🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 امروز پنجشنبه #14_تیر خورشیدی
#5_ژوئیه میلادی
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
زادروزها
🌿۱۲۹۵ - #صادق_چوبک، نویسندهٔ ایرانی
🌿۱۳۴۰ - #کیوان_ساکت، نوازنده ایرانی
🌿۱۳۴۵ - #محمد_اصفهانی، خواننده و آهنگساز اهل ایران
🌿۱۳۴۷ - علی عمرانی، بازیگر-کارگردان-صداپیشه ایرانی
🌿۱۳۵۶ - علی انصاریان، بازیکن فوتبال
🌿۱۳۶۱ - حامد کمیلی، بازیگر ایرانی
🌿۱۳۶۱ - طوبا بویوکاوستون، بازیگر ترکیهای
🌿۹۸۰ - موک جونگ از گوریو هفتمین پادشاه از سلسله گوریو،
🌿۱۷۹۳ - پاول پستل از انقلابیون روس و نظریهپرداز دکابریستها،
🌿۱۸۸۱ - توماس پارنل فیزیکدان اهل بریتانیا،
🌿۱۸۸۹ - ژان کوکتو شاعر، نقاش، فیلمساز، نمایشنامهنویس و کارگردان فرانسوی،
🌿۱۸۹۱ - جان هاوارد نورثروب بیوشیمیست آمریکایی،
🌿۱۹۰۱ - پارک این-چون کارآفرین کرهای،
🌿۱۹۳۶ - ریچارد استیرنز دانشمند اهل ایالات متحده آمریکا،
🌿۱۹۴۵ - مایکل بلیک فیلمنامهنویس اهل ایالات متحده آمریکا،
🌿۱۹۵۰ - آبراهام اسکورکا فیزیکدان، و شیمیدان اهل آرژانتین،
🌿۱۹۵۱ - راجر ویکر سیاستمدار اهل ایالات متحده آمریکا،
🌿۱۹۵۴ - حمدین صباحی سیاستمدار و روزنامهنگار چپگرای مصری،
🌿۱۹۵۶ - هوراسیو کارتس رئیسجمهور وقت پاراگوئه، سلطان تنباکو و تاجر میلیونر،
🌿۱۹۵۷ - کریس هاتچینگز بازیکن فوتبال اهل انگلستان،
🌿۱۹۶۶ - جانفرانکو زولا بازیکن و مربی فوتبال اهل ایتالیا،
🌿۱۹۷۵ - هرنان کرسپو بازیکن فوتبال اهل آرژانتین،
🌿۱۹۸۰ - زاید خان بازیگر و تهیهکننده هندی،
🌿۱۹۸۲ - آلبرتو جیلاردینو فوتبالیست ایتالیایی،
🌿۱۹۸۲ - دیو هایوود ترانه سرا، آهنگساز انگلیسی،
🌿۱۹۸۴ - نرجس امامقلینژاد از اعضای تیم ملی تیراندازی ایران،
🌿۱۹۸۵ - اشلی یانگ فوتبالیست انگلیسی،
🍂 #درگذشتگان
🍂۱۳۹۵ #عباس_کیارستمی کارگردان ایرانی
🍂۹۶۷ - امپراتور موراکامی، امپراتور اهل ژاپن.
🍂۱۵۷۲ - لونگچینگ، دوازدهمین امپراتور سلسله مینگ در چین.
🍂۱۸۲۶ - ژوزف پروست، شیمیدان اهل فرانسه.
🍂۱۸۵۹ - چارلز کانیار د لا تور، فیزیکدان اهل فرانسه.
🍂۱۹۰۶ - پائول درود، فیزیکدان اهل آلمان.
🍂۱۹۲۵ - اوتو لومر، فیزیکدان اهل آلمان.
🍂۱۹۳۴ - #ماری_کوری، فیزیکدان و شیمیدان لهستانی.
🍂۱۹۴۵ - یولیوس دورپمولر، وزیر حمل و نقل آلمان نازی.
🍂۱۹۶۹ - لئو مککری، کارگردان اهل ایالات متحده آمریکا.
🍂۱۹۹۵ - تاکئو فوکودا، سیاستمدار اهل ژاپن.
🍂۱۹۹۶ - کلاید ویگاند، فیزیکدان اهل ایالات متحده آمریکا.
🍂۲۰۰۲ - تد ویلیامز، فرد نظامی اهل ایالات متحده آمریکا.
🍂۲۰۰۶ - تیرونالور کاروناکاران، زبانشناس، پدیدآور، مترجم، و فیلسوف اهل هند.
🍂۲۰۱۱ - آرمن گیلیام، ورزشکار اهل ایالات متحده آمریکا.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 امروز پنجشنبه #14_تیر خورشیدی
#5_ژوئیه میلادی
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
زادروزها
🌿۱۲۹۵ - #صادق_چوبک، نویسندهٔ ایرانی
🌿۱۳۴۰ - #کیوان_ساکت، نوازنده ایرانی
🌿۱۳۴۵ - #محمد_اصفهانی، خواننده و آهنگساز اهل ایران
🌿۱۳۴۷ - علی عمرانی، بازیگر-کارگردان-صداپیشه ایرانی
🌿۱۳۵۶ - علی انصاریان، بازیکن فوتبال
🌿۱۳۶۱ - حامد کمیلی، بازیگر ایرانی
🌿۱۳۶۱ - طوبا بویوکاوستون، بازیگر ترکیهای
🌿۹۸۰ - موک جونگ از گوریو هفتمین پادشاه از سلسله گوریو،
🌿۱۷۹۳ - پاول پستل از انقلابیون روس و نظریهپرداز دکابریستها،
🌿۱۸۸۱ - توماس پارنل فیزیکدان اهل بریتانیا،
🌿۱۸۸۹ - ژان کوکتو شاعر، نقاش، فیلمساز، نمایشنامهنویس و کارگردان فرانسوی،
🌿۱۸۹۱ - جان هاوارد نورثروب بیوشیمیست آمریکایی،
🌿۱۹۰۱ - پارک این-چون کارآفرین کرهای،
🌿۱۹۳۶ - ریچارد استیرنز دانشمند اهل ایالات متحده آمریکا،
🌿۱۹۴۵ - مایکل بلیک فیلمنامهنویس اهل ایالات متحده آمریکا،
🌿۱۹۵۰ - آبراهام اسکورکا فیزیکدان، و شیمیدان اهل آرژانتین،
🌿۱۹۵۱ - راجر ویکر سیاستمدار اهل ایالات متحده آمریکا،
🌿۱۹۵۴ - حمدین صباحی سیاستمدار و روزنامهنگار چپگرای مصری،
🌿۱۹۵۶ - هوراسیو کارتس رئیسجمهور وقت پاراگوئه، سلطان تنباکو و تاجر میلیونر،
🌿۱۹۵۷ - کریس هاتچینگز بازیکن فوتبال اهل انگلستان،
🌿۱۹۶۶ - جانفرانکو زولا بازیکن و مربی فوتبال اهل ایتالیا،
🌿۱۹۷۵ - هرنان کرسپو بازیکن فوتبال اهل آرژانتین،
🌿۱۹۸۰ - زاید خان بازیگر و تهیهکننده هندی،
🌿۱۹۸۲ - آلبرتو جیلاردینو فوتبالیست ایتالیایی،
🌿۱۹۸۲ - دیو هایوود ترانه سرا، آهنگساز انگلیسی،
🌿۱۹۸۴ - نرجس امامقلینژاد از اعضای تیم ملی تیراندازی ایران،
🌿۱۹۸۵ - اشلی یانگ فوتبالیست انگلیسی،
🍂 #درگذشتگان
🍂۱۳۹۵ #عباس_کیارستمی کارگردان ایرانی
🍂۹۶۷ - امپراتور موراکامی، امپراتور اهل ژاپن.
🍂۱۵۷۲ - لونگچینگ، دوازدهمین امپراتور سلسله مینگ در چین.
🍂۱۸۲۶ - ژوزف پروست، شیمیدان اهل فرانسه.
🍂۱۸۵۹ - چارلز کانیار د لا تور، فیزیکدان اهل فرانسه.
🍂۱۹۰۶ - پائول درود، فیزیکدان اهل آلمان.
🍂۱۹۲۵ - اوتو لومر، فیزیکدان اهل آلمان.
🍂۱۹۳۴ - #ماری_کوری، فیزیکدان و شیمیدان لهستانی.
🍂۱۹۴۵ - یولیوس دورپمولر، وزیر حمل و نقل آلمان نازی.
🍂۱۹۶۹ - لئو مککری، کارگردان اهل ایالات متحده آمریکا.
🍂۱۹۹۵ - تاکئو فوکودا، سیاستمدار اهل ژاپن.
🍂۱۹۹۶ - کلاید ویگاند، فیزیکدان اهل ایالات متحده آمریکا.
🍂۲۰۰۲ - تد ویلیامز، فرد نظامی اهل ایالات متحده آمریکا.
🍂۲۰۰۶ - تیرونالور کاروناکاران، زبانشناس، پدیدآور، مترجم، و فیلسوف اهل هند.
🍂۲۰۱۱ - آرمن گیلیام، ورزشکار اهل ایالات متحده آمریکا.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده
بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده
بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#امروز_در_تاریخ
امروز آدینه #14_تیر خورشیدی
#5_ژوئیه میلادی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
زندگی کوتاه است
نه غمش میارزد
و نه شادی ماندن دارد
بهترین راه برایت این است
که بخندی و بخندی و بخندی
به غمش
به کَمش
و به زیادیِ غمش
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبت ها و #رویدادها
#روز_قلم
«قلم»، حافظ علوم و دانشها، پاسدار افکار انديشمندان، حلقه اتصال فکری عالمان و پُل ارتباطي گذشته و آينده بشر بوده، و حتي ارتباط آسمان و زمين نيز از راه لوح و قلم به دست آمد.
⏪۱۳۵۹ خ- دستور ایالات متحده آمریکا بر مسدود کردن داراییهای ایران
⏪۱۳۶۱ خ- ربودن احمد متوسلیان و هیئت دیپلماتیک ایران توسط نیروهای اسرائیلی در لبنان
⏪۱۳۳۵خ-افتتاح اولين خط اتوبوسرانی شركت واحد در تهران
⏪۱۳۵۶خ- ژنرال محمدضياءالحق رئيس ستاد ارتش پاكستان، با استفاده از شرايط بحرانی كشور با يك كودتای خونين، دولت ذوالفقار علی بوتو را سرنگون كرد و قدرت را در دست گرفت. ضياءالحق سپس سمتهای نخست وزيري و رياست جمهوری را بر عهده گرفت و بوتو را اعدام کرد
⏪۱۳۸۲خ- ثبت مجموعه تاريخي تخت سليمان در فهرست آثار فرهنگي ميراث جهاني يونسكو
مجموعه آثار باستاني تخت سليمان در ۴۲ كيلومتري شمال شرقي شهرستان تكاب در استان آذربايجان غربي قرار دارد.
آثار باستاني اين مجموعه و درياچه جوشان آن، روي صفح هاي سنگي و طبيعي قرار گرفته كه از رسوبات آب درياچه به وجود آمده است. قدمت اين منطقه از لحاظ سكونتگاه انساني به سه هزار سال پيش باز می گردد.
⏪۲۳۲م- جنگ ۱۶ روزه ارتش ایران با ا روم در کاپادوکیه (بخشی از تركيه امروز و گوشه ای از ساتراپی سوم ایران، طبق تقسیم بندی داریوش بزرگ) با پیروزی قاطع ایران پایان یافت و «سِه وِروس» امپراتور وقت روم پس از این شکست، مأیوسانه به اروپا بازگشت. در همه جنگ های ایران و روم، ارمنستان در کنار ایران بود و می جنگید.
⏪۵۲۷م- قباد يكم ساسانی ،پس از عقب راندن خزرها به آن سوس رود وُلگا و بازگرداندن نظم و آرامش به قفقاز شمالی، دستور بازسازی شهر دربند (واقع در داغستان) را صادر و بودجه لازم را اختصاص داد.
قباد خسروانوشيروان وليعهد خود را به عنوان ناظر بر اين نوسازی تعيين كرد.
#زادروزها
🌿۱۲۹۵ - #صادق_چوبک، نویسندهٔ ایرانی
🌿۱۳۴۰ - #کیوان_ساکت، نوازنده ایرانی
🌿۱۳۴۵ - #محمد_اصفهانی، خواننده و آهنگساز اهل ایران
🌿۱۳۴۷ - علی عمرانی، بازیگر-کارگردان-صداپیشه ایرانی
🌿۱۳۵۶ - علی انصاریان، بازیکن فوتبال
🌿۱۳۶۱ - حامد کمیلی، بازیگر ایرانی
🌿۱۳۶۱ - طوبا بویوکاوستون، بازیگر ترکیهای
🌿۹۸۰ - موک جونگ از گوریو هفتمین پادشاه از سلسله گوریو،
🌿۱۷۹۳ - پاول پستل از انقلابیون روس و نظریهپرداز دکابریستها،
🌿۱۸۸۱ - توماس پارنل فیزیکدان اهل بریتانیا،
🌿۱۸۸۹ - ژان کوکتو شاعر، نقاش، فیلمساز، نمایشنامهنویس و کارگردان فرانسوی،
🌿۱۸۹۱ - جان هاوارد نورثروب بیوشیمیست آمریکایی،
🌿۱۹۰۱ - پارک این-چون کارآفرین کرهای،
🌿۱۹۳۶ - ریچارد استیرنز دانشمند اهل ایالات متحده آمریکا،
🌿۱۹۴۵ - مایکل بلیک فیلمنامهنویس اهل ایالات متحده آمریکا،
🌿۱۹۵۰ - آبراهام اسکورکا فیزیکدان، و شیمیدان اهل آرژانتین،
🌿۱۹۵۱ - راجر ویکر سیاستمدار اهل ایالات متحده آمریکا،
🌿۱۹۵۴ - حمدین صباحی سیاستمدار و روزنامهنگار چپگرای مصری،
🌿۱۹۵۶ - هوراسیو کارتس رئیسجمهور وقت پاراگوئه، سلطان تنباکو و تاجر میلیونر،
🌿۱۹۵۷ - کریس هاتچینگز بازیکن فوتبال اهل انگلستان،
🌿۱۹۶۶ - جانفرانکو زولا بازیکن و مربی فوتبال اهل ایتالیا،
🌿۱۹۷۵ - هرنان کرسپو بازیکن فوتبال اهل آرژانتین،
🌿۱۹۸۰ - زاید خان بازیگر و تهیهکننده هندی،
🌿۱۹۸۲ - آلبرتو جیلاردینو فوتبالیست ایتالیایی،
🌿۱۹۸۲ - دیو هایوود ترانه سرا، آهنگساز انگلیسی،
🌿۱۹۸۴ - نرجس امامقلینژاد از اعضای تیم ملی تیراندازی ایران،
🌿۱۹۸۵ - اشلی یانگ فوتبالیست انگلیسی،
🍂 #درگذشتگان
🍂۱۳۹۵ #عباس_کیارستمی کارگردان ایرانی
🍂۹۶۷ - امپراتور موراکامی، امپراتور اهل ژاپن.
🍂۱۵۷۲ - لونگچینگ، دوازدهمین امپراتور سلسله مینگ در چین.
🍂۱۸۲۶ - ژوزف پروست، شیمیدان اهل فرانسه.
🍂۱۸۵۹ - چارلز کانیار د لا تور، فیزیکدان اهل فرانسه.
🍂۱۹۰۶ - پائول درود، فیزیکدان اهل آلمان.
🍂۱۹۲۵ - اوتو لومر، فیزیکدان اهل آلمان.
🍂۱۹۳۴ - #ماری_کوری، فیزیکدان و شیمیدان لهستانی.
🍂۱۹۴۵ - یولیوس دورپمولر، وزیر حمل و نقل آلمان نازی.
🍂۱۹۶۹ - لئو مککری، کارگردان اهل ایالات متحده آمریکا.
🍂۱۹۹۵ - تاکئو فوکودا، سیاستمدار اهل ژاپن.
🍂۱۹۹۶ - کلاید ویگاند، فیزیکدان اهل ایالات متحده آمریکا.
🍂۲۰۰۲ - تد ویلیامز، فرد نظامی اهل ایالات متحده آمریکا.
🍂۲۰۰۶ - تیرونالور کاروناکاران، زبانشناس، پدیدآور، مترجم، و فیلسوف اهل هند.
🍂۲۰۱۱ - آرمن گیلیام، ورزشکار اهل ایالات متحده آمریکا.
@bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#امروز_در_تاریخ
امروز آدینه #14_تیر خورشیدی
#5_ژوئیه میلادی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
زندگی کوتاه است
نه غمش میارزد
و نه شادی ماندن دارد
بهترین راه برایت این است
که بخندی و بخندی و بخندی
به غمش
به کَمش
و به زیادیِ غمش
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبت ها و #رویدادها
#روز_قلم
«قلم»، حافظ علوم و دانشها، پاسدار افکار انديشمندان، حلقه اتصال فکری عالمان و پُل ارتباطي گذشته و آينده بشر بوده، و حتي ارتباط آسمان و زمين نيز از راه لوح و قلم به دست آمد.
⏪۱۳۵۹ خ- دستور ایالات متحده آمریکا بر مسدود کردن داراییهای ایران
⏪۱۳۶۱ خ- ربودن احمد متوسلیان و هیئت دیپلماتیک ایران توسط نیروهای اسرائیلی در لبنان
⏪۱۳۳۵خ-افتتاح اولين خط اتوبوسرانی شركت واحد در تهران
⏪۱۳۵۶خ- ژنرال محمدضياءالحق رئيس ستاد ارتش پاكستان، با استفاده از شرايط بحرانی كشور با يك كودتای خونين، دولت ذوالفقار علی بوتو را سرنگون كرد و قدرت را در دست گرفت. ضياءالحق سپس سمتهای نخست وزيري و رياست جمهوری را بر عهده گرفت و بوتو را اعدام کرد
⏪۱۳۸۲خ- ثبت مجموعه تاريخي تخت سليمان در فهرست آثار فرهنگي ميراث جهاني يونسكو
مجموعه آثار باستاني تخت سليمان در ۴۲ كيلومتري شمال شرقي شهرستان تكاب در استان آذربايجان غربي قرار دارد.
آثار باستاني اين مجموعه و درياچه جوشان آن، روي صفح هاي سنگي و طبيعي قرار گرفته كه از رسوبات آب درياچه به وجود آمده است. قدمت اين منطقه از لحاظ سكونتگاه انساني به سه هزار سال پيش باز می گردد.
⏪۲۳۲م- جنگ ۱۶ روزه ارتش ایران با ا روم در کاپادوکیه (بخشی از تركيه امروز و گوشه ای از ساتراپی سوم ایران، طبق تقسیم بندی داریوش بزرگ) با پیروزی قاطع ایران پایان یافت و «سِه وِروس» امپراتور وقت روم پس از این شکست، مأیوسانه به اروپا بازگشت. در همه جنگ های ایران و روم، ارمنستان در کنار ایران بود و می جنگید.
⏪۵۲۷م- قباد يكم ساسانی ،پس از عقب راندن خزرها به آن سوس رود وُلگا و بازگرداندن نظم و آرامش به قفقاز شمالی، دستور بازسازی شهر دربند (واقع در داغستان) را صادر و بودجه لازم را اختصاص داد.
قباد خسروانوشيروان وليعهد خود را به عنوان ناظر بر اين نوسازی تعيين كرد.
#زادروزها
🌿۱۲۹۵ - #صادق_چوبک، نویسندهٔ ایرانی
🌿۱۳۴۰ - #کیوان_ساکت، نوازنده ایرانی
🌿۱۳۴۵ - #محمد_اصفهانی، خواننده و آهنگساز اهل ایران
🌿۱۳۴۷ - علی عمرانی، بازیگر-کارگردان-صداپیشه ایرانی
🌿۱۳۵۶ - علی انصاریان، بازیکن فوتبال
🌿۱۳۶۱ - حامد کمیلی، بازیگر ایرانی
🌿۱۳۶۱ - طوبا بویوکاوستون، بازیگر ترکیهای
🌿۹۸۰ - موک جونگ از گوریو هفتمین پادشاه از سلسله گوریو،
🌿۱۷۹۳ - پاول پستل از انقلابیون روس و نظریهپرداز دکابریستها،
🌿۱۸۸۱ - توماس پارنل فیزیکدان اهل بریتانیا،
🌿۱۸۸۹ - ژان کوکتو شاعر، نقاش، فیلمساز، نمایشنامهنویس و کارگردان فرانسوی،
🌿۱۸۹۱ - جان هاوارد نورثروب بیوشیمیست آمریکایی،
🌿۱۹۰۱ - پارک این-چون کارآفرین کرهای،
🌿۱۹۳۶ - ریچارد استیرنز دانشمند اهل ایالات متحده آمریکا،
🌿۱۹۴۵ - مایکل بلیک فیلمنامهنویس اهل ایالات متحده آمریکا،
🌿۱۹۵۰ - آبراهام اسکورکا فیزیکدان، و شیمیدان اهل آرژانتین،
🌿۱۹۵۱ - راجر ویکر سیاستمدار اهل ایالات متحده آمریکا،
🌿۱۹۵۴ - حمدین صباحی سیاستمدار و روزنامهنگار چپگرای مصری،
🌿۱۹۵۶ - هوراسیو کارتس رئیسجمهور وقت پاراگوئه، سلطان تنباکو و تاجر میلیونر،
🌿۱۹۵۷ - کریس هاتچینگز بازیکن فوتبال اهل انگلستان،
🌿۱۹۶۶ - جانفرانکو زولا بازیکن و مربی فوتبال اهل ایتالیا،
🌿۱۹۷۵ - هرنان کرسپو بازیکن فوتبال اهل آرژانتین،
🌿۱۹۸۰ - زاید خان بازیگر و تهیهکننده هندی،
🌿۱۹۸۲ - آلبرتو جیلاردینو فوتبالیست ایتالیایی،
🌿۱۹۸۲ - دیو هایوود ترانه سرا، آهنگساز انگلیسی،
🌿۱۹۸۴ - نرجس امامقلینژاد از اعضای تیم ملی تیراندازی ایران،
🌿۱۹۸۵ - اشلی یانگ فوتبالیست انگلیسی،
🍂 #درگذشتگان
🍂۱۳۹۵ #عباس_کیارستمی کارگردان ایرانی
🍂۹۶۷ - امپراتور موراکامی، امپراتور اهل ژاپن.
🍂۱۵۷۲ - لونگچینگ، دوازدهمین امپراتور سلسله مینگ در چین.
🍂۱۸۲۶ - ژوزف پروست، شیمیدان اهل فرانسه.
🍂۱۸۵۹ - چارلز کانیار د لا تور، فیزیکدان اهل فرانسه.
🍂۱۹۰۶ - پائول درود، فیزیکدان اهل آلمان.
🍂۱۹۲۵ - اوتو لومر، فیزیکدان اهل آلمان.
🍂۱۹۳۴ - #ماری_کوری، فیزیکدان و شیمیدان لهستانی.
🍂۱۹۴۵ - یولیوس دورپمولر، وزیر حمل و نقل آلمان نازی.
🍂۱۹۶۹ - لئو مککری، کارگردان اهل ایالات متحده آمریکا.
🍂۱۹۹۵ - تاکئو فوکودا، سیاستمدار اهل ژاپن.
🍂۱۹۹۶ - کلاید ویگاند، فیزیکدان اهل ایالات متحده آمریکا.
🍂۲۰۰۲ - تد ویلیامز، فرد نظامی اهل ایالات متحده آمریکا.
🍂۲۰۰۶ - تیرونالور کاروناکاران، زبانشناس، پدیدآور، مترجم، و فیلسوف اهل هند.
🍂۲۰۱۱ - آرمن گیلیام، ورزشکار اهل ایالات متحده آمریکا.
@bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #تلنگر
با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
📚🤔
🔴 #تلنگر
با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #یادمان
#صادق_چوبک
سالروز وفات
#صادق_چوبک
🖇صادق چوبک (زاده ١٤ تیر ۱۲۹۵ بوشهر - درگذشته ١٣ تیر ۱۳۷۷ برکلی) نویسنده ایرانی بود. وی به همراه صادق هدایت از پیشگامان داستاننویسی مدرن ایران است.
🔃از آثار مشهور وی میتوان از مجموعه داستان انتری که لوطی اش مرده بود و رمانهای سنگ صبور و تنگسیر نام برد.
🔃از روی رمان تنگسیر فیلمی به همین نام به کارگردانی امیر نادری و بازی بهروز وثوقی ساخته شدهاست.
🔃اکثر داستانهای وی حکایت تیرهروزی مردمی است که اسیر خرافه و نادانی و پایبند به مذهب خویش هستند.
چوبک با توجه به خشونت رفتاری ای که در طبقات فرودست دیده میشد سراغ شخصیتها و ماجراهایی رفت که هرکدام بخشی از این رفتار را بازتاب میدادند و به شدّت ره به تاریکی میبردند.
🔃او یک رئالیست تمام عیار بود که با منعکس کردن چرکها و زخمهای طبقه رها شده فرودست نه در جستجوی درمان آنها بود و نه تلاش داشت پیشوای فکری نسلی شود که تاب این همه زشتی را نداشت. به همین دلیل چهره کریه و ناخوشایندی که از انسان بیچیز، گرسنه و فاقد رؤیا ارائه میدهد، نه تنها مبنای آرمان گرایانه ندارد بلکه نوعی رابطه دیالکتیکی است بین جنبههای مختلف خشونت.
🔃او در اکثر داستانهای کوتاهش و رمان سنگ صبور رکود و جمود زیستی ای را به تصویر کشید که اجازه خلق باورهای بزرگ و فکرهای مترقی را نمیدهد.
🔃 از این منظر طبقهٔ فرودست هرچند به عنوان مظلوم اما به شکل گناهکار ترسیم میشود که هرچه بیشتر در گل و لای فرومیرود.
🔍برخی منتقدان صادق چوبک را در زمره نویسندگان ناتورالیست دانستهاند. سیاهیها و زشتیهای جامعه در آثار او با زبانی ساده، به روشنی ترسیم شدهاست.
زندگی برای من قشنگه،
خیلی چیزای دیگه توش هس که من دلم میخواد ببینم...
میخوام بمونم ببینم ظلم تا چه حد پیش میره،
میخوام بمونم و ببینم آدم تا چه اندازه قوه ستم کشیدن داره...
میخوام بمونم و تموم رنگهای رنگینکمون دروغ رو ببینم،
میخوام بمونم و بنویسم،
میخوام مردمو بشناسم...
تو خیال میکنی شناختن آدمای خوب و بد خودش کم کیف داره؟
گمون میکنی دیدن طبیعت و لذت بردن از طبیعت تموم شدنیه؟
#سنگ_صبور
#صادق_چوبک
زندگی برای من قشنگه !
خیلی چیزای دیگه توش هست که من دلم میخواد ببینم ...
میخوام بمونم ببینم ظلم تا چه حد پیش میره !
میخوام بمونم و ببینم آدم تا چه اندازه قوه ستم کشیدن داره ؟
میخوام بمونم و تموم رنگهای رنگین کمون دروغ رو ببینم !
میخوام بمونم و بنویسم ...
میخوام مردمو بشناسم ...
تو خیال میکنی شناختن آدمای خوب و بد خودش کم کیف داره ؟
گمون میکنی دیدن طبیعت و لذت بردن از طبیعت تموم شدنیه ؟
#صادق_چوبک
#شبگرد
#روحشون_شاد
#یادشون_گرامی
کتاب های نویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
نوع فایل: Pdf
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
📚🤔
🔴 #یادمان
#صادق_چوبک
سالروز وفات
#صادق_چوبک
🖇صادق چوبک (زاده ١٤ تیر ۱۲۹۵ بوشهر - درگذشته ١٣ تیر ۱۳۷۷ برکلی) نویسنده ایرانی بود. وی به همراه صادق هدایت از پیشگامان داستاننویسی مدرن ایران است.
🔃از آثار مشهور وی میتوان از مجموعه داستان انتری که لوطی اش مرده بود و رمانهای سنگ صبور و تنگسیر نام برد.
🔃از روی رمان تنگسیر فیلمی به همین نام به کارگردانی امیر نادری و بازی بهروز وثوقی ساخته شدهاست.
🔃اکثر داستانهای وی حکایت تیرهروزی مردمی است که اسیر خرافه و نادانی و پایبند به مذهب خویش هستند.
چوبک با توجه به خشونت رفتاری ای که در طبقات فرودست دیده میشد سراغ شخصیتها و ماجراهایی رفت که هرکدام بخشی از این رفتار را بازتاب میدادند و به شدّت ره به تاریکی میبردند.
🔃او یک رئالیست تمام عیار بود که با منعکس کردن چرکها و زخمهای طبقه رها شده فرودست نه در جستجوی درمان آنها بود و نه تلاش داشت پیشوای فکری نسلی شود که تاب این همه زشتی را نداشت. به همین دلیل چهره کریه و ناخوشایندی که از انسان بیچیز، گرسنه و فاقد رؤیا ارائه میدهد، نه تنها مبنای آرمان گرایانه ندارد بلکه نوعی رابطه دیالکتیکی است بین جنبههای مختلف خشونت.
🔃او در اکثر داستانهای کوتاهش و رمان سنگ صبور رکود و جمود زیستی ای را به تصویر کشید که اجازه خلق باورهای بزرگ و فکرهای مترقی را نمیدهد.
🔃 از این منظر طبقهٔ فرودست هرچند به عنوان مظلوم اما به شکل گناهکار ترسیم میشود که هرچه بیشتر در گل و لای فرومیرود.
🔍برخی منتقدان صادق چوبک را در زمره نویسندگان ناتورالیست دانستهاند. سیاهیها و زشتیهای جامعه در آثار او با زبانی ساده، به روشنی ترسیم شدهاست.
زندگی برای من قشنگه،
خیلی چیزای دیگه توش هس که من دلم میخواد ببینم...
میخوام بمونم ببینم ظلم تا چه حد پیش میره،
میخوام بمونم و ببینم آدم تا چه اندازه قوه ستم کشیدن داره...
میخوام بمونم و تموم رنگهای رنگینکمون دروغ رو ببینم،
میخوام بمونم و بنویسم،
میخوام مردمو بشناسم...
تو خیال میکنی شناختن آدمای خوب و بد خودش کم کیف داره؟
گمون میکنی دیدن طبیعت و لذت بردن از طبیعت تموم شدنیه؟
#سنگ_صبور
#صادق_چوبک
زندگی برای من قشنگه !
خیلی چیزای دیگه توش هست که من دلم میخواد ببینم ...
میخوام بمونم ببینم ظلم تا چه حد پیش میره !
میخوام بمونم و ببینم آدم تا چه اندازه قوه ستم کشیدن داره ؟
میخوام بمونم و تموم رنگهای رنگین کمون دروغ رو ببینم !
میخوام بمونم و بنویسم ...
میخوام مردمو بشناسم ...
تو خیال میکنی شناختن آدمای خوب و بد خودش کم کیف داره ؟
گمون میکنی دیدن طبیعت و لذت بردن از طبیعت تموم شدنیه ؟
#صادق_چوبک
#شبگرد
#روحشون_شاد
#یادشون_گرامی
کتاب های نویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
نوع فایل: Pdf
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نویسنده_ایرانشهر
#معرفی #احمد_محمود
١٣١٠ -۱۳۸۱
"احمد عطا " با نام ادبی احمد محمود (۴ دی ۱۳۱۰، اهواز – ۱۲ مهر ۱۳۸۱، تهران) نویسندهٔ معاصر ایرانی بود که او را پیرو مکتب رئالیسم اجتماعی میدانند...
محمود نخستین داستان خود را با عنوان "صبح می شه" در سال ۱۳۳۴ با نام "احمد احمد" در مجله امید ایران منتشر کرد و پس از آن نام نویسندگی خود را به احمد محمود تغییر داد...
📆او که در ۴ دی ماه ۱۳۱۰ در اهواز متولد شده، به دوران تحصیل در دانشکده افسری به عضویت سازمان نظامی حزب توده درآمده و پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ چند سالی زندانی و چند سالی به بندرلنگه تبعید شده بود، پس از آزادی از زندان به نویسندگی روی آورد که به گفته او پس از خواندن داستان کوتاه "فردا"ی #صادق_هدایت به آرزوی بزرگ دوران جوانی او بدل شده بود.
🔰🔰آدم ها، فضاها، ساخت، فرم روایتگری و رئالیسم تلخ مجموعه داستان های مول( ۱۳۳۸) ، دریا هنوز آرام است (۱۳۳۹) و بیهودگی( ۱۳۴۱) ، از تاثیر پذیری احمد محمود از داستان های کوتاه رئالیستی صادق هدایت و #صادق_چوبک نشان دارند اما در این آثار، که می توان آن ها را "سیاه مشق های"احمد محمود تلقی کرد، نشانه هائی از استقلال زبان و نگاه نیز به چشم می خورند....
🔻احمد محمود با مجموعه داستان های زائری زیر باران( ۱۳۴۷)، از دلتنگی( ۱۳۴۸)، پسرک بومی( ۱۳۵۰) و غریبه ها( ۱۳۵۲) در فرم و شیوه های روایتگری، زبان، لحن و سبک به هویت مستقلی دست یافت و این هویت مستقل با دو رمان #همسایه_ها( ۱۳۵۳) و داستان یک شهر( ۱۳۶۰) به اوج رسید...
🔻🔻احمد محمود در سال ۱۳۶۱ ضعیف ترین رمان خود را با نام "زمین سوخته"در باره #جنگ منتشر کرد. فضای پس از انقلاب، همدردی با قربانیان حمله عراق به ایران و فضای تحمیلی برخی دوستان محمود برای تحمیل چارچوب های رئالیسم سوسیالیستی مسلط بر ادبیات اتحاد شوروری سابق، در نوشتن این رمان ضعیف بی تاثیر نبود اما محمود نویسنده به سرعت از این ضعف گذشت و با انتشار مجموعه داستان های دیدار ( ۱۳۶۱ )، قصه آشنا( ۱۳۷۰) ، از مسافر تا تب خال (۱۳۷۱) و دو رمان مدار صفر درجه ( ۱۳۷۲) و درخت انجیر معابد( ۱۳۷۹) ، به روال خود بازگشت...
📎محمود بار دیگر به اوج همسایه ها و داستان یک شهر صعود نکرد اما در رمان درخت انجیر معابد، چشم اندازهای تازه ای را در فرم و ساخت به نمایش گذاشت....
🗂 #معرفی_کتاب
📕مدارصفردرجه
#احمد_محمود
گاهی، کسانی که هزاران فرسنگ از شما فاصله دارند، می توانند احساس بهتری نسبت به کسانی که دقیقا در کنارتان هستند، در شما ایجاد کنند.
🔸🔸🔸
" باران "، قهرمانِ رمان ۱۸۰۰صفحه ای "احمد محمود" ، در ابتدای داستان پسر نوجوانی است که به دلیل ِ مرگ برادرش مجبور به ترک تحصیل می شود تا برای تامین زندگی خود و مادرش در دکانِ سلمانی شاگردی کند...( پدرش سالها قبل در تظاهراتی سیاسی کشته شده)... به تدریج همراه با اتفاقات مختلفی که در زندگی باران می افتد شخصیت های متعدد داستان ، یکی یکی وارد می شوند تا همانند چندین کتابِ دیگر " احمد محمود " ،(مخصوصا همسایه ها) ، حضورقشرهای مختلف جامعه دستمایه ای شود برای بیان اعتقادات و نوع نگاه نویسنده ، تا با این ترفند ، "باران" درمسیر پر پیچ و خم ِ زندگی ،در گوشه و کنار جامعه سَرَک بکِشد ، راه و رسم #زندگی را در فضایی پراز التهاب تجربه کند و درک کند وآرام آرام رشد کند و رشد کند و....
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#نویسنده_ایرانشهر
#معرفی #احمد_محمود
١٣١٠ -۱۳۸۱
"احمد عطا " با نام ادبی احمد محمود (۴ دی ۱۳۱۰، اهواز – ۱۲ مهر ۱۳۸۱، تهران) نویسندهٔ معاصر ایرانی بود که او را پیرو مکتب رئالیسم اجتماعی میدانند...
محمود نخستین داستان خود را با عنوان "صبح می شه" در سال ۱۳۳۴ با نام "احمد احمد" در مجله امید ایران منتشر کرد و پس از آن نام نویسندگی خود را به احمد محمود تغییر داد...
📆او که در ۴ دی ماه ۱۳۱۰ در اهواز متولد شده، به دوران تحصیل در دانشکده افسری به عضویت سازمان نظامی حزب توده درآمده و پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ چند سالی زندانی و چند سالی به بندرلنگه تبعید شده بود، پس از آزادی از زندان به نویسندگی روی آورد که به گفته او پس از خواندن داستان کوتاه "فردا"ی #صادق_هدایت به آرزوی بزرگ دوران جوانی او بدل شده بود.
🔰🔰آدم ها، فضاها، ساخت، فرم روایتگری و رئالیسم تلخ مجموعه داستان های مول( ۱۳۳۸) ، دریا هنوز آرام است (۱۳۳۹) و بیهودگی( ۱۳۴۱) ، از تاثیر پذیری احمد محمود از داستان های کوتاه رئالیستی صادق هدایت و #صادق_چوبک نشان دارند اما در این آثار، که می توان آن ها را "سیاه مشق های"احمد محمود تلقی کرد، نشانه هائی از استقلال زبان و نگاه نیز به چشم می خورند....
🔻احمد محمود با مجموعه داستان های زائری زیر باران( ۱۳۴۷)، از دلتنگی( ۱۳۴۸)، پسرک بومی( ۱۳۵۰) و غریبه ها( ۱۳۵۲) در فرم و شیوه های روایتگری، زبان، لحن و سبک به هویت مستقلی دست یافت و این هویت مستقل با دو رمان #همسایه_ها( ۱۳۵۳) و داستان یک شهر( ۱۳۶۰) به اوج رسید...
🔻🔻احمد محمود در سال ۱۳۶۱ ضعیف ترین رمان خود را با نام "زمین سوخته"در باره #جنگ منتشر کرد. فضای پس از انقلاب، همدردی با قربانیان حمله عراق به ایران و فضای تحمیلی برخی دوستان محمود برای تحمیل چارچوب های رئالیسم سوسیالیستی مسلط بر ادبیات اتحاد شوروری سابق، در نوشتن این رمان ضعیف بی تاثیر نبود اما محمود نویسنده به سرعت از این ضعف گذشت و با انتشار مجموعه داستان های دیدار ( ۱۳۶۱ )، قصه آشنا( ۱۳۷۰) ، از مسافر تا تب خال (۱۳۷۱) و دو رمان مدار صفر درجه ( ۱۳۷۲) و درخت انجیر معابد( ۱۳۷۹) ، به روال خود بازگشت...
📎محمود بار دیگر به اوج همسایه ها و داستان یک شهر صعود نکرد اما در رمان درخت انجیر معابد، چشم اندازهای تازه ای را در فرم و ساخت به نمایش گذاشت....
🗂 #معرفی_کتاب
📕مدارصفردرجه
#احمد_محمود
گاهی، کسانی که هزاران فرسنگ از شما فاصله دارند، می توانند احساس بهتری نسبت به کسانی که دقیقا در کنارتان هستند، در شما ایجاد کنند.
🔸🔸🔸
" باران "، قهرمانِ رمان ۱۸۰۰صفحه ای "احمد محمود" ، در ابتدای داستان پسر نوجوانی است که به دلیل ِ مرگ برادرش مجبور به ترک تحصیل می شود تا برای تامین زندگی خود و مادرش در دکانِ سلمانی شاگردی کند...( پدرش سالها قبل در تظاهراتی سیاسی کشته شده)... به تدریج همراه با اتفاقات مختلفی که در زندگی باران می افتد شخصیت های متعدد داستان ، یکی یکی وارد می شوند تا همانند چندین کتابِ دیگر " احمد محمود " ،(مخصوصا همسایه ها) ، حضورقشرهای مختلف جامعه دستمایه ای شود برای بیان اعتقادات و نوع نگاه نویسنده ، تا با این ترفند ، "باران" درمسیر پر پیچ و خم ِ زندگی ،در گوشه و کنار جامعه سَرَک بکِشد ، راه و رسم #زندگی را در فضایی پراز التهاب تجربه کند و درک کند وآرام آرام رشد کند و رشد کند و....
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم
با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده
بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#بخوانیم
با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده
بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#_یک_خورشید جهان تاب لازمه كه اونقدر از بالا تو سر این مردم بتابه تا خرافات را تو لونهی مغزشون بسوزونه...
#صادق_چوبک
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#صادق_چوبک
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۳ تیر زادروز #صادق_چوبک
( زاده ۱۳ تیر ۱۲۹۵ بوشهر -- درگذشته ۱۳ تیر ۱۳۷۷ کالیفرنیا ) نویسنده و مترجم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
۱۳ تیر زادروز #صادق_چوبک
( زاده ۱۳ تیر ۱۲۹۵ بوشهر -- درگذشته ۱۳ تیر ۱۳۷۷ کالیفرنیا ) نویسنده و مترجم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۳ تیر زادروز #صادق_چوبک
( زاده ۱۳ تیر ۱۲۹۵ بوشهر -- درگذشته ۱۳ تیر ۱۳۷۷ کالیفرنیا ) نویسنده و مترجم
چوبک فرزند یک تاجر بود، اما او به دنبال شغل پدر نرفت و به کتاب روی آورد. در بوشهر و شیراز درس خواند و دوره کالج آمریکایی تهران را هم گذراند. در سال ۱۳۱۶ به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. اولین مجموعه داستانش را با نام «خیمه شب بازی» در سال ۱۳۲۴ منتشر کرد. در این اثر «چرا دریا طوفانی شد» (۱۳۲۸) بیشتر به توصیف مناظر پرداخت ، ضمن اینکه شخصیتهای داستان و روابط آنها و روحیات آنها نیز به تصویر کشیده میشود. دیگر اثرش را هم که حاوی سه داستان و یک نمایشنامه بود، تحت عنوان «انتری که لوطیش مرده بود» به چاپ رسید. آثار دیگر وی که برایش شهرت فراوان به ارمغان آورد، رمانهای «تنگسیر» و «سنگ صبور» بود. تنگسیر به ۱۸ زبان ترجمه شده و امیر نادری، فیلمساز معروف ایرانی، در سال ۱۳۵۲ بر اساس آن فیلمی به همین نام ساخته است. در «سنگ صبور» جریان سیال ذهنی روایت و بیان داستان از زبان افراد مختلف بکار گرفته شده است، این اثر بحث های زیادی را در محافل ادبی آن زمان برانگیخت. دیگر آثار داستانی چوبک عبارتاند از: چراغ آخر ( مجموعه هشت داستان کوتاه ) روز اول قبر ( مجموعه ده داستان کوتاه).
چوبک به زبان انگلیسی مسلط بود و دستی نیز در ترجمه داشت. وی قصه معروف ” پینوکیو ” را با نام ” آدمک چوبی” به فارسی برگرداند. شعر «غُراب» اثر «ادگار آلن پو» نیز به همت وی ترجمه شد. آخرین اثر منتشره اش هم ترجمه حکایت هندی عاشقانهای به نام «مهپاره» بود که در زمستان ۱۳۷۰ منتشر شد. چوبک از اولین کوتاه نویسان قصه فارسی، پس از محمدعلی جمالزاده و صادق هدایت است. میتوان از او به عنوان یکی از پیشروان قصه نویسی جدید ایران نام برد.
صادق چوبک در اواخر عمر بیناییاش را از دست داد و در ۸۲ سالگی درگذشت و بنا به وصیتش یادداشت های منتشر نشدهاش را سوزاندند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۳ تیر زادروز #صادق_چوبک
( زاده ۱۳ تیر ۱۲۹۵ بوشهر -- درگذشته ۱۳ تیر ۱۳۷۷ کالیفرنیا ) نویسنده و مترجم
چوبک فرزند یک تاجر بود، اما او به دنبال شغل پدر نرفت و به کتاب روی آورد. در بوشهر و شیراز درس خواند و دوره کالج آمریکایی تهران را هم گذراند. در سال ۱۳۱۶ به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. اولین مجموعه داستانش را با نام «خیمه شب بازی» در سال ۱۳۲۴ منتشر کرد. در این اثر «چرا دریا طوفانی شد» (۱۳۲۸) بیشتر به توصیف مناظر پرداخت ، ضمن اینکه شخصیتهای داستان و روابط آنها و روحیات آنها نیز به تصویر کشیده میشود. دیگر اثرش را هم که حاوی سه داستان و یک نمایشنامه بود، تحت عنوان «انتری که لوطیش مرده بود» به چاپ رسید. آثار دیگر وی که برایش شهرت فراوان به ارمغان آورد، رمانهای «تنگسیر» و «سنگ صبور» بود. تنگسیر به ۱۸ زبان ترجمه شده و امیر نادری، فیلمساز معروف ایرانی، در سال ۱۳۵۲ بر اساس آن فیلمی به همین نام ساخته است. در «سنگ صبور» جریان سیال ذهنی روایت و بیان داستان از زبان افراد مختلف بکار گرفته شده است، این اثر بحث های زیادی را در محافل ادبی آن زمان برانگیخت. دیگر آثار داستانی چوبک عبارتاند از: چراغ آخر ( مجموعه هشت داستان کوتاه ) روز اول قبر ( مجموعه ده داستان کوتاه).
چوبک به زبان انگلیسی مسلط بود و دستی نیز در ترجمه داشت. وی قصه معروف ” پینوکیو ” را با نام ” آدمک چوبی” به فارسی برگرداند. شعر «غُراب» اثر «ادگار آلن پو» نیز به همت وی ترجمه شد. آخرین اثر منتشره اش هم ترجمه حکایت هندی عاشقانهای به نام «مهپاره» بود که در زمستان ۱۳۷۰ منتشر شد. چوبک از اولین کوتاه نویسان قصه فارسی، پس از محمدعلی جمالزاده و صادق هدایت است. میتوان از او به عنوان یکی از پیشروان قصه نویسی جدید ایران نام برد.
صادق چوبک در اواخر عمر بیناییاش را از دست داد و در ۸۲ سالگی درگذشت و بنا به وصیتش یادداشت های منتشر نشدهاش را سوزاندند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظع
زندگی برای من قشنگه !
خیلی چیزای دیگه توش هست که من دلم میخواد ببینم ...
میخوام بمونم ببینم ظلم تا چه حد پیش میره !
میخوام بمونم و ببینم آدم تا چه اندازه قوه ستم کشیدن داره ؟
میخوام بمونم و تموم رنگهای رنگین کمون دروغ رو ببینم !
میخوام بمونم و بنویسم ...
میخوام مردمو بشناسم ...
تو خیال میکنی شناختن آدمای خوب و بد خودش کم کیف داره ؟
گمون میکنی دیدن طبیعت و لذت بردن از طبیعت تموم شدنیه ؟
👤 #صادق_چوبک
📚 #شبگرد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
زندگی برای من قشنگه !
خیلی چیزای دیگه توش هست که من دلم میخواد ببینم ...
میخوام بمونم ببینم ظلم تا چه حد پیش میره !
میخوام بمونم و ببینم آدم تا چه اندازه قوه ستم کشیدن داره ؟
میخوام بمونم و تموم رنگهای رنگین کمون دروغ رو ببینم !
میخوام بمونم و بنویسم ...
میخوام مردمو بشناسم ...
تو خیال میکنی شناختن آدمای خوب و بد خودش کم کیف داره ؟
گمون میکنی دیدن طبیعت و لذت بردن از طبیعت تموم شدنیه ؟
👤 #صادق_چوبک
📚 #شبگرد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#عدالت
اسب درشکهای توی جوی پهنی افتاده بود و قلمِ دست و کاسهی زانویش خُرد شده بود. آشکارا دیده میشد که استخوان قلم یک دستش از زیر پوست حناییاش جابجا شده و از آن خون آمده بود. کاسه زانوی دست دیگرش به کلی از بند جدا شده بود و به چند رگ و ریشه که تا آخرین مرحله وفاداریاش را به جسم او از دست نداده بود گیر بود. سُم یک دستش -آنکه از قلم شکسته بود- به طرف خارج برگشته بود و نعل براق ساییدهای که به سه دانه میخ گیر بود روی آن دیده میشد.
آب جو یخ بسته بود و تنها حرارت تن اسب یخهای اطراف بدنش را آب کرده بود. تمام بدنش توی آب گل آلود خونینی افتاده بود. پی در پی نفس میزد. پرههای بینیش باز و بسته می شد. نصف زبانش از لای دندانهای کلید شدهاش بیرون زده بود. دور دهنش کف خونآلودی دیده میشد. یالش به طور حزنانگیزی روی پیشانیش افتاده بود و دو سپور و یک عمله راهگذر که لباس سربازی بی سردوشی تنش بود و کلاه خدمت بیآفتاب گردان به سر داشت می خواستند آن را از جو بیرون بیاورند.
یکی از سپورها که حنای تندی بسته بود گفت:
من دمبشو میگیرم و شما هر کدامتون یه پاشو بگیرین و یه هو از زمین بلندش میکنیم. انوخت نه اینه که حیوون طاقت درد نداره و نمی تونه دساشو رو زمین بذاره یه هو خیز ور میدارد. انوخت شما جلدی پاشو ول دین منم دمبشو ول میدم. رو سه تا پاش می تونه بند شه دیگه. اون دسش خیلی نشکسه. چطوره که مرغ روی دو پا وایمیسه این نمیتونه رو سه پا واسه؟
یک آقایی که کیف قهوهای زیر بغلش بود و عینک رنگی زده بود گفت:
-مگر میشود حیوان را اینطور بیرون آورد؟ شماها باید چند نفر بشید و تمام هیکل بلندش کنید و بذاریدش تو پیادهرو.
یکی از تماشاچیها که دست بچه خردسالی را در دست داشت با اعتراض گفت:
-این زبون بسته دیگه واسه صاحباش پول نمیشه. باید به یه گلوله کلکشو کند.
بعد رویش را کرد به پاسبان مفلوکی که کنار پیادهرو ایستاده بود و لبو میخورد و گفت:
-آژدان سرکار که تپونچه دارین چرا اینو راحتش نمی کنین؟ حیوون خیلی رنج میبره.
پاسبان همانطور که یک طرف لپش از لبویی که تو دهنش بود باد کرده بود با تمسخر جواب داد:
-زکی قربان آقا! گلوله اولنده که مال اسب نیس و مال دزه دومنده حالو اومدیم و ما اینو همینطور که میفرمایین راحتش کردیم به روز قیومت و سوال جواب اون دنیاشم کاری نداریم فردا جواب دولتو چی بدیم؟ آخه از من لاکردار نمیپرسن که تو گلولتو چیکارش کردی؟
سید عمامه به سری که پوستین مندرسی روی دوشش بوی گفت:
-ای بابا حیوون باکیش نیس. خدا را خوش نمییاد بکشندش. فردا خوب میشه. دواش یه فندق مومیاییه.
تماشاچی روزنامه به دستی که تازه رسیده بود پرسید:
-مگه چطور شده؟
یک مرد چپقی جواب داد:
-والله من اهل این محل نیستم. من رهگذرم.
لبو فروش سرسوکی همانطور که با چاقوی بی دستهاش برای مشتری لبو پوست میکند جواب داد:
-هیچی اتول بهش خورده سقط شده. زبون بسته از سحر تا حالا همین جا تو آب افتاده جون میکنه. هیشکی به فکرش نیس. اینو... بعد حرفش را قعط کرد و به یک مشتری گفت:
یه قرون!... و آن وقت فریاد زد:
قند بی کپن دارم ! سیری یک قرون میدم.
باز همان مرد روزنامه به دست پرسید:
-حالا صاحب نداره؟
مرد کت چرمی قلچماقی که ریخت شوفر ها را داشت و شال سبزی دور گردنش بود جواب داد:
-چطور صاحب نداره. مگه بی صاحبم میشه؟ پوسش خودش دس کم پونزده تومن میارزه. درشکهچیش تا همین حالا اینجا بود؛ به نظر رفت درشکشو بذاره برگرده.
پسربچه ای که دستش تو دست آن مرد بود سرش را بلند کرد و پرسید:
-بابا جون درشکه چیش درشکشو با چی برده برسونه مگه نه اسبش مرده؟
یک آقای عینکی خوش لباس پرسید:
-فقط دستاش خرد شده؟
همان مرد قلچماق که ریخت شوفرها را داشت و شال سبزی دور گردنش بود جواب داد:
-درشکهچیش میگفت دندهاشم خرد شده.
بخار تنکی از سوراخ های بینی اسب بیرون میآمد. از تمام بدنش بخار بلند میشد. دنده هایش از زیر پوستش دیده میشد. روی کفلش جای یک پنج انگشت گل خشک شده داغ خورده بود. روی گردن و چند جای دیگر بدنش هم گلی بود. بعضی جاهای پوست بدنش میپرید. بدنش به شدت میلرزید. ابدا ناله نمیکرد. قیافهاش آرام و بی التماس بود. قیافهی یک اسب سالم را داشت و با چشمان گشاد و بی اشک به مردم نگاه میکرد.
#صادق_چوبک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#عدالت
اسب درشکهای توی جوی پهنی افتاده بود و قلمِ دست و کاسهی زانویش خُرد شده بود. آشکارا دیده میشد که استخوان قلم یک دستش از زیر پوست حناییاش جابجا شده و از آن خون آمده بود. کاسه زانوی دست دیگرش به کلی از بند جدا شده بود و به چند رگ و ریشه که تا آخرین مرحله وفاداریاش را به جسم او از دست نداده بود گیر بود. سُم یک دستش -آنکه از قلم شکسته بود- به طرف خارج برگشته بود و نعل براق ساییدهای که به سه دانه میخ گیر بود روی آن دیده میشد.
آب جو یخ بسته بود و تنها حرارت تن اسب یخهای اطراف بدنش را آب کرده بود. تمام بدنش توی آب گل آلود خونینی افتاده بود. پی در پی نفس میزد. پرههای بینیش باز و بسته می شد. نصف زبانش از لای دندانهای کلید شدهاش بیرون زده بود. دور دهنش کف خونآلودی دیده میشد. یالش به طور حزنانگیزی روی پیشانیش افتاده بود و دو سپور و یک عمله راهگذر که لباس سربازی بی سردوشی تنش بود و کلاه خدمت بیآفتاب گردان به سر داشت می خواستند آن را از جو بیرون بیاورند.
یکی از سپورها که حنای تندی بسته بود گفت:
من دمبشو میگیرم و شما هر کدامتون یه پاشو بگیرین و یه هو از زمین بلندش میکنیم. انوخت نه اینه که حیوون طاقت درد نداره و نمی تونه دساشو رو زمین بذاره یه هو خیز ور میدارد. انوخت شما جلدی پاشو ول دین منم دمبشو ول میدم. رو سه تا پاش می تونه بند شه دیگه. اون دسش خیلی نشکسه. چطوره که مرغ روی دو پا وایمیسه این نمیتونه رو سه پا واسه؟
یک آقایی که کیف قهوهای زیر بغلش بود و عینک رنگی زده بود گفت:
-مگر میشود حیوان را اینطور بیرون آورد؟ شماها باید چند نفر بشید و تمام هیکل بلندش کنید و بذاریدش تو پیادهرو.
یکی از تماشاچیها که دست بچه خردسالی را در دست داشت با اعتراض گفت:
-این زبون بسته دیگه واسه صاحباش پول نمیشه. باید به یه گلوله کلکشو کند.
بعد رویش را کرد به پاسبان مفلوکی که کنار پیادهرو ایستاده بود و لبو میخورد و گفت:
-آژدان سرکار که تپونچه دارین چرا اینو راحتش نمی کنین؟ حیوون خیلی رنج میبره.
پاسبان همانطور که یک طرف لپش از لبویی که تو دهنش بود باد کرده بود با تمسخر جواب داد:
-زکی قربان آقا! گلوله اولنده که مال اسب نیس و مال دزه دومنده حالو اومدیم و ما اینو همینطور که میفرمایین راحتش کردیم به روز قیومت و سوال جواب اون دنیاشم کاری نداریم فردا جواب دولتو چی بدیم؟ آخه از من لاکردار نمیپرسن که تو گلولتو چیکارش کردی؟
سید عمامه به سری که پوستین مندرسی روی دوشش بوی گفت:
-ای بابا حیوون باکیش نیس. خدا را خوش نمییاد بکشندش. فردا خوب میشه. دواش یه فندق مومیاییه.
تماشاچی روزنامه به دستی که تازه رسیده بود پرسید:
-مگه چطور شده؟
یک مرد چپقی جواب داد:
-والله من اهل این محل نیستم. من رهگذرم.
لبو فروش سرسوکی همانطور که با چاقوی بی دستهاش برای مشتری لبو پوست میکند جواب داد:
-هیچی اتول بهش خورده سقط شده. زبون بسته از سحر تا حالا همین جا تو آب افتاده جون میکنه. هیشکی به فکرش نیس. اینو... بعد حرفش را قعط کرد و به یک مشتری گفت:
یه قرون!... و آن وقت فریاد زد:
قند بی کپن دارم ! سیری یک قرون میدم.
باز همان مرد روزنامه به دست پرسید:
-حالا صاحب نداره؟
مرد کت چرمی قلچماقی که ریخت شوفر ها را داشت و شال سبزی دور گردنش بود جواب داد:
-چطور صاحب نداره. مگه بی صاحبم میشه؟ پوسش خودش دس کم پونزده تومن میارزه. درشکهچیش تا همین حالا اینجا بود؛ به نظر رفت درشکشو بذاره برگرده.
پسربچه ای که دستش تو دست آن مرد بود سرش را بلند کرد و پرسید:
-بابا جون درشکه چیش درشکشو با چی برده برسونه مگه نه اسبش مرده؟
یک آقای عینکی خوش لباس پرسید:
-فقط دستاش خرد شده؟
همان مرد قلچماق که ریخت شوفرها را داشت و شال سبزی دور گردنش بود جواب داد:
-درشکهچیش میگفت دندهاشم خرد شده.
بخار تنکی از سوراخ های بینی اسب بیرون میآمد. از تمام بدنش بخار بلند میشد. دنده هایش از زیر پوستش دیده میشد. روی کفلش جای یک پنج انگشت گل خشک شده داغ خورده بود. روی گردن و چند جای دیگر بدنش هم گلی بود. بعضی جاهای پوست بدنش میپرید. بدنش به شدت میلرزید. ابدا ناله نمیکرد. قیافهاش آرام و بی التماس بود. قیافهی یک اسب سالم را داشت و با چشمان گشاد و بی اشک به مردم نگاه میکرد.
#صادق_چوبک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
من اینجا کسی رو ندیدم بخنده!
اینجا هیچکس خنده بلد نیست
من خیلی خنده رو دوست دارم...
گاهی تو تنهائی خودم پیش خودم میخندم
اما خنده یه آدم تنها چه فایده داره؟
دلم میخواد خنده یکی دیگه رو هم مثل خنده خودم ببینم...
#صادق_چوبک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
من اینجا کسی رو ندیدم بخنده!
اینجا هیچکس خنده بلد نیست
من خیلی خنده رو دوست دارم...
گاهی تو تنهائی خودم پیش خودم میخندم
اما خنده یه آدم تنها چه فایده داره؟
دلم میخواد خنده یکی دیگه رو هم مثل خنده خودم ببینم...
#صادق_چوبک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
#فرزندم
با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده
بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
#فرزندم
با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده
بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#مه_پاره
مجموعه ای از داستانهای سانسکریت
ترجمهاز انگلیسی:#صادق_چوبک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#مه_پاره
مجموعه ای از داستانهای سانسکریت
ترجمهاز انگلیسی:#صادق_چوبک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
مه پاره-دو برهمن توأمان
@greataudiobook
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#مه_پاره
مجموعه ای از داستانهای سانسکریت
ترجمهاز انگلیسی:#صادق_چوبک
راوی:پروین محمدیان
داستان #دو_برهمن_توأمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#مه_پاره
مجموعه ای از داستانهای سانسکریت
ترجمهاز انگلیسی:#صادق_چوبک
راوی:پروین محمدیان
داستان #دو_برهمن_توأمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
مه پاره-زربانو
@greataudiobook
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#مه_پاره
مجموعه ای از داستانهای سانسکریت
ترجمهاز انگلیسی:#صادق_چوبک
راوی:پروین محمدیان
داستان #زربانو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#مه_پاره
مجموعه ای از داستانهای سانسکریت
ترجمهاز انگلیسی:#صادق_چوبک
راوی:پروین محمدیان
داستان #زربانو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity