🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بشناسیم
#نویسنده
#جعفر_شهری
جعفر شهری از نویسندگان ایرانی و پژوهنده تاریخ تهران بود. او در سال ۱۲۹۳ در محله عودلاجان تهران به دنیا آمد و در سحرگاه ۶ آذر ۱۳۷۸ دیده از جهان فروبست. وی به دلیل فقر مالی، از تحصیل محروم بود ولی به مدد حافظه شگفت خود و عشقی که به تحصیل داشت، کم کم از این و آن خواندن و نوشتن فراگرفته و به قول خودش با خواندن و خواندن و خواندن، نویسندهای بی مدعا ولی توانا شد.
وی همه وقایع آن روزگاران را به خوبی در قالب کتاب هایش گنجانده است. او نویسندهای بود که بسیار خوب پیرامون خود را میدید و با مسایل و مشکلات جامعه آشنا بود؛ چون خود تمام این مشکلات را درک کرده بود.
او پدری نامهربان به نام میرزا داشت و مادری بسیار فداکار به نام کبری که در نهایت فقر و فاقه زندگی میکرد و به همین دلیل، بیشتر از دو، سه کلاس به مدرسه نرفت. او در دوره کودکی بهشدت مورد تحقیر جامعه قرار گرفت؛ اما همه اینها بعدها منجر به شکوفایی او شد. شهری در مجموعه سهجلدی گزنه، شکر تلخ و قلم سرنوشت، زندگی خودش را از طفولیت تا دوران پیری مینویسد. شاید بهخاطر زندگی سختی که داشته در پیشانینوشت کتاب «گزنه» نوشته: تقدیم به آنان که به من بد کردند و ستم روا داشتند. روزی دوستی از او علت این پیشانینوشت را پرسید، گفت: اگر به من بد نمیکردند که من، جعفر شهری نمیشدم. اگر جعفر شهری کتاب «تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم» را نمینوشت، ما امروز با بسیاری از مشاغل منقرضشده آشنا نبودیم. به هر روی شهری، زندگی اجتماعی مردم را پیش روی مخاطب میگذارد که گاهی هم امکان دارد آزاردهنده باشد. یک بار که درباره نکبتباری برخی از صحنههای کتابش مورد پرسش قرار گرفت، گفت: «مردم باید از گذشتهشان اطلاع کافی داشته باشند تا بتوانند آینده بهتری را بسازند.»
ویژگی شهری این بود که حرفههای بسیاری را میدانست؛ آهنگری، نجاری و عطاری از آن جمله است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#بشناسیم
#نویسنده
#جعفر_شهری
جعفر شهری از نویسندگان ایرانی و پژوهنده تاریخ تهران بود. او در سال ۱۲۹۳ در محله عودلاجان تهران به دنیا آمد و در سحرگاه ۶ آذر ۱۳۷۸ دیده از جهان فروبست. وی به دلیل فقر مالی، از تحصیل محروم بود ولی به مدد حافظه شگفت خود و عشقی که به تحصیل داشت، کم کم از این و آن خواندن و نوشتن فراگرفته و به قول خودش با خواندن و خواندن و خواندن، نویسندهای بی مدعا ولی توانا شد.
وی همه وقایع آن روزگاران را به خوبی در قالب کتاب هایش گنجانده است. او نویسندهای بود که بسیار خوب پیرامون خود را میدید و با مسایل و مشکلات جامعه آشنا بود؛ چون خود تمام این مشکلات را درک کرده بود.
او پدری نامهربان به نام میرزا داشت و مادری بسیار فداکار به نام کبری که در نهایت فقر و فاقه زندگی میکرد و به همین دلیل، بیشتر از دو، سه کلاس به مدرسه نرفت. او در دوره کودکی بهشدت مورد تحقیر جامعه قرار گرفت؛ اما همه اینها بعدها منجر به شکوفایی او شد. شهری در مجموعه سهجلدی گزنه، شکر تلخ و قلم سرنوشت، زندگی خودش را از طفولیت تا دوران پیری مینویسد. شاید بهخاطر زندگی سختی که داشته در پیشانینوشت کتاب «گزنه» نوشته: تقدیم به آنان که به من بد کردند و ستم روا داشتند. روزی دوستی از او علت این پیشانینوشت را پرسید، گفت: اگر به من بد نمیکردند که من، جعفر شهری نمیشدم. اگر جعفر شهری کتاب «تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم» را نمینوشت، ما امروز با بسیاری از مشاغل منقرضشده آشنا نبودیم. به هر روی شهری، زندگی اجتماعی مردم را پیش روی مخاطب میگذارد که گاهی هم امکان دارد آزاردهنده باشد. یک بار که درباره نکبتباری برخی از صحنههای کتابش مورد پرسش قرار گرفت، گفت: «مردم باید از گذشتهشان اطلاع کافی داشته باشند تا بتوانند آینده بهتری را بسازند.»
ویژگی شهری این بود که حرفههای بسیاری را میدانست؛ آهنگری، نجاری و عطاری از آن جمله است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه
از جمله اعتقادات عوام در دوره قاجار این بود که مسلمان باید شپش داشته باشد!! مقدار ایمان هر مسلمان هم منوط به تعداد شپشهایی بود که در تن داشت! این عقیده از هندوها که آزار جانوران را جزو گناه کبیره میدانستند رسوخ کرده بود و تنبلی و فقر مالی و نداشتن خرج حمام و شستشو نیز این اندیشه را قوت میبخشیده...
عقیده دیگری که در دوره قاجار اکثریت مردم آن را باور داشتند این بود که دختر حق ندارد موی خود را تا قبل از ازدواج شانه بزند! عدم استحمام نیز به این موارد کمک مینمود و موهای دختران شپش پشتک میزد... برای دختران هم شپش نه تنها عیب نبود بلکه فضیلت بود. مردم میگفتند دختری که سرش شپش نداشته باشد احتمالا سر و گوشش جنبیده...
#طهران_قدیم_جلد_اول
#جعفر_شهری
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
از جمله اعتقادات عوام در دوره قاجار این بود که مسلمان باید شپش داشته باشد!! مقدار ایمان هر مسلمان هم منوط به تعداد شپشهایی بود که در تن داشت! این عقیده از هندوها که آزار جانوران را جزو گناه کبیره میدانستند رسوخ کرده بود و تنبلی و فقر مالی و نداشتن خرج حمام و شستشو نیز این اندیشه را قوت میبخشیده...
عقیده دیگری که در دوره قاجار اکثریت مردم آن را باور داشتند این بود که دختر حق ندارد موی خود را تا قبل از ازدواج شانه بزند! عدم استحمام نیز به این موارد کمک مینمود و موهای دختران شپش پشتک میزد... برای دختران هم شپش نه تنها عیب نبود بلکه فضیلت بود. مردم میگفتند دختری که سرش شپش نداشته باشد احتمالا سر و گوشش جنبیده...
#طهران_قدیم_جلد_اول
#جعفر_شهری
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۶ آذر سالروز درگذشت #جعفر_شهری
( زاده سال ۱۲۹۳ تهران -- درگذشته ۶ آذر ۱۳۷۸ تهران) نویسنده و پژوهشگر تاریخ تهران
جعفر شهریباف، در دو مجموعه طهران قدیم (۵ جلد) و تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم (۶ جلد) حال و هوای تاریخی تهران را با جزئیاتش بیان کرده است. دیگر اثر او، قند و نمک، مجموعهای از اصطلاحات اصیل تهرانی با توضیحات و پیشینه است.
سه رمان از رمانهای او، یعنی شکر تلخ، گزنه و قلم سرنوشت را باید سهگانهای دانست که اولی مربوط به دوران کودکی نویسنده و رنجهای مادر وی، دومی شرح دوران نوجوانی، و سومی مربوط به دوران میانسالی اوست. کتابهای حاجی در فرنگ (در دو جلد) و حاجی دوباره نیز، سفرنامه مؤلف است به مکه و سپس اروپا که در آن خرافات دینی را به چالش میکشد.
او در نوشتههای خود از واژههای گوناگون و اصیل و اصطلاحات تهرانی بهره میگیرد. عباس میلانی، از ایرانشناسان معاصر، در نوشتاری به انگلیسی با عنوان «تهران و تجدد، هفتخوان شخصی جعفر شهری» آثار و شخصیت جعفر شهری را بررسی کردهاست.
آثار:
طهران قدیم (۵ جلدی)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم (۶ جلدی)
قند و نمک
شکر تلخ
حاجی در فرنگ
حاجی دوباره
انسیهخانم
گزنه
قلم سرنوشت
کتاب علی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۶ آذر سالروز درگذشت #جعفر_شهری
( زاده سال ۱۲۹۳ تهران -- درگذشته ۶ آذر ۱۳۷۸ تهران) نویسنده و پژوهشگر تاریخ تهران
جعفر شهریباف، در دو مجموعه طهران قدیم (۵ جلد) و تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم (۶ جلد) حال و هوای تاریخی تهران را با جزئیاتش بیان کرده است. دیگر اثر او، قند و نمک، مجموعهای از اصطلاحات اصیل تهرانی با توضیحات و پیشینه است.
سه رمان از رمانهای او، یعنی شکر تلخ، گزنه و قلم سرنوشت را باید سهگانهای دانست که اولی مربوط به دوران کودکی نویسنده و رنجهای مادر وی، دومی شرح دوران نوجوانی، و سومی مربوط به دوران میانسالی اوست. کتابهای حاجی در فرنگ (در دو جلد) و حاجی دوباره نیز، سفرنامه مؤلف است به مکه و سپس اروپا که در آن خرافات دینی را به چالش میکشد.
او در نوشتههای خود از واژههای گوناگون و اصیل و اصطلاحات تهرانی بهره میگیرد. عباس میلانی، از ایرانشناسان معاصر، در نوشتاری به انگلیسی با عنوان «تهران و تجدد، هفتخوان شخصی جعفر شهری» آثار و شخصیت جعفر شهری را بررسی کردهاست.
آثار:
طهران قدیم (۵ جلدی)
تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم (۶ جلدی)
قند و نمک
شکر تلخ
حاجی در فرنگ
حاجی دوباره
انسیهخانم
گزنه
قلم سرنوشت
کتاب علی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
در زمان قاجار اعتقاد بر این بود که صدای ساز در هر خانهای که بپیچد خانه را کفرستان و ملائک را تا هفتاد خانه آنسوتر گریزان میکند و شیطان را در آن خانه جمع مینماید. به همین جهت نه کسی به تارزنان و تارسازان منزل میداد و نه کسی به آنها زن و همسر! دختر به تار زن و تار ساز و مطرب دادن اهانت و حقارت محسوب میشد!
به تارسازی که نهایت زحمت را به خرج میداد تا وسیله روح افزایی و نشاط مردم را فراهم کند، و تارزنی که با ضربات مضراب خود اطرافیان را مشعوف و سرخوش میکرد چه میگفتند؟ مطرب! یعنی کسی که در حد بوزینه و میمون با مسخرگی مردم را سرگرم میکند!
📚 تاریخ اجتماعی ایران
#جعفر_شهری
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
در زمان قاجار اعتقاد بر این بود که صدای ساز در هر خانهای که بپیچد خانه را کفرستان و ملائک را تا هفتاد خانه آنسوتر گریزان میکند و شیطان را در آن خانه جمع مینماید. به همین جهت نه کسی به تارزنان و تارسازان منزل میداد و نه کسی به آنها زن و همسر! دختر به تار زن و تار ساز و مطرب دادن اهانت و حقارت محسوب میشد!
به تارسازی که نهایت زحمت را به خرج میداد تا وسیله روح افزایی و نشاط مردم را فراهم کند، و تارزنی که با ضربات مضراب خود اطرافیان را مشعوف و سرخوش میکرد چه میگفتند؟ مطرب! یعنی کسی که در حد بوزینه و میمون با مسخرگی مردم را سرگرم میکند!
📚 تاریخ اجتماعی ایران
#جعفر_شهری
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity