#پرویز_خائفی 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۶ آذر زادروز #پرویز_خائفی

( زاده ۱۶ آذر ۱۳۱۵ شیراز - ۲۵ شهریور ۱۳۹۸ شیراز ) شاعر

خائفی در خانواده‌ای دلبسته به شعر و ادب فارسی به دنیا آمد.
او نوه میرزا اسماعیل خائف شاعر و ادیب معاصر شوریده شیرازی است ؛ میرزا اسماعیل همانند شوریده شیرازی از نعمت بینایی محروم بود ؛ به زبان فرانسه تسلط داشت و فلسفه ملاصدرا را تدریس میکرد و صاحب دیوان شعر نیز بود.
پرویز خائفی میگوید : پدرم قاضی دادگستری بود ولی از شدت علاقه‌اش به شعر و ادبیات فارسی، خانه ما همیشه محفل انس با بزرگان ادب معاصر بود.
پرویز خائفی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش به پایان رسانید و برای ادامه تحصیل وارد دانشکده ادبیات شد و پس از دریافت لیسانس در رشته زبان و ادبیات فارسی به تدریس در دبیرستانهای شیراز مشغول شد. او برای ادامه تحصیل به تهران رفت و پس از گرفتن مدرک دوره فوق لیسانس علوم اجتماعی، به سمت مسئول تبلیغات و انتشارات کمیته پیکار با بیسوادی منصوب شد.
او از آن پس در وزارت فرهنگ و هنر به خدمت پرداخت و مدتی هم ریاست کتابخانه ملی فارس را عهده دار شد و همزمان در دانشگاه شیراز تدریس میکرد.
پس از انقلاب ضمن تدریس در دانشگاه آزاد و پیام نور در شیراز و چند شهر استان فارس، سرپرستی مرکز حافظ شناسی در آرامگاه حافظ را عهده دار شد.
وی شعر و شاعری را در دوران دبیرستان آغاز کرد و از سال ۱۳۲۹ با مطبوعات به همکاری پرداخت.
نخستین مجموعه شعرش در سال ۱۳۴۲ با عنوان 《حصار 》منتشر شد، این مجموعه شعر توجه محافل ادبی را به خود جلب کرد به گونه‌ای که محمدرضا شفیعی کدکنی در نقدی بر این کتاب نوشت :
"حنجره ای تازه بعد از توللی در شیراز به صدا درآمده است" و این آغاز تاکنون ادامه دارد ؛ حاصل فعالیت پنجاه ساله او بشرح زیر است :
-- حصار ( شعر ۱۳۴۲ )
-- از لحظه تا یقین ( شعر )
-- این خاک تابناک طربناک ( شعر )
-- باز آسمان آبی است ( شعر )
-- بازگشت ( داستان برای نوسوادان )
-- یادنامه میرزای کاظمی
-- پند سعدی
-- حافظ در اوج ( مجموعه مقالات )
-- حصار ( شعر )
-- مقاله ها و زبان ساده برای نوجوانان ۱۳۶۷ )
-- کی شعر تر انگیزد ( مجموعه شعر ۱۳۷۳ )
-- پیرانه پار و پیرار ( مجموعه شعر ۱۳۷۸ )
-- گزیده پنج کتاب در یک کتاب ( گزیده اشعار ۱۳۷۹ )
-- یاد و باد ( مجموعه اشعار ۱۳۸۲ )
-- آخرین آغاز ( مجموعه اشعار ۱۳۸۴)
-- کنار لحظه‌های عمر ( مجموعه اشعار ۱۳۸۹)
-- مجمع پریشانی ( مجموعه مقالات حافظ شناسی ۱۳۹۰)
-- آواز های آویزان ( مجموعه اشعار ۱۳۹۳ )
پرویز خائفی معتقد است : در شعر من زایش خودجوش بوده است ؛ با شناخت ادب پربار فارسی به این تجربه رسیده‌ام که با نوآوری با پشتوانه شناخت عمیق این نوآوران عصر خود ؛ می‌توان به آن گونه ابزار و سرمایه فرهنگی دست یافت که با شهامت و جرات به نو اندیشی رسید .
همیشه گفته‌ام و نوشته‌ام : که شعر را هرگز در ژانر و قالب ساختاری ؛توجیه ویژه نکرده‌ام ؛ بلکه تشکل یک واحد واژگانی که بر انگیزاننده حس تاثیر پذیرنده باشد ؛ شعر است و پنجاه سال است که رفتگان، زندگان، پیر و جوان کار مرا در همین معیار، ارتباط و فراز و نشیب های خوب و بد آن پذیرفته اند
شیراز :
شیراز دو قدم بیشتر نیست
از خانه تا خواب حافظیه
از حافظیه تا خانه، تا سماع
اما در این دو قدم انگار
جغرافیای شعر جهان را
با سایه ات قدم زده ای
تنها
انگار دیوان شعر خدا را
در خود ورق زده ای یکجا
بهمن ۱۳۷۶

#عمرشون_جاودانه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۶ آذر زادروز #پرویز_خائفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۶ آذر زادروز #پرویز_خائفی

( زاده ۱۶ آذر ۱۳۱۵ شیراز -- درگذشته ۲۵ شهریور ۱۳۹۸ شیراز ) شاعر

خائفی در خانواده‌ای دلبسته به شعر و ادب فارسی به دنیا آمد.
او نوه میرزا اسماعیل خائف شاعر و ادیب معاصر شوریده شیرازی است. میرزا اسماعیل همانند شوریده شیرازی از نعمت بینایی محروم بود، او به زبان فرانسه تسلط داشت و فلسفه ملاصدرا را تدریس میکرد و صاحب دیوان شعر نیز بود.
خائفی میگوید: پدرم قاضی دادگستری بود ولی از شدت علاقه‌اش به شعر و ادبیات فارسی، خانه ما همیشه محفل انس با بزرگان ادب معاصر بود.
او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش به پایان رسانید و برای ادامه تحصیل وارد دانشکده ادبیات شد و پس از دریافت لیسانس در رشته زبان و ادبیات فارسی، به تدریس در دبیرستانهای شیراز مشغول شد. او برای ادامه تحصیل عازم تهران شد و پس از گرفتن مدرک دوره فوق لیسانس علوم اجتماعی، به سمت مسئول تبلیغات و انتشارات کمیته پیکار با بیسوادی منصوب شد.
وی از آن پس در وزارت فرهنگ و هنر به خدمت پرداخت و مدتی هم ریاست کتابخانه ملی فارس را عهده دار شد و همزمان در دانشگاه شیراز تدریس می‌کرد.
پس از انقلاب ضمن تدریس در دانشگاه آزاد و پیام نور، در شیراز و چند شهر استان فارس، سرپرستی مرکز حافظ‌شناسی در آرامگاه حافظ را عهده دار شد.
وی شعر و شاعری را در دوران دبیرستان آغاز کرد و از سال ۱۳۲۹ با مطبوعات به همکاری پرداخت.
نخستین مجموعه شعرش در سال ۱۳۴۲ با عنوان "حصار" منتشر شد، این مجموعه شعر توجه محافل ادبی را به خود جلب کرد، به گونه‌ای که شفیعی کدکنی در نقدی بر این کتاب نوشت:
"حنجره ای تازه بعد از توللی در شیراز به صدا درآمده است" و این آغاز تاکنون ادامه دارد. حاصل فعالیت پنجاه ساله او بشرح زیر است:
-- حصار ( شعر ۱۳۴۲ )
-- از لحظه تا یقین ( شعر )
-- این خاک تابناک طربناک ( شعر )
-- باز آسمان آبی است ( شعر )
-- بازگشت ( داستان برای نوسوادان )
-- یادنامه میرزای کاظمی
-- پند سعدی
-- حافظ در اوج ( مجموعه مقالات )
-- حصار ( شعر )
-- مقاله ها و زبان ساده برای نوجوانان ۱۳۶۷ )
-- کی شعر تر انگیزد ( مجموعه شعر ۱۳۷۳ )
-- پیرانه پار و پیرار ( مجموعه شعر ۱۳۷۸ )
-- گزیده پنج کتاب در یک کتاب ( گزیده اشعار ۱۳۷۹ )
-- یاد و باد ( مجموعه اشعار ۱۳۸۲ )
-- آخرین آغاز ( مجموعه اشعار ۱۳۸۴)
-- کنار لحظه‌های عمر ( مجموعه اشعار ۱۳۸۹)
-- مجمع پریشانی ( مجموعه مقالات حافظ شناسی ۱۳۹۰)
-- آواز های آویزان ( مجموعه اشعار ۱۳۹۳ )
خائفی معتقد بود: در شعر من زایش خودجوش بوده است، با شناخت ادب پربار فارسی به این تجربه رسیده‌ام که با نوآوری با پشتوانه شناخت عمیق این نوآوران عصر خود، می‌توان به آن گونه ابزار و سرمایه فرهنگی دست یافت که با شهامت و جرئت به نو اندیشی رسید.
همیشه گفته‌ام و نوشته‌ام: که شعر را هرگز در ژانر و قالب ساختاری، توجیه ویژه نکرده‌ام، بلکه تشکل یک واحد واژگانی که بر انگیزاننده حس تاثیر پذیرنده باشد، شعر است و پنجاه سال است که رفتگان، زندگان، پیر و جوان کار مرا در همین معیار، ارتباط و فراز و نشیب‌های خوب و بد آن پذیرفته‌اند
شیراز:
شیراز دو قدم بیشتر نیست
از خانه تا خواب حافظیه
از حافظیه تا خانه، تا سماع
اما در این دو قدم انگار
جغرافیای شعر جهان را
با سایه‌ات قدم زده‌ای تنها
انگار دیوان شعر خدا را
در خود ورق زده ای یکجا
بهمن ۱۳۷۶

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity