🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#مقاله
برهنهنگاری رنسانسی: مذهبی یا اروتیک؟
#کت_پاوند
#برگردان_سپیده_عزیز
هنرمندان رنسانسی با تاکید بر برهنهنگاری در اثر تاریخ هنر غرب را دگرگون کردند. علاقه به احیای برهنهنگاری کلاسیک و تاکیدی نو بر ایمان مسیحی، هنرمندان رنسانسی را در پرداختن به تن انسانی مصممتر کرده بود. توانایی نقاشی پیکر برهنه معیار نبوغ هنری است اما تصویر کردنش، عاری از جدال نبود خاصه در هنر مذهبی.
دستهای بر این باور بودند که برهنهنگاری در خدمت تقوا و دستهای دیگر ایمان داشتند سبب تحریک شهوات و نفسانیات است. هر دو دسته هم دلایلی به زعم خود موجه داشتند. نمایش برهنهنگاری رنسانسی در رویال آکادمی لندن، چگونگی گسترش برهنهنگاری اروپا در شاخههای مذهبی و سکولار را روشن میکند. نشان میدهد که هنر برهنهنگاری رنسانسی چطور به آن موفقیت عظیم دست یافت، به آن نگرش شگفت در برهنه نگاری و تصویر جنسیت در آن زمان. برهنهنگاری درهنر مسیحی در طی قرون سیزده و چهارده برآمد.
جیل بورک سردبیر کاتالوگ نمایشگاه میگوید: موضوع نخستین برهنهنگاری، پیکر برهنهی مسیح بود. از قرن چهاردهم مردم ترجیح میدادند در هنر مسیحی سویههای همدردی و عبادت را تماشا کنند. دوست داشتند در هنر مسیحی، به طرزی عمیق با درد مسیح و قدیسان همراه شوند. نقاشان، نقاشیهایی واقعگرایانه میکشیدند از پیکر مسیح و یارانش که برای مردم محسوس بودند. نمونه تمام عیار این نگرش تابلوی آدم و حوا اثر یان وان آیک است که در سال ۱۴۳۲ تمامش کرد.
شاید نخستین نقاشیای باشد که آن همه به واقعیت نزدیک است: جزییات حیرت انگیزند. آدم با دستانی آفتاب سوخته تصویر شده و خطی پررنگ بر شکم حوا، بارداری او را فاش میکند. یان وان آیک و دیگر هنرمندان اروپای شمالی در برهنهنگاریهایشان از سنتی غنی پیچیده و بومی تغذیه میکردند که فقط مذهبی نبود بلکه درونمایه سکولار داشت. نقاشیهایی با موضوع حمام کردن، روسپی خانه و بر هر وسیله ممکن از کاغذ تا عاج. استفادهشان ار زنگ و روغن، آن ها را به منتها درجه طبیعی گرایی رسانده بود.
برگ برنده هنرمندان اروپای شمالی البته نوعی راحتی فرهنگی در مقولهی برهنگی بود. بورک معتقد است در شمال قارّه، مراسم بسیاری برهنه برگزار میشدند. درست در مقابل، ایتالیا و اسپانیا بودند که در باب برهنگی، عقایدی سفت و سختی داشتند. در مراسم عروسی، شوهر مجاز به دیدن تن برهنهی همسرش نبود. آنها همچنین معتقد بودند تن زنانه، اساساً در مرتبهی پایینتری نسبت به تن مردانه قرار میگیرد. مبنایشان ارسطو بود که اعتقاد داشت زنان به درستی در درون رحم قرار نگرفته و در نتیجه کامل شکل نگرفتهاند. از جمله به دلیل نبود گرما، اندام تناسلیشان ناقص است. با این که برهنهنگاریهای هنرمندان شمالی برای جنوبیها جذاب بود امّا در قرن پانزدهم بود که تمرکز بر بدن مردانه را انتخاب کردند. استثناهایی هم در میان بود چون: بوتیچلی.
نقاشان تحت تاثیر انسانگرایی و مجسمهسازی کلاسیک بود که آغاز به پرداخت تصاویری ایدهآل از انسان کردند. مثالش اثری است از جیبتی در کلیسای فلورانس که بسیاری آن را آغازگر هنر برهنهنگاری رنسانسی میدانند: برداشتی قهرمانانه از اسحاق با سینهای ستبر و عضلاتی برجسته ساخته شده از برنز.
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#مقاله
برهنهنگاری رنسانسی: مذهبی یا اروتیک؟
#کت_پاوند
#برگردان_سپیده_عزیز
هنرمندان رنسانسی با تاکید بر برهنهنگاری در اثر تاریخ هنر غرب را دگرگون کردند. علاقه به احیای برهنهنگاری کلاسیک و تاکیدی نو بر ایمان مسیحی، هنرمندان رنسانسی را در پرداختن به تن انسانی مصممتر کرده بود. توانایی نقاشی پیکر برهنه معیار نبوغ هنری است اما تصویر کردنش، عاری از جدال نبود خاصه در هنر مذهبی.
دستهای بر این باور بودند که برهنهنگاری در خدمت تقوا و دستهای دیگر ایمان داشتند سبب تحریک شهوات و نفسانیات است. هر دو دسته هم دلایلی به زعم خود موجه داشتند. نمایش برهنهنگاری رنسانسی در رویال آکادمی لندن، چگونگی گسترش برهنهنگاری اروپا در شاخههای مذهبی و سکولار را روشن میکند. نشان میدهد که هنر برهنهنگاری رنسانسی چطور به آن موفقیت عظیم دست یافت، به آن نگرش شگفت در برهنه نگاری و تصویر جنسیت در آن زمان. برهنهنگاری درهنر مسیحی در طی قرون سیزده و چهارده برآمد.
جیل بورک سردبیر کاتالوگ نمایشگاه میگوید: موضوع نخستین برهنهنگاری، پیکر برهنهی مسیح بود. از قرن چهاردهم مردم ترجیح میدادند در هنر مسیحی سویههای همدردی و عبادت را تماشا کنند. دوست داشتند در هنر مسیحی، به طرزی عمیق با درد مسیح و قدیسان همراه شوند. نقاشان، نقاشیهایی واقعگرایانه میکشیدند از پیکر مسیح و یارانش که برای مردم محسوس بودند. نمونه تمام عیار این نگرش تابلوی آدم و حوا اثر یان وان آیک است که در سال ۱۴۳۲ تمامش کرد.
شاید نخستین نقاشیای باشد که آن همه به واقعیت نزدیک است: جزییات حیرت انگیزند. آدم با دستانی آفتاب سوخته تصویر شده و خطی پررنگ بر شکم حوا، بارداری او را فاش میکند. یان وان آیک و دیگر هنرمندان اروپای شمالی در برهنهنگاریهایشان از سنتی غنی پیچیده و بومی تغذیه میکردند که فقط مذهبی نبود بلکه درونمایه سکولار داشت. نقاشیهایی با موضوع حمام کردن، روسپی خانه و بر هر وسیله ممکن از کاغذ تا عاج. استفادهشان ار زنگ و روغن، آن ها را به منتها درجه طبیعی گرایی رسانده بود.
برگ برنده هنرمندان اروپای شمالی البته نوعی راحتی فرهنگی در مقولهی برهنگی بود. بورک معتقد است در شمال قارّه، مراسم بسیاری برهنه برگزار میشدند. درست در مقابل، ایتالیا و اسپانیا بودند که در باب برهنگی، عقایدی سفت و سختی داشتند. در مراسم عروسی، شوهر مجاز به دیدن تن برهنهی همسرش نبود. آنها همچنین معتقد بودند تن زنانه، اساساً در مرتبهی پایینتری نسبت به تن مردانه قرار میگیرد. مبنایشان ارسطو بود که اعتقاد داشت زنان به درستی در درون رحم قرار نگرفته و در نتیجه کامل شکل نگرفتهاند. از جمله به دلیل نبود گرما، اندام تناسلیشان ناقص است. با این که برهنهنگاریهای هنرمندان شمالی برای جنوبیها جذاب بود امّا در قرن پانزدهم بود که تمرکز بر بدن مردانه را انتخاب کردند. استثناهایی هم در میان بود چون: بوتیچلی.
نقاشان تحت تاثیر انسانگرایی و مجسمهسازی کلاسیک بود که آغاز به پرداخت تصاویری ایدهآل از انسان کردند. مثالش اثری است از جیبتی در کلیسای فلورانس که بسیاری آن را آغازگر هنر برهنهنگاری رنسانسی میدانند: برداشتی قهرمانانه از اسحاق با سینهای ستبر و عضلاتی برجسته ساخته شده از برنز.