💎 #محمد_نظری ؛ مردی که بیش از دو دهه از عمر خود را در زندان گذرانده است
محمد نظری چهار سال پیش در پاسخ به سوال مسیح علینژاد در باره آشناییاش با تغییراتی که در جامعه رخ داده است گفته بود از دنیای بیرون و اینترنت و موبایل هیچ اطلاعی ندارد: «مثل اين است که شما از يکی از اصحاب کهف که از غار بيرون آمده در مورد ماشين بپرسيد ... من حتی موبايل هم نديده بودم و تمام دانستههای من از اينترنت فقط چيزهايی است که از ديگران شنيدهام ... اولين بار اسم اينترنت را از يک مهندس در داخل زندان شنيدم ... وقتی او درباره اینترنت حرف زد واقعا من شوکه شدم. یعنی من اینجا بنشینم از طریق تلویزیون یا همان مانیتور با آمریکا و کل جهان ارتباط تصویری برقرار کنم. واقعا شوکه شدم.»
او در سالهای گذشته دو بار دست به اعتصاب غذای طولانیمدت زد که هر دو بار با قول مساعد مسئولان قضائی اعتصابش را شکست اما وضعیت پروندهاش تغییری نکرد. یکی از این اعتصابها در شهریور ۱۳۹۱ با دوختن لبهایش همراه بود. گاهی به دلیل عطسهکردن یا خمیازهکشیدن گوشه لبهایش پاره میشد که دوباره آن را میدوخت. لبهای محمد برای ۴۹ روز دوخته ماند.
این زندانی سیاسی قدیمی در همان ایام در مصاحبهای که یکی از همبندانش ترتیب داده بود جوانی تباهشدهاش را چنین توصیف کرده بود: «زمانی که وارد زندان شدم بسیار جوان بودم ولی حالا تمام موی سر و ریشم سفید شده است. احساس میکنم که خیلی پیر شدهام چون شکسته شدهام.» روایت دیگران نیز با توصیف خودش همخوانی داشت؛ بهمن احمدیامویی در نامهای که از زندان رجاییشهر کرج برای همسرش نوشته بود، ضمن توصیف شرایط زندان از محمد نظری سخن گفته و او را چهلسالهای که «انگار شصتساله است» معرفی کرده بود.
محمد نظری چهار سال پیش در پاسخ به سوال مسیح علینژاد در باره آشناییاش با تغییراتی که در جامعه رخ داده است گفته بود از دنیای بیرون و اینترنت و موبایل هیچ اطلاعی ندارد: «مثل اين است که شما از يکی از اصحاب کهف که از غار بيرون آمده در مورد ماشين بپرسيد ... من حتی موبايل هم نديده بودم و تمام دانستههای من از اينترنت فقط چيزهايی است که از ديگران شنيدهام ... اولين بار اسم اينترنت را از يک مهندس در داخل زندان شنيدم ... وقتی او درباره اینترنت حرف زد واقعا من شوکه شدم. یعنی من اینجا بنشینم از طریق تلویزیون یا همان مانیتور با آمریکا و کل جهان ارتباط تصویری برقرار کنم. واقعا شوکه شدم.»
او در سالهای گذشته دو بار دست به اعتصاب غذای طولانیمدت زد که هر دو بار با قول مساعد مسئولان قضائی اعتصابش را شکست اما وضعیت پروندهاش تغییری نکرد. یکی از این اعتصابها در شهریور ۱۳۹۱ با دوختن لبهایش همراه بود. گاهی به دلیل عطسهکردن یا خمیازهکشیدن گوشه لبهایش پاره میشد که دوباره آن را میدوخت. لبهای محمد برای ۴۹ روز دوخته ماند.
این زندانی سیاسی قدیمی در همان ایام در مصاحبهای که یکی از همبندانش ترتیب داده بود جوانی تباهشدهاش را چنین توصیف کرده بود: «زمانی که وارد زندان شدم بسیار جوان بودم ولی حالا تمام موی سر و ریشم سفید شده است. احساس میکنم که خیلی پیر شدهام چون شکسته شدهام.» روایت دیگران نیز با توصیف خودش همخوانی داشت؛ بهمن احمدیامویی در نامهای که از زندان رجاییشهر کرج برای همسرش نوشته بود، ضمن توصیف شرایط زندان از محمد نظری سخن گفته و او را چهلسالهای که «انگار شصتساله است» معرفی کرده بود.