#چند_سطر_کتاب
🖋آدم‌ها می‌میرند، سکته می‌کنند یا زیرِ ماشین می‌روند !
گاهی حتی کسی عمدا از بالای صخره‌ای پرتشان می‌کند پایین ...!
این‌ها البته مهم است، ولی مهم‌تر، همان نبودنِ آن‌هاست ...
این که آدم بیدار شود و ببیند که نیستش، کنار تو خالی است. بعد دیگر جایشان خالی می‌ماند ، روی بالش، حتی روی صندلی که آدم بعد از مردنشان خریده است ...!
آن وقت است که آدم حسابی گریه‌اش می‌گیرد، بیشتر برای خودش، که چرا باید این چیزها را تحمل کند ...!
#هوشنگ_گلشیری
📖آینه‌های دردار
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#25__خرداد 15 ژوئن

#کوبایاشی_ایسا (Kobayashi Issa) (زاده 15 ژوئن 1763 ـ 5 ژانویه 1828) شاعر هایکوسرای ژاپنی بود. وی زبان محاوره و لهجه‌های مختلف را در هایکوهایش به کار گرفت.
گزیده‌ای از هایکوهای وی در ایران تحت عنوان «از توتستان لذت ببر» توسط #نشر_نیماژ منتشر شده است.
#چند_سطر_کتاب:
در هایکو هیچ‌چیز از گذشته نمی‌آید، به آینده هم نمی‌رسد، همه‌چیز چون زمان در حال اتفاق می‌افتد و این رازی در تعالیم بودائیسم است. از دیگر رازهای آن یوگن است: «زیبایی اسرارآمیز و عمیق با سایه‌ای از غم که رابطه بسیار نزدیکی با روح و سرشت بودائیسم دارد.»
روستای کهن‌سال عزیز
هر خاطره‌ی خانه
چو خاری می‌خلد در من

#کوبایاشی_ایسا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#معرفی_کتاب

#شاهنشاه
#ریشارد_کاپوشچینسکی
برگردان #بهرنگ_رجبی
#نشر_ماهی

#چند_سطر_کتاب
#تاریخ

چند روز پس از این کنفرانس مطبوعاتی که عکسش را در دست داریم، شاه مصاحبه‌ای با هفته‌نامه‌ی اشپیگل آلمان می‌کند و می‌گوید: «ما تا ده سال دیگر به همان سطحی از زندگی می‌رسیم که حالا شما آلمانی‌ها، فرانسوی‌ها و انگلیسی‌ها دارید.»
خبرنگار ناباورانه می‌پرسد: «قربان شما واقعا فکر می‌کنید می‌توانید ظرف ده سال به چنین جایی برسید؟»
«بله، البته.»
روزنامه‌نگارِ مبهوت می‌گوید:
«اما سال‌های سال و نسل‌های متمادی طول کشید تا غرب به این سطح کنونی از زندگی برسد. یعنی شما می‌توانید این مراحل را طی نکرده به مقصد برسید؟»
«البته.»
حالا که دارم به این گفت‌وگو فکر می‌کنم، محمدرضا دیگر در کشور نیست و من، میان کودکانی نیمه‌برهنه و لرزان، دارم با هزار مکافات از وسط گل‌ولای و پشگل روستای کوچکی در نزدیک شیراز می‌گذرم که پر است از آلونک‌های گِلی زشت و حقیر. جلو یکی از آلونک‌ها زنی دارد سِرگین گاو را به شکل کیک‌های گردی درمی‌آورد تا وقتی خشک شدند آن‌ها را (در این مملکت نفت و گاز!) برای گرم کردن خانه بسوزاند.
(ص 53)


@Bookirancity