🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#حتما_بخوانبد

زمانی که دوچرخه به تهران آمد برخی مردم به آنهایی که به این مرکب سوار می‌شدند "بچه شیطان" و "تخم جن" می‌گفتند و معتقد بودند که راکبین از طرف شیاطین و پریان کمک می‌شوند چون بغیر از این کسی نمی‌تواند روی دو چرخ حرکت بکند و دلیلشان هم این بود که می‌گفتند مرکبی که اگر کسی آنرا نگه ندارد، خودش نمی‌تواند خودش را نگه دارد چگونه می‌تواند یکی را هم بالای خود نشانیده راه ببرد؟! مخصوصا که با سرعت آدم دونده‌ای هم طی طریق می‌کرده و از هر طرف و سمت، پیچ و خَم بخورد! پس این کار ممکن نیست مگر آنکه خود آن روروئک را جنیان ساخته و راکبین آنها نیز بچۀ جن ها و شیطان ها می‌باشند. چنانکه اولین باری که این مرکب به تهران آورده شد دو پسر بچۀ انگلیسی با شلوارهای کوتاه در میدان مشق آنها را به نمایش مردم گذاشتند . پیرها و سالمندانی که به تماشایشان رفتند بسم الله گویان و لاحول زنان و شگفت زده که گویی به تماشای غول و آل و پریزاد رفته اند باز میگشتند و آمدن دوچرخه را یکی از علائم ظهور میگفتند.
اولین دوچرخه سازی به معنای واقعی خود یعنی هم کرایه دوچرخه و هم تعمیر آن بود ده دوازده دکان بالاتر از شمس العماره قرار داشت و متعلق به "حسین آقا شیخ" بود. این حسین آقا با شهامتی غیر قابل انکار بر خلاف قدیمی ها که هر پدیدۀ تازه و نوظهوری را تکفیر و تحریک می‌کردند، چند دستگاه از آنها را خریده در اختیار مردم می‌گذارد و چون این وسیله به سرعت مورد استقبال نوجوانان و جوانان واقع می‌شود، ارمنی ای بنام "ادیک" در اول خیابان منوچهری دکان دیگری دایر می‌نماید و کم کم دکانهای دیگری به آنها اضافه شدند و دوچرخه عمومیت پیدا کرد.

منبع : طهران قدیم؛جعفر شهری


https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔴#طهران_قدیم

✍️نویسنده : م. حسن بیگی

📝 این کتاب جذاب و مصور درباره تاریخ تهران از جمله مطالب و موضوعات زیر را در بر میگیرد:

🔘 تهران چگونه تهران شد؟

🔘 تهران به روایت بیگانگان

🔘 توپخانه -مرکز تهران

🔘 شمس العماره و ماجراهایش

🔘 ارگ سلطنتی و ویژگیهای آن

🔘گوشه هایی از زندگی مردم طهران

🔘 طب و درمان در طهران قدیم

🔘 تفریحات و سرگرمیهای مردم
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
طهران قدیم (5 جلد)
جعفرشهری
شهری در دو مجموعهٔ طهران قدیم و تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، حال و هوای تاریخی تهران را با جزئیاتش بیان می‌کند.
شهری در نوشته‌های خود از واژه‌های گوناگون و اصیل و اصطلاحات تهرانی بهره زیادی می‌گیرد.

این مجموعه در مورد دروازه‌های سیزده‌گانه تهران قدیم و عصر ناصرالدین‌شاه، کسبه معروف آن زمان و اخلاق و رفتار تهرانی‌ها و نقل زندگی قمر و عبدالله آشی و شیخ حسن دیوانه و کله پزیها و آجیل فروشی‌ها است.
علاوه بر آن در مورد بعضی ناهنجاری‌های رفتاری مردم آن زمان که بعضی از آن‌ها تا کنون هم ادامه دارد، صحبت می‌کند. بعضی از خیابان‌های قدیم تهران شامل: خیابان چراغ گاز یا چراغ برق، که به خیابان امیرکبیر کنونی معروف است که کارخانه چراغ گاز در آن جا ساخته شده است. خیابان لاله‌زار، خیابان باغ‌شاه یا خیابان سپه، خیابان ناصریه، خیابان امیریه.
خیابان علاءالدوله که اکنون به نام خیابان فردوسی است، خیابان دروازه شمیران و... خیابان امیریه که از خیابان‌های پر آب و درخت بود و جز محله‌های اشراف نشین محسوب می‌شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
طهران قدیم ۱.pdf
10.4 MB
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
طهران قدیم ۲.pdf
8.8 MB
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
طهران قدیم ۳.pdf
7.5 MB
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
طهران قدیم ۴.pdf
9.7 MB
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
طهران قدیم ۵.pdf
5.7 MB
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۶ آذر سالروز درگذشت #جعفر_شهری

( زاده سال ۱۲۹۳ تهران -- درگذشته ۶ آذر ۱۳۷۸ تهران) نویسنده و پژوهشگر تاریخ تهران

جعفر شهری‌باف، در دو مجموعه طهران قدیم (۵ جلد) و تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم (۶ جلد) حال و هوای تاریخی تهران را با جزئیاتش بیان کرده است. دیگر اثر او، قند و نمک، مجموعه‌ای از اصطلاحات اصیل تهرانی با توضیحات و پیشینه است.
سه رمان از رمان‌های او، یعنی شکر تلخ، گزنه و قلم سرنوشت را باید سه‌گانه‌ای دانست که اولی مربوط به دوران کودکی نویسنده و رنج‌های مادر وی، دومی شرح دوران نوجوانی، و سومی مربوط به دوران میانسالی اوست. کتاب‌های حاجی در فرنگ (در دو جلد) و حاجی دوباره نیز، سفرنامه مؤلف است به مکه و سپس اروپا که در آن خرافات دینی را به چالش می‌کشد.
او در نوشته‌های خود از واژه‌های گوناگون و اصیل و اصطلاحات تهرانی بهره می‌گیرد. عباس میلانی، از ایران‌شناسان معاصر، در نوشتاری به انگلیسی با عنوان «تهران و تجدد، هفت‌خوان شخصی جعفر شهری» آثار و شخصیت جعفر شهری را بررسی کرده‌است.

آثار:
طهران قدیم (۵ جلدی)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم (۶ جلدی)
قند و نمک
شکر تلخ
حاجی در فرنگ
حاجی دوباره
انسیه‌خانم
گزنه
قلم سرنوشت
کتاب علی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#التماس_تفکر

حدود بیست سال پیش یعنی نوجوونی ام یه مستند دیدم درباره طهران قدیم. نه اسمش یادمه و نه هیچیش! اما یه چیزی ازش تو ذهنم مونده و اینکه خارجیا یه بار برای اولین بار اومدند تو میدون توپخونه طهران که برای مردم بالن هوا کنند تا مردم ببینند و لذت ببرند. مردم همه جمع میشن اطراف توپخونه و منتظر بلند شدن بالن میشن. تکنیسین اما ناشی بوده و بالن یه چند متری که بلند میشه دچار سانحه میشه و میفته زمین. همون موقع مردم همیشه در صحنه یه بیت شعر میسازند و دهن به دهن نقل میکنند با این مضمون:
میخواست سر در بیاره از کار سبحون
خدا زد تو سرش افتاد تو میدون!!

#نزهت_الملوک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی

#داستان_توپ_مقدس

چيزی كه مردم‌ با دست خود ساخته بودند و با دل خود از آن حاجت می خواستند

ماكس وبر دانشمند و جامعه شناس دين، عبارتي دارد با اين مضمون كه « خوش به حال نياكان ما كه در دامن اساطير و افسانه ها با آرامش زندگي مي كردند».

او بر خلاف ماركس كه دين را افيون توده ها مي دانست، معتقد بود كه تا قبل از مدرنيته، دين نياز رواني مردم بود و انسان ها خود اموری را دينی و مقدس مي كردند تا به آن پناه ببرند و آرامش بگيرند

اين نظريه مي تواند در باره مردم تهران قديم هم صادق باشد
كه سازه مفرغي دست ساز خود به نام «توپ مرواريد» را تقديس مي كردند و از آن حاجت مي خواستند.

توپ جنگي مستقر در ميدان ارگ قديم را فتحعلي شاه ساخته بود
و ناصرالدين شاه هم آنر در يكي از ميادين تهران نصب كرده بود كه موجب تفريح مردم باشد.

از آنجا كه دسترسي مردم به مقامات حكومت قاجار براي تظلم خواهي مشكل بود و از زمان اميركبير به بعد، بست نشيني هم ممنوع شده بود
در كنار اين توپ جنگي صندوقچه اي هم گذاشته بودند كه مردم شكايات و تقاضاهاي خودشان را بنويسند و داخل آن بيندازند.

احتمالا به چندتايي از آن شكايت ها رسيدگي شده بود كه مردم فكر مي كردند به خاطر تقدس اين توپ است و از آن حاجت گرفته اند

جعفر شهری در کتاب طهران قدیم آورده است:

«…دخترها و بیوه زن ها به طرف توپ مروارید که توپی مفرغی بزرگ بر روی دو چرخ و بر بالای سکوئی بود و در جای پیکره فعلی میدان ارک، مقابل وزارت اطلاعات، قرار داشت، رو می آوردند و جهت بخت گشایی از زیر آن رد شده، بر لوله سوار می شدند و سر می خوردند و این کار را مجرب ترین عملی می دانستند که با آن تا سال دیگر به خانه شوهر می روند

جالب تر از آن این بود که جدا از اين باورهای خرافی، توپ مرواريد پناهگاهي بود براي مجرمين و محكومين که در آن بست نشيني می کردند تا از گناهشان در گذرند، همینطور محلی بود که حاجت گروهي از مردم گرفتار را می تواند رفع کند،حتی بسیاری از اروپاییان در خاطرات خود به وجود این توپ در میدان ارگ یا همان توپخانه قدیم اشاره می کنند و آن را مکانی مقدس برای تهرانی ها معرفی کردند اینکه مکانی برای پناه یافتن مجرمان فراری بوده است.

البته این ماجرای بست نشینی بعد از آنکه امير كبير در دوره خود بست نشيني را در همه جا از آن جمله در زير توپ مرواريد متوقف كرد مدتی فرصت از مجرمان گرفته شد ولي بعد از او باز هم اين رسم برقرار شد
و تا زمان رضا شاه كه توپ را از ميدان ارگ بردند این بست نشینی برای در خواست عفو مجرمان پابرجا بود.

#مواظب_آنچه_ميسازيد_باشيد

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_فرتورها_مربوط_به_پست_پایین_میباشد


#_طهران_قدیم

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity