🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🎼
#موسیقی_ایرانی
#مشروطه_و_موسیقی
از تاثیراتِ متقابلِ جنبشِ مشروطه و موسیقی بر یکدیگر، هرچه بگوییم، کم گفتیم. جنبشِ مشروطیت که اینک چیزی حدودِ یکصد و دوازده سال از عمرش میگذرد، به موازاتِ دگرگونسازی در نهادهای سیاسی و اجتماعی، در ساختارهای فرهنگی و هنری، از جمله آهنگ سازی و ساخت ترانه های موسیقی ایرانی نیز، تاثیر نهاده، آن را متحول کرد و از تنگناهای دست و پا گیرِ سنتی رهایی داد. در حدفاصلِ دوره قاجار تا پیدایش جنبش مشروطیت، نه موسیقی ارزشِ کیفی چندانی داشت و نه موسیقیدانان ارج و قربی داشتند. جز واقعه ی مهمِ گردآوری و تدوین موسیقی دستگاهی، به وسیله اعضای خاندانِ هنر که سرسلسله شان "آقا علیاکبرخانِ فراهانی" -اولین چهرهی شناختهشدهی خاندان فراهانی است که لقبش را از همنشینی و هنرنمایی در محضرِ "میرزا تقیخان فراهانی" (امیرکبیر) گرفت- هیچ نشانهای از حرکتهای زندگیساز، در جامعه موسیقیِ ایران به چشم نمیخورد.
به نوعی می توان گفت که موسیقی ایرانی در آن زمان در رکود و سکون بوده و از بی اعتباری و انزوای موسیقی دانان رنج می برد. در واقع، نوای موسیقی بیشتر در «دربار» طنینانداز میشد، تا بزمهای شاهانه رونقی بگیرد و شاهان درباری فیضی ببرند.
از طرفی، رابطه با دربار اگر وجود نداشت، شاید خاندانِ موسیقی نیز نمیتوانست کار بزرگ خود را به انجام برساند. البته ناگفته نماند که در زمان "ناصرالدين شاه" تغييراتی صورت گرفته و نوازندگان مكتبي، از گروههاي مطربي جدا شده و با احترامِ بيشتري، رو به رو گشته بودند. "آقا علیاکبر" نیز پس از کشته شدن "امیرکبیر" به دربار "ناصرالدین شاه" رفته و مهمترین نوازندهی دربار شده بود.
در همین راستا "عارف قزوینی" در دیوان خود به او اشاره کرده و مینویسد: ..."آقا علیاکبر" بیاندازه مورد تشویق و محبتِ شاه بوده، طوریکه اغلبِ وقتِ خود را در مصاحبت شاه گذرانیده و او را از نغمات عالی و بینظیرِ ساخته های خود، سرمست نگاه میداشته است. از عجایب اینکه درجه و میزان هنرش بهحدی بود که کسی را یارای مخالفت یا جرأت حسادتِ با او نبوده و از نظر اخلاقی هم طوری با اطرافیان شاه میزیسته که محبوب همه واقع شده و مورد توجه عموم قرار گرفته بود... اما جنبش مشروطیت این معیارها و رابطهها را به هم ریخت. موسیقی از محافل و بارگاههای خصوصی به درآمد و در کوچه و بازار طنینانداز شد و بخش بزرگی از تنگناهای سنتی موجود، از میان برخاست و راه برای سر بر آوردن موسیقی تازهای که با مزاج زمانه سازگار باشد، هموار شد.
مهمترین دستاورد جنبش مشروطه شاید این باشد که با حضورش، نوعی موسیقی سیاسی- اعتراضی پدید آمد که همچنان تا زمان حاضر، باقی مانده است. جنبش ملی و اعتراضی، موسیقی سازگار خود را میطلبید. نیاز به برانگیختن و سربلند کردن داشت و نه نالیدن و سر به گریبان فرو بردن.
معروفیتِ آزادیخواهی بزرگ و ترانه سرایی شهیر، در دوره مشروطه به نامِ "عارف قزوینی" و تصنیفهایش، پیش از آنکه ناشی از شیوه آهنگ سازی و شاعری او باشد، از اندیشههای انقلابی او و شهامت در ابراز آنها برخاسته است...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
شهرکتاب
تقدیم کلیه کتاب های رمان-تاریخ-هنر-شعر-فلسفه-روانشناسی-کودکان به شما مهربان ومهربانوی گلم
🎼
#موسیقی_ایرانی
#مشروطه_و_موسیقی
از تاثیراتِ متقابلِ جنبشِ مشروطه و موسیقی بر یکدیگر، هرچه بگوییم، کم گفتیم. جنبشِ مشروطیت که اینک چیزی حدودِ یکصد و دوازده سال از عمرش میگذرد، به موازاتِ دگرگونسازی در نهادهای سیاسی و اجتماعی، در ساختارهای فرهنگی و هنری، از جمله آهنگ سازی و ساخت ترانه های موسیقی ایرانی نیز، تاثیر نهاده، آن را متحول کرد و از تنگناهای دست و پا گیرِ سنتی رهایی داد. در حدفاصلِ دوره قاجار تا پیدایش جنبش مشروطیت، نه موسیقی ارزشِ کیفی چندانی داشت و نه موسیقیدانان ارج و قربی داشتند. جز واقعه ی مهمِ گردآوری و تدوین موسیقی دستگاهی، به وسیله اعضای خاندانِ هنر که سرسلسله شان "آقا علیاکبرخانِ فراهانی" -اولین چهرهی شناختهشدهی خاندان فراهانی است که لقبش را از همنشینی و هنرنمایی در محضرِ "میرزا تقیخان فراهانی" (امیرکبیر) گرفت- هیچ نشانهای از حرکتهای زندگیساز، در جامعه موسیقیِ ایران به چشم نمیخورد.
به نوعی می توان گفت که موسیقی ایرانی در آن زمان در رکود و سکون بوده و از بی اعتباری و انزوای موسیقی دانان رنج می برد. در واقع، نوای موسیقی بیشتر در «دربار» طنینانداز میشد، تا بزمهای شاهانه رونقی بگیرد و شاهان درباری فیضی ببرند.
از طرفی، رابطه با دربار اگر وجود نداشت، شاید خاندانِ موسیقی نیز نمیتوانست کار بزرگ خود را به انجام برساند. البته ناگفته نماند که در زمان "ناصرالدين شاه" تغييراتی صورت گرفته و نوازندگان مكتبي، از گروههاي مطربي جدا شده و با احترامِ بيشتري، رو به رو گشته بودند. "آقا علیاکبر" نیز پس از کشته شدن "امیرکبیر" به دربار "ناصرالدین شاه" رفته و مهمترین نوازندهی دربار شده بود.
در همین راستا "عارف قزوینی" در دیوان خود به او اشاره کرده و مینویسد: ..."آقا علیاکبر" بیاندازه مورد تشویق و محبتِ شاه بوده، طوریکه اغلبِ وقتِ خود را در مصاحبت شاه گذرانیده و او را از نغمات عالی و بینظیرِ ساخته های خود، سرمست نگاه میداشته است. از عجایب اینکه درجه و میزان هنرش بهحدی بود که کسی را یارای مخالفت یا جرأت حسادتِ با او نبوده و از نظر اخلاقی هم طوری با اطرافیان شاه میزیسته که محبوب همه واقع شده و مورد توجه عموم قرار گرفته بود... اما جنبش مشروطیت این معیارها و رابطهها را به هم ریخت. موسیقی از محافل و بارگاههای خصوصی به درآمد و در کوچه و بازار طنینانداز شد و بخش بزرگی از تنگناهای سنتی موجود، از میان برخاست و راه برای سر بر آوردن موسیقی تازهای که با مزاج زمانه سازگار باشد، هموار شد.
مهمترین دستاورد جنبش مشروطه شاید این باشد که با حضورش، نوعی موسیقی سیاسی- اعتراضی پدید آمد که همچنان تا زمان حاضر، باقی مانده است. جنبش ملی و اعتراضی، موسیقی سازگار خود را میطلبید. نیاز به برانگیختن و سربلند کردن داشت و نه نالیدن و سر به گریبان فرو بردن.
معروفیتِ آزادیخواهی بزرگ و ترانه سرایی شهیر، در دوره مشروطه به نامِ "عارف قزوینی" و تصنیفهایش، پیش از آنکه ناشی از شیوه آهنگ سازی و شاعری او باشد، از اندیشههای انقلابی او و شهامت در ابراز آنها برخاسته است...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
شهرکتاب
تقدیم کلیه کتاب های رمان-تاریخ-هنر-شعر-فلسفه-روانشناسی-کودکان به شما مهربان ومهربانوی گلم
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#مشروطه_و_موسیقی
از تاثیراتِ متقابلِ جنبشِ مشروطه و موسیقی بر یکدیگر، هرچه بگوییم، کم گفتیم. جنبشِ مشروطیت که اینک چیزی حدودِ یکصد و دوازده سال از عمرش میگذرد، به موازاتِ دگرگونسازی در نهادهای سیاسی و اجتماعی، در ساختارهای فرهنگی و هنری، از جمله آهنگ سازی و ساخت ترانه های موسیقی ایرانی نیز، تاثیر نهاده، آن را متحول کرد و از تنگناهای دست و پا گیرِ سنتی رهایی داد. در حدفاصلِ دوره قاجار تا پیدایش جنبش مشروطیت، نه موسیقی ارزشِ کیفی چندانی داشت و نه موسیقیدانان ارج و قربی داشتند. جز واقعه ی مهمِ گردآوری و تدوین موسیقی دستگاهی، به وسیله اعضای خاندانِ هنر که سرسلسله شان "آقا علیاکبرخانِ فراهانی" -اولین چهرهی شناختهشدهی خاندان فراهانی است که لقبش را از همنشینی و هنرنمایی در محضرِ "میرزا تقیخان فراهانی" (امیرکبیر) گرفت- هیچ نشانهای از حرکتهای زندگیساز، در جامعه موسیقیِ ایران به چشم نمیخورد.
به نوعی می توان گفت که موسیقی ایرانی در آن زمان در رکود و سکون بوده و از بی اعتباری و انزوای موسیقی دانان رنج می برد. در واقع، نوای موسیقی بیشتر در «دربار» طنینانداز میشد، تا بزمهای شاهانه رونقی بگیرد و شاهان درباری فیضی ببرند.
از طرفی، رابطه با دربار اگر وجود نداشت، شاید خاندانِ موسیقی نیز نمیتوانست کار بزرگ خود را به انجام برساند. البته ناگفته نماند که در زمان "ناصرالدين شاه" تغييراتی صورت گرفته و نوازندگان مكتبي، از گروههاي مطربي جدا شده و با احترامِ بيشتري، رو به رو گشته بودند. "آقا علیاکبر" نیز پس از کشته شدن "امیرکبیر" به دربار "ناصرالدین شاه" رفته و مهمترین نوازندهی دربار شده بود.
در همین راستا "عارف قزوینی" در دیوان خود به او اشاره کرده و مینویسد: ..."آقا علیاکبر" بیاندازه مورد تشویق و محبتِ شاه بوده، طوریکه اغلبِ وقتِ خود را در مصاحبت شاه گذرانیده و او را از نغمات عالی و بینظیرِ ساخته های خود، سرمست نگاه میداشته است. از عجایب اینکه درجه و میزان هنرش بهحدی بود که کسی را یارای مخالفت یا جرأت حسادتِ با او نبوده و از نظر اخلاقی هم طوری با اطرافیان شاه میزیسته که محبوب همه واقع شده و مورد توجه عموم قرار گرفته بود... اما جنبش مشروطیت این معیارها و رابطهها را به هم ریخت. موسیقی از محافل و بارگاههای خصوصی به درآمد و در کوچه و بازار طنینانداز شد و بخش بزرگی از تنگناهای سنتی موجود، از میان برخاست و راه برای سر بر آوردن موسیقی تازهای که با مزاج زمانه سازگار باشد، هموار شد.
مهمترین دستاورد جنبش مشروطه شاید این باشد که با حضورش، نوعی موسیقی سیاسی- اعتراضی پدید آمد که همچنان تا زمان حاضر، باقی مانده است. جنبش ملی و اعتراضی، موسیقی سازگار خود را میطلبید. نیاز به برانگیختن و سربلند کردن داشت و نه نالیدن و سر به گریبان فرو بردن.
معروفیتِ آزادیخواهی بزرگ و ترانه سرایی شهیر، در دوره مشروطه به نامِ "عارف قزوینی" و تصنیفهایش، پیش از آنکه ناشی از شیوه آهنگ سازی و شاعری او باشد، از اندیشههای انقلابی او و شهامت در ابراز آنها برخاسته است...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#مشروطه_و_موسیقی
از تاثیراتِ متقابلِ جنبشِ مشروطه و موسیقی بر یکدیگر، هرچه بگوییم، کم گفتیم. جنبشِ مشروطیت که اینک چیزی حدودِ یکصد و دوازده سال از عمرش میگذرد، به موازاتِ دگرگونسازی در نهادهای سیاسی و اجتماعی، در ساختارهای فرهنگی و هنری، از جمله آهنگ سازی و ساخت ترانه های موسیقی ایرانی نیز، تاثیر نهاده، آن را متحول کرد و از تنگناهای دست و پا گیرِ سنتی رهایی داد. در حدفاصلِ دوره قاجار تا پیدایش جنبش مشروطیت، نه موسیقی ارزشِ کیفی چندانی داشت و نه موسیقیدانان ارج و قربی داشتند. جز واقعه ی مهمِ گردآوری و تدوین موسیقی دستگاهی، به وسیله اعضای خاندانِ هنر که سرسلسله شان "آقا علیاکبرخانِ فراهانی" -اولین چهرهی شناختهشدهی خاندان فراهانی است که لقبش را از همنشینی و هنرنمایی در محضرِ "میرزا تقیخان فراهانی" (امیرکبیر) گرفت- هیچ نشانهای از حرکتهای زندگیساز، در جامعه موسیقیِ ایران به چشم نمیخورد.
به نوعی می توان گفت که موسیقی ایرانی در آن زمان در رکود و سکون بوده و از بی اعتباری و انزوای موسیقی دانان رنج می برد. در واقع، نوای موسیقی بیشتر در «دربار» طنینانداز میشد، تا بزمهای شاهانه رونقی بگیرد و شاهان درباری فیضی ببرند.
از طرفی، رابطه با دربار اگر وجود نداشت، شاید خاندانِ موسیقی نیز نمیتوانست کار بزرگ خود را به انجام برساند. البته ناگفته نماند که در زمان "ناصرالدين شاه" تغييراتی صورت گرفته و نوازندگان مكتبي، از گروههاي مطربي جدا شده و با احترامِ بيشتري، رو به رو گشته بودند. "آقا علیاکبر" نیز پس از کشته شدن "امیرکبیر" به دربار "ناصرالدین شاه" رفته و مهمترین نوازندهی دربار شده بود.
در همین راستا "عارف قزوینی" در دیوان خود به او اشاره کرده و مینویسد: ..."آقا علیاکبر" بیاندازه مورد تشویق و محبتِ شاه بوده، طوریکه اغلبِ وقتِ خود را در مصاحبت شاه گذرانیده و او را از نغمات عالی و بینظیرِ ساخته های خود، سرمست نگاه میداشته است. از عجایب اینکه درجه و میزان هنرش بهحدی بود که کسی را یارای مخالفت یا جرأت حسادتِ با او نبوده و از نظر اخلاقی هم طوری با اطرافیان شاه میزیسته که محبوب همه واقع شده و مورد توجه عموم قرار گرفته بود... اما جنبش مشروطیت این معیارها و رابطهها را به هم ریخت. موسیقی از محافل و بارگاههای خصوصی به درآمد و در کوچه و بازار طنینانداز شد و بخش بزرگی از تنگناهای سنتی موجود، از میان برخاست و راه برای سر بر آوردن موسیقی تازهای که با مزاج زمانه سازگار باشد، هموار شد.
مهمترین دستاورد جنبش مشروطه شاید این باشد که با حضورش، نوعی موسیقی سیاسی- اعتراضی پدید آمد که همچنان تا زمان حاضر، باقی مانده است. جنبش ملی و اعتراضی، موسیقی سازگار خود را میطلبید. نیاز به برانگیختن و سربلند کردن داشت و نه نالیدن و سر به گریبان فرو بردن.
معروفیتِ آزادیخواهی بزرگ و ترانه سرایی شهیر، در دوره مشروطه به نامِ "عارف قزوینی" و تصنیفهایش، پیش از آنکه ناشی از شیوه آهنگ سازی و شاعری او باشد، از اندیشههای انقلابی او و شهامت در ابراز آنها برخاسته است...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity