🔴#اتاق_هتل / #ادوارد_هاپر / تکنیک: رنگ روغن روی بوم / تاریخ: ۱۹۳۱ میلادی / ابعاد: ۱/۵۲×۱/۶۶ سانتی متر / مکان: موزه تیسن-بورنمیسا، مادرید، اسپانیا
۔
۔
ﻫﺮ ﮐﺲ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻟﺶ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺪﺍﻡ ﺑﻬﺶ ﺭﺳﯿﺪﮔﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻣﺮﺍﻗﺒﺶ ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﺮ ﻣﺮﺩ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺍیستاده ﺍﻣﺎ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﯿﭻ ﺯﻧﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺮﺩﯼ نيست.
۔
۔
۔
#سال_بلوا
#عباس_معروفی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
۔
۔
ﻫﺮ ﮐﺲ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻟﺶ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺪﺍﻡ ﺑﻬﺶ ﺭﺳﯿﺪﮔﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻣﺮﺍﻗﺒﺶ ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﺮ ﻣﺮﺩ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺍیستاده ﺍﻣﺎ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﯿﭻ ﺯﻧﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺮﺩﯼ نيست.
۔
۔
۔
#سال_بلوا
#عباس_معروفی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#پنجره های شب / #ادوارد_هاپر / ۱۹۲۸ میلادی / رنگ روغن روی بوم / ۸۶.۳۶ × ۷۳.۶۶ سانتی متر / گالری شخصی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#اتاقی در بروکلین / #ادوارد_هاپر / ۱۹۳۲ میلادی
دلتنگی های آدمی را
باد ترانه ای میخواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده میگیرد
و هر دانه ی برفی به اشکی ناریخته میماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من...!۔
#مارگوت_بیگل
#ترجمه_استاد_شاملو
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
دلتنگی های آدمی را
باد ترانه ای میخواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده میگیرد
و هر دانه ی برفی به اشکی ناریخته میماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من...!۔
#مارگوت_بیگل
#ترجمه_استاد_شاملو
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#اتاقی در بروکلین / #ادوارد_هاپر / ۱۹۳۲ میلادی
دلتنگی های آدمی را
باد ترانه ای میخواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده میگیرد
و هر دانه ی برفی به اشکی ناریخته میماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من...!۔
#مارگوت_بیگل
#ترجمه_استاد_شاملو
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
دلتنگی های آدمی را
باد ترانه ای میخواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده میگیرد
و هر دانه ی برفی به اشکی ناریخته میماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من...!۔
#مارگوت_بیگل
#ترجمه_استاد_شاملو
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نقد_نقاشی
#اتاق_هتل Hotel Room
#ادوارد_هاپر Edward Hopper
رنگ روغن روی بوم
سال 1931
تابلوی اتاق هتل اثر نقاش آمریکایی ، ادوارد هاپر که در سال 1931 به تصویر درامده است ، در اولین نگاه ممکن است پلانی از یک فیلم سینمایی نوآر یا فیلم های قرن بیستمی به نظر بیاید . این تصور ما تا حدی درست است ! علاقه هاپر به سینما به قدری زیاد بوده که ما انعکاس آن را در آثارش ، از جمله اتاق هتل،مشاهده می کنیم . مهم ترین عاملی که ذهن ما را به سمت شباهت این اثر با فیلم های سینمایی سوق میدهد ، ترکیب رنگ نقاشی است که غالباً از رنگ های روشن ، خانواده قرمز ها همراه با ترکیبی از رنگ زرد ،
مکمل آن یعنی سبز و سیاه و سفید ها استفاده شده است.
با اندکی تامل در اثر ، پرسپکتیو پس رونده ایی را مشاهده می کنیم که اگر با چشم آن را دنبال کنیم ، درنهایت به مستطیلی سیاه در درونی ترین نقطه کادر ) یا همان نقطه گریز پرسپکتیو( می رسیم . و در پس زمینه تصویر ، تقسیم بندی های مستطیل شکل هاپر را می بینیم که به خوبی فضاها را از یکدیگر و از پلان جلویی تصویر جدا کرده است. همان طور که از اسم اثر پیداست ، فضای اصلی شامل اتاق هتلی می باشد که زنی نشسته بر تخت و غرق در افکار و دنیای خود ، تنها نقطه تاکید آن است. فضای اتاق ، کوچک ، تنگ وخفقان آور است و از آن جایی که در اتاق پنجره ایی هم وجود ندارد ، حس خفگی را دو چندان کرده . درقسمت انتهایی تخت ، مبل سبز رنگی را مشاهده می کنیم که بی فاصله از تخت قرار گرفته و مقابل آن ، زن چمدان هایش را قرار داده است که بااین کار ، فضایی برای راه رفتن در آن قسمت از اتاق را باقی نگذاشته است . با کمی خیال پردازی و دنبال کردن نشانه های تصویری که هاپر برایمان به جا گذاشته است ، می توان حدس زد که احتمالاً همین چند لحظه قبل بوده که زن ، قدم به درون اتاق گذاشته ، چمدان هایش راکنار مبل قرار داده ، لباس ، کلاه و کفش هایش را از تن درآورده و هرکدام را در جایی انداخته و با لباس راحتی اش روی تخت نشسته ، تکه کاغذی که گفته می شود احتمالاً بلیط قطار است را در دست گرفته وغرق در افکار خویش چنان سر را به زیر انداخته که گویی آینده ایی وجود نخواهد داشت و زمان در همین لحظه متوقف شده است. در اینجا لازم است یادآور شوم که این ویژگی آثار هاپر ، برگرفته از تاثیری است که او در سال های 1906 و 1909 در پاریس از آشنایی با مکتب امپرسیونیسم گرفته است و ما اکنون شاهداین تاثیر در کارهایش هستیم. اما برگردیم به زنی که در اتاق هتل ، تنها نشسته . کاغذی که زن در دست گرفته تنها ، بهانه ایست برای او که بوسیله خیره شدن به آن به دنیای افکارش وارد شود و خود کاغذ شایدنه فقط برای زن بلکه برای هنرمند هم اهمیت چندانی نداشته! تنهایی و سکوتی که زن در آن قرار دارد،آنقدر قدرت دارد که حواس مخاطب را از فضای شلوغ اتاق که به دلیل کوچیک بودن آن باعث شده تمام عناصر ، در یکجا جمع شوند، پرت می کند و این اتاق شلوغ ، به نظر خالی و خلوت می آید. آیا حالت زن ، تداعی کننده لحظه ایی آشنا نیست ؟ به نظر نمی رسد که این صحنه را قبلاً در جایی دیده یاحتی تجربه کرده باشید؟! اگر چنین احساسی دارید ، باید به شما بگویم به حس تان کاملاً درست است!
ادوارد هاپر با به تصویر کشیدن تنهایی زنی در قرن 20 ، دریکی از شلوغ ترین و مدرن ترین شهرها، در اتاق هتلی که کوچک ترین اشاره ایی به اسم آن نشده ، درواقع تنهایی ، دورافتادگی و بیگانگی انسان های به ظاهر مدرنِ امروزی را به تصویر کشیده. موضوعی که انسان مدرن با پیشرفت هرچه بیشتر علم و تکنولوژی،بیشتر با آن دست و پنجه نرم می کند و هاپر به خوبی آن را در کارهایش نمایش می دهد. شاید بتوان دورافتادگی و درگیری این زن با خودش را نمادی از درگیری انسان مدرن با خودش و دیگران و حتی جامعه دانست.
نکته ایی که عمدتاً در آثار هاپر و همچنین در "اتاق هتل" قابل توجه است ، نشان دادن سکوت و انزوای انسانی با استفاده از نورهای شدید و سایه های تیز و لبه دار و استفاده از رنگ های روشن است که تضادی جالب را با موضوع انتخابی هنرمند ایجاد می کند که باعث می شود از خود سوال کنیم : چگونه می شودانسانی در چنین دنیای شاد و روشنی تنها باشد ؟ و این پرسش ، خود عاملی دیگر است برای نشان دادنموفقیت هاپر در نقاشی هایش .
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#نقد_نقاشی
#اتاق_هتل Hotel Room
#ادوارد_هاپر Edward Hopper
رنگ روغن روی بوم
سال 1931
تابلوی اتاق هتل اثر نقاش آمریکایی ، ادوارد هاپر که در سال 1931 به تصویر درامده است ، در اولین نگاه ممکن است پلانی از یک فیلم سینمایی نوآر یا فیلم های قرن بیستمی به نظر بیاید . این تصور ما تا حدی درست است ! علاقه هاپر به سینما به قدری زیاد بوده که ما انعکاس آن را در آثارش ، از جمله اتاق هتل،مشاهده می کنیم . مهم ترین عاملی که ذهن ما را به سمت شباهت این اثر با فیلم های سینمایی سوق میدهد ، ترکیب رنگ نقاشی است که غالباً از رنگ های روشن ، خانواده قرمز ها همراه با ترکیبی از رنگ زرد ،
مکمل آن یعنی سبز و سیاه و سفید ها استفاده شده است.
با اندکی تامل در اثر ، پرسپکتیو پس رونده ایی را مشاهده می کنیم که اگر با چشم آن را دنبال کنیم ، درنهایت به مستطیلی سیاه در درونی ترین نقطه کادر ) یا همان نقطه گریز پرسپکتیو( می رسیم . و در پس زمینه تصویر ، تقسیم بندی های مستطیل شکل هاپر را می بینیم که به خوبی فضاها را از یکدیگر و از پلان جلویی تصویر جدا کرده است. همان طور که از اسم اثر پیداست ، فضای اصلی شامل اتاق هتلی می باشد که زنی نشسته بر تخت و غرق در افکار و دنیای خود ، تنها نقطه تاکید آن است. فضای اتاق ، کوچک ، تنگ وخفقان آور است و از آن جایی که در اتاق پنجره ایی هم وجود ندارد ، حس خفگی را دو چندان کرده . درقسمت انتهایی تخت ، مبل سبز رنگی را مشاهده می کنیم که بی فاصله از تخت قرار گرفته و مقابل آن ، زن چمدان هایش را قرار داده است که بااین کار ، فضایی برای راه رفتن در آن قسمت از اتاق را باقی نگذاشته است . با کمی خیال پردازی و دنبال کردن نشانه های تصویری که هاپر برایمان به جا گذاشته است ، می توان حدس زد که احتمالاً همین چند لحظه قبل بوده که زن ، قدم به درون اتاق گذاشته ، چمدان هایش راکنار مبل قرار داده ، لباس ، کلاه و کفش هایش را از تن درآورده و هرکدام را در جایی انداخته و با لباس راحتی اش روی تخت نشسته ، تکه کاغذی که گفته می شود احتمالاً بلیط قطار است را در دست گرفته وغرق در افکار خویش چنان سر را به زیر انداخته که گویی آینده ایی وجود نخواهد داشت و زمان در همین لحظه متوقف شده است. در اینجا لازم است یادآور شوم که این ویژگی آثار هاپر ، برگرفته از تاثیری است که او در سال های 1906 و 1909 در پاریس از آشنایی با مکتب امپرسیونیسم گرفته است و ما اکنون شاهداین تاثیر در کارهایش هستیم. اما برگردیم به زنی که در اتاق هتل ، تنها نشسته . کاغذی که زن در دست گرفته تنها ، بهانه ایست برای او که بوسیله خیره شدن به آن به دنیای افکارش وارد شود و خود کاغذ شایدنه فقط برای زن بلکه برای هنرمند هم اهمیت چندانی نداشته! تنهایی و سکوتی که زن در آن قرار دارد،آنقدر قدرت دارد که حواس مخاطب را از فضای شلوغ اتاق که به دلیل کوچیک بودن آن باعث شده تمام عناصر ، در یکجا جمع شوند، پرت می کند و این اتاق شلوغ ، به نظر خالی و خلوت می آید. آیا حالت زن ، تداعی کننده لحظه ایی آشنا نیست ؟ به نظر نمی رسد که این صحنه را قبلاً در جایی دیده یاحتی تجربه کرده باشید؟! اگر چنین احساسی دارید ، باید به شما بگویم به حس تان کاملاً درست است!
ادوارد هاپر با به تصویر کشیدن تنهایی زنی در قرن 20 ، دریکی از شلوغ ترین و مدرن ترین شهرها، در اتاق هتلی که کوچک ترین اشاره ایی به اسم آن نشده ، درواقع تنهایی ، دورافتادگی و بیگانگی انسان های به ظاهر مدرنِ امروزی را به تصویر کشیده. موضوعی که انسان مدرن با پیشرفت هرچه بیشتر علم و تکنولوژی،بیشتر با آن دست و پنجه نرم می کند و هاپر به خوبی آن را در کارهایش نمایش می دهد. شاید بتوان دورافتادگی و درگیری این زن با خودش را نمادی از درگیری انسان مدرن با خودش و دیگران و حتی جامعه دانست.
نکته ایی که عمدتاً در آثار هاپر و همچنین در "اتاق هتل" قابل توجه است ، نشان دادن سکوت و انزوای انسانی با استفاده از نورهای شدید و سایه های تیز و لبه دار و استفاده از رنگ های روشن است که تضادی جالب را با موضوع انتخابی هنرمند ایجاد می کند که باعث می شود از خود سوال کنیم : چگونه می شودانسانی در چنین دنیای شاد و روشنی تنها باشد ؟ و این پرسش ، خود عاملی دیگر است برای نشان دادنموفقیت هاپر در نقاشی هایش .
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
#ادوارد_هاپر
آدمها در نقاشیهای هاپر، به خودیخود هیچ خصومتی با خانه ندارند.
نکته فقط اینجاست که خانه، به روشهای گوناگون به آنها خیانت کرده و در دل شب، میان جادهای متروک به اجبار بیرونشان رانده است.
رستورانی بیست و چهارساعته، تالار انتظار ایستگاه یا متل، مامن کسانی است که به دلایلی کاملا شرافتمندانه از یافتن خانهای در دنیای معمولی درماندهاند.
#آلن_دوباتن
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
#ادوارد_هاپر
آدمها در نقاشیهای هاپر، به خودیخود هیچ خصومتی با خانه ندارند.
نکته فقط اینجاست که خانه، به روشهای گوناگون به آنها خیانت کرده و در دل شب، میان جادهای متروک به اجبار بیرونشان رانده است.
رستورانی بیست و چهارساعته، تالار انتظار ایستگاه یا متل، مامن کسانی است که به دلایلی کاملا شرافتمندانه از یافتن خانهای در دنیای معمولی درماندهاند.
#آلن_دوباتن
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند
#نقاشی
#ادوارد_هاپر
ادوارد هاپر: «من این صحنه را از یک رستوران در خیابان گرینویچ ویلیج الهام گرفتم. تنها کاری که کردم این بود که صحنه را ساده و رستوران را کمی بزرگتر کشیدم. من داشتم تنهایی یک شهر بزرگ را نقاشی میکردم.»
نکتهایی که عمدتاً در آثار هاپر قابل توجه است، نشان دادن سکوت و انزوای انسانی با استفاده از نورهای شدید و سایه های تیز و لبه دار و استفاده از رنگ های روشن است. انسانهایی که در تنهایی غرق شدند و شهرها و گوشههایی که هیچ جنب و جوشی ندارند و گویی درگیر یک سکوت و سکون همیشگی هستند.
لحظاتی که این هنرمند به تصویر کشیده یاد آور انتظار است و مخاطب را درگیر این میکند که لحظه بعدی چه اتفاقی خواهد افتاد.
اتاق هتل، پمپ بنزین و کافهها در شب از موضوعات مورد علاقه هاپر برای نقاشی بود. فضاهای گذرایی که متعلق به هیچ کس نیست.
گفته میشود ادوارد هاپر در آثارش آمریکای خود را ساخته است. آمریکایی که از جنب و جوش زمانِ زندگی این هنرمند خالیاست. اما آثار هاپر متعلق به یک کشور خاص نیست بلکه متعلق به تمام کسانی است که در زندگی روزمره با تمدن و جزییات دست و پا گیرش دست و پنجه نرم میکنند و از خود بیگانه شدند و احساس تنهایی میکنند.
.
«نقاشی خداحافظی»
ادوارد هاپر نقاشی دوکمدین را در سن ۸۳ سالگی خلق کرد. این نقاشی به نوعی «بیانیه وداع» این هنرمند محسوب میشود. همسر ادوارد هاپر نیز این موضوع را تایید کرد.
ادوارد هاپر دو سال بعد از این نقاشی درگذشت.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند
#نقاشی
#ادوارد_هاپر
ادوارد هاپر: «من این صحنه را از یک رستوران در خیابان گرینویچ ویلیج الهام گرفتم. تنها کاری که کردم این بود که صحنه را ساده و رستوران را کمی بزرگتر کشیدم. من داشتم تنهایی یک شهر بزرگ را نقاشی میکردم.»
نکتهایی که عمدتاً در آثار هاپر قابل توجه است، نشان دادن سکوت و انزوای انسانی با استفاده از نورهای شدید و سایه های تیز و لبه دار و استفاده از رنگ های روشن است. انسانهایی که در تنهایی غرق شدند و شهرها و گوشههایی که هیچ جنب و جوشی ندارند و گویی درگیر یک سکوت و سکون همیشگی هستند.
لحظاتی که این هنرمند به تصویر کشیده یاد آور انتظار است و مخاطب را درگیر این میکند که لحظه بعدی چه اتفاقی خواهد افتاد.
اتاق هتل، پمپ بنزین و کافهها در شب از موضوعات مورد علاقه هاپر برای نقاشی بود. فضاهای گذرایی که متعلق به هیچ کس نیست.
گفته میشود ادوارد هاپر در آثارش آمریکای خود را ساخته است. آمریکایی که از جنب و جوش زمانِ زندگی این هنرمند خالیاست. اما آثار هاپر متعلق به یک کشور خاص نیست بلکه متعلق به تمام کسانی است که در زندگی روزمره با تمدن و جزییات دست و پا گیرش دست و پنجه نرم میکنند و از خود بیگانه شدند و احساس تنهایی میکنند.
.
«نقاشی خداحافظی»
ادوارد هاپر نقاشی دوکمدین را در سن ۸۳ سالگی خلق کرد. این نقاشی به نوعی «بیانیه وداع» این هنرمند محسوب میشود. همسر ادوارد هاپر نیز این موضوع را تایید کرد.
ادوارد هاپر دو سال بعد از این نقاشی درگذشت.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#هنر
#ادوارد_هاپر
زندگی مدرن برای هاپر بیاندازه خصمانه است. موجودات بینوای هاپر نیازی به همهگیری ندارند تا به انزوا بروند. پنجرههایی با شیشههای سرد، ساختمانهای سربهفلککشیدهٔ شهری که آدمهای تکوتنهایش در آپارتمانهای مجزا زندگی میکنند، پمپبنزینهایی در وسط ناکجاآباد ــ برای هاپر ساختار شهرها و محیطهای مدرن ماشینی است که تنهایی تولید میکند. آدمهای نقاشیهای او هم نمیدانند باید چه کار کنند.
ما همه امیدواریم تصویرهای دلهرهآور هاپر از آدمهای سرد و بیاعتنا را به چالش بکشیم و به عنوان افراد یک جامعه دوام بیاوریم. اما، از قضای روزگار، برای نیل به همین هدف است که باید از هم جدا بمانیم و این نقضِ غرض بیرحمانهای است ــ این تبلیغ توخالی جنگ ویروسی ــ و این تظاهر به این که همهٔ ما در خانههای خود حالمان خوبِ خوب است.
پیام هاپر این است که زندگی مدرن میتواند خیلی تنهاییآور باشد. آدمهای نقاشیهای او همانقدر در کنار دیگران در غذاخوریها و رستورانها تنها هستند که در کنار پنجرهٔ آپارتمانشان. از این جهت، او نمونهٔ بارزی از هنرمندان مدرن است. امروزه ما بهتر میتوانیم انزوایی را که، در نظر این هنرمندان، مشخصهٔ زندگی مدرن است مخفی کنیم. در مواقع عادی هم تنها در کافهها مینشینیم، اما تلفن همراه داریم و خیال میکنیم در جمع حضور داریم. واقعیت این است که مدرنیته تودههای مردم را به سوی شیوهٔ زندگی شهری سوق میدهد که کاملاً با معاشرتهایی که زمانی عرف بودند غریبه است.
ما انسانها تنهایی جهان مدرن را پذیرفتیم چون به دنبال آزادی بودیم. اما اکنون هنر هاپر پرسش دشواری پیش روی ما قرار میدهد: وقتی آزادیهای زندگی مدرن از بین رفت، دیگر چه چیز میماند بهجز تنهایی؟
عشق در دو نگاه: گزیدهای از نوشتهها و ترجمهها در حوزهی ادبیات و هنر؛ نرگس انتخابی
ویدئو: نقاشی اتومات، اثر ادوارد هاپر، ۱۹۲۷
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#هنر
#ادوارد_هاپر
زندگی مدرن برای هاپر بیاندازه خصمانه است. موجودات بینوای هاپر نیازی به همهگیری ندارند تا به انزوا بروند. پنجرههایی با شیشههای سرد، ساختمانهای سربهفلککشیدهٔ شهری که آدمهای تکوتنهایش در آپارتمانهای مجزا زندگی میکنند، پمپبنزینهایی در وسط ناکجاآباد ــ برای هاپر ساختار شهرها و محیطهای مدرن ماشینی است که تنهایی تولید میکند. آدمهای نقاشیهای او هم نمیدانند باید چه کار کنند.
ما همه امیدواریم تصویرهای دلهرهآور هاپر از آدمهای سرد و بیاعتنا را به چالش بکشیم و به عنوان افراد یک جامعه دوام بیاوریم. اما، از قضای روزگار، برای نیل به همین هدف است که باید از هم جدا بمانیم و این نقضِ غرض بیرحمانهای است ــ این تبلیغ توخالی جنگ ویروسی ــ و این تظاهر به این که همهٔ ما در خانههای خود حالمان خوبِ خوب است.
پیام هاپر این است که زندگی مدرن میتواند خیلی تنهاییآور باشد. آدمهای نقاشیهای او همانقدر در کنار دیگران در غذاخوریها و رستورانها تنها هستند که در کنار پنجرهٔ آپارتمانشان. از این جهت، او نمونهٔ بارزی از هنرمندان مدرن است. امروزه ما بهتر میتوانیم انزوایی را که، در نظر این هنرمندان، مشخصهٔ زندگی مدرن است مخفی کنیم. در مواقع عادی هم تنها در کافهها مینشینیم، اما تلفن همراه داریم و خیال میکنیم در جمع حضور داریم. واقعیت این است که مدرنیته تودههای مردم را به سوی شیوهٔ زندگی شهری سوق میدهد که کاملاً با معاشرتهایی که زمانی عرف بودند غریبه است.
ما انسانها تنهایی جهان مدرن را پذیرفتیم چون به دنبال آزادی بودیم. اما اکنون هنر هاپر پرسش دشواری پیش روی ما قرار میدهد: وقتی آزادیهای زندگی مدرن از بین رفت، دیگر چه چیز میماند بهجز تنهایی؟
عشق در دو نگاه: گزیدهای از نوشتهها و ترجمهها در حوزهی ادبیات و هنر؛ نرگس انتخابی
ویدئو: نقاشی اتومات، اثر ادوارد هاپر، ۱۹۲۷
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نـــقـــاشـــی 🎨
سِیری در فلسفه — ۱۹۵۹
#ادوارد_هاپر
Excursion into philosophy — 1959
#Edward_Hopper
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نـــقـــاشـــی 🎨
سِیری در فلسفه — ۱۹۵۹
#ادوارد_هاپر
Excursion into philosophy — 1959
#Edward_Hopper
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نـــقـــاشـــی 🎨
سِیری در فلسفه — ۱۹۵۹
#ادوارد_هاپر
Excursion into philosophy — 1959
#Edward_Hopper
تابلوی سِیری در فلسفه، صحنهای پس از همخوابگی را مجسم میکند. مردی غرق در افکارش روی تختخوابی نشسته، زنی نیمه برهنه کنارش دراز کشیده و رویش را به دیوار کرده است. سوژهی مذکر به مستطیلی از نورِ روشن بر کف اتاق خیره شده که از پنجرهای در سمت راستِ کار درون اتاق افتاده است. از خلال پنجره، چشماندازی در سه بخش مختلف دیده میشود: آسمان آبی، چمنهای سبز و فضای خالیِ تاریکی، در پایینترین سطح.
این نقاشی فیلسوفی را مجسم میکند که فکورانه به نور خورشید در کف اتاقش خیره شده است. نورِ روشنِ پنجرهی سمتِ چپِ او در تقابل با فضای خالیِ کاملا سیاهی قرار گرفته، که در انتهای ردیف پلکانی در سمت راستش واقع است. تضاد نمادینِ این نور خیرهکننده و تاریکیِ مطلق، یادآور این جملات والاس استیونس در سال ۱۹۹۰ است:
فروزندگیِ بیش از حدِ این خورشیدِ زودهنگام
به صرافتم میاندازد که چه تاریک شدهام.
خود هاپر میگوید «همهی حیوانات پس از مقاربت جنسی، غمگین میشوند.» اگرچه این «غمزدگیِ» پس از مقاربت، در نقاشی سِیری در فلسفه، با افکار فلسفی ادغام شده است.
📕 پنجره و خلاء در نقاشیهای ادوارد هاپر، لوئیس شادویک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نـــقـــاشـــی 🎨
سِیری در فلسفه — ۱۹۵۹
#ادوارد_هاپر
Excursion into philosophy — 1959
#Edward_Hopper
تابلوی سِیری در فلسفه، صحنهای پس از همخوابگی را مجسم میکند. مردی غرق در افکارش روی تختخوابی نشسته، زنی نیمه برهنه کنارش دراز کشیده و رویش را به دیوار کرده است. سوژهی مذکر به مستطیلی از نورِ روشن بر کف اتاق خیره شده که از پنجرهای در سمت راستِ کار درون اتاق افتاده است. از خلال پنجره، چشماندازی در سه بخش مختلف دیده میشود: آسمان آبی، چمنهای سبز و فضای خالیِ تاریکی، در پایینترین سطح.
این نقاشی فیلسوفی را مجسم میکند که فکورانه به نور خورشید در کف اتاقش خیره شده است. نورِ روشنِ پنجرهی سمتِ چپِ او در تقابل با فضای خالیِ کاملا سیاهی قرار گرفته، که در انتهای ردیف پلکانی در سمت راستش واقع است. تضاد نمادینِ این نور خیرهکننده و تاریکیِ مطلق، یادآور این جملات والاس استیونس در سال ۱۹۹۰ است:
فروزندگیِ بیش از حدِ این خورشیدِ زودهنگام
به صرافتم میاندازد که چه تاریک شدهام.
خود هاپر میگوید «همهی حیوانات پس از مقاربت جنسی، غمگین میشوند.» اگرچه این «غمزدگیِ» پس از مقاربت، در نقاشی سِیری در فلسفه، با افکار فلسفی ادغام شده است.
📕 پنجره و خلاء در نقاشیهای ادوارد هاپر، لوئیس شادویک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity