#معرفی_هنرمند_پست_امپرسیونیست
#ونسان_وَن_گوگ یا فینسِنت ویلم فان خوخ (زاده 30 مارس 1853 درگذشته 29 ژوئیه 1890)
وی نقاش نامدار هلندی بود.کار ونسان به خاطر زیبایی خشن ، صداقت احساسی و رنگ جسورانه معروف است. کارهای وی تاثیر گشترده ایی بر هنر قرن بیستم باقی گذاشت.
هرچند او در زمان حیاتش در گمنامی به سر میبرد و در تمام طول عمر خود تنها یک تابلو یعنی #تاکستان_سرخ را فروخت، اما اکنون به عنوان یکی از تاثیرگذارترین نقاشان #پسادریافتگر ( پُستامپرسیونیسم ) شناخته میشود.
ون گوگ جوانی خود را به عنوان دلال آثار هنری و معلم گذراند.
#ونسان در سال ۱۸۶۹ نزد عمویش ونسان در یکی از شعبههای بنگاه خرید و فروش آثار هنری به نام گوپیل و شرکا در لاهه مشغول به کار شد و سپس در سال ۱۸۷۳ از طرف عمویش به لندن فرستاده شد. این دوران خوبی برای ونسان بود و در بیست سالگی از پدرش بیشتر پول در میآورد.
در همین دوران او عاشق دختر صاحب خانهاش آگنی لویر شد ولی از وی جواب رد شنید. ونسان بهتدریج منزوی شد و به مذهب روی آورد. پدر و عمویش او را به پاریس فرستادند.
در آنجا بود که ونسان از اینکه با هنر مانند یک کالای مصرفی برخورد میکرد پشیمان شد و این روحیه را به مشتریان نیز منتقل میکرد تا اینکه در ۱۸۷۶ از کار اخراج شد.
اعتقاد مذهبی او به تدریج شدیدتر شد تا آنجا که به انگلستان بازگشت و در یک مدرسه به صورت داوطلبانه و بدون دستمزد به تدریس مشغول شد. او تصور میکرد در مسیر درست زندگی قرار گرفتهاست.
این مدرسه در بندر رمسگیت قرار داشت و این فرصتی بود تا ونسان چند طرحی از مناظر آنجا بکشد. ونسان، به مدت ۱۵ ماه در رشته علوم دینی در آمستردام تحصیل کرد. او پس از ترک تحصیل و پرداختن به نقاشی، سالها بعد از این دوران بهعنوان «وحشتناکترین دوران زندگی» اش نام برد.
#ونسان_وَن_گوگ که از بیماری روانی رنج میبرد، در دسامبر ۱۸۸۸ گوش چپ خود را با تیغ سلمانی برید.
دربارهٔ اصل ماجرا تردیدی وجود ندارد و خود نقاش هم در دو خودنگاره تصویر خود را با گوش باند پیچی شده کشیدهاست. ون گوگ تا روز ۲۳ دسامبر دو گوش درست داشت، اما روز بعد که او را در بستر غرق خون یافتند، جای گوش چپ او خالی بود و به یاد نمیآورد چه بلایی به سرش آمده است. دربارهٔ چگونگی ماجرا حرف و حدیث زیاد است و دو روایت بر سر زبانها است:
🌼اول: ون گوگ، که در اوایل سال ۱۸۸۸ به توصیه برادر کوچک و مهربانش تئو به شهر آرل در جنوب فرانسه کوچ کرده بود، چند ماه بعد به ناراحتی روحی و افسردگی شدید دچار شد؛ او در کابوسهای وحشتناک و هذیانآلود دست و پا میزد و به عوالم جنون نزدیک میشد. هنرمند رنجور و حساس که از مدتی پیش در گوش راست خود صداهایی تحملناپذیر میشنید، تصمیم گرفت با اقدامی قطعی خود را از شر گوش راحت کند.
🌼دوم: روایت دیگر این است که ون گوگ به یک روسپی به نام راشل دل بسته بود و چون مال و منالی نداشت به او بدهد، به دلبر خود قول داده بود که به او یک «هدیه گرانبها» تقدیم کند، و این البته گوش خودش بود. برای این روایت گواه واقعی وجود دارد، زیرا راشل واقعاً گوش بریده را دریافت کرد.[
#ون_گوگ در آخرین سال زندگی خود یعنی ۱۸۹۰ به #دکتر_گاشه روانشناسی که #پیسارو به او معرفی کرده بود، مراجعه کرد. اولین برداشت ون گوگ از گاشه که چهرهاش را نیز کشیدهاست این بود که دکتر از خود او بیمارتر است.
روز به روز فرورفتگی و افسردگی ون گوگ عمیقتر میشد با این حال او تنها در ۲ ماه پایانی عمرش ۹۰ نقاشی برجای گذاشت. ونسان ون گوگ در ۲۹ ژوئیه ۱۸۹۰ در سن ۳۷ سالگی در شهر اور سور آواز در فرانسه در اثر شلیک گلوله به شکمش زخمی شد و روز بعد در مهمانسرای رَوو درگذشت. ونسان آخرین احساسش را به برادر خود، که قبل از مرگش بر بالین وی آمده بود، اینگونه بیان کرد: «غم برای همیشه باقی خواهد ماند». شش ماه بعد #تئو نیز درگذشت.
#ون_گوگ شیفته نقاشی از کافههای شبانه، مردم طبقهٔ کارگر، مناظر طبیعی فرانسه و گلهای آفتابگردان بود. مجموعهٔ گلهای آفتابگردان او که تعدادی از آنها از معروفترین نقاشیهایش نیز محسوب میشوند شامل ۱۱ اثر میباشد. خودنگارهها و شبهای پرستارهٔ وی از دیگر نقاشیهای برجستهٔ او محسوب میشوند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#ونسان_وَن_گوگ یا فینسِنت ویلم فان خوخ (زاده 30 مارس 1853 درگذشته 29 ژوئیه 1890)
وی نقاش نامدار هلندی بود.کار ونسان به خاطر زیبایی خشن ، صداقت احساسی و رنگ جسورانه معروف است. کارهای وی تاثیر گشترده ایی بر هنر قرن بیستم باقی گذاشت.
هرچند او در زمان حیاتش در گمنامی به سر میبرد و در تمام طول عمر خود تنها یک تابلو یعنی #تاکستان_سرخ را فروخت، اما اکنون به عنوان یکی از تاثیرگذارترین نقاشان #پسادریافتگر ( پُستامپرسیونیسم ) شناخته میشود.
ون گوگ جوانی خود را به عنوان دلال آثار هنری و معلم گذراند.
#ونسان در سال ۱۸۶۹ نزد عمویش ونسان در یکی از شعبههای بنگاه خرید و فروش آثار هنری به نام گوپیل و شرکا در لاهه مشغول به کار شد و سپس در سال ۱۸۷۳ از طرف عمویش به لندن فرستاده شد. این دوران خوبی برای ونسان بود و در بیست سالگی از پدرش بیشتر پول در میآورد.
در همین دوران او عاشق دختر صاحب خانهاش آگنی لویر شد ولی از وی جواب رد شنید. ونسان بهتدریج منزوی شد و به مذهب روی آورد. پدر و عمویش او را به پاریس فرستادند.
در آنجا بود که ونسان از اینکه با هنر مانند یک کالای مصرفی برخورد میکرد پشیمان شد و این روحیه را به مشتریان نیز منتقل میکرد تا اینکه در ۱۸۷۶ از کار اخراج شد.
اعتقاد مذهبی او به تدریج شدیدتر شد تا آنجا که به انگلستان بازگشت و در یک مدرسه به صورت داوطلبانه و بدون دستمزد به تدریس مشغول شد. او تصور میکرد در مسیر درست زندگی قرار گرفتهاست.
این مدرسه در بندر رمسگیت قرار داشت و این فرصتی بود تا ونسان چند طرحی از مناظر آنجا بکشد. ونسان، به مدت ۱۵ ماه در رشته علوم دینی در آمستردام تحصیل کرد. او پس از ترک تحصیل و پرداختن به نقاشی، سالها بعد از این دوران بهعنوان «وحشتناکترین دوران زندگی» اش نام برد.
#ونسان_وَن_گوگ که از بیماری روانی رنج میبرد، در دسامبر ۱۸۸۸ گوش چپ خود را با تیغ سلمانی برید.
دربارهٔ اصل ماجرا تردیدی وجود ندارد و خود نقاش هم در دو خودنگاره تصویر خود را با گوش باند پیچی شده کشیدهاست. ون گوگ تا روز ۲۳ دسامبر دو گوش درست داشت، اما روز بعد که او را در بستر غرق خون یافتند، جای گوش چپ او خالی بود و به یاد نمیآورد چه بلایی به سرش آمده است. دربارهٔ چگونگی ماجرا حرف و حدیث زیاد است و دو روایت بر سر زبانها است:
🌼اول: ون گوگ، که در اوایل سال ۱۸۸۸ به توصیه برادر کوچک و مهربانش تئو به شهر آرل در جنوب فرانسه کوچ کرده بود، چند ماه بعد به ناراحتی روحی و افسردگی شدید دچار شد؛ او در کابوسهای وحشتناک و هذیانآلود دست و پا میزد و به عوالم جنون نزدیک میشد. هنرمند رنجور و حساس که از مدتی پیش در گوش راست خود صداهایی تحملناپذیر میشنید، تصمیم گرفت با اقدامی قطعی خود را از شر گوش راحت کند.
🌼دوم: روایت دیگر این است که ون گوگ به یک روسپی به نام راشل دل بسته بود و چون مال و منالی نداشت به او بدهد، به دلبر خود قول داده بود که به او یک «هدیه گرانبها» تقدیم کند، و این البته گوش خودش بود. برای این روایت گواه واقعی وجود دارد، زیرا راشل واقعاً گوش بریده را دریافت کرد.[
#ون_گوگ در آخرین سال زندگی خود یعنی ۱۸۹۰ به #دکتر_گاشه روانشناسی که #پیسارو به او معرفی کرده بود، مراجعه کرد. اولین برداشت ون گوگ از گاشه که چهرهاش را نیز کشیدهاست این بود که دکتر از خود او بیمارتر است.
روز به روز فرورفتگی و افسردگی ون گوگ عمیقتر میشد با این حال او تنها در ۲ ماه پایانی عمرش ۹۰ نقاشی برجای گذاشت. ونسان ون گوگ در ۲۹ ژوئیه ۱۸۹۰ در سن ۳۷ سالگی در شهر اور سور آواز در فرانسه در اثر شلیک گلوله به شکمش زخمی شد و روز بعد در مهمانسرای رَوو درگذشت. ونسان آخرین احساسش را به برادر خود، که قبل از مرگش بر بالین وی آمده بود، اینگونه بیان کرد: «غم برای همیشه باقی خواهد ماند». شش ماه بعد #تئو نیز درگذشت.
#ون_گوگ شیفته نقاشی از کافههای شبانه، مردم طبقهٔ کارگر، مناظر طبیعی فرانسه و گلهای آفتابگردان بود. مجموعهٔ گلهای آفتابگردان او که تعدادی از آنها از معروفترین نقاشیهایش نیز محسوب میشوند شامل ۱۱ اثر میباشد. خودنگارهها و شبهای پرستارهٔ وی از دیگر نقاشیهای برجستهٔ او محسوب میشوند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 # "گلدان گل های گلایول و مینای چینی" / اثر: #ون_گوگ / 1886 / موزه ی وان گوگ، آمستردام
زندگی، قبل از هرچیز زندگی ست. گل میخواهد، موسیقی میخواهد، زیبایی میخواهد. زندگی حتی اگر یکسره جنگیدن هم باشد، خستگی در کردن میخواهد. عطر شمعدانیها را بوییدن میخواهد. خشونت هست، قبول؛ اما خشونت اصل که نیست، زایده است، انگل است، مرض است. ما باید به اصلمان برگردیم.
زخم را که مظهر خشونت است با زخم نمیبندند. با نوار نرم و پنبه پاک میبندند. با نوار نرم و پنبه پاک میبندند، با محبت، با عشق...
#آتش_بدون_دود / #نادر_ابراهیمی /
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 # "گلدان گل های گلایول و مینای چینی" / اثر: #ون_گوگ / 1886 / موزه ی وان گوگ، آمستردام
زندگی، قبل از هرچیز زندگی ست. گل میخواهد، موسیقی میخواهد، زیبایی میخواهد. زندگی حتی اگر یکسره جنگیدن هم باشد، خستگی در کردن میخواهد. عطر شمعدانیها را بوییدن میخواهد. خشونت هست، قبول؛ اما خشونت اصل که نیست، زایده است، انگل است، مرض است. ما باید به اصلمان برگردیم.
زخم را که مظهر خشونت است با زخم نمیبندند. با نوار نرم و پنبه پاک میبندند. با نوار نرم و پنبه پاک میبندند، با محبت، با عشق...
#آتش_بدون_دود / #نادر_ابراهیمی /
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
#طنز
چنداثرزیبای کارتون باآثار
#ون_گوگ_ببینیم وکمی لذت ببریم
#Van_Gogh
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
#طنز
چنداثرزیبای کارتون باآثار
#ون_گوگ_ببینیم وکمی لذت ببریم
#Van_Gogh
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
برای فاتحان تنها یک شکل تجمل وجود دارد و آن هم روابط انسانی است. چهرههای گشاده، برادریهای شکننده، دوستیهای عمیق و پاک انسانها با یکدیگر ثروت حقیقی به شمار میآیند، چراکه فناپذیرند. و در میان این همه است که ذهن بیش از پیش بر تواناییها و محدودیتهای خویش آگاه است. کارآمدی ذهن در همین است.
برخی از نبوغ سخن میگویند، امّا من فراست را به نبوغ ترجیح میدهم. ادراکی که میتواند فرهمند باشد؛ این برهوتِ بی بر را روشن کند و بر آن چیره شود. ذکاوتی که تعهدهای خویش را میشناسد و آنها را متجلی میسازد؛ که میداند با مرگِ تن برای همیشه خاموش خواهد شد، امّا آگاهی از این واقعیت آزادیاش را میسر میسازد.
#آلبر_کامو
#افسانۀ_سیزیف
شرح تصاویر:
#ون_گوگ_مونه
نمایشگاه تجربه همهجانبه
Van Gogh • Monet
Immersive Experience Exhibition
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
برای فاتحان تنها یک شکل تجمل وجود دارد و آن هم روابط انسانی است. چهرههای گشاده، برادریهای شکننده، دوستیهای عمیق و پاک انسانها با یکدیگر ثروت حقیقی به شمار میآیند، چراکه فناپذیرند. و در میان این همه است که ذهن بیش از پیش بر تواناییها و محدودیتهای خویش آگاه است. کارآمدی ذهن در همین است.
برخی از نبوغ سخن میگویند، امّا من فراست را به نبوغ ترجیح میدهم. ادراکی که میتواند فرهمند باشد؛ این برهوتِ بی بر را روشن کند و بر آن چیره شود. ذکاوتی که تعهدهای خویش را میشناسد و آنها را متجلی میسازد؛ که میداند با مرگِ تن برای همیشه خاموش خواهد شد، امّا آگاهی از این واقعیت آزادیاش را میسر میسازد.
#آلبر_کامو
#افسانۀ_سیزیف
شرح تصاویر:
#ون_گوگ_مونه
نمایشگاه تجربه همهجانبه
Van Gogh • Monet
Immersive Experience Exhibition
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
پرتره دکتر گاشه — ۱۸۹۰
#ون_گوگ
Portrait of Dr. Gachet — 1890
#van_Gogh
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
پرتره دکتر گاشه — ۱۸۹۰
#ون_گوگ
Portrait of Dr. Gachet — 1890
#van_Gogh
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
پرتره دکتر گاشه — ۱۸۹۰
#ون_گوگ
Portrait of Dr. Gachet — 1890
#van_Gogh
پرتره دکتر گاشه یکی از مورد ستایش ترین نقاشی های #ونسان_ونگوگ نقاش هلندی است.نقاشی چهره دکتر پاول گاشه است که در ماههای آخر زندگی ونگوگ از او مراقبت کرد.دو نسخه معتبر از این پرتره وجو دارد،که هر دو در ژوئن ۱۸۹۰ در اور سور اواز کشیده شده است.هر دو نسخه دکتر گاشه را که روی یک صندلی نشسته و سرش را به بازوی راست تکیه داده نشان می دهد.اما آن دو از نظر رنگ آمیزی و سبک متفاوت هستند. در ۱۹۹۰ این نسخه (نسخه اول) با ۸۲٫۵ میلیون دلار در حراجی نیویورک رکورد دار بالاترین قیمت فروش شد.
در سال ۱۸۹۰ تئو برادر #ونگوگ بدنبال خانهای برای او که از بیمارستان روانی در سنت رمی مرخص شده بود میگشت. با توصیه #کامی_پیسارو – بیمار سابق دکتر گاشه که به تئو دربارهٔ علاقه گاشه برای کار با هنرمند گفته بود — تئو برادرش را به دومین خانه دکتر در اواز فرستاد. اولین برداشت ونگوگ از گاشه خوب نبود. در نامهای به برادرش خاطر نشان کرد: "فکر میکنم ابداً نباید روی دکتر گاشه حساب کنیم. فکر میکنم او از من بیمارتر است، زمانی که مرد نابینایی، نابینای دیگری را هدایت کند، هر دوی آنها در گودال نخواهند افتاد؟" اگر چه در نامهای که تاریخ دو روز بعد را دارد به خواهرش ویلهلمینا، اطمینان داد: "دکتر گاشه یک دوست واقعی است، آنقدر از نظر بدنی و فکری به هم شبیه هستیم که او را مثل برادرم میدانم."
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
پرتره دکتر گاشه — ۱۸۹۰
#ون_گوگ
Portrait of Dr. Gachet — 1890
#van_Gogh
پرتره دکتر گاشه یکی از مورد ستایش ترین نقاشی های #ونسان_ونگوگ نقاش هلندی است.نقاشی چهره دکتر پاول گاشه است که در ماههای آخر زندگی ونگوگ از او مراقبت کرد.دو نسخه معتبر از این پرتره وجو دارد،که هر دو در ژوئن ۱۸۹۰ در اور سور اواز کشیده شده است.هر دو نسخه دکتر گاشه را که روی یک صندلی نشسته و سرش را به بازوی راست تکیه داده نشان می دهد.اما آن دو از نظر رنگ آمیزی و سبک متفاوت هستند. در ۱۹۹۰ این نسخه (نسخه اول) با ۸۲٫۵ میلیون دلار در حراجی نیویورک رکورد دار بالاترین قیمت فروش شد.
در سال ۱۸۹۰ تئو برادر #ونگوگ بدنبال خانهای برای او که از بیمارستان روانی در سنت رمی مرخص شده بود میگشت. با توصیه #کامی_پیسارو – بیمار سابق دکتر گاشه که به تئو دربارهٔ علاقه گاشه برای کار با هنرمند گفته بود — تئو برادرش را به دومین خانه دکتر در اواز فرستاد. اولین برداشت ونگوگ از گاشه خوب نبود. در نامهای به برادرش خاطر نشان کرد: "فکر میکنم ابداً نباید روی دکتر گاشه حساب کنیم. فکر میکنم او از من بیمارتر است، زمانی که مرد نابینایی، نابینای دیگری را هدایت کند، هر دوی آنها در گودال نخواهند افتاد؟" اگر چه در نامهای که تاریخ دو روز بعد را دارد به خواهرش ویلهلمینا، اطمینان داد: "دکتر گاشه یک دوست واقعی است، آنقدر از نظر بدنی و فکری به هم شبیه هستیم که او را مثل برادرم میدانم."
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity