🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه

اگرشادبودی آهسته بخندتاغم بیدارنشود
واگرغمگین بودی ارام گریه کن
شادی ناامیدنشود

#چاپلین

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#سینما

یادداشتی کوتاه بر سینمای #بیلی_وایلدر

بدبینِ شوخ

داستانی قدیمی وجود دارد که روایت می‌کند یک بیمار نزد پزشک از افسردگی اش گفت و دکتر به وی دلقک شهر را معرفی کرد، اما بیمار به دکتر می‌گوید که من خود دلقک شهر هستم!
شاید #چاپلین مثال کامل این دلقک شهر باشد اما وایلدر هم با این مثال بی ارتباط نیست؛ اگر تعدادی از فیلم های بیلی وایلدر را دیده باشید متوجه تفاوت های آشکار میان آثارش می شوید که فیلم های او را به دو بخش تقسیم می‌کند، فیلم های جدی و تلخ ـ فیلم های کمدی و تلخ .
وایلدر فیلم های کمدی بیشتری نسبت به فیلم های درامش داشته زیرا معتقد بود که با طنز می‌شود حقیقت تلخ را به مردم گفت مشابه کاری که چاپلین انجام می داد.

شباهت بین فیلم‌های وایلدر؛ تلخ بودن و بدبینی وایلدر نسبت به جهان است، به این دلیل منتقدان لقب بدبین هالیوود را به او دادند.
بیلی وایلدر وقتی فیلمنامه‌هایش را می‌نوشت به لیست محتواهایش مراجعه میکرد(اصطلاحی که نگارنده انتخاب کرده) زیرا چند محتوا در تمام فیلم های وایلدر الگو وار ثابت هستند ، وایلدر بر خلاف کوبریک که خود انسان ها را بررسی می‌کرد و اغلب زیر سوال میبرد، وایلدر روابط انسان ها با یکدیگر را زیر سوال میبرد، با مثال هایی در ادامه بخوانید:

1)خودخواهی و غرور :
اولین محتوا در لیست محتوا های وایلدر خودخواهی غرور و فرصت طلبی است که در اکثر فیلم های وایلدر مثل غرامت مضاعف و نون تو روغن و شاهدی برای پیگرد که مشهود است، در غرامت مضاعف بر خلاف همیشه شخصی که مورد ظلم قرار می‌گیرد نقش مذکر اول داستان است در صورتی که در واقعیت معمولا شخصیت های مونث مورد ظلم قرار می گیرند، حتی در فیلم های خود وایلدر هم اغلب زنان قربانی هستند. در نون تو روغن سود جویی افراد در موقعیت های بحرانی به جای کمک به یکدیگر بررسی می شود در صورتی کاراکتر ها که به ظاهر دارند به یکدیگر کمک می‌کنند ( کنایه ای سنگین به سیاست ) و در شاهدی برای پیگرد که باز سود جویی، غرور و خیانت بررسی می شود.

2)استعمار به بهانه های مختلف:
استعمار شاید درون مایه ایست که سینماگران همیشه با آن بازی کرده اند و وایلدر به حق که بهترین آن ها را خلق کرده است.
در آپارتمان استعمار به وسیله شغل انجام شده، در آخر هفته گمشده استعمار توسط بطری از طریق الکل صورت می گیرد که اعتیاد را بوجود می آورد یا در عشق در بعد از ظهر و سابرینا که استعمار به وسیله عشق را می بینیم، شاید اینطور بتوان گفت که عشق نوعی استعمار است (البته فقط در این فیلم که در آخر برمی گردد)

3)پایمال شدن حق زنان و فساد در جامعه:
این درون مایه دلنشین ترین فیلم های وایلدر را به ارمغان آورد، فیلم هایی مثل بعضی ها داغشو دوست دارند و ایرنا خوشگله که دقیقا یک مضمون را دارند و بسیار محافظه کار ساخته شده اند. در بعضی ها داغشو دوست دارند که بسیار نوآور بود شعار گل درشتی نمی بینیم و وایلدر بسیار هوشمندانه کاری می‌کند که مردان با زنان همذات پنداری کنند و در ایرما خوشگله فحشا و فساد را در پاریس نشان می دهد نه در خود آمریکا.

این درون مایه ها اصلی ترین درون مایه هایی هستند که شاکله فیلم های وایلدر را تشکیل می دهند. همه آن ها نوعی مشکل ناامید کننده را بازنمایی می کنند اما وایلدر با این که بدبین است، همیشه راه حلی در فیلم هایش قرار می دهد و آن هم برترین سروده هستی است، عشق!
چرا وایلدر این همه فیلم کمدی ساخته و درون مایه هایی بسیار تلخ در همین فیلم های به ظاهر شاد قرار داده است؟
با یک لبخند و عاشق بودن نمی توان این مشکلاتی که باید قبول کنیم اطرافمان هست را حل کرد اما می شود آن ها را دور زد، همین باعث می‌شود با شنیدن اسم وایلدر لبخند به لب بزنیم.
وایلدر در خلق داستان عاشقانه بسیار خلاق بوده، عشق به یک فاحشه، عشق به یک آدم بدنام، عشق استعماری، عشق به بطری، و یا عشق بازیگری از کار افتاده به فیلمنامه نویسی جوان تر که همین وایلدر را صاحب سبک میسازد، اما در عین حال وایلدر فیلم های درام و کاملا جدی هم دارد تا از او به عنوان کمدی ساز یاد نکنند.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity