🔴#ایزدا_خود_پاسدارش_باش

عباس معروفی، از ابتلای خود به سرطان و مبارزه با آن نوشته است. برای این نویسنده‌ی تاثیرگذار، آرزوی بهبودی داریم. یادداشتی از ایشان:

"سیمین دانشور به من گفت: «غصه یعنی سرطان! غصه نخوری یک‌وقت، معروفی!»
و من غصه خوردم.
اینجا در بیمارستان شریته برلین، حالا یازده جراحی را پشت سر گذاشته‌ام، از دوشنبه وارد مرحله‌ پرتو درمانی می‌شوم؛ در تونلی تاریک به نقطه‌های روشنی فکر می‌کنم که اگر برخیزم، هفت کتاب نیمه‌کاره‌ام را تمام کنم و باز چند تا درخت بکارم.
هفت جراح و متخصص زبده عمل جراحی را انجام دادند. جراح فک و دهان گفت: «بدن شما چهل ساله است، هیچ بیماری و خللی در تن شما نیست؛ سرطان لنفاوی هم یک بدبیاری بوده. پش گِهبت.»
گفتم: «در طب ایرانی به این بدبیاری می‌گویند غمباد.»
خندید. "‌
#عباس_معروفی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۴ شهریور زادروز #بدیع‌الزمان_فروزانفر

( زاده ۱۴ شهریور ۱۲۷۶ بُشرویه -- درگذشته ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۹ تهران ) ادیب و استاد برجسته زبان و ادبیات فارسی

محمدحسین بشرویه‌ای، معروف به بدیع‌الزمان فروزانفر، مقدمات علوم را در زادگاهش آموخت و آنگاه راهی مشهد شد و از محضر استادان ادبِ حوزه خراسان، همچون ادیب نیشابوری و‍ ادیب پیشاوری بهره برد. حدود سال ۱۳۰۰ عازم تهران شد و تحصیلات خود را در مدرسه سپهسالار ادامه داد و چندی حجره‌ای در مسجد سپهسالار داشت. در جوانی در همان مدرسه به تدریس پرداخت و در سال ۱۳۰۵ معلم دارالفنون و دارالمعلمین عالی شد. در سال ۱۳۱۳ به معاونت دانشکده معقول و منقول (الهیات) دانشگاه تهران منصوب شد.
در سال ۱۳۱۴ هیئت ممیزه دانشگاه تهران، مرکب از نصراله تقوی، علی‌اکبر دهخدا و ولی‌اله نصر، تألیف ارزنده او به نام تحقیق در زندگانی مولانا جلال‌الدین بلخی را ارزیابی و به او گواهی‌نامه دکتری اعطا کرد. به استناد این گواهی‌نامه در همان سال استاد دانشسرای عالی و دانشکده‌های ادبیات و معقول و منقولِ دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۲۳ بر اساس رأی شورای استادان به ریاست دانشکده معقول و منقول برگزیده شد و تا سال ۱۳۴۶ در این سِمَت باقی بود. از ابتدای تأسیس دوره دکتریِ ادبیات فارسی در دانشگاه تهران تدریس در دوره دکتری را به عهده گرفت و برنامه این دوره را پایه‌گذاری کرد. فروزانفر استادِ راهنمای جمعی از دانشجویان مبرز دوره دکتری در دانشکده‌های ادبیات و الهیات بود که اغلب آنان بعدها استادان برجسته ادب پارسی و مطالعات فرهنگ ایران شدند؛ از جمله: ناتل‌خانلری، ذبیح‌اله صفا، حمیدی‌شیرازی، عبدالحسین زرین‌کوب، غلامحسین یوسفی، محمدامین ریاحی، محمد دبیرسیاقی، محمدرضا شفیعی‌کدکنی، سیمین دانشور، ضیاءالدین سجادی، جلال متینی، صادق گوهرین، منوچهر ستوده، منوچهر مرتضوی و بسیاری دیگر.
وی در سال ۱۳۴۶ از استادی دانشگاه بازنشسته شد اما همکاری خود را در تدریس در دوره دکتری ادبیات فارسی تا روزهای پایانیِ عمر ادامه داد. در همین زمان، عضویت مجلس سنا را یافت. مدتی نیز ریاست کتابخانه سلطنتی را نیز به عهده گرفت.
استاد بدیع‌الزمان فروزانفر در ۶۶ سالگی درگذشت و در آرامستان باغ طوطی شهرری به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ

#خورشیدی: ☀️
۱۳۹۹/۰۶/۱۸
سه شنبه - ۱۸ شهریور ۱۳۹۹
#میلادی:
2020-09-08
Tuesday - 2020 08 September

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

هيچگاه انسان سالم، دیگری را شکنجه نمی‌کند.

این انسان آزار دیده است که آزار می‌رساند.

زخم خورده‌ها علاقه عجیبی به زخم زدن به دیگران دارند،

آنها که از عزت نفس پایینی برخوردارند میل عجیبی به تحقیر کردن و گرفتن اعتماد به نفس و عزت نفس دیگران دارند.

تو هیچ‌ گاه کنار آن‌ها بزرگ نمی‌شوی،

فقط تحقیر می‌شوی؛

چون، یک فرد ناسالم، هرچیز در اطرافش را بیمار می‌کند.‌

#کارل_گوستاو_یونگ

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

#مناسبتها♒️


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸


🌐روز جهانی باسوادی
🌐روز جهانی فیزیوتراپی
💠در مقدونیه روز استقلال
💠در مالت روز پیروزی

#رویدادها👁🗨

🌀۱۲۹۸ خ- امین الضرب، ضیاء الواعظین، افراسیاب آزاد، فرخی یزدی، میرزاده عشقی و جمعی دیگر به علت مخالفت با قرارداد ۱۹۱۹ زندانی شدند.

🌀۱۲۹۹ خ- جنگ‌های خیابانی بین قوای قزاق و طرفداران شیخ محمد خیابانی آغاز شد.

🌀۱۳۲۰ خ- جلسه فوق العاده مجلس شورای ملی تشكيل گرديد. علی سهيلی وزير امور خارجه گزارش مشروحی از مذاكرات دولت و نمايندگان دولتهای شوروی و انگليس به اطلاع مجلس رسانيد و كليه مكاتبات فی مابين را قرائت نمود، فروغی ضمن نطق كوتاهی برای اقدامات دولت تقاضای رأی اعتماد نمود. اكثريت رأی اعتماد داد.

🌀۱۳۲۱ خ- نخستین حملهٔ هوایی به آمریکا در تاریخ، توسط نیروی هوایی ژاپن، در جنگ جهانی دوم

🌀۱۳۲۷ خ- تشکیل جمهوری دمکراتیک خلق کُره (کُرهٔ شمالی)

🌀۱۳۳۰ خ- تحریم ایران توسط دولت انگلستان به‌ دلیل ملی شدن صنعت نفت

🌀۱۳۳۴خ- اداره بازرسی کل کشور تشکيل شد.اين اداره موظف است روابط کارمندان دولت و مردم را بررسی کند.

🌀۱۳۵۷ خ- ژان پل ساتر، نویسنده و رئیس کمیته دفاع از زندانیان سیاسی در ایران، و سیمون دوبوار- از شخصیت های فرهنگی کشور فرانسه- با انتشار بیانیه ای در پاریس از شاه ایران خواستند که برود تا خونریزی پایان یابد.

🌀۱۳۷۰خ- استقلال تاجیکستان

🌀۱۳۸۰خ- آغاز فعاليت خبرگزاری زنان جمهوری اسلامی

🌀۱۲۹ پ م - شکست سلوکیان از فرهاد دوم، شاه اشکانیان

🌀۵۷۲ م- آغاز جنگ ‏های"هفت ساله" ميان امپراتوری ايران و روم
انوشيروان نخست با ژوستينين صلح کرد اما چون مطلع شد بين منذر، امير حيره و امپراطور روم بر ضد ايران قراردادی بسته شده است از رود فرات گذشت و شهر انطاکيه را گشود.وی در سال ۵۴۳م عازم ارمنستان شد و در نتيجه اين جنگ، روميان متعهد شدند ساليانه دو هزار مسکوک طلا به ايران بپردازند. او در اواخر عمر خود به مدت هفت سال با روميان جنگيد و در اين جنگ ها نصيبين و شهر دارا را گشود و در نتيجه امپراطور روم کناره گرفت و کنت تيبريوس به مقام امپراطوری رسيد.

🌀۱۵۰۴) م– از مجسمه داوود اثر میکل‌آنژ (پرده‌برداری شد.

🌀۱۹۷۱) م– مرکز هنرهای نمایشی جان اف کندی در واشنگتن دی‌سی گشایش یافت.

🌀۱۹۷۴) م– جرالد فورد رئیس‌جمهور وقت آمریکا نیکسون رئیس‌جمهور پیشین این کشور را که به سه اتهام جلوگیری از عدالت، سوءاستفاده از قدرت و تحقیر کنگره در رابطه با رسوایی واترگیت تحت تعقیب قضایی بود، مورد عفو قرار داد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#زادروزها💚

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🍀۱۳۰۵ خ- شهلا ریاحی، بازیگر و اولین کارگردان زن سینمای ایران

🍀۱۳۱۷ خ- اردشیر محصص طراح، کاریکاتوریست و نقاش

🍀۱۳۶۱ خ- بنیامین بهادری، خوانندهٔ موسیقی پاپ

🍀۱۳۸۸) م– شهاب‌الدین حجازی نویسنده، ادیب و شاعر حجازی-مصری (د. ۱۴۷۱

🍀۱۸۴۱ م– آنتونین دورژاک، موسیقیدان و آهنگساز اهل چک (د. ۱۹۰۴

🍀۱۱۵۷) م ریچارد یکم پادشاه انگلستان

🍀۱۷۷۹) م مصطفی چهارم سلطان امپراتوری عثمانی

🍀۱۸۳۰) م فردریک میسترال نویسندهٔ فرانسوی برندهٔ جایزه نوبل ادبیات سال۱۹۰۴

🍀۱۸۴۱) م- زادروز آنتونین دورژاک ، آهنگساز مشهور اهل بوهم

🍀۱۹۲۵) م- پیتر سلرز بازیگر فیلم‌های کمدی و کارگردان بریتانیایی سینما و تئاتر

🍀۱۹۶۰ م– آگوری سوزوکی، رانندهٔ مسابقات فرمول یک

🍀۱۹۷۹) م پینک ترانه‌سرا و بازیگر آمریکایی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#درگذشتگان🖤

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🍂۱۳۴۸) خ- درگذشت جلال آل احمد روشنفکر دینی نویسنده و مترجم ایرانی و همسر سیمین دانشور

🍂۱۳۵۰‌خ- دکتر صادق رضازاده شفق سناتور و استاد ممتاز دانشگاه

🍂۱۳۵۸ خ- استاد علینقی وزیری، نوازندهٔ تار، آهنگ‌ساز، پایه گذار موسیقی جدید ایران

🍂۱۳۸۰ خ- احمد شاه مسعود رهبر تاجیکان افغانستان

🍂۱۱۱۳ م- ابوالمظفر ابیوردی، قاری، نسب‌شناس، شاعر، نویسنده و زبان‌شناس عربی اُمَوی‌ ایرانی و وزیر سلجوقی

🍂۱۱۵۹) م- درگذشت آدریان چهارم از پاپ‌های کلیسای کاتولیک رم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۸ شهریور سالروز درگذشت #جلال_آل‌احمد

( زاده ۲ آذر ۱۳۰۲ تهران -- درگذشته ۱۸ شهریور ۱۳۴۸ گیلان) نویسنده، مترجم و منتقد ادبی (همسر سیمین دانشور)

جلال آل‌احمد از خانواده‌ای مذهبی بود. دوران کودکی و نوجوانی جلال در نوعی رفاه اشرافی روحانیت گذشت. پدرش "احمدطالقانی" پس از پایان دبستان جلال، به او اجازه درس خواندن در دبیرستان را نداد؛ اما او تسلیم خواست پدر نشد و در کلاس‌های شبانه دارالفنون، پنهان از چشم پدر اسم نوشت و از آنجا دیپلم گرفت.
در سال‌های آخر دبیرستان با کلام کسروی و شریعت سنگلجی آشنا شد و همین مقدمه‌ای برای پیوستن وی به حزب توده شد. پس از پایان دبیرستان، پدرش او را به نجف نزد برادر بزرگش محمدتقی فرستاد تا در آنجا به تحصیل در علوم دینی بپردازد، اما پس از سه ماه به تهران بازگشت. به گفته برخی نویسندگان، وی در بازگشت از نجف نسبت به بسیاری از احکام شیعیان دچار دودلی و شک شده بود.
جلال در سال ۱۳۲۲ به دانشسرای عالی تهران رفت و در رشته زبان و ادبیات فارسی فارغ‌التحصیل شد و تحصیل در دوره دکترای ادبیات فارسی را نیز ادامه داد، اما در اواخر تحصیل از ادامه آن صرف نظر کرد.
وی نخستین مجموعه داستان خود به نام «دید و بازدید» را در همین دوران منتشر کرد. او که تأثیری گسترده بر جریان روشنفکری دوران خود داشت، به جز نوشتن داستان به نگارش مقالات اجتماعی، پژوهش‌های مردم شناسی، سفرنامه‌ها و ترجمه‌های متعددی نیز پرداخت. شاید مهم‌ترین ویژگی ادبی آل‌احمد نثر او بود، نثری فشرده و موجز و در عین حال عصبی و پرخاشگر، که نمونه‌های خوب آن را در سفرنامه‌های او مثل «خسی در میقات» یا داستان - زندگی‌نامه «سنگی بر گوری» می‌توان دید. در سال ۱۳۲۶ دومین کتاب خود به نام «از رنجی که می‌بریم» را همزمان با کناره‌گیری از حزب توده چاپ کرد که بیانگر داستان‌های شکست مبارزاتش در این حزب است. پس از این خروج بود که برای مدتی به قول خودش ناچار به سکوت شد که البته سکوت وی به معنای نپرداختن به سیاست و بیشتر قلم‌زدن بود.
با قضیه ملی شدن نفت و جبهه ملی و مصدق، جلال دوباره به سیاست روی آورد. وی عضو کمیته و گرداننده تبلیغات «نیروی سوم» شد. در ۹ اسفند ۱۳۳۱، بعد از اطلاع از محاصره منزل دکتر مصدق با عده دیگری از «نیروی سومی‌ها» فوراً به آنجا رفت و به دفاع از او سخنرانی کرد و در اردیبهشت ۱۳۳۲ به علت اختلاف با رهبران نیروی سوم از آن‌ها هم کناره گرفت. دو کار ترجمه وی، «بازگشت از شوروی» ژید و «دست‌های آلوده» سارتر، مربوط به همین سال‌ها است و پس از آن «سرگذشت کندوها» را به چاپ رساند. جلال یک دوره به سکوت رفت و به دور از تمام هیاهوهای سیاسی سعی به از نو شناختن خود کرد.
در ابتدای سال ۱۳۲۳ وارد حزب توده شد و تا انشعاب حزب توده تمام مراحل تشکیلاتی به سمت بالا را پشت سر گذاشت و سپس از حزب توده جدا شد.
به سبب اختلافی که میان وی و بقایی در زمان مصدق به وجود آمد از حزب زحمتکشان کناره جست. پس از آن با رهبری شخصی به نام خلیل ملکی حزب زحمتکشان یا نیروی سوم را به راه انداخت.
جلال آل‌احمد در ۴۵ سالگی درگذشت.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه


گریه نکن خواهرم. در خانه‌ات درختی خواهد رویید و درخت‌هایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت.
و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت‌ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی سحر را ندیدی؟

📕#سووشون

✍️سیمین دانشور

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم

حتماٌ می پرسید چرا عکس فردوست را در کنار عکس مادر تاجدار ایران شهبانو گزاردم ؟؟؟
نخست می خواهم به یاوه های روان پریشان از جمله نادر گرامیان و دیگر وطن فروشان پاسخ دهم ..دوم اینکه برای دوستان وطن پرست شاید پرسشهایی باشد که ..کسانی که در دفتر شهبانو کار می کردند از حداد عادل تا .....چرا و چگونه ایشان متوجه نشدند
اما یاوه سرایان و گماشته گان وطن فروشی از جمله حاج نادر گرامیان که امروز قلم فرسایی می کند دیروز در سازمان امنیت چه وظیفه ای داشت
که فردوست تا سقوط بهمن شناسایی نشد ایا شناسایی دشمنان میهن وظیفه شهبانو بود یا سازمان امنیت
این که بازرگان می گوید ما ۲۸ سال قبل از سقوط بهمن با اروپای استعماری از جمله پیر عجوزه همکاری می کردیم .. هزاران رمز و راز در این سخن هست چگونه شناسایی نشدند
اینکه تمام فرنگ رفته گان عکس یادگاری با دجال در ماه توهم گرفتند این کاستی سازمان امنیت هست
اینکه نابغه ای چون پرویز ثابتی می گوید ما پول تریاک ..حرمسرای لواط کار و دیگر روضه خوانان را می دادیم در دنیای دو قطبی دیروز از ترس کمونیست به دین اهریمنی. پناه بردن اشتباه بود اگر چه هزاران آخوند با پادشاه و میهن بودند ..نمونه آنان غلامحسین دانشی یان نماینده آبادان که طرح مجلس در مورد ملا مصدقی بختیار را به پرسش و چالش کشید (( اگر بختیار شرط نخست وزیری اش را رفتن پادشاه از کشور بگذارد نه ایران می ماند نه خاور میانه نه بختیار ....) .
امروز شما از جامعه ای سخن می گویید که مصدق با افتخار می گوید من سگ درگاه تازیان هستم ..از گلسرخی کمونیست تا کیانوری کمونیست پوپولیست تا طبری و آل احمد و دانشور با افتخار خود را کمونیست لنینستی می نامند که رهبر شان حسین و اسلام..است
از جامعه ای که همین امروز کسانی که دست در تشت در سال ۴۲ با دجال بیعت کردند آنهم برای نیم بیضه شدن از ال احمد تا سیمین دانشور و ....که چرا شاه به زنان حق رای برابر داد از سیمین بهبهانی تا هما ناطق و ...هنوز می گوییم آنها روشن فکر اند البته که روش عن فکر ..با مفتاتیح بر سر در حال دخیل و ذکر ...از مریم قجر تا شیرین و نسرین زیر لحاف شیاف ایدئولوژیکی می کنند ..
آنوقت می گوییم چرا چند مسلمان...در دفتر شهبانو بودند اینها جاسوس بودند
خوب وظیفه کدام گروه بود که فردوست تا قره باغی ها را شناسایی کند
وظیفه کدام نهاد بود که رفیق شجریان تا شروانلو ها را شناسایی کند
همین امروز با وجود هزاران سند از مصدق قاجار اهریمن تبار تا ملا بختیار و چپ و راست ارتجاع سرخ و سیاه ...شما به بینید..اگر سند خیانت این جماعت روان پریش را بگذارید چه باز خوردی می گیرید
اگر چه من هرگز دنبال لایک و باز خورد ..نبوده و نیستم ..آنچه را باید در راه وطن گفت می گویم ..ودیگر مشعل افروزان نیز مشعل افروزی می کنند و رقص پیروزی..
اما چهل دو سال ..شما نگاه کنید همین جماعت مدعی که تریبون و تی وی و روزنامه و ...دارند چه به خورد جوانان میهن دادند
از شاهنامه تا تاریخ میهن را چشم در چشم وارونه به خورد جوانان میهن می دهند برای نمونه حضرت آیت ال...حاج محمود کویر تا جنیدی شاهنامه شناس یکی چشم در چشم جهان بینی فردوسی را وارونه می کند و دیگری می گوید نام آرش در شاهنامه نیست در هر دو مورد مقاله نوشتم و در پیچ هست
چهل سال این جماعت مدعی داخل و خارج چه کردند ؟؟؟، از شورای ملی تا هرز گرد ..از چهارده معصوم که سرشان در اخور لندن تا قم هست تا شورای گراز و ....و ...و
نه امروز که از سالها پیش آنها که از شکوه آبان و جمشید جاوید و شیران بیشه خورشید هراس داشتند ابلیسی ترین لباس و از ماران مغز خوار ضحاک اقتباس ..
اینها از فریاد بر آمده از پاسارگاد
می هراسند همانان که چون مار در آستین و گرگ های تن پوش کرده پوستین...در لباس اند از اساس دشمن میهن ..با ابلیسی ترین جامه و پیراهن ...
شما به سخنان جناب استاد امیر طاهری گوش دهید او که امروز مدعی پادشاهی خواهی است..خودش می گوید من به معاون کمونیست (بله معاون کمونیست! اما می گویند آزادی نبود) خود گفتم به شیوه لنین با شاه مبارزه کنید به ملا مصدقی گفتم به شیوه توده ای ها و جبهه ملی گفتم مانند ...با شاه مبارزه کنید شرم آور است و درد آور که چنین مدعی بجای اینکه بگوید ما از حکومت قاجار چون ققنوس از خاکستر بر خواستیم و به این جایگاه رسیدیم ..شما اگر ایرادی هست برای رفع آن کوشا باشید و راهنمایی کنید با پادشاه همکاری...کنید کشور را به خون و جنون رهنمون نکنید.. می گوید هر کدام‌به شیوه خود مبارزه کنید ؟ آخر قرمساق دریوزه..مگر لنین و توده ای چه کردند همان لجن عفنی میراث شان بود که کسرایی به رفیق توده ای و قاری شجریان پیغام داد که اینجا جهنم است و ....به سایه و دیگر گماشته گان بگو وطن را به خاک و خون نکشند!!! اما او خواند تفنگ ت را بردار و بر بامت دجال ( سپیده ) دمید
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲ آذر زادروز #جلال_آل‌احمد

( زاده ۲ آذر ۱۳۰۲ تهران -- درگذشته ۱۸ شهریور ۱۳۴۸ گیلان) نویسنده، مترجم و منتقد ادبی (همسر سیمین دانشور)

جلال آل‌احمد از خانواده‌ای مذهبی بود. دوران کودکی و نوجوانی جلال در نوعی رفاه اشرافی روحانیت گذشت. پدرش "احمدطالقانی" پس از پایان دبستان جلال، به او اجازه درس خواندن در دبیرستان را نداد؛ اما او تسلیم خواست پدر نشد و در کلاس‌های شبانه دارالفنون، پنهان از چشم پدر اسم نوشت و از آنجا دیپلم گرفت.
در سال‌های آخر دبیرستان با کلام کسروی و شریعت سنگلجی آشنا شد و همین مقدمه‌ای برای پیوستن وی به حزب توده شد. پس از پایان دبیرستان، پدرش او را به نجف نزد برادر بزرگش محمدتقی فرستاد تا در آنجا به تحصیل در علوم دینی بپردازد، اما پس از سه ماه به تهران بازگشت. به گفته برخی نویسندگان، وی در بازگشت از نجف نسبت به بسیاری از احکام شیعیان دچار دودلی و شک شده بود.
جلال در سال ۱۳۲۲ به دانشسرای عالی تهران رفت و در رشته زبان و ادبیات فارسی فارغ‌التحصیل شد و تحصیل در دوره دکترای ادبیات فارسی را نیز ادامه داد، اما در اواخر تحصیل از ادامه آن صرف نظر کرد.
وی نخستین مجموعه داستان خود به نام «دید و بازدید» را در همین دوران منتشر کرد. او که تأثیری گسترده بر جریان روشنفکری دوران خود داشت، به جز نوشتن داستان به نگارش مقالات اجتماعی، پژوهش‌های مردم شناسی، سفرنامه‌ها و ترجمه‌های متعددی نیز پرداخت. شاید مهم‌ترین ویژگی ادبی آل‌احمد نثر او بود، نثری فشرده و موجز و در عین حال عصبی و پرخاشگر، که نمونه‌های خوب آن را در سفرنامه‌های او مثل «خسی در میقات» یا داستان - زندگی‌نامه «سنگی بر گوری» می‌توان دید. در سال ۱۳۲۶ دومین کتاب خود به نام «از رنجی که می‌بریم» را همزمان با کناره‌گیری از حزب توده چاپ کرد که بیانگر داستان‌های شکست مبارزاتش در این حزب است. پس از این خروج بود که برای مدتی به قول خودش ناچار به سکوت شد که البته سکوت وی به معنای نپرداختن به سیاست و بیشتر قلم‌زدن بود.
با قضیه ملی شدن نفت و جبهه ملی و مصدق، جلال دوباره به سیاست روی آورد. وی عضو کمیته و گرداننده تبلیغات «نیروی سوم» شد. در ۹ اسفند ۱۳۳۱، بعد از اطلاع از محاصره منزل دکتر مصدق با عده دیگری از «نیروی سومی‌ها» فوراً به آنجا رفت و به دفاع از او سخنرانی کرد و در اردیبهشت ۱۳۳۲ به علت اختلاف با رهبران نیروی سوم از آن‌ها هم کناره گرفت. دو کار ترجمه وی، «بازگشت از شوروی» ژید و «دست‌های آلوده» سارتر، مربوط به همین سال‌ها است و پس از آن «سرگذشت کندوها» را به چاپ رساند. جلال یک دوره به سکوت رفت و به دور از تمام هیاهوهای سیاسی سعی به از نو شناختن خود کرد.
در ابتدای سال ۱۳۲۳ وارد حزب توده شد و تا انشعاب حزب توده تمام مراحل تشکیلاتی به سمت بالا را پشت سر گذاشت و سپس از حزب توده جدا شد.
به سبب اختلافی که میان وی و بقایی در زمان مصدق به وجود آمد از حزب زحمتکشان کناره جست. پس از آن با رهبری شخصی به نام خلیل ملکی حزب زحمتکشان یا نیروی سوم را به راه انداخت.
جلال آل‌احمد در ۴۵ سالگی درگذشت.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۷ آذر زادروز #سیروس_رومی

( زاده ۲۷ آذر ۱۳۲۳ شیراز ) نویسنده، روزنامه نگار و خوشنویس

سیروس رومی نوشته است که:
"در ۲۷ آذر ۱۳۲۳ در شهر شعر وشعور، شیراز پا به عرصه زندگی نهادم. عمرم به آموزش گذشت، حدود ۶۰ سال یا آموزش دیدم یا آموزش دادم. تا این زمان قلم از دستم رهایی نیافته. نوشتن و خواندن که عادتی دیرینه است، مرا از دغدغه‌های اجتماعی و فشارهای روانی و یا به برداشتی دیگر من به درمان خود از این طریق می نشینم.
در انستیتو مربیان امور هنری تهران، هنر خوانده‌ام. خوشنویسی را تا مرحله ممتاز در خدمت استادانی چون "حمید دیرین" "محمد مهاجر" و "مجتبی ملک‌زاده" به صورت مستقیم و از دیگر استادان به صورت غیر مستقیم بهره برده‌ام.
نقاشی را در خدمت مرحوم محمدی و ابراهیم جعفری کار کرده‌ام.
نمایش را زیر نظر استادانی چون ایرج زهری، شاه محمدی و حکیم رابط تجربه کرده‌ام.
اولین داستانم در سال ۱۳۴۷ در مجله فردوسی تهران چاپ شد و بعدها همراه چاپ داستان به نقد تئاتر روی آوردم.
در تهران نشریه هنری "نقطه" را در سال ۱۳۴۹ و ۱۳۵۰ آماده چاپ کردم.
چهارسال در دبیرستان و مدرسه راهنمایی امارات (دبی) هنر تدریس کردم و از سال ۱۳۵۰ دبیر هنر شدم. ابتدا در مدارس راهنمایی بعد دبیرستان و بالاخره در مراکز تربیت معلم شیراز تدریس کردم. از سال ۱۳۵۰ همکاری با مجله "هفت هنر" در تهران را شروع کردم در حالی که نوشته‌هایم در فردوسی استمرار یافت.
بعد از بازگشت از دبی به شیراز در سال ۱۳۵۴ چند نشریه دانش‌آموزی راه انداختم و بالاخره به روزنامه خبر جنوب شیراز پیوستم. ۱۶ سال آنجا بودم.
در سال ۱۳۷۴ روزنامه عصر مردم شیراز را ساماندهی کرده و اولین سردبیر آن شدم. در سال ۱۳۷۶ روزنامه نیم‌نگاه را راه‌اندازی کردم و اولین سردبیر آن شدم و به همین ترتیب در سال ۱۳۷۹ در روزنامه پارس و سپس اندک مدتی سردبیر مجله چاووش بودم و امروز سردبیر نشریه نسخه سبز هستم.
از سال ۱۳۶۳ به حوزه پژوهش مطبوعات وارد شدم.
فهرست کتاب‌هایم امروز به ۲۱ جلد رسیده است.
هم اکنون با دانشنامه مطبوعات ایران در نوشتن مدخل‌های روزنامه‌های فارس و با فصلنامه همین موسسه همکاری دارم. در سازمان اسناد و کتابخانه ملی فارس در بخش جمع‌آوری مطبوعات فارس و تهیه تاریخ شفاهی روزنامه‌نگاران نیز همکاری می کنم.
دارای نشان مفاخر فارس و اخذ ۱۵ تندیس و حدود ۵۰ لوح افتخار و تقدیر هستم."

آثار:
۱. آموزش خط تحریری
۲. آموزش خوشنویسی
۳. ناگهان چقدر زود دیر می‌شود
۴. اندوه یاد سحر رومی
۵. کتاب سحر (۳ دفتر)
۶. شیراز در شعر شاعران
۷. در برگ اول پاییز مانده‌ام
۸. آه... بانو
۹. ترانه‌های شاد کودکان
۱۰. دختران ایران
۱۱. تاسیس خانه مطبوعات فارس
۱۲. مقامات روزنامه‌نگاری
۱۳. تاریخچه مطبوعات و آشنایی با گردشگری فارس
۱۴. شوخ طبعی در مطبوعات شیراز
۱۵. تاریخ نشریات پزشکی شیراز
۱۶. تاریخ مطبوعات فارس (دوره قاجار)
۱۷. تاریخ مطبوعات فارس (دوره رضاشاه)
۱۸. تاریخ مطبوعات فارس (دوره محمدرضاشاه پهلوی)
۱۹. شناسنامه مطبوعات فارس از آغاز تا امروز
۲۰. فهرست مطبوعات فارس از آغاز تا امروز
۲۱. چرا به خوابهایم سر نمی‌زنی

کتابهای در دست انتشار:
۱. زنان روزنامه‌نگار شیراز
۲. ضیاء‌الدین طباطبایی و رسانه‌ها
۳. سواره و نامه‌های سیمین دانشور
۴. مجموعه داستانها، شامل ۳۰ داستان که قبلا در مجله‌های فردوسی و دنیای سخن (تهران) و روزنامه‌های شیراز (خبر، عصر و نیم‌نگاه) چاپ شده است.

#عمرشون_جاودانه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۲ دی زادروز #آستاد_ایرج_زبردست

( زاده ۱۲ دی ۱۳۵۳ شیراز ) شاعر و رباعی‌سرای معاصر

زبردست شاعری را از سال ۱۳۶۸ آغاز کرد و تاکنون بیش ۱۰ مجموعه شعر از او توسط ناشران معتبر در داخل و خارج از کشور چاپ و منتشر شده و اشعارش به زبانهای انگلیسی، آلمانی و تاجیکی نیز برگردانده شده است.
کتاب حیات دوباره رباعی، مجموعه کاملی درباره ایرج زبردست و رباعیات اوست. این کتاب توسط بهاءالدین خرمشاهی و محمد اجاقی انتشار یافته است.
منوچهر آتشی، اسماعیل خویی، شفیعی کدکنی، مرتضی کاخی، فریدون مشیری، سیمین بهبهانی، سیمین دانشور، کامیار عابدی، جلال ستاری، هوشنگ چالنگی، میرجلال‌الدین کزازی، منصور رستگار فسایی، یداله رویایی، امین فقیری، منصور اوجی، بهاالدین خرمشاهی، پرویز خائفی ، عطااله مهاجرانی، پوران فرخزاد، عبدالمجید زنگویی و .... ایرج زبردست را حادثه‌ای در تاریخ رباعی و رباعی سرایی دانسته‌اند.
رباعیات زیر از سروده‌های اوست:

یکباره جهان سر به گریبان گم شد
هر ثانیه در هجوم عصیان گم شد
یکباره دهان آفرینش واماند
ابلیس اناالحق زد و انسان گم شد

از راز عبور با خبر می‌گردند
آغاز ادامه‌ای دگر می‌گردند
ای کاش یکی در این میان می‌دانست
جز باد همه به خانه بر می‌گردند

ای صبح نه آبی نه سپیدیم هنوز
در شهر امید ناامیدیم هنوز
دیدی که جه کرد دست شب با من و تو
در باز و به دنبال کلیدیم هنوز

تا بال و پر عمر به رنگ هوس است
از اوج سرازیر شدن یک نفس است
آن لحظه که بال زندگی می‌شکند
در چشم پرنده آسمان هم قفس است

در خواب چراغ تا سحر دستم بود
در خواب کلید هرچه در دستم بود
زیباتر از این خواب ندیدم خوابی
بیدار شدم دست تو در دستم بود

سیمین بهبهانی در نامه‌ای به ایرج زبردست در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۹ این‌گونه می‌نویسد: چه بهتر که نامت را جامه حضورت کنم ـ و کردم. نخستین بار که یک رباعی از تو خواندم حس کردم سیبی خوش رنگ و بو را آزموده‌ام که عطری دیگرگون دارد. چندگاهی که گذشت، بیشتر شعرهایت را که درقالب رباعی سروده بودی ـ به وسیله تلفن، یا حضوری، برایم خواندی. امروز تو را درشیوه دلخواهت بسیار موفق می‌بینم. ایرج زبردست عزیز، به تو تبریک می‌گویم که توانسته‌ای یک تنه نفسی تازه در این قالب کهن بدمی و همزمان نظر تحسین و قبول اهالی شعر را متوجه رباعی‌های خود کنی ـ و هنوز این آغاز راه است: گام‌های بعدی تو را برای پیمودن این راه دشوار پر توان‌تر می‌خواهم. فراموش نکن که مصراع چهارم عروسی ست که تاج و تور و جامه‌ای برازنده اندام خود می‌خواهد؛ و تو تا این جا توانسته‌ای این عروس را به آنچه شایسته اوست خرسند کنی و بیارایی. جوانه نو بر درخت کهن ادامه زندگی‌ست.

آثار:
* باران که بیاید همه عاشق هستند / چاپ هشتم
* شکل دیگر من / نایاب
* خنده‌های خیس / نایاب
* یک سبد آیینه / نایاب
* حیات دوباره رباعی / به کوشش بهاءالدین خرمشاهی و محمد اجاقی. انتشارات نگاه . چاپ پنجم
* نامه‌های من به اوما / چاپ پنجم
* سرهای بریده بادبادک بودند / این کتاب جمع‌آوری شد و نایاب
* دفی از پوست ابلیس /نایاب
* شهری که در آن مرگ اذان می‌خواند / چاپ دوم، نشر چشمه
* گزیده رباعیات ایرج زبردست / انتشارات مروارید، چاپ سوم
* برگردان ۹۶ رباعی از ایرج زبردست به خط سیریلیک در کشور تاجیکستان توسط بختیار امینو
* ترجمه رباعیات ایرج زبردست در انگلیس توسط گروه ترجمه آریان
* سر بر تن و دنبال سرم می‌گردم / انتشارات مروارید، چاپ دوم

کتابهایی درباره ایرج زبردست
* خیامی دیگر، گزیده رباعیات ایرج زبردست، به کوشش مریم روشن
* ترانه‌های پر تشویش، تطور و سیر مضمونی رباعی از حکیم خیام نیشابوری تا ایرج زبردست، نوشته فیض‌اله شریفی

#عمرشون_جاودانه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۴ بهمن سالروز درگذشت #شادروان_استاد_علی‌اصغر_معصومی

( زاده ۱۳۱۲ کنگاور -- درگذشته ۴ بهمن ۱۳۹۴ مونترال کانادا ) نقاش و طراح گرافیک

معصومی در نوجوانی به تهران سفر کرد و در سال ۱۳۳۴ از هنرستان نقاشی کمال‌الملک فارغ‌التحصیل شد، در حالی که چهارسال نزد استادانی چون حسین شیخ، محمود اولیا و رفیع حالتی به تحصیل پرداخت، اما آنجا دریافت که نقاشی از طبیعت و طبیعی‌سازی چنان‌که شیوه رایج نقاشان پیرو کمال‌الملک بود، چندان او را به خود جذب نمی‌کند. وی سپس در هنرستان هنرهای تزئینی ایران ادامه تحصیل داد.
معصومی اولین نمایشگاه انفرادی خود را در گالری «هنر جدید» به سال ۱۳۴۳ برپا کرد. حضور در حیطه فعالیتهای مربوط به گرافیک، او را به جمع زیادی از حاضران و فعالان عرصه گرافیک آشنا کرد. این آشنایی‌ها بعد از مدتی به همکاری نزدیک‌تری منجر شد.
وی در سال ۱۳۴۶ در یک کار گروهی بزرگ با دیگر هنرمندان صاحب‌ نام برای انتشار کتاب شاهنامه فردوسی به‌ عنوان تصویرساز مشارکت کرد. فعالیت در عرصه کارهای گرافیک باعث شد تا دومین نمایش انفرادی آثار او دوازده سال بعد، ابتدا در گالری سیحون و سپس در نگارخانه تهران اتفاق بیفتد.
او که تحت تاثیر استادانی چون سیمین دانشور، جلال آل‌احمد، پرویز مرزبان، شکوه ریاضی و دکتر کیهانی بود که در آن زمان در هنرستان، دروس تئوریک را تدریس می‌کردند، به این نتیجه رسیده بود که نگارگری به سیاق گذشته مناسب نیست و باید راهی تازه جست و به این باور رسید که چاره کار تلفیق آموزه‌هایش در هنرستان هنرهای تزیینی با دستاوردهای تجسمی هنر غرب است.
او در ادامه کارش به گرافیک نیز پرداخت و علاوه بر همکاری در تصویرسازی کتابهای درسی و همکاری با انتشارات فرانکلین، از جمله ۲۵۰ طرح سیاه وسفید برای شاهنامه‌ای کشید که با تصحیح جعفر محجوب، خوشنویسی جواد شریفی، صفحه‌آرایی محمد احصایی و تصویرسازی رنگی محمد بهرامی در سال ۱۳۵۰ منتشر شد.
وی آثارش را به پنج دوره تقسیم کرده است: دوره بازنمود کیفیات شاعرانه طبیعت، دوره صفویه، دوره قاجاریه، دوره مرغ و گل، و دوره ترکیبی.
او یکی از پیشگامان هنر معاصر ایران بود که با وجود رها نکردن رشته سنت، مثل تنی چند از نقاشان هم‌ نسل خود و شاید خیلی زودتر، بعد از انقلاب، ابتدا در سال ۱۳۶۲ به اسپانیا رفت و سپس همراه خانواده به کانادا مهاجرت کرد. به این ترتیب او بیش از سی سال بیرون از زادگاهش زندگی کرد، اما شگفت اینکه رشته سنت نه تنها گسسته نشد، بلکه به تأیید بسیاری از کارشناسان به نوعی تداوم هنر فاخر نگارگری منجر شد.
معصومی در ۸۲ سالگی درگذشت.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۳ اسفند سالروز درگذشت #شادروان_استاد_فاطمه_سیاح

( زاده سال ۱۲۸۱ مسکو -- درگذشته ۱۳ اسفند ۱۳۲۶ تهران ) اولین بانوی استاد دانشگاه

فاطمه رضازاده محلاتی معروف به فاطمه سیاح، از بنیانگذاران کانون بانوان در وزارت فرهنگ بود. او به‌عنوان اولین بانوی استاد دانشگاه، کرسی نقد ادبی را در دانشگاه تهران پایه‌گذاری کرد.
پدر او میرزا جعفر رضازاده محلاتی، استاد زبان و ادبیات فارسی در مسکو، از ابتدای جوانی به روسیه مهاجرت کرده بود. مادر او آلمانی‌تبار و بزرگ‌شده روسیه بود. فاطمه سیاح، تحصیلات متوسطه و عالی را در مسکو گذراند و از دانشکده ادبیات اونیورسته مسکو دکترا گرفت.
او با پسرعمویش، حمید سیاح ازدواج کرد، اما پس از سه سال از او جدا شد و در سال ۱۳۱۲ در پی وقوع انقلاب روسیه، به همراه پدرش به ایران آمد.
در ایران، عضو کنگره فردوسی شد و به تدریس زبان فرانسه و روسی پرداخت، تا این که در سال ۱۳۱۷ در دانشگاه تهران به درجه دانشیاری و در سال ۱۳۲۲ به درجه استادی رسید.
هرچند که این کرسی پس از درگذشت وی، به‌علت نبود جانشین مناسب منحل شد. او در سال ۱۳۲۵ به عضویت نخستین کنگره نویسندگان ایران درآمد و در مقام استادی دانشگاه، جدی و سخت‌کوش بود و برخی از دانشجویانی که پرورش داد، به چهره‌های برجسته‌ای تبدیل شدند؛ از جمله سیمین دانشور که پایان‌نامه دکترایش را با کمک او نگاشت.
فاطمه سیاح در ۴۵ سالگی درگذشت و در گورستان ابن بابویه به‌خاک سپرده شد.

فعالیت‌های ادبی:
فاطمه سیاح را می‌توان از جمله نخستین منتقدان ایرانی دانست که به مبانی و اساس نقد جدید توجه نشان داده‌ است.
وی در سال ۱۳۲۳ به عضویت هیئت تحریریه ماهنامه ادبی پیام نو درآمد و مقالات متعددی را در آن به‌چاپ رساند. با این حال او که فارسی را به‌عنوان زبان هفتم آموخته بود، با آن آشنایی کاملی نداشت و مقالات خود را به زبان روسی می‌نوشت و بعد افرادی این نوشته‌ها را به زبان فارسی ترجمه می‌کردند.
مقالاتی که سیاح درباره تاریخ ادبیات نوشته، مانند مقالات مرتبط با فردوسی و شاهنامه، از نظر ادبیات تطبیقی حائز اهمیت است. اما شناخت او از ادبیات فارسی کهن ایران، متکی بر آثار شرق‌شناسان بوده و نویسنده اغلب مستقیما به منابع فارسی مراجعه‌ای نداشته‌است.

فعالیت‌های اجتماعی:
سیاح پس از ورود به ایران، به جنبش مدنی زنان ایرانی پیوست که از دوره مشروطه با تشکیل انجمن‌ها و انتشار نشریات ویژه زنان شروع شده‌ بود. او در زمینه حقوق زنان و ارتقای سطح علمی و فرهنگی آنان به چهره‌ای شاخص تبدیل شد. در سال ۱۳۲۲ همزمان با تشکیل حزب زنان ایران، به‌عضویت آن در آمد. این حزب بعدها به شورای زنان ایران تغییر نام یافت. او از طرف حزب برای سخنرانی به ترکیه سفر کرد و در سال ۱۳۲۴ با کمک شمار دیگری از زنان فعال آن دوران، از جمله سیمین دانشور، زهرا خانلری و فروغ حکمت، نخستین شماره نشریه حزب را منتشر کرد. از جمله فعالیت‌های حزبی او در این دوران، شرکت در کنگره صلح پاریس بود. او در سال ۱۳۲۵ به عضویت کمیته مرکزی سازمان زنان ایران و جمعیت شیر و خورشید سرخ بانوان ایران درآمد.
وی اولین زنی بود که عهده‌دار مأموریت سیاسی در خارج از کشور شد.

آثار:
رساله دکتری دربارهٔ آناتول فرانس، به زبان فرانسه
تألیف کتاب روسی برای دبیرستان به سفارش وزارت فرهنگ، با همکاری مهری آهی و گیلده برآندت، استاد دانشگاه تهران (باکو ـ تهران ۱۳۲۴)
تاریخ ادبیات روسی، پس از مرگ سیاح، جلد اول تاریخ ادبیات روس به نام سعید نفیسی در ۱۳۴۴ شمسی منتشر شد.
یادداشتهایی ناتمام برای نگارش کتاب «سنجش ادبیات زبان‌های خارجه»
مقالات نوشته شده در مجلات ایران. این مقالات به همت محمد گلبن، در کتاب نقد و سیاحت (۱۳۵۴) گردآوری شده‌است.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#امروز؛ به روزِ پیروز وفرخ،
#دی به دین از ماه اسفند به سال
۳۷۵۸# مزديسنى،

#خورشیدی: ☀️
۱۳۹۹/۱۲/۱۸
دوشنبه - ۱۸ اسفند ۱۳۹۹
#میلادی:
2021-03-08
Monday - 2021 08 March

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

#دین واژه‌ای پارسی و به چم(:معنی) وجدان
#بینش و#نگرش درونی است که از سوی اهورامزدا در نهاد هر انسان جای داده شده تا در زندگی با نیروی آن بتواند راه راست و درست را یافته و در آن گام بردارد.

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

#مناسبتها♒️

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌐روز جهانی زنان
💝در آلبانی : روز مادر
🔆روز ملی بوشهر

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#رخدادها👁🗨

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

۷۲۵ پ. م- گشتاسپ شاه کیانی به آئین زرتشت گروید.
قلمرو وی: سيستان (ايران و افغانستان)، آريا، و مناطقی كه امروز كرمان و قسمت هايي از فارس، يزد و اصفهان و پايتختش زابل بود كه رستم و يعقوب ليث هم از همين خطه برخاسته‌اند. گشتاسپ پس از نزديك به دو سال مذاكره و بحث با فرستادگان زرتشت، قانع شد و پذيرفت كه از پيروان آموزشهای او باشد.
زرتشت تنها پيامبری است كه از ميان قوم آرين برخاست.

🌀۱۳۸۷ خ- نایب قهرمانی تیم کشتی آزاد ایران در مسابقات جام جهانی کشتی تهران با شکست مقابل تیم کشتی آذربایجان

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#رویدادها👁🗨

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌀۱۲۸۵ خ- مردم در اعتراض به ظل‌السلطان والی اصفهان در تلگرافخانهٔ این شهر تحصن کردند.

🌀۱۲۹۶ خ- گروهی از مردم تهران در میدان توپخانه اجتماع کردند و بر ضد انگلستان و موافقتامهٔ تقسیم ایران شعار دادند.

🌀۱۳۷۴ خ- انتخابات دوره پنجم مجلس شورای اسلامی

🌀۵۵۱ م- ساخت تالار جدیدی در کاخ سلطنتی تیسفون که به نام طاق کسری شهرت یافت، به پایان رسید.

🌀۱۵۷۶ م– دیه‌گو گارسیا دپالاسیو، کاشف اسپانیایی برای نخستین بار با بازمانده‌های تمدن مایا در شهر کوپان روبه‌رو می‌شود.

🌀۱۶۱۸ م- یوهانس کپلر قانون سوم حرکت سیاره‌ها را کشف کرد.

🌀۱۷۰۲ م- شاهزاده آن ملکهٔ انگلستان، اسکاتلند و ایرلند شد.

🌀۱۷۲۲ م– شاهنشاهی ایرانی صفوی در نبرد گلون‌آباد از سپاهی از افغان‌ها شکست می‌خورد و ایران وارد دورانی از هرج‌ومرج می‌شود.

🌀۱۸۶۲ م– جنگ داخلی آمریکا آغاز نبرد دریایی هامپتون رودز

🌀۱۸۶۸ م– واقعه ساکای سامورایی ژاپنی ۱۱ دریانورد فرانسوی را در ساکای می‌کشند.

🌀۱۸۷۲ م- حدود صد نفر از سرخپوستان آمریکایی در شهر گنادن‌هوتن به دست نیروهای شبه‌نظامی سفیدپوست با ضربات مرگبار به سر کشته شدند.

🌀۱۹۱۱ م- روز جهانی زنان را کلارا زتکین در کپنهاگ اعلام کرد.

🌀۱۹۴۲ م- نیروهای نظامی امپراتوری ژاپن شهر رانگون در مستعمرهٔ انگلیسی برمه را تصرف کردند.

🌀۱۹۵۷ م– بازگشایی کانال سوئز در مصر پس از عبور از بحران سوئز

🌀۱۹۷۴ م– افتتاح فرودگاه شارل دوگل پاریس

🌀۱۹۷۹ م- تظاهرات ۸ مارس ۱۳۵۷ در ایران

🌀۲۰۱۴ م- پرواز شماره ۳۷۰ هواپیمایی مالزی ناپدید شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#زادروزها💚

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🍀۱۳۲۶ خ- مجید انتظامی (موسیقیدان آهنگساز، نوازنده ابوا و مدرس ایرانی

🍀۱۷۱۴ م- کارل فیلیپ امانوئل باخ آهنگساز آلمانی

🍀۱۸۷۹ م- اتو هان شیمیدان آلمانی برندهٔ جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۴۴

🍀۱۹۲۹ م- هبه کامارگو مجری تلویزیون، بازیگر و خوانندهٔ برزیلی

🍀۱۹۴۷ م- فلورنتینو پرز رئیس باشگاه فوتبال رئال مادرید و مدیر ارشد اجرایی شرکت گروپو ای‌سی‌اس اسپانیا

🍀۱۹۹۰ م- پترا کویتووا (زن تنیس‌باز حرفه‌ای اهل جمهوری چک

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#درگذشتگان🖤

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🍂۳۶۵ خ- ابوشکور بلخی شاعر اندیشمند ایرانی و از نخستین مثنوی‌سرایان

🍂۱۳۹۰ خ- سیمین دانشور نویسنده، شاعر، مترجم ایرانی و همسر جلال آل‌احمد

🍂۹۶۵ م- قتل «المتنبّي» شاعر بزرگ و انقلابي عرب

🍂۱۴۰۳ م- ایلدریم بایزید یکم وی در نبرد آنکارا در سال ۱۴۰۲ توسط تیمور گورکانی (تیمور لنگ) زندانی شد و تيمور او را در قفس آهنين قرار داده و همانند طوطی همه جا با خود می‌برد، وی در ۴۲ سالگی، در اسارت، درگذشت.
بايزيد پاسخی بی‌ادبانه و سراسر افترا به نامه تيمور نوشته بود.

🍂۱۷۰۲ م- ویلیام سوم (پادشاه انگلستان و ایرلند از ۱۳ فوریه ۱۶۸۹، پادشاه اسکاتلند از ۱۱ آوریل ۱۶۸۹ تا پایان عمر

🍂۱۸۶۹ م- هکتور برلیوز آهنگساز فرانسوی از چهره‌های تأثیرگذار در موسیقی عهد رمانتیک و از بهترین رهبران ارکستر

🍂۱۸۷۴ م- میلارد فیلمور سیزدهمین رئیس‌جمهور آمریکا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۸ اسفند سالروز درگذشت #شادروان_سیمین_دانشور

( زاده ۸ اردیبهشت ۱۳۰۰ شیراز -- درگذشته ۱۸ اسفند ۱۳۹۰ تهران ) نویسنده و مترجم

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۸ اسفند سالروز درگذشت #شادروان_سیمین_دانشور

( زاده ۸ اردیبهشت ۱۳۰۰ شیراز -- درگذشته ۱۸ اسفند ۱۳۹۰ تهران ) نویسنده و مترجم

دانشور نخستین زن ایرانی بود که به صورتی حرفه‌ای در زبان فارسی داستان نوشت. مهم‌ترین اثر او رمان سووشون است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شده است و از جمله
پرفروش‌ترین آثار ادبیات داستانی در ایران به‌شمار می‌رود. او همچنین عضو و نخستین رئیس کانون نویسندگان ایران بود.
وی در ۱۳۳۱ با دریافت بورس تحصیلی به دانشگاه استنفورد آمریکا رفت و دو سال در رشته زیبایی‌شناسی تحصیل کرد و پس از بازگشت به ایران در هنرستان هنرهای زیبا به تدریس پرداخت؛ تا این که در سال ۱۳۳۸ استاد دانشگاه تهران در رشته باستان‌شناسی و تاریخ هنر شد.
او اندکی پیش از مرگ همسرش "جلال آل‌احمد" در ۱۳۴۸ رمان سووشون را منتشر کرد و در ۱۳۵۸ از دانشگاه تهران بازنشسته شد.
این بانوی پیشکسوت داستان‌نویس پس از یک دوره بیماری، در سال ۱۳۸۶ کار نوشتن را دوباره از سر گرفت.
از دکتر سیمین دانشور، همواره به‌عنوان یک جریان پیشرو و خالق آثار کم‌نظیر در ادبیات داستانی ایران نام برده میشود،
فیلم مستند ۹۰ دقیقه‌ای دیدنی و جالب «بی‌سرو سیمین» درباره سیمین دانشور ساخته جواد میرهاشمی، همچنین کتاب «بی‌سرو سیمین» یادنامه سیمین دانشور توسط انتشارات "من" منتشر شده است.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان

سیمین دانشور ۱۳۰۰
ابراهیم گلستان ۱۳۰۱
جلال آل‌احمد ۱۳۰۲
پروین دولت‌آبادی ۱۳۰۳
احمد شاملو ۱۳۰۴
هوشنگ ابتهاج ۱۳۰۶
توران میرهادی ۱۳۰۶
مهدی اخوان‌ثالث ۱۳۰۷
سهراب سپهری ۱۳۰۷
نجف دریابندری ۱۳۰۸
احمد محمود ۱۳۱۰
پری صابری ۱۳۱۱
فروغ فرخزاد ۱۳۱۳
رضا براهنی ۱۳۱۴
غلامحسین ساعدی ۱۳۱۴
بهرام صادقی ۱۳۱۵
هوشنگ گلشیری ۱۳۱۶
بهرام بیضایی ۱۳۱۷
محمدرضا شفیعی کدکنی ۱۳۱۸
محمود دولت‌آبادی ۱۳۱۹
‌محمدرضا شجریان ۱۳۱۹

چه شروع زیبایی.
چه آستانه‌ی حیرت‌انگیزی.
هر سال به اندازه یک قرن سنگینی و وزن داشته
و حالا چیزی به انتهای این سده نمانده.
یک انتهای الکی
شروعی بدون اسطوره های ماندگار...

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تولدت_مبارک_سیمین_دانشور (۸ اردیبهشت ۱۳۰۰) #شیراز


«... در ضمن من از پایان غم‌انگیز بدم می‌آید. ما به حد کافی غم داریم. رمان یا داستان باید شاد، محرک و شوق‌انگیز باشد و من از رمان‌های سیاه و پر از قتل و مصیبت بدم می‌آید. رمان باید شکوه و زیبایی را به یاد مردم بیاورد.»

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#استاد_فریدون_پوررضا 🎼


از همان آغاز، موسیقی خصوصاً از نوعِ فولکلورش، به مثابه یکی از دیرینه ترین همزادهای بشر، بستر مناسبی برای حفظ و نگهداری آیین ها و باورمندی ها و دارای زبان گویایی بوده است، که برای ارائه و تجلی جانمایه هویت و شخصیت هر قوم و مردم آن سرزمین، تنها کافی ست به آن گوش فرا داد. تاریخ و فرهنگ هر قوم و قبیله ای را می توان از پس ترانه ها و نغمه هایی که برای جنگ و شادی و اندوه و حماسه هایش ساخته است، باز شناخت. استاد "فریدون پور رضا"، یکی از کاوشگران و محققان موسیقی فولکلور گیلان بوده و آنچه اهمیت پژوهشگری اش را دو چندان می کند، بهره مندی اش از نعمت صدا و توانایی خواندن می باشد. محققی خستگی ناپذیر، که در نحوه خواندن و ادا کردن نغمات زیبای گیلکی استاد بود. او می توانست به عمق فرهنگ کهن نقب بزند، ریشه ها را پیدا کند، به نجواهای نیاکانش گوش دهد، آنها را به خاطر بسپارد و در بازگشت، همان ها را بازخوانی نماید. در واقع "فریدون پوررضا" برداشتی متفاوت از موسیقی فولکلور ارائه کرده بود. او در این راه از ملودی های دیلمان، گالش و گیلک استفاده فراوان می کرد و با پژوهش در زمینه موسیقی، بسیاری از ظرفیت های موسیقی گیلان را رشد داده و آن ها را به گیلان و ایران می شناساند.

"فریدون پوررضا"، ترانه ساز نبود، بلکه کسی بود که با زحمت بسیار، ترانه ها را کشف می کرد. آهنگساز نبود، کاشف آهنگ های گمشده بود. آوازخوان نبود، انعکاس بی واسطه و بِکر صدای گیله مردان و گیله زنان، به وقت کار و فراغت و خواندن لالایی بود. باستان شناسی بود که نغمه های خاک خورده و زیر گِل مانده و دور دست را می جُست و از چنگ فراموشی بیرون شان می کشید و شستشو می داد و به یادمان می آورد که چه گوهرهایی در دل مردمان این سرزمین، ناشنیده از یاد می روند. "فریدون پوررضا"، روزگار درازی را چشم در چشم و سینه به سینه طبیعت و اهالی جنگل و کوهستان گذراند. زحمت فراوان کشید تا تکه تکه میراث موسیقیایی این مرز و بوم را دریابد و پاس بدارد و آنقدر پیش رفت که خود خلاصه فرهنگ عامه و گنجینه موسیقی مقامی و شفاهی گیل و دیلم شد. نقل است که "احمد شاملو" در وصفش گفته بود: در صدای "پوررضا"، تاریخ یک ملت خوابیده است.

استاد "پوررضا"، جز به زبان سرزمین مادری اش نمی خواند و آنچه را نیز می خواند، اغلب چنان ساده و به دور از آرایه های آوازی تزیینی و جلوه های معمول و مرسوم آهنگسازی بود که گویی به راستی چوپانی نگران از هجوم سیا ابران و باد و بوران برای گوسفندانش گوسن دوخان سر می دهد یا مادری پای گهواره، گاره سری زمزمه می کند یا پیرمرد بِجارکاری ست، دست به دعا برداشته در آرزوی باران. ترانه هایش سرشار از سادگی و صمیمیت و دربردارنده ی بسیاری از آداب و سنن گیلکی و روایتگر افسانه ها و بازی ها و شرح حال شادی ها و غم های مردمان روستاها و آبادی های بزرگ و کوچکی ست که در جنگل ها و کوهپایه ها زیسته اند و به خاطره ها پیوسته اند.
همه دغدغه استاد "پوررضا"، امانت داری و اراِئه نسخه اصل و بی کم و کاست از آن چیزی بود که بی واسطه در هوایش نفس کشیده بود و لاجرعه از جامش نوشیده بود.

شاید او تنها کسی بود که می توانست یک گوشه یا یک مقام گیلکی را به چندین لهجه و لحن شرق و غرب و میانه گیلان و درست با رعایت جزییات همان منطقه بخواند. با این همه، دقایق آواز ایرانی را در محضر 'غلامحسین بنان' و 'یونس دردشتی' آموخته بود، تعزیه و نمایش را می شناخت، تسلطش بر زبان و ادبیات فارسی ستودنی بود و همراه بزرگانی چون "سیمین دانشور"، "منوچهر آتشی"، "محمود عنایت"، "ایرج افشار" و ... سفیر فرهنگی فولکلور ایران در فرنگ نیز شده بود.
"فریدون پوررضا"، بی شک پژوهنده و نگهبان امین میراث اجدادی آواها و نواهای گیلکی بود و اگرچه توانست بهره ای از دانش موسیقایی اش را در قالب مجموعه های صوتی و مکتوب برای ما به یادگار بگذارد، اما متاسفانه، بخش بزرگی از این گنجینه دیر یافته با ارزش را - بی آنکه قدرش را بدانیم و لیاقت نیابتش را داشته باشیم - دست نخورده، با خود به زیر خاک برد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب

همراه آفتاب
نوشته : هارولند کورلند
ترجمه : سیمین دانشور

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
همراه_آفتاب_از_هارولد_کورلندر_ترجمه_سیمین_دانشور.pdf
37.5 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب

همراه آفتاب
نوشته : هارولند کورلند
ترجمه : سیمین دانشور

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵

برای ...
زندگی کردن ...
در این گوشه ی دنیا...
آدم باید از فولاد باشد تا دوام بیاورد ...

#_سیمین_دانشور

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity