Mehbang_05_64Kbps
Dr. Ali Nayeri
#مهبانگ05 کیفیتعالی
➖ آیا ستارگان واقعن نقشی در زندگی ما دارند؟
➖ پدیده قمر در عقرب
➖ تاثیر امواج صورتهای فلکی در زندگی روزمره ما
⚡️ مهمان برنامه دکتر محدثه عظیملو
⚛ @dr_nayeri ✍
➖ آیا ستارگان واقعن نقشی در زندگی ما دارند؟
➖ پدیده قمر در عقرب
➖ تاثیر امواج صورتهای فلکی در زندگی روزمره ما
⚡️ مهمان برنامه دکتر محدثه عظیملو
⚛ @dr_nayeri ✍
Forwarded from مِهبانگ ، دکتر علی نیری Mehbang
گفتهاي از ژان گیرادو(Jean Giraudoux) نويسندهي شهیر فرانسوي میگوید: "خدا براي مخلوقاتش خوشي و سعادت پيشبيني نكرده است".
اگر فکر میکنید این جمله یک ضدمذهب است سخت در اشتباهاید، چون عین این جمله در قرآن نیز آمده است: "الله لا يحب الفرحين" !
بله، شاد زیستن بزرگترین انتقام از مذاهب است!
bit.ly/2H2IODJ
اگر فکر میکنید این جمله یک ضدمذهب است سخت در اشتباهاید، چون عین این جمله در قرآن نیز آمده است: "الله لا يحب الفرحين" !
بله، شاد زیستن بزرگترین انتقام از مذاهب است!
bit.ly/2H2IODJ
Forwarded from 🌐کانال پروفسور علی نیری🌐
http://gph.is/126RaOk
قبل از مشاهده تصویر بگویید که كدام شى زودتر به پايين مى رسد؟ چرا؟
⚛ @dr_nayeri ✍
قبل از مشاهده تصویر بگویید که كدام شى زودتر به پايين مى رسد؟ چرا؟
⚛ @dr_nayeri ✍
GIPHY
Private
GIF search engine,GIF search engine,animated GIFs,best GIFs,GIF,GIFs,funny GIFs,movie GIFs,tv GIFs,reaction GIFs,cat GIFs,girl GIFs,happy GIFs,breaking bad GIFs,anime GIFs,sad GIFs,fail GIFs,star wars GIFs,memes,yes GIFs,no GIFs,create GIFs,GIF maker
🌱 اعتقاد و تفکر
به قلم: آرامش دوستدار(فیلسوف معاصر)
ظلمت هراعتقادی، حقیقت هراعتقاد است. حقیقت بدین معنا آن ناپرسیده ونادانستهای است که با احاطهی درونیاش فرهنگی میشود، یعنی احساس جمعی را تسخیر میکند و شالودهی اعتقاد را میریزد. اعتقاد را من در برابر تفکر مینهم و این دو را در نهاد و تحقق خود نافی یکدیگر میدانم.
ببینیم اعتقاد چیست و ربطی به تفکر دارد یا ندارد. اعتقاد همیشه و در وهلهی اول اعتقاد به کسی یا به چیزی است. مثلاً اعتقاد به یک رهبر سیاسی، به یک آرمان، به یک شاعر، به یک نویسنده، به قطب یک فرقه، به یک هدف، به یک عشق، به یک مبارزه،... در واقع به هر کس و هر امری که در شمول اغراض خود بتواند برای یک فرد یا جمع کلاً یا جزئاً تکیهگاه حیاتی به چیرهترین معنای آن باشد. این تکیهگاه حیاتی، چون در پرسشناپذیریاش موجب و مآلاً حقیقت اعتقاد باقی میماند، میبایستی خود در ناکاویدنیبودنش تاریکی محض باشد، اما برای معتقد سرچشمهی روشنیها و بداهتها شود. بدین معنا اعتقاد در مکانیسم خود عبارت از وابستگی درونی و رفتاری ما به پندارهاییست که به عللی بر ما مستولی و مآلاً برای ما حیاتی میگردند.
پندار مستولی به سبب لزوم حیاتیاش برای عواطف، اذهان مردم و ارزشهای نگهدارندهی جامعه و چیره برآن هرگز معروض پرسش نمیشود، بلکه به همین سبب قهراً پرسش را در میدان نفوذ خود ممتنع میکند. پندار مستولی، به این علت که استیلایش بدیهی تلقی میگردد و مقبول همگان است، حقیقت خوانده میشود. هرگاه این «حقیقت» متزلزل یا بیاعتبار گردد، یعنی نیروی بداهت مستولیاش را از دست دهد، اعتقاد مبتنی بر آن نیز بیاعتبار و منسوخ خواهد شد. معنای این که هرگاه یک «حقیقت» اعتبار خود را از دست بدهد، این است که آن «حقیقت» دیگر حقیقت نباشد. بیاعتبار شدن و بیحقیقت شدن یک «حقیقت» نتیجهی نابودی استیلای آن است. چنین است که مثلاً «حقیقت» زرتشتی تاریخاً جای خود را به حقیقت اسلامی میدهد. اینگونه «حقایق» یا پندارهای مستولی پدیدههایی هستند که عموماً دین نامیده میشوند، و دین آن پدیدهایست که بر اینگونه «حقایق» استوار باشد. از اینرو من اعتقاد مبتنی بر این حقایق و فرهنگ زادهی اعتقاد به آن را دینی نامیدهام.
برخلاف اعتقاد، تفکر بر هیچ حقیقتی، به این معنا که آن حقیقت بتواند تفکر را در مورد خود ناپرسا کند، نه از پیش مبتنیست و نه از پس. تفکر همواره پیش از هر چیز یعنی پرسش و جویندگی از جمله نیز در این امر که حقیقت چیست و اگر هست کدامست و چگونه است. جویندگی تفکر، چون به هیچ فرمانی سر نمینهد، هرگز پایان نمییابد. از اینرو تفکر هر آن و همیشه باید از نو بپرسد و بکاود تا اساساً باشد و معلوم کند که آیا و چگونه خود و یافتههای پیشینش تاب نوپرسی و نوکاوی شدن را دارند. جایی که اعتقاد در و از وابستگی به بنیادش هست، تفکر در جویندگی و بنیانکاوی تحقق میپذیرد. اعتقاد نشانهی سرنهادن به بنیادی کاوشناپذیر و مسلم است که حقیقت اعتقاد را میسازد، و تفکر خود را منحصراً در این نشان میدهد که هرگز مجاز نیست بنیادی را ناکاویدنی و به این معنا ناپرسیدنی بگیرد. حقیقت برای اعتقاد بنیاد، ضامن و مرجع وجودیست، در حالیکه تفکر همواره باید به خود ثابت کند که هیچ بنیادی و ضامنی جز پرسندگی ندارد، یعنی هیچگاه به هیچ مرجعی جز کاویدن متکی نیست. تفکر همانقدر از پرسش و کاوش برمیآید و بدینگونه پیوسته از نو میشکفد که اعتقاد را «حقیقتش» یکبار برایهمیشه در ناپرسایی خود بنا مینهد و نگه میدارد.
@Mehbaang
⚛ @dr_nayeri ✍
https://bit.ly/2Hh49cC
به قلم: آرامش دوستدار(فیلسوف معاصر)
ظلمت هراعتقادی، حقیقت هراعتقاد است. حقیقت بدین معنا آن ناپرسیده ونادانستهای است که با احاطهی درونیاش فرهنگی میشود، یعنی احساس جمعی را تسخیر میکند و شالودهی اعتقاد را میریزد. اعتقاد را من در برابر تفکر مینهم و این دو را در نهاد و تحقق خود نافی یکدیگر میدانم.
ببینیم اعتقاد چیست و ربطی به تفکر دارد یا ندارد. اعتقاد همیشه و در وهلهی اول اعتقاد به کسی یا به چیزی است. مثلاً اعتقاد به یک رهبر سیاسی، به یک آرمان، به یک شاعر، به یک نویسنده، به قطب یک فرقه، به یک هدف، به یک عشق، به یک مبارزه،... در واقع به هر کس و هر امری که در شمول اغراض خود بتواند برای یک فرد یا جمع کلاً یا جزئاً تکیهگاه حیاتی به چیرهترین معنای آن باشد. این تکیهگاه حیاتی، چون در پرسشناپذیریاش موجب و مآلاً حقیقت اعتقاد باقی میماند، میبایستی خود در ناکاویدنیبودنش تاریکی محض باشد، اما برای معتقد سرچشمهی روشنیها و بداهتها شود. بدین معنا اعتقاد در مکانیسم خود عبارت از وابستگی درونی و رفتاری ما به پندارهاییست که به عللی بر ما مستولی و مآلاً برای ما حیاتی میگردند.
پندار مستولی به سبب لزوم حیاتیاش برای عواطف، اذهان مردم و ارزشهای نگهدارندهی جامعه و چیره برآن هرگز معروض پرسش نمیشود، بلکه به همین سبب قهراً پرسش را در میدان نفوذ خود ممتنع میکند. پندار مستولی، به این علت که استیلایش بدیهی تلقی میگردد و مقبول همگان است، حقیقت خوانده میشود. هرگاه این «حقیقت» متزلزل یا بیاعتبار گردد، یعنی نیروی بداهت مستولیاش را از دست دهد، اعتقاد مبتنی بر آن نیز بیاعتبار و منسوخ خواهد شد. معنای این که هرگاه یک «حقیقت» اعتبار خود را از دست بدهد، این است که آن «حقیقت» دیگر حقیقت نباشد. بیاعتبار شدن و بیحقیقت شدن یک «حقیقت» نتیجهی نابودی استیلای آن است. چنین است که مثلاً «حقیقت» زرتشتی تاریخاً جای خود را به حقیقت اسلامی میدهد. اینگونه «حقایق» یا پندارهای مستولی پدیدههایی هستند که عموماً دین نامیده میشوند، و دین آن پدیدهایست که بر اینگونه «حقایق» استوار باشد. از اینرو من اعتقاد مبتنی بر این حقایق و فرهنگ زادهی اعتقاد به آن را دینی نامیدهام.
برخلاف اعتقاد، تفکر بر هیچ حقیقتی، به این معنا که آن حقیقت بتواند تفکر را در مورد خود ناپرسا کند، نه از پیش مبتنیست و نه از پس. تفکر همواره پیش از هر چیز یعنی پرسش و جویندگی از جمله نیز در این امر که حقیقت چیست و اگر هست کدامست و چگونه است. جویندگی تفکر، چون به هیچ فرمانی سر نمینهد، هرگز پایان نمییابد. از اینرو تفکر هر آن و همیشه باید از نو بپرسد و بکاود تا اساساً باشد و معلوم کند که آیا و چگونه خود و یافتههای پیشینش تاب نوپرسی و نوکاوی شدن را دارند. جایی که اعتقاد در و از وابستگی به بنیادش هست، تفکر در جویندگی و بنیانکاوی تحقق میپذیرد. اعتقاد نشانهی سرنهادن به بنیادی کاوشناپذیر و مسلم است که حقیقت اعتقاد را میسازد، و تفکر خود را منحصراً در این نشان میدهد که هرگز مجاز نیست بنیادی را ناکاویدنی و به این معنا ناپرسیدنی بگیرد. حقیقت برای اعتقاد بنیاد، ضامن و مرجع وجودیست، در حالیکه تفکر همواره باید به خود ثابت کند که هیچ بنیادی و ضامنی جز پرسندگی ندارد، یعنی هیچگاه به هیچ مرجعی جز کاویدن متکی نیست. تفکر همانقدر از پرسش و کاوش برمیآید و بدینگونه پیوسته از نو میشکفد که اعتقاد را «حقیقتش» یکبار برایهمیشه در ناپرسایی خود بنا مینهد و نگه میدارد.
@Mehbaang
⚛ @dr_nayeri ✍
https://bit.ly/2Hh49cC
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌱چرا روحانیون به وحشت از مرگ دامن میزنند؟عذاب قبر، آتش جهنم و زقوم، پل صراط و چاه ویل، قصههای جن و روح و ... ابزاری روانی برای اخاذی مالی از جامعه است.
#برنامه_مهبانگ
#عرفان_کسرایی
⚛ @dr_nayeri ✍🏼
#برنامه_مهبانگ
#عرفان_کسرایی
⚛ @dr_nayeri ✍🏼
🌐کانال پروفسور علی نیری🌐
🌱چرا روحانیون به وحشت از مرگ دامن میزنند؟عذاب قبر، آتش جهنم و زقوم، پل صراط و چاه ویل، قصههای جن و روح و ... ابزاری روانی برای اخاذی مالی از جامعه است. #برنامه_مهبانگ #عرفان_کسرایی ⚛ @dr_nayeri ✍🏼
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌱چرا روحانیون به وحشت از مرگ دامن میزنند؟عذاب قبر، آتش جهنم و زقوم، پل صراط و چاه ویل، قصههای جن و روح و ... ابزاری روانی برای اخاذی مالی از جامعه است.
#برنامه_مهبانگ
#عرفان_کسرایی
👈کمحجم
#برنامه_مهبانگ
#عرفان_کسرایی
👈کمحجم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تاريخ ١٤٠٠ سالهى اسلام در ١٥ دقيقه، از زبان خانوم بريجيت گابريل، روزنامهنگار و نويسنده لبنانى/آمريكايى
برگردان: هدیه
@Mehbaang
⚛ @dr_nayeri ✍
برگردان: هدیه
@Mehbaang
⚛ @dr_nayeri ✍
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
منشاء داستانهای وحشتناک از جن و موجودات دم دار و سم دار چیست؟ این خرافات و افسانههای باستانی چطور وارد فرهنگ عامه شدند؟این قصهها چگونه به یکی از سوژههای مذهبی برای ایجاد وحشت در مردم تبدیل شدند؟
Mehbang_06
Dr.Ali Nayeri
#مهبانگ06 کیفیتخوب
➖ تاثیر ناشی از مواد پرتوزا و رادیواکتیو و نیز ماندگاری و تاثیرات آن بر روی بدن
⚛ @dr_nayeri ✍
➖ تاثیر ناشی از مواد پرتوزا و رادیواکتیو و نیز ماندگاری و تاثیرات آن بر روی بدن
⚛ @dr_nayeri ✍
Mehbang_06_64Kbps
<unknown>
#مهبانگ06 کیفیتعالی
➖ تاثیر ناشی از مواد پرتوزا و رادیواکتیو و نیز ماندگاری و تاثیرات آن بر روی بدن
⚛ @dr_nayeri ✍
➖ تاثیر ناشی از مواد پرتوزا و رادیواکتیو و نیز ماندگاری و تاثیرات آن بر روی بدن
⚛ @dr_nayeri ✍
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌱 #دکتر_سم_هریس : چه چیزی شاید سبب شود که میلیاردها انسان، اصول اعتقادات دینی خود را بازبینی کنند؟ اگر والدین و آموزگاران تنها پاسخهای صادقانه به پرسشهای کودکان بدهند.
⚛ @dr_nayeri ✍
⚛ @dr_nayeri ✍
🌱 "ایمان و جنون"
باورهای ما جفتِ قرص و محکمی برای ساختار ظاهری جهان است. «آزادی از ایمان» در ما اگر در اصل وجود داشته باشد در حداقل و کوچکترین اندازه است. آیا یک شخص به راستی آزاد است تا استدلالی را باور کند که هیچ مدرک و شاهدی برای آن ندارد؟ خیر .
مدرک (خواه حسی و خواه منطقی) تنها چیزیست که در گامِ نخست روشن میسازد فلان باور یا عقیده به راستی درباره جهان است. ما نامهای متفاوتی برای انسانهایی داریم که دارای باورهای فراوانی بدون هیچ توجیه منطقی هستند. زمانی که باورهای این افراد بسیار رایج است ما آن را «دین» مینامیم؛ در غیر اینصورت بیشتر «دیوانه»، «روانپریش» یا «متوهم» خوانده میشوند. البته بیشتر افراد با ایمان بهطور بی نقصی عاقل و خردمند هستند حتا اگر زیر تاثیر باورهای خویش دچار انجام کردارهای ناخوشایند و قساوت بشوند، ولی میان فردی که باور دارد اگر چند جوان بچهسالِ یهودی را بکشد خدا به او ۷۲ دختر باکره پاداش میدهد با کسی که باور دارد موجوداتی از آلفاسنتوری (نزدیکترین سیستم ستارهای به زمین با فاصله ۴/۳ سال نوری) با استفاده از مو خشککنِ خود پیامی درباره صلح جهانی گسیل داشتهاند، چه تفاوتی هست؟ بدون شک تفاوتی وجود دارد ولی ایمانِ مذهبی را با نورپردازی و روتوش زیبا نمیسازد.
انسان بخصوص میخواهد که به چیزی باور داشته باشد که هیچکس دیگری باور نداشته باشد. برای اینکه سکان را به دست اندیشههایی سپرد که هیچ مدرکی برای آنها وجود ندارد (و بنابراین در گفتگو با انسانهای دیگر نمیتواند قابل توجیه باشد) به طور کلی نشانهای از خرابی جدی و اساسی ذهن است. آشکار است که هر چه تعداد بیشتر باشد امنیت هم بیشتر است. از اینها گذشته تنها تصادفی از دل تاریخ است که باور به توانایی خواندن اندیشههای افراد توسط آفریدگار گیتی نرمال و بهنجار درنظر گرفته میشود [از نظر خداباوران]، در حالی که باور به اینکه خدا با صدای برخورد باران بر شیشهی اتاق خوابِ شخص، با کدهای مورس در حال سخن گفتن است بعنوان بیماری روانی در نظر گرفته میشود. بنابراین در حالی که انسانهای مذهبی به طور کلی دیوانه نیستند ولی هستهی اصلی باورهای آنان به طور کامل دیوانهوار است. این موضوع نباید مایه شگفتی شود، چون در بیشتر دینها تنها شمار اندکی از فرآوردههای دیوانهوار و جاهلانهی عهد باستان را مقدس دانسته و آنها را به عنوان حقیقت ازلی برای نسل بعدی به میراث گذاشتهاند. این موضوع باعث شده که میلیاردها تن از ما انسانها به چیزهایی باور داشته باشیم که هیچ شخص خردمند و عاقلی نمیتواند به خودی خود به آنها باور داشته باشد.
در واقع دشوار است که مجموعهی دیگری از باورها را یافت که بیش از اصول سنتی بسیاری از مذاهبِ ما، نشانگر و حکایتگر بیماری روانی باشد. نگاهی به یکی از شالودههای مذهب کاتولیک بیاندازید:
“ بدینسان من در میان انبوه توده مردم اعتراف میکنم که این قربانیِ آرامشبخش، شایسته و حقیقی به وکالت از مردگان و زندگان برای خدا نذر شده و جسم و خون به همراه روح و ربوبیت خداوندگار ما عیسا مسیح به راستی، درستی و حقیقت در مقدسترین نانِ عشای ربانی حضور دارد و این احتمال وجود دارد که تغییر کامل ماده از نان به بدن و تغییر کاملی از شراب به خون رخ دهد؛ و امت کاتولیک این تغییر را استحاله مینامد. همچنین اعتراف میکنم که کل و تمام مسیح و آیینهای حقیقی مذهبی هر یک با ظاهری مجزا دریافت شده است.”
نقل قول برگرفته از:
The Profession of Faith of The Roman Catholic Church
در این هنگام دیگر عیسا مسیح - که به نوبه خود روشن شده که از مادری باکره زاده شده، با مرگی تقلبی و با رستاخیزی جسمی به عرش رفته - میتواند خورده شود، آن هم در شکل یک تکه نان خشک. یک بورگاندی دلخواه خود را برداشته و با خواندن چند کلمه به زبان لاتین و دمیدن به آن و حالا دیگر میتوان خون وی را نیز نوشید. آیا هیچ شکی وجود دارد که اگر چنین اندیشهای تنها یک تاییدکننده داشته باشد، دیوانه درنظر گرفته خواهد شد؟ یا حتا بالاتر از این، آیا هیچ شکی وجود دارد که در اصل این فرد دیوانه است؟ خطر دینها در این است که اجازه میدهد انسانهایی که در غیر اینصورت بهنجار و نرمال هستند، میوهی دیوانگی برداشت کرده و آن را ملکوتی بدانند. چون به هر نسل تازهای از بچهها آموخته میشود که این اندیشههای دینی به صورتی که اندیشههای غیر دینی باید اثبات شوند نیازی به اثبات ندارند. تمدن هنوز هم نتوانسته از یورش لشگر حماقت کمر راست کند. ما حتا این روزها نیز بر سر ادبیات عهد عتیق همدیگر را میکشیم. چه کسی میتواند به چیزی احمقانهتر از این بیاندیشد؟
📚پایان ایمان نوشته #دکتر_سم_هریس
⚛ @dr_nayeri ✍
باورهای ما جفتِ قرص و محکمی برای ساختار ظاهری جهان است. «آزادی از ایمان» در ما اگر در اصل وجود داشته باشد در حداقل و کوچکترین اندازه است. آیا یک شخص به راستی آزاد است تا استدلالی را باور کند که هیچ مدرک و شاهدی برای آن ندارد؟ خیر .
مدرک (خواه حسی و خواه منطقی) تنها چیزیست که در گامِ نخست روشن میسازد فلان باور یا عقیده به راستی درباره جهان است. ما نامهای متفاوتی برای انسانهایی داریم که دارای باورهای فراوانی بدون هیچ توجیه منطقی هستند. زمانی که باورهای این افراد بسیار رایج است ما آن را «دین» مینامیم؛ در غیر اینصورت بیشتر «دیوانه»، «روانپریش» یا «متوهم» خوانده میشوند. البته بیشتر افراد با ایمان بهطور بی نقصی عاقل و خردمند هستند حتا اگر زیر تاثیر باورهای خویش دچار انجام کردارهای ناخوشایند و قساوت بشوند، ولی میان فردی که باور دارد اگر چند جوان بچهسالِ یهودی را بکشد خدا به او ۷۲ دختر باکره پاداش میدهد با کسی که باور دارد موجوداتی از آلفاسنتوری (نزدیکترین سیستم ستارهای به زمین با فاصله ۴/۳ سال نوری) با استفاده از مو خشککنِ خود پیامی درباره صلح جهانی گسیل داشتهاند، چه تفاوتی هست؟ بدون شک تفاوتی وجود دارد ولی ایمانِ مذهبی را با نورپردازی و روتوش زیبا نمیسازد.
انسان بخصوص میخواهد که به چیزی باور داشته باشد که هیچکس دیگری باور نداشته باشد. برای اینکه سکان را به دست اندیشههایی سپرد که هیچ مدرکی برای آنها وجود ندارد (و بنابراین در گفتگو با انسانهای دیگر نمیتواند قابل توجیه باشد) به طور کلی نشانهای از خرابی جدی و اساسی ذهن است. آشکار است که هر چه تعداد بیشتر باشد امنیت هم بیشتر است. از اینها گذشته تنها تصادفی از دل تاریخ است که باور به توانایی خواندن اندیشههای افراد توسط آفریدگار گیتی نرمال و بهنجار درنظر گرفته میشود [از نظر خداباوران]، در حالی که باور به اینکه خدا با صدای برخورد باران بر شیشهی اتاق خوابِ شخص، با کدهای مورس در حال سخن گفتن است بعنوان بیماری روانی در نظر گرفته میشود. بنابراین در حالی که انسانهای مذهبی به طور کلی دیوانه نیستند ولی هستهی اصلی باورهای آنان به طور کامل دیوانهوار است. این موضوع نباید مایه شگفتی شود، چون در بیشتر دینها تنها شمار اندکی از فرآوردههای دیوانهوار و جاهلانهی عهد باستان را مقدس دانسته و آنها را به عنوان حقیقت ازلی برای نسل بعدی به میراث گذاشتهاند. این موضوع باعث شده که میلیاردها تن از ما انسانها به چیزهایی باور داشته باشیم که هیچ شخص خردمند و عاقلی نمیتواند به خودی خود به آنها باور داشته باشد.
در واقع دشوار است که مجموعهی دیگری از باورها را یافت که بیش از اصول سنتی بسیاری از مذاهبِ ما، نشانگر و حکایتگر بیماری روانی باشد. نگاهی به یکی از شالودههای مذهب کاتولیک بیاندازید:
“ بدینسان من در میان انبوه توده مردم اعتراف میکنم که این قربانیِ آرامشبخش، شایسته و حقیقی به وکالت از مردگان و زندگان برای خدا نذر شده و جسم و خون به همراه روح و ربوبیت خداوندگار ما عیسا مسیح به راستی، درستی و حقیقت در مقدسترین نانِ عشای ربانی حضور دارد و این احتمال وجود دارد که تغییر کامل ماده از نان به بدن و تغییر کاملی از شراب به خون رخ دهد؛ و امت کاتولیک این تغییر را استحاله مینامد. همچنین اعتراف میکنم که کل و تمام مسیح و آیینهای حقیقی مذهبی هر یک با ظاهری مجزا دریافت شده است.”
نقل قول برگرفته از:
The Profession of Faith of The Roman Catholic Church
در این هنگام دیگر عیسا مسیح - که به نوبه خود روشن شده که از مادری باکره زاده شده، با مرگی تقلبی و با رستاخیزی جسمی به عرش رفته - میتواند خورده شود، آن هم در شکل یک تکه نان خشک. یک بورگاندی دلخواه خود را برداشته و با خواندن چند کلمه به زبان لاتین و دمیدن به آن و حالا دیگر میتوان خون وی را نیز نوشید. آیا هیچ شکی وجود دارد که اگر چنین اندیشهای تنها یک تاییدکننده داشته باشد، دیوانه درنظر گرفته خواهد شد؟ یا حتا بالاتر از این، آیا هیچ شکی وجود دارد که در اصل این فرد دیوانه است؟ خطر دینها در این است که اجازه میدهد انسانهایی که در غیر اینصورت بهنجار و نرمال هستند، میوهی دیوانگی برداشت کرده و آن را ملکوتی بدانند. چون به هر نسل تازهای از بچهها آموخته میشود که این اندیشههای دینی به صورتی که اندیشههای غیر دینی باید اثبات شوند نیازی به اثبات ندارند. تمدن هنوز هم نتوانسته از یورش لشگر حماقت کمر راست کند. ما حتا این روزها نیز بر سر ادبیات عهد عتیق همدیگر را میکشیم. چه کسی میتواند به چیزی احمقانهتر از این بیاندیشد؟
📚پایان ایمان نوشته #دکتر_سم_هریس
⚛ @dr_nayeri ✍
🔴🚨فوری - از تلگرام طلایی خارج شوید⚠️
وزیر اطلاعات اعلام کرد که #تلگرام_طلایی ابزار جاسوسی جمهوری اسلامی است.
یعنی:
🔻اطلاعات شخصی شما بدست فتا میافتد
🔻دسترسی شما به کانالهای ضدحکومتی مسدود میشود.
وزیر اطلاعات اعلام کرد که #تلگرام_طلایی ابزار جاسوسی جمهوری اسلامی است.
یعنی:
🔻اطلاعات شخصی شما بدست فتا میافتد
🔻دسترسی شما به کانالهای ضدحکومتی مسدود میشود.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کنفرانس علمی عمومی «ماهیت وجود انسان»
بخش چهارم(تکمیلی)
سخنران: دکتر تقی کیمیاییاسدی
(متخصص مغز و اعصاب)
مشاهده در یوتیوب(کیفیت اصلی) :
youtu.be/1vYfskN6v_U
#دکتر_کیمیاییاسدی
⚛ @dr_nayeri ✍
بخش چهارم(تکمیلی)
سخنران: دکتر تقی کیمیاییاسدی
(متخصص مغز و اعصاب)
مشاهده در یوتیوب(کیفیت اصلی) :
youtu.be/1vYfskN6v_U
#دکتر_کیمیاییاسدی
⚛ @dr_nayeri ✍
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کنفرانس علمی عمومی «ماهیت وجود انسان»
بخش چهارم(تکمیلی)
سخنران: دکتر تقی کیمیاییاسدی
(متخصص مغز و اعصاب)
🎥 حجم کم
#دکتر_کیمیاییاسدی
⚛ @dr_nayeri ✍
بخش چهارم(تکمیلی)
سخنران: دکتر تقی کیمیاییاسدی
(متخصص مغز و اعصاب)
🎥 حجم کم
#دکتر_کیمیاییاسدی
⚛ @dr_nayeri ✍
Audio
کنفرانس علمی عمومی «ماهیت وجود انسان»
بخش چهارم(تکمیلی)
سخنران: دکتر تقی کیمیاییاسدی
(متخصص مغز و اعصاب)
🎧 نسخه شنیداری
#دکتر_کیمیاییاسدی
⚛ @dr_nayeri ✍
بخش چهارم(تکمیلی)
سخنران: دکتر تقی کیمیاییاسدی
(متخصص مغز و اعصاب)
🎧 نسخه شنیداری
#دکتر_کیمیاییاسدی
⚛ @dr_nayeri ✍
Forwarded from 🌐کانال پروفسور علی نیری🌐
از متافیزیک تا فیزیک.pdf
10.8 MB
🔵 #کتاب «از متافیزیک تا فیزیک»
☑ نوشته: دکتر تقی #کیمیاییاسدی
🔺حتما بخوانید و با دوستان خود این اثر نفیس را به اشتراک بگذارید.
⚛ @dr_nayeri ✍
☑ نوشته: دکتر تقی #کیمیاییاسدی
🔺حتما بخوانید و با دوستان خود این اثر نفیس را به اشتراک بگذارید.
⚛ @dr_nayeri ✍