🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 # نگاه کردن به درون خانه های محقری که بنده ها و غلام ها دارند در آن ها برای رفتن به کارخانه هایشان خود را آماده می کنند، وحشتناک است.خانه در کنار خانه، خانه بغل خانه و همه جا مردمی ساکت اند که رنج می کشند، می خندند، مردمی که می خوردند و می آشامند و آدم های جدیدی درست می کنند، مردمی که شاید همین فردا مرده باشند.
همه جا پر از آدم هاییست.زن های پیر و بچه ها و همچنین سربازها. سرباز ها در جایی پشت پنجره ها هستند،یکی آنجا و یکی اینجا،و همه می دانند که باز چه وقت در قطار می نشینند و به جهنم بر می گردند.
📔 قطار به موقع رسید
#هانریش_بل
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 # نگاه کردن به درون خانه های محقری که بنده ها و غلام ها دارند در آن ها برای رفتن به کارخانه هایشان خود را آماده می کنند، وحشتناک است.خانه در کنار خانه، خانه بغل خانه و همه جا مردمی ساکت اند که رنج می کشند، می خندند، مردمی که می خوردند و می آشامند و آدم های جدیدی درست می کنند، مردمی که شاید همین فردا مرده باشند.
همه جا پر از آدم هاییست.زن های پیر و بچه ها و همچنین سربازها. سرباز ها در جایی پشت پنجره ها هستند،یکی آنجا و یکی اینجا،و همه می دانند که باز چه وقت در قطار می نشینند و به جهنم بر می گردند.
📔 قطار به موقع رسید
#هانریش_بل
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#کتاب_ولحظه
به زودی، به زودی، به زودی، به زودی. این به زودی کی خواهد بود؟
چه کلمه هراسانگیزی است این به زودی. به زودی ممکن است یک ثانیه دیگر باشد. به زودی می تواند یک سال طول بکشد. به زودی کلمهای است هراس انگیز. این به زودی آینده را در هم میفشارد، آن را کوچک میکند و دیگر هیچ چیز مطمئنی در کار نخواهد بود. هر چه هست دودلی و تزلزل مطلق خواهد بود. به زودی هیچ نیست و به زودی چه بسا چیزهایی است.
به زودی همه چیز است. به زودی مرگ است...
📚 #قطار_بموقع_رسید
👤 #هانریش_بل
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
به زودی، به زودی، به زودی، به زودی. این به زودی کی خواهد بود؟
چه کلمه هراسانگیزی است این به زودی. به زودی ممکن است یک ثانیه دیگر باشد. به زودی می تواند یک سال طول بکشد. به زودی کلمهای است هراس انگیز. این به زودی آینده را در هم میفشارد، آن را کوچک میکند و دیگر هیچ چیز مطمئنی در کار نخواهد بود. هر چه هست دودلی و تزلزل مطلق خواهد بود. به زودی هیچ نیست و به زودی چه بسا چیزهایی است.
به زودی همه چیز است. به زودی مرگ است...
📚 #قطار_بموقع_رسید
👤 #هانریش_بل
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نویسندگان_ملل
#هانریش_بل
هاینریش تئودور بُل (به آلمانی: Heinrich Theodor Böll) (تلفظ آلمانی: [bœl]) (زادهٔ ۲۱ دسامبر ۱۹۱۷ – درگذشتهٔ ۱۶ ژوئیهٔ ۱۹۸۵) نویسندهٔ آلمانی و برندهٔ جایزه نوبل ادبی است. بیشتر آثار او به جنگ (بهخصوص جنگ جهانی دوم) و آثار پس از آن میپردازد.
هاینریش بل ۲۱ دسامبر ۱۹۱۷ در شهر کلن به دنیا آمد. در بیست سالگی پس از اخذ دیپلم در یک کتابفروشی مشغول به کار شد اما سال بعد از آن همزمان با آغاز جنگ جهانی دوم به خدمت سربازی فراخوانده شد و تا سال ۱۹۴۵ را در جبهههای جنگ به سربرد. با اینکه خانوادهاش با نازیها و حزب ناسیونال سوسیالیسم مخالف بودند، او در ابتدا با آنها همدلی داشت. نامههایی که بل از جبههٔ جنگ به دوست دختر و همسر آیندهاش، آنه ماری مینوشت، به خوبی این مدعا را اثبات میکند. اما پس از زخمی شدن در جبههٔ شرق، دیدگاهش تغییر یافت و به عمق فاجعهٔ جنگ و جنایت رژیم نازی پی برد.
هاینریش بل در طول جنگ چند بار زخمی شد، از پادگان فرار کرد و با جعل برگههای عبور خود را به غرب رساند. در آنجا به دست آمریکاییها دستگیر شد. پس از آنکه سرانجام از زندان آمریکاییها آزاد شد، با همسرش در شهر کلن، شهری که ۸۰ درصدش در اثر جنگ ویران شده بود، اقامت گزید.
او در سال ۱۹۴۲ با آن ماری سش ازدواج کرد که اولین فرزند آنها، به نام کرسیتف، در سال ۱۹۴۵ بر اثر بیماری از دنیا رفت. پس از جنگ به تحصیل در رشته زبان و ادبیات آلمانی پرداخت. در این زمان برای تأمین خرج تحصیل و زندگی در مغازه نجاری برادرش کار میکرد. در سال ۱۹۵۰ به عنوان مسئول سرشماری آپارتمانها و ساختمانها در اداره آمار مشغول به کار شد.
در سال ۱۹۴۷ اولین داستانهای خود را به چاپ رسانید و با چاپ داستان قطار به موقع رسید، در سال ۱۹۴۹، به شهرت رسید؛ و در سال ۱۹۵۱ با برنده شدن در جایزه ادبی گروه ۴۷ برای داستان گوسفند سیاه موفق به دریافت اولین جایزه ادبی خود شد. در ۱۹۵۶ به ایرلند سفر کرد تا سال بعد کتاب یادداشتهای روزانه ایرلند را به چاپ برساند.
در ۱۹۷۱ ریاست انجمن قلم آلمان را به عهده گرفت. او همچنین تا سال ۱۹۷۴ ریاست انجمن بینالمللی قلم را پذیرفت. او در سال ۱۹۷۲ توانست به عنوان دومین آلمانی، بعد از توماس مان، جایزه ادبی نوبل را از آن خود کند.
هاینریش بل خروج خود و همسرش را از کلیسای کاتولیک، در سال ۱۹۷۶، اعلام کرد. او در ۱۶ ژوئیه ۱۹۸۵ از دنیا رفت و جسد او در نزدیکی زادگاهش به خاک سپرده شد.
هاینریش بُل عاشق مردمان ساده و بیغلوغش است و قهرمانان داستانهای او درماندگان و شکستخوردگانند، اما بُل آنها را شکستخورده نمیداند و نشان میدهد که حرص به کسب مال و مقام، وقتی که انسان میتواند علیرغم دشواریها تا به آخر انسان باقی بماند، واقعاً در خور استهزاست؛ و هاینریش بُل کسی است که تا به آخر انسان باقی میماند.[۲]
فهرست کتابها
• قطار به موقع رسید (۱۹۴۹) ترجمه کیکاووس جهانداری انتشارات چشمه
• گوسفندان سیاه (۱۹۵۱) ترجمه محمد چنگیز انتشارات نقش خورشید
• آدم، کجا بودی؟ (۱۹۵۱) ترجمه ناتالی چوبینه انتشارات سپیده سحر
• و حتی یک کلمه هم نگفت (۱۹۵۳) ترجمه حسین افشار انتشارات دیگر
• خانهای بیسرپرست (۱۹۵۴) ترجمه ناتالی چوبینه تحت عنوان خانه بیحفاظ انتشارات سپیده سحر
• نان سالهای جوانی (۱۹۵۵) ترجمه محمد اسماعیلزاده انتشارات چشمه، جاهد جهانشاهی انتشارات دیگر
• یادداشتهای روزانه ایرلند (۱۹۵۷)
• بیلیارد در ساعت نه و نیم (۱۹۵۹) ترجمه کیکاووس جهانداری انتشارات سروش. این رمان در لیست ۱۰۰۱ کتاب که باید قبل از مرگ بخوانید قرار دارد.
• عقاید یک دلقک (۱۹۶۳) ترجمه محمد اسماعیلزاده انتشارات چشمه، شریف لنکرانی انتشارات جامی
• جدایی از گروه (۱۹۶۴)
• پایان مأموریت (۱۹۶۶) ترجمه ناتالی چوبینه انتشارات سپیده سحر و پیام امروز
• سیمای زنی در میان جمع (۱۹۷۱) ترجمه مرتضی کلانتری انتشارات آگاه. این رمان در لیست ۱۰۰۱ کتاب که باید قبل از مرگ بخوانید قرار دارد.
• آبروی از دست رفته کاترینا بلوم (۱۹۷۴) ترجمه شریف لنکرانی انتشارات خوارزمی، حسن نقرهچی انتشارات نیلوفر. این رمان در لیست ۱۰۰۱ کتاب که باید قبل از مرگ بخوانید قرار دارد.
• شبکه امنیتی (۱۹۷۹) ترجمه محمدتقی فرامرزی انتشارات کتاب مهناز. این رمان در لیست ۱۰۰۱ کتاب که باید قبل از مرگ بخوانید قرار دارد.
• زنان در چشمانداز رودخانه (۱۹۸۵) ترجمه کامران جمالی انتشارات کتاب مهناز
• میراث (۱۹۸۲) ترجمه سیامک گلشیری،انتشارات مروارید
• فرشته سکوت کرد (۱۹۹۲) ترجمه سعید فرهودی، نشر نون، ۱۳۹۳
• اتفاق (۱۹۸۱) ترجمه حمزه علی محمدی، نشر دیبایه، شهر کتاب، ۱۳۹۳
• ویمپو (۱۹۸۱) ترجمه حمزه علی محمدی، انجمن فرهنگی اتریش، ۱۳۹۶
• راهب (۱۹۸۲) ترجمه حمزه علی محمدی، انجمن فرهنگی اتریش، ۱۳۹۶
📚🤔
🔴#نویسندگان_ملل
#هانریش_بل
هاینریش تئودور بُل (به آلمانی: Heinrich Theodor Böll) (تلفظ آلمانی: [bœl]) (زادهٔ ۲۱ دسامبر ۱۹۱۷ – درگذشتهٔ ۱۶ ژوئیهٔ ۱۹۸۵) نویسندهٔ آلمانی و برندهٔ جایزه نوبل ادبی است. بیشتر آثار او به جنگ (بهخصوص جنگ جهانی دوم) و آثار پس از آن میپردازد.
هاینریش بل ۲۱ دسامبر ۱۹۱۷ در شهر کلن به دنیا آمد. در بیست سالگی پس از اخذ دیپلم در یک کتابفروشی مشغول به کار شد اما سال بعد از آن همزمان با آغاز جنگ جهانی دوم به خدمت سربازی فراخوانده شد و تا سال ۱۹۴۵ را در جبهههای جنگ به سربرد. با اینکه خانوادهاش با نازیها و حزب ناسیونال سوسیالیسم مخالف بودند، او در ابتدا با آنها همدلی داشت. نامههایی که بل از جبههٔ جنگ به دوست دختر و همسر آیندهاش، آنه ماری مینوشت، به خوبی این مدعا را اثبات میکند. اما پس از زخمی شدن در جبههٔ شرق، دیدگاهش تغییر یافت و به عمق فاجعهٔ جنگ و جنایت رژیم نازی پی برد.
هاینریش بل در طول جنگ چند بار زخمی شد، از پادگان فرار کرد و با جعل برگههای عبور خود را به غرب رساند. در آنجا به دست آمریکاییها دستگیر شد. پس از آنکه سرانجام از زندان آمریکاییها آزاد شد، با همسرش در شهر کلن، شهری که ۸۰ درصدش در اثر جنگ ویران شده بود، اقامت گزید.
او در سال ۱۹۴۲ با آن ماری سش ازدواج کرد که اولین فرزند آنها، به نام کرسیتف، در سال ۱۹۴۵ بر اثر بیماری از دنیا رفت. پس از جنگ به تحصیل در رشته زبان و ادبیات آلمانی پرداخت. در این زمان برای تأمین خرج تحصیل و زندگی در مغازه نجاری برادرش کار میکرد. در سال ۱۹۵۰ به عنوان مسئول سرشماری آپارتمانها و ساختمانها در اداره آمار مشغول به کار شد.
در سال ۱۹۴۷ اولین داستانهای خود را به چاپ رسانید و با چاپ داستان قطار به موقع رسید، در سال ۱۹۴۹، به شهرت رسید؛ و در سال ۱۹۵۱ با برنده شدن در جایزه ادبی گروه ۴۷ برای داستان گوسفند سیاه موفق به دریافت اولین جایزه ادبی خود شد. در ۱۹۵۶ به ایرلند سفر کرد تا سال بعد کتاب یادداشتهای روزانه ایرلند را به چاپ برساند.
در ۱۹۷۱ ریاست انجمن قلم آلمان را به عهده گرفت. او همچنین تا سال ۱۹۷۴ ریاست انجمن بینالمللی قلم را پذیرفت. او در سال ۱۹۷۲ توانست به عنوان دومین آلمانی، بعد از توماس مان، جایزه ادبی نوبل را از آن خود کند.
هاینریش بل خروج خود و همسرش را از کلیسای کاتولیک، در سال ۱۹۷۶، اعلام کرد. او در ۱۶ ژوئیه ۱۹۸۵ از دنیا رفت و جسد او در نزدیکی زادگاهش به خاک سپرده شد.
هاینریش بُل عاشق مردمان ساده و بیغلوغش است و قهرمانان داستانهای او درماندگان و شکستخوردگانند، اما بُل آنها را شکستخورده نمیداند و نشان میدهد که حرص به کسب مال و مقام، وقتی که انسان میتواند علیرغم دشواریها تا به آخر انسان باقی بماند، واقعاً در خور استهزاست؛ و هاینریش بُل کسی است که تا به آخر انسان باقی میماند.[۲]
فهرست کتابها
• قطار به موقع رسید (۱۹۴۹) ترجمه کیکاووس جهانداری انتشارات چشمه
• گوسفندان سیاه (۱۹۵۱) ترجمه محمد چنگیز انتشارات نقش خورشید
• آدم، کجا بودی؟ (۱۹۵۱) ترجمه ناتالی چوبینه انتشارات سپیده سحر
• و حتی یک کلمه هم نگفت (۱۹۵۳) ترجمه حسین افشار انتشارات دیگر
• خانهای بیسرپرست (۱۹۵۴) ترجمه ناتالی چوبینه تحت عنوان خانه بیحفاظ انتشارات سپیده سحر
• نان سالهای جوانی (۱۹۵۵) ترجمه محمد اسماعیلزاده انتشارات چشمه، جاهد جهانشاهی انتشارات دیگر
• یادداشتهای روزانه ایرلند (۱۹۵۷)
• بیلیارد در ساعت نه و نیم (۱۹۵۹) ترجمه کیکاووس جهانداری انتشارات سروش. این رمان در لیست ۱۰۰۱ کتاب که باید قبل از مرگ بخوانید قرار دارد.
• عقاید یک دلقک (۱۹۶۳) ترجمه محمد اسماعیلزاده انتشارات چشمه، شریف لنکرانی انتشارات جامی
• جدایی از گروه (۱۹۶۴)
• پایان مأموریت (۱۹۶۶) ترجمه ناتالی چوبینه انتشارات سپیده سحر و پیام امروز
• سیمای زنی در میان جمع (۱۹۷۱) ترجمه مرتضی کلانتری انتشارات آگاه. این رمان در لیست ۱۰۰۱ کتاب که باید قبل از مرگ بخوانید قرار دارد.
• آبروی از دست رفته کاترینا بلوم (۱۹۷۴) ترجمه شریف لنکرانی انتشارات خوارزمی، حسن نقرهچی انتشارات نیلوفر. این رمان در لیست ۱۰۰۱ کتاب که باید قبل از مرگ بخوانید قرار دارد.
• شبکه امنیتی (۱۹۷۹) ترجمه محمدتقی فرامرزی انتشارات کتاب مهناز. این رمان در لیست ۱۰۰۱ کتاب که باید قبل از مرگ بخوانید قرار دارد.
• زنان در چشمانداز رودخانه (۱۹۸۵) ترجمه کامران جمالی انتشارات کتاب مهناز
• میراث (۱۹۸۲) ترجمه سیامک گلشیری،انتشارات مروارید
• فرشته سکوت کرد (۱۹۹۲) ترجمه سعید فرهودی، نشر نون، ۱۳۹۳
• اتفاق (۱۹۸۱) ترجمه حمزه علی محمدی، نشر دیبایه، شهر کتاب، ۱۳۹۳
• ویمپو (۱۹۸۱) ترجمه حمزه علی محمدی، انجمن فرهنگی اتریش، ۱۳۹۶
• راهب (۱۹۸۲) ترجمه حمزه علی محمدی، انجمن فرهنگی اتریش، ۱۳۹۶
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نویسندگان_جهان
#سالگرد_درگذشت
#هانریش_بل
هاینریش تئودور بُل (به آلمانی: Heinrich Theodor Böll) (تلفظ آلمانی: [bœl]) (زادهٔ ۲۱ دسامبر ۱۹۱۷ – درگذشتهٔ ۱۶ ژوئیهٔ ۱۹۸۵) نویسندهٔ آلمانی و برندهٔ جایزه نوبل ادبی است. بیشتر آثار او به جنگ (بهخصوص جنگ جهانی دوم) و آثار پس از آن میپردازد.
هاینریش بل ۲۱ دسامبر ۱۹۱۷ در شهر کلن به دنیا آمد. در بیست سالگی پس از اخذ دیپلم در یک کتابفروشی مشغول به کار شد اما سال بعد از آن همزمان با آغاز جنگ جهانی دوم به خدمت سربازی فراخوانده شد و تا سال ۱۹۴۵ را در جبهههای جنگ به سربرد. با اینکه خانوادهاش با نازیها و حزب ناسیونال سوسیالیسم مخالف بودند، او در ابتدا با آنها همدلی داشت. نامههایی که بل از جبههٔ جنگ به دوست دختر و همسر آیندهاش، آنه ماری مینوشت، به خوبی این مدعا را اثبات میکند. اما پس از زخمی شدن در جبههٔ شرق، دیدگاهش تغییر یافت و به عمق فاجعهٔ جنگ و جنایت رژیم نازی پی برد.
هاینریش بل در طول جنگ چند بار زخمی شد، از پادگان فرار کرد و با جعل برگههای عبور خود را به غرب رساند. در آنجا به دست آمریکاییها دستگیر شد. پس از آنکه سرانجام از زندان آمریکاییها آزاد شد، با همسرش در شهر کلن، شهری که ۸۰ درصدش در اثر جنگ ویران شده بود، اقامت گزید.
او در سال ۱۹۴۲ با آن ماری سش ازدواج کرد که اولین فرزند آنها، به نام کریستوف، در سال ۱۹۴۵ بر اثر بیماری از دنیا رفت. پس از جنگ به تحصیل در رشته زبان و ادبیات آلمانی پرداخت. در این زمان برای تأمین خرج تحصیل و زندگی در مغازه نجاری برادرش کار میکرد. در سال ۱۹۵۰ به عنوان مسئول سرشماری آپارتمانها و ساختمانها در اداره آمار مشغول به کار شد.
در سال ۱۹۴۷ اولین داستانهای خود را به چاپ رسانید و با چاپ داستان قطار به موقع رسید، در سال ۱۹۴۹، به شهرت رسید؛ و در سال ۱۹۵۱ با برنده شدن در جایزه ادبی گروه ۴۷ برای داستان گوسفند سیاه موفق به دریافت اولین جایزه ادبی خود شد. در ۱۹۵۶ به ایرلند سفر کرد تا سال بعد کتاب یادداشتهای روزانه ایرلند را به چاپ برساند.
در ۱۹۷۱ ریاست انجمن قلم آلمان را به عهده گرفت. او همچنین تا سال ۱۹۷۴ ریاست انجمن بینالمللی قلم را پذیرفت. او در سال ۱۹۷۲ توانست به عنوان دومین آلمانی، بعد از توماس مان، جایزه ادبی نوبل را از آن خود کند.
هاینریش بل خروج خود و همسرش را از کلیسای کاتولیک، در سال ۱۹۷۶، اعلام کرد. او در ۱۶ ژوئیه ۱۹۸۵ از دنیا رفت و جسد او در نزدیکی زادگاهش به خاک سپرده شد.
هاینریش بُل عاشق مردمان ساده و بیغلوغش است و قهرمانان داستانهای او درماندگان و شکستخوردگانند، اما بُل آنها را شکستخورده نمیداند و نشان میدهد که حرص به کسب مال و مقام، وقتی که انسان میتواند علیرغم دشواریها تا به آخر انسان باقی بماند، واقعاً در خور استهزاست؛ و هاینریش بُل کسی است که تا به آخر انسان باقی میماند.
#عقاید_یک_دلقک
✍️ #هاینریش_بل
🔃 #محمد_اسماعیل_زاده
351 صفحه
اگر بخواهیم یکی از تاثیرگذارترین رمان های قرن بیستم را نام ببریم باید به ” عقاید یک دلقک ” اشاره کنیم. این کتاب که در ایران توسط محمد اسماعیل زاده ترجمه شده است، درباره دلقکی به نام هانس شینر است که از پنج سال قبل تا کنون در مجامع مذهبی ظاهر می شود و با سخنان طنز آمیز خود، تماشاگران را سرگرم می کند. او فرزند کارخانه دار معروفی است که به ثروت پدر، پشت پا زده و زندگی ساده ای را در پیش گرفته است. این داستان در زمان انتشارش با انتقاد های بسیاری مواجه شد اما با گذشت زمان اهمیتی تاریخی پیدا کرد. هاینریش بُل یکی از کسانی است که آثارش را می توان انعکاسی از تنهایی و پوچی انسان مدرن نامید . ” عقاید یک دلقک ” اثری است که در آن، این بازتاب در اوج خویش با فرم به تعامل رسیده و روانکاوی مشکلات روشنفکر و هنرمند جهان مدرن را به صورت کاملازیرپوستی مورد توجه قرار داده است. بل در این رمان با لحن خطابی خویش، دنیا را هدف می گیرد و در واقع بدین بهانه مخاطب را مورد نقد و خطاب قرار می دهد. کاری که در بسیاری از آثار محتواگرای قرن بیستم شاهد آن هستیم. اما ارجاعات درون متنی داستان به همراه شخصیت پردازی های بسیار قوی باعث می شود این خرده روایت ها در یک فرم کلی جای گرفته و به رشته هایی تارعنکبوت وار تبدیل شوند که جدایی حتی یک سطر بدون آسیب به کلیت اثر غیرممکن باشد.
کتاب "عقاید یک دلقک" نوشتهٔ #هاینریش_بل نویسندهٔ آلمانی است که در ۱۹۶۳ نوشته شدهاست.
این کتاب توسط شریف لنکرانی، محمد اسماعیل زاده به زبان فارسی ترجمه شدهاست.
📚🤔
🔴#نویسندگان_جهان
#سالگرد_درگذشت
#هانریش_بل
هاینریش تئودور بُل (به آلمانی: Heinrich Theodor Böll) (تلفظ آلمانی: [bœl]) (زادهٔ ۲۱ دسامبر ۱۹۱۷ – درگذشتهٔ ۱۶ ژوئیهٔ ۱۹۸۵) نویسندهٔ آلمانی و برندهٔ جایزه نوبل ادبی است. بیشتر آثار او به جنگ (بهخصوص جنگ جهانی دوم) و آثار پس از آن میپردازد.
هاینریش بل ۲۱ دسامبر ۱۹۱۷ در شهر کلن به دنیا آمد. در بیست سالگی پس از اخذ دیپلم در یک کتابفروشی مشغول به کار شد اما سال بعد از آن همزمان با آغاز جنگ جهانی دوم به خدمت سربازی فراخوانده شد و تا سال ۱۹۴۵ را در جبهههای جنگ به سربرد. با اینکه خانوادهاش با نازیها و حزب ناسیونال سوسیالیسم مخالف بودند، او در ابتدا با آنها همدلی داشت. نامههایی که بل از جبههٔ جنگ به دوست دختر و همسر آیندهاش، آنه ماری مینوشت، به خوبی این مدعا را اثبات میکند. اما پس از زخمی شدن در جبههٔ شرق، دیدگاهش تغییر یافت و به عمق فاجعهٔ جنگ و جنایت رژیم نازی پی برد.
هاینریش بل در طول جنگ چند بار زخمی شد، از پادگان فرار کرد و با جعل برگههای عبور خود را به غرب رساند. در آنجا به دست آمریکاییها دستگیر شد. پس از آنکه سرانجام از زندان آمریکاییها آزاد شد، با همسرش در شهر کلن، شهری که ۸۰ درصدش در اثر جنگ ویران شده بود، اقامت گزید.
او در سال ۱۹۴۲ با آن ماری سش ازدواج کرد که اولین فرزند آنها، به نام کریستوف، در سال ۱۹۴۵ بر اثر بیماری از دنیا رفت. پس از جنگ به تحصیل در رشته زبان و ادبیات آلمانی پرداخت. در این زمان برای تأمین خرج تحصیل و زندگی در مغازه نجاری برادرش کار میکرد. در سال ۱۹۵۰ به عنوان مسئول سرشماری آپارتمانها و ساختمانها در اداره آمار مشغول به کار شد.
در سال ۱۹۴۷ اولین داستانهای خود را به چاپ رسانید و با چاپ داستان قطار به موقع رسید، در سال ۱۹۴۹، به شهرت رسید؛ و در سال ۱۹۵۱ با برنده شدن در جایزه ادبی گروه ۴۷ برای داستان گوسفند سیاه موفق به دریافت اولین جایزه ادبی خود شد. در ۱۹۵۶ به ایرلند سفر کرد تا سال بعد کتاب یادداشتهای روزانه ایرلند را به چاپ برساند.
در ۱۹۷۱ ریاست انجمن قلم آلمان را به عهده گرفت. او همچنین تا سال ۱۹۷۴ ریاست انجمن بینالمللی قلم را پذیرفت. او در سال ۱۹۷۲ توانست به عنوان دومین آلمانی، بعد از توماس مان، جایزه ادبی نوبل را از آن خود کند.
هاینریش بل خروج خود و همسرش را از کلیسای کاتولیک، در سال ۱۹۷۶، اعلام کرد. او در ۱۶ ژوئیه ۱۹۸۵ از دنیا رفت و جسد او در نزدیکی زادگاهش به خاک سپرده شد.
هاینریش بُل عاشق مردمان ساده و بیغلوغش است و قهرمانان داستانهای او درماندگان و شکستخوردگانند، اما بُل آنها را شکستخورده نمیداند و نشان میدهد که حرص به کسب مال و مقام، وقتی که انسان میتواند علیرغم دشواریها تا به آخر انسان باقی بماند، واقعاً در خور استهزاست؛ و هاینریش بُل کسی است که تا به آخر انسان باقی میماند.
#عقاید_یک_دلقک
✍️ #هاینریش_بل
🔃 #محمد_اسماعیل_زاده
351 صفحه
اگر بخواهیم یکی از تاثیرگذارترین رمان های قرن بیستم را نام ببریم باید به ” عقاید یک دلقک ” اشاره کنیم. این کتاب که در ایران توسط محمد اسماعیل زاده ترجمه شده است، درباره دلقکی به نام هانس شینر است که از پنج سال قبل تا کنون در مجامع مذهبی ظاهر می شود و با سخنان طنز آمیز خود، تماشاگران را سرگرم می کند. او فرزند کارخانه دار معروفی است که به ثروت پدر، پشت پا زده و زندگی ساده ای را در پیش گرفته است. این داستان در زمان انتشارش با انتقاد های بسیاری مواجه شد اما با گذشت زمان اهمیتی تاریخی پیدا کرد. هاینریش بُل یکی از کسانی است که آثارش را می توان انعکاسی از تنهایی و پوچی انسان مدرن نامید . ” عقاید یک دلقک ” اثری است که در آن، این بازتاب در اوج خویش با فرم به تعامل رسیده و روانکاوی مشکلات روشنفکر و هنرمند جهان مدرن را به صورت کاملازیرپوستی مورد توجه قرار داده است. بل در این رمان با لحن خطابی خویش، دنیا را هدف می گیرد و در واقع بدین بهانه مخاطب را مورد نقد و خطاب قرار می دهد. کاری که در بسیاری از آثار محتواگرای قرن بیستم شاهد آن هستیم. اما ارجاعات درون متنی داستان به همراه شخصیت پردازی های بسیار قوی باعث می شود این خرده روایت ها در یک فرم کلی جای گرفته و به رشته هایی تارعنکبوت وار تبدیل شوند که جدایی حتی یک سطر بدون آسیب به کلیت اثر غیرممکن باشد.
کتاب "عقاید یک دلقک" نوشتهٔ #هاینریش_بل نویسندهٔ آلمانی است که در ۱۹۶۳ نوشته شدهاست.
این کتاب توسط شریف لنکرانی، محمد اسماعیل زاده به زبان فارسی ترجمه شدهاست.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
دارای یک صفت لعنتی بودم
که مدتها طول کشید تا از شرش خلاص شوم؛ #وفاداری...
واقعیت این است که دارا بودن این صفت یک نفرین ابدیست. صفتی که اصلاً در خور ستایش نیست بلکه مستوجب ترحم است.
#سیمای_زنی_در_میان_جمع
#هانریش_بل
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
دارای یک صفت لعنتی بودم
که مدتها طول کشید تا از شرش خلاص شوم؛ #وفاداری...
واقعیت این است که دارا بودن این صفت یک نفرین ابدیست. صفتی که اصلاً در خور ستایش نیست بلکه مستوجب ترحم است.
#سیمای_زنی_در_میان_جمع
#هانریش_بل
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
صحبت کردن دربارهی بعضی لحظات نادرست است، و کوشش در تکرار آن خودکشی. انسان نباید کاری به کار لحظات داشته باشد، هرگز نباید آنها را تکرار کند !
✍🏽 #هانریش_بل
📕 عقاید یک دلقک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
صحبت کردن دربارهی بعضی لحظات نادرست است، و کوشش در تکرار آن خودکشی. انسان نباید کاری به کار لحظات داشته باشد، هرگز نباید آنها را تکرار کند !
✍🏽 #هانریش_بل
📕 عقاید یک دلقک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity