🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۶ دی سالروز درگذشت #شادروان_ معصومه_عزیزی_بروجردی
#مهوش_نازنین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
۲۶ دی سالروز درگذشت #شادروان_ معصومه_عزیزی_بروجردی
#مهوش_نازنین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۶ دی سالروز درگذشت #شادروان_معصومه_عزیزی_بروجردی
#مهوش_نازنین
( زاده زمستان ۱۲۹۹ بروجرد – درگذشته ۲۶ دی ۱۳۳۹ تهران) خواننده کوچهبازاری
"مهوش" معصومه عزیزی بروجردی، در روستای «گوشه» بروجرد در استان لرستان به دنیا آمد و با وجود تهیدستی خانواده، به مدرسه رفت. او در کلاس درس گاهی برای همشاگردیها و یا در جشنهای مدرسه آواز میخواند و بعضی اوقات در نمایشنامههای دبستان شرکت میکرد. وی در کودکی، پدرش را از دست داد و همراه با مادرش که تار می زد ساکن تهران شد. در تهران، دو زن همسایهاش در کافه آواز میخواندند، آنها مهوش را به کافه تهراننو در لالهزارنو بردند، صاحب کافه او را پسندید تا در آنجا مشغول شود و این آغاز ورود مهوش به عرصه هنر بود.
وی در پانزده سالگی، برای شرکت در فعالیتهای هنری به آبادان رفت و در یک تئاتر غیرمعروف شروع به کار کرد.
او اولین موفقیت حرفهایاش، اجرای برنامه در رادیو تهران بود و نخستین ترانهای که در رادیو خواند «واویلا» نام داشت.
و بعد به رادیو نیروی هوایی رفت و با خواندن ترانههای «مینا ناز داره» «گل بهرام» «ساغر و پیمانه» و «مهوش جونم» به تدریج مشهور شد.
مجله تهران مصور در هفتم بهمن ۱۳۳۹ نوشت: «شهرت اصلی مهوش از وقتی شروع شد که در کافه کنتینانتال شروع به اجرای برنامه کرد و تصنیف معروف «کی میگه کجه» را خواند؛ این تصنیف که از ترانههای معروف دماوندی است، توسط حسنزاده تنظیم شد. از آن پس، یعنی پس از خواندن ترانه «کجه» به عنوان یک خواننده کوچه بازاری مورد توجه قرار گرفت.»
وی در بسیاری از فیلمهای فارسی نیز شرکت کرد و تنها هنرپیشهای بود که شرکتش در یک فیلم احتیاجی به سناریو و کارگردان نداشت، چون صاحبان استودیوهای فیلمبرداری با او برای خواندن چند تصنیف و آواز قرارداد میبستند و او بدون اینکه بداند این رقص و آواز در کجای فیلم جا داده خواهد شد، برنامهاش را اجرا میکرد.
مهوش (معصومه عزیزی) در ۴۰ سالگی در حال رانندگی تصادف کرد و درگذشت و در گورستان ابنبابویه به خاک سپرده شد. چنانکه مجله ترقی در سوم بهمن ۱۳۳۹ نوشت: «مهوش در زندگی طرفداران و دوستداران زیادی داشت، به طور کلی تمام هنرمندان برای او اشک ماتم ریختند.
خبر درگذشت مهوش رکورد جدیدی از فروش روزنامه در ایران آن زمان را به جای گذاشت. بزرگترین مراسم تشییع در تاریخ اجتماعی ایران قبل از انقلاب، مراسم بدرقه مهوش بود که جمعیت عظیم و قابل توجهی از مردم در آن شرکت داشتند.
#بعضی_آدمها_دارای_بزرگترین_نشانه_انسانیت_هستند
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۶ دی سالروز درگذشت #شادروان_معصومه_عزیزی_بروجردی
#مهوش_نازنین
( زاده زمستان ۱۲۹۹ بروجرد – درگذشته ۲۶ دی ۱۳۳۹ تهران) خواننده کوچهبازاری
"مهوش" معصومه عزیزی بروجردی، در روستای «گوشه» بروجرد در استان لرستان به دنیا آمد و با وجود تهیدستی خانواده، به مدرسه رفت. او در کلاس درس گاهی برای همشاگردیها و یا در جشنهای مدرسه آواز میخواند و بعضی اوقات در نمایشنامههای دبستان شرکت میکرد. وی در کودکی، پدرش را از دست داد و همراه با مادرش که تار می زد ساکن تهران شد. در تهران، دو زن همسایهاش در کافه آواز میخواندند، آنها مهوش را به کافه تهراننو در لالهزارنو بردند، صاحب کافه او را پسندید تا در آنجا مشغول شود و این آغاز ورود مهوش به عرصه هنر بود.
وی در پانزده سالگی، برای شرکت در فعالیتهای هنری به آبادان رفت و در یک تئاتر غیرمعروف شروع به کار کرد.
او اولین موفقیت حرفهایاش، اجرای برنامه در رادیو تهران بود و نخستین ترانهای که در رادیو خواند «واویلا» نام داشت.
و بعد به رادیو نیروی هوایی رفت و با خواندن ترانههای «مینا ناز داره» «گل بهرام» «ساغر و پیمانه» و «مهوش جونم» به تدریج مشهور شد.
مجله تهران مصور در هفتم بهمن ۱۳۳۹ نوشت: «شهرت اصلی مهوش از وقتی شروع شد که در کافه کنتینانتال شروع به اجرای برنامه کرد و تصنیف معروف «کی میگه کجه» را خواند؛ این تصنیف که از ترانههای معروف دماوندی است، توسط حسنزاده تنظیم شد. از آن پس، یعنی پس از خواندن ترانه «کجه» به عنوان یک خواننده کوچه بازاری مورد توجه قرار گرفت.»
وی در بسیاری از فیلمهای فارسی نیز شرکت کرد و تنها هنرپیشهای بود که شرکتش در یک فیلم احتیاجی به سناریو و کارگردان نداشت، چون صاحبان استودیوهای فیلمبرداری با او برای خواندن چند تصنیف و آواز قرارداد میبستند و او بدون اینکه بداند این رقص و آواز در کجای فیلم جا داده خواهد شد، برنامهاش را اجرا میکرد.
مهوش (معصومه عزیزی) در ۴۰ سالگی در حال رانندگی تصادف کرد و درگذشت و در گورستان ابنبابویه به خاک سپرده شد. چنانکه مجله ترقی در سوم بهمن ۱۳۳۹ نوشت: «مهوش در زندگی طرفداران و دوستداران زیادی داشت، به طور کلی تمام هنرمندان برای او اشک ماتم ریختند.
خبر درگذشت مهوش رکورد جدیدی از فروش روزنامه در ایران آن زمان را به جای گذاشت. بزرگترین مراسم تشییع در تاریخ اجتماعی ایران قبل از انقلاب، مراسم بدرقه مهوش بود که جمعیت عظیم و قابل توجهی از مردم در آن شرکت داشتند.
#بعضی_آدمها_دارای_بزرگترین_نشانه_انسانیت_هستند
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity