زندگی را از سینما تقلید کرد و مبادا تا فرصت داری پلان مطلوب زندگیات را تکرار نکنی که زندگی مثل سینما زمان محدودی دارد. و پلانهای زندگی هم راکوردی دارند که پلانهای جوانی را در میانسالی و پیری نمیتوان تکرار کرد.
📚#خطکشها_و_شقایقها
✍️#محمد_صالح_علاء
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
محبوب من!
اما زنده ماندن بی شما
دشوار است...
#محمد_صالح_علاء
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
محبوب من!
اما زنده ماندن بی شما
دشوار است...
#محمد_صالح_علاء
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
محبوب من!
حرف هایی هست
همچون لیمو شیرین...
به هنگام نگوییم تلخ می شود.
#محمد_صالح_علاء
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
محبوب من!
حرف هایی هست
همچون لیمو شیرین...
به هنگام نگوییم تلخ می شود.
#محمد_صالح_علاء
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
در انتظار توست که روزها،فصل ها و سال ها به هم تکیه داده اند
دقایق سر روی شانه ی هم گذاشته اند که نگاه تو تاریخ را درست میکنند
#محمد_صالح_علاء
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
در انتظار توست که روزها،فصل ها و سال ها به هم تکیه داده اند
دقایق سر روی شانه ی هم گذاشته اند که نگاه تو تاریخ را درست میکنند
#محمد_صالح_علاء
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
محبوب من
یاد شما نباشد
زندگی به چه درد من می خورد؟
✍️ #محمد_صالح_علاء
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
محبوب من
یاد شما نباشد
زندگی به چه درد من می خورد؟
✍️ #محمد_صالح_علاء
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
محبوب من!
پاییز میراث فرهنگی عاشق است. شما نباشی همه بغضهای جهان در گلوی من است. کوچهها را یکی یکی ورق میزنم از پاییز راهی به شما پیدا میکنم. بارانهای درونم آغاز میشود.
محبوبم بیتو پاییز دوران سختیست.
محبوب من! آه ازین بیتو گذشتها ..
#محمد_صالح_علاء
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
محبوب من!
پاییز میراث فرهنگی عاشق است. شما نباشی همه بغضهای جهان در گلوی من است. کوچهها را یکی یکی ورق میزنم از پاییز راهی به شما پیدا میکنم. بارانهای درونم آغاز میشود.
محبوبم بیتو پاییز دوران سختیست.
محبوب من! آه ازین بیتو گذشتها ..
#محمد_صالح_علاء
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
.
محبوبم ، دوست داشتنِ شما
رنج واقعیت را کم میکند!
#محمد_صالح_علاء
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
.
محبوبم ، دوست داشتنِ شما
رنج واقعیت را کم میکند!
#محمد_صالح_علاء
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
محبوبم!
جهانم آشفته است؛ جهانم میزان نیست.
جهانم پر از اضطراب است.
لحظات چموش اند.
تنها هنگامی که به شما میرسم،
رو به روی تو ام و به تو سلام میکنم،
آن زمان جهان به تعادل میرسد.
جواب بدهی یا نه،
تو جهان مرا متعادل میکنی.
✍️#محمد_صالح_علاء
Artgeraf
__________________________________
#hcontingency_plans #Artist
#Beautiful #art #photographed
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
محبوبم!
جهانم آشفته است؛ جهانم میزان نیست.
جهانم پر از اضطراب است.
لحظات چموش اند.
تنها هنگامی که به شما میرسم،
رو به روی تو ام و به تو سلام میکنم،
آن زمان جهان به تعادل میرسد.
جواب بدهی یا نه،
تو جهان مرا متعادل میکنی.
✍️#محمد_صالح_علاء
Artgeraf
__________________________________
#hcontingency_plans #Artist
#Beautiful #art #photographed
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity