Forwarded from 🌐کانال پروفسور علی نیری🌐
⚡️ چرا عقاید بد جان سختاند❓❗️
🔅 گرگوری دبلیو لستر
🔅 برگردان: علی محمد طباطبایی
🔹 از آنجا كه باورهای ما برای افزایش توانایی در مبارزه برای بقاء در نظر گرفته شده است، بنابراین آنها به جهت مسائل زیستشناختی به نحوی طراحی شدهاند كه در برابر تغییرات به شدت مقاوت كنند.
➖ برای تغییر دادن باورها انسانهای شكاندیش باید در کنار مورد بحث قرار دادن دادهها و اطلاعات موجود در مغز، موضوعات مبتنی بر بقاء در مغز را مورد ملاحظه قرار دهند.
🔸 از آنجا که یکی از اصلهای اساسی چه در طرز تفكر شك اندیشانه و چه در تحقیقات علمی بر این مبنا قرار گرفته است كه باورها میتوانند غلط باشند، اغلب برای اهل علم و اهل شك گیجكننده و آزارنده است كه باورهای بسیاری از مردم در برابر شواهدی حاكی از عدم صحت آنها همچنان بدون تغییر باقی میمانند.
➖ ما تعجب میكنیم از اینكه مردم چگونه قادر هستند به باورهایی كه با حقایق موجود در تناقض قرار گرفتهاند همچنان وفادار بمانند.
⚡️ این تحیر و شگفتی در اندیشمندان شكاك ممكن است به ایجاد تمایلی ناگوار برای تحقیر و کوچک جلوه دادن افرادی بینجامد كه عقایدشان در واكنش به شواهد و مدارك موجود همچنان بدون تغییر میمانند.
➖ چنین افرادی شاید به عنوان اشخاصی فرومایه، نادان و یا مجنون نگریسته شوند.
➖ این شیوه ی برخورد حاصل ناكامی اهل شك در پیبردن به منظور زیستشناختی باورها و ناتوانی در دریافت ضرورت عصبشناختی آنها و آنهم در هنگامی است كه این باورها با سماجت و سرسختی تمام در برابر تغییرات مقامت كرده و ثابت میمانند.
✅ حقیقت این است كه با وجود تفكر همه جانبه و باریك بینانهی اهل شك بسیاری از آنها درك روشن و منطقی در مورد اینكه باورها اصلا چه هستند ندارند و نمیدانند چرا عقاید و باورهای اشتباه به سادگی از بین نمیروند.
➖ درك و دریافت اهداف زیست شناختیباورها میتواند به اهل شك كمك كند تا در چالش عقاید غیر معقول و همچنین انتقال نتایج علمی بسیار مفید تر و موثرتر باشند.
⚛ @dr_nayeri ✍
🔅 گرگوری دبلیو لستر
🔅 برگردان: علی محمد طباطبایی
🔹 از آنجا كه باورهای ما برای افزایش توانایی در مبارزه برای بقاء در نظر گرفته شده است، بنابراین آنها به جهت مسائل زیستشناختی به نحوی طراحی شدهاند كه در برابر تغییرات به شدت مقاوت كنند.
➖ برای تغییر دادن باورها انسانهای شكاندیش باید در کنار مورد بحث قرار دادن دادهها و اطلاعات موجود در مغز، موضوعات مبتنی بر بقاء در مغز را مورد ملاحظه قرار دهند.
🔸 از آنجا که یکی از اصلهای اساسی چه در طرز تفكر شك اندیشانه و چه در تحقیقات علمی بر این مبنا قرار گرفته است كه باورها میتوانند غلط باشند، اغلب برای اهل علم و اهل شك گیجكننده و آزارنده است كه باورهای بسیاری از مردم در برابر شواهدی حاكی از عدم صحت آنها همچنان بدون تغییر باقی میمانند.
➖ ما تعجب میكنیم از اینكه مردم چگونه قادر هستند به باورهایی كه با حقایق موجود در تناقض قرار گرفتهاند همچنان وفادار بمانند.
⚡️ این تحیر و شگفتی در اندیشمندان شكاك ممكن است به ایجاد تمایلی ناگوار برای تحقیر و کوچک جلوه دادن افرادی بینجامد كه عقایدشان در واكنش به شواهد و مدارك موجود همچنان بدون تغییر میمانند.
➖ چنین افرادی شاید به عنوان اشخاصی فرومایه، نادان و یا مجنون نگریسته شوند.
➖ این شیوه ی برخورد حاصل ناكامی اهل شك در پیبردن به منظور زیستشناختی باورها و ناتوانی در دریافت ضرورت عصبشناختی آنها و آنهم در هنگامی است كه این باورها با سماجت و سرسختی تمام در برابر تغییرات مقامت كرده و ثابت میمانند.
✅ حقیقت این است كه با وجود تفكر همه جانبه و باریك بینانهی اهل شك بسیاری از آنها درك روشن و منطقی در مورد اینكه باورها اصلا چه هستند ندارند و نمیدانند چرا عقاید و باورهای اشتباه به سادگی از بین نمیروند.
➖ درك و دریافت اهداف زیست شناختیباورها میتواند به اهل شك كمك كند تا در چالش عقاید غیر معقول و همچنین انتقال نتایج علمی بسیار مفید تر و موثرتر باشند.
⚛ @dr_nayeri ✍
Forwarded from 🌐کانال پروفسور علی نیری🌐
⚡️ زیست شناسی و بقاء:
✅ نخستین و اصلیترین هدف مغز ما زنده نگه داشتن ماست.
➖ یقیناً از این عضو مهم كارهای بسیار بیشتری نیز ساخته است اما بقاء در هر حال مقصود اصلی آن است و بر بقیه ی اهداف مقدم است.
➖ اگر ما دچار چنان جراحتی شویم كه بدن ما فقط تا آن مقدار در خود نیرو ذخیره داشته باشد كه مغز ما مجبور به انتخاب میان ادامهی هشیاری ما یا ادامهی ضربان قلب ما باشد، یقینا هیچگونه تردیدی در انتخاب وارد كردن ما به حالت كوما یعنی مقدم دانستن بقاء در برابر هشیاری نخواهد داشت.
🔅 به این دلیل كه هرگونه فعالیت مغزی هدف بنیادینش ادامه ی حیات است، تنها راه برای درك درست از كاركرد مغز بررسی اهمیت و فایده ی آن به مثابه ابزاری جهت ادامهی زندگی است.
➖ حتی دشواری درمان موفقیتآمیز اختلالهای رفتاری مانند چاقی و اعتیاد فقط توسط بررسی ارتباط آنها با مسئلهی بقاء قابل درك است.
🔹 هرگونه كاهش در مصرف كالری یا در امكان دسترسی به مادهای كه شخصی به آن معتاد است توسط مغز همیشه به عنوان تهدیدی علیه بقاء پنداشته میشود.
✅ در نتیجه مغز با قدرت تمام از مصرف زیاده از حد یا سوء استفاده از آن ماده دفاع خواهد كرد و باعث ایجاد دروغگویی، كشرفتن، تكذیبكردن، معقول جلوهدادن و توجیهكردنهای متداول توسط كسانی كه از چنین اختلالهایی رنج میبرند میگردد.
⚛ @dr_nayeri ✍
✅ نخستین و اصلیترین هدف مغز ما زنده نگه داشتن ماست.
➖ یقیناً از این عضو مهم كارهای بسیار بیشتری نیز ساخته است اما بقاء در هر حال مقصود اصلی آن است و بر بقیه ی اهداف مقدم است.
➖ اگر ما دچار چنان جراحتی شویم كه بدن ما فقط تا آن مقدار در خود نیرو ذخیره داشته باشد كه مغز ما مجبور به انتخاب میان ادامهی هشیاری ما یا ادامهی ضربان قلب ما باشد، یقینا هیچگونه تردیدی در انتخاب وارد كردن ما به حالت كوما یعنی مقدم دانستن بقاء در برابر هشیاری نخواهد داشت.
🔅 به این دلیل كه هرگونه فعالیت مغزی هدف بنیادینش ادامه ی حیات است، تنها راه برای درك درست از كاركرد مغز بررسی اهمیت و فایده ی آن به مثابه ابزاری جهت ادامهی زندگی است.
➖ حتی دشواری درمان موفقیتآمیز اختلالهای رفتاری مانند چاقی و اعتیاد فقط توسط بررسی ارتباط آنها با مسئلهی بقاء قابل درك است.
🔹 هرگونه كاهش در مصرف كالری یا در امكان دسترسی به مادهای كه شخصی به آن معتاد است توسط مغز همیشه به عنوان تهدیدی علیه بقاء پنداشته میشود.
✅ در نتیجه مغز با قدرت تمام از مصرف زیاده از حد یا سوء استفاده از آن ماده دفاع خواهد كرد و باعث ایجاد دروغگویی، كشرفتن، تكذیبكردن، معقول جلوهدادن و توجیهكردنهای متداول توسط كسانی كه از چنین اختلالهایی رنج میبرند میگردد.
⚛ @dr_nayeri ✍
Forwarded from 🌐کانال پروفسور علی نیری🌐
⚡️ حسها و باورها:
✅ یكی از ابزارهای اصلی مغز برای حفظ و مراقبت از ادامهی حیات حسهای ما هستند.
➖ این کاملا بدیهی به نظر میرسد که انسان برای هرگونه اقدام در حفظ ایمنی خود باید بتواند به طور دقیق از وجود خطرات موجود اطلاع حاصل کند.
➖ همینكه میخواهیم از غاری كه در آن زندگی میكنیم خارج شویم، برای آنكه همچنان زنده بمانیم، باید بتوانیم حیوان درندهای را كه آمادهی حمله به ماست به خوبی تشخیص دهیم.
➖ یا در نیمه شب باید قادر به شنیدن صدای متجاوزی شویم كه قصد وارد شدن بدون اجازه به منزل ما را دارد.
🔹 با این وجود حسهای ما به تنهایی به عنوان کشفکننده موثر خطرهای احتمالی كافی نیستند، زیرا چه از جهت برد و گستردگی و چه از نظر توانایی به شدت محدود میباشند.
➖ ما فقط میتوانیم در هر زمان مفروض با بخش کوچکی از جهان پیرامونی خود ارتباط حسی مستقیم داشته باشیم.
🔸 مغز این کمبود را به عنوان مسئلهای بسیار مهم به شمار میآورد زیرا حتی ما در زندگی معمول و روزانهی خود نیز نیازمند آن هستیم كه به طور پیوسته از محدودهی ادراكهای خود از جهان به آن شكلی كه اكنون هست فراتر رویم.
⚡️ داخل شدن به محیطی كه ما قبلا هیچگونه تجربهای از آن نداریم ما را در شرایط خطرناكی قرار میدهد زیرا از خطر های احتمالی این محیط جدید هیچگونه هشدار از پیش معلومی نداریم.
➖ اگر من در بخش بدنامی از شهر به درون ساختمان نا آشنایی داخل شوم، احتمال ادامه حیات من كاهش مییابد زیرا هیچگونه شناخت قبلی از آن ساختمان ندارم و نمیدانم كه آیا سقف آن به اندازهی كافی محكم است یا بر عكس در حال فروریزی است و یا اینكه آیا مثلا شخص مسلحی در آستانه ی در كشیك مرا می كشد یا نه.
⚡️حال ببینیم که باور چیست❓
➖ باور نامی است كه ما به ابزاری حیاتی از مغز خود دادهایم كه برای مباحثه و افزایش کارکرد تشخیص خطر توسط حسهای ما طراحی شده است.
➖ باورها دامنه حسهای ما را افزایش میدهند به طوری كه میتوانیم خطر را بهتر تشخیص دهیم و بدین ترتیب احتمال بقاء خود را هنگامی كه به محیطهای نا آشنا داخل میشویم بهبود بخشیم.
✅ باورها در اصل بهعنوان «كاشفهای خطر با دامنهی وسیع مغز» عمل میكنند.
➖ از نظر كاركردی مغزهای ما باورها را به عنوان «نقشه های» درونی آن بخشهای جهان در نظر میگیرند كه با آنها تماسیم و حسی بدون واسطه نداریم.
🔅 هنگامی كه ما در اتاق پذیرایی خود نشستهایم قادر به دیدن اتومبیلمان نیستم.
➖ با وجودیكه من آنرا مدت کوتاهی پیش از این در کنار منزل خود پارك كردهام، اما با توجه به دادههای حسی در زمان حال نمیدانم كه آیا اتومبیل من هنوز هم آنجا هست یا نه❓
➖ در نتیجه در این لحظهی فعلی كه در اتاق پذیرایی نشستهام این دادههای حسی در خصوص اتومبیلم فایدهی اندكی برای من دارند.
⚡️ من برای یافتن اتومبیل خود با هر درجه از كارایی مغزی باید دادههای حسی جاری را نادیده بگیرم (یعنی داده های حسی كه اگر در مفهومی كاملا دقیق روی آنها تكیه كنم نه فقط در یاری رساندن به من جهت تعین مكان پارك اتومبیل ناكام میمانند كه در واقع حاكی از آن خواهند بود كه اتومبیل من فعلا وجود ندارد).
➖ از این رو مغز من باید به نقشهی درونی خودش از موقعیت مكانی اتومبیل بازگردد.
🔹 این همان باور من است كه اتومبیل من هنوز هم جلوی منزل من قرار دارد، یعنی جایی كه من آنرا چندی پیش پارك كرده و از آن جدا شدم.
🔸 مغز من در مراجعه به باور من و نه در بازگشت به دادههای حسیام است كه میتواند در بارهی جهانی كه با آن ارتباط مستقیم حسی ندارم چیزی «بداند».
🔅 این عمل دانش مغز مرا از جهان خارج «گسترش می دهد» و ارتباط مرا با این جهان «ارتقاء می بخشد».
🔹 توانایی باورها در وسعت دادن به ارتباط با جهان و آنهم فراتر از محدودهی دادههای حسی بیواسطهی ما به میزان چشمگیری توانایی ما در ادامهی زندگی را بهبود میبخشد.
🔸 یک انسان غارنشین قابلیت بسیار بیشتری برای ادامهی حیات خواهد داشت چنانچه بتواند بر این باور خود باقی بماند كه مخاطرات در جنگل حتی آن هنگام كه دادههای حسی او هیچگونه خطر مستقیمی را نشان نمیدهند همواره وجود دارند.
✅ یك افسر پلیس به میزان چشمگیری از امنیت بیشتری برخوردار خواهد بود اگر بتواند همچنان بر این باور باشد كه كسی كه به جرم زیر پا گذاردن قوانین رانندگی توسط او متوقف شده است احتمال دارد یك جامعه ستیز مسلح با انگیزهی ناگهانی برای قتل دیگران باشد، حتی اگر ظاهر وی بسیار معصوم جلوه كند.
⚛ @dr_nayeri ✍
✅ یكی از ابزارهای اصلی مغز برای حفظ و مراقبت از ادامهی حیات حسهای ما هستند.
➖ این کاملا بدیهی به نظر میرسد که انسان برای هرگونه اقدام در حفظ ایمنی خود باید بتواند به طور دقیق از وجود خطرات موجود اطلاع حاصل کند.
➖ همینكه میخواهیم از غاری كه در آن زندگی میكنیم خارج شویم، برای آنكه همچنان زنده بمانیم، باید بتوانیم حیوان درندهای را كه آمادهی حمله به ماست به خوبی تشخیص دهیم.
➖ یا در نیمه شب باید قادر به شنیدن صدای متجاوزی شویم كه قصد وارد شدن بدون اجازه به منزل ما را دارد.
🔹 با این وجود حسهای ما به تنهایی به عنوان کشفکننده موثر خطرهای احتمالی كافی نیستند، زیرا چه از جهت برد و گستردگی و چه از نظر توانایی به شدت محدود میباشند.
➖ ما فقط میتوانیم در هر زمان مفروض با بخش کوچکی از جهان پیرامونی خود ارتباط حسی مستقیم داشته باشیم.
🔸 مغز این کمبود را به عنوان مسئلهای بسیار مهم به شمار میآورد زیرا حتی ما در زندگی معمول و روزانهی خود نیز نیازمند آن هستیم كه به طور پیوسته از محدودهی ادراكهای خود از جهان به آن شكلی كه اكنون هست فراتر رویم.
⚡️ داخل شدن به محیطی كه ما قبلا هیچگونه تجربهای از آن نداریم ما را در شرایط خطرناكی قرار میدهد زیرا از خطر های احتمالی این محیط جدید هیچگونه هشدار از پیش معلومی نداریم.
➖ اگر من در بخش بدنامی از شهر به درون ساختمان نا آشنایی داخل شوم، احتمال ادامه حیات من كاهش مییابد زیرا هیچگونه شناخت قبلی از آن ساختمان ندارم و نمیدانم كه آیا سقف آن به اندازهی كافی محكم است یا بر عكس در حال فروریزی است و یا اینكه آیا مثلا شخص مسلحی در آستانه ی در كشیك مرا می كشد یا نه.
⚡️حال ببینیم که باور چیست❓
➖ باور نامی است كه ما به ابزاری حیاتی از مغز خود دادهایم كه برای مباحثه و افزایش کارکرد تشخیص خطر توسط حسهای ما طراحی شده است.
➖ باورها دامنه حسهای ما را افزایش میدهند به طوری كه میتوانیم خطر را بهتر تشخیص دهیم و بدین ترتیب احتمال بقاء خود را هنگامی كه به محیطهای نا آشنا داخل میشویم بهبود بخشیم.
✅ باورها در اصل بهعنوان «كاشفهای خطر با دامنهی وسیع مغز» عمل میكنند.
➖ از نظر كاركردی مغزهای ما باورها را به عنوان «نقشه های» درونی آن بخشهای جهان در نظر میگیرند كه با آنها تماسیم و حسی بدون واسطه نداریم.
🔅 هنگامی كه ما در اتاق پذیرایی خود نشستهایم قادر به دیدن اتومبیلمان نیستم.
➖ با وجودیكه من آنرا مدت کوتاهی پیش از این در کنار منزل خود پارك كردهام، اما با توجه به دادههای حسی در زمان حال نمیدانم كه آیا اتومبیل من هنوز هم آنجا هست یا نه❓
➖ در نتیجه در این لحظهی فعلی كه در اتاق پذیرایی نشستهام این دادههای حسی در خصوص اتومبیلم فایدهی اندكی برای من دارند.
⚡️ من برای یافتن اتومبیل خود با هر درجه از كارایی مغزی باید دادههای حسی جاری را نادیده بگیرم (یعنی داده های حسی كه اگر در مفهومی كاملا دقیق روی آنها تكیه كنم نه فقط در یاری رساندن به من جهت تعین مكان پارك اتومبیل ناكام میمانند كه در واقع حاكی از آن خواهند بود كه اتومبیل من فعلا وجود ندارد).
➖ از این رو مغز من باید به نقشهی درونی خودش از موقعیت مكانی اتومبیل بازگردد.
🔹 این همان باور من است كه اتومبیل من هنوز هم جلوی منزل من قرار دارد، یعنی جایی كه من آنرا چندی پیش پارك كرده و از آن جدا شدم.
🔸 مغز من در مراجعه به باور من و نه در بازگشت به دادههای حسیام است كه میتواند در بارهی جهانی كه با آن ارتباط مستقیم حسی ندارم چیزی «بداند».
🔅 این عمل دانش مغز مرا از جهان خارج «گسترش می دهد» و ارتباط مرا با این جهان «ارتقاء می بخشد».
🔹 توانایی باورها در وسعت دادن به ارتباط با جهان و آنهم فراتر از محدودهی دادههای حسی بیواسطهی ما به میزان چشمگیری توانایی ما در ادامهی زندگی را بهبود میبخشد.
🔸 یک انسان غارنشین قابلیت بسیار بیشتری برای ادامهی حیات خواهد داشت چنانچه بتواند بر این باور خود باقی بماند كه مخاطرات در جنگل حتی آن هنگام كه دادههای حسی او هیچگونه خطر مستقیمی را نشان نمیدهند همواره وجود دارند.
✅ یك افسر پلیس به میزان چشمگیری از امنیت بیشتری برخوردار خواهد بود اگر بتواند همچنان بر این باور باشد كه كسی كه به جرم زیر پا گذاردن قوانین رانندگی توسط او متوقف شده است احتمال دارد یك جامعه ستیز مسلح با انگیزهی ناگهانی برای قتل دیگران باشد، حتی اگر ظاهر وی بسیار معصوم جلوه كند.
⚛ @dr_nayeri ✍
Forwarded from 🌐کانال پروفسور علی نیری🌐
⚡️ فراتر از دادههای حسی:
✅ از آنجا که باورها برای توانایی در تغذیهی مغز با اطلاعات حیاتی و ارزشمند نیازمند دادههای حسی بلاواسطه نمیباشند، آنها دارای این کارکرد اضافی در فراهم آوردن اطلاعات در بارهی گسترههایی از زندگی هستند که بطور مستقیم با دادههای حسی سروکاری ندارند.
🔅 این عرصهی تجریدات و اصول است كه مستلزم مواردی چون «دلایل» ، «علتها» و «مفاهیم» میباشد.
🔹 من قادر به دیدن یا شنیدن «علتی» نیستم كه اصطلاحا «ناحیهی كم فشار» نامیده میشود و بارانی شدید بر چمنزار مقابل منزل من را باعث میگردد.
➖ بنابراین توانایی من در باور به اینكه فشار كم علت اصلی است به من یاری میرساند.
🔸 اگر قرار بود كه من صرفا بر دادههای حسی خودم در تعیین علت طوفان تکیه كنم در آن صورت نمیتوانستم بگویم كه طوفان چرا رخ میدهد.
➖ زیرا همهی آنچه من در بارهی طوفان میدانم گرملینهای (1) پرندهی نامرئی هستند كه باید به آنها با تفنگ خودم شلیك كنم تا به این ترتیب ابرها را از آسمان برچینم.
🔅 از این رو اعتماد مغز من به «باور» من به علتی كه اصطلاحا «فشار كم» خوانده میشود و نه اطمینان من به دادههای حسی (یا مانند مثال اتومبیل من فقدان دادههای حسی) به ادامهی زندگی من كمك میكند:
➖ من از تجربهی زندان رفتن با بیشمار شخصیتهای خطرناك پرهیز میكنم، حادثهای كه در پی دستگیری من به خاطر تیراندازی به هوا به سوی گرملینهای كوچك مزاحم روی میداد.
⚛ @dr_nayeri ✍
✅ از آنجا که باورها برای توانایی در تغذیهی مغز با اطلاعات حیاتی و ارزشمند نیازمند دادههای حسی بلاواسطه نمیباشند، آنها دارای این کارکرد اضافی در فراهم آوردن اطلاعات در بارهی گسترههایی از زندگی هستند که بطور مستقیم با دادههای حسی سروکاری ندارند.
🔅 این عرصهی تجریدات و اصول است كه مستلزم مواردی چون «دلایل» ، «علتها» و «مفاهیم» میباشد.
🔹 من قادر به دیدن یا شنیدن «علتی» نیستم كه اصطلاحا «ناحیهی كم فشار» نامیده میشود و بارانی شدید بر چمنزار مقابل منزل من را باعث میگردد.
➖ بنابراین توانایی من در باور به اینكه فشار كم علت اصلی است به من یاری میرساند.
🔸 اگر قرار بود كه من صرفا بر دادههای حسی خودم در تعیین علت طوفان تکیه كنم در آن صورت نمیتوانستم بگویم كه طوفان چرا رخ میدهد.
➖ زیرا همهی آنچه من در بارهی طوفان میدانم گرملینهای (1) پرندهی نامرئی هستند كه باید به آنها با تفنگ خودم شلیك كنم تا به این ترتیب ابرها را از آسمان برچینم.
🔅 از این رو اعتماد مغز من به «باور» من به علتی كه اصطلاحا «فشار كم» خوانده میشود و نه اطمینان من به دادههای حسی (یا مانند مثال اتومبیل من فقدان دادههای حسی) به ادامهی زندگی من كمك میكند:
➖ من از تجربهی زندان رفتن با بیشمار شخصیتهای خطرناك پرهیز میكنم، حادثهای كه در پی دستگیری من به خاطر تیراندازی به هوا به سوی گرملینهای كوچك مزاحم روی میداد.
⚛ @dr_nayeri ✍
Forwarded from 🌐کانال پروفسور علی نیری🌐
⚡️ انعطافپذیری باورها:
✅ از آنجا كه حس ها و باورها هر دو ابزاری برای ادامهی حیات میباشند و برای افزایش فعالیت یكدیگر تكامل یافتهاند، مغز ما آنها را به عنوان چیزهایی جدا از هم اما فراهم آورندگانی به یك اندازه مهم برای اطلاعات مربوط به بقاء در نظر میگیرد.
➖ فقدان هركدام از آنها ما را به مخاطره میافكند.
➖ بدون حسهای خود نمیتوانیم در بارهی جهانی كه در درون قلمروی اداراكی خود داریم چیزی بدانیم.
➖ بدون باورهایمان قادر نیستیم كه در بارهی جهان خارج از حسهایمان یا در بارهی معانی، دلایل و علتها چیزی بدانیم.
🔅 این به آن معنا است كه باورها طوری طراحی شدهاند که از دادههای حسی مستقل عمل میكنند.
➖ در واقع تمامی ارزشهای مبتنی بر بقاء باورها بر این اساس قرار گرفته است که بتوانند در برابر شواهد نقض کنندهی یکدیگر همچنان باقی بمانند.
🔹 قرار بر این نیست که باور ها به سهولت تغییر کنند و یا در واكنش به شواهد تكذیب كننده عوض شوند.
➖ اگر چنین میکردند در عمل دیگر به عنوان ابزاری مفید برای بقاء مطرح نمیبودند.
➖ اگر باور غارنشین ما به خطرات بالقوه در جنگل هر زمان كه اطلاعات حسی او به او گزارش میدادند كه دراطراف او خطری در كمین نیست از بین میرفت آنگاه عمر وی چندان دوامی نمیآورد.
➖ یک افسر پلیس که نمیتواند باور کند در پشت یک چهرهی معصوم این احتمال وجود دارد که یک آدمکش مخفی شده باشد احتمال صدمه دیدن یا کشته شدنش بسیار بالا خواهد بود.
⚡️ تا آنجا كه موضوع تحقیق فعالیت کارکرد مغز ماست، مطلقا نیازی وجود ندارد که داده ها با باور ها هم نظر باشند.
➖ آنها هر كدام برای بهبود و تكمیل كار دیگری به هنگام برقراری ارتباط با بخش های مختلف از جهان تحول یافته اند.
➖ آنها جوری طراحی شده اند تا بتوانند با یكدیگر اختلاف نظر داشته باشند.
🔅 به همین خاطر است كه دانشمندان علوم طبیعی می توانند به وجود خدا اعتقاد داشته باشند و انسان هایی كه در کل کاملا منطقی و معقول هستند ممکن است به چیزهایی باور داشته باشند كه برای اثبات آنها هیچگونه داده ی معتبری وجود ندارد، از قبیل بشقابهای پرنده، ذهن خوانی (تله پاتی) و جنبش فراروانی (پسیكوكینزیس).
🔹 هنگامی كه دادهها و باورها با یكدیگر در تعارض قرار میگیرند مغز به طور خودكار برتری را به انتخاب دادهها نمیدهد.
➖ به همین خاطر است كه باورها ـ حتی باور های نامعقول، كودكانه و احمقانه ـ اغلب در برابر شواهد متناقض دوام میآورند.
✅ مغز ابدا اهمیت نمیدهد كه آیا باورها با دادهها مطابقت دارند یا نه.
➖ آنچه برای مغز مهم است این است كه آیا باور مورد نظر برای ادامهی حیات مفید است یا نیست.
🔸 در حالیكه بخش علمی و معقول مغز ما شاید چنین اندیشه كند كه دادهها باید باورهای متناقض را از دور خارج كنند، اما در سطحی بنیادین تر از اهمیت، مغز ما چنین پیش داوری هایی ندارد.
⚡️ مغز برای دورریختن باورهای خود به شدت خاموش می ماند.
➖ همچون سربازی پیر با تفنگی كهنه كه هنوز هم به پایان یافتن جنگ اطمینان كامل ندارد، مغز اغلب از تسلیم كردن سلاح خود امتناع می ورزد، حتی با وجودی كه داده ها به او چنین فرمان میدهند.
⚛ @dr_nayeri ✍
✅ از آنجا كه حس ها و باورها هر دو ابزاری برای ادامهی حیات میباشند و برای افزایش فعالیت یكدیگر تكامل یافتهاند، مغز ما آنها را به عنوان چیزهایی جدا از هم اما فراهم آورندگانی به یك اندازه مهم برای اطلاعات مربوط به بقاء در نظر میگیرد.
➖ فقدان هركدام از آنها ما را به مخاطره میافكند.
➖ بدون حسهای خود نمیتوانیم در بارهی جهانی كه در درون قلمروی اداراكی خود داریم چیزی بدانیم.
➖ بدون باورهایمان قادر نیستیم كه در بارهی جهان خارج از حسهایمان یا در بارهی معانی، دلایل و علتها چیزی بدانیم.
🔅 این به آن معنا است كه باورها طوری طراحی شدهاند که از دادههای حسی مستقل عمل میكنند.
➖ در واقع تمامی ارزشهای مبتنی بر بقاء باورها بر این اساس قرار گرفته است که بتوانند در برابر شواهد نقض کنندهی یکدیگر همچنان باقی بمانند.
🔹 قرار بر این نیست که باور ها به سهولت تغییر کنند و یا در واكنش به شواهد تكذیب كننده عوض شوند.
➖ اگر چنین میکردند در عمل دیگر به عنوان ابزاری مفید برای بقاء مطرح نمیبودند.
➖ اگر باور غارنشین ما به خطرات بالقوه در جنگل هر زمان كه اطلاعات حسی او به او گزارش میدادند كه دراطراف او خطری در كمین نیست از بین میرفت آنگاه عمر وی چندان دوامی نمیآورد.
➖ یک افسر پلیس که نمیتواند باور کند در پشت یک چهرهی معصوم این احتمال وجود دارد که یک آدمکش مخفی شده باشد احتمال صدمه دیدن یا کشته شدنش بسیار بالا خواهد بود.
⚡️ تا آنجا كه موضوع تحقیق فعالیت کارکرد مغز ماست، مطلقا نیازی وجود ندارد که داده ها با باور ها هم نظر باشند.
➖ آنها هر كدام برای بهبود و تكمیل كار دیگری به هنگام برقراری ارتباط با بخش های مختلف از جهان تحول یافته اند.
➖ آنها جوری طراحی شده اند تا بتوانند با یكدیگر اختلاف نظر داشته باشند.
🔅 به همین خاطر است كه دانشمندان علوم طبیعی می توانند به وجود خدا اعتقاد داشته باشند و انسان هایی كه در کل کاملا منطقی و معقول هستند ممکن است به چیزهایی باور داشته باشند كه برای اثبات آنها هیچگونه داده ی معتبری وجود ندارد، از قبیل بشقابهای پرنده، ذهن خوانی (تله پاتی) و جنبش فراروانی (پسیكوكینزیس).
🔹 هنگامی كه دادهها و باورها با یكدیگر در تعارض قرار میگیرند مغز به طور خودكار برتری را به انتخاب دادهها نمیدهد.
➖ به همین خاطر است كه باورها ـ حتی باور های نامعقول، كودكانه و احمقانه ـ اغلب در برابر شواهد متناقض دوام میآورند.
✅ مغز ابدا اهمیت نمیدهد كه آیا باورها با دادهها مطابقت دارند یا نه.
➖ آنچه برای مغز مهم است این است كه آیا باور مورد نظر برای ادامهی حیات مفید است یا نیست.
🔸 در حالیكه بخش علمی و معقول مغز ما شاید چنین اندیشه كند كه دادهها باید باورهای متناقض را از دور خارج كنند، اما در سطحی بنیادین تر از اهمیت، مغز ما چنین پیش داوری هایی ندارد.
⚡️ مغز برای دورریختن باورهای خود به شدت خاموش می ماند.
➖ همچون سربازی پیر با تفنگی كهنه كه هنوز هم به پایان یافتن جنگ اطمینان كامل ندارد، مغز اغلب از تسلیم كردن سلاح خود امتناع می ورزد، حتی با وجودی كه داده ها به او چنین فرمان میدهند.
⚛ @dr_nayeri ✍
Forwarded from 🌐کانال پروفسور علی نیری🌐
⚡️ باورهای «غیر منطقی»:
✅ حتی باورهایی كه به نظر نمیرسد به طور روشن با ادامهی زندگی مرتبط باشند(مانند توانایی غارنشین ما در اعتقاد به خطرات ممكن) در هر حال به ادامهی حیات مربوط هستند.
➖ این به آن خاطر است كه باورها نه به طور جداگانه از هم و نه در خلأ رخ میدهند، بلكه آنها در سیستمی که چشمانداز اساسی مغز از طبیعت جهان را بوجود میآورد به طور تنگاتنگ متصل به هم در ارتباط میباشند.
🔅 این همان نظامی است كه مغز برای آنكه بتواند انسجام، هدایت، به هم پیوستگی و امنیت را در جهان تجربه كند به آن متكی است.
⚡️ مغز باید این نظام را سالم نگهدارد تا بتواند احساس كند كه ادامهی حیات به طور موفقیتآمیزی تحقق یافته است.
🔹 این به آن معنا است كه حتی باورهای به ظاهر كوچك و نامعقول میتوانند در تجربه ی مغز برای ادامهی حیات همانقدر لازم باشند كه باورهای در «ظاهر» مرتبط با بقاء.
🔸 بنابراین تلاش برای تغییر دادن هر باوری هرچقدر هم كوچك و احمقانه به نظر آید میتواند به اثرات موجی در كل سیستم منجر شود و در نهایت تجربهی مغزی بقاء را به خطر بیافكند.
➖ به همین خاطر است كه مردم اغلب به دفاع كردن از باورهای در ظاهر كوچك و بیاهمیت خود را مجبور می بینند.
✅ كسی كه معتقد است خداوند انسان و جانوران را خلق کرده نمیتواند درستی دادههایی كه بر واقعیت تكامل دلات دارند را بپذیرد.
➖ علت چنین امری تردید در صحت چنین دادههایی نیست بلكه تغییر دادن حتی یك باور که با موضوعات كتاب مقدس (انجیل) و طبیعت خلقت خداوندی مرتبط است در كل نظام باورهای چنین شخصی شكاف میاندازد،
✅ یعنی بر جهانبینی بنیادین او و سرانجام بر تجربهی مغزی او از بقاء.
⚛ @dr_nayeri ✍
✅ حتی باورهایی كه به نظر نمیرسد به طور روشن با ادامهی زندگی مرتبط باشند(مانند توانایی غارنشین ما در اعتقاد به خطرات ممكن) در هر حال به ادامهی حیات مربوط هستند.
➖ این به آن خاطر است كه باورها نه به طور جداگانه از هم و نه در خلأ رخ میدهند، بلكه آنها در سیستمی که چشمانداز اساسی مغز از طبیعت جهان را بوجود میآورد به طور تنگاتنگ متصل به هم در ارتباط میباشند.
🔅 این همان نظامی است كه مغز برای آنكه بتواند انسجام، هدایت، به هم پیوستگی و امنیت را در جهان تجربه كند به آن متكی است.
⚡️ مغز باید این نظام را سالم نگهدارد تا بتواند احساس كند كه ادامهی حیات به طور موفقیتآمیزی تحقق یافته است.
🔹 این به آن معنا است كه حتی باورهای به ظاهر كوچك و نامعقول میتوانند در تجربه ی مغز برای ادامهی حیات همانقدر لازم باشند كه باورهای در «ظاهر» مرتبط با بقاء.
🔸 بنابراین تلاش برای تغییر دادن هر باوری هرچقدر هم كوچك و احمقانه به نظر آید میتواند به اثرات موجی در كل سیستم منجر شود و در نهایت تجربهی مغزی بقاء را به خطر بیافكند.
➖ به همین خاطر است كه مردم اغلب به دفاع كردن از باورهای در ظاهر كوچك و بیاهمیت خود را مجبور می بینند.
✅ كسی كه معتقد است خداوند انسان و جانوران را خلق کرده نمیتواند درستی دادههایی كه بر واقعیت تكامل دلات دارند را بپذیرد.
➖ علت چنین امری تردید در صحت چنین دادههایی نیست بلكه تغییر دادن حتی یك باور که با موضوعات كتاب مقدس (انجیل) و طبیعت خلقت خداوندی مرتبط است در كل نظام باورهای چنین شخصی شكاف میاندازد،
✅ یعنی بر جهانبینی بنیادین او و سرانجام بر تجربهی مغزی او از بقاء.
⚛ @dr_nayeri ✍
Forwarded from 🌐کانال پروفسور علی نیری🌐
⚡️ اشارههای ضمنی برای شكاندیشان:
✅ اندیشمندان شكاك باید درك كنند كه به علت ارزش حیاتی باورها، شواهد تكذیب كننده حتی اگر قدرت آنرا داشته باشند بسیار به ندرت برای تغییر باورها كافی خواهند بود، حتی در افراد باهوش.
🔅 برای آنكه بتوان به طور موثر باورها را تغییر داد لازم است كه شك اندیشان به ارزش حیاتی آنها توجه کنند و نه صرفا به ارزش آنها از جهت صحت اطلاعاتی كه دارند.
⚡️ این عمل مستلزم توجه به چندین مورد است.
1⃣ اول از همه اهل شك نباید انتظار این را داشته باشند كه باور ها صرفا در نتیجهی دادهها تغییر كنند یا آنها نباید فرض كنند كه مردم احمق هستند چرا كه باورهای آنها تغییر نمیكنند.
➖ آنها باید از حالت انتقادی یا تحقیر كردن در واکنش به ترمیمپذیری باورها پرهیز كنند.
➖ مردم را چون در برابر دادههای جدید دست از عقاید خود بر نمیدارند نباید نادان تصور کرد.
➖ دادهها همیشه ضروری هستند اما به ندرت شرطی كافی میباشند.
2⃣ دوم اینكه اهل شك باید بیاموزند كه همیشه نه فقط موضوعات خاص را از نظر اهمیت اطلاعاتی كه دارند مورد بحث قرار دهند كه همچنین اشارههای ضمنی را كه تغییر دادن باورهای مورد نظر برای جهان بینی مبنایی و نظام عقیدتی اشخاص مبتلابه در پی خواهند داشت.
➖ متاسفانه مخاطب قرار دادن نظام های عقیدتی بیش از اندازه پیچیدهتر و اضطراب آورتر است تا صرفا مطرحكردن شواهد ضد و نقیض.
➖ شك اندیشان باید معنا و مفهوم داده هایشان را در برابر نیاز مغز جهت حفظ و نگهداری نظام عقیدتی خود مورد بحث قرار دهند تا بتوانند مفهومی از انسجام، ثبات و نظارت در زندگی را همچنان پابرجا نگه دارند.
➖ شكاندیشان باید در مباحثه پیرامون موضوعات مربوط به فلسفههای بنیادین و اضطراب وجودی کارآمد شوند،
✅ یعنی در خصوص چیزهایی كه هر زمان كه باورها مورد چالش قرار میگیرند به شدت تحریك می شوند.
➖ هر ذرهی این وظیفه همانقدر كه فلسفی و روان شناسانه است به همان مقدار نیز علمی و مبتنی بر دادهها است.
3⃣ سوم و آنچه شاید از بقیهی موارد مهمتر باشد این است كه اهل شك لازم است همیشه از این مسئله آگاه باشند كه برای مردم چقدر دشوار است وقتی میبینند كه عقایدشان به چالش کشیده میشود.
➖ چنین موردی به معنای واقعی كلمه تهدیدی است نسبت به برداشتی که مغز ما در خصوص مسئلهی ادامهی حیات خود دارد.
➖ در حالت دفاعی قرار گرفتن انسانها در یك چنین شرایط و موقعیتهایی كاملا طبیعی است، زیرا مغز احساس میكند كه در حال نبرد برای زندگی یا مرگ خود است.
🔅 مایه ی تاسف است كه چنین عملی میتواند به رفتاری بیانجامد كه تحریك كننده، خصمانه و حتی شرورانه است، اما در هر حال قابل درك نیز هست.
✅ لازمترین اندرز برای شكاندیشان این است كه بدانند مردم معمولا هنگامی كه به مبارزه فرا خوانده میشوند ابدا قصد آن ندارند كه حقیر، ناسازگار، تندخو یا احمق جلوه كنند.
⚡️ این نبردی است برای بقاء.
🔅 تنها راه موثر برای كنار آمدن با این نوع از حالت تدافعی كاستن از شدت نبرد است و نه شعلهور تر كردن آتش آن.
🔹 باید با واقعیت ماجرا به آن شکلی که هست برخورد کنیم، زیرا كنایهپرانی و رفتار طعنهآمیز یا به نحو تحقیرآمیز رفتار كردن با دیگری صرفا به حالت تدافعی او جای پای مطمئنی میبخشد تا در جر و بحثی تلافیجویانه درگیر شود،
✅ یعنی آنچه احساس آنها را مبنی براینكه مورد تهدید قرار گرفتهاند توجیه می كند(ما معمولا با این نگاه شكاكانه که دیگران را آدم های نفهم، بیعاطفه و تندخویی محسوب میکند مبارزه میكنیم).
⚡️ اهل شك فقط هنگامی در نبرد برای باورهای خردگرایانه به پیروزی خواهند رسید كه حتی در برابر واكنشهای تدافعی دیگران به رفتاری ادامه دهند كه به طور مستمر بزرگ منشانه و سنجیده باشد،
✅ یعنی شیوهی برخوردی که حاكی از ملاحظه كاری و احترام متقابل است.
🔸 اهل شک بجای آنكه دادهها را با صدای بلند به رخ رقیب كشند باید از فریاد بپرهیزند.
🔅 و در نهایت اینكه باید برای تمامی شك اندیشان به خاطرآوردن این موضوع دلگرم كننده باشد كه بخش واقعا حیرتانگیز ماجرا این نیست كه تعداد اندكی از باورها تغییر میكنند یا اینكه مردم میتوانند تا این اندازه رفتاری غیرمنطقی داشته باشند،
➖ بلكه این واقعیت است که به هر حال باورهای هر انسانی زمانی تغییر میکند.
⚛ @dr_nayeri ✍
✅ اندیشمندان شكاك باید درك كنند كه به علت ارزش حیاتی باورها، شواهد تكذیب كننده حتی اگر قدرت آنرا داشته باشند بسیار به ندرت برای تغییر باورها كافی خواهند بود، حتی در افراد باهوش.
🔅 برای آنكه بتوان به طور موثر باورها را تغییر داد لازم است كه شك اندیشان به ارزش حیاتی آنها توجه کنند و نه صرفا به ارزش آنها از جهت صحت اطلاعاتی كه دارند.
⚡️ این عمل مستلزم توجه به چندین مورد است.
1⃣ اول از همه اهل شك نباید انتظار این را داشته باشند كه باور ها صرفا در نتیجهی دادهها تغییر كنند یا آنها نباید فرض كنند كه مردم احمق هستند چرا كه باورهای آنها تغییر نمیكنند.
➖ آنها باید از حالت انتقادی یا تحقیر كردن در واکنش به ترمیمپذیری باورها پرهیز كنند.
➖ مردم را چون در برابر دادههای جدید دست از عقاید خود بر نمیدارند نباید نادان تصور کرد.
➖ دادهها همیشه ضروری هستند اما به ندرت شرطی كافی میباشند.
2⃣ دوم اینكه اهل شك باید بیاموزند كه همیشه نه فقط موضوعات خاص را از نظر اهمیت اطلاعاتی كه دارند مورد بحث قرار دهند كه همچنین اشارههای ضمنی را كه تغییر دادن باورهای مورد نظر برای جهان بینی مبنایی و نظام عقیدتی اشخاص مبتلابه در پی خواهند داشت.
➖ متاسفانه مخاطب قرار دادن نظام های عقیدتی بیش از اندازه پیچیدهتر و اضطراب آورتر است تا صرفا مطرحكردن شواهد ضد و نقیض.
➖ شك اندیشان باید معنا و مفهوم داده هایشان را در برابر نیاز مغز جهت حفظ و نگهداری نظام عقیدتی خود مورد بحث قرار دهند تا بتوانند مفهومی از انسجام، ثبات و نظارت در زندگی را همچنان پابرجا نگه دارند.
➖ شكاندیشان باید در مباحثه پیرامون موضوعات مربوط به فلسفههای بنیادین و اضطراب وجودی کارآمد شوند،
✅ یعنی در خصوص چیزهایی كه هر زمان كه باورها مورد چالش قرار میگیرند به شدت تحریك می شوند.
➖ هر ذرهی این وظیفه همانقدر كه فلسفی و روان شناسانه است به همان مقدار نیز علمی و مبتنی بر دادهها است.
3⃣ سوم و آنچه شاید از بقیهی موارد مهمتر باشد این است كه اهل شك لازم است همیشه از این مسئله آگاه باشند كه برای مردم چقدر دشوار است وقتی میبینند كه عقایدشان به چالش کشیده میشود.
➖ چنین موردی به معنای واقعی كلمه تهدیدی است نسبت به برداشتی که مغز ما در خصوص مسئلهی ادامهی حیات خود دارد.
➖ در حالت دفاعی قرار گرفتن انسانها در یك چنین شرایط و موقعیتهایی كاملا طبیعی است، زیرا مغز احساس میكند كه در حال نبرد برای زندگی یا مرگ خود است.
🔅 مایه ی تاسف است كه چنین عملی میتواند به رفتاری بیانجامد كه تحریك كننده، خصمانه و حتی شرورانه است، اما در هر حال قابل درك نیز هست.
✅ لازمترین اندرز برای شكاندیشان این است كه بدانند مردم معمولا هنگامی كه به مبارزه فرا خوانده میشوند ابدا قصد آن ندارند كه حقیر، ناسازگار، تندخو یا احمق جلوه كنند.
⚡️ این نبردی است برای بقاء.
🔅 تنها راه موثر برای كنار آمدن با این نوع از حالت تدافعی كاستن از شدت نبرد است و نه شعلهور تر كردن آتش آن.
🔹 باید با واقعیت ماجرا به آن شکلی که هست برخورد کنیم، زیرا كنایهپرانی و رفتار طعنهآمیز یا به نحو تحقیرآمیز رفتار كردن با دیگری صرفا به حالت تدافعی او جای پای مطمئنی میبخشد تا در جر و بحثی تلافیجویانه درگیر شود،
✅ یعنی آنچه احساس آنها را مبنی براینكه مورد تهدید قرار گرفتهاند توجیه می كند(ما معمولا با این نگاه شكاكانه که دیگران را آدم های نفهم، بیعاطفه و تندخویی محسوب میکند مبارزه میكنیم).
⚡️ اهل شك فقط هنگامی در نبرد برای باورهای خردگرایانه به پیروزی خواهند رسید كه حتی در برابر واكنشهای تدافعی دیگران به رفتاری ادامه دهند كه به طور مستمر بزرگ منشانه و سنجیده باشد،
✅ یعنی شیوهی برخوردی که حاكی از ملاحظه كاری و احترام متقابل است.
🔸 اهل شک بجای آنكه دادهها را با صدای بلند به رخ رقیب كشند باید از فریاد بپرهیزند.
🔅 و در نهایت اینكه باید برای تمامی شك اندیشان به خاطرآوردن این موضوع دلگرم كننده باشد كه بخش واقعا حیرتانگیز ماجرا این نیست كه تعداد اندكی از باورها تغییر میكنند یا اینكه مردم میتوانند تا این اندازه رفتاری غیرمنطقی داشته باشند،
➖ بلكه این واقعیت است که به هر حال باورهای هر انسانی زمانی تغییر میکند.
⚛ @dr_nayeri ✍
Forwarded from 🌐کانال پروفسور علی نیری🌐
🔅 توانایی شكاندیشان در تغییر دادن عقاید شخصی خود در واكنش به دادهها حقیقتا خود یک موهبت است، در واقع استعدادی بیمانند، نیرومند و گران قدر.
✅ این در حقیقت همان «عملكرد والاتر مغز» ماست كه در آن برخلاف بعضی از طبیعیترین و بنیادیترین نیازهای زیست شناختی عمل میشود.
🔹 اهل شك باید توان و به ویژه مخاطراتی را كه این استعداد به آنها ارزانی داشته ارج نهند.
➖ آنها در تملك خود مهارتی دارند كه میتواند در عین حال مهیب، دارای قابلیت تغییر زندگی و توانا برای ایجاد رنج باشد.
🔸 به هنگام متوجه ساختن این توانایی به سوی دیگران باید از روی احتیاط و خرد عمل شود.
⚡️ به مبارزه طلبیدن عقاید و باورهای دیگران باید پیوسته از سر مسئولیت و دلسوزی انجام گردد.
✅ شك اندیشان باید به خاطر بسپرند كه همیشه چشم به هدف اصلی خود داشته باشند.
🔹 آنها باید توجه خود را به چشمانداز آینده معطوف گردانند و باید برای پیروزی در جنگ صرفا به خاطر باورهای خردمندانه تلاش كنند و نه در نبردی تا سرحد مرگ برای غلبه یافتن در هر رزمی که شد، یا بر هر فرد یا باوری که بود.
➖ نه ، تنها لازم است كه شیوه ها و داده های شك اندیشان درست و پاكیزه، بی واسطه و بدون تعصب و پیشداوری باشد كه حتی طرز رفتار و سلوك آنها به همچنین.
⚛ @dr_nayeri ✍
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1: گرملین = موجود جن مانند خیالی و كوچكی كه به شوخی گفته می شود باعث خراب شدن هواپیما ها و به هم خوردن كارهاست.
فرهنگ پیشرو آریان پور.
Why Bad Beliefs Don’t Die by Gregory W.Lester Skeptical Inquirer
⚡️ برای اطلاعات بیشتر میتوانید به وبگاه زیر مراجعه کنید:
drgreglester.com
✅ این در حقیقت همان «عملكرد والاتر مغز» ماست كه در آن برخلاف بعضی از طبیعیترین و بنیادیترین نیازهای زیست شناختی عمل میشود.
🔹 اهل شك باید توان و به ویژه مخاطراتی را كه این استعداد به آنها ارزانی داشته ارج نهند.
➖ آنها در تملك خود مهارتی دارند كه میتواند در عین حال مهیب، دارای قابلیت تغییر زندگی و توانا برای ایجاد رنج باشد.
🔸 به هنگام متوجه ساختن این توانایی به سوی دیگران باید از روی احتیاط و خرد عمل شود.
⚡️ به مبارزه طلبیدن عقاید و باورهای دیگران باید پیوسته از سر مسئولیت و دلسوزی انجام گردد.
✅ شك اندیشان باید به خاطر بسپرند كه همیشه چشم به هدف اصلی خود داشته باشند.
🔹 آنها باید توجه خود را به چشمانداز آینده معطوف گردانند و باید برای پیروزی در جنگ صرفا به خاطر باورهای خردمندانه تلاش كنند و نه در نبردی تا سرحد مرگ برای غلبه یافتن در هر رزمی که شد، یا بر هر فرد یا باوری که بود.
➖ نه ، تنها لازم است كه شیوه ها و داده های شك اندیشان درست و پاكیزه، بی واسطه و بدون تعصب و پیشداوری باشد كه حتی طرز رفتار و سلوك آنها به همچنین.
⚛ @dr_nayeri ✍
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1: گرملین = موجود جن مانند خیالی و كوچكی كه به شوخی گفته می شود باعث خراب شدن هواپیما ها و به هم خوردن كارهاست.
فرهنگ پیشرو آریان پور.
Why Bad Beliefs Don’t Die by Gregory W.Lester Skeptical Inquirer
⚡️ برای اطلاعات بیشتر میتوانید به وبگاه زیر مراجعه کنید:
drgreglester.com
🌐کانال پروفسور علی نیری🌐
⚠️ ریشههای علمی تعصب در باورها چرا عقاید بد جان سختاند❓❗️ https://t.me/dr_nayeri/11823 👇👇👇
مقاله علمی:👆👆👆👆👆👆👆👆
ریشههای علمی تعصب در باورها
چرا عقاید بد جان سختاند❓❗️
ریشههای علمی تعصب در باورها
چرا عقاید بد جان سختاند❓❗️
🌱امروز اولین سالگرد مرگ ملکه ریاضی، زنده یاد دکتر #مریم_میرزاخانی است.
⚡️او برنده جایزه مدال فیلدز و استاد دانشگاه استنفورد بود، که پارسال بعلت بیماری سرطان در آمریکا درگذشت.
⚛ @dr_nayeri ✍
⚡️او برنده جایزه مدال فیلدز و استاد دانشگاه استنفورد بود، که پارسال بعلت بیماری سرطان در آمریکا درگذشت.
⚛ @dr_nayeri ✍
🌱 #برشی_از_کتاب جهان بیخدا نوشته دیوید مایلز
✍🏼به طور تاریخی، هرگاه انسان به علت نبود دانش، ناتوان از دریافتن رویداد مورد بررسی، میشد، "خدای نبود دانایی(God of Gaps)" را برای پر نمودن جای خالی دانش خویش میساخت. دریانوردی که از ستاره شناسی چیزی نمیدانست، خورشید گرفتی را نشانهای از سوی خدا تفسیر مینمود. مادری، نا آگاه از بودن ویروسها و میکرو ارگانیسمها، بیماری دخترش را خشم خدا، یا شاید خشم اهریمن میدانست. کشاورز قرن چهاردهمی، نابودی حاصل زمینهای خود را، از گناه خانواده و خودش میدانست. نا آگاه از فرگشت بیولوژیک، انسان قرون وسطی پیچیدگی پیکر خویش را نشانهی آفرینش خدا میدانست. شکاف بزرگتر در درک علمی، نیاز تاریخی بزرگتر به یک معجزه گر "خداوند کمبود دانش" دارد.
⁉️چرا باران میبارد؟ چون خدا میخواهد.
⁉️چرا باد میآید؟ چون خدا فرمان میدهد.
⁉️چرا آسمان آبی است؟ چون خدا فرمان داده است.
⁉️چرا خورشید میتابد؟ چون خدا فرمان داده است.
⬅️همهی این پرسشها دارای پاسخهای ارزشمند علمی هستند. ولی انسان پیش از رنسانس، در دورهای زندگی میکرد، که خرافات بر خردورزی منطقی چیره و زمانی که شخصی توضیح علمی میداد از سوی کارگزاران دین، تا نزدیک مردن شکنجه میشد.
📙کتاب جهان بیخدا نوشته دیوید مایلز صفحه ۹۱ و ۹۲
⚛ @dr_nayeri ✍🏼
✍🏼به طور تاریخی، هرگاه انسان به علت نبود دانش، ناتوان از دریافتن رویداد مورد بررسی، میشد، "خدای نبود دانایی(God of Gaps)" را برای پر نمودن جای خالی دانش خویش میساخت. دریانوردی که از ستاره شناسی چیزی نمیدانست، خورشید گرفتی را نشانهای از سوی خدا تفسیر مینمود. مادری، نا آگاه از بودن ویروسها و میکرو ارگانیسمها، بیماری دخترش را خشم خدا، یا شاید خشم اهریمن میدانست. کشاورز قرن چهاردهمی، نابودی حاصل زمینهای خود را، از گناه خانواده و خودش میدانست. نا آگاه از فرگشت بیولوژیک، انسان قرون وسطی پیچیدگی پیکر خویش را نشانهی آفرینش خدا میدانست. شکاف بزرگتر در درک علمی، نیاز تاریخی بزرگتر به یک معجزه گر "خداوند کمبود دانش" دارد.
⁉️چرا باران میبارد؟ چون خدا میخواهد.
⁉️چرا باد میآید؟ چون خدا فرمان میدهد.
⁉️چرا آسمان آبی است؟ چون خدا فرمان داده است.
⁉️چرا خورشید میتابد؟ چون خدا فرمان داده است.
⬅️همهی این پرسشها دارای پاسخهای ارزشمند علمی هستند. ولی انسان پیش از رنسانس، در دورهای زندگی میکرد، که خرافات بر خردورزی منطقی چیره و زمانی که شخصی توضیح علمی میداد از سوی کارگزاران دین، تا نزدیک مردن شکنجه میشد.
📙کتاب جهان بیخدا نوشته دیوید مایلز صفحه ۹۱ و ۹۲
⚛ @dr_nayeri ✍🏼
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌱 #برنامه_مهبانگ
#بخش اول
با موضوع: خطاهای ادراکیِ انسان
همراه با:
➖ #عرفان_کسرایی (پژوهشگر مطالعات علم)
➖ دکتر تقی #کیمیاییاسدی (متخصص مغز و اعصاب)
یوتیوب: youtu.be/X6aLkEJ0m6s
⚛ @dr_nayeri ✍
#بخش اول
با موضوع: خطاهای ادراکیِ انسان
همراه با:
➖ #عرفان_کسرایی (پژوهشگر مطالعات علم)
➖ دکتر تقی #کیمیاییاسدی (متخصص مغز و اعصاب)
یوتیوب: youtu.be/X6aLkEJ0m6s
⚛ @dr_nayeri ✍
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌱 #برنامه_مهبانگ
#بخش دوم
با موضوع: خطاهای ادراکیِ انسان
همراه با:
➖ #عرفان_کسرایی (پژوهشگر مطالعات علم)
➖ دکتر تقی #کیمیاییاسدی (متخصص مغز و اعصاب)
یوتیوب: youtu.be/X6aLkEJ0m6s
⚛ @dr_nayeri ✍
#بخش دوم
با موضوع: خطاهای ادراکیِ انسان
همراه با:
➖ #عرفان_کسرایی (پژوهشگر مطالعات علم)
➖ دکتر تقی #کیمیاییاسدی (متخصص مغز و اعصاب)
یوتیوب: youtu.be/X6aLkEJ0m6s
⚛ @dr_nayeri ✍