#یداله_رویایی 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۷ اردیبهشت زادروز #یداله_رویایی

(زادهٔ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۱۱ دامغان) شاعر

یداله رؤیایی مشهور به رویا، آموزش‌های دبستانی و دبیرستانی را در زادگاهش و از آن پس در تهران در دانشسرای شبانه‌روزی تربیت معلم به پایان رساند. چندسالی به کار تدریس و سرپرستی امور اوقاف دامغان اشتغال داشت. نوجوانی و جوانی او به تمایلات مارکسیستی و مبارزه در حزب توده ایران گذشت. در سال ۱۳۳۲ با فرار از دامغان، چندی به زندگی مخفی گذرانید و سرانجام در اسفند همان سال دستگیرشده و به زندان افتاد.
او پس از خروج از زندان اولین شعرهای خود را در ۲۲ سالگی نوشت و در مجلات آن زمان با نام مستعار «رؤیا» منتشر کرد و همزمان به تحصیلات خود در رشته حقوق سیاسی در دانشکدهٔ حقوق دانشگاه تهران تا گرفتن درجه دکترای حقوق بین‌الملل عمومی ادامه داد و از آن پس، در وزارت دارایی به استخدام درآمد و به عنوان ذی‌حساب و سرپرست امور مالی در ادارات و دیگر مراکز دولتی، از جمله وزارت آب و برق، سازمان تلویزیون ملی ایران و… به کار پرداخت.
او از مؤسسان شرکت انتشاراتی روزن بود. رؤیایی با چند شاعر دیگر، مانیفست «اسپاسمانتالیسم» را منتشر کردند که بعدها به خلق نگرش تازه شعری با عنوان «شعر حجم» منجر شد. از خطوط مهم زندگی ادبی او می‌توان به چند نمونه اشاره کرد:
تأسیس هفته‌نامه ادبی بارو به اتفاق احمد شاملو (ترکیبی از نام‌های مستعار بامداد و رؤیا)، سال ۱۳۴۴
تأسیس شرکت انتشاراتی روزن به اتفاق محمود زند و ابراهیم گلستان، سال ۱۳۴۶
اداره و انتشار دفترهای روزن، فصلنامه‌ای در شعر، نقاشی و قصه با همکاری گروه شاعران شعر حجم، ۱۳۴۶ و ۱۳۴۷
ازدواج با مادلن (سوییس)، ۱۳۴۷(۱۹۶۸)
تألیف و انتشار بیانیه حجم‌گرایی (اسپاسمانتالیسم) به همراه گروهی از شاعران آوانگارد و متمایل به حجم‌گرایی که به خلق نگرش تازه شعری با عنوان «شعر حجم» منجر شد، در سال ۱۳۴۸ (مجله بررسی کتاب، دوره جدید، شهریور ۱۳۵۰، شماره ۴، ویژه‌نامه شعر حجم) نگرش حجم‌گرایی (اسپاسمانتالیسم) با تغذیه و تأثیری که از «پدیدار شناسی» و تفکر هوسرل (ادموند) با خود داشت، توانست در نسل‌های بعدی شاعران، با حس و هیجان بیشتری استقبال شود و به عنوان بینش تازه‌ای در شعر معاصر ادامه بگیرد، با کهکشانی از شاعران حجم گرا در داخل و خارج ایران، که در واقع منظر ایرانیِ فنومنولوژی را در شعر می‌سازند. به عبارت دیگر «شعر حجم»، چه در تئوری، چه در عمل نوعی فنومنولوژی ایرانی است.
تأسیس جایزهٔ ادبی شعر سال به سرمایه‌گذاری تلویزیون ملی ایران و داورانی مرکب از مسعود فرزاد، محسن هشترودی، فریدون رهنما، بیژن جلالی، پژمان بختیاری و یداله رؤیائی در سال‌های ۱۳۴۸، ۱۳۴۹ و ۱۳۵۰
آغاز سفرهای اروپا و اقامت‌های پاریس ۱۳۴۷ متناوب تا ۱۳۵۷ (۱۹۷۸)
اقامت دائمی در فرانسه (تبعید اختیاری سال ۱۳۵۴) و سپس اجباری در سال ۱۳۵۸ل (۱۹۷۹)
تأسیس «مدرسهٔ زبان و ادبیات فارسی» در پاریس، سال ۱۳۵۸(۱۹۷۹)
سکونت و زندگی در دهات و مزارع نورماندی آنورونویل
تدریس در پاریس (۱۹۸۲–۱۹۹۴)
انتشار گزینه اشعار به زبان فرانسه با نام «پس مرگ چیز دیگر بود» (Et la mort était donc autre chose)، انتشارات «کره آفیس» (Créaphis)، دفترهای روآیومون، پاریس ۱۹۹۷، به ترجمه شاعران فرانسوی برنارد نوئل Bernard Noël، کلود استبان کلود استبان، آلن لانس Alain Lance، کریتف بالایی Christophe Balÿ، استر تلرمن 'Esther Tellermannو … (محصول یک هفته کار جمعی در سمیناری به دعوت و ابتکار «بنیاد روآیومون» - Fondation Royaumont)
رئیس انجمن قلم ایران در تبعید (PEN Club)
سخنرانیِ «گذر از اسپاسمان» در فستیوال بین‌المللی شعر کازابلانکا و طرح تئوری حجم‌گرایی، سپتامبر ۲۰۰۰ (ترجمه فارسی از عاطفه طاهائی، در کتاب "عبارت از چیست")
اخذ عنوان "شوالیه در ادب و هنر" در سال ۲۰۰۱ از دولت فرانسه
انتشار کتاب هفتاد سنگ قبر (Septante pierres tombales)، ترجمه آرش جودکی، انتشارات تارابوست (éd. Tarabuste)، سال ۲۰۱۶
شرکت در فستیوال‌های بین‌المللی شعر، حضور در دیدارهای جهانی شاعران، سفرهای ادبی، کنفرانس‌ها و مصاحبه‌ها همیشه از فعالیت‌های دیگر او در کنار امر نویسندگی بوده‌ است.
یداله رؤیائی سال‌ها در «آنوِرونویل»، ده کوچکی در مزارع نورماندی، به سر می‌برد. عضو «خانه نویسندگان» (MeL)، و عضو «جامعه اهل ادب» (SGDL) فرانسه، او هم‌اکنون در پاریس کار و زندگی می‌کند.

#عمرشون_جاودانه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋

🔴#چکامه_پارسی
#زادروز_یدالها_رویایی

تو از آن هایی هستی
که فکر به تو دیدن توست
و دیدن تو فکر تو
صدای من از کجای هوا می افتد
وقتی نگاه تو
فکر نگاه من باشد...

#یدالله_رویایی

وقتی كه باز می‌آیی
نام تو را
تمام جهت‌ها
رسم می‌كنند
و در گذار دامن تو دانه‌های شن
بر ریشه‌های پیدا
پیراهن عبور شعاع
می‌پوشد
پیشانی تو وسعت شیشه است
وقتی كه بازمی‌آیی
و هر درخت، بوسه است
وقتی كه مفصل تو ملاقاتی است
بین صفات باد و تكبیر توفان
و در هوای ده‌كده پیشانی تو وسعت اطراف هجر را
محدود می‌كند
تو بازمی‌آیی
با نافی از خلیج‌احمر
و رانی از عصای موسی
و شكل راه رفتن تو
معنای مثنوی است
و روح مولوی است اینک
كه از ساق تو حكایت نی را
برمی‌دارد.

#یدالله_رویایی

وقتی کنار قلب تو ایستادم
خطاب‌هایی از او با تو آشنای‌ام کرد
کنار قلب تو ظرفیت خطاب گرفتم
به کوبه‌های بی‌شکل در
نگاه که کردم
پیمانه‌ای نور صدای‌ام کرد
او از هزار روز بیرون آمد
خندیدم
و از هزار روزن در تو گریختم
وقتی میان قلب تو ایستادم
او در هزار شکل به در کوبید
وحسرتِ ندیدن او وای‌ام کرد.

#یدالله_رویایی

جوانه‌های لرزيدن
بين دو آخ
وقتی كه پوست ـ چيزی نمانده از پوست ـ
بينی نمی‌شناسد
و بين
جز حذفِ بين
ـ بين ِ دو آخ ـ نيست
تا تن- تمامِ تن-
تا تو- تمامِ تو-
تا بیخ
تا ناله
تا درد
تا مرگ،
ـ آخ پس كجا است بيخ؟

#یدالله_رویایی

این موج‌های محدود
که آب را
بر چشم‌های دیوانه بسته‌اند
ترسیمِ ترس می‌کنند

تصویر ترس را تا
بالا رفتم
دیدم
دو تکه آسمان
بر صورت تو مرز نمی‌خواهند
وقتی که مرز صورت تو موج‌هاش را
در تکه‌های آسمان زیبا می‌کرد
از پلکانم ـ ترسِ تصویر ـ
پایین شدم
و ترس، زخم مشترک ما شد.

#یداله_رویایی

در فاصله چیزی بگذار
بین من و تو تا بِینی باشد
و بین،
تپیدن‌های تو یعنی

در فاصله‌های بینِ من و تو
معنای تپش بگذار
بگذار اگر می‌گذری
بگذار.

#یداله_رویایی

@Bookirancity


🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋