Elmosnews
4.16K subscribers
1.99K photos
281 videos
78 files
470 links
علموص، کوتاه شده علم و صنعت است و #علموصنیوز، رسانه‌ای انتقادی برای اهالی علموص.
برای آنکه دقیق‌تر باشیم، نیازمند کمکتان هستیم.
دیده‌ها، شنیده‌ها، نظرات و روایت‌هایتان را از آنچه در علم و صنعت میگذرد برایمان بفرستید👇
ارتباط با ادمین:
@elmosnewsadmin
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ارسالی
مراسم چهلم مهران تاجداری، هفتم اسفند ۱۴۰۴، بهشت زهرا

@elmosnewss
33💔11😐2🕊1🏆1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ارسالی
درخواست مادر #مهران_تاجداری دانشجوی کارشناسی ارشد کارآفرینی دانشکده پیشرفت از دانشجویان در مراسم چهلم جاویدنام.

@elmosnewss
💔1031🤯1🏆1
در پی اعتراضات روزهای ۳ و ۵ اسفندماه، در دانشگاه شاهد موجی از اقدامات سرکوبگرانه، غیرقانونی و خارج از ضابطه علیه دانشجویان هستیم. شورای صنفی دانشجویان دانشگاه علم‌وصنعت موارد زیر را اعلام و منتظر اقدام از مسئولان ذیربط است.

◾️ بیرون انداختن صاحب خانه و اشغال خانه؟
تعداد زیادی از دانشجویان را ممنوع الورود و ورود سایرین را نیز با رصد کارت کنترل کردید، اما هم‌زمان دانشگاه شاهد حضور افرادی است که نه کارت دانشجویی دارند و نه هویت مشخص. حضور این افراد بدون رصد کارت و با هماهنگی حراست بوده است؟
مسئولیت ورود غیرقانونی افراد، مستقیماً متوجه مدیریت دانشگاه و حراست است. دانشگاه ملک شخصی هیچ نهادی نیست که ورود و خروج در آن به‌صورت گزینشی و تبعیض‌آمیز اعمال شود.
◾️ حمله و درگیری فیزیکی با دانشجو؛ عبور از خط قرمز؟!
دست بلند کردن روی دانشجو نه «برقراری نظم» است و نه «اقدام انضباطی»؛ خشونت عریان و جرم آشکار است. خط قرمز، خودِ تعرض و زد و خورد است؛ و هنگامی که این تعرض علیه دانشجویان دختر رخ داده باشد، به واسطه تناقض این رفتار با عقاید عاملین به این جرم ابعاد ویژه‌تری به خود می‌گیرد. هیچ عنوانی از جمله «بسیجی گری» یا «حفظ امنیت» مجوز ضرب‌وشتم و اعمال زور نیست.
علاوه بر تعرض به دانشجویان این عمل تعرض به دین نیز هست که برای عده‌ای ابزار شده تا خشونت را با آن توجیه کنند اما همزمان به اصول آن نیز پایبند نباشند. مسئولان دانشگاه باید پاسخ بدهند: چه کسی و با کدام اختیار، به خود اجازه داده است که جسم دانشجو را میدان اعمال قدرت کند؟
◾️ استاندارد دوگانهٔ حراست؛ وادار کردن دانشجو به عقب نشینی، مصونیت برای مهاجمان
دانشجوی معترض را با کوچک‌ترین صدا «آشوبگر» می‌نامید، اما نیروهای منتسب به بسیج تهدید می‌کنند، رجز می‌خوانند و بی‌محابا پیشروی می‌کنند و حراست سکوت می‌کند. وقتی دانشجو تهدید می‌شود، شما «نمی‌شنوید»؛ اما اگر همان کلمات از دهان دانشجوی معترض بیرون بیاید، همان لحظه تبدیل به پرونده می‌شود. این تبعیض آشکار قابل چشم‌ پوشی نیست.
◾️ خفت‌گیری و خشونت سازمان‌یافته در درهای دانشگاه
در محوطه سردر دانشگاه، گروه‌های ناشناس به دانشجویان حمله کردند، کارت دانشجویی آنان را به زور ضبط کردند و آن‌ها را مورد آزار و اذیت قرار دادند. این رفتار «کنترل» نیست؛ خفت‌گیری است و در محوطهٔ دانشگاه رخ داده است. مدیریت دانشگاه باید روشن کند: این افراد تحت امر چه کسی هستند و چرا در دانشگاه امکان اعمال زور دارند؟
◾️مسئول هدایت این روند در دانشگاه کیست؟
این نیروهای خودمختار نه‌ تنها از مسئولان دانشگاه فرمان نمی‌برند، بلکه کار به درگیری فیزیکی و ضرب‌وشتم کشیده و حتی برخی اساتید دانشگاه نیز از خشونت آنان در امان نمانده‌اند. وقتی کار به کتک‌کاری در فضای دانشگاه می‌رسد، دیگر هیچ توجیهی نه «حفظ نظم» و نه «حفظ امنیت» پذیرفتنی نیست.
پرسش اصلی و غیرقابل‌ انکار این است:

هدایت و فرماندهی این روند در دانشگاه دقیقاً دست چه کسی است؟ چه نهادی به این افراد اختیار داده که در دانشگاه اعمال قدرت کنند، به دانشجو تعرض کنند و حتی به استاد هم حمله‌ور شوند؟ اگر دانشگاه نمی‌تواند آن‌ها را کنترل کند، یعنی عملاً مدیریت دانشگاه از کار افتاده است؛ و اگر می‌تواند اما نمی‌خواهد، یعنی این خشونت با چراغ سبز و مسئولیت مستقیم مدیریتی در حال وقوع است.
◾️محروم‌سازی غیرقانونی از خوابگاه و دانشگاه
دانشجو را بدون اطلاع قبلی از خوابگاه اخراج می‌کنید و حتی فرصت تهیهٔ بلیت هم نمی‌دهید. تعداد زیادی از دانشجویان بدون ابلاغ رسمی زمان آغاز و پایان ممنوع الورودی، بدون ارائهٔ مستندات و بدون طی روند قانونی ممنوع‌الورود شده‌اند. این اقدامات نه «انضباط» است و نه «مدیریت بحران»؛ محروم‌سازی غیرقانونی و سوءاستفاده از ضوابط انظباطی است.
◾️ کمیتهٔ انضباطی؛ ابزار فشار، نه رسیدگی؛
کمیته‌ای که به آیین‌نامه انظباطی هم پایبند نیست؛ ابزار ارعاب است. دانشجو را بدون ارائهٔ هیچ سندی احضار می‌کنید و به محض تفهیم اتهام مجبور به نوشتن دفاعیه می‌کنید. علاوه بر این، احضارشده‌ها توسط نیروهای منتسب به بسیج مستقیماً تهدید شده‌اند و دانشگاه هیچ اقدامی نکرده است.
طبق آیین نامه در تمامی مراحل دادرسی پرونده می‌بایست محرمانه رسیدگی شود. چه کسی اطلاعات انظباطی را به دست افراد غیر رسانده تا از آن جهت اعمال تهدید استفاده کنند؟ دانشگاه موظف است اطلاعات دانشجویان را محرمانه نگه دارد و هرگونه تهدید باید فوراً ثبت، پیگیری و رسیدگی شود.
☑️ از هیئت رییسه دانشگاه و مسیولین ذی‌ربط انتظار می‌رود در صورتی که اختیاری در مدیریت دانشگاه دارند در اولین فرصت نسبت به موارد فوق پاسخ داده و از تکرار چنین مواردی جلوگیری کنند در غیر این صورت سکوت این افراد به معنی تایید و تصدیق وضعیت رخ داده تلقی خواهد شد.

شورای صنفی-رفاهی دانشگاه علم و صنعت ایران

🆔 @senfi_iust
👍739👎8
‎⁨راهنمای_بقا_در_زمان_جنگ_ایران⁩.pdf
3.2 MB
🖇 راهنمای بقا در زمان جنگ

[این محتوای کارآمد، توسط شهروندی مسئول و خلاق به اسم Elyar Rose
با الهام از کتابچه راهنمای سوئدی، راهنمایی برای بقا در شرایط بحرانی در ایران ساخته شده است.]

🆔@anjmotahed
3👎2👍1😱1
⭕️ در روزهای گذشته گزارشاتی مبنی بر ارسال پیامک به دانشجویان با مضمون فرستادن دفاعیه در ایمیل تا تاریخ ۱۲ اردیبهشت دریافت شده است.

این اقدام در تعارض آشکار با شیوه‌نامه انضباطی است. پس از تشکیل پرونده انضباطی برای دانشجویان، بر اساس شیوه‌نامه انضباطی ۱۴۰۳، دانشجویان در ابتدا باید به‌صورت حضوری تفهیم اتهام شوند. روند کنونی، این مرحله را کاملا نادیده می‌گیرد. همچنین پس از تفهیم اتهام، دانشجویان باید در جلسه دفاع، که بر اساس شیوه‌نامه، فرایند آن حضوری است حاضر شوند.

بر اساس تبصره ماده ۸۲ شیوه‌نامه انضباطی ۱۴۰۳، «تشکیل جلسه به صورت غیرحضوری یا تلفنی و اقدام به اخذ امضا اعضا برای صورتجلسه مربوطه، مجاز نبوده و احکام صادره به این طریق فاقد اعتبارند.»

@iust_students_rights
💔1
🔸️برخورد با دانشجو به دلیل نقض قانون توسط کمیته ای که خود قانون را به رسمیت نمی‌شناسد!!!

🔹️
در روزهای اخیر، گزارش‌های متعددی از ارسال پیامک‌هایی برای برخی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران دریافت شده است که در آن، دانشجویان به دلیل آنچه «حضور در اغتشاش و تجمع غیرقانونی در محیط دانشگاه» عنوان شده، مکلف شده‌اند تا تاریخ ۱۲ اردیبهشت‌ماه، دفاعیات خود را از طریق ایمیل برای واحد انضباطی ارسال کنند.
🔹️
شورای صنفی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران، این شیوه برخورد با دانشجویان را غیرقابل قبول، غیرشفاف و در تعارض آشکار با اصول رسیدگی منصفانه و مفاد شیوه‌نامه انضباطی می‌داند.
🔹️
نخست آنکه، در هر فرایند انضباطی، دانشجو باید از اتهام انتسابی، مستندات پرونده، مرجع رسیدگی و حقوق دفاعی خود به‌صورت روشن و رسمی مطلع شود. ارسال یک پیامک کلی، مبهم و حاوی برچسب‌هایی سنگین، نه ابلاغ قانونی محسوب می‌شود و نه جایگزین فرایند مشخص و حضوری تفهیم اتهام است. اینکه دانشجو پیش از آگاهی دقیق از موضوع پرونده و مستندات آن، ملزم به ارسال «دفاعیه» شود، بیشتر شبیه وارونه‌کردن روند رسیدگی است؛ یعنی اول دفاع کن، بعداً شاید فهمیدی بابت چه چیزی! این روش نه حقوقی است، نه اخلاقی، و نه در شأن دانشگاه.
🔹️
دوم آنکه، مطابق شیوه‌نامه انضباطی، تشکیل پرونده، تفهیم اتهام، اخذ دفاع و برگزاری جلسه رسیدگی باید در چارچوب فرایند قانونی و با رعایت حقوق دانشجو انجام شود. بر اساس تبصره ماده ۸۲ شیوه‌نامه انضباطی ۱۴۰۳، تشکیل جلسه به‌صورت غیرحضوری یا تلفنی و اخذ امضا برای صورتجلسه مربوطه مجاز نبوده و احکام صادره از این مسیر فاقد اعتبار است. بنابراین، تلاش برای جایگزین‌کردن جلسه حضوری دفاع با ارسال ایمیل، نه‌تنها ناقض حق دفاع دانشجوست، بلکه اعتبار هرگونه تصمیم بعدی را نیز به‌طور جدی مخدوش می‌کند.
🔹️
سوم آنکه، به‌کارگیری عباراتی مانند شرکت در «اغتشاش» و «تجمع غیرقانونی» در پیامک ارسالی، پیش از طی مراحل قانونی و اثبات هرگونه تخلف، مصداق پیش‌داوری و نقض اصل بی‌طرفی در رسیدگی است. هیچ مرجع دانشگاهی حق ندارد پیش از رسیدگی قانونی، دانشجو را محکوم فرض کند و سپس از او بخواهد در برابر حکمی که هنوز رسیدگی نشده، دفاع کند. دانشگاه محل گفت‌وگو، آموزش و کرامت انسانی است؛ نه محلی برای تولید اضطراب، تهدید پیامکی و پرونده‌سازی‌های مبهم.
🔹️
شورای صنفی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران تأکید می‌کند که دفاع از حقوق صنفی و قانونی دانشجویان، وظیفه‌ای غیرقابل چشم‌پوشی است. ما نسبت به هرگونه برخورد خارج از چارچوب قانونی، احضار مبهم، اخذ دفاعیه غیرحضوری، تهدید آموزشی یا ایجاد فشار روانی بر دانشجویان معترضیم و آن را محکوم می‌کنیم.
🔹️بر این اساس، شورای صنفی خواستار
موارد زیر است:

1. توقف فوری روند ارسال پیامک‌های احضار و اخذ دفاعیه ایمیلی از دانشجویان؛
2. ابطال هرگونه فرایند انضباطی مبتنی بر پیامک، ایمیل یا رسیدگی غیرحضوری؛
3. ابلاغ رسمی، شفاف و قانونی هرگونه اتهام احتمالی همراه با اعلام دقیق مستندات پرونده؛
4. رعایت کامل حق دفاع دانشجویان از جمله تفهیم اتهام حضوری، امکان مطالعه پرونده و حضور در جلسه دفاع مطابق شیوه‌نامه؛
5. پرهیز از به‌کارگیری عناوین اتهامی و برچسب‌زننده پیش از اثبات تخلف در مرجع صالح؛
6. تضمین عدم اعمال فشار آموزشی، رفاهی، امنیتی یا روانی بر دانشجویانی که مشمول این پیامک‌ها شده‌اند.
🔹️
شورای صنفی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران اعلام می‌کند از مسئولان دانشگاه می‌خواهد به‌جای گسترش فضای تهدید و بی‌اعتمادی، به قانون، کرامت دانشجو و اصول بدیهی دادرسی منصفانه پایبند باشند.

شورای صنفی-رفاهی دانشگاه علم و صنعت ایران
🆔️ @senfi_iust
💔5👎1
🔴 پاسداشت روز جهانی کارگر

در ساده‌ترین بیان، کارگر کسی‌ست که در ازای دریافت مزد، حقوق، سهم سود و سایر مزایا به درخواست کارفرما کار می‌کند. این تعبیر بسیار مبهم خیل عظیمی از افراد را از طبقات مختلف گرد هم می‌آورد. اول ماه مه به پاس مبارزه‌ی آزادی‌خواهانه کارگران آمریکایی در همین روز سال ۱۸۸۶، روز جهانی کارگر نامیده می‌شود.

این روز را می‌توان فراایدئولوژیک نامید. روز افرادی که برای امرار معاش از سرمایه و ارتباطات گسترده محرومند و چیزی جز بدن و ذهن خود ندارند. با نظر به وضعیت کنونی ایران که اکثریت جامعه سال‌هاست در وضعیتی وخیم و غیرقابل وصف قرار گرفته، پاسداشت این روز بالاترین حد اهمیت خود را می‌یابد. زیرا امروزه شناخت درهم‌تنیدگی منافع اقشار و طبقات مختلف اجتماع ضرورتی گران‌مایه دارد و تا وقتی در جامعه کارگر در بند است، طعم آزادی چشیده نخواهد شد.

انجمن رویش دانشجویان روز جهانی کارگر، روز تمامی رنجبران ایران را گرامی می‌دارد.

🆔@Rouyesh_IUST
7👎3
🔸باید یادآور این باشیم که امروز چهار ماه از بازداشت مجید جمشیدزاده می‌گذرد؛ بازداشتی که از ۱۲ دی‌ماه آغاز شده و اکنون به ۱۲۰ روز رسیده است.

در این مدت، با وجود پیگیری‌های مداوم شورای صنفی و دوستان این دانشجو، متاسفانه هیچ نتیجه مشخصی حاصل نشده است.

در تازه‌ترین وضعیت، خانواده او اعلام کرده‌اند که حکم پنج سال حبس به‌صورت شفاهی در زندان اوین به وی ابلاغ شده است.

با این حال، این حکم هنوز در سامانه ثنا ثبت نشده و همین موضوع، امکان ثبت درخواست تجدیدنظر را از خانواده سلب کرده است.

شورای صنفی - رفاهی دانشگاه علم و صنعت ایران
🆔 @senfi_iust
💔35👎7
⭕️عرفان شکورزاده به دست جمهوری اسلامی به قتل رسید

🔻مرکز رسانه قوه قضاییه از اجرای حکم اعدام عرفان شکورزاده خبر داد.

🔻بر اساس گزارش‌های رسیده به دانشجویان متحد، شکورزاده فارغ التحصیل کارشناسی مهندسی برق کنترل از دانشگاه تبریز و فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی هوا فضا از دانشگاه علم و صنعت بود.

🆔@anjmotahed
💔62👍3👎3
در وضعیت اسف‌باری قرار داریم و برای اشاره به آن نیاز به مقدمه‌چینی و پرگویی نیست. اوضاع و احوال جامعه ایران در جنگ فعلی را شاید بتوان با دوران جنگ دوم جهانی (از حیث تبعات وخیم اقتصادی و گسترش فقر)، و جنگ هشت‌ساله با عراق (از حیث سرکوب سنگین سیاسی حاکم بر کشور) مقایسه کرد.
بمباران صنایع مادر و کارخانه‌ها در جنگ، همراه با قطع عامدانه و بلندمدت اینترنت و در نتیجه سرریز کردن پیامدهای ویرانگر این اتفاقات به تمامی بخش‌های اقتصادیِ از پیش بحران‌زده‌ی ایران، فاجعه‌ای اجتماعی را رقم زده است که معیشت و زندگی میلیون‌ها نفر از شهروندان را تهدید می‌کند. همه ما حداقل افرادی را چه مستقیم و چه باواسطه میشناسیم که در همین مدت دو ماه و اندی، از کار بیکار شده اند و بسیاری دیگر نیز بیکار خواهند شد. تشدید تورم به عنوان پیامد زودهنگام و حتمی این وضعیت، خود دامنه این فاجعه را گسترده‌تر خواهد کرد.

در شرایطی که حتی پیش از جنگ، یک بیماری یا خرابی وسایل الکترونیکی، کافی بود تا پس‌انداز چند ماهه‌ای را ببلعد، اکنون بسیاری از شهروندان و خانواده‌ها با تخریب منازلشان در جریان جنگ مواجه شده اند و دولت نیز برنامه روشنی برای کمک به بازسازی آن ندارد.

تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها که انزوای کودکان و دانشجویان را در پی دارد، بر سلامت روان آنان -به خصوص کودکان- تاثیرات بدی می‌گذارد. در برابر قطع اتصال اینترنت نیز، بیشتر از همه سالمندان آسیب‌پذیرند، بخصوص آن دسته‌ای که به تنهایی زندگی میکنند. تنها گذاشتن سالمندان در چنین شرایطی عملا جدا انداختن آن‌ها از جامعه است. دیدار با کودکان و سالمندان را نباید فراموش کنیم.

جنگ فرصتی را برای نظام مهیا کرده است که تیغ ارعاب و سرکوب خود را تیزتر کند. اجرا شدن احکام متعدد اعدام زندانیان سیاسی و بازداشت‌های پرشمار، خود گواهی بر این مدعاست. به دلیل کم‌اطلاعی، برخی خانواده‌ها گاهی حتی زمانی که عزیزانشان با احکام خطرناک روبه‌رو می‌شوند نیز تا کار به جای باریک نکشیده از اطلاع‌رسانی پرهیز می‌کنند. قطع اینترنت نیز خود مزید بر علت است. اگر در اطرافمان کسانی را می‌شناسیم که عزیزانشان در زندان به سر می‌برند -چه زندانیان سیاسی و چه عادی- آن‌ها را تنها نگذاریم.

متاسفانه باید اعتراف کرد که در این وضعیت با موجی از افسردگی رو به رو هستیم. افرادی که تحت این حجم بالا از فشارهای روانی قرار دارند ممکن است افکار خطرناکی پیدا کنند. این مسئله‌ای است که باید آن را واقعا جدی گرفت، و تا حد امکان ارتباطات انسانی با دوستان و عزیزان را حفظ و از بی‌خبری طولانی‌مدت پرهیز کرد. این امر هم خودمراقبتی است و هم مراقبت از دیگران.

#گفتگوهای_پشت_دانشکده، شماره ۳

@elmosnewss
👍23👎5
آن همشهری‌های ما که زامبی نیستند اما ما را زنده نمیخواهند

گزارشی از یکی تجمعات حامیان حکومت
تاریخ انتشار: ۲۷ فروردین ۱۴۰۵

به توصیه چند نفر از طرفداران حکومت و دولت مستقر در ایران به این تجمعات در تهران می‌روم. آن‌ها می‌گویند باید بیایی و ببینی و تا حد امکان از آن گزارشی مستقل بنویسی. یکی از آن‌ها می گوید برای آمدن به این تجمع اسلامگرایان نیازی نیست که موهایت را بپوشانی ما بر سر امری ملی آنجا جمع هستیم و البته که افرادی که شبیه تو فکر میکنند و لباس می پوشند هم مورد پذیرش قرار خواهند گرفت. بنابراین باظاهری به زعم خودم معمولی به آنجا می‌روم.
ظاهری که داشتنش هنوز از نظر قانونی یک عمل مجرمانه به حساب می‌آید. این گزارش در حدود ساعت ۸ شب تا ساعت ۱۱ شب در حوالی میدان انقلاب تهران گرفته شده است. از داخل قطار با زنان و مردانی از تمامی سنین مواجه می‌شوم که در حالی که پرچم جمهوری اسلامی را در دست دارند، در حال پیوستن به این تجمعات هستند زنان غالباً کامل محجبه اند و چادر پوشیده‌اند و علاوه بر این ماسک‌هایی تیره رنگ نیز به صورت زده‌اند. هم ماسک‌های پزشکی متداول است و هم روبنده و پوشیه. به خاطر دارم که مذهبیون ایرانی برای سال‌ها کم‌تر از روبنده استفاده می‌کردند و در کل میل پوشاندن به صورت ها را نمی‌فهمم. مردان نیز به صورت‌هایشان یکی در میان ماسک زده اند اما چهره های کودکان آشکار است روی سر بسیاری از آن ها سربندهایی بسته‌اند سربندهایی در حمایت از حزب‌الله لبنان و مجتبی خامنه‌ای. از مخالفان حکومت شنیده‌ام که بسیاری از این افراد غیرایرانی اند. بنابراین با دقت به حرف‌ها و لهجه‌ها گوش میکنم. هیچ زبان خارجی یا لهجه غیر‌فارسی را نمی‌شنوم. افرادی که روبه‌رویم نشسته‌اند عمدتاً از قضا هموطن و همشهری ما هستند! تعداد زنان بسیار از مردان بیش تر است. اما تعداد زنان سالمند و تعداد دختران جوان به نظرم چشمگیرتر می‌آیند. افراد میانسال کمتری در بین جمعیت اند برخی‌ها با دوستان و خانواده‌اشان و یا شاید از پایگاه‌های بسیج آمده باشند. بسیج یک بازوی تبلیغاتی محله‌محور از سمت حکومت جمهوری اسلامی در سراسر ایران است و وظیفه پیشبرد برنامه‌های تبلیغاتی و مقاومت در مقابل جنبش‌های سیاسی و اجتماعی را برعهده دارد. وقتی به چهره های مقابلم در قطار دقت میکنم، احساس می‌کنم نوعی تنفر از من بابت ظاهرم و کسی که هستم در چشم های افراد روبه‌رویم است. شاید این یک پیش‌داوری باشد. من هرگز نمی‌توانم ذهن‌خوانی کنم و هرگز کاملاً مستقل و بدون جهت گیری سیاسی عمل نمی‌کنم. در هرصورت من نیز یک انسان و یک شهروند سکولارم و مذهبیون ولایتمدار را با تجربیات پیشینم می‌شناسم و اینطور برداشت کرده‌ام. در هر صورت آن موقع اینطور احساس می‌کنم. بیش تر که دقت میکنم و زنی را می بینم که تلاش می‌کند پرچمش را زیر چادرش مخفی کند. همه این‌ها برای من تا حدی عجیب است. این فکر به ذهنم می‌رسد که این جماعت به شکل فردی اعتماد به نفس کمتری دارند و شاید آن‌ها هم از بخش دیگری از جامعه می‌ترسند. شاید این، آن دلیلی باشد که چهره‌هایشان را می‌پوشانند. فکر می‌کنم که برای ترساندن کسی نیامده‌ام و سعی می‌کنم ظاهر مذهبی‌تری به خودم بگیرم و لبخند بزنم زنی که در قطار روبه‌رویم نشسته است، فقط نگاهش را می‌دزدد. به ایستگاه مورد نظر می‌رسیم و با ده‌ها نفر دیگر از طرفداران حکومت اسلامی به ورودی می رویم. در مسیر یک زن و مرد سیاهپوست را هم می‌بینم. آن‌ها هم با پرچم حزب‌الله لبنان آمده‌اند. حدس می‌زنم طلبه یا دانشجوی علوم دینی یا پزشکی باشند. تعدادی از این دانشجویان در ایران وجود دارند. آن‌ها تنها خارجی‌هایی هستند که آن شب می‌بینم. روبه‌روی مترو، مردی پرچم جمهوری اسلامی را می‌فروشد. بنابراین این فرض مخالفان حکومت که تمامی هزینه ها را جمهوری اسلامی می‌دهد تا طرفدارانش را جمع و متشکل کند رد می‌شود. جمهوری اسلامی برای تبلیغات و پروپاگاندا هزینه زیادی می‌کند اما ظاهراً این تجمعات با برخی هزینه‌های شخصی نیز برگزار می‌شوند. قیمت هر پرچم در حدود صد و هشتاد هزار تومان است. دوست دارم که یکی بخرم تا کمی بیشتر شبیه بقیه بشوم. اما بعد به خاطر می‌آورم که شخصاً دوست ندارم به چنین افراد و نهادهایی پولی را داوطلبانه پرداخت کنم. آیا من می‌توانم نسبت به این جماعت کاملا بی‌طرف و مستقل باشم؟ به خاطر می‌آورم که آن ها دو سال مرا به انجام کاری بدون حقوق در عوض زندان نرفتن وادار کردند و بابت پس دادن جنازه‌های بی‌جان معترضانی که کشته بودند پول طلب می‌کردند. بنابراین از آن مرد، پرچمی نخریدم. کنار خیابان غرفه‌هایی برای فعالیت‌های تبلیغاتی و سرگرمی ساخته بودند. مثلاً برای کودکان کشته‌شده در جنگ اسرائیل و جمهوری اسلامی می‌توانستی بروی و جمله‌ای بنویسی و در عوض خودکاری را به یادگاری هدیه بگیری.

@elmosnewss
ادامه 👇
👎30👍24😐4
[ادامه‌ از پست قبل ...]
جایی هم مردی نوحه و سرودی می خواند و فرد دیگری با سخنرانی کردن جمعیت را به هیجان می‌آورد. در حال مشاهده این اتفاقات بودم که مردی حدوداً شصت‌ساله از پشت سر و از فاصله‌ای نزدیک و با تحکم گفت: روسری‌ات رو بکش جلو و موهات رو بپوشون. و بعد به سرعت رفت. نظامی‌ها با اسلحه در خیابان بودند که خیابان‌ها را برای این طرفداران حکومت امن کنند، اما آن‌ها بابت نوع لباس پوشیدنم از من ایرادی نمی‌گرفتند. چیزی که هواداران حکومت به شکل مستقیم نمی‌توانستند تحمل کنند و آن ها را عصبانی می‌کرد. آن‌ها به افرادی بسیار همرنگ‌تر نیاز داشتند احتمالاً آن‌ها مرا حامی حکومت می پنداشتند. اما آیا هواداران جمهوری اسلامی می‌توانستند یک انسان سکولار را حتی به عنوان طرفدار حکومت مطبوعشان بپذیرند؟ حداقل به نظر می‌رسید که پاسخ به این سوال برای بخشی از آن ها «نه» بزرگی باشد. اعتقاد به حکومت اسلامی برای این افراد صرفا یک عقیده سیاسی نیست، بلکه مساله‌ای است که به نگرش اساسی آن‌ها به زندگی و سبک زندگی‌اشان و فرهنگ مربوط می‌شود. آن‌ها مخالفی که سکوت کند و هیچ نشانه‌ای در بیرون از مخالفتش بروز ندهد را می‌توانند تحمل کنند اما دوستی که در سبک پوشش و زندگی با آن‌ها اختلاف داشته باشد را نه. جمهوری اسلامی با برنامه‌های تبلیغاتی مختلف در پی القای این تفکر است که انسان‌های گوناگون با سبک زندگی‌های گوناگون از این سیستم سیاسی طرفداری می‌کنند اما در ماهیت بر اساس حذف دیگر اندیشه‌ها و فرهنگ‌ها ساخته شده است و بر مجموعه‌ای از آگاهی‌های مقدس استوار است که خودی را از غیرخودی و دشمن را از دوست جدا می‌کند. بنابراین عدم تحمل بخشی از طرفدارانش نسبت به افرادی مانند من چیزی دور از ذهن و تعجب‌برانگیز نیست. از طرفی این به این معنی نیست که من در مشاهداتم، همه افراد را در جایگاه دشمنی دیدم. برخی از آن ها و به ویژه زنانی که کم‌سن‌وسال‌تر بودند با گشاده‌رویی برخورد می‌کردند و سطحی از انعطاف و اعتماد را نشان می‌دادند و می‌توانم بگویم که بی‌اغراق بسیاری از کودکانی که می‌دیدم بسیار دوست‌داشتنی بودند. و فکر می‌کنم همه ما فارغ از عقیده سیاسی‌مان نسبت به آینده این کودکان مسئولیت داریم و باید اطمینان حاصل کنیم که فرصت زندگی کردن و تجربه کردن برابر داشته باشند و به جای دیگران مجازات نشوند. آن شب غرفه‌ای وجود داشت که بین مردم چای پخش میکرد و میگفتند اگر تا آخر شب بمانم شاید ساندویچ کوچکی از تخم‌مرغ و سیب‌زمینی آب‌پز گیرم بیاید! من شخصاً پخش کردن غذاهایی گران‌قیمت یا پول را بین جمعیت هواداران ندیدم. این چیزی بود که مخالفان حکومت پیش تر ادعا می‌کردند. تصور می‌کنم مخالفان نیاز به یک دلیل ساده برای حضور طرفداران حکومت در چنین تجمعاتی دارند و بنابراین به سراغ ایده و دلیل پخش کردن پول و غذا می روند که حداقل از نظر من دلیل اصلی نیست. و به اندازه انگ‌زنی حکومت به مخالفان و آمریکایی و اسرائیلی خطاب کردن آنان غیرواقع‌بینانه است. می‌توانم بگویم آن‌ها برای حراست و حمایت از باورها و اعتقادات و سبک زندگی‌اشان و شاید برای حراست از منافعی که در بلند مدت با پابرجا ماندن حکومت به آن‌ها می‌رسد حضور داشتند. منافعی که حتی بسیاری از آن‌ها به عنوان منفعت درکش نمی‌کنند و امروز حقوق شهروندی‌اشان می پندارند. فرض کنید یک شرکت تولیدی داریم که قرار است افرادی را استخدام کند و اولویت در استخدام را همیشه به افرادی می دهد که چشم‌هایشان آبی رنگ است. بعد از مدتی افرادی که چشم‌های آبی دارند برای از بین بردن حس ناخوشایند تبعیض، برای خودشان استدلال می‌کنند که بین داشتن چشم‌های آبی و شایستگی، ارتباطی مستقیم وجود دارد؛ و بر اساس این منطق، استخدام شدن را حق خودشان می‌دانند و نه به عنوان تبعیض نسبت به دیگران. طرفداران حکومت صاحب برخی مزیت‌ها هستند که طبیعی فرضش می‌کنند و نداشتنش از سمت بقیه را نیز طبیعی می‌بینند. آن‌ها برای حفظ این‌ها و این سبک زندگی در خیابان‌ها حضور دارند. علاوه بر این، آن‌ها واقعا تصور می‌کنند که در حال حمایت از کشورشان هستند. به نظر من آن‌ها آنچه ایران نامیده می‌شود را گرچه به شیوه‌ای متفاوت، اما واقعا دوست دارند. در جنگ اخیر از نزدیکان برخی از این افراد کشته شده‌اند و آن ها نیز سوگوار و مایل به انتقام هستند. شعار های رایج در این تجمعات در تقابل با مخالفان ولایت فقیه و آمریکا و اسرائیل بود‌. در جمعی ایستاده بودم و آن‌ها فریاد میزدند: مرگ بر ضد ولایت فقیه. که به شکل دقیق منظورشان آرزو و در خواست مرگ برای خودم و افرادی مانند من بود. آیا اگر این را با صدای بلند ابراز میکردم، همان اطرافیانم می‌توانستند واقعاً دست به قتل من بزنند؟ فکر میکنم که پاسخ بله است. آن‌ها خشمگین بودند و به نظر می‌رسید که تنها صدای خودشان را می‌شنوند. از یکی از آن‌ها پرسیدم که آینده را چه طور می‌بینند؟

@elmosnewss
ادامه 👇
👍21👎20😐31
[ادامه از پست قبل]
گفت: عربستان را فتح می‌کنیم و به مکه خواهیم رفت. به او گفتم برای آینده جایی که ایستاده‌ایم چه فکری دارد؟ گفت که وضعیت جایی که در آن هستیم خوب است و کمی فساد نیز وجود دارد و اگر امام زمان (یکی از مقدسین شیعه که در حدود هزار سال پیش غیب شده است!) ظهور کند وضعیت بهتر می‌شود. آن‌ها در نبود یک تصویر عینی و محتمل و مطلوب برای آینده فریاد می‌زدند. تصاویر در تخیل اجتماعی مهم هستند. و آینده را پیشِ روی ما می‌گذارند. از تظاهرات حامیان حکومت که باز گشتم، گزارش را به کسی که توصیه کرده بود به آنجا بروم تحویل دادم، گفت چرا از مرد پرچم‌فروش چیزی نخریدی؟ او [پرچم‌فروش] شخصاً در مورد اتفاقاتی که افتاده است شاید دخالتی نداشته باشد. به او گفتم که او حداقل از جنایت حمایت می‌کند. او گفت ممکن است این طور باشد اما باید حدود مسئولیت اخلاقی هرکسی دقیقاً مشخص شود. آیا به نظرت مسئولیت همه به یک میزان است؟ و برای عبور از این شرایط باید چه کرد؟

من فکر می‌کنم همه ما به فرصت به رسمیت شناخته شدن رنج و حقوقمان و سپس عدالت احتیاج داریم و برای داشتن چنین چیزی به فهم دقیق‌تر احتیاج است. به همین دلیل هست که مهم است یکدیگر را با دقت ببینیم و از دادن آدرس‌های غلط و کلی اجتناب کنیم؛ شاید این کاری است که هنوز ارزش انجام دادن دارد وضعیت در ایران بحرانی است. قیمت‌ها به شکل افسارگسیخته افزایش پیدا کرده‌اند. دسترسی به اینترنت بین‌المللی دشوارتر شده است ناامنی و سرکوب دولتی فراگیر است و ایست‌های بازرسی شبه‌نظامیان در شهر حضور پرشمار دارند. حکم‌های ناعادلانه علیه زندانیان افزایش یافته‌اند. جامعه پس از جنگ و در آتش‌بس شکننده در وضعیت تعلیق به سر می‌برد و کسب‌وکارها تعطیل و نیمه‌تعطیل اند. نهادهای حامی و اکثر سازمان‌های مردم‌نهاد تعطیل شده‌اند.
[پایان]
منبع

@elmosnewss
👎20👍19😐32
Forwarded from امتداد
دادگاه انقلاب، ۴ متهم پرونده اکباتان را به اعدام و ۴ نفر را به حبس محکوم کرد؛

بخش اول

وکیل میلاد آرمون: متهمان پرونده اکباتان را از زندان فراخواندند و گفتند حکم‌ات اعدام است، امضا کن!/ وکیل برمزپورناک: دادگاه انقلاب، هیچ شکلی از دادرسی را رعایت نکرده است


شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، به جای وکلا، متهمان پرونده اکباتان را از زندان فراخواند و حکم اعدام و حبس را به آنان ابلاغ کرد و حاضر به ارائه شماره دادنامه هم به متهمان نشد.


✍🏻میلاد علوی- امتداد: ۳ روز پیش بود که شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک استان تهران، پس از مدت‌ها کش و قوس، حکم قصاص ۶ متهم پرونده اکباتان بابت قتل آرمان علی‌وردی را نقض و میلاد آرمون، علیرضا کفایی ‌و امیر محمد خوش اقبال را به ۵ سال حبس و پرداخت دیه و نوید نجاران، علیرضا برمز پورناک و حسین نعمتی را از کلیه اتهامات وارده، تبرئه کرد. بخش امنیتی این پرونده اما به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران سپرده شده بود و این شعبه، صبح امروز، در اقدامی در نوع خود عجیب اما دارای سابقه، میلاد آرمون، نوید نجاران، سیدمحمد مهدی حسینی ‌ و مهدی ایمانی را به اعدام و امیر محمد خوش اقبال، علیرضا برمز پورناک، علیرضا کفایی و حسین نعمتی را در شرایطی مجموعا به ۷ سال حبس محکوم کرد که وکلای پرونده، هیچ اطلاعی از مفاد رای صادره ندارند و اساسا رای به آنان ابلاغ نشده است.

ابلاغ رای، بدون وکلا!


🔹محمد حسین آقاسی، وکیل میلاد آرمون، در گفت‌وگو با «امتداد»، با تایید صدور حکم ۴ اعدام در پرونده اکباتان، از مفاد رای صادره ابراز بی اطلاعی و اظهار کرد: «صبح امروز، شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، موکل بنده و دیگر متهمان پرونده اکباتان را به دادگاه انقلاب فراخوانده و در اقدامی در نوع خود بی سابقه، رای این شعبه را به صورت شفاهی به آنان ابلاغ کرده که برهمین اساس، میلاد آرمون با اتهام محاربه، به اعدام محکوم شده است، این در حالیست که اساسا اتهام محاربه از پرونده کنار رفته و به عنوان اتهامی افساد فی الارض، تغییر پیدا کرده بود.»

🔹 «ما نمی‌دانیم مفاد رای صادره چیست، استنادهای قاضی چیست و اساسا نه رای را دیده‌ایم و نه در جلسه ابلاغ رای به موکلان حضور داشته‌ایم. این در حالیست که براساس قانون، رای پرونده باید به صورت الکترونیکی به وکلا ابلاغ شود یا حداقل اجازه رونویسی از رای صادره به وکلا داده شود ولی هیچ کدام از این اتفاقات رخ نداده است.»

دادرسی عجیب و غریب!

🔹بابک پاک‌نیا، وکیل علیرضا برمز پورناک نیز در گفت‌وگو با «امتداد»، ضمن تایید حکم حبس صادره برای موکلش، گفت که «به موکل من به صورت شفاهی، گفته شده که به ۵ سال حبس بابت اتهام اجتماع و تبانی محکوم شده، از او خواسته شده که امضا و تایید کند که رای به او ابلاغ شده و او هم اینکار را کرده، در شرایطی که اساسا شیوه ابلاغ رای، در قانون، با آنچه امروز رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران انجام داده، اساسا متفاوت است. سوال ما این است که این شیوه دادرسی و ابلاغ رای، از کدام قانون نشات گرفته است؟»

🔹براساس قانون آیین دادرسی کیفری، دادنامه صادره از سوی دادگاه‌ها، به طرفین یا وکیل آنان و دادستان ابلاغ می‌شود و مدیر دفتر دادگاه مکلف است حداکثر ظرف ۳ روز پس از امضای دادنامه، آن را برای ابلاغ ارسال کند. قانون آیین دادرسی کیفری همچنین تاکید کرده که در جرائم علیه امنیت داخلی و خارجی کشور، ابلاغ دادنامه حضوری خواهد بود اما هرگز گفته نشده دادنامه بدون اطلاع وکیل و ابلاغ به او، با احضار متهمان از زندان، ابلاغ خواهد شد.

سلب امکان اعتراض با دادرسی عجیب!


🔹پاک‌نیا در اظهارات خود، با انتقاد از شیوه دادرسی شعبه ۱۵ می‌گوید: «وکلای پرونده حتی نمی‌دانند موکلانشان دقیقا با چه عناوین اتهامی به اعدام و حبس محکوم شده‌اند. حتی شماره دادنامه را به موکل نداده‌اند تا امکان اعتراض به رای وجود داشته باشد. به موکل من که درخواست شماره دادنامه را کرده، گفته‌اند برو، بعدا شماره دادنامه را خواهیم داد. این در حالیست که فرصت اعتراض محدود است و ما در حال حاضر، نمی‌دانیم باید چه اقدامی انجام دهیم.»

🔹آقاسی، وکیل میلاد آرمون هم روایتی عجیب از جلسه ابلاغ رای ارائه می‌دهد: «ما عملا به دادگاه دسترسی نداریم، برای مراجعه به شعبه ۱۵، باید به سر خیابان معلم بروید تا از آنجا، با این شعبه تماس بگیرند و اگر آقای صلواتی اجازه داد، وارد شعبه شویم! در جلسه امروز به موکل من گفته شده که به رای صادره اعتراض داری؟ او هم گفته بله! در پاسخ به موکل گفته‌اند پس ما پرونده را ارسال می‌کنیم برای رسیدگی به اعتراض تو! این شیوه اساسا غیرقانونی است، دیوان عالی کشور این شیوه فرجام‌خواهی را نمی‌پذیرد.»

#امتداد
@emtedadnet
👍5💔4🕊1
Forwarded from امتداد
امتداد
دادگاه انقلاب، ۴ متهم پرونده اکباتان را به اعدام و ۴ نفر را به حبس محکوم کرد؛ بخش اول وکیل میلاد آرمون: متهمان پرونده اکباتان را از زندان فراخواندند و گفتند حکم‌ات اعدام است، امضا کن!/ وکیل برمزپورناک: دادگاه انقلاب، هیچ شکلی از دادرسی را رعایت نکرده…
دادگاه انقلاب، ۴ متهم پرونده اکباتان را به اعدام و ۴ نفر را به حبس محکوم کرد؛

بخش دوم

وکیل میلاد آرمون: متهمان پرونده اکباتان را از زندان فراخواندند و گفتند حکم‌ات اعدام است، امضا کن!/ وکیل برمزپورناک: دادگاه انقلاب، هیچ شکلی از دادرسی را رعایت نکرده است


شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، به جای وکلا، متهمان پرونده اکباتان را از زندان فراخواند و حکم اعدام و حبس را به آنان ابلاغ کرد و حاضر به ارائه شماره دادنامه هم به متهمان نشد.


✍🏻میلاد علوی- امتداد:


رسیدگی و ابلاغ رای، بدون وکیل!


ماجرای شیوه ابلاغ رای توسط قاضی صلواتی اما بخشی از ماجراست، وکلای پرونده اکباتان، روایت‌های عجیب‌تری هم از شیوه برخورد قاضی صلواتی، دارند. پاک‌نیا می‌گوید: «من از مرحله دادسرا، وکیل پرونده علیرضا برمز پورناک بودم، در دادگاه کیفری هم به عنوان وکیل حاضر بودم اما آقای صلواتی من را در هیچ یک از جلسات رسیدگی راه نداد. هیچ استدلال قانونی‌ای هم در این زمینه ارائه نکرد. مگر می‌شود شما وکیل را نه در جلسه رسیدگی راه بدهی و نه در جلسه ابلاغ رای؟ هیچ شکلی از دادرسی در این روند وجود ندارد.» پیش از پاک‌نیا نیز، علی شریف‌زاده، یکی دیگر از وکلای میلاد آرمون، از ممانعت رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب از حضور خود در جلسات رسیدگی خبر داده بود البته آقاسی، دیگر وکیل آرمون، در جلسات، حاضر بوده است.

محاربه یا افساد؛ چطور احراز شد؟!

بدین ترتیب، دست کم برای وکلای پرونده، مشخص نیست حکم اعدام موکلانشان، با عنوان اتهامی محاربه صادر شده یا افساد فی الارض. اخبار منتشر شده در حالی حکایت از صدور حکم اعدام با اتهام محاربه دارند که همانطور که پیشتر گفته شد، به متهمان پرونده اکباتان، اتهام افساد فی الارض، در دفاع آخر، تفهیم شده است. پاک‌نیا، با تایید این سردرگمی، اساس صدور حکم اعدام را مورد انتقاد قرار داده و می‌گوید: «اقدام ارتکابی توسط متهمان پرونده اکباتان، از مصادیق افساد فی الارض نیست چون جامعه را از حالت اعتدال خارج نکرده است. در اتهام محاربه نیز، کشیدن سلاح به قصد ترساندن مردم، شرط است، فارغ از اینکه اساسا متهمان پرونده از سلاح استفاده کرده‌اند یا خیر، باید تاکید کرد که کشیدن سلاح به سمت مامور، نمی‌تواند از مصادیق محاربه باشد. بدین ترتیب در کنار شیوه دادرسی و ابلاغ رای، محتوای پرونده و استناد به موارد اتهامی محاربه یا افساد فی الارض و صدور حکم بر مبنای آن، محل خدشه جدی است.»

#امتداد
@emtedadnet
👍6💔5
⭕️ بازداشت بیش از ۱۹ دانشجو از زمان آغاز جنگ تاکنون

🔻از آغاز جنگ تاکنون، سرکوب جمهوری اسلامی تشدید یافت. جمهوری اسلامی که پیش‌تر نیز دست به پرونده‌سازی علیه دانشجویان زده بود، در زمانی که دانشگاه‌ها غیرحضوری بودند نیز به سرکوب پایان نداد و چه‌بسا سرکوب شدت گرفت.

🔻از آغاز جنگ تاکنون نام ۱۹ دانشجوی بازداشتی رسانه‌ای شده است. از میان این ۱۹ نفر، همچنان خبر آزادی ۹ نفر از آن‌ها منتشر نشده است و اطلاعاتی از وضعیت آن‌ها در دست نیست.

🔻همچنین از میان افرادی که پیش از جنگ بازداشت شده بودند، همچنان تعدادی از آن‌ها در زندان به سر می‌برند که به دلیل جنگ و قطعی اینترنت، اطلاع دقیقی از اسامی آن‌ها در دست نیست. اما از میان آن‌ها می‌توان به تداوم بازداشت مصطفی محمدحسن، دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف که از ۴ بهمن ماه ۱۴۰۴ در بازداشت به سر می‌برد و مجید جمشیدزاده، دانشجوی طراحی صنعتی ورودی ۱۴۰۱ دانشگاه علم و صنعت که از ۱۲ دی ماه بازداشت شده، اشاره کرد.

🔻در ادامه فهرستی از اسامی دانشجویانی که از آغاز جنگ بازداشت شده‌اند و تاکنون اطلاعی از وضعیت و آزادی آن‌ها رسانه‌ای نشده، آورده شده است:

داستا فرخی، دانشجوی ادبیات نمایشی دانشگاه سوره تهران

نیما همتی، دانشجوی کارشناسی ارشد اتنوموزیکولوژی دانشگاه رشت

سیما چمبری، دانشجوی ورودی ۱۴۰۳ کارشناسی شیمی دانشگاه رشت

آرمان حاج‌محمدی، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته عمران دانشگاه صنعتی شریف

امیرمحمد کریمی، دانشجوی ورودی ۱۴۰۴ مهندسی پلیمر دانشگاه تهران

وحید رستمی، دانشجوی رشته آمار دانشگاه تهران

امیرحسین رضایی، دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران

امیرحسین شیخ‌محمدی، دانشجوی دامپزشکی دانشگاه آزاد واحد کرج

عرفان خادم، دانشجوی ۲۱ ساله‌ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف

ارتباط با ما:
@Public_anjmotahed

🆔 @anjmotahed
💔7🏆42
اپیزود نودوششم: ایران روی موج جنگ
RadioNist Podcast
پادکستِ «رادیونیست»، اپیزود ۹۶
روایت شهروندان در روزهای جنگ

حجم: ۲۹.۷۷ مگابایت
👎8💔73👍1
توی مدت تعطیلی و قطعی اینترنت، دانشگاه از حدود قبل عید صفحه گلستان بعضی دانشجوها رو بست، که احتمالا از سمت کمیته انضباطی این کار رو کردن چون خیلی از بچه‌هایی که روزهای آخر ممنوع‌الورود بودن این مشکل رو داشتن. همون موقع تماس و پیامک‌هایی برای بعضی از بچه‌ها اومد با این مضمون که دفاعیات خودشون رو بدون طرح تخلفی از سمت دانشگاه و بدون روند عادی جلسات برای کمیته انضباطی ایمیل کنند!
در نهایت حدودا یک ماه پیش برخی دانشجویان به دانشگاه فراخوانده شدن و جلساتی با خسروی دبیر کمیته براشون برگزار شد و مجددا هیچ یک از قواعد رسمی کمیته (از نوع دعوت، تفهیم اتهام، پرونده و طرح ماده‌های تخلف و شواهد و مدارکی که ثابت کنه دانشگاه چی میگه و درست میگه یا نه) در این جلسات هم رعایت نشد. در نهایت با نزدیک شدن به پایان ترم و تلاش دانشگاه برای از سرگیری فعالیت‌هاش همچنان گلستان بعضی‌ها بسته است و از طرفی به نظر دانشگاه برای صدور حکم فرصت پیدا کرده و به بچه‌ها به شکل پیامکی حکم دادن.

@elmosnewss
💔14👍2👎21🏆1
۵۳ نهاد دانشجویی در دانشگاه شریف، با نامه‌ای مشترک خطاب به ریاست دانشگاه اعتراض خود را نسبت به احکام کمیتهٔ انضباطی اعلام کردند و خواستار نقض احکام صادره شدند. در بخشی از این نامه آمده است:

ما به‌عنوان گروه‌ها و نشریات دانشجویی و فرهنگی دانشگاه شریف قویاً اعتراض خود را نسبت به این روند اعلام می‌کنیم و خواستار نقض فوری احکام صادره و توقف رویهٔ جاری مبنی‌بر برخوردهای قهری غیرقانونی و غیرقابل‌پذیرش در تمامی مراحل هستیم.
پیش‌تر اخباری مبنی بر صدور احکام انضباطی متعدد (از جمله اخراج) همراه با نقض گسترده اصول دادرسی عادلانه منتشر شده بود


@elmosnewss
👍15👎5