پرت کردن میان گرگها 👇👇👇👇👇👇👇
این یکی از شیوه هایی بود که سازمان اطلاعاتی و امنیتی #شوروی (کا.گ.ب) برای از بین بردن روشنفکران ، نویسندگان و آزادیخواهان آن کشور اختراع کرد . در این شیوه هیچ نیازی به احضار و دستگیری و بازجویی و شکنجه و زندان و کشتن روشنفکران و اهل قلم نبود . بلکه به شکلی غیر مستقیم و نامریی ، در زندگی آنها رخنه می کردند و برایشان گرفتاری ها و مشکلات و سختی ها، بن بست ها، یاس ها، نا امیدی ها بدبختی های شدید و پی در پی مالی، شخصی و شغلی، روحی و روانی و عاطفی و خانوادگی می ساختند و دشمنان شخصی و شاکی های خصوصی می تراشیدند .
در چنان شرایطی ، فرد مورد نظر بقدری در میان مشکلات و بیچارگی هایش محاصره میشد که دیگر کاری به کار حکومت، شعر، سیاست، فرهنگ، ادبیات، هنر و هرآنچه در جامعه می گذشت نداشت و آنچنان زیر بار رنج ها و مصیبت های فردی و خانوادگی اش قرار میگرفت که نهایتا" یا دیوانه میشد ، یا خودکشی میکرد ، یا فرار میکرد ، و یا افسرده و روانپریش میشد و گوشه نشین می گشت. بهرحال به یک طریقی له میشد و از بین میرفت.
در سازمان کا.گ.ب به این مشکلات و بدبختی های شخصی می گفتند گرگها . گرگها هایی که هر انسان شریف و روشنفکر و اهل قلمی را از دنیای گفتن و نوشتن و تفکر و اندیشه به جهنمی از فقر و بیکاری و ناامیدی و فلاکت و تنهایی و روانپریشی و راهروهای دادگاه های عمومی و طلبکارهای بی رحم و عشق های شکست خورده و شاکیان وقیح و رذل شخصی و تحقیرهای مدام می کشاندند و نهایتا" او را محاصرهء خود گرفته و تکه پاره می کردند ؛ شیوه "پرت کردن میان گرگها" بقدری کارایی داشت و با چنان دقت و سرعتی جواب میداد که سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی کشورها نیز آنرا بکار گرفتند و همچنان با علاقهء بسیار بکار می گیرند .
پرت کردن میان گرگها ، یعنی حذف کردن و سربه نیست کردن #روشنفکران و آزادیخواهان و دیگر نویسندگان و اذهان پرسشگر و وجدان های بیدار و مردان شریف جامعه ، بی هیچ زحمت و هزینه و دردسری برای حکومتها ... .
@iranvatanmast⭐️
این یکی از شیوه هایی بود که سازمان اطلاعاتی و امنیتی #شوروی (کا.گ.ب) برای از بین بردن روشنفکران ، نویسندگان و آزادیخواهان آن کشور اختراع کرد . در این شیوه هیچ نیازی به احضار و دستگیری و بازجویی و شکنجه و زندان و کشتن روشنفکران و اهل قلم نبود . بلکه به شکلی غیر مستقیم و نامریی ، در زندگی آنها رخنه می کردند و برایشان گرفتاری ها و مشکلات و سختی ها، بن بست ها، یاس ها، نا امیدی ها بدبختی های شدید و پی در پی مالی، شخصی و شغلی، روحی و روانی و عاطفی و خانوادگی می ساختند و دشمنان شخصی و شاکی های خصوصی می تراشیدند .
در چنان شرایطی ، فرد مورد نظر بقدری در میان مشکلات و بیچارگی هایش محاصره میشد که دیگر کاری به کار حکومت، شعر، سیاست، فرهنگ، ادبیات، هنر و هرآنچه در جامعه می گذشت نداشت و آنچنان زیر بار رنج ها و مصیبت های فردی و خانوادگی اش قرار میگرفت که نهایتا" یا دیوانه میشد ، یا خودکشی میکرد ، یا فرار میکرد ، و یا افسرده و روانپریش میشد و گوشه نشین می گشت. بهرحال به یک طریقی له میشد و از بین میرفت.
در سازمان کا.گ.ب به این مشکلات و بدبختی های شخصی می گفتند گرگها . گرگها هایی که هر انسان شریف و روشنفکر و اهل قلمی را از دنیای گفتن و نوشتن و تفکر و اندیشه به جهنمی از فقر و بیکاری و ناامیدی و فلاکت و تنهایی و روانپریشی و راهروهای دادگاه های عمومی و طلبکارهای بی رحم و عشق های شکست خورده و شاکیان وقیح و رذل شخصی و تحقیرهای مدام می کشاندند و نهایتا" او را محاصرهء خود گرفته و تکه پاره می کردند ؛ شیوه "پرت کردن میان گرگها" بقدری کارایی داشت و با چنان دقت و سرعتی جواب میداد که سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی کشورها نیز آنرا بکار گرفتند و همچنان با علاقهء بسیار بکار می گیرند .
پرت کردن میان گرگها ، یعنی حذف کردن و سربه نیست کردن #روشنفکران و آزادیخواهان و دیگر نویسندگان و اذهان پرسشگر و وجدان های بیدار و مردان شریف جامعه ، بی هیچ زحمت و هزینه و دردسری برای حکومتها ... .
@iranvatanmast⭐️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚜روشنفکران واقعی جامعه در سال ۵۷ همان کسانی بودند که در اوج توحش شورشیان کثیف ۵۷ با شجاعت به خیابان آمدند و شعار #جاوید_شاه سر دادند.
روشنفکر واقعی همان زن سنتی بود که به خیابان آمد و با همان چادر گلدار خود و چشمان پر از اشک فریاد زد من شاه رو میخوام این عمامه ای ها ما رو بیچاره میکنند.
اینها در واقع #روشنفکران_حقیقی ایران در آن دوره بودند نه کسانی که با حرص و طمع خود یک کشور چند هزار ساله را به اینجا کشاندند.
@gurd_shah
روشنفکر واقعی همان زن سنتی بود که به خیابان آمد و با همان چادر گلدار خود و چشمان پر از اشک فریاد زد من شاه رو میخوام این عمامه ای ها ما رو بیچاره میکنند.
اینها در واقع #روشنفکران_حقیقی ایران در آن دوره بودند نه کسانی که با حرص و طمع خود یک کشور چند هزار ساله را به اینجا کشاندند.
@gurd_shah
🔰گویا مشروطیت آمد تا از همان اول دموکراسی را برای کسانی که هنوز دست راست را از دست چپ تشخیص نمیدادند محقق کند!
✴️آقایان #روشنفکران بیسوادببینید!
از زمان فتح انگلستان توسط ویلیام فاتح و در نتیجه اقدامات او که منجر به قلمروی سامانیافته با بارونهای بسیار ضعیف اما پادشاهی مقتدر بود تا زمانی که منشور مگناکارتا مورد تأیید پادشاه قرار گرفت که طی آن قدرت پادشاه حفظ شد تا سلطنت ادوارد اول و سوم و از آنجا تا ۱۶۸۸، مسئله نهاد سلطنت دادن آزادی و دموکراسی نبود! منشورکبیر هم که پادشاه آن را اعطاء کرداز یک وجه واکنشی به بارونهایی بود که خواستند سهمی از قدرت سازمانیافته به دست آورند همچنین تعیین تکلیف وضعیت مالیات و..
⭕️این را باید کوبید به مغز روشنفکران که انتظار داشتند رضاشاه و محمدرضاشاه پهلوی طی یک شب به آنها دموکراسی بدهند که انگلستان برای تحقق آن حدأقل ۶۰۰ سال زمان صرف کرده بود.
💠آن دو پادشاه درحق کسانیکه اکنون سواره و آنها پیاده هستند بسیار لطف کردند که وضعیت سگی زندگی ویران قاجاریشان را از ۱۹۵ دلار درآمد سالانه به۲۰۰۰ دلار رساندند!
📍دو هزار دلار را باختند، با دموکراسیشان در چه حالی هستند؟
@gurd_shah
✴️آقایان #روشنفکران بیسوادببینید!
از زمان فتح انگلستان توسط ویلیام فاتح و در نتیجه اقدامات او که منجر به قلمروی سامانیافته با بارونهای بسیار ضعیف اما پادشاهی مقتدر بود تا زمانی که منشور مگناکارتا مورد تأیید پادشاه قرار گرفت که طی آن قدرت پادشاه حفظ شد تا سلطنت ادوارد اول و سوم و از آنجا تا ۱۶۸۸، مسئله نهاد سلطنت دادن آزادی و دموکراسی نبود! منشورکبیر هم که پادشاه آن را اعطاء کرداز یک وجه واکنشی به بارونهایی بود که خواستند سهمی از قدرت سازمانیافته به دست آورند همچنین تعیین تکلیف وضعیت مالیات و..
⭕️این را باید کوبید به مغز روشنفکران که انتظار داشتند رضاشاه و محمدرضاشاه پهلوی طی یک شب به آنها دموکراسی بدهند که انگلستان برای تحقق آن حدأقل ۶۰۰ سال زمان صرف کرده بود.
💠آن دو پادشاه درحق کسانیکه اکنون سواره و آنها پیاده هستند بسیار لطف کردند که وضعیت سگی زندگی ویران قاجاریشان را از ۱۹۵ دلار درآمد سالانه به۲۰۰۰ دلار رساندند!
📍دو هزار دلار را باختند، با دموکراسیشان در چه حالی هستند؟
@gurd_shah
از قبل...
ابتدا ۵۰۰ نفر و روز بعد ۱۲۰۰ نفر تا روز بیستم جمعیت متحصنین نزدیک به هجده هزارنفر میرسد . جمعیت مردم بحدی زیاد بود که دورتادور سفارت انگلیس مملو از جمعیت بود و در این میان سفارت انگلیس تمامی مخارج آن بخصوص خوراک روزانه را نیز تهیه مینمود و هر روز با دربار مظفرالدین شاه نیز رایزنی های متعددی داشت
علت حمایت انگلیس در ادامه بازگو خواهد شد.
سفیر انگلیس در ایران که با روشنفکران ایرانی در ارتباط بود باید موضوع اساسی را مطرح میکردند و آن درخواست #مشروطه بود
تا اینکه با سفارت انگلیس با روحانیون معترض یعنی بهبهانی و طباطبایی به مذاکره پرداختند و اعلام کردند که اگر صرفا صحبت از عدالتخانه شود ممکن است پس از گذشت مدت کوتاهی ، شاه دستور به انحلال آن دهد.
روحانیون چاره دیگری خواستند که برای اولین بار و پس از گذشت دوهفته از اعتراض ، سفیر انگلیس گفت که به دربار و مردم بگویید که حکومت مشروطه میخواهیم تا اختیارات و وضع قوانین توسط مجلس که نمایندگان آن منتخب مردم است ، بصورت قانون تصویب شود .
پس از رایزنی های مختلف بین روحانیون و بازاریان ، خواسته اصلی به مردم اعلام میشود و دربار و دولت نیز با خواسته جدیدی مواجه میشوند و انگلیس نیز با اعمال فشار مضاعف جهت مشخص شدن تکلیف معترضین در سفارتش ، با خواسته آنها موافقت میشود
دلایلی که باعث شد حکومت مشروطه به وقوع بپيوندد :
زمینه های اقتصادی و سیاسی :
1_ جدا شدن سرزمین های بسیاری از کشور
2_ امتیاز هایی که حکومت قاجار به روسیه و انگلستان می داد
3_ تسلط بیگانگان بر منابع و ثروت اقتصادی کشور
4_ ضربه ی شدید به صنعت بازرگانی و کشاورزی
5_ گسترش بیکاری در سطح کشور
6_ شدت فقر به خاطر بی رحمی و سخت گیری ماموران مالیاتی
زمینه ی فکری و فرهنگی : #داخلی و #خارجی
#داخلی : آموزه های اسلام و مذهب شیعه که مردم رو به مبارزه و تلاش برای برقراری عدالت تشویق می کرد
#خارجی : آشنایی ایران با افکار و دستاورد های تمدن اروپا
#روشنفکران ؛
عده ای از ایرانیان تحصیل کرده اروپا و دارالفنون که به این نتیجه رسیدند که ایران با داشتن حکومت مشروطه می تواند در مسیر پیشرفت قرار بگیرد روشنفکران نام داشتند .این افراد تلاش کردند که با کتاب مردم رو با حکومت مشروطه آشنا کنند و معایب حکومت استبدادی رو برای مردم بازگو کنند از جمله این افراد جلال الدین و میرزا حسن خان بودند .
ابتدا ۵۰۰ نفر و روز بعد ۱۲۰۰ نفر تا روز بیستم جمعیت متحصنین نزدیک به هجده هزارنفر میرسد . جمعیت مردم بحدی زیاد بود که دورتادور سفارت انگلیس مملو از جمعیت بود و در این میان سفارت انگلیس تمامی مخارج آن بخصوص خوراک روزانه را نیز تهیه مینمود و هر روز با دربار مظفرالدین شاه نیز رایزنی های متعددی داشت
علت حمایت انگلیس در ادامه بازگو خواهد شد.
سفیر انگلیس در ایران که با روشنفکران ایرانی در ارتباط بود باید موضوع اساسی را مطرح میکردند و آن درخواست #مشروطه بود
تا اینکه با سفارت انگلیس با روحانیون معترض یعنی بهبهانی و طباطبایی به مذاکره پرداختند و اعلام کردند که اگر صرفا صحبت از عدالتخانه شود ممکن است پس از گذشت مدت کوتاهی ، شاه دستور به انحلال آن دهد.
روحانیون چاره دیگری خواستند که برای اولین بار و پس از گذشت دوهفته از اعتراض ، سفیر انگلیس گفت که به دربار و مردم بگویید که حکومت مشروطه میخواهیم تا اختیارات و وضع قوانین توسط مجلس که نمایندگان آن منتخب مردم است ، بصورت قانون تصویب شود .
پس از رایزنی های مختلف بین روحانیون و بازاریان ، خواسته اصلی به مردم اعلام میشود و دربار و دولت نیز با خواسته جدیدی مواجه میشوند و انگلیس نیز با اعمال فشار مضاعف جهت مشخص شدن تکلیف معترضین در سفارتش ، با خواسته آنها موافقت میشود
دلایلی که باعث شد حکومت مشروطه به وقوع بپيوندد :
زمینه های اقتصادی و سیاسی :
1_ جدا شدن سرزمین های بسیاری از کشور
2_ امتیاز هایی که حکومت قاجار به روسیه و انگلستان می داد
3_ تسلط بیگانگان بر منابع و ثروت اقتصادی کشور
4_ ضربه ی شدید به صنعت بازرگانی و کشاورزی
5_ گسترش بیکاری در سطح کشور
6_ شدت فقر به خاطر بی رحمی و سخت گیری ماموران مالیاتی
زمینه ی فکری و فرهنگی : #داخلی و #خارجی
#داخلی : آموزه های اسلام و مذهب شیعه که مردم رو به مبارزه و تلاش برای برقراری عدالت تشویق می کرد
#خارجی : آشنایی ایران با افکار و دستاورد های تمدن اروپا
#روشنفکران ؛
عده ای از ایرانیان تحصیل کرده اروپا و دارالفنون که به این نتیجه رسیدند که ایران با داشتن حکومت مشروطه می تواند در مسیر پیشرفت قرار بگیرد روشنفکران نام داشتند .این افراد تلاش کردند که با کتاب مردم رو با حکومت مشروطه آشنا کنند و معایب حکومت استبدادی رو برای مردم بازگو کنند از جمله این افراد جلال الدین و میرزا حسن خان بودند .