🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نـــقـــاشـــی 🎨

سِیری در فلسفه — ۱۹۵۹
#ادوارد_هاپر

Excursion into philosophy — 1959
#Edward_Hopper



🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نـــقـــاشـــی 🎨

سِیری در فلسفه — ۱۹۵۹

#ادوارد_هاپر

Excursion into philosophy — 1959

#Edward_Hopper


تابلوی سِیری در فلسفه، صحنه‌ای پس از همخوابگی را مجسم می‌کند. مردی غرق در افکارش روی تخت‌خوابی نشسته، زنی نیمه برهنه کنارش دراز کشیده و رویش را به دیوار کرده است. سوژه‌ی مذکر به مستطیلی از نورِ روشن بر کف اتاق خیره شده که از پنجره‌ای در سمت راستِ کار درون اتاق افتاده است. از خلال پنجره، چشم‌اندازی در سه بخش مختلف دیده می‌شود: آسمان آبی، چمن‌های سبز و فضای خالیِ تاریکی، در پایین‌ترین سطح.
این نقاشی فیلسوفی را مجسم می‌کند که فکورانه به نور خورشید در کف اتاقش خیره شده است. نورِ روشنِ پنجره‌ی سمتِ چپِ او در تقابل با فضای خالیِ کاملا سیاهی قرار گرفته، که در انتهای ردیف پلکانی در سمت راستش واقع است. تضاد نمادینِ این نور خیره‌کننده و تاریکیِ مطلق، یادآور این جملات والاس استیونس در سال ۱۹۹۰ است:
فروزندگیِ بیش از حدِ این خورشیدِ زودهنگام
به صرافتم می‌اندازد که چه تاریک شده‌ام.
خود هاپر می‌گوید «همه‌ی حیوانات پس از مقاربت جنسی، غمگین می‌شوند.» اگرچه این «غمزدگیِ» پس از مقاربت، در نقاشی سِیری در فلسفه، با افکار فلسفی ادغام شده است.

📕 پنجره و خلاء در نقاشی‌های ادوارد هاپر، لوئیس شادویک

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity