🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#بشناسیم
#ویوین_مایر
#Vivian_Maier
روزگاری یک پرستار کودک در آمریکازندگی میکرد که در کنار کارش مخفیانه عکاسی هم میکرد. ویویَن مایِر هنگام پیادهروی در خیابانهای شیکاگو دوربین را در دستانش میگرفت و از مردم عادی عکس میگرفت. با اینکه آموزش عکاسی ندیده بود توانست زندگی روزمرۀ مردم آمریکا در دوران پس از جنگ جهانی دوم را با مهارت و استعدادی شگفتانگیز ثبت کند. ویویَن دوربین را روبهروی سینهاش نگه میداشت تا بتواند به چشمان کسی که از او عکس میگرفت نگاه کند. گاهی سوژههایش متوجه ویویَن میشدند و میدانستند که چهرهشان در قاب دوربین ویویَن ثبت شده است. خیلی اوقات هم متوجه ویویَن نمیشدند و از کنارش میگذشتند بدون اینکه بدانند تصویرشان ثبت شده است.
ویویَن دوست نداشت با کسی حرف بزند. دوستان کمی داشت و به کسی اجازه نمیداد وارد اتاقش بشود. حتی عکسهایی را که میگرفت به کسی نشان نمیداد و آنها را در صندوقهایی که اجاره کرده بود پنهان میکرد. دو سال قبل از مرگش، نتوانست اجارۀ چند صندوق را بپردازد و بانک وسایل داخل صندوق را به حراج گذاشت.
تا به حال به پاساژ پروانهها رفتهاید؟ قدم زدن در میان وسایل قدیمی و تماشای دوربینها و عکسها و نوارهای قدیمی را تجربه کردهاید؟ هر کدام از آنها داستانی برای گفتن دارد و هر لحظه امکان دارد یکی از این داستانها برای شما جذاب و لذتبخش باشد. در آن زمان «جان مالوف» در حال تماشای وسایل صندوقهایی بود که به حراج گذاشته شده بودند و مجموعهای از نگاتیوهای ظاهر نشده توجهاش را جلب کرد. جان تمام نگاتیوها را از بانک خرید و با خود به خانه برد. او نگاتیوها را ظاهر و عکسها را چاپ کرد و با دقت به تماشای آنها نشست. تا به حال عکسهایی به این زیبایی ندیده بود. تصویر مردم عادی که در خیابانها قدم میزنند، میوه میخرند و یا اینکه یک ساندویچ میخورند.
جان برای پیدا کردن ویویَن بسیار تلاش کرد اما بعد از مرگ او توانست نشانی خانهاش را پیدا کند. جان تمام تلاش خود را کرد تا باقی نگاتیوهای ویویَن را پیدا کند. ویویَن در نمایشگاهی که جان از آثارش ترتیب داده بود برای همیشه جاودان شد.
@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#بشناسیم
#ویوین_مایر
#Vivian_Maier
روزگاری یک پرستار کودک در آمریکازندگی میکرد که در کنار کارش مخفیانه عکاسی هم میکرد. ویویَن مایِر هنگام پیادهروی در خیابانهای شیکاگو دوربین را در دستانش میگرفت و از مردم عادی عکس میگرفت. با اینکه آموزش عکاسی ندیده بود توانست زندگی روزمرۀ مردم آمریکا در دوران پس از جنگ جهانی دوم را با مهارت و استعدادی شگفتانگیز ثبت کند. ویویَن دوربین را روبهروی سینهاش نگه میداشت تا بتواند به چشمان کسی که از او عکس میگرفت نگاه کند. گاهی سوژههایش متوجه ویویَن میشدند و میدانستند که چهرهشان در قاب دوربین ویویَن ثبت شده است. خیلی اوقات هم متوجه ویویَن نمیشدند و از کنارش میگذشتند بدون اینکه بدانند تصویرشان ثبت شده است.
ویویَن دوست نداشت با کسی حرف بزند. دوستان کمی داشت و به کسی اجازه نمیداد وارد اتاقش بشود. حتی عکسهایی را که میگرفت به کسی نشان نمیداد و آنها را در صندوقهایی که اجاره کرده بود پنهان میکرد. دو سال قبل از مرگش، نتوانست اجارۀ چند صندوق را بپردازد و بانک وسایل داخل صندوق را به حراج گذاشت.
تا به حال به پاساژ پروانهها رفتهاید؟ قدم زدن در میان وسایل قدیمی و تماشای دوربینها و عکسها و نوارهای قدیمی را تجربه کردهاید؟ هر کدام از آنها داستانی برای گفتن دارد و هر لحظه امکان دارد یکی از این داستانها برای شما جذاب و لذتبخش باشد. در آن زمان «جان مالوف» در حال تماشای وسایل صندوقهایی بود که به حراج گذاشته شده بودند و مجموعهای از نگاتیوهای ظاهر نشده توجهاش را جلب کرد. جان تمام نگاتیوها را از بانک خرید و با خود به خانه برد. او نگاتیوها را ظاهر و عکسها را چاپ کرد و با دقت به تماشای آنها نشست. تا به حال عکسهایی به این زیبایی ندیده بود. تصویر مردم عادی که در خیابانها قدم میزنند، میوه میخرند و یا اینکه یک ساندویچ میخورند.
جان برای پیدا کردن ویویَن بسیار تلاش کرد اما بعد از مرگ او توانست نشانی خانهاش را پیدا کند. جان تمام تلاش خود را کرد تا باقی نگاتیوهای ویویَن را پیدا کند. ویویَن در نمایشگاهی که جان از آثارش ترتیب داده بود برای همیشه جاودان شد.
@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨