🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان
#سردار_سر_تیپ_علی_قمری
به یاد #آرش زمانه، #سرهنگ_علی_قمری، فرمانده شجاع #گردان_دژ در مقاومت نابرابر34 روزه #خرمشهر
دکتر میر مهرداد میرسنجری، استادیار دانشگاه و پژوهشگر فرهنگی و ژئوپلیتیک
اختصاصی پگاه امید،30شهریور1399
تاریخ 10000 هزار ساله نامکتوب و 2500 ساله مکتوب تمدن و فرهنگ ایران زمین، یادگارهای پرشماری از حماسه های جاویدان دلاوران سرزمینمان را چونان گوهری درخشان در حافظه تاریخی ایرانیان ثبت و ضبط کرده است که هر یک ، خشت خشت کاخ بلند غرور تاریخی و هویت ملی ایرانیان را شکل داده اند.
ایرانی می بالد به پیشینه سترگ خود به دلاوری های کورش بزرگ، داریوش بزرگ، خشایارشای بزرگ تا شیربانوانی چون آرتمیس و پروشات و یوتاب و از آریوبرزن تا خسرو انوشیروان و از ابومسلم خراسانی و بابک خرمدین و مازیار تا یعقوب لیث و مرداویز زیاری و از شاه اسماعیل صفوی تا شاه عباس و امامقلی خان و نادرشاه بزرگ افشار تا شهیدان مشروطه از جمله ستارخان و باقرخان و از مرزداران فداکار شهریور 1320 از جمله شهیدان دریادار بایندر، صد آفرین، ژاندارم سرجوخه مصیب ملک محمدی، سید محمد راثی هاشمی، عبدالله شهریاری و استوار میرزا علی تا شهیدان هشت سال دفاع مقدس از جمله شهید دوران، شهید زارعیان، شهید خلعتبری، شهید غفور جدی، شهید باکری و …
اما اسطوره تاریخی آرش کمانگیر قصه دیگری است از جانفشانی سرباز ایرانی پاک نهادی که در راه تعیین مرزهای ایران زمین، بر فراز قله دماوند، تمام نیرو توان جان پاک خود را بر چله کمان نهاد و با رها کردن تیر از چله، تن پاره پاره شده اش را فدای مادر میهنش کرد، برای جلوگیری از تجزیه و حفظ پهناوری هرچه فزون تر گستره ایران بزرگ فرهنگی در مرزهای دور ورارود وجیحون…
بی تردید نسل های آینده فرزندان ایران زمین در داستان های جان برکفان تاریخی سرزمینشان، از آرش امروز ایران زمین، جاوید نام سرهنگ علی قمری به نیکی یاد خواهند کرد، برای همه جان فشانی ها و رشادت های بیش از نیم قرن ( 56 سال )این آرش زمانه و شیرمرد آهنین ارتش ملی ایران.
با شهید جانباز آزاده سرهنگ علی قمری، این آخرین بازمانده از 19 فرمانده مقاومت گردان دژ خرمشهر، نخستین بار در روز 21 اسفند 1391در نقطه صفر مرزی همجوار نهر خین شلمچه افتخار ارادت و دوستی نزدیک پیداکردم. دقیقا در نقطه آغاز حمله زمینی نیروهای دشمن به خاک پاک ایران در 31 شهریور 1359… آنجا که با شور و هیجان غیر قابل وصف، لحظه لحظه جانفشانی ها و فداکاری های سربازان هم رزمش را برای من و همراهان روایت می کرد.
نقطه عطف رشادت های سرهنگ قمری بر می گردد به مقاومت 34 روزه خرمشهر که با کمک تکاوران دریایی و نیروهای مردمی با چنگ و دندان و با حداقل امکانات، از خاک و جان و مال و ناموس ایران در برابر 12 لشگر تا بن دندان مسلح ارتش متجاوز عراق دفاع کرد.
ﺳﺮﻫﻨﮓ ﻗﻤﺮﯼ، در مرز شلمچه ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ، از لحظه ﺁﻏﺎﺯ ﺗﻬﺎﺟﻢ ﻫﻤﻪﺟﺎﻧﺒﻪ ﻋﺮﺍﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﮐﺸﻮﺭﻣﺎﻥ، ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻤﺮﺯﻣﺎن شهیدش ﺑرای ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ مرزهای ﮐﺸﻮﺭ جانفشانی ها کرد؛ ﮔﺮﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻃﺒﻖ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﻇﺮﻑ 48 ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﺗﺎﺯﻩﻧﻔﺲ ﺗﻌﻮﯾﺾ ﻣﯽﺷﺪ، ﺑﺎ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎ ﻭ ﺗﺠﻬﯿﺰﺍﺕ ﻣﺤﺪﻭﺩ، ﺍﺯ ﺳﺮ ﻭﻃﻦﭘﺮﺳﺘﯽ، ﻏﯿﺮﺕ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ، 34 ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ همسایه ﻣﺘﺠﺎﻭﺯ ﺍﻓﺴﺎﺭﮔﺴﯿﺨﺘﻪ ، ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﮔﯽ ﮐﺮﺩ. این درحالی بود که سرهنگ ما، ﺩﺭ آغاز سال 1359 داوطلبانه و با هزینه شخصی به خوزستان رفته بود و در پادگان دژ شلمچه با مشاهده بی نظمی بسیار ناشی از پاکسازی های فرماندهان ارتش، در گام نخست به مشکلات سربازان رسیدگی کرد و همین امر محبوبیت اورا به عنوان فرمانده، بالا برد.
او ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ، ﺿﻤﻦ ﺳﺮ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻣﻨﻄﻘﻪ، ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺗﺤﺮﮐﺎﺕ ﺩﺷﻤﻦ ﺑﻌﺜﯽ ﺭﺍ ﺭﺻﺪ می ﮐﺮﺩ و حتی طبق ﺍﺳﻨﺎﺩ و ﻣﮑﺎﺗﺒﺎﺕ موجود ﺩﺭ ﻟﺸﮑﺮ 92 ﺯﺭﻫﯽ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ، ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻪﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﻭﻃﻠﺒﺎﻧﻪ و بسیار متهورانه، ﺟﻬﺖ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺧﺎﮎ ﻋﺮﺍﻕ ﻧﻔﻮﺫ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﮔﺰﺍﺭﺵﻫﺎﯼ ﻣﺘﻌﺪﺩﯼ ﺍﺯ آرایش جنگی ﻭ ﺣﻀﻮﺭ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﯾﮕﺎﻥﻫﺎﯼ ﺯﺭﻫﯽ ﻭ ﺗﻮﭘﺨﺎﻧﻪﺍﯼ ﺩﺷﻤﻦ ﺩﺭ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﻣﺮﺯﻫﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ و آمادگی ارتش عراق ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ و نیز هشدار ها و درخواست های مکرر از کمبود نیرو و تجهیزات نیروهای مرزی ایران ﺭﺍ از چندین ماه پیش از آغاز رسمی جنگ و ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻃﻊ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﺴوﻮﻻﻥ مربوط ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
📚🤔
🔴#یادمان
#سردار_سر_تیپ_علی_قمری
به یاد #آرش زمانه، #سرهنگ_علی_قمری، فرمانده شجاع #گردان_دژ در مقاومت نابرابر34 روزه #خرمشهر
دکتر میر مهرداد میرسنجری، استادیار دانشگاه و پژوهشگر فرهنگی و ژئوپلیتیک
اختصاصی پگاه امید،30شهریور1399
تاریخ 10000 هزار ساله نامکتوب و 2500 ساله مکتوب تمدن و فرهنگ ایران زمین، یادگارهای پرشماری از حماسه های جاویدان دلاوران سرزمینمان را چونان گوهری درخشان در حافظه تاریخی ایرانیان ثبت و ضبط کرده است که هر یک ، خشت خشت کاخ بلند غرور تاریخی و هویت ملی ایرانیان را شکل داده اند.
ایرانی می بالد به پیشینه سترگ خود به دلاوری های کورش بزرگ، داریوش بزرگ، خشایارشای بزرگ تا شیربانوانی چون آرتمیس و پروشات و یوتاب و از آریوبرزن تا خسرو انوشیروان و از ابومسلم خراسانی و بابک خرمدین و مازیار تا یعقوب لیث و مرداویز زیاری و از شاه اسماعیل صفوی تا شاه عباس و امامقلی خان و نادرشاه بزرگ افشار تا شهیدان مشروطه از جمله ستارخان و باقرخان و از مرزداران فداکار شهریور 1320 از جمله شهیدان دریادار بایندر، صد آفرین، ژاندارم سرجوخه مصیب ملک محمدی، سید محمد راثی هاشمی، عبدالله شهریاری و استوار میرزا علی تا شهیدان هشت سال دفاع مقدس از جمله شهید دوران، شهید زارعیان، شهید خلعتبری، شهید غفور جدی، شهید باکری و …
اما اسطوره تاریخی آرش کمانگیر قصه دیگری است از جانفشانی سرباز ایرانی پاک نهادی که در راه تعیین مرزهای ایران زمین، بر فراز قله دماوند، تمام نیرو توان جان پاک خود را بر چله کمان نهاد و با رها کردن تیر از چله، تن پاره پاره شده اش را فدای مادر میهنش کرد، برای جلوگیری از تجزیه و حفظ پهناوری هرچه فزون تر گستره ایران بزرگ فرهنگی در مرزهای دور ورارود وجیحون…
بی تردید نسل های آینده فرزندان ایران زمین در داستان های جان برکفان تاریخی سرزمینشان، از آرش امروز ایران زمین، جاوید نام سرهنگ علی قمری به نیکی یاد خواهند کرد، برای همه جان فشانی ها و رشادت های بیش از نیم قرن ( 56 سال )این آرش زمانه و شیرمرد آهنین ارتش ملی ایران.
با شهید جانباز آزاده سرهنگ علی قمری، این آخرین بازمانده از 19 فرمانده مقاومت گردان دژ خرمشهر، نخستین بار در روز 21 اسفند 1391در نقطه صفر مرزی همجوار نهر خین شلمچه افتخار ارادت و دوستی نزدیک پیداکردم. دقیقا در نقطه آغاز حمله زمینی نیروهای دشمن به خاک پاک ایران در 31 شهریور 1359… آنجا که با شور و هیجان غیر قابل وصف، لحظه لحظه جانفشانی ها و فداکاری های سربازان هم رزمش را برای من و همراهان روایت می کرد.
نقطه عطف رشادت های سرهنگ قمری بر می گردد به مقاومت 34 روزه خرمشهر که با کمک تکاوران دریایی و نیروهای مردمی با چنگ و دندان و با حداقل امکانات، از خاک و جان و مال و ناموس ایران در برابر 12 لشگر تا بن دندان مسلح ارتش متجاوز عراق دفاع کرد.
ﺳﺮﻫﻨﮓ ﻗﻤﺮﯼ، در مرز شلمچه ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ، از لحظه ﺁﻏﺎﺯ ﺗﻬﺎﺟﻢ ﻫﻤﻪﺟﺎﻧﺒﻪ ﻋﺮﺍﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﮐﺸﻮﺭﻣﺎﻥ، ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻤﺮﺯﻣﺎن شهیدش ﺑرای ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ مرزهای ﮐﺸﻮﺭ جانفشانی ها کرد؛ ﮔﺮﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻃﺒﻖ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﻇﺮﻑ 48 ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﺗﺎﺯﻩﻧﻔﺲ ﺗﻌﻮﯾﺾ ﻣﯽﺷﺪ، ﺑﺎ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎ ﻭ ﺗﺠﻬﯿﺰﺍﺕ ﻣﺤﺪﻭﺩ، ﺍﺯ ﺳﺮ ﻭﻃﻦﭘﺮﺳﺘﯽ، ﻏﯿﺮﺕ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ، 34 ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ همسایه ﻣﺘﺠﺎﻭﺯ ﺍﻓﺴﺎﺭﮔﺴﯿﺨﺘﻪ ، ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﮔﯽ ﮐﺮﺩ. این درحالی بود که سرهنگ ما، ﺩﺭ آغاز سال 1359 داوطلبانه و با هزینه شخصی به خوزستان رفته بود و در پادگان دژ شلمچه با مشاهده بی نظمی بسیار ناشی از پاکسازی های فرماندهان ارتش، در گام نخست به مشکلات سربازان رسیدگی کرد و همین امر محبوبیت اورا به عنوان فرمانده، بالا برد.
او ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ، ﺿﻤﻦ ﺳﺮ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻣﻨﻄﻘﻪ، ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺗﺤﺮﮐﺎﺕ ﺩﺷﻤﻦ ﺑﻌﺜﯽ ﺭﺍ ﺭﺻﺪ می ﮐﺮﺩ و حتی طبق ﺍﺳﻨﺎﺩ و ﻣﮑﺎﺗﺒﺎﺕ موجود ﺩﺭ ﻟﺸﮑﺮ 92 ﺯﺭﻫﯽ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ، ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻪﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﻭﻃﻠﺒﺎﻧﻪ و بسیار متهورانه، ﺟﻬﺖ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺧﺎﮎ ﻋﺮﺍﻕ ﻧﻔﻮﺫ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﮔﺰﺍﺭﺵﻫﺎﯼ ﻣﺘﻌﺪﺩﯼ ﺍﺯ آرایش جنگی ﻭ ﺣﻀﻮﺭ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﯾﮕﺎﻥﻫﺎﯼ ﺯﺭﻫﯽ ﻭ ﺗﻮﭘﺨﺎﻧﻪﺍﯼ ﺩﺷﻤﻦ ﺩﺭ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﻣﺮﺯﻫﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ و آمادگی ارتش عراق ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ و نیز هشدار ها و درخواست های مکرر از کمبود نیرو و تجهیزات نیروهای مرزی ایران ﺭﺍ از چندین ماه پیش از آغاز رسمی جنگ و ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻃﻊ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﺴوﻮﻻﻥ مربوط ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ.