🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
#راننده_تاکسی
• Taxi Driver (1976)
«راننده تاکسی» شاهکار مارتین اسکورسیزی، به دفعات از سوی افراد مختلف بهعنوان یکی از بهترین فیلمهای تاریخ انتخاب شده است و داستان آن در خیابانهای کثیف و زشت نیویورک رخ میدهد.
کارگردان در همکاری با رابرت دنیرو، «راننده تاکسی» را به فیلمی درباره مطالعه شخصیت یک مرد جوان، تنها، بهدرستی درک نشده و دمدمی تبدیل کرد. تراویس بیکل (با بازی دنیرو) سرباز سابق نیروی دریایی آمریکاست که به تنهایی در نیویورک زندگی میکند و از بیخوابی رنج میبرد. او به واسطه شغل خود یعنی راننده تاکسی، شاهد کثافتها و زشتیهای شهری است که در آن زندگی میکند. درنهایت همهچیز دستبهدست هم میدهد و آتش خشم را او شعلهور میکند...
«راننده تاکسی» بهترین نمایش برای بیگانگی شهری است؛ یک فیلم آزاردهنده و فراموشنشدنی که بازیهای فوقالعاده تیم بازیگری قدرت آن را بیشتر کردند. این فیلم نمایش واقعگرایانه و کابوسوار از زوال ذهنی یک مرد است و چندین نمونه از بزرگترین و شاخصترین سکانسهای تاریخ سینما را در خود دارد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
#راننده_تاکسی
• Taxi Driver (1976)
«راننده تاکسی» شاهکار مارتین اسکورسیزی، به دفعات از سوی افراد مختلف بهعنوان یکی از بهترین فیلمهای تاریخ انتخاب شده است و داستان آن در خیابانهای کثیف و زشت نیویورک رخ میدهد.
کارگردان در همکاری با رابرت دنیرو، «راننده تاکسی» را به فیلمی درباره مطالعه شخصیت یک مرد جوان، تنها، بهدرستی درک نشده و دمدمی تبدیل کرد. تراویس بیکل (با بازی دنیرو) سرباز سابق نیروی دریایی آمریکاست که به تنهایی در نیویورک زندگی میکند و از بیخوابی رنج میبرد. او به واسطه شغل خود یعنی راننده تاکسی، شاهد کثافتها و زشتیهای شهری است که در آن زندگی میکند. درنهایت همهچیز دستبهدست هم میدهد و آتش خشم را او شعلهور میکند...
«راننده تاکسی» بهترین نمایش برای بیگانگی شهری است؛ یک فیلم آزاردهنده و فراموشنشدنی که بازیهای فوقالعاده تیم بازیگری قدرت آن را بیشتر کردند. این فیلم نمایش واقعگرایانه و کابوسوار از زوال ذهنی یک مرد است و چندین نمونه از بزرگترین و شاخصترین سکانسهای تاریخ سینما را در خود دارد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
#پاریس_تگزاس
#وین_وندرس
• Paris, Texas (1984)
داستان «پاریس، تگزاس» روایتی ملموس و سرشار از غم مردی است که اگرچه سالها دیر رسیده، ولی درنهایت با افرادی که بسیار بد با آنها رفتار کرده است، روبرو میشود.
وندرس فضای فیلم خود را در ایالتهای جنوب غربی آمریکا فیلمبرداری کرده و یک داستان احساسی دیگر در مورد بیگانگی و دوری کردن از مردم را به نمایش میگذارد که موسیقی متن عالی نیز به کمک آن میآید.
تراویس (با بازی استنتون) مردی کر است که اطرافیانش تصور میکنند او مرده است و تصمیم میگیرد پیش همسر و پسرش برود که ۴ سال پیش آنها را ترک کرده است. همانطور که او امیدوار است تلاش کند و مجدداً این روابط را بسازد، خاطرات دردناک بهعنوان بازتابی از اعمال او دوباره زنده میشوند. زمانی که تراویس در برابر حقیقت قرار میگیرد، پایانی قدرتمند و احساسی منتظر اوست.
«پاریس، تگزاس» یک داستان واقعگرایانه و تفکر برانگیز است که با ریتم آهسته و پیچش داستانی تلخ خود شخصیتپردازی میکند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
#پاریس_تگزاس
#وین_وندرس
• Paris, Texas (1984)
داستان «پاریس، تگزاس» روایتی ملموس و سرشار از غم مردی است که اگرچه سالها دیر رسیده، ولی درنهایت با افرادی که بسیار بد با آنها رفتار کرده است، روبرو میشود.
وندرس فضای فیلم خود را در ایالتهای جنوب غربی آمریکا فیلمبرداری کرده و یک داستان احساسی دیگر در مورد بیگانگی و دوری کردن از مردم را به نمایش میگذارد که موسیقی متن عالی نیز به کمک آن میآید.
تراویس (با بازی استنتون) مردی کر است که اطرافیانش تصور میکنند او مرده است و تصمیم میگیرد پیش همسر و پسرش برود که ۴ سال پیش آنها را ترک کرده است. همانطور که او امیدوار است تلاش کند و مجدداً این روابط را بسازد، خاطرات دردناک بهعنوان بازتابی از اعمال او دوباره زنده میشوند. زمانی که تراویس در برابر حقیقت قرار میگیرد، پایانی قدرتمند و احساسی منتظر اوست.
«پاریس، تگزاس» یک داستان واقعگرایانه و تفکر برانگیز است که با ریتم آهسته و پیچش داستانی تلخ خود شخصیتپردازی میکند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه
• Chungking Express (1994)
«چانگکینگ اکسپرس» یک درام عاشقانه هنگکنگی به کارگردانی وونگ کار-وای است. فیلم دو قسمت متفاوت دارد و در هرکدام از آنها، داستان شخصیتهای اصلی و سفر مالوخیالیایی آنها را در گذشته و همچنین در زمان حال و به سمت عشق دنبال میکند.
داستان اول، یک پلیس تنها و دلخسته از عشق نشان میدهد که سعی میکند با جدایی اخیرش کنار بیاید. او پس از مدت زمانی که برای بهبود خود در نظر میگیرد، تقریباً فوراً با یک زن زیبا ملاقات میکند. ما ناظر امیدی هستیم که به زندگی پلیس راه پیدا کرده است، گرچه این امید ممکن است فرصتی که او انتظار داشته، نباشد.
در داستان دوم فیلم، یک پلیس جوان معرفی میشود که او نیز یک رابطه به هم خورده دارد. ما پس از آشنایی عجیب او با یک عشق جدید میبینیم یک رابطه جذاب بین پلیس تنها و یک دختر جوان که در یک فست فود محلی کار میکند، شکل میگیرد.
وونگ کار-وای با مهارت رویدادهایی که این دو قسمت را به یکدیگر وصل میکنند، به نمایش میگذارد و این در حالی است که بین آنها تفاوتهایی وجود دارد. «چانگکینگ اکسپرس» یک فیلم زیبای هنرمندانه و لذتبخش است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه
• Chungking Express (1994)
«چانگکینگ اکسپرس» یک درام عاشقانه هنگکنگی به کارگردانی وونگ کار-وای است. فیلم دو قسمت متفاوت دارد و در هرکدام از آنها، داستان شخصیتهای اصلی و سفر مالوخیالیایی آنها را در گذشته و همچنین در زمان حال و به سمت عشق دنبال میکند.
داستان اول، یک پلیس تنها و دلخسته از عشق نشان میدهد که سعی میکند با جدایی اخیرش کنار بیاید. او پس از مدت زمانی که برای بهبود خود در نظر میگیرد، تقریباً فوراً با یک زن زیبا ملاقات میکند. ما ناظر امیدی هستیم که به زندگی پلیس راه پیدا کرده است، گرچه این امید ممکن است فرصتی که او انتظار داشته، نباشد.
در داستان دوم فیلم، یک پلیس جوان معرفی میشود که او نیز یک رابطه به هم خورده دارد. ما پس از آشنایی عجیب او با یک عشق جدید میبینیم یک رابطه جذاب بین پلیس تنها و یک دختر جوان که در یک فست فود محلی کار میکند، شکل میگیرد.
وونگ کار-وای با مهارت رویدادهایی که این دو قسمت را به یکدیگر وصل میکنند، به نمایش میگذارد و این در حالی است که بین آنها تفاوتهایی وجود دارد. «چانگکینگ اکسپرس» یک فیلم زیبای هنرمندانه و لذتبخش است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
• Spring, Summer, Fall, Winter… and Spring (2003)
درام «بهار، تابستان، پاییز، زمستان… و بهار»، اثری است که باید صبورانه آن را دید. این شاهکار تفکر برانگیز و آرام، دیالوگ کم و داستان سادهای دارد و کاملاً مصداق این جمله است: کمتر، بیشتر است.
فضای فیلم در مکان آرام یک صومعه بودایی است و داستان یک کودک راهب و استادش را نشان میدهد. این کودک از طریق آموزشهای بودایی و زندگی در معبد، نوجوان میشود و به زندگی در آرامش و متانت ادامه میدهد. همهچیز خوب است تا اینکه زن جوانی وارد زندگی او میشود تا نظم او از بین برود و مجموعهای از شرایط و احساساتی را به وجود آورد که او را بیدفاع کند.
«بهار، تابستان، پاییز، زمستان… و بهار» فیلمی سرشار از نمادهای مختلف است و چرخه زندگی را از طریق فصول سال نشان میدهد. فیلمی که جلوههای بصری آرام و عارفانه در آن خودنمایی میکند و انسان از دیدن آنها به وجد میآید. جواهری از سینمای کره که مهم نیست شرایط زندگیتان چطور باشد، چون با آن گریزی از هیاهو پیدا میکنید و آرامش را به زندگی شما میآورد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookir
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
• Spring, Summer, Fall, Winter… and Spring (2003)
درام «بهار، تابستان، پاییز، زمستان… و بهار»، اثری است که باید صبورانه آن را دید. این شاهکار تفکر برانگیز و آرام، دیالوگ کم و داستان سادهای دارد و کاملاً مصداق این جمله است: کمتر، بیشتر است.
فضای فیلم در مکان آرام یک صومعه بودایی است و داستان یک کودک راهب و استادش را نشان میدهد. این کودک از طریق آموزشهای بودایی و زندگی در معبد، نوجوان میشود و به زندگی در آرامش و متانت ادامه میدهد. همهچیز خوب است تا اینکه زن جوانی وارد زندگی او میشود تا نظم او از بین برود و مجموعهای از شرایط و احساساتی را به وجود آورد که او را بیدفاع کند.
«بهار، تابستان، پاییز، زمستان… و بهار» فیلمی سرشار از نمادهای مختلف است و چرخه زندگی را از طریق فصول سال نشان میدهد. فیلمی که جلوههای بصری آرام و عارفانه در آن خودنمایی میکند و انسان از دیدن آنها به وجد میآید. جواهری از سینمای کره که مهم نیست شرایط زندگیتان چطور باشد، چون با آن گریزی از هیاهو پیدا میکنید و آرامش را به زندگی شما میآورد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookir
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
• Mary and Max (2009)
«مری و مکس» یک کمدی تیره در سبک انیمیشن استاپموشن است که داستان آن بر اساس دوستی غیرمحتمل مری، یک دختر ۸ ساله استرالیایی و مکس، یک پیرمرد یهودی ۴۴ ساله نیویورکی است که از طریق نامهنگاری با یکدیگر رابطه دارند.
این فیلم بلند تأثیرگذار که تقریباً بهطور کامل به رنگ خاکستری و قهوهای ساخته شده است، داستانی بسیار غمناک ولی بااینحال ملموس دارد که با موسیقی متنی فوقالعاده همراه شده است.
فضای فیلم در دهه ۷۰ است و مری دختر ۸ ساله تنها و افسردهای است که والدین او توجهی به او نمیکنند، یعنی نوئل، پدر تاکسیدرمیست او و ورا، مادر الکلی او که دائما سیگار میکشد. مری پس از انتخاب تصادفی یک اسم در کتاب شماره تلفنهای منهتن تصمیم میگیرد برای مردی به اسم مکس هاروویتز نامهای بفرستد. او در کمال شگفتی ولی با خوشحالی جواب نامه را دریافت میکند و یک رابطه دوستی جدید و بعید بین این دو نفر شکل میگیرد که پیچیدگیهای خاص خود را دارد. مسائلی مانند ناتوانی، بیماری ذهنی، خودکشی، چاقی بیشازحد و جنسیت همگی در این چرخوفلک تلخ و شیرین و احساسی بدیمن آنها تأثیرگذار است.
🌸🍂🌸@Bookirancity
• Mary and Max (2009)
«مری و مکس» یک کمدی تیره در سبک انیمیشن استاپموشن است که داستان آن بر اساس دوستی غیرمحتمل مری، یک دختر ۸ ساله استرالیایی و مکس، یک پیرمرد یهودی ۴۴ ساله نیویورکی است که از طریق نامهنگاری با یکدیگر رابطه دارند.
این فیلم بلند تأثیرگذار که تقریباً بهطور کامل به رنگ خاکستری و قهوهای ساخته شده است، داستانی بسیار غمناک ولی بااینحال ملموس دارد که با موسیقی متنی فوقالعاده همراه شده است.
فضای فیلم در دهه ۷۰ است و مری دختر ۸ ساله تنها و افسردهای است که والدین او توجهی به او نمیکنند، یعنی نوئل، پدر تاکسیدرمیست او و ورا، مادر الکلی او که دائما سیگار میکشد. مری پس از انتخاب تصادفی یک اسم در کتاب شماره تلفنهای منهتن تصمیم میگیرد برای مردی به اسم مکس هاروویتز نامهای بفرستد. او در کمال شگفتی ولی با خوشحالی جواب نامه را دریافت میکند و یک رابطه دوستی جدید و بعید بین این دو نفر شکل میگیرد که پیچیدگیهای خاص خود را دارد. مسائلی مانند ناتوانی، بیماری ذهنی، خودکشی، چاقی بیشازحد و جنسیت همگی در این چرخوفلک تلخ و شیرین و احساسی بدیمن آنها تأثیرگذار است.
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
• The End of the F...ing World (2018 - 2019)
جیمز، نوجوان ۱۷ سالهای است که از بچگی حیوانات را قتلعام میکند. او یقین دارد اختلال «شخصیت ضد اجتماعی» دارد. این آدم بیش از حد عجیب، با دختری آشنا میشود که به اندازه خودش دیوانه نیست اما به شکل غمانگیزی سرخوشانه زندگی میکند. آلیسا، از جیمز میخواهد با او از خانه فرار کند. جیمز پیرو خونخواری احمقانهاش، تصمیم میگیرد با او راهی سفر شود تا در نهایت موفق شود آلیسا را به قتل برساند. اما مسیر سفر، اندکی غیرقابل پیشبینی میشود و در نهایت همه چیز به هم میریزد. اما چه چیزی قطعههای یک پازل منفجر شده را دوباره مرتب میکند؟ احتمالا عشق.
«پایان دنیای لعنتی» یک کمدی سیاه انگلیسی است. در دل این همه روایت تکراری، این سریال میخواهد نقطه عطف زندگی مخاطبش باشد. یادآوری این حقیقت که در دنیای امروز، احتمالا هیچ چیز به اندازه عشق و دوست داشتن آدمها مهم نیست. بیان متفاوت سریال، به شکل شیرینی به قلب مینشیند و مغز به تماشای چندبارهاش علاقهمند میشود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
• The End of the F...ing World (2018 - 2019)
جیمز، نوجوان ۱۷ سالهای است که از بچگی حیوانات را قتلعام میکند. او یقین دارد اختلال «شخصیت ضد اجتماعی» دارد. این آدم بیش از حد عجیب، با دختری آشنا میشود که به اندازه خودش دیوانه نیست اما به شکل غمانگیزی سرخوشانه زندگی میکند. آلیسا، از جیمز میخواهد با او از خانه فرار کند. جیمز پیرو خونخواری احمقانهاش، تصمیم میگیرد با او راهی سفر شود تا در نهایت موفق شود آلیسا را به قتل برساند. اما مسیر سفر، اندکی غیرقابل پیشبینی میشود و در نهایت همه چیز به هم میریزد. اما چه چیزی قطعههای یک پازل منفجر شده را دوباره مرتب میکند؟ احتمالا عشق.
«پایان دنیای لعنتی» یک کمدی سیاه انگلیسی است. در دل این همه روایت تکراری، این سریال میخواهد نقطه عطف زندگی مخاطبش باشد. یادآوری این حقیقت که در دنیای امروز، احتمالا هیچ چیز به اندازه عشق و دوست داشتن آدمها مهم نیست. بیان متفاوت سریال، به شکل شیرینی به قلب مینشیند و مغز به تماشای چندبارهاش علاقهمند میشود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
• Her (2013)
«او» یک درام علمی تخیلی به کارگردانی اسپایک جونز است. واکین فینیکس در نقش مردی تنها، با یک سیستمعامل کامپیوتری به نام سامانتا رابطه برقرار میکند.
فضای فیلم در سال ۲۰۲۵ است، تئودور (با بازی فینیکس) مردی مهربان و حساس است که در حال حاضر در آستانه طلاق قرار دارد. به دلیل ماهیت طلاق و تمایل نداشتن به برقراری روابط بیشتر، تئودور احساس بیگانگی میکند و به آهستگی از جامعه فاصله میگیرد. این انزوا تا زمانی است که یک سیستمعامل سخنگو به او معرفی میشود که نه تنها فوقالعاده هوشمند است، بلکه ظرفیت تحول و تغییر را نیز دارد. این سیستمعامل به اسم سامانتا (با صدای اسکارلت جوهانسون) فوراً علاقه خود را به تئودور نشان میدهد و آنها وارد یک رابطه غیرمنتظره و فوری میشوند. گرچه مانند اکثر روابط طبیعی، این رابطه نیز فراز و نشیبهایی دارد و تئودور با این حقیقت تلخ روبرو میشود که گرچه احساسات او واقعی هستند، ولی این رابطه ممکن است چنین نباشد.
فیلم «او» یک داستان عاشقانه غیرمعمول ولی با این حال احساسی و جذاب است که پیچشی هوشمندانه در مورد روابط فعلی و همچنین آینده دارد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
• Her (2013)
«او» یک درام علمی تخیلی به کارگردانی اسپایک جونز است. واکین فینیکس در نقش مردی تنها، با یک سیستمعامل کامپیوتری به نام سامانتا رابطه برقرار میکند.
فضای فیلم در سال ۲۰۲۵ است، تئودور (با بازی فینیکس) مردی مهربان و حساس است که در حال حاضر در آستانه طلاق قرار دارد. به دلیل ماهیت طلاق و تمایل نداشتن به برقراری روابط بیشتر، تئودور احساس بیگانگی میکند و به آهستگی از جامعه فاصله میگیرد. این انزوا تا زمانی است که یک سیستمعامل سخنگو به او معرفی میشود که نه تنها فوقالعاده هوشمند است، بلکه ظرفیت تحول و تغییر را نیز دارد. این سیستمعامل به اسم سامانتا (با صدای اسکارلت جوهانسون) فوراً علاقه خود را به تئودور نشان میدهد و آنها وارد یک رابطه غیرمنتظره و فوری میشوند. گرچه مانند اکثر روابط طبیعی، این رابطه نیز فراز و نشیبهایی دارد و تئودور با این حقیقت تلخ روبرو میشود که گرچه احساسات او واقعی هستند، ولی این رابطه ممکن است چنین نباشد.
فیلم «او» یک داستان عاشقانه غیرمعمول ولی با این حال احساسی و جذاب است که پیچشی هوشمندانه در مورد روابط فعلی و همچنین آینده دارد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
• The Seventh Seal (1957)
«مهر هفتم» قصه یک شوالیه قرون وسطایی که سفری را از سرزمین طاعونزده آغاز کرده است را روایت میکند که مرگ را با یک بازی شطرنج سرنوشتساز به چالش میکشد.
اگرچه «مهر هفتم» به درک سوالات ماورایی میپردازد، اما اینگمار برگمان همچنین میخواهد مخاطبان فیلمهای فلسفی را با تجربه موضوعاتی همچون مسئله شر، فلسفه مذهب و اگزیستانسیالیسم همراه کند. او دردسرهای یک انسان با عقایدش، وجود یک خدای مطلق در جهان و شیوه قضاوت در مورد خود را به تصویر کشیده است.
البته که در این فیلم شاهد سوالات بسیاری هستیم، اما کارگردان هیچگاه خودش را در مقام موعظه قرار نمیدهد. به جای آن نظرات مختلف را بیان کرده و به مخاطب اجازه میدهد تا خودش تصمیم بگیرد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
• The Seventh Seal (1957)
«مهر هفتم» قصه یک شوالیه قرون وسطایی که سفری را از سرزمین طاعونزده آغاز کرده است را روایت میکند که مرگ را با یک بازی شطرنج سرنوشتساز به چالش میکشد.
اگرچه «مهر هفتم» به درک سوالات ماورایی میپردازد، اما اینگمار برگمان همچنین میخواهد مخاطبان فیلمهای فلسفی را با تجربه موضوعاتی همچون مسئله شر، فلسفه مذهب و اگزیستانسیالیسم همراه کند. او دردسرهای یک انسان با عقایدش، وجود یک خدای مطلق در جهان و شیوه قضاوت در مورد خود را به تصویر کشیده است.
البته که در این فیلم شاهد سوالات بسیاری هستیم، اما کارگردان هیچگاه خودش را در مقام موعظه قرار نمیدهد. به جای آن نظرات مختلف را بیان کرده و به مخاطب اجازه میدهد تا خودش تصمیم بگیرد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
The Woman in the Window
Directed by Joe Wright
Crime, Drama, Mystery, Thriller
دکتر آنا فاکس(امی آدامز) ،روانکاو کودکان، در یک خانه بزرگ از سنگ قهوه ای در یک بلوک ساکت وآرام در هارلم زندگی میکند .همسر و دخترش جای دیگر هستندو او از نورترسی و اضطراب شدید رنج میبرد.ماجرا زمانی شروع میشود که آنا از پشت پنجره شاهد قتل زن همسایه روبرویی که تازه به محله آمده اند،است وبقیه ماجرا...اگر علاقمند به فیلمهای دلهره آور ،جنایی و روانکاوی هستید ،بهتر است فیلم را تماشا کنید.
این فیلم در نتفلیکس کانادا رتبه اول فیلمهای چند هفته متمادی را به خود اختصاص داده است.
فیلم بر اساس نوولی نوشته ج.ای.فین به نام کفاره(Atonement )
توسط جو وایت کارگردانی و در نتفلیکس عرضه شده است.
فیلم تا حدی به مشکلات روانشناختی روزهای درگیری با کووید نظیر در خانه ماندن و احساس ضعف و ناتوانی و افسردگی ناشی از آن (مالیخولیایی که پزشکان آن راlanguishing می نامند)و رفتار برخی از real state ها (افراد شاغل در امور املاک) اشاره دارد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
The Woman in the Window
Directed by Joe Wright
Crime, Drama, Mystery, Thriller
دکتر آنا فاکس(امی آدامز) ،روانکاو کودکان، در یک خانه بزرگ از سنگ قهوه ای در یک بلوک ساکت وآرام در هارلم زندگی میکند .همسر و دخترش جای دیگر هستندو او از نورترسی و اضطراب شدید رنج میبرد.ماجرا زمانی شروع میشود که آنا از پشت پنجره شاهد قتل زن همسایه روبرویی که تازه به محله آمده اند،است وبقیه ماجرا...اگر علاقمند به فیلمهای دلهره آور ،جنایی و روانکاوی هستید ،بهتر است فیلم را تماشا کنید.
این فیلم در نتفلیکس کانادا رتبه اول فیلمهای چند هفته متمادی را به خود اختصاص داده است.
فیلم بر اساس نوولی نوشته ج.ای.فین به نام کفاره(Atonement )
توسط جو وایت کارگردانی و در نتفلیکس عرضه شده است.
فیلم تا حدی به مشکلات روانشناختی روزهای درگیری با کووید نظیر در خانه ماندن و احساس ضعف و ناتوانی و افسردگی ناشی از آن (مالیخولیایی که پزشکان آن راlanguishing می نامند)و رفتار برخی از real state ها (افراد شاغل در امور املاک) اشاره دارد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
• CODA (2021)
#فیلم_کودا سرگذشت «روبی» با بازی «امیلیا جونز» را دنبال میکند، او تنها عضو شنوای یک خانوادهی ناشنوا است. وقتی که کسب و کار ماهیگیری خانواده تهدید میشود، او دو راه تعقیب رؤیای موسیقی و ترس از ترک والدینش را پیش روی خود میبیند.
فیلم قصد ندارد حرف بزرگ و عجیب و غریبی بزند بلکه فقط میخواهد گوشهای از مشکلات یک خانواده ناشنوا را به نمایش بگذارد. خانوادهای کنشمند و صمیمی که از لحاظ نوع زیستن در موارد متعدد از خانوادههای شنوا و بدون معلولیت پیشی میگیرند. شاد هستند چون یکدیگر را دارند و غمها و ناراحتیهایشان برای هم و به خاطر همدیگر است. گویی آنها هنر شنوا زیستن را بهتر آموختهاند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
• CODA (2021)
#فیلم_کودا سرگذشت «روبی» با بازی «امیلیا جونز» را دنبال میکند، او تنها عضو شنوای یک خانوادهی ناشنوا است. وقتی که کسب و کار ماهیگیری خانواده تهدید میشود، او دو راه تعقیب رؤیای موسیقی و ترس از ترک والدینش را پیش روی خود میبیند.
فیلم قصد ندارد حرف بزرگ و عجیب و غریبی بزند بلکه فقط میخواهد گوشهای از مشکلات یک خانواده ناشنوا را به نمایش بگذارد. خانوادهای کنشمند و صمیمی که از لحاظ نوع زیستن در موارد متعدد از خانوادههای شنوا و بدون معلولیت پیشی میگیرند. شاد هستند چون یکدیگر را دارند و غمها و ناراحتیهایشان برای هم و به خاطر همدیگر است. گویی آنها هنر شنوا زیستن را بهتر آموختهاند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
#دلیجان (Stagecoach) فیلم وسترنی ساخته #جان_فورد در سال 1939 با شرکت کلر تروور و #جان_وین است.
فیلمنامه آن از داستان کوتاهی بنام «دلیجانی به مقصد لردزبرگ» اثر ارنست هیکاکس اقتباس شدهاست.
جان فورد وقتی کلر تروور و جان وین را برای بازی در این فیلم انتخاب کرد 12 سال بود که فیلم وسترن نساخته بود.
فیلم از بهترین فیلمهای وسترن تاریخ سینماست و به سینمای بعد از خود بخصوص سینمای وسترن تاثیر بسزایی گذاشت و این فیلم را می توان از پشگامان نهضت وسترن سازی در هالیوود دانست
فورد سعی کرد این فیلم را طوری بسازد که بتواند توجه تماشاچیان زن را نیز بخود جلب نماید. به این منظور با یک ماجرای عشقی به داستان اصلی رنگ و لعاب بیشتری بخشید و علاوه بر آن صحنهای که در آن زنی کودکی بدنیا میآورد را نیز به آن اضافه نمود. اما با این حال فورد در مورد بکار بردن عناصر سنتی فیلمهای وسترن در دلیجان کوتاهی نکرد.
بطور مثال در قسمت پایانی فیلم شاهد صحنههای پر زد و خورد هیجان انگیز فراوانی منجمله بین رینگو کید (Ringo Kid) و برادران پلامر (Plummer) هستیم.
صحنهٔ حمله سرخپوستان به دلیجان و مسافرانش در این فیلم یکی از صحنههای مشهور و کلاسیک سینمای وسترن است.
فیلمنامه این فیلم، به همراه چند نقد و داستان کوتاه«دلیجانی به مقصد لردزبرگ»، پاییز ۱۳۸۸ توسط نشر نی و با ترجمه ونداد الوندی پور در ایران چاپ شد.
▪️خلاصه داستان
چند نفر مسافر با شخصیتهای نامتجانس و گوناگون برای رفتن به لردزبرگ (واقع در نیومکزیکو) سوار یک دلیجان مسافری میشوند: زنی بدکاره بنام دالاس که از شهر بیرونش کردهاند، دکتری الکلی، یک بانکدار، قماربازی بدنام(در پایان مشخص میشود فرزند قاضی مشهوری است)، همسر حاملهٔ یک افسر سواره نظام، یک فروشنده ویسکی، یک کلانتر و بالاخره ارابهرانی که خود دلیجان را میراند.
در بین راه مسافر دیگری بنام رینگو کید (با بازیگری جان وین) نیز سوار دلیجان میشود. او از زندان فرار کردهاست و قصد دارد از برادران پلامر که پدر و برادر وی را کشتهاند انتقام بگیرد اما به محض سوار شدن توسط کلانتر دستگیر میگردد. در طول مسافرت، رینگو کید دلبسته خانم دالاس میشود. دلیجان و مسافرانش با یک گروه سوار نظاممواجه میشوند و توسط آنان مطلع میگردند که گرینگو و جنگجویان سرخپوست آپاچی که تحت فرمان او هستند در آن حوالی دیده شدهاند. در همین صحنه همسر افسر سوار نظام که حاملهاست به کمک دکتر الکلی کودکی بدنیا میآورد. با توجه به خطر سرخپوستان آپاچی، مسافران به تبادل نظر میپردازند تا ببینند آیا بهتر است از همان راهی که آمدهاند برگردند و یا اینکه کماکان بسوی لردزبرگ برانند و در نهایت تصمیم میگیرند که براه خود ادامه بدهند.
رینگو کید وقتی دلیجان در یک ایستگاه میان راه توقف میکند موفق به فرار از دست کلانتر میشود. اما هنگامی که با سرخ پوستان مواجه میشود بر میگردد و بار دیگر به مسافران دلیجان میپیوندد. کمی بعد کلانتر برای کمک به مبارزه با سرخ پوستان و دفاع از دلیجان رینگو را آزاد میکند. تعقیب و گریز طولانی بین سرخپوستان و دلیجان آغاز میگردد که در آن مرد محترم جنوبی کشته میشود و فروشندهٔ ویسکی نیز زخمی میگردد. درست زمانی که مسافران دلیجان برای دفاع از خود دیگر تیری در اسلحه ندارند، توسط سوار نظام ارتش آمریکا که به کمک آنان شتافتهاست نجات مییابند.
مسافرانی که از حمله سرخ پوستان جان سالم بدر بردهاند به لردزبرگ میرسند. در آنجا مرد بانکدار به جرم سرقت داراییهای بانک توسط کلانتر شهر دستگیر میگردد. دالاس از رینگو میخواهد که فکر انتقام از برداران پلامر را از سر بیرون کند. ولی رینگو باید کار را تمام کند. او در یک تیراندازی لوک پلامر و دو برادر او را میکشد و چون به هدف خود (انتقام) رسیدهاست، به نزد کلانتر باز میگردد تا توسط او بار دیگر روانه زندان گردد. اما کلانتر به کمک دکتر الکلی ترتیب فرار او میدهد.
🏆 جوایز مهم فیلم دلیجان:
جایزه اسکار بازیگر نقش مکمل مرد برای توماس میچل
جایزه اسکار موسیقی متن
نامزد اسکار بهترین فیلم
نامزد اسکار کارگردانی
نامزد اسکار فیلمبرداری (سیاه سفید)
نامزد اسکار صحنه آرایی
نامزد اسکار تدوین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
#دلیجان (Stagecoach) فیلم وسترنی ساخته #جان_فورد در سال 1939 با شرکت کلر تروور و #جان_وین است.
فیلمنامه آن از داستان کوتاهی بنام «دلیجانی به مقصد لردزبرگ» اثر ارنست هیکاکس اقتباس شدهاست.
جان فورد وقتی کلر تروور و جان وین را برای بازی در این فیلم انتخاب کرد 12 سال بود که فیلم وسترن نساخته بود.
فیلم از بهترین فیلمهای وسترن تاریخ سینماست و به سینمای بعد از خود بخصوص سینمای وسترن تاثیر بسزایی گذاشت و این فیلم را می توان از پشگامان نهضت وسترن سازی در هالیوود دانست
فورد سعی کرد این فیلم را طوری بسازد که بتواند توجه تماشاچیان زن را نیز بخود جلب نماید. به این منظور با یک ماجرای عشقی به داستان اصلی رنگ و لعاب بیشتری بخشید و علاوه بر آن صحنهای که در آن زنی کودکی بدنیا میآورد را نیز به آن اضافه نمود. اما با این حال فورد در مورد بکار بردن عناصر سنتی فیلمهای وسترن در دلیجان کوتاهی نکرد.
بطور مثال در قسمت پایانی فیلم شاهد صحنههای پر زد و خورد هیجان انگیز فراوانی منجمله بین رینگو کید (Ringo Kid) و برادران پلامر (Plummer) هستیم.
صحنهٔ حمله سرخپوستان به دلیجان و مسافرانش در این فیلم یکی از صحنههای مشهور و کلاسیک سینمای وسترن است.
فیلمنامه این فیلم، به همراه چند نقد و داستان کوتاه«دلیجانی به مقصد لردزبرگ»، پاییز ۱۳۸۸ توسط نشر نی و با ترجمه ونداد الوندی پور در ایران چاپ شد.
▪️خلاصه داستان
چند نفر مسافر با شخصیتهای نامتجانس و گوناگون برای رفتن به لردزبرگ (واقع در نیومکزیکو) سوار یک دلیجان مسافری میشوند: زنی بدکاره بنام دالاس که از شهر بیرونش کردهاند، دکتری الکلی، یک بانکدار، قماربازی بدنام(در پایان مشخص میشود فرزند قاضی مشهوری است)، همسر حاملهٔ یک افسر سواره نظام، یک فروشنده ویسکی، یک کلانتر و بالاخره ارابهرانی که خود دلیجان را میراند.
در بین راه مسافر دیگری بنام رینگو کید (با بازیگری جان وین) نیز سوار دلیجان میشود. او از زندان فرار کردهاست و قصد دارد از برادران پلامر که پدر و برادر وی را کشتهاند انتقام بگیرد اما به محض سوار شدن توسط کلانتر دستگیر میگردد. در طول مسافرت، رینگو کید دلبسته خانم دالاس میشود. دلیجان و مسافرانش با یک گروه سوار نظاممواجه میشوند و توسط آنان مطلع میگردند که گرینگو و جنگجویان سرخپوست آپاچی که تحت فرمان او هستند در آن حوالی دیده شدهاند. در همین صحنه همسر افسر سوار نظام که حاملهاست به کمک دکتر الکلی کودکی بدنیا میآورد. با توجه به خطر سرخپوستان آپاچی، مسافران به تبادل نظر میپردازند تا ببینند آیا بهتر است از همان راهی که آمدهاند برگردند و یا اینکه کماکان بسوی لردزبرگ برانند و در نهایت تصمیم میگیرند که براه خود ادامه بدهند.
رینگو کید وقتی دلیجان در یک ایستگاه میان راه توقف میکند موفق به فرار از دست کلانتر میشود. اما هنگامی که با سرخ پوستان مواجه میشود بر میگردد و بار دیگر به مسافران دلیجان میپیوندد. کمی بعد کلانتر برای کمک به مبارزه با سرخ پوستان و دفاع از دلیجان رینگو را آزاد میکند. تعقیب و گریز طولانی بین سرخپوستان و دلیجان آغاز میگردد که در آن مرد محترم جنوبی کشته میشود و فروشندهٔ ویسکی نیز زخمی میگردد. درست زمانی که مسافران دلیجان برای دفاع از خود دیگر تیری در اسلحه ندارند، توسط سوار نظام ارتش آمریکا که به کمک آنان شتافتهاست نجات مییابند.
مسافرانی که از حمله سرخ پوستان جان سالم بدر بردهاند به لردزبرگ میرسند. در آنجا مرد بانکدار به جرم سرقت داراییهای بانک توسط کلانتر شهر دستگیر میگردد. دالاس از رینگو میخواهد که فکر انتقام از برداران پلامر را از سر بیرون کند. ولی رینگو باید کار را تمام کند. او در یک تیراندازی لوک پلامر و دو برادر او را میکشد و چون به هدف خود (انتقام) رسیدهاست، به نزد کلانتر باز میگردد تا توسط او بار دیگر روانه زندان گردد. اما کلانتر به کمک دکتر الکلی ترتیب فرار او میدهد.
🏆 جوایز مهم فیلم دلیجان:
جایزه اسکار بازیگر نقش مکمل مرد برای توماس میچل
جایزه اسکار موسیقی متن
نامزد اسکار بهترین فیلم
نامزد اسکار کارگردانی
نامزد اسکار فیلمبرداری (سیاه سفید)
نامزد اسکار صحنه آرایی
نامزد اسکار تدوین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
دنیای نو اثر #ترنس_مالیک
فیلم «دنیای نو» در باره تاسیس یکی از نخستین شهرکهای اروپائینشین در قاره آمریکا در قرن هفدهم، روایتی از داستان مشهور پوکاهانتاس، شاهزاده نوجوان سرخپوست را بازگومیکند، این بار از دیدگاه کارگردان برجسته سینمای آمریکا آقای ترنس ملیک. روایتی اندکی کوتاه شده از این فیلم که قبل از پایان سال 2005 فقط در سه سینما در آمریکا به نمایش در آمد، این هفته در سینماهای بیشتری بر پرده همگانی قرار گرفت. بهنام ناطقی (رادیوفردا، نیویورک): فیلم «دنیای نو» یا The New World چهارمین فیلمی است که ترنس ملیک، کارگردان هنرمند آمریکائی در سی سال اخیر ساخته است، و مانند سه فیلم قبلی او، زمینهای لم یزرع, روزهای بهشت و خط باریک سرخ نشانه وسواس او در سینمای تصویری و شاعرانه و خلاقیت آشتیناپذیر است. فیلم «دنیای نو» داستان ساخته شدن ؛Jamestown نخستین شهرک اروپائینشین در دنیای نوین را باز میگوید: شهرکی که بقایای آن در ایالت ویرجینیای آمریکا هنوز هم برای بازدید توریست ها دست نخورده نگه داشته شده و ترنس ملیک هم برای حفظ اصالت تاریخی و جغرافیائی، بیشتر صحنههای فیلم خود را در اطراف آن و در طبیعت خیرهکننده ایالت ویرجینیای آمریکا فیلمبرداری کرده است. آهنگساز فیلمهای بزرگ و تجاری سینمای هالیوود، آقای جیمز هورنر James Horner موسیقی فیلم را ساخته است در ترکیبی از صداهای عظیم سمفونیک و موسیقی سرخپوستان. اما ملیک برای بیان غنای تصویری خود گاهی بی نیاز از موسیقی، از سکوت موسیقی ساخته است. منتقد نیویورک تایمز، خانم مانولا درگیس دو نقد در باره این فیلم نوشته است یکی قبل از پایان سال 2005 هنگامی که فیلم «دنیای نو» از ترنس ملیک برای نخستین بار در آمریکا روی پرده آمد، و یکی روز شنبه (امروز) به مناسبت قطع حدود 15 دقیقه از این فیلم در نسخه نهائی که برای پخش گستردهتر در سراسر آمریکا تهیه شد و مینویسد اینکه کارگردانی بلافاصله بعد از پخش فیلم آن را مجددا ادیت کند، بیسابقه نیست و از جمله استنلی کوبریک، فیلمهای اودیسه فضائی 2001 و اثر دیگرش ؛Shining را بعد از پخش به طرز قابل توجهی کوتاه کرد و گریفیث کارگردان فیلمهای صامت حتی بعد از به نمایش آمدن فیلمهایش، از آنها کم میکرد یا صحنههای جدید فیلمبرداری میکرد و به آنها میافزود. خانم درگیس مینویسد در نسخه جدید، کریستوفر پلامر که نقش ناخدای کشتی انگلیسی را ایفا میکند برای کسانی که سرکلاس تاریخ در دبیرستان خواب بودند، زمینه تاریخی داستان فیلم را تشریح میکند، که برای فیلمسازی مثل ترنس ملیک که بیشتر شاعر است تا مورخ، کاری غیرعادی به نظر میرسد. در فیلم دنیای نو، پوکاهانتاس، شاهزاده خانم نوجوان سرخپوستی که بعد از دل بستن به یک افسر بریتانیائی از جهان نو، آمریکا، به دنیای قدیم، اروپا منتقل میشود تا در کنار حیوانات و جادوگر سرخپوستی به ملکه بریتانیا ارائه شود، او سمبول بکارتی است که دریده میشود. اما به قول منتقد نیویورک تایمز، خانم مانولا درگیس، دیدن این شخصیت به عنوان تمثیل بکارت، به منزله تکرار اشتباهی تاریخی است. برای کارگردان فیلم «دنیای نو» آنچه اهمیت دارد این است که نشان دهد چگونه اروپائیان فرهیخته و آزاداندیش، هنگامی که با جهانی بکر و امکانات تازه آن روبرو شدند، به جای اینکه آن را درک کنند، آن را به شکل دنیای خود در آوردند. منتقدان آمریکائی زیبائی و حساسیت بازیگر نوآمده خانم کیواوریانکا کیلچر را از جمله شگفتیهای این فیلم دانستهاند. نقش افسر بریتانیائی جان اسمیت را که به عشق این باکره نوجوان گرفتار میآید، کالین فارل بازی میکند، و طرز برخورد این شخصیت با «دنیای نو» محور فکری فیلم است. در یک صحنه فیلم، در حالیکه سرخپوستان اسیر و طناب پیچ کف کشتی افتادهاند، افسر بریتانیائی جان اسمیت از زیبائی جهانی سخن میگوید که در آن نعمات زمین در اختیار همه است. این افسر بریتانیائی جزوی از یک گروه صد نفری سربازانی است که ماموریت دارند برای شرکت بریتانیائی ویرجینیا در لندن یک مستعمره در آمریکا به وجود بیاورند. آنها در سال 1607 در ساحل ویرجینیا لنگر میاندازند و در برابر چشمان حیرت زده خود با بهشتی روبرو میشوند از درختان سرسبز و جویبارهای زلال. ولی استعمارگران برای درخت و آب پاکیزه آنجا نبودند بلکه دنبال معادن طلا و نقره میگشتند و راهی به جنوب، و برخورد آنها با ساکنان بومی این سرزمین، برای هیچکدام از طرفین خوشایند نبود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
دنیای نو اثر #ترنس_مالیک
فیلم «دنیای نو» در باره تاسیس یکی از نخستین شهرکهای اروپائینشین در قاره آمریکا در قرن هفدهم، روایتی از داستان مشهور پوکاهانتاس، شاهزاده نوجوان سرخپوست را بازگومیکند، این بار از دیدگاه کارگردان برجسته سینمای آمریکا آقای ترنس ملیک. روایتی اندکی کوتاه شده از این فیلم که قبل از پایان سال 2005 فقط در سه سینما در آمریکا به نمایش در آمد، این هفته در سینماهای بیشتری بر پرده همگانی قرار گرفت. بهنام ناطقی (رادیوفردا، نیویورک): فیلم «دنیای نو» یا The New World چهارمین فیلمی است که ترنس ملیک، کارگردان هنرمند آمریکائی در سی سال اخیر ساخته است، و مانند سه فیلم قبلی او، زمینهای لم یزرع, روزهای بهشت و خط باریک سرخ نشانه وسواس او در سینمای تصویری و شاعرانه و خلاقیت آشتیناپذیر است. فیلم «دنیای نو» داستان ساخته شدن ؛Jamestown نخستین شهرک اروپائینشین در دنیای نوین را باز میگوید: شهرکی که بقایای آن در ایالت ویرجینیای آمریکا هنوز هم برای بازدید توریست ها دست نخورده نگه داشته شده و ترنس ملیک هم برای حفظ اصالت تاریخی و جغرافیائی، بیشتر صحنههای فیلم خود را در اطراف آن و در طبیعت خیرهکننده ایالت ویرجینیای آمریکا فیلمبرداری کرده است. آهنگساز فیلمهای بزرگ و تجاری سینمای هالیوود، آقای جیمز هورنر James Horner موسیقی فیلم را ساخته است در ترکیبی از صداهای عظیم سمفونیک و موسیقی سرخپوستان. اما ملیک برای بیان غنای تصویری خود گاهی بی نیاز از موسیقی، از سکوت موسیقی ساخته است. منتقد نیویورک تایمز، خانم مانولا درگیس دو نقد در باره این فیلم نوشته است یکی قبل از پایان سال 2005 هنگامی که فیلم «دنیای نو» از ترنس ملیک برای نخستین بار در آمریکا روی پرده آمد، و یکی روز شنبه (امروز) به مناسبت قطع حدود 15 دقیقه از این فیلم در نسخه نهائی که برای پخش گستردهتر در سراسر آمریکا تهیه شد و مینویسد اینکه کارگردانی بلافاصله بعد از پخش فیلم آن را مجددا ادیت کند، بیسابقه نیست و از جمله استنلی کوبریک، فیلمهای اودیسه فضائی 2001 و اثر دیگرش ؛Shining را بعد از پخش به طرز قابل توجهی کوتاه کرد و گریفیث کارگردان فیلمهای صامت حتی بعد از به نمایش آمدن فیلمهایش، از آنها کم میکرد یا صحنههای جدید فیلمبرداری میکرد و به آنها میافزود. خانم درگیس مینویسد در نسخه جدید، کریستوفر پلامر که نقش ناخدای کشتی انگلیسی را ایفا میکند برای کسانی که سرکلاس تاریخ در دبیرستان خواب بودند، زمینه تاریخی داستان فیلم را تشریح میکند، که برای فیلمسازی مثل ترنس ملیک که بیشتر شاعر است تا مورخ، کاری غیرعادی به نظر میرسد. در فیلم دنیای نو، پوکاهانتاس، شاهزاده خانم نوجوان سرخپوستی که بعد از دل بستن به یک افسر بریتانیائی از جهان نو، آمریکا، به دنیای قدیم، اروپا منتقل میشود تا در کنار حیوانات و جادوگر سرخپوستی به ملکه بریتانیا ارائه شود، او سمبول بکارتی است که دریده میشود. اما به قول منتقد نیویورک تایمز، خانم مانولا درگیس، دیدن این شخصیت به عنوان تمثیل بکارت، به منزله تکرار اشتباهی تاریخی است. برای کارگردان فیلم «دنیای نو» آنچه اهمیت دارد این است که نشان دهد چگونه اروپائیان فرهیخته و آزاداندیش، هنگامی که با جهانی بکر و امکانات تازه آن روبرو شدند، به جای اینکه آن را درک کنند، آن را به شکل دنیای خود در آوردند. منتقدان آمریکائی زیبائی و حساسیت بازیگر نوآمده خانم کیواوریانکا کیلچر را از جمله شگفتیهای این فیلم دانستهاند. نقش افسر بریتانیائی جان اسمیت را که به عشق این باکره نوجوان گرفتار میآید، کالین فارل بازی میکند، و طرز برخورد این شخصیت با «دنیای نو» محور فکری فیلم است. در یک صحنه فیلم، در حالیکه سرخپوستان اسیر و طناب پیچ کف کشتی افتادهاند، افسر بریتانیائی جان اسمیت از زیبائی جهانی سخن میگوید که در آن نعمات زمین در اختیار همه است. این افسر بریتانیائی جزوی از یک گروه صد نفری سربازانی است که ماموریت دارند برای شرکت بریتانیائی ویرجینیا در لندن یک مستعمره در آمریکا به وجود بیاورند. آنها در سال 1607 در ساحل ویرجینیا لنگر میاندازند و در برابر چشمان حیرت زده خود با بهشتی روبرو میشوند از درختان سرسبز و جویبارهای زلال. ولی استعمارگران برای درخت و آب پاکیزه آنجا نبودند بلکه دنبال معادن طلا و نقره میگشتند و راهی به جنوب، و برخورد آنها با ساکنان بومی این سرزمین، برای هیچکدام از طرفین خوشایند نبود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم 🎬
#زودیاک (Zodiac) یک فیلم معمایی مهیج آمریکایی به کارگردانی دیوید فینچر و نویسندگی جیمز وندربیت که بر اساس کتابی با همین نام به قلم رابرت گریاسمیت ساخته شدهاست. این ششمین فیلم بلند #دیوید_فینچر، کارگردان آمریکایی است.
▪️داستان
در ۴ ژوئیه ۱۹۶۹ یک مرد ناشناس با یک اسلحه در والیو کالیفرنیا به دارلین فرین و مایک مژو حمله میکند. مژو زنده میماند.
یک ماه بعد، روزنامه سانفرانسیسکو کرونیکل یک نامه رمزدار از طرف قاتل دریافت میکند که در آن خودش را زودیاک نامیده و پلیس را سرزنش کردهاست. پاول ایوری و دیگران، کاریکاتوریست سیاسی، رابرت گری اسمیت را در تحقیقات ابتدایی جدی نمیگیرند و او را در جریان جزئیات قرار نمیدهند. وقتی روزنامه نامهها را چاپ میکند، یک زوج آنها را رمزگشایی میکنند. در سپتامبر، قاتل به یک دانشجوی حقوق به نام برایان هارتنل و سیسیلیا شپرد در ناپا حمله میکند. شپرد دو روز بعد میمیرد.
در یک بار، ایوری دربارهٔ نامههای رمزی با گری اسمیت حرف میزند. گری اسمیت نامه را تفسیر میکند و هردو به مبادله اطلاعات میپردازند. گری اسمیت عقیده دارد اشاره زودیاک به انسان به عنوان «خطرناکترین حیوان روی زمین» به فیلم خطرناکترین بازی برمی گردد که در آن ژنرال زاروف به شکار انسانها میپردازد.
دو هفته بعد، یک راننده تاکسی به نام پاول استین در سان فرانسیسکو کشته میشود. زودیاک بخشهایی از لباس خونی استین را به روزنامه میفرستد. کارآگاه سان فرانسیسکو به نام دیو تاسکی و همکارش بیل ارمسترانگ وارد پرونده میشوند و با جک مولاناکس و کاپیتان کن نارلو در ناپا همکاری میکنند.
در سال ۱۹۷۱، کارآگاه تاسکی، آرمسترانگ و مولاناکس از مظنونی به نام آرتور لی الن بازجویی میکنند. آنها متوجه میشوند او یک ساعت زودیاک به دست دارد. اما متخصص دست خط بیان میکند که الن نویسنده نامههای زودیاک نیست اگرچه گفته میشود الن با هر دو دست میتواند کار کند. ایوری نامه ای تهدیدکننده از زودیاک میگیرد و از ترس سراغ مواد و الکل میرود.
در سال ۱۹۷۸ گری اسمیت با تاسکی دربارهٔ قتلهای زودیاک بحث میکند و نهایتاً همکاری او را میگیرد. در همین زمان به تاسکی این اتهام زده میشود که نامه ای از سمت زودیاک نوشتهاست.
گری اسمیت به تحقیقاتش ادامه میدهد و تصمیم میگیرد کتابی دربارهٔ زودیاک بنویسد. در همین زمان تماسهای مشکوکی دریافت میکند. به خاطر علاقه افراطیش به این پرونده، شغلش را ازدست میدهد و همسرش ملانی او را ترک میکند. گری اسمیت متوجه میشود که لی نزدیک خانه فرین زندگی میکرده و احتمالاً او را میشناختهاست. اگرچه شواهد کلی او را گناهکار نشان میدهند، ولی شواهد فیزیکی مثل اثر انگشت و نمونه دستخط چندان قوی نیستند. هشت سال بعد، بعد از انتشار کتاب پرفروش زودیاک توسط گری اسمیت، مژو تصویر الن را به عنوان قاتل شناسایی میکند. ولی پیش از انجام کارهای قانونی و دستگیری، او در اثر سکته قلبی میمیرد.
▪️بازیگران
جیک جیلنهال (رابرت گریاسمیت)
رابرت داونی جونیور (پال آیوری)
مارک رافلو (کاراگاه دیوید توشی)
جان کارول لینچ (آرتور لی آلن)
برایان کوکس (ملوین بلی)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم 🎬
#زودیاک (Zodiac) یک فیلم معمایی مهیج آمریکایی به کارگردانی دیوید فینچر و نویسندگی جیمز وندربیت که بر اساس کتابی با همین نام به قلم رابرت گریاسمیت ساخته شدهاست. این ششمین فیلم بلند #دیوید_فینچر، کارگردان آمریکایی است.
▪️داستان
در ۴ ژوئیه ۱۹۶۹ یک مرد ناشناس با یک اسلحه در والیو کالیفرنیا به دارلین فرین و مایک مژو حمله میکند. مژو زنده میماند.
یک ماه بعد، روزنامه سانفرانسیسکو کرونیکل یک نامه رمزدار از طرف قاتل دریافت میکند که در آن خودش را زودیاک نامیده و پلیس را سرزنش کردهاست. پاول ایوری و دیگران، کاریکاتوریست سیاسی، رابرت گری اسمیت را در تحقیقات ابتدایی جدی نمیگیرند و او را در جریان جزئیات قرار نمیدهند. وقتی روزنامه نامهها را چاپ میکند، یک زوج آنها را رمزگشایی میکنند. در سپتامبر، قاتل به یک دانشجوی حقوق به نام برایان هارتنل و سیسیلیا شپرد در ناپا حمله میکند. شپرد دو روز بعد میمیرد.
در یک بار، ایوری دربارهٔ نامههای رمزی با گری اسمیت حرف میزند. گری اسمیت نامه را تفسیر میکند و هردو به مبادله اطلاعات میپردازند. گری اسمیت عقیده دارد اشاره زودیاک به انسان به عنوان «خطرناکترین حیوان روی زمین» به فیلم خطرناکترین بازی برمی گردد که در آن ژنرال زاروف به شکار انسانها میپردازد.
دو هفته بعد، یک راننده تاکسی به نام پاول استین در سان فرانسیسکو کشته میشود. زودیاک بخشهایی از لباس خونی استین را به روزنامه میفرستد. کارآگاه سان فرانسیسکو به نام دیو تاسکی و همکارش بیل ارمسترانگ وارد پرونده میشوند و با جک مولاناکس و کاپیتان کن نارلو در ناپا همکاری میکنند.
در سال ۱۹۷۱، کارآگاه تاسکی، آرمسترانگ و مولاناکس از مظنونی به نام آرتور لی الن بازجویی میکنند. آنها متوجه میشوند او یک ساعت زودیاک به دست دارد. اما متخصص دست خط بیان میکند که الن نویسنده نامههای زودیاک نیست اگرچه گفته میشود الن با هر دو دست میتواند کار کند. ایوری نامه ای تهدیدکننده از زودیاک میگیرد و از ترس سراغ مواد و الکل میرود.
در سال ۱۹۷۸ گری اسمیت با تاسکی دربارهٔ قتلهای زودیاک بحث میکند و نهایتاً همکاری او را میگیرد. در همین زمان به تاسکی این اتهام زده میشود که نامه ای از سمت زودیاک نوشتهاست.
گری اسمیت به تحقیقاتش ادامه میدهد و تصمیم میگیرد کتابی دربارهٔ زودیاک بنویسد. در همین زمان تماسهای مشکوکی دریافت میکند. به خاطر علاقه افراطیش به این پرونده، شغلش را ازدست میدهد و همسرش ملانی او را ترک میکند. گری اسمیت متوجه میشود که لی نزدیک خانه فرین زندگی میکرده و احتمالاً او را میشناختهاست. اگرچه شواهد کلی او را گناهکار نشان میدهند، ولی شواهد فیزیکی مثل اثر انگشت و نمونه دستخط چندان قوی نیستند. هشت سال بعد، بعد از انتشار کتاب پرفروش زودیاک توسط گری اسمیت، مژو تصویر الن را به عنوان قاتل شناسایی میکند. ولی پیش از انجام کارهای قانونی و دستگیری، او در اثر سکته قلبی میمیرد.
▪️بازیگران
جیک جیلنهال (رابرت گریاسمیت)
رابرت داونی جونیور (پال آیوری)
مارک رافلو (کاراگاه دیوید توشی)
جان کارول لینچ (آرتور لی آلن)
برایان کوکس (ملوین بلی)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
#پدر (The Father) یک فیلم درام فرانسوی-انگلیسی به نویسندگی و کارگردانی #فلوریان_زلر که در سال 2020 منتشر شد فیلمنامه بر اساس نمایشنامه سال ۲۰۱۲ به نام پدر ساخته شدهاست. بازیگران اصلی فیلم #آنتونی_هاپکینز، الیویا کلمن، مارک گیتیس، ایموجن پوتس، روفس سوئل و اولیویا ویلیامز هستند. این فیلم داستان یک پیرمردی را روایت میکند که باید با پیشرفت از دست دادن حافظه خود مقابله کند. این فیلم در نود و سومین دوره جوایز اسکار در شش بخش نامزد دریافت این جایزه شد که دو جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین بازیگر نقش اول مرد برای (آنتونی هاپکینز) را به دست آورد.
▪️تولید
تصویربرداری اصلی از ۱۳ مه ۲۰۱۹ آغاز شد. مکان. های فیلمبرداری شامل استودیوهای فیلم غرب لندن و هیز، هیلینگدون بود.
▪️انتشار فیلم
اولین نمایش جهانی این فیلم در جشنواره فیلم ساندنس در ۲۷ ژانویه ۲۰۲۰ بود. پیش از این کمپانیهای سونی پیکچرز کلاسیکس و لاینزگیت فیلمز به ترتیب حق پخش فیلمهای ایالات متحده و انگلیس را به دست آوردند. همچنین در جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۰ و در اکتبر ۲۰۲۰ در جشنوارهٔهای فیلم بفا به نمایش درآمد. این فیلم در ۱۸ دسامبر ۲۰۲۰ در ایالات متحده آمریکا و در ۸ ژانویه ۲۰۲۱ در انگلستان منتشر شد.
▪️پاسخ انتقادی
در وبسایت جمعآوری نقد راتن تومیتوز گزارش میدهد که ۹۸ درصد از ۲۷۹ منتقد، با میانگین امتیاز ۸٫۷ از ۱۰۰ مثبت بودهاند. اجماع منتقدان این وبسایت میگوید: «فیلم پدر با بازیهای خیرهکننده و کارگردانی هنرمندانه توسط نویسنده-کارگردان فلوریان زلر، تصویری زیبا از زوال عقل ارائه میکند. نظر منتقدان، نشان دهنده «تحسین جهانی» است. طبق گزارشات ۸۴ درصد از مخاطبان به فیلم نمره مثبت دادن.
🏆 جوایز
شش نامزدی در جشنواره اسکار، و برنده شدن در دو جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین بازیگر نقش اول مرد توسط #آنتونی_هاپکینز
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
#پدر (The Father) یک فیلم درام فرانسوی-انگلیسی به نویسندگی و کارگردانی #فلوریان_زلر که در سال 2020 منتشر شد فیلمنامه بر اساس نمایشنامه سال ۲۰۱۲ به نام پدر ساخته شدهاست. بازیگران اصلی فیلم #آنتونی_هاپکینز، الیویا کلمن، مارک گیتیس، ایموجن پوتس، روفس سوئل و اولیویا ویلیامز هستند. این فیلم داستان یک پیرمردی را روایت میکند که باید با پیشرفت از دست دادن حافظه خود مقابله کند. این فیلم در نود و سومین دوره جوایز اسکار در شش بخش نامزد دریافت این جایزه شد که دو جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین بازیگر نقش اول مرد برای (آنتونی هاپکینز) را به دست آورد.
▪️تولید
تصویربرداری اصلی از ۱۳ مه ۲۰۱۹ آغاز شد. مکان. های فیلمبرداری شامل استودیوهای فیلم غرب لندن و هیز، هیلینگدون بود.
▪️انتشار فیلم
اولین نمایش جهانی این فیلم در جشنواره فیلم ساندنس در ۲۷ ژانویه ۲۰۲۰ بود. پیش از این کمپانیهای سونی پیکچرز کلاسیکس و لاینزگیت فیلمز به ترتیب حق پخش فیلمهای ایالات متحده و انگلیس را به دست آوردند. همچنین در جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۰ و در اکتبر ۲۰۲۰ در جشنوارهٔهای فیلم بفا به نمایش درآمد. این فیلم در ۱۸ دسامبر ۲۰۲۰ در ایالات متحده آمریکا و در ۸ ژانویه ۲۰۲۱ در انگلستان منتشر شد.
▪️پاسخ انتقادی
در وبسایت جمعآوری نقد راتن تومیتوز گزارش میدهد که ۹۸ درصد از ۲۷۹ منتقد، با میانگین امتیاز ۸٫۷ از ۱۰۰ مثبت بودهاند. اجماع منتقدان این وبسایت میگوید: «فیلم پدر با بازیهای خیرهکننده و کارگردانی هنرمندانه توسط نویسنده-کارگردان فلوریان زلر، تصویری زیبا از زوال عقل ارائه میکند. نظر منتقدان، نشان دهنده «تحسین جهانی» است. طبق گزارشات ۸۴ درصد از مخاطبان به فیلم نمره مثبت دادن.
🏆 جوایز
شش نامزدی در جشنواره اسکار، و برنده شدن در دو جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین بازیگر نقش اول مرد توسط #آنتونی_هاپکینز
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
🎬 تماشای راین (Watch on the Rhine) فیلمی در ژانر جاسوسی و درام به کارگردانی #هرمان_شوملین و #هال_مور است که در سال ۱۹۴۳ منتشر شد.
▪️خلاصه داستان
«سارا» و «کرت میلر» به همراه سه فرزند خود پس از هجده سال زندگی در اروپا به خانه مادر خود در واشینگتن بازمیگردند.کنتی رومانیایی که در آنجا زندگی میکند از طریق یکی از دوستان خود در سفارت آلمان متوجه میشود که «کرت» برای یک سازمان مخفی ضد نازی در آلمان کار میکند…
🏆 جوایز
این فیلم برنده اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد و کاندیدای ۳ اسکار دیگر (کاندیدای اسکار بهترین فیلمنامه-کاندیدای اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن-کاندیدای اسکار بهترین فیلم) در سال ۱۹۴۴ شد.
برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد ۱۹۴۳ (پل لوکاس)
برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم درام ۱۹۴۳ (پل لوکاس)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
🎬 تماشای راین (Watch on the Rhine) فیلمی در ژانر جاسوسی و درام به کارگردانی #هرمان_شوملین و #هال_مور است که در سال ۱۹۴۳ منتشر شد.
▪️خلاصه داستان
«سارا» و «کرت میلر» به همراه سه فرزند خود پس از هجده سال زندگی در اروپا به خانه مادر خود در واشینگتن بازمیگردند.کنتی رومانیایی که در آنجا زندگی میکند از طریق یکی از دوستان خود در سفارت آلمان متوجه میشود که «کرت» برای یک سازمان مخفی ضد نازی در آلمان کار میکند…
🏆 جوایز
این فیلم برنده اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد و کاندیدای ۳ اسکار دیگر (کاندیدای اسکار بهترین فیلمنامه-کاندیدای اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن-کاندیدای اسکار بهترین فیلم) در سال ۱۹۴۴ شد.
برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد ۱۹۴۳ (پل لوکاس)
برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم درام ۱۹۴۳ (پل لوکاس)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity