بس که وعده شنیدیم، وعده دونمون دراومد! هرچه بیشتر فلاکت میکشیم، بیشتر به اون دنیا حواله مون میدن!
✍️ #احمد_محمود نویسنده ی بزرگ معاصر و صاحب رمان برجسته ی #همسایه_ها
https://t.me/joinchat/AAAAAE5Dra
✍️ #احمد_محمود نویسنده ی بزرگ معاصر و صاحب رمان برجسته ی #همسایه_ها
https://t.me/joinchat/AAAAAE5Dra
#زادروز
بس که وعده شنیدیم، وعده دونمون دراومد. هرچه بیشتر فلاکت میکشیم، بیشتر به اون دنیا حواله مون میدن.
#احمد_محمود
#همسایه_ها
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
بس که وعده شنیدیم، وعده دونمون دراومد. هرچه بیشتر فلاکت میکشیم، بیشتر به اون دنیا حواله مون میدن.
#احمد_محمود
#همسایه_ها
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#کتاب_و_لحظه
کتاب برایم دنیای تازه ای است. حرفهای تازه و کارهای تازه. همچین جذب نوشته های کتاب میشوم که اگر بیخ گوشم توپ بترکانند، حالیام نمیشود.
مثل آدم تشنه ای که به آب رسیده باشد؛ هر جمله برایم شده است یک جرعه آب گوارا. آبِ خنک، صاف و زلال که به من جان میدهد.
📙 #همسایه_ها
✍🏻 #احمد_محمود
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
کتاب برایم دنیای تازه ای است. حرفهای تازه و کارهای تازه. همچین جذب نوشته های کتاب میشوم که اگر بیخ گوشم توپ بترکانند، حالیام نمیشود.
مثل آدم تشنه ای که به آب رسیده باشد؛ هر جمله برایم شده است یک جرعه آب گوارا. آبِ خنک، صاف و زلال که به من جان میدهد.
📙 #همسایه_ها
✍🏻 #احمد_محمود
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نویسنده_ایرانشهر
#معرفی #احمد_محمود
١٣١٠ -۱۳۸۱
"احمد عطا " با نام ادبی احمد محمود (۴ دی ۱۳۱۰، اهواز – ۱۲ مهر ۱۳۸۱، تهران) نویسندهٔ معاصر ایرانی بود که او را پیرو مکتب رئالیسم اجتماعی میدانند...
محمود نخستین داستان خود را با عنوان "صبح می شه" در سال ۱۳۳۴ با نام "احمد احمد" در مجله امید ایران منتشر کرد و پس از آن نام نویسندگی خود را به احمد محمود تغییر داد...
📆او که در ۴ دی ماه ۱۳۱۰ در اهواز متولد شده، به دوران تحصیل در دانشکده افسری به عضویت سازمان نظامی حزب توده درآمده و پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ چند سالی زندانی و چند سالی به بندرلنگه تبعید شده بود، پس از آزادی از زندان به نویسندگی روی آورد که به گفته او پس از خواندن داستان کوتاه "فردا"ی #صادق_هدایت به آرزوی بزرگ دوران جوانی او بدل شده بود.
🔰🔰آدم ها، فضاها، ساخت، فرم روایتگری و رئالیسم تلخ مجموعه داستان های مول( ۱۳۳۸) ، دریا هنوز آرام است (۱۳۳۹) و بیهودگی( ۱۳۴۱) ، از تاثیر پذیری احمد محمود از داستان های کوتاه رئالیستی صادق هدایت و #صادق_چوبک نشان دارند اما در این آثار، که می توان آن ها را "سیاه مشق های"احمد محمود تلقی کرد، نشانه هائی از استقلال زبان و نگاه نیز به چشم می خورند....
🔻احمد محمود با مجموعه داستان های زائری زیر باران( ۱۳۴۷)، از دلتنگی( ۱۳۴۸)، پسرک بومی( ۱۳۵۰) و غریبه ها( ۱۳۵۲) در فرم و شیوه های روایتگری، زبان، لحن و سبک به هویت مستقلی دست یافت و این هویت مستقل با دو رمان #همسایه_ها( ۱۳۵۳) و داستان یک شهر( ۱۳۶۰) به اوج رسید...
🔻🔻احمد محمود در سال ۱۳۶۱ ضعیف ترین رمان خود را با نام "زمین سوخته"در باره #جنگ منتشر کرد. فضای پس از انقلاب، همدردی با قربانیان حمله عراق به ایران و فضای تحمیلی برخی دوستان محمود برای تحمیل چارچوب های رئالیسم سوسیالیستی مسلط بر ادبیات اتحاد شوروری سابق، در نوشتن این رمان ضعیف بی تاثیر نبود اما محمود نویسنده به سرعت از این ضعف گذشت و با انتشار مجموعه داستان های دیدار ( ۱۳۶۱ )، قصه آشنا( ۱۳۷۰) ، از مسافر تا تب خال (۱۳۷۱) و دو رمان مدار صفر درجه ( ۱۳۷۲) و درخت انجیر معابد( ۱۳۷۹) ، به روال خود بازگشت...
📎محمود بار دیگر به اوج همسایه ها و داستان یک شهر صعود نکرد اما در رمان درخت انجیر معابد، چشم اندازهای تازه ای را در فرم و ساخت به نمایش گذاشت....
🗂 #معرفی_کتاب
📕مدارصفردرجه
#احمد_محمود
گاهی، کسانی که هزاران فرسنگ از شما فاصله دارند، می توانند احساس بهتری نسبت به کسانی که دقیقا در کنارتان هستند، در شما ایجاد کنند.
🔸🔸🔸
" باران "، قهرمانِ رمان ۱۸۰۰صفحه ای "احمد محمود" ، در ابتدای داستان پسر نوجوانی است که به دلیل ِ مرگ برادرش مجبور به ترک تحصیل می شود تا برای تامین زندگی خود و مادرش در دکانِ سلمانی شاگردی کند...( پدرش سالها قبل در تظاهراتی سیاسی کشته شده)... به تدریج همراه با اتفاقات مختلفی که در زندگی باران می افتد شخصیت های متعدد داستان ، یکی یکی وارد می شوند تا همانند چندین کتابِ دیگر " احمد محمود " ،(مخصوصا همسایه ها) ، حضورقشرهای مختلف جامعه دستمایه ای شود برای بیان اعتقادات و نوع نگاه نویسنده ، تا با این ترفند ، "باران" درمسیر پر پیچ و خم ِ زندگی ،در گوشه و کنار جامعه سَرَک بکِشد ، راه و رسم #زندگی را در فضایی پراز التهاب تجربه کند و درک کند وآرام آرام رشد کند و رشد کند و....
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#نویسنده_ایرانشهر
#معرفی #احمد_محمود
١٣١٠ -۱۳۸۱
"احمد عطا " با نام ادبی احمد محمود (۴ دی ۱۳۱۰، اهواز – ۱۲ مهر ۱۳۸۱، تهران) نویسندهٔ معاصر ایرانی بود که او را پیرو مکتب رئالیسم اجتماعی میدانند...
محمود نخستین داستان خود را با عنوان "صبح می شه" در سال ۱۳۳۴ با نام "احمد احمد" در مجله امید ایران منتشر کرد و پس از آن نام نویسندگی خود را به احمد محمود تغییر داد...
📆او که در ۴ دی ماه ۱۳۱۰ در اهواز متولد شده، به دوران تحصیل در دانشکده افسری به عضویت سازمان نظامی حزب توده درآمده و پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ چند سالی زندانی و چند سالی به بندرلنگه تبعید شده بود، پس از آزادی از زندان به نویسندگی روی آورد که به گفته او پس از خواندن داستان کوتاه "فردا"ی #صادق_هدایت به آرزوی بزرگ دوران جوانی او بدل شده بود.
🔰🔰آدم ها، فضاها، ساخت، فرم روایتگری و رئالیسم تلخ مجموعه داستان های مول( ۱۳۳۸) ، دریا هنوز آرام است (۱۳۳۹) و بیهودگی( ۱۳۴۱) ، از تاثیر پذیری احمد محمود از داستان های کوتاه رئالیستی صادق هدایت و #صادق_چوبک نشان دارند اما در این آثار، که می توان آن ها را "سیاه مشق های"احمد محمود تلقی کرد، نشانه هائی از استقلال زبان و نگاه نیز به چشم می خورند....
🔻احمد محمود با مجموعه داستان های زائری زیر باران( ۱۳۴۷)، از دلتنگی( ۱۳۴۸)، پسرک بومی( ۱۳۵۰) و غریبه ها( ۱۳۵۲) در فرم و شیوه های روایتگری، زبان، لحن و سبک به هویت مستقلی دست یافت و این هویت مستقل با دو رمان #همسایه_ها( ۱۳۵۳) و داستان یک شهر( ۱۳۶۰) به اوج رسید...
🔻🔻احمد محمود در سال ۱۳۶۱ ضعیف ترین رمان خود را با نام "زمین سوخته"در باره #جنگ منتشر کرد. فضای پس از انقلاب، همدردی با قربانیان حمله عراق به ایران و فضای تحمیلی برخی دوستان محمود برای تحمیل چارچوب های رئالیسم سوسیالیستی مسلط بر ادبیات اتحاد شوروری سابق، در نوشتن این رمان ضعیف بی تاثیر نبود اما محمود نویسنده به سرعت از این ضعف گذشت و با انتشار مجموعه داستان های دیدار ( ۱۳۶۱ )، قصه آشنا( ۱۳۷۰) ، از مسافر تا تب خال (۱۳۷۱) و دو رمان مدار صفر درجه ( ۱۳۷۲) و درخت انجیر معابد( ۱۳۷۹) ، به روال خود بازگشت...
📎محمود بار دیگر به اوج همسایه ها و داستان یک شهر صعود نکرد اما در رمان درخت انجیر معابد، چشم اندازهای تازه ای را در فرم و ساخت به نمایش گذاشت....
🗂 #معرفی_کتاب
📕مدارصفردرجه
#احمد_محمود
گاهی، کسانی که هزاران فرسنگ از شما فاصله دارند، می توانند احساس بهتری نسبت به کسانی که دقیقا در کنارتان هستند، در شما ایجاد کنند.
🔸🔸🔸
" باران "، قهرمانِ رمان ۱۸۰۰صفحه ای "احمد محمود" ، در ابتدای داستان پسر نوجوانی است که به دلیل ِ مرگ برادرش مجبور به ترک تحصیل می شود تا برای تامین زندگی خود و مادرش در دکانِ سلمانی شاگردی کند...( پدرش سالها قبل در تظاهراتی سیاسی کشته شده)... به تدریج همراه با اتفاقات مختلفی که در زندگی باران می افتد شخصیت های متعدد داستان ، یکی یکی وارد می شوند تا همانند چندین کتابِ دیگر " احمد محمود " ،(مخصوصا همسایه ها) ، حضورقشرهای مختلف جامعه دستمایه ای شود برای بیان اعتقادات و نوع نگاه نویسنده ، تا با این ترفند ، "باران" درمسیر پر پیچ و خم ِ زندگی ،در گوشه و کنار جامعه سَرَک بکِشد ، راه و رسم #زندگی را در فضایی پراز التهاب تجربه کند و درک کند وآرام آرام رشد کند و رشد کند و....
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه
بسکه وعده شنیدیم، وعدهدونمون در اومد.
هر چه بیشتر فلاکت میکشیم
بیشتر به اون دنیا حوالهمون میدن...!
📕 #همسایه_ها
✍🏼 #احمد_محمود
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
بسکه وعده شنیدیم، وعدهدونمون در اومد.
هر چه بیشتر فلاکت میکشیم
بیشتر به اون دنیا حوالهمون میدن...!
📕 #همسایه_ها
✍🏼 #احمد_محمود
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
همسایه ها
@greataudiobook
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#همسایه_ها
#مثل_همه_عصرها
#سه_کتاب
#زویا_پیرزاد
باصدای:#SAmin
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#همسایه_ها
#مثل_همه_عصرها
#سه_کتاب
#زویا_پیرزاد
باصدای:#SAmin
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
درگاهی پنجره
@greataudiobook
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#همسایه_ها
#مثل_همه_عصرها
#سه_کتاب
#زویا_پیرزاد
باصدای:#SAmin
قسمت دوم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#همسایه_ها
#مثل_همه_عصرها
#سه_کتاب
#زویا_پیرزاد
باصدای:#SAmin
قسمت دوم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity