🔴#معرفی_کتاب
#شاهنشاه
#ریشارد_کاپوشچینسکی
برگردان #بهرنگ_رجبی
#نشر_ماهی
#چند_سطر_کتاب
#تاریخ
چند روز پس از این کنفرانس مطبوعاتی که عکسش را در دست داریم، شاه مصاحبهای با هفتهنامهی اشپیگل آلمان میکند و میگوید: «ما تا ده سال دیگر به همان سطحی از زندگی میرسیم که حالا شما آلمانیها، فرانسویها و انگلیسیها دارید.»
خبرنگار ناباورانه میپرسد: «قربان شما واقعا فکر میکنید میتوانید ظرف ده سال به چنین جایی برسید؟»
«بله، البته.»
روزنامهنگارِ مبهوت میگوید:
«اما سالهای سال و نسلهای متمادی طول کشید تا غرب به این سطح کنونی از زندگی برسد. یعنی شما میتوانید این مراحل را طی نکرده به مقصد برسید؟»
«البته.»
حالا که دارم به این گفتوگو فکر میکنم، محمدرضا دیگر در کشور نیست و من، میان کودکانی نیمهبرهنه و لرزان، دارم با هزار مکافات از وسط گلولای و پشگل روستای کوچکی در نزدیک شیراز میگذرم که پر است از آلونکهای گِلی زشت و حقیر. جلو یکی از آلونکها زنی دارد سِرگین گاو را به شکل کیکهای گردی درمیآورد تا وقتی خشک شدند آنها را (در این مملکت نفت و گاز!) برای گرم کردن خانه بسوزاند.
(ص 53)
@Bookirancity
#شاهنشاه
#ریشارد_کاپوشچینسکی
برگردان #بهرنگ_رجبی
#نشر_ماهی
#چند_سطر_کتاب
#تاریخ
چند روز پس از این کنفرانس مطبوعاتی که عکسش را در دست داریم، شاه مصاحبهای با هفتهنامهی اشپیگل آلمان میکند و میگوید: «ما تا ده سال دیگر به همان سطحی از زندگی میرسیم که حالا شما آلمانیها، فرانسویها و انگلیسیها دارید.»
خبرنگار ناباورانه میپرسد: «قربان شما واقعا فکر میکنید میتوانید ظرف ده سال به چنین جایی برسید؟»
«بله، البته.»
روزنامهنگارِ مبهوت میگوید:
«اما سالهای سال و نسلهای متمادی طول کشید تا غرب به این سطح کنونی از زندگی برسد. یعنی شما میتوانید این مراحل را طی نکرده به مقصد برسید؟»
«البته.»
حالا که دارم به این گفتوگو فکر میکنم، محمدرضا دیگر در کشور نیست و من، میان کودکانی نیمهبرهنه و لرزان، دارم با هزار مکافات از وسط گلولای و پشگل روستای کوچکی در نزدیک شیراز میگذرم که پر است از آلونکهای گِلی زشت و حقیر. جلو یکی از آلونکها زنی دارد سِرگین گاو را به شکل کیکهای گردی درمیآورد تا وقتی خشک شدند آنها را (در این مملکت نفت و گاز!) برای گرم کردن خانه بسوزاند.
(ص 53)
@Bookirancity