️ گــارد شـــاهــنــشــاهــی ️
24.9K subscribers
55K photos
49.9K videos
359 files
9.59K links
ما گر زسر بریده میترسیدیم

درمحفل عاشقان نمیرقصیدیم

لینک گروه

https://t.me/+Ts5ShPmJhihlQWk3

https://t.me/joinchat/AAAAAE7OUoQG1yPRXHRTxg

https://instagram.com/guard_shahanshahi

تماس
@Amirashkanam
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚨بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در گفت‌وگو با شبکه خبری نیوزمکس در برنامه «فرانت‌لاین» کارل هیگبی، جمهوری اسلامی را مقصر اصلی حملات حماس در هفتم اکتبر معرفی کرد. او همچنین از موفقیت اسرائیل در کاهش توان نظامی جمهوری اسلامی تنها در مدت بیست ماه پس از این حملات خبر داد.

#MIGA
#MIGAwithPahlavi

𖤍 ⋆ 🜲༺ققنوس ایران༻🜲 ⋆ 𓅛
             Fhoeix_Iran2
142👍40💯8👎3🔥1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توبه کردم ، رفتم راهپیمایی اربعین 🥺

ویدیو کامل👇🏻

https://youtu.be/ZJlUsWLlJCU
.

🔗 Tinabakhshi (@Tinabakhshi)

@gurd_shah
😁129👏124👎4💋2🥰1
Audio
‏فایل صوتی میثم غلامی اعتصاب غذا در زندان اوین

طبق گزارش دریافتی میثم غلامی زندانی سیاسی زندان اوین بدون اطلاع قبلی هنگام انتقال وی از زندان تهران بزرگ به اوین مورد ضرب شتم ، و رفتار توهین آمیز قرار گرفته است . او نه تنها فرصت نیافت تا با خانواده اش تماس بگیرد بلکه نتوانست وسایل و لباس هایش را جمع آوری کند .

میثم غلامی متولد ۱۳۶۴ پیش از این نیز بابت فعالیت های خود سابقه باشد و تحمل حبس را داشته است . در فرودین ماه سال ۱۴۰۲ بر مزار سپهبد «نادر جهانبانی» حضور یافت و ضمن ادای احترام،«پرچم شیر و خورشید» را بر سر مزار او گذاشتند، چندی بعد دوباره بازداشت شدند به ۸ سال محکوم شدند. هم اکنون هم در زندان اوین هستند . اتهامات وی همین حضور بر سر مزار امرای ارتش شاهنشاهی بود

#زندانی_سیاسی_میثم_غلامی
زندانی سیاسی آزاد بایدگردد
صدای زندانیان سیاسی باشیم
👍6912😢7👎3
اینبار بجای تخلیه تهران
به خیابان بیایید

اگر میخواین ، این کابوس تموم بشه...

🔗 الکی خوش (@BhFak46419)

@gurd_shah
👍204👏269🔥2👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📌دوبله کاترین شکدم!

.بازگشت #پادشاه به ایران.

.پادشاهی در اسرائیل!

.درایت #آریا_مهر و دولت در تبعید علیاحضرت.

.عاشق بی بی هستم!

@gurd_shah
👏14612👎4👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کلیپ نشون میده که چه خیانت بزرگی در حق ایران و ایرانی شده است

#جاويدشاه‌

@gurd_shah
👍115😢13👎32
ولید گدبان، مشاور سیاسی نمایندگی دائم دولت اسرائیل در دفتر سازمان ملل در ژنو فراخوان قیام صادر کرد:

برای شورش به خیابان‌ها بیایید. اسرائیل به شما کمک خواهد کرد.

@gurd_shah
👍16526🔥2
جمهوری‌اسلامی هراسان از اقدامات اخیر اعلیحضرت رضاشاه‌دوم و دوران گذار و برنامه‌ریزی های ایشان و همراهان

در طی روزهای گذشته وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه با روش‌های مختلف شروع به تهدید و تحت فشار گذاشتن افرادی شده است که در صفحات مجازی و حقیقی همواره از اعلیحضرت رضاشاه دوم حمایت کرده‌اند و به خصوص در این چندهفته اخیر از همکاری ملی و همایش همکاری ملی حمایت ویژه کرده‌اند

در برخی از این اقدامات جمهوری‌اسلامی بدلیل این‌که تعدادی از میهن‌پرستان در خارج از کشور سکونت دارند به خانواده‌های آن‌ها فشار آورده است تا پیج اعلیحضرت رضاشاه‌دوم را آنفالو کرده و همچنین پیج مبارزاتی خود را حذف کنند

اما بهترین تصمیم قطعا حمایت گسترده‌تر از گذشته از همکاری ملی، دوران گذار و اعلیحضرت رضاشاه‌دوم است

به پایان راه نزدیک شده‌ایم و نباید هدف والای خود را به هردلیلی فراموش کرد

این‌گونه اقدامات جمهوری‌اسلامی تنها و تنها بدلیل ترس فراوان و نشانه‌های سقوط است


#همکاری_ملی #قیام_نهایی
#جاوید_شاه #رضاشاه_دوم
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
#این_آخرین_نبرده_پهلوی_برمیگرده
#ما_ملت_کبیریم_ایران_را_پس_میگیریم
124👌18👎5🔥4👍2
درپی کشتار گوزن زرد توسط حامیان جمهوری اسلامی، یادی کنیم از تیمسار منوچهر خسروداد و داستان باورنکردنی انتقال گوزن زرد ایرانی از ایران به اسرائیل در آخرین لحظات پیش از انقلاب اسلامی:
گوزن زرد ایرانی زیرگونه‌ای از گوزن زرد است که در آستانه انقراض قرار داشت. اما با تمهیدات دولت ایران در دوران پادشاهی پهلوی، موفق به حفظ این نسل شدند.
سازمان طبعیت و پارک‌های اسرائیل در سال‌های پیش از انقلاب وارد گفتگوهایی با دولت شاهنشاهی شد تا چند راس از آن‌ها را برای حفاظت به اسرائیل بیاورند. به موازات آن، اسرائیل دو راس گوزن نر از آلمان گرفت که پیشتر از ایران برای حفاظت به آنجا انتقال یافته بودند.
لحظاتی پیش از آمدن خمینی و در آخرین پرواز تهران - تل‌آویو ۴ راس ماده گوزن زرد آنطور که دولت شاهنشاهی وعده داده بود، با کمک تیمسار منوچهر خسروداد به اسرائیل انتقال داده شدند. اکنون چند گله از گوزن زرد ایرانی در کوه کارمل در اسرائیل زندگی می‌کنند و تحت حفاظت قرار دارند.
این لوح به یادبود تیمسار خسروداد در کوه کارمل است.
📸Dvir Shinover,...

🔗 @IsraelPersian

@gurd_shah
202👌11👎6🕊3
Forwarded from اَشو
❗️پیشگفتار❗️

این داستان، بازتابی از روایتِ بی قراریِ انسان در میان سایه های نظمِ زمینی است. شاعرانه بی قرارِ واژه ها، با تصویرسازی ها و استعاره هایی تودرتو و تیز، از مواجهه با قدرتِ ظلم و جست و جوی رهایی سخن می‌گوید. در این روایت، بوسه که نمادی از عشقِ تابنده و حقیقتِ لطف است، به دیوارِ شب می‌تازد تا نور حقیقت را از داخلِ قفسِ تاریخی بیرون بکشد. داستان پیش رو، به خواننده اجازه میدهد تا در لایه های مختلفِ معنا فرو رود و پرسش های بنیادیِ آزادی،عدالت و وجود را با خود به چالش بکشد .

🔹نقشِ بوسه بر دیوارِ شب: شرحِ تکرارِ ظلم و امید(۱/۲)

از حادثه‌ای آغاز شدیم، نه با میل، که با زنجیر انتقامی که بر ضربات فاجعه بسته شده بود. جایی در میانِ نگاه‌هایی که زیرِ یوغِ نظمی نامرئی، در حالِ تجزیه شدن بودند. نظمی که با فرمانی از بالا، آسمان را به بندِ قوانینِ زمینی می‌کشید و مانعِ تنفسِ حقیقت می‌شد. نسل‌ها در این حصار، جان می‌باختند و هر بار با تکرارِ سرنوشت، گویی در خوابِ دژاوو گم می‌شدند. من، زوزه‌ی سیاهِ شب بودم، سوزِ عاصی از شکافِ مرگ، که از دلِ خونِ اختیار روییده بود. لمسِ عشق در مرزِ ممنوعه، تجربه‌ی عمیق‌ترین بوسه‌های سیاسی، مرا از قفلِ نمادهایِ دیدنی، عریان کرد. بینِ زور و قانونِ شما، حفره‌ای به وسعتِ هوا بود. قراردادتان، ماری‌جوانا را به دستم داد؛ گویی نوشدارویی بود برای دردِ بی‌درمانی که از ابتدا به جانم افتاده بود. من، گوزنی وحشی بودم با حکمِ قوه قضائیه؛ که می‌خواست با بچه‌ها، با تمامِ کسانی که در این بازیِ تلخ قربانی شده بودند، تیمی بسازد تا در برابرِ "باباها" بایستد. اما "باباها" و بچه‌هایشان، با هم متحد شدند و مرا زیرِ پا له کردند. دنیایی از ستاره‌ها، پشتِ سرم دفن شد. عمق، در هیچ نگاهِ مختصری نماند؛ هر نگاه، دره‌ای عمیق شد، خالی از جادو، تبدیل به ارتفاعی ناچیز. از گناهِ سرودنِ شعرِ هرزگی، تا تثلیثِ مقدسِ عشق، جنون و برهنگی. مکشِ تقدیر، مرا به حافظه‌ی خالی برد. خلعِ وجودم، مرزِ من بود؛ فاصله‌ای تا آسیب. شرابِ شلاق، شراره‌هایِ شک در شامِ شیرینِ آخر بود؛ یک قابِ تلخِ آزاد. در آن قاب، خواستم حکام را به حضار لو بدهم، اما حضار، مرا به حکام لو دادند. مانندِ تنِ لختِ گلوله، ماموران، تنِ لختِ مرا، صدایم را از زوزه‌ی هیولا، فریاد می‌زدند. پیِ حقیقتی گشتم که شامِ آخر را دوباره بچیند. من، مسیحِ مجرمِ پشتِ بوسه‌ی یهودا بودم، اما بدونِ سرودِ مرگ. زل می‌زدم به چشمِ بی‌فروغِ تقدیر. تمامِ تعهداتم را کشتم، جز مبارزه. نمی‌توانستند مرا بخرند، پس مرا فروختند. مسیرِ بدونِ مقصد، پر از تب، علامتم را از مسیرم منحرف نکرد. فهمیدم از سلول‌هایِ آهنیِ آغوشِ دروغین، شکافِ مرز، پناهنده را له می‌کند.
بگو کجاست مرزِ رهایی؟

من، خارِ درزِ سیاست بودم. استعاره‌ها، شاهدانِ قتلِ رقصِ حقیقت بودند. من، عیان بودم در قلبِ ضیافتِ داستان؛ تجربه‌ای رسواتر از مرگ تا خرخره. با هشدار نترسیدم. من، سگِ نگهبانِ نگاهِ مُرده نبودم؛ پس مسیرِ محدود را نشخوار نکردم. گرم و گستاخ، سنت‌ها را شکستم تا بازارِ صورتِ تاریخ، رنگین شود. ما ستونِ انگِ وطن را زدیم؛ کنار برو تا آوارِ حقیقت بر تنت نریزد. خطرِ خاک، زخمِ تیغِ تراژدی در طبقه‌ها بود. رقص با ریتمِ تاریک، کمدیِ تبعیض، تف بر قانون. من بیرون از هر روندِ سیستماتیک بودم.

#اشو

ادامه داستان 👇:

🆔https://t.me/ASHOOZA
👍576👎3