🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسردلتنگی
#هیچکس_خدا_نیست
احمد شاملو با تاختن به ابرقلههای ادبیات میخواست بوق و کرنای آوانگاردی به راه بیاندازد، همچون چپمن که جان لنون را کشت تا در کنار نام او مشهور شود.
شاملو میگفت سعدی ناظم بزرگی ست نه شاعر بزرگی،
او اعتقادی به شاعر بودن غولهای ادبیات پارسی نداشت و تنها در برابر خورشید ابدی حافظ و مولوی و خیام سر خم کرد.
او با تاختن به آن بزرگان و از طریق اتصال به این بزرگان و دکلمه کردن اشعارشان در پی اعتبار و مخاطب بود.
اما در همین شعرخوانیها هم نشانههای عمیق نبودن او در ادبیات کهن پارسی بازر است، از خواندن اشعار منسوب به عنوان سروده شاعر تا غلط خواندن اشعار.
روی سخن در اینجا خیامخوانی شاملو است که با اشاره به چند رباعی سخن را پیش میبریم:
افسوس که بی فایده فرسوده شدیم
وز آس سپهر سرنگون سوده شدیم
نخست اینکه این رباعی به احتمال بسیار سرودهی جناب عطار است نه خیام و دوم اینکه در اینجا شاملو کلمه آس را داس میخواند.
حال آنکه سوده شدن و سائیده شدن نتیجه عمل آسیاب و آس است و نه داس.
با این مضمون جناب سعدی میسراید:
مابین آسمان و زمین جای عیش نیست
یک دانه چون جهد ز میان دو آسیا
و یا کسایی مروزی میگوید:
آسمان آسیای گردان است، آسمان، آسمان کند هزمان.
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرف مُقرمط نه تو خوانی و نه من
حرف مقرمط به معنای خط باریک و درهم و ناخواناست که شاملو حل معما میخواند، ترکیبی بی معنا، که اگر حرف معما میخواند لااقل معنایی برای آن قابل تصور بود.
در ادامه شاملو رباعیهایی از خاقانی و مهستی و اهلی شیرازی را به نام خیام میخواند (بنگر ز جهان چه طرف بربستم و چون ابر به نوروز... و ساقی غم من بلند... ساقی گل و سبزه...)
آلبوم رباعیات خیام با آهنگ فریدون شهبازیان و صدای شاملو و شجریان منتشر شده است.و آنچه در نتیجه این واکاوی گذرا نمایان شد، موضوعی است که باید در همان سالهای ابتدایی انتشار آلبوم نمایان میشد اما دریغ که با کم سو شدن سواد و دانش و مطالعه در چند دهه اخیر، مجالی فراهم شد تا بی هنریها و سرقتها و کجیها پنهان بماند و بازاریانی زرنگ در هر عرصه که میخواهند بتازند و اسم و رسمی درکنند.
نویسنده: #محمد_سرو
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسردلتنگی
#هیچکس_خدا_نیست
احمد شاملو با تاختن به ابرقلههای ادبیات میخواست بوق و کرنای آوانگاردی به راه بیاندازد، همچون چپمن که جان لنون را کشت تا در کنار نام او مشهور شود.
شاملو میگفت سعدی ناظم بزرگی ست نه شاعر بزرگی،
او اعتقادی به شاعر بودن غولهای ادبیات پارسی نداشت و تنها در برابر خورشید ابدی حافظ و مولوی و خیام سر خم کرد.
او با تاختن به آن بزرگان و از طریق اتصال به این بزرگان و دکلمه کردن اشعارشان در پی اعتبار و مخاطب بود.
اما در همین شعرخوانیها هم نشانههای عمیق نبودن او در ادبیات کهن پارسی بازر است، از خواندن اشعار منسوب به عنوان سروده شاعر تا غلط خواندن اشعار.
روی سخن در اینجا خیامخوانی شاملو است که با اشاره به چند رباعی سخن را پیش میبریم:
افسوس که بی فایده فرسوده شدیم
وز آس سپهر سرنگون سوده شدیم
نخست اینکه این رباعی به احتمال بسیار سرودهی جناب عطار است نه خیام و دوم اینکه در اینجا شاملو کلمه آس را داس میخواند.
حال آنکه سوده شدن و سائیده شدن نتیجه عمل آسیاب و آس است و نه داس.
با این مضمون جناب سعدی میسراید:
مابین آسمان و زمین جای عیش نیست
یک دانه چون جهد ز میان دو آسیا
و یا کسایی مروزی میگوید:
آسمان آسیای گردان است، آسمان، آسمان کند هزمان.
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرف مُقرمط نه تو خوانی و نه من
حرف مقرمط به معنای خط باریک و درهم و ناخواناست که شاملو حل معما میخواند، ترکیبی بی معنا، که اگر حرف معما میخواند لااقل معنایی برای آن قابل تصور بود.
در ادامه شاملو رباعیهایی از خاقانی و مهستی و اهلی شیرازی را به نام خیام میخواند (بنگر ز جهان چه طرف بربستم و چون ابر به نوروز... و ساقی غم من بلند... ساقی گل و سبزه...)
آلبوم رباعیات خیام با آهنگ فریدون شهبازیان و صدای شاملو و شجریان منتشر شده است.و آنچه در نتیجه این واکاوی گذرا نمایان شد، موضوعی است که باید در همان سالهای ابتدایی انتشار آلبوم نمایان میشد اما دریغ که با کم سو شدن سواد و دانش و مطالعه در چند دهه اخیر، مجالی فراهم شد تا بی هنریها و سرقتها و کجیها پنهان بماند و بازاریانی زرنگ در هر عرصه که میخواهند بتازند و اسم و رسمی درکنند.
نویسنده: #محمد_سرو
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity