@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و نود
#رزم_ارجاسب
سپاهیان به دیدن اسفندیار آمدند، بر او آفرین خواندند و همه شب را به آرایش لشکر مشغول شدند. از سوی دیگر ارجاسب و فرزندش کهرم از عاقبت جنگ نگران بودند که گرگسار به آنها دلداری داد و گفت:
اسفندیار فقط یک نفر است و هماورد او من هستم.
ارجاسب از گفته گرگسار خوشحال شد و به او قول داد اگر بر اسفندیار پیروز شود از توران تا دریای چین و سرزمین ایران را به او خواهد داد.
چون خورشید بر آمد سپاه بزرگی به سپهداری اسفندیار از کوه فرود آمد. ارجاسب ده کاروان شتر آماده کرد که اگر شکستی پیش آمد، خود و بستگانش از نبردگاه بگریزند.
اسفندیار با گرز گاوسارش بز قلب سپاه دشمن زد و سیصد دلاور را کشت و گفت:
این کین فرشیدورد بود.
پس به سوی میمنه حمله برد و صد و شصت دلیر را به کین خواهی نیای خود کشت و کهرم فرار کرد. بعد بر میسره حمله برد و از دلیران صد و شصت و پنج را به کین سی و هشت برادر کشت.
گرگسار به میدان آمد و تیر بسوی اسفندیار انداخت. ولی گرفتار کمند او شد و اسفندیار دست او را بست و کشان کشان نزد شاه برد.
چو ارجاسب پیکار زان گونه دید
ز غم پست گشته و دلش بردمید
سپه را بران رزمگه بر بماند
خود و مهتران سوی خلخ براند
سپاهیان توران بزنهار اسفندیار آمدند و اسفندیار آنان را بخشید. سر و تن شستند و یک هفته به نیایش یزدان پاک پرداختند و روز هشتم گرگسار را که از ترس مثل بید می لرزید نزد اسفندیار آوردند. گرگسار گفت من بنده تو خواهم بود و راه روٸین دژ را که ارجاسب به آنجا رفته به تو نشان خواهم داد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و نود
#رزم_ارجاسب
سپاهیان به دیدن اسفندیار آمدند، بر او آفرین خواندند و همه شب را به آرایش لشکر مشغول شدند. از سوی دیگر ارجاسب و فرزندش کهرم از عاقبت جنگ نگران بودند که گرگسار به آنها دلداری داد و گفت:
اسفندیار فقط یک نفر است و هماورد او من هستم.
ارجاسب از گفته گرگسار خوشحال شد و به او قول داد اگر بر اسفندیار پیروز شود از توران تا دریای چین و سرزمین ایران را به او خواهد داد.
چون خورشید بر آمد سپاه بزرگی به سپهداری اسفندیار از کوه فرود آمد. ارجاسب ده کاروان شتر آماده کرد که اگر شکستی پیش آمد، خود و بستگانش از نبردگاه بگریزند.
اسفندیار با گرز گاوسارش بز قلب سپاه دشمن زد و سیصد دلاور را کشت و گفت:
این کین فرشیدورد بود.
پس به سوی میمنه حمله برد و صد و شصت دلیر را به کین خواهی نیای خود کشت و کهرم فرار کرد. بعد بر میسره حمله برد و از دلیران صد و شصت و پنج را به کین سی و هشت برادر کشت.
گرگسار به میدان آمد و تیر بسوی اسفندیار انداخت. ولی گرفتار کمند او شد و اسفندیار دست او را بست و کشان کشان نزد شاه برد.
چو ارجاسب پیکار زان گونه دید
ز غم پست گشته و دلش بردمید
سپه را بران رزمگه بر بماند
خود و مهتران سوی خلخ براند
سپاهیان توران بزنهار اسفندیار آمدند و اسفندیار آنان را بخشید. سر و تن شستند و یک هفته به نیایش یزدان پاک پرداختند و روز هشتم گرگسار را که از ترس مثل بید می لرزید نزد اسفندیار آوردند. گرگسار گفت من بنده تو خواهم بود و راه روٸین دژ را که ارجاسب به آنجا رفته به تو نشان خواهم داد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴 عارف عاشق میخواهد نه مشتری بهشت
وزارت خارجه گفته حدود ٦میلیون ایرانی خارج زندگی میکنند که اغلب تحصیلات یا ثروت عالی دارند، نکته جالب اینجاست که دانمارک، سنگاپور، فنلاند، نروژ همین قدر جمعیت دارند!
یعنی یه کشورِ باسواد، صاحب مهارت و ثروتمند رو صادر کردیم!
آلمان و همه کشور های درگیر با جنگ جهانی دوم بعداز پایان جنگ تمام آثار جنگ را از بین بردند و هزاران روانشناس استخدام کرد که خاطرات جنگ را از ذهن مردم پاک کنند! تا نسلهای بعد شاد زندگی کنند!
ایران هر سال میلیاردها تومان خرج میکند برای یادآوری جنگ و راهیان نور و بردن دانش آموزان به میدان های جنگ و تابوتها را توی خیابانها میگردانیم تا مردم را افسرده، جوانان را عصبی و زندگی مردم را تلخ کنند
گناه یکی از قدیمی ترین ترفندها برای سلطه بر مردم است.
آنها در تو احساس گناه ایجاد می کنند. آنها ایده های بس احمقانه به خوردت می دهند که قادر به محقق ساختن آنها نیستی. سپس گناه به وجود می آید و همین که گناه به وجود آمد، تو به دام افتاده ای. گناه راز کاسبی همه ادیان است.
برای "ﺧﺪﺍ" ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺗﻮ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﻧﯽ ﯾﺎ ﻧﻪ،
ﻓﺮﻗﯽ برایش ندارد ﺭﻭﺯﻩ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﯾﺎ ﻧﻪ،
ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺁﯾﯿﻨﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ...
ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻓﺮﻕ ﻣﯿﮑﻨﺪ.
ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻕ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻭ
ﺗﻮ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺧﺪﺍﯾﻤﺎﻥ ﺟﺪﻝ ﮐﺮﺩﯾﻢ،
ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ؛ﻣﻦ ﺑﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺗﺮﻡ،
ﺗﻮ ﮔﻔﺘﯽ؛ﻣﻦ...!
ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺧﺪﺍﯼ ﻫﺮﺩﻭﯾﻤﺎﻥ
ﯾﮑﯿﺴﺖ،
ﻓﻘﻂ ﺭﺍﻩ ﺍﺗﺼﺎﻟﻤﺎﻥ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ.
ﺑﻪ ﺭﺍههای ﺍﺗﺼﺎﻝ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ
ﺩﺳﺖ ﻧﺰﻧﯿﺪ!
ﺷﺎﯾﺪ ﮐﺴﯽ ﺑﺎ ﭘﻨﺪﺍﺭ،ﮔﻔﺘﺎﺭ ﻭ ﮐﺮﺩﺍﺭ ﻧﯿﮑﺶ،
ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺰﺩﯾﮑﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﺎ باشد.
ﺍﺟﺎﺯﻩ دهیم ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ خودش
ﺑﻪ ﺧﺪﺍﯾﺶ ﻭﺻﻞ ﺷﻮﺩ ﻧﻪ فقط به ﺷﯿﻮﻩ ما...
خدا دوستدارآشناست.
عارف عاشق میخواهد نه مشتری بهشت...
می اندیشم که خم و راست شدن "ادیسون" در آزمایشگاهش وقتی که می خواست لامپ برق را اختراع کند، زیباترین نماز ها بود؛
تصور می کنم که "مادام کوری" که بهترین سوخت هسته ای (رادیم) را کشف کرد، وقتی از صبح تا شب آنچنان غرق تحقیق بود که لب به هیچ خوراکی نمیزد با شکوه ترین روزه ها را گرفت؛
می نگرم که "گراهام بل" و همکارش "واتسون" فاصله دو اتاق طبقهٔ بالا و پایین را می رفتند و می آمدند تا تلفن اختراع شد، بهترین هرولهٔ حج شکل گرفت؛
می بینم که "خیام" با تبدیل ریاضیات از خطوط و اشکال به إعداد و محاسبات منزه ترین خمس و زکات را در طول 90 سال پرداخت کرده؛
می اندیشم...
تصور می کنم...
می نگرم...
می بینم...
عدالت خداوند این نیست که اینان را در آتش بسوزاند ولی کسانی که حق میخورند ولی حج میروند، کسانی که اختلاس میکنند ولی خمس و زکات میپردازن، و کسانی که نان دیگران رامیبرند ولی روزه میگیرند به بهشت روند !!
"حتما معنی عدالت این نیست"
✍️ نویسنده ناشناس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴 عارف عاشق میخواهد نه مشتری بهشت
وزارت خارجه گفته حدود ٦میلیون ایرانی خارج زندگی میکنند که اغلب تحصیلات یا ثروت عالی دارند، نکته جالب اینجاست که دانمارک، سنگاپور، فنلاند، نروژ همین قدر جمعیت دارند!
یعنی یه کشورِ باسواد، صاحب مهارت و ثروتمند رو صادر کردیم!
آلمان و همه کشور های درگیر با جنگ جهانی دوم بعداز پایان جنگ تمام آثار جنگ را از بین بردند و هزاران روانشناس استخدام کرد که خاطرات جنگ را از ذهن مردم پاک کنند! تا نسلهای بعد شاد زندگی کنند!
ایران هر سال میلیاردها تومان خرج میکند برای یادآوری جنگ و راهیان نور و بردن دانش آموزان به میدان های جنگ و تابوتها را توی خیابانها میگردانیم تا مردم را افسرده، جوانان را عصبی و زندگی مردم را تلخ کنند
گناه یکی از قدیمی ترین ترفندها برای سلطه بر مردم است.
آنها در تو احساس گناه ایجاد می کنند. آنها ایده های بس احمقانه به خوردت می دهند که قادر به محقق ساختن آنها نیستی. سپس گناه به وجود می آید و همین که گناه به وجود آمد، تو به دام افتاده ای. گناه راز کاسبی همه ادیان است.
برای "ﺧﺪﺍ" ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺗﻮ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﻧﯽ ﯾﺎ ﻧﻪ،
ﻓﺮﻗﯽ برایش ندارد ﺭﻭﺯﻩ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﯾﺎ ﻧﻪ،
ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺁﯾﯿﻨﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ...
ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻓﺮﻕ ﻣﯿﮑﻨﺪ.
ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻕ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻭ
ﺗﻮ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺧﺪﺍﯾﻤﺎﻥ ﺟﺪﻝ ﮐﺮﺩﯾﻢ،
ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ؛ﻣﻦ ﺑﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺗﺮﻡ،
ﺗﻮ ﮔﻔﺘﯽ؛ﻣﻦ...!
ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺧﺪﺍﯼ ﻫﺮﺩﻭﯾﻤﺎﻥ
ﯾﮑﯿﺴﺖ،
ﻓﻘﻂ ﺭﺍﻩ ﺍﺗﺼﺎﻟﻤﺎﻥ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ.
ﺑﻪ ﺭﺍههای ﺍﺗﺼﺎﻝ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ
ﺩﺳﺖ ﻧﺰﻧﯿﺪ!
ﺷﺎﯾﺪ ﮐﺴﯽ ﺑﺎ ﭘﻨﺪﺍﺭ،ﮔﻔﺘﺎﺭ ﻭ ﮐﺮﺩﺍﺭ ﻧﯿﮑﺶ،
ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺰﺩﯾﮑﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﺎ باشد.
ﺍﺟﺎﺯﻩ دهیم ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ خودش
ﺑﻪ ﺧﺪﺍﯾﺶ ﻭﺻﻞ ﺷﻮﺩ ﻧﻪ فقط به ﺷﯿﻮﻩ ما...
خدا دوستدارآشناست.
عارف عاشق میخواهد نه مشتری بهشت...
می اندیشم که خم و راست شدن "ادیسون" در آزمایشگاهش وقتی که می خواست لامپ برق را اختراع کند، زیباترین نماز ها بود؛
تصور می کنم که "مادام کوری" که بهترین سوخت هسته ای (رادیم) را کشف کرد، وقتی از صبح تا شب آنچنان غرق تحقیق بود که لب به هیچ خوراکی نمیزد با شکوه ترین روزه ها را گرفت؛
می نگرم که "گراهام بل" و همکارش "واتسون" فاصله دو اتاق طبقهٔ بالا و پایین را می رفتند و می آمدند تا تلفن اختراع شد، بهترین هرولهٔ حج شکل گرفت؛
می بینم که "خیام" با تبدیل ریاضیات از خطوط و اشکال به إعداد و محاسبات منزه ترین خمس و زکات را در طول 90 سال پرداخت کرده؛
می اندیشم...
تصور می کنم...
می نگرم...
می بینم...
عدالت خداوند این نیست که اینان را در آتش بسوزاند ولی کسانی که حق میخورند ولی حج میروند، کسانی که اختلاس میکنند ولی خمس و زکات میپردازن، و کسانی که نان دیگران رامیبرند ولی روزه میگیرند به بهشت روند !!
"حتما معنی عدالت این نیست"
✍️ نویسنده ناشناس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
مخاطبین گرامی کانال
به زودی فصل میوه های هسته دار میرسد. مثل هلو، آلو، زرآلو، گیلاس و آلبالو..
در خواستم این است که هسته این میوه ها را دور نیندازید"داخل دهان نشودبهتراست" بلکه بشورید و خشک کنید و آنها را در یک دستمال نگه دارید و توی ماشین تان بگذارید.
هر وقت که به پیک نیک و سفر میروید، این دانه ها را در دل طبیعت خالی کنید. اگر با این عمل ساده و راحت بتوانیم به ایجاد فقط یک درخت کمک کنیم، ما مٱموریت مان را انجام داده ایم. تبدیل کردن این دنیا به جایی سر سبز یک موفقیت خواهد بود.
دولت تایلند در این سالهای اخیر در بین شهروندانش، این عملیات را بدین فرم هدایت کرده و موفقیت زیادی کسب نموده. شمار درختان میوه در طبیعت بدین صورت افزایش یافته، مخصوصا در مناطق شمالی تایلند، مالزیاییها هم در این ابتکار عمل به تایلندیها پیوسته اند.
ایجاد و تکثیر درخت در طبیعت با این روش ساده اما مؤثر حمایت از نسل آینده است.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
مخاطبین گرامی کانال
به زودی فصل میوه های هسته دار میرسد. مثل هلو، آلو، زرآلو، گیلاس و آلبالو..
در خواستم این است که هسته این میوه ها را دور نیندازید"داخل دهان نشودبهتراست" بلکه بشورید و خشک کنید و آنها را در یک دستمال نگه دارید و توی ماشین تان بگذارید.
هر وقت که به پیک نیک و سفر میروید، این دانه ها را در دل طبیعت خالی کنید. اگر با این عمل ساده و راحت بتوانیم به ایجاد فقط یک درخت کمک کنیم، ما مٱموریت مان را انجام داده ایم. تبدیل کردن این دنیا به جایی سر سبز یک موفقیت خواهد بود.
دولت تایلند در این سالهای اخیر در بین شهروندانش، این عملیات را بدین فرم هدایت کرده و موفقیت زیادی کسب نموده. شمار درختان میوه در طبیعت بدین صورت افزایش یافته، مخصوصا در مناطق شمالی تایلند، مالزیاییها هم در این ابتکار عمل به تایلندیها پیوسته اند.
ایجاد و تکثیر درخت در طبیعت با این روش ساده اما مؤثر حمایت از نسل آینده است.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
ا🔰ا
"از ماست که بر ماست"
(از مجموعه شعر طنز #نیشدارو)
از ماست که بر ماست، شعارِ خودمان بود
آن دزدِ پدرسوخته یار خودمان بود!
دادیم به او قدرت و تویِ سرمان زد
اینمیوه ی ممنوعه ویارِ خودمان بود!
گفتند خَرَش می رود ایشان همه جا خوب
معلوم شد اما که سوار خودمان بود!
میگفت درآرَم پدر فقر ولی حیف
چیزی که درآورد دَمارِ خودمان بود!
سهم همه را خورد ولی سیر نمی شد
بی وقفه سر سفره کنار خودمان بود!
چون این کَنِه پرورده ی دست خودمان است
هر فحش که دادیم نثار خودمان بود!
تقصیر کسی نیست اگر ماستِمان ریخت
ظرفی که تَرَک داشت تغار خودمان بود
راهی که از آن دزد به کاشانه ی ما زد
در اصل همان راهِ فرار خودمان بود!
گفتند به دشمن بد و بیراه بگویید
دشمن ولی از ایل و تبار خودمان بود!
از ماست که بر ماست که بر ماست که بر ماست
از ماست که بر ماست شعار خودمان بود..
شروین_سلیمانی.....
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
ا🔰ا
"از ماست که بر ماست"
(از مجموعه شعر طنز #نیشدارو)
از ماست که بر ماست، شعارِ خودمان بود
آن دزدِ پدرسوخته یار خودمان بود!
دادیم به او قدرت و تویِ سرمان زد
اینمیوه ی ممنوعه ویارِ خودمان بود!
گفتند خَرَش می رود ایشان همه جا خوب
معلوم شد اما که سوار خودمان بود!
میگفت درآرَم پدر فقر ولی حیف
چیزی که درآورد دَمارِ خودمان بود!
سهم همه را خورد ولی سیر نمی شد
بی وقفه سر سفره کنار خودمان بود!
چون این کَنِه پرورده ی دست خودمان است
هر فحش که دادیم نثار خودمان بود!
تقصیر کسی نیست اگر ماستِمان ریخت
ظرفی که تَرَک داشت تغار خودمان بود
راهی که از آن دزد به کاشانه ی ما زد
در اصل همان راهِ فرار خودمان بود!
گفتند به دشمن بد و بیراه بگویید
دشمن ولی از ایل و تبار خودمان بود!
از ماست که بر ماست که بر ماست که بر ماست
از ماست که بر ماست شعار خودمان بود..
شروین_سلیمانی.....
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
شصت سال پیش همه چیز را میدانستم.
امروز هیچ چیز نمیدانم.
کتاب خواندن یک کشف پیشرونده است تا به نادانیات پی ببری ...!
#ویل_دورانت
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
شصت سال پیش همه چیز را میدانستم.
امروز هیچ چیز نمیدانم.
کتاب خواندن یک کشف پیشرونده است تا به نادانیات پی ببری ...!
#ویل_دورانت
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⬛️ ممنون آقای هاشمی طبا
مدتهاست همه منتظر این سوال بودند!
هاشمی طبا با یک سوال این داستان "ستاره مربع" را در برنامه زنده تلویزیونی به چالش می کشد!/کافه بازاریابی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مدتهاست همه منتظر این سوال بودند!
هاشمی طبا با یک سوال این داستان "ستاره مربع" را در برنامه زنده تلویزیونی به چالش می کشد!/کافه بازاریابی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارشگر میپرسه: به نظر شما چه تعداد فوتی در تصادفات رانندگی قابل قبول است ؟!
+ اتفاقی که بعدش میافته رو ببینید ...👌
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
+ اتفاقی که بعدش میافته رو ببینید ...👌
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تونل دو طبقه یا توهّماتِ سیاسی؟
مردمِ کشور مالزی اکثراً مسلمانند ، و نیز حاکمان ِ مسلمانی دارند که رابطه عقل، علم و دین را خوب درک کرده اند. آنها با پرهیز از توهّمات ِ سیاسی و ایدئولوژیک، همه عقل، دانش و تجربه را برای داشتن یک کشور توسعه یافته در عصر جدید به کار گرفته اند.
مالزی ۴۰ سال پیش در مقایسه با ایران کشوری عقب مانده بود ولی آنها در این ۴۰ سال با جایی دین از حکومت توانستند با رونق اقتصادی کشور خود را متحول کنند.
ساخت این تونل دو طبقه ِ هوشمند در شهر کوالالامپور پایتخت این کشور، یکی از آن کارهای اصولی این دولتمردانِ عاقل و خادم ِ مردم است در سرزمینی که همواره در خطر سیل و سیلاب است.
درود بر آنان.....
مردمِ کشور مالزی اکثراً مسلمانند ، و نیز حاکمان ِ مسلمانی دارند که رابطه عقل، علم و دین را خوب درک کرده اند. آنها با پرهیز از توهّمات ِ سیاسی و ایدئولوژیک، همه عقل، دانش و تجربه را برای داشتن یک کشور توسعه یافته در عصر جدید به کار گرفته اند.
مالزی ۴۰ سال پیش در مقایسه با ایران کشوری عقب مانده بود ولی آنها در این ۴۰ سال با جایی دین از حکومت توانستند با رونق اقتصادی کشور خود را متحول کنند.
ساخت این تونل دو طبقه ِ هوشمند در شهر کوالالامپور پایتخت این کشور، یکی از آن کارهای اصولی این دولتمردانِ عاقل و خادم ِ مردم است در سرزمینی که همواره در خطر سیل و سیلاب است.
درود بر آنان.....
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و نود و یک
#رزم_ارجاسب
سپاهیان توران بزنهار اسفندیار آمدند و اسفندیار آنان را بخشید. سر وتن را شستند و یک هفته به نیایش یزدان پاک پرداختند. و روز هشتم گرگسار را که از ترس مثل بید می لرزید نزد اسفندیار آوردند. گرگسار گفت من بنده تو خواهم بود و راه روئین دژ را که ارجاسب به آنجا رفته به تو نشان خواهم داد. اسفندیار دستور داد تا او را همچنان در بند نگهدارند .
اسفندیار به لشکریان خواسته بخشید و سپس به پرده سرای شاه آمد . گشتاسب به او گفت : ای رزمنده تو اینجا شاددلی و خواهرانت به اسیری در بند. من تا زنده ام بر این ننگ خواهم گریست. اگر خواهران را از بند ترکان رها کنی تاج شاهنشاهی و گنج و تخت مهی را به تو می سپارم. جایگاه پرستش برای من کافی نخواهد بود اگر فرزندانم نزد دیگری نباشند. اسفندیار پاسخ داد:
به پیش پدر من یکی بنده ام
روان را بفرمانش آگنده ام
فدای تو دارم تن و جان خویش
نخواهم سر و تخت وفرمان خویش
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و نود و یک
#رزم_ارجاسب
سپاهیان توران بزنهار اسفندیار آمدند و اسفندیار آنان را بخشید. سر وتن را شستند و یک هفته به نیایش یزدان پاک پرداختند. و روز هشتم گرگسار را که از ترس مثل بید می لرزید نزد اسفندیار آوردند. گرگسار گفت من بنده تو خواهم بود و راه روئین دژ را که ارجاسب به آنجا رفته به تو نشان خواهم داد. اسفندیار دستور داد تا او را همچنان در بند نگهدارند .
اسفندیار به لشکریان خواسته بخشید و سپس به پرده سرای شاه آمد . گشتاسب به او گفت : ای رزمنده تو اینجا شاددلی و خواهرانت به اسیری در بند. من تا زنده ام بر این ننگ خواهم گریست. اگر خواهران را از بند ترکان رها کنی تاج شاهنشاهی و گنج و تخت مهی را به تو می سپارم. جایگاه پرستش برای من کافی نخواهد بود اگر فرزندانم نزد دیگری نباشند. اسفندیار پاسخ داد:
به پیش پدر من یکی بنده ام
روان را بفرمانش آگنده ام
فدای تو دارم تن و جان خویش
نخواهم سر و تخت وفرمان خویش
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
جنگلکاری با هستههای هلو و آلبالو
حسین آخانی
✅ دو روز است مدام دوستان متنی را برای من میفرستند که به مردم توصیه شده است هستههای هلو و زردلو، گیلاس و آلبالو را در طبیعت بریزند تا ایران جنگل شود. من هم فکر میکنم اگر بشود، چی میشه! هم ایران پر از جنگل میشه، بعدش هم سیل راه نمیافته تو خونهها و از هم مهمتر ما از دست این سوپری سرکوچه مون راحت میشویم که قیمت میوههاش، بر خلاف بقالی نارمک، با بقالی کاخ الیزه برابری میکنه.
✅ نویسنده این متن احتمالا همان کسی است که دو-سه سال پیش با دونههای زیره و گشنیز میخواست بیابانها را سر سبز کند. وقتی دید که ایدهاش چنان موفق بود که با سرسبز شدن بیابانها ابرها آمدند و طبق نظریه آقای روحانی تا سبزی را دیدند بیخود شدند و مدام می ریزند، پس بهتر است مرحله دوم پروژه را کلید بزند تا به زودی با افزایش جنگلهای مثمر، هم ایران را از شر کمربند خشک کره زمین نجات دهد و هم از اقتصاد ما را از وابستگی به فروش نفت.
و اما 🔻
1️⃣ مردم ما خوشبختانه این یکی را خوب بلندند و دههها است که اجرا میکنند. وقتی پوشک بچهاشان و دستمال ذکامشان را فورت فورت در طبیعت رها میکنند، فکر کردید هسته گیلاس و خرما و آلبالو و هلوشان را کجا میریزند؟ کافی است سرتان را کج کنید و خاک را به هم بزنید تا دلتان بخواهد از این هستهها یافت میشود.
2️⃣ درختان مثمر گونههای اهلی هستند. گونههای اهلی به جز موارد استثناء به خودی خود در طبیعت وحشی امکان رشد و رقابت ندارند. آنها به آب و خاک مناسب و مراقبت احتیاج دارند، آن هم در ایران که کشوری خشک با بارندگی نامنظم است گونههای دست کاشت شانس زیادی برای بقا ندارند. هر گیاهی بتواند بدین گونه در طبیعت تکثیر شود، مهاجم و خطرناک است.
3️⃣ اینکه کسی مدعی است در فلان کشور چه کردند و چه شد، اینها یک مشت خرافات مجازی است و کسی هم از شما منبع معتبر نمیخواهد، حتی ارزش جستجو هم ندارد. هر چند من یک جستجویی کردم و حتی منبع غیر معتبری در مورد آن پیدا نکردم.
4️⃣ طبیعت کشور ما دارای یکی از غنیترین بانکهای بذری خاک (Seed Bank) است. منبع تامین کننده بانک بذری علاوه بر گیاهان خودروی یک منطقه، دهها عامل مانند باد، پرندگان، پستانداران، حشرات و حتی دامهای اهلی و انسان، جریان آب و سیل میباشد. اگر بانک بذری در اثر دمای بالا کشته نشود (مانند کویر لوت)، در همه نقاط ایران همه نوع بذر و هستهای در خاک وجود دارد. این طبیعت است که انتخاب میکند، کدام جوانه بزند و کدام رشد کند.
5️⃣ به همه عاشقان طبیعت و درختان توصیه میکنم که ساده ترین راه حفظ درختان و گیاهان کاستن فشار ما انسانها به آنها است. اگر کوشت کمتری خوردید، آنوقت دامها نهالهای بلوطهای زاگرس و درختان شمال را نمیخورند و آنها به درخت تبدیل میشوند. اگر هر سال مبلمان و کابینت خانهاتان را عوض نکردید، آنوقت درختی برای ساخت مبل جدید قطع نمیشود. اگر کمتر سوار خودرو شدید، هم گازهای گلخانهای افزایش پیدا نمیکند و هم دولتیان و مافیای جاده و خودرو بهانه ندارند تا بستر رودخانه را اتوبان کنند و جنگلها از بین ببرند. اگر در ظروف یکبار مصرف غذا نخوردید و استفاده پلاستیک را در زندگی خود کم کردید، آنوقت زیباییهای طبیعت در کثافت کاری ما پنهان نمیشود.
6️⃣ رخداد سیل در کشور و به دردسر افتادن صدها هزار هموطن، فرصتی است که همه با هم از مسئولین بخواهیم حق حیات رودخانهها را به رسمیت بشناسد و از مهندسیهای احمقانه و بازی با رودخانهها دست بردارند. رودخانه، خانه رود است، نه بستری برای ساختن سد، جاده، پارک، استخر پرورش ماهی، ویلا، شهرک و معدن شن و ماسه. در کشور خشک ایران، با بارندگی نامنظم، این رودخانهها هستند که مانند شبکه رگهای بدن، به دورترین نقاط حوضه آبریز، آب میرسانند، درمسیر خود درختان را آبیاری میکنند و اضافهاش را هم جذب سفرههای آبهای زیر زمینی میکنند.
🍃دلتان را سبز کنید تا دورتان سبز شود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
جنگلکاری با هستههای هلو و آلبالو
حسین آخانی
✅ دو روز است مدام دوستان متنی را برای من میفرستند که به مردم توصیه شده است هستههای هلو و زردلو، گیلاس و آلبالو را در طبیعت بریزند تا ایران جنگل شود. من هم فکر میکنم اگر بشود، چی میشه! هم ایران پر از جنگل میشه، بعدش هم سیل راه نمیافته تو خونهها و از هم مهمتر ما از دست این سوپری سرکوچه مون راحت میشویم که قیمت میوههاش، بر خلاف بقالی نارمک، با بقالی کاخ الیزه برابری میکنه.
✅ نویسنده این متن احتمالا همان کسی است که دو-سه سال پیش با دونههای زیره و گشنیز میخواست بیابانها را سر سبز کند. وقتی دید که ایدهاش چنان موفق بود که با سرسبز شدن بیابانها ابرها آمدند و طبق نظریه آقای روحانی تا سبزی را دیدند بیخود شدند و مدام می ریزند، پس بهتر است مرحله دوم پروژه را کلید بزند تا به زودی با افزایش جنگلهای مثمر، هم ایران را از شر کمربند خشک کره زمین نجات دهد و هم از اقتصاد ما را از وابستگی به فروش نفت.
و اما 🔻
1️⃣ مردم ما خوشبختانه این یکی را خوب بلندند و دههها است که اجرا میکنند. وقتی پوشک بچهاشان و دستمال ذکامشان را فورت فورت در طبیعت رها میکنند، فکر کردید هسته گیلاس و خرما و آلبالو و هلوشان را کجا میریزند؟ کافی است سرتان را کج کنید و خاک را به هم بزنید تا دلتان بخواهد از این هستهها یافت میشود.
2️⃣ درختان مثمر گونههای اهلی هستند. گونههای اهلی به جز موارد استثناء به خودی خود در طبیعت وحشی امکان رشد و رقابت ندارند. آنها به آب و خاک مناسب و مراقبت احتیاج دارند، آن هم در ایران که کشوری خشک با بارندگی نامنظم است گونههای دست کاشت شانس زیادی برای بقا ندارند. هر گیاهی بتواند بدین گونه در طبیعت تکثیر شود، مهاجم و خطرناک است.
3️⃣ اینکه کسی مدعی است در فلان کشور چه کردند و چه شد، اینها یک مشت خرافات مجازی است و کسی هم از شما منبع معتبر نمیخواهد، حتی ارزش جستجو هم ندارد. هر چند من یک جستجویی کردم و حتی منبع غیر معتبری در مورد آن پیدا نکردم.
4️⃣ طبیعت کشور ما دارای یکی از غنیترین بانکهای بذری خاک (Seed Bank) است. منبع تامین کننده بانک بذری علاوه بر گیاهان خودروی یک منطقه، دهها عامل مانند باد، پرندگان، پستانداران، حشرات و حتی دامهای اهلی و انسان، جریان آب و سیل میباشد. اگر بانک بذری در اثر دمای بالا کشته نشود (مانند کویر لوت)، در همه نقاط ایران همه نوع بذر و هستهای در خاک وجود دارد. این طبیعت است که انتخاب میکند، کدام جوانه بزند و کدام رشد کند.
5️⃣ به همه عاشقان طبیعت و درختان توصیه میکنم که ساده ترین راه حفظ درختان و گیاهان کاستن فشار ما انسانها به آنها است. اگر کوشت کمتری خوردید، آنوقت دامها نهالهای بلوطهای زاگرس و درختان شمال را نمیخورند و آنها به درخت تبدیل میشوند. اگر هر سال مبلمان و کابینت خانهاتان را عوض نکردید، آنوقت درختی برای ساخت مبل جدید قطع نمیشود. اگر کمتر سوار خودرو شدید، هم گازهای گلخانهای افزایش پیدا نمیکند و هم دولتیان و مافیای جاده و خودرو بهانه ندارند تا بستر رودخانه را اتوبان کنند و جنگلها از بین ببرند. اگر در ظروف یکبار مصرف غذا نخوردید و استفاده پلاستیک را در زندگی خود کم کردید، آنوقت زیباییهای طبیعت در کثافت کاری ما پنهان نمیشود.
6️⃣ رخداد سیل در کشور و به دردسر افتادن صدها هزار هموطن، فرصتی است که همه با هم از مسئولین بخواهیم حق حیات رودخانهها را به رسمیت بشناسد و از مهندسیهای احمقانه و بازی با رودخانهها دست بردارند. رودخانه، خانه رود است، نه بستری برای ساختن سد، جاده، پارک، استخر پرورش ماهی، ویلا، شهرک و معدن شن و ماسه. در کشور خشک ایران، با بارندگی نامنظم، این رودخانهها هستند که مانند شبکه رگهای بدن، به دورترین نقاط حوضه آبریز، آب میرسانند، درمسیر خود درختان را آبیاری میکنند و اضافهاش را هم جذب سفرههای آبهای زیر زمینی میکنند.
🍃دلتان را سبز کنید تا دورتان سبز شود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آیا سگهای مارتین سلیگمن را می شناسید؟؟!!
دانشمند روانشناس، مارتین ای پی سلیگمن برای شناخت درماندگی آزمایشی انجام داد که منجر به برنده شدن نوبل روانشناسی توسط وی شد.
ایشان ۲۰ سگ شیانلو را از ابتدای نوزادی درون یک قفس تربیت کرد به طوری که سگها در صورت نیاز پدال موجود در قفس را می فشردند و بیرون می رفتند و پس از دستشویی کردن باز می گشتند.
ایشان پس از تربیت این سگ ها، آن ها را به دو قفس و در هر قفس ۱۰ قلاده تقسیم نمود.
سپس درب قفس ( آزمایش)B را جوش داد و ۳۰ روز، روزی ۳ بار به قفس B شوک الکتریکی می داد.
سگهای قفس B در روزهای اول در زمان شوک بخاطر قفل بودن درب خودشان را به میله های قفس میزدند و خونی و زخمی نتیجه ای نمی گرفتند . اما پس از چند روز سگها فهمیدند که با تلاش موفق نمی شوند بجز اینکه زخمی شده و رنج زیاد می کشند.
آنها یاد گرفتند که در زمان شوک در جای خود بایستند زیرا دست کم از زخمی شدن در امان بودند.
سلیگمن در انتهای آزمایش درب قفس را شکست و آنها را به سگهای قبلی قفس A ( گواه) ملحق نمود ؛ همان قفس سالم که با فشار اهرم درب باز می شد.
سپس شوک الکتریکی داد. فکر می کنید چه اتفاقی افتاد؟؟
تمام ۱۰ سگ گواه اهرم را فشار داده و بیرون آمدند اما سگهای ( آزمایش) در سرجایشان ایستاده و حرکت نکردند.
او بزرگترین نظریه قرن را ارائه کرد، یعنی (درماندگی آموخته شدنی است)
بدین معنا که موجودات یاد می گیرند بدبخت زندگی کنند.
حال آنهایی که فقط در منزل و محیط کار و پیش دوستانشان ابراز ناراحتی و غر زدن می کنند با سگهای سلیگمن یکسان هستند. آنها یاد گرفته اند که بدبخت زندگی کنند.
این که می گویند مردم ایران به آگاهی نرسیده اند درست نیست.
روانشناسان با تکیه به همین نارضایتی ها می گویند نه، مردم همه آگاهند منتها به درماندگی آموخته شده گرفتار شده اند.
باکمال تاسف ما ایرانیان داریم با بدبختی هایی که برخی مسئولان ناسالم به سرمان می آورند سازش می کنیم. ما ایرانیان مانند همان سگهای سلیگمن داریم یاد می گیریم که با بدبختی زندگی کنیم.
و حاکمیت هم به خوبی تشخیص داده که هر کاری به سر این ملت بیاورد عکس العمل مردم فقط سازگاری با آن و غر زدن است.
اما این ویژگی حیوانات است. خدا به انسانها عقل داده و قدرت تغییر شرایط.
پس بیایید تا با هر بدبختی عادت نکنیم و سازگار نشویم چون علاوه بر خودمان و فرزندانمان در قبال نسلهای آینده نیز مسئولیم.
نسلهای آینده به ما لعنت خواهند فرستاد که در مقابل ظلم و ستم و فساد نایستادیم و اجازه دادیم ثروتهایی که آنها هم در آن شریک بودند توسط یک عده بي وجدان، غارت و ریخت و پاش شود.
پس در قبال جامعه ای که در آن زندگی می کنیم بی تعهد و بی خیال نباشیم چون طبق قانون طبیعت به زودی بایستی تاوانش را شخصا بپردازیم لذا برخورد قاطعانه و مبارزه با مفسدین اقتصادی و تکفیر متخلفین از محل بودجه عمومی و تحریم فساد اداری، یک تکلیف اجتناب ناپذیر شده است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آیا سگهای مارتین سلیگمن را می شناسید؟؟!!
دانشمند روانشناس، مارتین ای پی سلیگمن برای شناخت درماندگی آزمایشی انجام داد که منجر به برنده شدن نوبل روانشناسی توسط وی شد.
ایشان ۲۰ سگ شیانلو را از ابتدای نوزادی درون یک قفس تربیت کرد به طوری که سگها در صورت نیاز پدال موجود در قفس را می فشردند و بیرون می رفتند و پس از دستشویی کردن باز می گشتند.
ایشان پس از تربیت این سگ ها، آن ها را به دو قفس و در هر قفس ۱۰ قلاده تقسیم نمود.
سپس درب قفس ( آزمایش)B را جوش داد و ۳۰ روز، روزی ۳ بار به قفس B شوک الکتریکی می داد.
سگهای قفس B در روزهای اول در زمان شوک بخاطر قفل بودن درب خودشان را به میله های قفس میزدند و خونی و زخمی نتیجه ای نمی گرفتند . اما پس از چند روز سگها فهمیدند که با تلاش موفق نمی شوند بجز اینکه زخمی شده و رنج زیاد می کشند.
آنها یاد گرفتند که در زمان شوک در جای خود بایستند زیرا دست کم از زخمی شدن در امان بودند.
سلیگمن در انتهای آزمایش درب قفس را شکست و آنها را به سگهای قبلی قفس A ( گواه) ملحق نمود ؛ همان قفس سالم که با فشار اهرم درب باز می شد.
سپس شوک الکتریکی داد. فکر می کنید چه اتفاقی افتاد؟؟
تمام ۱۰ سگ گواه اهرم را فشار داده و بیرون آمدند اما سگهای ( آزمایش) در سرجایشان ایستاده و حرکت نکردند.
او بزرگترین نظریه قرن را ارائه کرد، یعنی (درماندگی آموخته شدنی است)
بدین معنا که موجودات یاد می گیرند بدبخت زندگی کنند.
حال آنهایی که فقط در منزل و محیط کار و پیش دوستانشان ابراز ناراحتی و غر زدن می کنند با سگهای سلیگمن یکسان هستند. آنها یاد گرفته اند که بدبخت زندگی کنند.
این که می گویند مردم ایران به آگاهی نرسیده اند درست نیست.
روانشناسان با تکیه به همین نارضایتی ها می گویند نه، مردم همه آگاهند منتها به درماندگی آموخته شده گرفتار شده اند.
باکمال تاسف ما ایرانیان داریم با بدبختی هایی که برخی مسئولان ناسالم به سرمان می آورند سازش می کنیم. ما ایرانیان مانند همان سگهای سلیگمن داریم یاد می گیریم که با بدبختی زندگی کنیم.
و حاکمیت هم به خوبی تشخیص داده که هر کاری به سر این ملت بیاورد عکس العمل مردم فقط سازگاری با آن و غر زدن است.
اما این ویژگی حیوانات است. خدا به انسانها عقل داده و قدرت تغییر شرایط.
پس بیایید تا با هر بدبختی عادت نکنیم و سازگار نشویم چون علاوه بر خودمان و فرزندانمان در قبال نسلهای آینده نیز مسئولیم.
نسلهای آینده به ما لعنت خواهند فرستاد که در مقابل ظلم و ستم و فساد نایستادیم و اجازه دادیم ثروتهایی که آنها هم در آن شریک بودند توسط یک عده بي وجدان، غارت و ریخت و پاش شود.
پس در قبال جامعه ای که در آن زندگی می کنیم بی تعهد و بی خیال نباشیم چون طبق قانون طبیعت به زودی بایستی تاوانش را شخصا بپردازیم لذا برخورد قاطعانه و مبارزه با مفسدین اقتصادی و تکفیر متخلفین از محل بودجه عمومی و تحریم فساد اداری، یک تکلیف اجتناب ناپذیر شده است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#مهران_مدیری، مصادرهیاعتراض سرکوب بدوندرد وخونریزی
هیچجا در بیوگرافی یا عادتهای روزانهاش این را ننوشته، اما من خبر دارم که مهران مدیری هر روز صبح، قبل از اینکه برود نان تازه بگیرد برای صبحانه، لپتاپش را باز میکند و نرخ روزِ نان بربری و سنگک را به دقت چک میکند.
چند شب پیش که دورهمی تمام شد، مدیری در آخرین پلاتویش ایستاد رو به دوربین و گفت: «من -مهران مدیری- در تمام سالهای فعالیتم٬ طرف مردم ایستادهام و سعی کردهام صدای مردم باشم»!
به نظر من خندهدارترین قسمت دورهمی در تمام این مدت، همین ثانیههای آخرش بود. همین که یک نفر از طریق دوربین «صدا و سیما» به مردم اعلام کند که «من صدای شما هستم»! همین کافی است که من این یادداشت را همین جا تمام کنم، اما اضافه مینویسم برای کسانی که به شرح علاقهمندترند تا مجمل.
همه حکومتهای دنیا، سالهاست به درستی دریافتهاند که سرکوب اعتراض، به فشردنِ فنری میماند که بالاخره یک روز رها خواهد شد و پتانسیلِ آن وقتی در برود٬ به در و دیوار خواهد خورد و شیشهها را خواهد شکست. این شد که استراتژیِ مصادره اعتراض خلق شد...!
«مصادرهی اعتراض» یعنی جریانِ محافظهکار، خودش ابزارِ اعتراض را در دست بگیرد و پیش از معترضینِ واقعی، خودش دست به کار شود. یعنی اعتراض وجود داشته باشد، منتها کانالیزه شود در یک مسیر بی خطر... همان طور که جلوی سیلاب را نمیتوان گرفت، اما میشود هدایتش کرد به مسیری که ول شود توی بیابان.
«مسیر بی خطر» در مملکت ما «دولت» است. دولتی که نقش بلاگردان را دارد؛ هرجا کارها درست پیش نرفت، راحت حوالهاش میدهند به بیعرضگی دولت، که خب البته منتخب خود مردم است...! چشمشان کور، دندشان نرم...!
هرجا هم که کارها اشتباها درست پیش رفت که خب معلوم است باید مدیون کی باشیم...!
شومنهایی مثل مدیری و رشیدپور، شاهکار ایدهپردازانِ محافظهکار و در همین راستا است. اگر به موضوعاتی که در تریبونهایشان به چالش میکشند توجه کنید میبینید همگی در حوزه مسئولیتهای دولت است. موضوعاتی مثل: بهداشت و درمان، کار، آب و هوا، حمل و نقل و جاده ها، اقتصاد، بانکها و...
جاهایی هم که از آسیبها و چالشهای فراگیرتری مثل آسیب های اجتماعی و فرهنگی و هویتی سخن گفته میشود، ناگفته پیداست که باز نوک پیکان به سمت ارشاد و بهزیستی و بخشهای فرهنگیِ دولتی نشانه میرود. حال آنکه کیست که نداند سکان فرهنگ و هنر مملکت را دیگران دارند میگردانند به هر سمت ناکجا آبادی که مطلوب خودشان است و وزارت ارشاد فقط به عنوان بازیگر نخودی، نقش همان بلاگردان را دارد.
شما یک نقد اساسی در این شوآفها پیدا کنید که نشانه رفته باشد به سمت مجلس خبرگان، شورای نگهبان، قوه قضاییه، سپاه، حوزههای علمیه یا امامجمعهها، که اتفاقا سوژه هم برای یک استندآپکمدی جذاب کم ندارند و باز اتفاقا بازیکنان اصلیاند و همه نود دقیقه را خودشان دارند توپ میزنند.
اگر مدیری، دورهمی را برای جایی غیر از تلویزیون میساخت(مثلا در بستر یک شبکه خصوصی یا مجازی) شاید میتوانستم حتی دفاع هم بکنم ازش و بگویم اگر زورش به بالادستیها نرسیده، لااقل پاییندستیها را کشیده وسط گود. اما کشتی گرفتن با ریقوهای دستچندم در میدانی که گلادیاتورها اسپانسرش هستند را چطوری میتوان معنا کرد غیر از این...؟!
دوست داشتم توی آن استودیو بودم و بلند میشدم میگفتم آقای مهران مدیری، در اینکه تو ایستادهای شکی نیست، اما نه در کنار مردم... تو اتفاقا تمام قد ایستادهای روبروی مردم... تو صدای مردم نیستی...! تو اتفاقا عربدهای هستی که قرار است صدای مردم را در خودش گم کند.
تو ماموری که اعتراض را لوث کنی، اعتراض را کانالیزه کنی و بدون درد و خونریزی همه چیز را فیصله بدهی. تو ماموری که یک طرف این فنرِ فشرده شده را بگیری تا آرامآرام باز شود و بی هوا درنرود...! فنری که امروز طرف دیگرش را اصلاحطلبان گرفتهاند. ماموری که ساعت دوازده شب، بعد از اینکه مردم را یک دل سیر خنداندی، بهشان بگویی:
«آسوده بخوابید که ما خودمان به جایتان اعتراض میکنیم...»!
#محمد_جواد_اسعدی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#مهران_مدیری، مصادرهیاعتراض سرکوب بدوندرد وخونریزی
هیچجا در بیوگرافی یا عادتهای روزانهاش این را ننوشته، اما من خبر دارم که مهران مدیری هر روز صبح، قبل از اینکه برود نان تازه بگیرد برای صبحانه، لپتاپش را باز میکند و نرخ روزِ نان بربری و سنگک را به دقت چک میکند.
چند شب پیش که دورهمی تمام شد، مدیری در آخرین پلاتویش ایستاد رو به دوربین و گفت: «من -مهران مدیری- در تمام سالهای فعالیتم٬ طرف مردم ایستادهام و سعی کردهام صدای مردم باشم»!
به نظر من خندهدارترین قسمت دورهمی در تمام این مدت، همین ثانیههای آخرش بود. همین که یک نفر از طریق دوربین «صدا و سیما» به مردم اعلام کند که «من صدای شما هستم»! همین کافی است که من این یادداشت را همین جا تمام کنم، اما اضافه مینویسم برای کسانی که به شرح علاقهمندترند تا مجمل.
همه حکومتهای دنیا، سالهاست به درستی دریافتهاند که سرکوب اعتراض، به فشردنِ فنری میماند که بالاخره یک روز رها خواهد شد و پتانسیلِ آن وقتی در برود٬ به در و دیوار خواهد خورد و شیشهها را خواهد شکست. این شد که استراتژیِ مصادره اعتراض خلق شد...!
«مصادرهی اعتراض» یعنی جریانِ محافظهکار، خودش ابزارِ اعتراض را در دست بگیرد و پیش از معترضینِ واقعی، خودش دست به کار شود. یعنی اعتراض وجود داشته باشد، منتها کانالیزه شود در یک مسیر بی خطر... همان طور که جلوی سیلاب را نمیتوان گرفت، اما میشود هدایتش کرد به مسیری که ول شود توی بیابان.
«مسیر بی خطر» در مملکت ما «دولت» است. دولتی که نقش بلاگردان را دارد؛ هرجا کارها درست پیش نرفت، راحت حوالهاش میدهند به بیعرضگی دولت، که خب البته منتخب خود مردم است...! چشمشان کور، دندشان نرم...!
هرجا هم که کارها اشتباها درست پیش رفت که خب معلوم است باید مدیون کی باشیم...!
شومنهایی مثل مدیری و رشیدپور، شاهکار ایدهپردازانِ محافظهکار و در همین راستا است. اگر به موضوعاتی که در تریبونهایشان به چالش میکشند توجه کنید میبینید همگی در حوزه مسئولیتهای دولت است. موضوعاتی مثل: بهداشت و درمان، کار، آب و هوا، حمل و نقل و جاده ها، اقتصاد، بانکها و...
جاهایی هم که از آسیبها و چالشهای فراگیرتری مثل آسیب های اجتماعی و فرهنگی و هویتی سخن گفته میشود، ناگفته پیداست که باز نوک پیکان به سمت ارشاد و بهزیستی و بخشهای فرهنگیِ دولتی نشانه میرود. حال آنکه کیست که نداند سکان فرهنگ و هنر مملکت را دیگران دارند میگردانند به هر سمت ناکجا آبادی که مطلوب خودشان است و وزارت ارشاد فقط به عنوان بازیگر نخودی، نقش همان بلاگردان را دارد.
شما یک نقد اساسی در این شوآفها پیدا کنید که نشانه رفته باشد به سمت مجلس خبرگان، شورای نگهبان، قوه قضاییه، سپاه، حوزههای علمیه یا امامجمعهها، که اتفاقا سوژه هم برای یک استندآپکمدی جذاب کم ندارند و باز اتفاقا بازیکنان اصلیاند و همه نود دقیقه را خودشان دارند توپ میزنند.
اگر مدیری، دورهمی را برای جایی غیر از تلویزیون میساخت(مثلا در بستر یک شبکه خصوصی یا مجازی) شاید میتوانستم حتی دفاع هم بکنم ازش و بگویم اگر زورش به بالادستیها نرسیده، لااقل پاییندستیها را کشیده وسط گود. اما کشتی گرفتن با ریقوهای دستچندم در میدانی که گلادیاتورها اسپانسرش هستند را چطوری میتوان معنا کرد غیر از این...؟!
دوست داشتم توی آن استودیو بودم و بلند میشدم میگفتم آقای مهران مدیری، در اینکه تو ایستادهای شکی نیست، اما نه در کنار مردم... تو اتفاقا تمام قد ایستادهای روبروی مردم... تو صدای مردم نیستی...! تو اتفاقا عربدهای هستی که قرار است صدای مردم را در خودش گم کند.
تو ماموری که اعتراض را لوث کنی، اعتراض را کانالیزه کنی و بدون درد و خونریزی همه چیز را فیصله بدهی. تو ماموری که یک طرف این فنرِ فشرده شده را بگیری تا آرامآرام باز شود و بی هوا درنرود...! فنری که امروز طرف دیگرش را اصلاحطلبان گرفتهاند. ماموری که ساعت دوازده شب، بعد از اینکه مردم را یک دل سیر خنداندی، بهشان بگویی:
«آسوده بخوابید که ما خودمان به جایتان اعتراض میکنیم...»!
#محمد_جواد_اسعدی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#سالگرد_اعدام_امیر_عباس_هویدا
🔹«من وقتی دانستم که در محکمهی انقلابی اسلامی محاکمه میشوم خوشحال شدم و دانستم که در این محکمه عدالت هست. بنابراین سعی کردهام با شهامت و صداقت سخنم را بگویم.»
این سخنان گویا آخرین سخنان امیر عباس #هویدا، نخست وزیر ِ #محمدرضاشاه_پهلوی است؛ او که ۱۳ سال نخستوزیر ایران بود. هویدا پس از ترور #حسنعلی_منصور که از دوستان قدیمیاش نیز بود به نخستوزیری رسید و زمان زمامداریاش از دوران شکوه اقتصادی دورهی پهلوی محسوب میشود.
امیر عباس هویدا در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۲۹۷ در چهارراه سیدعلی تهران به نیا آمد. پدرش حبیبالله عینالملک، سالها سفیر ایران در لبنان، عربستان و برخی دیگر از کشورهای عربی بود. امیرعباس و برادرش فریدون به خاطر کار پدر در لبنان پرورش یافتند و در مدرسهی فرانسوی بیروت درس خواندند. امیرعباس در اواخر دورهی تحصیل دبیرستان به اروپا رفت و سالهای متمادی در انگلستان و فرانسه و بلژیک تحصیل کرد.
هویدا ۱۳ سال نخستوزیر ایران بود. او پس از انقلاب میتوانست از ایران فرار کند اما چنین نکرد. او از طریق داریوش فروهر خود را تسلیم دولت موقت کرد.
#مسعود_بهنود در کتاب «۲۷۵ روز بازرگان» مینویسد که «هویدا در ۲۲ بهمن ۵۷ پس از فرار نگهبانها از پادگان جمشیدآباد از زندان بیرون آمد و به منزل #آیتالله_طالقانی تلفن زد و از آن طریق خود را تسلیم کرد. سپس به دادگاه انقلاب تحویل داده شد و با حکم صادق خلخالی قاضی دادگاه #اعدام شد. او قبل از اتمام دادگاه در وقت تنفس به قتل رسید.»
اما آنچه گفته میشود این است که امیرعباس هویدا هنگامی که با ماموران قصد خروح از دادگاه را کرد و به سمت حیاط در حال حرکت بود توسط یکی از همراهان هویدا با استفاده از کلت و شلیک دو گلوله جان داد. هويدا در حالی که رنج میکشید به یکی از ماموران گفت تا کارش را یکسره کند. این روایتی است که عباس میلانی در دانشنامهی ایرانیکا روایت میکند. میلانی بعدها قاتل را #هادی_غفاری دانست. عباس هویدا در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ اینگونه به قتل رسید
🎥این ویدئوی کوتاه مصاحبهی «کریستین اوکرانت» با #امیرعباس_هویدا است که در زندان قصر انجام گرفته است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#سالگرد_اعدام_امیر_عباس_هویدا
🔹«من وقتی دانستم که در محکمهی انقلابی اسلامی محاکمه میشوم خوشحال شدم و دانستم که در این محکمه عدالت هست. بنابراین سعی کردهام با شهامت و صداقت سخنم را بگویم.»
این سخنان گویا آخرین سخنان امیر عباس #هویدا، نخست وزیر ِ #محمدرضاشاه_پهلوی است؛ او که ۱۳ سال نخستوزیر ایران بود. هویدا پس از ترور #حسنعلی_منصور که از دوستان قدیمیاش نیز بود به نخستوزیری رسید و زمان زمامداریاش از دوران شکوه اقتصادی دورهی پهلوی محسوب میشود.
امیر عباس هویدا در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۲۹۷ در چهارراه سیدعلی تهران به نیا آمد. پدرش حبیبالله عینالملک، سالها سفیر ایران در لبنان، عربستان و برخی دیگر از کشورهای عربی بود. امیرعباس و برادرش فریدون به خاطر کار پدر در لبنان پرورش یافتند و در مدرسهی فرانسوی بیروت درس خواندند. امیرعباس در اواخر دورهی تحصیل دبیرستان به اروپا رفت و سالهای متمادی در انگلستان و فرانسه و بلژیک تحصیل کرد.
هویدا ۱۳ سال نخستوزیر ایران بود. او پس از انقلاب میتوانست از ایران فرار کند اما چنین نکرد. او از طریق داریوش فروهر خود را تسلیم دولت موقت کرد.
#مسعود_بهنود در کتاب «۲۷۵ روز بازرگان» مینویسد که «هویدا در ۲۲ بهمن ۵۷ پس از فرار نگهبانها از پادگان جمشیدآباد از زندان بیرون آمد و به منزل #آیتالله_طالقانی تلفن زد و از آن طریق خود را تسلیم کرد. سپس به دادگاه انقلاب تحویل داده شد و با حکم صادق خلخالی قاضی دادگاه #اعدام شد. او قبل از اتمام دادگاه در وقت تنفس به قتل رسید.»
اما آنچه گفته میشود این است که امیرعباس هویدا هنگامی که با ماموران قصد خروح از دادگاه را کرد و به سمت حیاط در حال حرکت بود توسط یکی از همراهان هویدا با استفاده از کلت و شلیک دو گلوله جان داد. هويدا در حالی که رنج میکشید به یکی از ماموران گفت تا کارش را یکسره کند. این روایتی است که عباس میلانی در دانشنامهی ایرانیکا روایت میکند. میلانی بعدها قاتل را #هادی_غفاری دانست. عباس هویدا در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ اینگونه به قتل رسید
🎥این ویدئوی کوتاه مصاحبهی «کریستین اوکرانت» با #امیرعباس_هویدا است که در زندان قصر انجام گرفته است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و نود و دو
#هفتخوان_اسفندیار
من به توران میروم و بر و بوم ارجاسب را زیر و رو میکنم و به تخت آورم خواهران را به بند .
لشکر را از هر سو فراخواندند و از میان ایشان دوازده هزار سوار مردافکن و کینه دار گزیدند و به ایشان گنج و درم بخشیدند و به سوی کارزار رهسپار شدند.
کنون زین سپس هفتخوان آورم
سخنهای نغز و جوان آورم
سخن گوی دهقان چو بنهاد خوان
یکی داستان راند از هفتخوان
ز رویین دژ و کار اسفندیار
زراه و ز آموزش گرگسار
اسفندیار راه توران را در پیش گرفت و با سپاهش تاخت تا به دو راهی رسید.
سراپرده و خیمه زد و با بزرگان به بزم نشست. سپس دستور داد گرگسار را که همچنان در بند بود به مجلس بیاورند و چهار جام می دمادم به او خوراندند. بعد به او گفت: ای تیره بخت، رسانم تو را من به تاج وبه تخت.
اگر آنچه را که از تو میپرسم راست بگویی . وگرنه تو را با خنجر به دو نیم میکنم. گرگسار گفت: زمن نشنود شاه جز گفت راست، تو آن کن که از پادشاهی سزاست.
اسفندیار پرسید رویین دژ کجاست و بهترین راه برای رسیدن به آن کدام است؟
گرگسار پاسخ داد: از سه راه میتوان به آن دژ رسید. نخست راهی از میان شهر وآبادی میگذرد به سه ماه. دیگری از بیابان خشک وبی آب و علف به دو ماه. راه سوم به یک هفته به دژ میرسد اما پر از شیر و گرگ و اژدها که کسی از آنها رهایی ندارد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و نود و دو
#هفتخوان_اسفندیار
من به توران میروم و بر و بوم ارجاسب را زیر و رو میکنم و به تخت آورم خواهران را به بند .
لشکر را از هر سو فراخواندند و از میان ایشان دوازده هزار سوار مردافکن و کینه دار گزیدند و به ایشان گنج و درم بخشیدند و به سوی کارزار رهسپار شدند.
کنون زین سپس هفتخوان آورم
سخنهای نغز و جوان آورم
سخن گوی دهقان چو بنهاد خوان
یکی داستان راند از هفتخوان
ز رویین دژ و کار اسفندیار
زراه و ز آموزش گرگسار
اسفندیار راه توران را در پیش گرفت و با سپاهش تاخت تا به دو راهی رسید.
سراپرده و خیمه زد و با بزرگان به بزم نشست. سپس دستور داد گرگسار را که همچنان در بند بود به مجلس بیاورند و چهار جام می دمادم به او خوراندند. بعد به او گفت: ای تیره بخت، رسانم تو را من به تاج وبه تخت.
اگر آنچه را که از تو میپرسم راست بگویی . وگرنه تو را با خنجر به دو نیم میکنم. گرگسار گفت: زمن نشنود شاه جز گفت راست، تو آن کن که از پادشاهی سزاست.
اسفندیار پرسید رویین دژ کجاست و بهترین راه برای رسیدن به آن کدام است؟
گرگسار پاسخ داد: از سه راه میتوان به آن دژ رسید. نخست راهی از میان شهر وآبادی میگذرد به سه ماه. دیگری از بیابان خشک وبی آب و علف به دو ماه. راه سوم به یک هفته به دژ میرسد اما پر از شیر و گرگ و اژدها که کسی از آنها رهایی ندارد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گُدرَت چیست ؟!
مرحوم صدرالممالک اردبیلی شخصی عارف مسلک بود. بعضی از آخوندها همیشه به دلیل مشرب عرفانی اش، او را لعن و طرد و نفرین می کردند! تا آنکه محمدشاه قاجار ، لقب صدرالممالکی به او داد و او را در رأس علمای آذربایجان قرار داد. از همان ساعت، بسیاری از علمای لعن کننده به تعظیم و تکریم وی پرداختند و در تقرّب به او نه تنها دستش را می بوسیدند، بلکه ته لیوان آبخوری او و باقیمانده غذای بشقاب او را به قصد شفا، از یکدیگر می ربودند. تا آنکه ایشان روزی که همه علما حضور داشتند، بالای منبر رفت و پرسید:
آقایان علماء!
بفرمایید: مطهِرات(پاک کننده ها)درفقه اسلام چند تاست؟
آنان همه را بر شمردند:
آب، زمین، آفتاب، استحاله، انتقال، اسلام، تبعیت، برطرف شدن عین نجاست، استبراء حیوان نجاست خوار، غائب شدن مسلمان، خارج شدن خون متعارف از ذبیحه و کم شدن دوسوم آب انگور.
اما ایشان قبول نکرده و گفتند: نه! یکی را کم گفتید!
چند بار دیگر هم پرسید و علماء، همان جواب را دادند ولی ایشان قبول نمی کردند و گفتند :
نه! یکی را کم گفتید!
آخر خودش با لهجه تركی گفت:
و آن که شما نگفتید، گُدرت [قدرت] است! من تا دیروز که آدمی عادی وبدون صاحب مقام بودم، شما مرا صوفی و عارف و نجس می دانستید! اما حالا که به حکم حکومتی محمد شاه، حاجی صدر الممالک شده ام، پاک و مطهَّر شده ام.
پس «گُدرت» از مطهِرات است ! آری، قدرت !!!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گُدرَت چیست ؟!
مرحوم صدرالممالک اردبیلی شخصی عارف مسلک بود. بعضی از آخوندها همیشه به دلیل مشرب عرفانی اش، او را لعن و طرد و نفرین می کردند! تا آنکه محمدشاه قاجار ، لقب صدرالممالکی به او داد و او را در رأس علمای آذربایجان قرار داد. از همان ساعت، بسیاری از علمای لعن کننده به تعظیم و تکریم وی پرداختند و در تقرّب به او نه تنها دستش را می بوسیدند، بلکه ته لیوان آبخوری او و باقیمانده غذای بشقاب او را به قصد شفا، از یکدیگر می ربودند. تا آنکه ایشان روزی که همه علما حضور داشتند، بالای منبر رفت و پرسید:
آقایان علماء!
بفرمایید: مطهِرات(پاک کننده ها)درفقه اسلام چند تاست؟
آنان همه را بر شمردند:
آب، زمین، آفتاب، استحاله، انتقال، اسلام، تبعیت، برطرف شدن عین نجاست، استبراء حیوان نجاست خوار، غائب شدن مسلمان، خارج شدن خون متعارف از ذبیحه و کم شدن دوسوم آب انگور.
اما ایشان قبول نکرده و گفتند: نه! یکی را کم گفتید!
چند بار دیگر هم پرسید و علماء، همان جواب را دادند ولی ایشان قبول نمی کردند و گفتند :
نه! یکی را کم گفتید!
آخر خودش با لهجه تركی گفت:
و آن که شما نگفتید، گُدرت [قدرت] است! من تا دیروز که آدمی عادی وبدون صاحب مقام بودم، شما مرا صوفی و عارف و نجس می دانستید! اما حالا که به حکم حکومتی محمد شاه، حاجی صدر الممالک شده ام، پاک و مطهَّر شده ام.
پس «گُدرت» از مطهِرات است ! آری، قدرت !!!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Forwarded from نشر غنچه
روشهای مقابله با بی دقتی در انجام تکالیف مدرسه
اگر تلاشهای تان تا امروز بی نتیجه بوده،توصیه های کاربردی دکتر گاربر را بخوانید.💪
میلیونها پدر و مادر در سراسر جهان از روشهای او بهره مند شده اند.
#والدین
#راهکار_آموزشی
#گروه_سنی_دبستان
🌹@ghonchehpub
اگر تلاشهای تان تا امروز بی نتیجه بوده،توصیه های کاربردی دکتر گاربر را بخوانید.💪
میلیونها پدر و مادر در سراسر جهان از روشهای او بهره مند شده اند.
#والدین
#راهکار_آموزشی
#گروه_سنی_دبستان
🌹@ghonchehpub
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
💢علل روانشناختی سخنگفتنهای غامض و مبهم
🔹به لحاظ روانشناختی خیلی واضح است که چرا ما سخن مبهم،سخن ایهامانگیز و سخن غامض می گوییم.اینگونه سخن گفتن دو عامل روانشناختی غیرقابل انکار دارد:یکی اینکه اینگونه سخن گفتن سپری است که پشت آن انسانی با هر گونه معلومات کم می تواند سنگر بگیرد.به فرض، من اگر سخنان خود را با کمال وضوح بیان کنم،شما فورا می توانید تشخیص دهید کجا درست و کجا نادرست است.اما وقتی با ایهام و ابهام و غموض سخن بگویم،شما فکر می کنید خودتان بیسوادید و همه حرفهای من درست است.ما در اکثر مواقع برای اینکه ضعف معلومات خودمان را پنهان کنیم،از سخن های ابهامانگیز و ایهام انگیز و غامض استفاده می کنیم و این الی ماشاءالله مصداق دارد.این یک شگرد روانشناختی است.
🔹علت دومی هم وجود دارد که ما اینگونه سخن می گوییم و آن این است که من اگر واضح سخن بگویم و برای این گفتههایم من را به دادگاه ببرند و از من بپرسند که آیا این حرف را گفته اید یا نه،باید بگویم بله،ولی اگر من با ایهام، ابهام و غموض سخن بگویم،در دادگاه می توانم بگویم منظور من از این حرف چیز دیگری بود و تبرئه شود.فرض کنید من بگویم:«خدا وجود ندارد،به هیچ کدام از معانی.»در این صورت ،در دادگاه محکوم هستم؛چون این حرف را گفته ام ولی اگر با ایهام و ابهام و غموض بگویم،می توانم بگویم منظورم چیز دیگری بود.
✅مصطفی ملکیان،مبانی معرفتشناسی و روششناسی در علوم انسانی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
💢علل روانشناختی سخنگفتنهای غامض و مبهم
🔹به لحاظ روانشناختی خیلی واضح است که چرا ما سخن مبهم،سخن ایهامانگیز و سخن غامض می گوییم.اینگونه سخن گفتن دو عامل روانشناختی غیرقابل انکار دارد:یکی اینکه اینگونه سخن گفتن سپری است که پشت آن انسانی با هر گونه معلومات کم می تواند سنگر بگیرد.به فرض، من اگر سخنان خود را با کمال وضوح بیان کنم،شما فورا می توانید تشخیص دهید کجا درست و کجا نادرست است.اما وقتی با ایهام و ابهام و غموض سخن بگویم،شما فکر می کنید خودتان بیسوادید و همه حرفهای من درست است.ما در اکثر مواقع برای اینکه ضعف معلومات خودمان را پنهان کنیم،از سخن های ابهامانگیز و ایهام انگیز و غامض استفاده می کنیم و این الی ماشاءالله مصداق دارد.این یک شگرد روانشناختی است.
🔹علت دومی هم وجود دارد که ما اینگونه سخن می گوییم و آن این است که من اگر واضح سخن بگویم و برای این گفتههایم من را به دادگاه ببرند و از من بپرسند که آیا این حرف را گفته اید یا نه،باید بگویم بله،ولی اگر من با ایهام، ابهام و غموض سخن بگویم،در دادگاه می توانم بگویم منظور من از این حرف چیز دیگری بود و تبرئه شود.فرض کنید من بگویم:«خدا وجود ندارد،به هیچ کدام از معانی.»در این صورت ،در دادگاه محکوم هستم؛چون این حرف را گفته ام ولی اگر با ایهام و ابهام و غموض بگویم،می توانم بگویم منظورم چیز دیگری بود.
✅مصطفی ملکیان،مبانی معرفتشناسی و روششناسی در علوم انسانی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith