️ گــارد شـــاهــنــشــاهــی ️
24.4K subscribers
55.3K photos
50.1K videos
359 files
9.65K links
ما گر زسر بریده میترسیدیم

درمحفل عاشقان نمیرقصیدیم

لینک گروه

https://t.me/+Ts5ShPmJhihlQWk3

https://t.me/joinchat/AAAAAE7OUoQG1yPRXHRTxg

https://instagram.com/guard_shahanshahi

تماس
@Amirashkanam
Download Telegram
Forwarded from اَشو
🔹 پاسخ به منتقدان: استدلال شاه در باب حق حاکمیت ملی و بی‌طرفی دوران گذار


در منظومه پیچیده گذار سیاسی ایران، گاه کوچکترین تفاوت‌ها در تعاریف حقوقی می‌تواند به بزرگترین شکاف‌ها در اتحاد نیروهای مخالف بدل شود. یکی از محوری‌ترین و گمراه‌کننده‌ترین مناقشاتی که علیه شاه رضا پهلوی مطرح می‌شود، این ادعاست که ایشان به آرمان پادشاهی‌خواهان بی‌اعتنا هستند، زیرا با انحصار قانون اساسی مشروطه به عنوان تنها سند حاکم بر دوران گذار مخالفت می‌کنند.

این برداشت، نه تنها ساده‌انگارانه است، بلکه درک عمقی از التزام شاه به دموکراسی و حق حاکمیت ملی را نادیده می‌گیرد.

❗️ برخلاف آنچه بدخواهان القا می‌کنند، شاه رضا پهلوی بیشترین توجه و اعتبار را برای پایگاه مردمی پادشاهی‌خواهان قائل هستند. این اعتقاد ریشه در این باور راسخ دارد که اکثریت مردم ایران، در یک فرآیند آزاد و شفاف، بار دیگر نظام پادشاهی مشروطه را به عنوان بهترین چارچوب حکمرانی برای ایران آینده انتخاب خواهند کرد.

این باور، نه‌تنها یک امید، بلکه یک یقین استراتژیک است که نیازی به تضمین ساختاری پیش از موعد ندارد.

باید صریح بود: قانون اساسی مشروطه، سندی الهام‌گرفته از اراده تاریخی ملت ایران در مبارزه با استبداد است، اما ستون فقرات و جوهر محتوایی آن، به طور مطلق بر نهاد پادشاهی استوار است.

این امر در تمامی مواد و فصول آن مشهود است.

پرسش بنیادین، یک چالش منطقی و حقوقی است: تصور کنید ما با این فرض که پادشاهی اکثریت جامعه را دارد، قانون اساسی مشروطه را به عنوان مرجع حقوقی دوره گذار می‌پذیریم. اما چه می‌شود اگر، در کمال دموکراتیک، نتیجه انتخابات آزاد و فرآیندی که خود مدعی بی‌طرفی آن هستیم، یک درصد حکایت از انتخاب جمهوری یا نظامی متفاوت کند؟

در این سناریو، قانون اساسی مشروطه‌ای که تماما ً بر اساس پیش‌فرض پادشاهی طراحی شده است، عملا اعتبار خود را از دست می‌دهد و کل فرآیند در خلا قانونی و تشنج فرو می‌رود.

کسانی که بدون قید و شرط خواستار اعمال قانون اساسی مشروطه در دوره گذار هستند، ناخواسته در دام این پارادوکس می‌افتند.

آن‌ها با این اصرار، در واقع، بر این نکته چشم می‌پوشند که بی‌طرفی مطلق در دوره گذار، مستلزم یک سند حقوقی است که صرفا تنظیم‌کننده اصول برگزاری انتخابات آزاد، تضمین‌کننده حقوق مدنی و ناظر بر فرآیند انتقال قدرت باشد؛ نه سندی که خود، ساختار نهایی حکومت را از پیش تعیین کرده باشد.

اتهام خیانت یا کم‌توجهی به پادشاهی‌خواهان، تلاشی مذبوحانه برای تخریب رهبری‌ ای است که بزرگترین خدمت را به آرمان پادشاهی می‌کند: اعتماد به مردم.

شاه رضا پهلوی نه تنها به پادشاهی‌خواهی باور دارد، بلکه با رد تحمیل قانون اساسی مشروطه در دوره گذار، دقیقا نشان می‌دهد که به رای اکثریت مردم ایران ایمان دارد. او می‌داند که در رقابتی آزاد، اکثریت قاطع مردم، همان‌گونه که در بطن جامعه ایران نهفته است، نظام پادشاهی مشروطه را بر خواهند گزید.


و قص علی هذا ، این گله‌ها و تخریب‌ها تنها از سر عدم فهم این تمایز ظریف میان آرمان نهایی و ابزار موقت گذار است.

وظیفه فعالان سیاسی در این مقطع، باور به اکثریت خویش و تلاش برای تضمین یک انتخابات آزاد است، نه ایجاد تفرقه بر سر چارچوبی که اگر به اجبار پذیرفته شود، خود به بزرگترین مانع برای مشروعیت‌بخشی نهایی به پیروزی پادشاهی‌خواهان تبدیل خواهد شد. شاه رضا پهلوی به قدرت مردم ایران باور دارند و این باور، خود، بزرگترین ضمانت برای آینده پادشاهی مشروطه است.

اصرار بر حاکمیت این قانون در دوره گذار، عملا به معنای بستن راه انتخاب آزاد مردم است و با روح دموکراتیک مورد ادعای ما در تضاد قرار می‌گیرد.

این موضع شاه، نه تنها نشانه‌ای از کم‌توجهی نیست، بلکه در واقع، عالی‌ترین سطح احترام به آرمان پادشاهی‌خواهی و اعتماد کامل به خواست ملت است. ایشان باور دارند که اکثریت قاطع مردم ایران خواهان پادشاهی هستند و برای تضمین این پیروزی، نیازی به تحمیل چارچوب حقوقی جانبدارانه در دوره گذار نیست. شاه با اصرار بر سندی بی‌طرف برای دوره گذار—سندی که تنها ناظر بر آزادی‌های مدنی و سازوکار برگزاری انتخابات آزاد باشد— عملا بر یک اصل بنیادین دموکراسی تاکید می‌ورزند. بنابراین، تخریب‌ها و گله‌هایی که از سر سوءتفاهم صورت می‌گیرد، باید متوقف شود. شاه رضا پهلوی به قدرت مردم باور کامل دارند و مسیرشان، تثبیت مشروعیت پادشاهی از طریق رای آزاد و قاطع مردم ایران است، نه از طریق ابزارهای حقوقی که بی‌طرفی مسیر را خدشه‌دار کنند.

#اشو

بازم کویره که،همه جویده جنس
نعشه کل صحنه جوری خالتور جمیله جر
ته رویاشون اینه بشن تو جریده ذکر...


من میگم قانون اساسی مشروطه نه! چرا؟ دوباره بخونید و اندکی تفکر ...


جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
76👎5😁2
Forwarded from اَشو
🔹مارپله یا مهندسی سقوط؟ چرا سکوت ایران، قوی‌ترین فرماندهی است.


در منظومه پیچیده تحولات سیاسی، پرسشی مکرر و همیشگی از سوی ناظران داخلی و خارجی مطرح می‌شود: چرا مردم ایران در برهه‌ای از زمان، سکوت اختیار کرده‌اند و اعتراضات ساختارشکنانه عمومی فروکش کرده است؟

❗️پاسخ به این پرسش، نه در حوزه بی‌تفاوتی و نه در فقدان غیرت ملی، که در فهم عمیق اصول استراتژی یک تغییر بنیادین نهفته است.

جایی که تلاطم لحظه‌ای به نادرست به عنوان پیشروی تعبیر می‌شود، سکوت کنونی مردم ایران یک پرده نمایشی نیست، بلکه توقف تاکتیکی قبل از حمله نهایی است. این سکوت، نه برآمده از فقدان غیرت ملی، بلکه نشانه درکی عمیق است از اینکه تغییر رژیم، برخلاف تصور خام کودکانه‌، بازی مارپله نیست که با یک حرکت ناپخته به عقب پرتاب شویم و همه دستاوردها به باد رود. ساختار قدرت موجود، یک دژ است که تنها با مهندسی دقیق و نه با هیجانات آنی فرومی‌پاشد.

ادامه این روند مستلزم پذیرش این حقیقت است که جرقه اعتراضات خودجوش در این مقطع، عملا خودکشی جمعی است. ساختار اشرافیت اطلاعاتی و امنیتی رژیم، هرگونه اقدام مبتنی بر احساسات را پیش‌بینی و خنثی می‌کند. لذا، این جرقه باید به صورت مهندسی‌شده از مرکز قدرت نشأت بگیرد؛ یعنی از طریق نفوذی‌های درون رژیم که در حساس‌ترین نقاط نظامی، اطلاعاتی و سیاسی جایگذاری شده‌اند.


در این میان، موقعیت رضا شاه دوم در کانون این استراتژی قرار می‌گیرد.

برقراری ارتباط با نیروهای رده بالای نظامی، اطلاعاتی و سیاسی کشور، صرفا یک ادعا نیست؛ بلکه گزارش پیشرفت یک عملیات استراتژیک پیچیده است که در حال حاضر در مرحله حیاتی راستی‌آزمایی به سر می‌برد. این راستی‌آزمایی، عملیاتی است که به واسطه ماهیت امنیتی‌اش، مستلزم گذر زمان و دقت مضاعف است.

بنابراین، کلید اصلی رهایی در توافق (یا همان هماهنگی استراتژیک دقیق) میان این نیروهای ریزشی رده بالا و شخص رضا شاه دوم نهفته است. این هم‌سویی ساختاری، همان عاملی است که باید پیش از زده شدن جرقه، به سرانجام برسد. هدف این هماهنگی، جلوگیری از وقوع بحران‌های پس از سقوط است؛ یعنی ممانعت از آن فاز مهلک بی‌ثباتی که می‌تواند کشور را به سوی هرج و مرج بکشاند.

وقتی این چیدمان تکمیل شد، آنگاه فرمان آغاز حرکت صادر خواهد شد.

در این تحلیل، جایگاه شاه رضا پهلوی، نقشی محوری ایفا می‌کند. شواهد حاکی از آن است که استراتژی فعلی بر محور ارتباطات عمیق و محرمانه با بدنه تصمیم‌ساز و اجرایی کلیدی جمهوری اسلامی بنا شده است. اشاره به روند "راستی‌آزمایی" با نیروهای رده بالا در ارکان نظامی، اطلاعاتی و سیاسی، نشان‌دهنده یک رویکرد احتیاطی و مبتنی بر واقعیت‌سنجی دقیق است. این فرآیند، که به ناچار زمان‌بر است، صرفا یک مذاکره سیاسی نیست؛ بلکه یک برآورد امنیتی و استراتژیک است تا اطمینان حاصل شود که بخش اعظم نیروهای مسلح و امنیتی در لحظه تغییر، موضع بی‌طرفی یا همراهی خواهند گرفت و همگرایی میان نیروهای ناراضی و ساختارهای اجرایی برای جلوگیری از فروپاشی کامل و ورود کشور به فاز بی‌ثباتی مطلق در دوران گذار، تضمین گردد.

زد و بند یا همان هماهنگی نهایی میان نیروهای ریزشی در رده‌های حساس و شاه رضا پهلوی، ضامن این است که وقتی جرقه زده شد، رژیم نه تنها سرنگون شود، بلکه زمینه برای استقرار یک نظم جدید فراهم باشد.

مردم ایران بی‌تردید ملتی غیور و صاحب غیرت هستند. سکوت فعلی، لزوما به معنای رضایت یا تسلیم نیست؛ بلکه به معنای درک این واقعیت است که بهترین راه برای پیروزی قطعی، نه انفجار آنی، بلکه یک انسجام استراتژیک برنامه‌ریزی شده است. صبر مورد نیاز، صبر انفعالی نیست؛ بلکه صبری فعالانه است که مبتنی بر اعتماد به یک استراتژی مدون است که در حال طی مراحل پیچیده و زمان‌بر خود می‌باشد. هنگامی که تمام محاسبات فنی و سیاسی به نتیجه برسد و نیروهای کلیدی در موقعیت مورد نظر قرار گیرند، آنگاه نفوذی‌های داخلی، فرمان شکستن سکوت و زدن جرقه نهایی را دریافت خواهند کرد. در آن لحظه، پرونده جمهوری اسلامی نه به دلیل جنبش لحظه‌ای، بلکه در نتیجه اجرای دقیق یک عملیات استراتژیک بلندمدت بسته خواهد شد.
 

لحظه موعود فرا خواهد رسید؛ آنگاه که تلاقی موفقیت‌آمیز تمام متغیرهای از پیش تعیین‌شده در چارچوب استراتژی بی‌نقص رضا شاه دوم به کمال برسد، آنگاه خواهد بود که نفوذی های درونی، فرمان عملیاتی را برای زدن جرقه فروپاشی نهایی صادر خواهند کرد و فصل جمهوری اسلامی با قاطعیت و بدون هیچ جایگزینی برای بازگشت، بسته خواهد شد.

#اشو


اکنون زمان اعتماد به استراتژی  رضا شاه دوم است تا با یک حرکت حساب‌شده و کوبنده، پرونده جمهوری اسلامی نه با شعار، بلکه با یک فروپاشی ساختاری کامل، بسته شود.

جوین شو کانال خودت هموطن👇❤️:

https://t.me/ASHOOZA
👍6611🕊11👎5