#بیشرف_۵۷تی
مدتی بود به دنبال متنی میگشتم که بتواند عصاره گرایش پنجاه و هفتی در اپوزیسیون را به خوبی بازنمایی کند که خوشبختانه #علی_افشاری زحمتش را کشید!
شرط میبندم که اگر این متن را جلوی حامد اسماعیلیون، مریم رجوی، فرخ نگهدار و عبدالله مهتدی بگذارند، کلمه به کلمهاش را بی کم و کاست تایید میکنند.
حیرت آور است که تجربه تکان دهنده این چند دهه، به هیچ وجه نتوانسته تغییری در این جماعت پدید آورد و به محض اینکه کمی ملاحظات موج سواری و تقیه سیاسی را کمرنگ کنند، فقط همین نوع اباطیل است که بیرون میریزد.
جانمایهی متن هیچ تفاوتی با ایدههای شریعتی، آل احمد، مرتضی آوینی و میشل عفلق ندارد.
فکر میکنید در سالهای پس از پنجاه و هفت با کدام ایدهها به روستاییان و حاشیهنشینان شهری مجوز بی حد و حصر حفر چاه و خرده فروشی منابع طبیعی دادند؟
صنعت را تعطیل کردند و جهاد سازندگی به راه انداختند تا به خیال خودشان "توسعه نامتوازن، غیر بومی و وابسته به امپریالیسم عصر پهلوی" را اصلاح کنند.
فکر میکنید پیکار انقلابی با مارچوبه از کجا آمد؟
از لابهلای همین نوع متنها.
اینکه برنامه توسعه و به عبارت دیگر دولت باید "باید انسان را بطور همهجانبه رشد دهد"، "رشد فرهنگی را ساماندهی کند" و "فضائل اخلاقی و کرامت انسانی" تولید نماید، به همان فرهنگ سیاسی تعلق دارد که وزارت ارشاد میسازد و روشنفکر چپگرای فدایی خلقش در کانون پرورش فکری، مانتو را با سوزن به پوست بدن دختر کم حجاب میدوزد.
خواننده گرامی فکر میکنم با چشیدن زندگی سالهای اخیر در ایران باید دیگر برایت کاملا روشن شده باشد که وقتی یک نیروی سیاسی "مصرف" را به عنوان ضد ارزش یا دشنام به کار میبرد، یا با گولاک سر و کار داری یا سید قطب و یا قرارگاه اشرف... و آنگاه که یک نیروی سیاسی "زرق و برق و کالای لوکس" را به طعن و تحقیر میخواند، دارد مکانیسم تولید تمام دردها و رنجهای امروزت را زمزمه میکند.
ولی حیرتآور است که سالها زندگی در آمریکا و کار در اندیشکده آمریکایی و ... نتوانسته سرسوزنی ذهنیت یک حمال انجمنی را تغییر دهد که این اراجیف مضحک را پیرامون هوش مصنوعی و سیلیکونولی به هم نبافد. الان بخشی از به اصطلاح "ارزشیهای" داخلی هم دیگر این نوع حرفها را نمیزنند.
واقعا تصورش دشوار است که ایرانی باشی، سی سال اخیر را تجربه کرده باشی، ناسلامتی اپوزیسیون و پناهنده و آمریکا نشین هم شده باشی ولی باز هم نفهمیده باشی که توسعه، پیشرفت یا انقلابهای علمی و صنعتی ذاتا و ضرورتا پلکانی و مرحلهایاند و ضرورتا در آغاز نابرابری را تشدید میکنند و بعد به تدریج و
مرحله به مرحله سطح زندگی همگان را بالا برده و دگرگون میکنند و چیزی به نام توسعه متوازن و همگانی در یک بازه زمانی کوتاه مطلقاً وجود ندارد.
در تاریخ بشر هرجا که توسعه و پیشرفتی از یک جای کوچک یا یک بعد آغاز شده و به تدریج به عرصههای دیگر گسترش یافته است.
توسعه، توسعه است.
اباطیلی نظیر توسعه متوازن یا همه جانبه خیالهای شبانه مشتی رمانتیک خرافاتی است.
نمیتوان پیش تغییر مادی بستر زندگی آدمی، ذهنیت او را تغییر داد و آدمی تا در زمینه مادی زندگیاش با بستری جدید درگیر نشود، ذهنیت متناسب با آن بستر را کسب نمیکند.
نمیتوان ابتدا خیاطی را به کسی یاد بدهید و بعد چرخ خیاطی به او بدهید.
امثال علی افشاری در دهه هفتاد میلادی در آمریکا ریش خود را بلند کرده و دقیقاً با تحولاتی که منجر به ساخت همین موبایل و اینترنتی شد که علی افشاری این متن را با ان نوشت، حمله میکردند و آنها را زمینه ساز انحطاط بشر میخواندند.
امروز هم در آستانه یک تحول مافوق تصور علمی زیستی در تاریخ بشر نظایر آنها به تمامی کورند و این مزخرفات را میگویند.
خواننده گرامی صحنه کاملاً واضح است.
انتخاب با شما است.
#توس_تهماسبی
#شهریاران_عاشقان_ایران
#شهریاران_جنبش_دادخواهی_ایران
مدتی بود به دنبال متنی میگشتم که بتواند عصاره گرایش پنجاه و هفتی در اپوزیسیون را به خوبی بازنمایی کند که خوشبختانه #علی_افشاری زحمتش را کشید!
شرط میبندم که اگر این متن را جلوی حامد اسماعیلیون، مریم رجوی، فرخ نگهدار و عبدالله مهتدی بگذارند، کلمه به کلمهاش را بی کم و کاست تایید میکنند.
حیرت آور است که تجربه تکان دهنده این چند دهه، به هیچ وجه نتوانسته تغییری در این جماعت پدید آورد و به محض اینکه کمی ملاحظات موج سواری و تقیه سیاسی را کمرنگ کنند، فقط همین نوع اباطیل است که بیرون میریزد.
جانمایهی متن هیچ تفاوتی با ایدههای شریعتی، آل احمد، مرتضی آوینی و میشل عفلق ندارد.
فکر میکنید در سالهای پس از پنجاه و هفت با کدام ایدهها به روستاییان و حاشیهنشینان شهری مجوز بی حد و حصر حفر چاه و خرده فروشی منابع طبیعی دادند؟
صنعت را تعطیل کردند و جهاد سازندگی به راه انداختند تا به خیال خودشان "توسعه نامتوازن، غیر بومی و وابسته به امپریالیسم عصر پهلوی" را اصلاح کنند.
فکر میکنید پیکار انقلابی با مارچوبه از کجا آمد؟
از لابهلای همین نوع متنها.
اینکه برنامه توسعه و به عبارت دیگر دولت باید "باید انسان را بطور همهجانبه رشد دهد"، "رشد فرهنگی را ساماندهی کند" و "فضائل اخلاقی و کرامت انسانی" تولید نماید، به همان فرهنگ سیاسی تعلق دارد که وزارت ارشاد میسازد و روشنفکر چپگرای فدایی خلقش در کانون پرورش فکری، مانتو را با سوزن به پوست بدن دختر کم حجاب میدوزد.
خواننده گرامی فکر میکنم با چشیدن زندگی سالهای اخیر در ایران باید دیگر برایت کاملا روشن شده باشد که وقتی یک نیروی سیاسی "مصرف" را به عنوان ضد ارزش یا دشنام به کار میبرد، یا با گولاک سر و کار داری یا سید قطب و یا قرارگاه اشرف... و آنگاه که یک نیروی سیاسی "زرق و برق و کالای لوکس" را به طعن و تحقیر میخواند، دارد مکانیسم تولید تمام دردها و رنجهای امروزت را زمزمه میکند.
ولی حیرتآور است که سالها زندگی در آمریکا و کار در اندیشکده آمریکایی و ... نتوانسته سرسوزنی ذهنیت یک حمال انجمنی را تغییر دهد که این اراجیف مضحک را پیرامون هوش مصنوعی و سیلیکونولی به هم نبافد. الان بخشی از به اصطلاح "ارزشیهای" داخلی هم دیگر این نوع حرفها را نمیزنند.
واقعا تصورش دشوار است که ایرانی باشی، سی سال اخیر را تجربه کرده باشی، ناسلامتی اپوزیسیون و پناهنده و آمریکا نشین هم شده باشی ولی باز هم نفهمیده باشی که توسعه، پیشرفت یا انقلابهای علمی و صنعتی ذاتا و ضرورتا پلکانی و مرحلهایاند و ضرورتا در آغاز نابرابری را تشدید میکنند و بعد به تدریج و
مرحله به مرحله سطح زندگی همگان را بالا برده و دگرگون میکنند و چیزی به نام توسعه متوازن و همگانی در یک بازه زمانی کوتاه مطلقاً وجود ندارد.
در تاریخ بشر هرجا که توسعه و پیشرفتی از یک جای کوچک یا یک بعد آغاز شده و به تدریج به عرصههای دیگر گسترش یافته است.
توسعه، توسعه است.
اباطیلی نظیر توسعه متوازن یا همه جانبه خیالهای شبانه مشتی رمانتیک خرافاتی است.
نمیتوان پیش تغییر مادی بستر زندگی آدمی، ذهنیت او را تغییر داد و آدمی تا در زمینه مادی زندگیاش با بستری جدید درگیر نشود، ذهنیت متناسب با آن بستر را کسب نمیکند.
نمیتوان ابتدا خیاطی را به کسی یاد بدهید و بعد چرخ خیاطی به او بدهید.
امثال علی افشاری در دهه هفتاد میلادی در آمریکا ریش خود را بلند کرده و دقیقاً با تحولاتی که منجر به ساخت همین موبایل و اینترنتی شد که علی افشاری این متن را با ان نوشت، حمله میکردند و آنها را زمینه ساز انحطاط بشر میخواندند.
امروز هم در آستانه یک تحول مافوق تصور علمی زیستی در تاریخ بشر نظایر آنها به تمامی کورند و این مزخرفات را میگویند.
خواننده گرامی صحنه کاملاً واضح است.
انتخاب با شما است.
#توس_تهماسبی
#شهریاران_عاشقان_ایران
#شهریاران_جنبش_دادخواهی_ایران