🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#فلسفه 📕

#هگل_وسیاست

می‌گویند روز ۱۳ اکتبر سال ۱۸۰۶، زمانی که لشکر ناپلئون از خیابان‌های شهر ینا عبور می‌کرد، هگل جوان کنار یکی از خیابان‌ها ایستاده بود و نظاره‌گر گذر سپاهیان فرانسه.
انقلاب فرانسه شیفتگی هگل را برانگیخته بود. هگل در باب آزادی و آزادی روح بسیار نوشته است. کلاوس فیوگ، یکی از کسانی است که به بیوگرافی و زندگی هگل پرداخته‌اند. به باور او، آزادی و پرداختن به مفهوم آزادی، رکن اصلی فلسفه هگل را تشکیل می‌دهد.
فیوگ بنیان فکری هگل درباره فلسفه و فلسفیدن را چنین بیان می‌کند: «فلسفیدن یعنی آموختن آزاد زیستن.» تحولات طوفانی دهه‌های نخست قرن نوزدهم، تاثیری عمیق بر فکر و آثار هگل می‌نهد. از این رو بسیاری بر این باورند که مطالعه آثار هگل می‌تواند کمک بزرگی برای فهم تحولات آینده باشد.
همچنین می‌توان گفت که شیفتگی هگل درباره انقلاب فرانسه زمینه‌ساز انقلابی شد که هگل در اندیشیدن و فهم جهان پی‌ریخت و به‌ویژه باور عمیق این فیلسوف به آزادی را در پی داشت.

او درباره تاریخ پرتلاطم جهان و مصائب و بدبختی‌های ناشی از این تحولات تاریخی زمانی گفته است: «تاریخ جهان، جایی برای نیک‌بختی باقی ننهاده است. دوره‌های نیک‌بختی در تاریخ جهان عملا صفحات نانوشته این تاریخ هستند.»
هگل می‌گوید: «تاریخ و تجربه نشان می‌دهد که مردم و حکومت‌ها هیچ‌گاه از تاریخ نمی‌آموزند و بر اساس آموخته‌های خود عمل نمی‌کنند.»
هگل بر این باور است که این میان‌مایگی است که می‌ماند و در فرجامین نگاه بر جهان حکم‌ می‌راند. رویکردی که انسان را بی‌اختیار به یاد رویکرد نیچه به میان‌مایگی می‌اندازد. این فرازهای فلسفی هگل با فلسفه تعالی‌گرای او برخلاف رویکرد نیچه به جهان، همخوانی ندارد.
اندیشه هگل از همان زمان طرح تا به امروز بر فلاسفه و اندیشمندان بسیاری تاثیر نهاده است. از فلسفه ماتریالیستی کارل مارکس و نقد دین او گرفته تا مثلا فیلسوفان معاصری همچون جودیت باتلر آمریکایی یا یورگن هابرماس آلمانی.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity