🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی 🎼

#هانس_زیمر

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی 🎼

#هانس_زیمر

"هانس زیمر" یکی از بزرگترین آهنگسازان عصر حاضر محسوب می شود. وی تا به حال جوایز ارزشمندی از جمله "اسکار"، "گلدن گلوب" و "گرَمی" دریافت کرده است. از جمله کارهای شاخص او می توان به موسیقی متن "شیر شاه"، "گلادیاتور"، "سه گانه بتمن"، "تلقین"، "در میان ستارگان"، "مرد پولادین"، و "آخرین سامورایی" اشاره کرد که موسیقی های خاطره انگیزی هستند. همچنین آهنگسازی دو بازی را بر عهده داشته و با هنرنمایی خود در این دو بازی، باعث شگفتی همگان شده و شاهکارهایی خیره کننده را خلق کرده است. آهنگ های او بیشتر به عنوان تیتراژ شروع یا موسیقی فیلم های حماسی استفاده می شود با این حال همیشه به اندازه خود فیلم مهم می شوند.
"شیر شاه" انیمیشنی است، محصول سال ۱۹۹۴ شرکت والت دیزنی. موسیقیِ متنِ این اثر توسط موزیسین معروف "التون جان" ساخته و شعرِ آن توسط "تیم رایس" گفته شده و تنظیمش توسط "هانس زیمر" انجام شده‌است. این فیلم برنده ی جایزه ی اسکار بهترین موسیقی متن و بهترین ترانه ی اورجینال شده‌است. "شیرشاه" با فروش بیش از ۹۰۰ میلیون دلار، دومین انیمیشن پرفروش جهان و چهاردهمین فیلم پرفروش جهان در تاریخ است.

"زیمر" از پیشگامان تلفیق موسسیقی الکترونیک و ارکسترال محسوب می شود و تبحٌر خاصی در کار کردن با سینتی سایزرها (ساز موسیقی الکترونیک) دارد. موفقیت "زیمر" صرفاً به خاطر نبوغش نیست. اگر چه "هانس" هیچ وقت تحصیلاتی در زمینه موسیقی نداشته، اما در کارش حرفه ای است و خوب می داند چطور یک قطعه موسیقی ناب بسازد. "هانس زیمر" فوق العاده باهوش، با استعداد، با فضیلت و سخت کوش است.

در فیلم ها فرآیندی به نام "مکاشفه" وجود دارد که در آن، آهنگساز و کارگردان تصمیم می گیرند چه نوع موسیقی ای برای بخشهای مختلف فیلم مناسب است. "هانس زیمر" یکی از بهترین مکاشفه گری، در امر ساخت موسیقی فیلم است. او درک فوق العاده ای از این دارد که چه موسیقی ای برای کار جواب می دهد. قبل از مکاشفه، او هفته هایی را صرف نوشتن یک فرم موسیقی می کند که منبعِ تم اصلی موسیقی فیلم می شود. این کار ربط چندانی به موسیقی و موسیقیدان بودن ندارد و به ماهیت داستان و کاراکترهای فیلم مربوط می شود. این که آهنگساز چطور بتواند آن داستان و کاراکترها را به شکل موسیقی بیان کند. از مهم ترین ویژگیهای او سخت کوشی اش است. وقتی که "هانس" روی پروژه ای کار می کند، معمولاً حداقل حدود ۱۶ ساعت کار روزانه انجام می دهد؛ هر روز هفته برای چند ماه.

"هانس" یک پیانیست و گیتاریست معمولی است، اما یکی از بهترین تهیه کنندگان موسیقی جهان است. او می داند که چه چیزی را باید رعایت کند تا موسیقی خوبی بسازد. "هانس زیمر" معمولا با بهترینها کار می کند، چه کسانی که "هانس" برای آنها کار می کند و چه کسانی که برای "هانس" کار می کنند از بهترینها هستند.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی 🎼

#هانس_زیمر

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#موسیقی_غربی🎼

▫️#هانس_زیمر_استاد_مکاشفه

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_غربی🎼

▫️#هانس_زیمر_استاد_مکاشفه

هانس زیمر کارش را از سنین جوانی شروع کرد و به خاطر ترکیب سازبندی جالب کارهایش، سریعاً مورد توجه قرار گرفت. هانس زیمر از پیشگامان تلفیق موسیقی الکترونیک و ارکسترال محسوب می شود و تبحر خاصی در کار کردن با سینتی سایزر(ساز موسیقی الکترونیک) دارد. زیمر برنده چهار جایزه گرمی، دو جایزه گلدن گلوب و یک جایزه اسکار است. نام او همچنین در فهرستی از نوابغ زنده جهان که روزنامه دیلی تلگراف آن را منتشر کرده است به چشم می‌خورد. او اولین بار برای فیلم Rian man ساخته ی Barry Levinson نامزد دریافت جایزه اسکار شد. بعد از این فیلم نام او به عنوان منبع الهام يک نسل از آهنگسازان فيلم، همواره در بالاي ليست حافظه‌ي تلفن کارگردانان با استعدادي همچون کريستوفر نولان،ريدلي اسکات و استيو مک‌کوئين قرار دارد. تنوع سبکي اين فيلمسازان گواهي‌ست بر همه فن حريفي و توانايي مطلق هانس در خلاقيت و بازآفريني. مایکل لِوین که ۸ سال زیر دست هانس زیمر کار کرده، مقاله ای درباره دلایل موفقیت او نوشته است. او می گوید: در فیلم ها فرآیندی به نام «مکاشفه» وجود دارد که در آن آهنگساز و کارگردان تصمیم می گیرند چه نوع موسیقی ای برای کجای فیلم مناسب است. هانس بهترین مکاشفه گری است که تا به حال دیده ام. او درک فوق العاده ای از این دارد که چه موسیقی ای برای کار جواب می دهد.
در ویدئو ی زیر اجرای زنده ارکسترال تِرک time ساخته ی هانس زیمر استفاده شده در سکانس پایانی فیلم inception ساخته ی کریستوفر نولان قابل مشاهده است.
هانس در مورد ساخت موسیقی این فیلم می گوید: کريس نولان ايده‌های کاملا شفافی داشت و برايم در حکم يک همکار بود. ايده‌ی استفاده از قطعه‌ی اديت پياف و کند کردن ريتمش و جداسازی آکوردهای آن، هر دو در فيلمنامه آمده بود. من هميشه Inception را بيشتر از اينکه فيلمی درباره‌ی روياها ببينم‌، فيلمی سفر زمانی مي‌ديدم. پس از پخش فيلم بود که تماشاگران خيلي زياد روی روياها تمرکز کردند. اما براي من آن ايده خيلي بديهی به نظر مي‌رسيد. يادم مي‌آيد از کريس پرسيدم آيا تماشاگران اين ايده را دريافت مي‌کنند؟ تماشاگران متوجه اين تقسيم‌های زمانی خواهند شد؟ اين کاری ست که ما در موسيقی هميشه انجام مي‌دهيم. مي‌دانيد؛ اين تمپوي‌تان است. بيس درام‌تان که در حال نواختن يک تمپو است و سپس ما آن را دوباره و دوباره تقسيم مي‌کنيم. اين کاريی ست که موسيقی مي‌تواند به راحتي انجام دهد. اين طوری ست که موسيقی عمل مي‌کند، موسيقی همچون روياها عمل مي‌کند، موسيقی همچون سفر زمانی عمل می کند، موسيقی همچون آن لايه‌های معنايی عمل مي‌کند. چيزی که برای کريس به عنوان نويسنده و کارگردان پيچيده بود رساندن آن حس در خلال کلمات بود، حال آنکه آن حس در زبان موسيقايی طبيعت، ثانويه به شمار مي‌رود. بنابراين من هيچ‌وقت اين فيلم را از نظر موسيقايی پيروزی بزرگی حساب نکردم. من فقط لذت و سرخوشي حاصل از روند کار را به ياد می آورم.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity