Forwarded from کوبه
معماری و هویت فرهنگی.pdf
688.1 KB
متن کامل سمینار «معماری و هویت فرهنگی: یک خوانش روانکاوانه»؛ دکتر عبداله کریمزاده
تبدیل صوت به متن: ندا عباسی ملکی
تبدیل صوت به متن: ندا عباسی ملکی
پخش و بررسی مستند میدان بیحصار
۲۴بهمنماه۱۳۹۵
#نشست #مستند #فیلم #میدان_توپخانه #مهرداد_زاهدیان
@Anjoman_Motaleat
۲۴بهمنماه۱۳۹۵
#نشست #مستند #فیلم #میدان_توپخانه #مهرداد_زاهدیان
@Anjoman_Motaleat
انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران
پخش و بررسی مستند میدان بیحصار ۲۴بهمنماه۱۳۹۵ #نشست #مستند #فیلم #میدان_توپخانه #مهرداد_زاهدیان @Anjoman_Motaleat
میدان بیحصار
این مستند دربارۀ تاریخچۀ #میدان_توپخانه است، اما ایدۀ اصلی نگارش آن صرفأ از تاریخچۀ این میدان شکل نگرفته، بلکه مثل فیلم «فیل» ساختۀ گاس ونسنت، فیلمی با تقطیع زمانی، ایدۀ اصلی ساخت مستند «میدان بیحصار» را فراهم آورده است. مستند «میدان بیحصار» مخاطب را با یک شکست زمانی مواجه کرده و با یک وقایع تاریخی به آن نگاه میکند. تجربه ثابت کرده است که این نوع آغاز خوب جواب داده و نتیجۀ آن علاقهمندی مخاطب به تماشا و دنبال کردن فیلم است.
(مهرداد زاهدیان، اردیبهشت۱۳۹۳، درسگفتارهای روش تحقیق در سینمای مستند، منتشرشده در پایگاه خبریتحلیلی سینمای تجربی)
—— موضوع ساخت مستندی دربارۀ میدان توپخانه از کجا برایتان شکل گرفت؟
- موضوع به من سفارش شد. من هم روی آن تعمق کردم و دیدم که ظرفیت لازم را برای یک فیلم خوب دارد. امروزه متأسفانه میدان توپخانه فاقد هرگونه هویت است و به یک پاساژ تبدیل شده؛ میدانی که صبحبهصبح مردم میآیند و از آنجا به نقاط دیگر شهر توزیع می شوند. در نتیجه باید ظرفیتهای دیگری هم از میدان مورد مطالعه قرار میگرفت. من کار سختی را برای جمعآوری منابع تصویری متعدد شروع کردم...
—— یعنی با همان نگاه به تاریخ، این میدان مورد بررسی قرار گرفت؟
- بله، کاملا درست است. در اصل فکر نکردم که این فیلمی است دربارۀ میدان توپخانه. من درواقع داشتم به انسان معاصر نگاه میکردم؛ که مصداق تصویریاش میشد میدان توپخانه. جستوجو بر همین اساس آغاز شد. اطلاعاتی را باید جمع میکردم که میدان چه سرنوشتی داشته، چه اتفاقاتی در آن افتاده. این ها باید کنار هم گرد میآمدند و مورد تحلیل قرار میگرفتند.
(گفتوگوی امیرحسین ثنائی با مهرداد زاهدیان، منتشرشده در وبسایت انسانشناسی و فرهنگ)
تم فیلم میدان بیحصار به یاد آوردن و فراموشی است. حدود شانزده سال پیش در سفری به تختِجمشید برای تهیۀ فیلم مستند، دقتی که در نقوش و شیوۀ طراحی و معماری وسازههای بهکاربردهشده وجود داشت، بهنظرم بسیار غریب بود. من هیچ سنخیتی میان خود و این فضای معماری حس نمیکردم. احساس میکردم اینها را آدمهای دیگری ساختهاند، چه بهلحاظ ساخت جزئیات و چه از نظر نگاهی که به جهانبینی خود داشتند، متناسب با من نیستند. شاید میان دورۀ هخامنشی و امروز سالهای بسیاری فاصله باشد اما گمان من این است که شاید نسل جدید ما خیلی با فضایی شبیه معماری باغ فین، احساس نزدیکی نکند. با اتفاقاتی که در تهران افتاده بهنظر میرسد حافظۀ خود را از دست دادهایم! و گویا هیچ خاطرهای در فضاهای شهری نداریم. بیشتر فضاهای شهری، تنها مکان عبوری هستند و از آنها میگذریم و گویا فضاها پاک شده است. بهنظر می رسد این موضوع چه بهلحاظ نگاه حاکمیت شهر و کسانی که وظیفهشان حفظ و پایداری شهر است و چه بهلحاظ شهروندان شهر یک نقصان است و ما تنها در جهت فراموشی حرکت میکنیم. بهمرور دچار آلزایمر می شویم.
(سخنرانی مهرداد زاهدیان در «شب میدان توپخانه» از مجموعه شبهای بخارا)
فیلم در تونل مترو آغاز میشود، در پی چند پلان از زوایای مختلف ترن به ایستگاه نزدیک میشود، سپس دوربین در قالب راوی فیلم، از تونل مترو به سمت بیرون، یعنی میدان توپخانه میآید؛ و صدای نشستهبرتصویر از اعدام شیخ فضلالله نوری در همین محل میگوید. از همین ابتدا، نکات ظریف و گلایهبرانگیز در فیلم شروع میشود؛ گفتار متن در فیلم از اعدام شیخ فضلالله نوری سخن میراند؛ ولی در محل اعدام به جای نشان یا یادبودی از شیخ، امروزه این ایستگاه مترو است که نشان میدان شده است. با این نوع شروع، کارگردان تکلیفش را با بیننده روشن میکند: فیلم فقط در مورد بناهای معماری موجود در میدان توپخانه نیست؛ مسائل سیاسی و اجتماعی در کنار معماری قرار است مورد بررسی قرار بگیرند. چرا که میدان در دهههای مختلف، محلی بوده برای اجتماعات گوناگون، در اعتراضات سیاسی و غیره...
(تحلیلی بر مستند میدان بیحصار، شهلا تاجیک، وبلاگ «در فیلمنوشت ایران»)
@Anjoman_Motaleat
این مستند دربارۀ تاریخچۀ #میدان_توپخانه است، اما ایدۀ اصلی نگارش آن صرفأ از تاریخچۀ این میدان شکل نگرفته، بلکه مثل فیلم «فیل» ساختۀ گاس ونسنت، فیلمی با تقطیع زمانی، ایدۀ اصلی ساخت مستند «میدان بیحصار» را فراهم آورده است. مستند «میدان بیحصار» مخاطب را با یک شکست زمانی مواجه کرده و با یک وقایع تاریخی به آن نگاه میکند. تجربه ثابت کرده است که این نوع آغاز خوب جواب داده و نتیجۀ آن علاقهمندی مخاطب به تماشا و دنبال کردن فیلم است.
(مهرداد زاهدیان، اردیبهشت۱۳۹۳، درسگفتارهای روش تحقیق در سینمای مستند، منتشرشده در پایگاه خبریتحلیلی سینمای تجربی)
—— موضوع ساخت مستندی دربارۀ میدان توپخانه از کجا برایتان شکل گرفت؟
- موضوع به من سفارش شد. من هم روی آن تعمق کردم و دیدم که ظرفیت لازم را برای یک فیلم خوب دارد. امروزه متأسفانه میدان توپخانه فاقد هرگونه هویت است و به یک پاساژ تبدیل شده؛ میدانی که صبحبهصبح مردم میآیند و از آنجا به نقاط دیگر شهر توزیع می شوند. در نتیجه باید ظرفیتهای دیگری هم از میدان مورد مطالعه قرار میگرفت. من کار سختی را برای جمعآوری منابع تصویری متعدد شروع کردم...
—— یعنی با همان نگاه به تاریخ، این میدان مورد بررسی قرار گرفت؟
- بله، کاملا درست است. در اصل فکر نکردم که این فیلمی است دربارۀ میدان توپخانه. من درواقع داشتم به انسان معاصر نگاه میکردم؛ که مصداق تصویریاش میشد میدان توپخانه. جستوجو بر همین اساس آغاز شد. اطلاعاتی را باید جمع میکردم که میدان چه سرنوشتی داشته، چه اتفاقاتی در آن افتاده. این ها باید کنار هم گرد میآمدند و مورد تحلیل قرار میگرفتند.
(گفتوگوی امیرحسین ثنائی با مهرداد زاهدیان، منتشرشده در وبسایت انسانشناسی و فرهنگ)
تم فیلم میدان بیحصار به یاد آوردن و فراموشی است. حدود شانزده سال پیش در سفری به تختِجمشید برای تهیۀ فیلم مستند، دقتی که در نقوش و شیوۀ طراحی و معماری وسازههای بهکاربردهشده وجود داشت، بهنظرم بسیار غریب بود. من هیچ سنخیتی میان خود و این فضای معماری حس نمیکردم. احساس میکردم اینها را آدمهای دیگری ساختهاند، چه بهلحاظ ساخت جزئیات و چه از نظر نگاهی که به جهانبینی خود داشتند، متناسب با من نیستند. شاید میان دورۀ هخامنشی و امروز سالهای بسیاری فاصله باشد اما گمان من این است که شاید نسل جدید ما خیلی با فضایی شبیه معماری باغ فین، احساس نزدیکی نکند. با اتفاقاتی که در تهران افتاده بهنظر میرسد حافظۀ خود را از دست دادهایم! و گویا هیچ خاطرهای در فضاهای شهری نداریم. بیشتر فضاهای شهری، تنها مکان عبوری هستند و از آنها میگذریم و گویا فضاها پاک شده است. بهنظر می رسد این موضوع چه بهلحاظ نگاه حاکمیت شهر و کسانی که وظیفهشان حفظ و پایداری شهر است و چه بهلحاظ شهروندان شهر یک نقصان است و ما تنها در جهت فراموشی حرکت میکنیم. بهمرور دچار آلزایمر می شویم.
(سخنرانی مهرداد زاهدیان در «شب میدان توپخانه» از مجموعه شبهای بخارا)
فیلم در تونل مترو آغاز میشود، در پی چند پلان از زوایای مختلف ترن به ایستگاه نزدیک میشود، سپس دوربین در قالب راوی فیلم، از تونل مترو به سمت بیرون، یعنی میدان توپخانه میآید؛ و صدای نشستهبرتصویر از اعدام شیخ فضلالله نوری در همین محل میگوید. از همین ابتدا، نکات ظریف و گلایهبرانگیز در فیلم شروع میشود؛ گفتار متن در فیلم از اعدام شیخ فضلالله نوری سخن میراند؛ ولی در محل اعدام به جای نشان یا یادبودی از شیخ، امروزه این ایستگاه مترو است که نشان میدان شده است. با این نوع شروع، کارگردان تکلیفش را با بیننده روشن میکند: فیلم فقط در مورد بناهای معماری موجود در میدان توپخانه نیست؛ مسائل سیاسی و اجتماعی در کنار معماری قرار است مورد بررسی قرار بگیرند. چرا که میدان در دهههای مختلف، محلی بوده برای اجتماعات گوناگون، در اعتراضات سیاسی و غیره...
(تحلیلی بر مستند میدان بیحصار، شهلا تاجیک، وبلاگ «در فیلمنوشت ایران»)
@Anjoman_Motaleat
Forwarded from کوبه
میدان بیحصار.pdf
1 MB
متن کامل نشست «پخش و بررسی مستند میدان بیحصار، با حضور کارگردان: مهرداد زاهدیان»
بههمراه گفتار فیلم؛
تبدیل صوت به متن: محمد شیخی اینانلو
بههمراه گفتار فیلم؛
تبدیل صوت به متن: محمد شیخی اینانلو
Forwarded from کوبه
دربارهٔ سخنرانی «روانکاوی دیوار»
سعید خاقانی
زیمل در مقالهای تحت عنوان درها و پلها (۱) به خوانش جامعهشناسانهٔ کنترل و گذر از دریچهٔ این دو عنصر معمارانه میپردازد. خوانشی (۲) که در اینجا اتفاق میافتد با خواندن صرف فرق میکند، و نوعی مشارکت نقادانهٔ ذهن در جهان بیرون است. چگونه میتوان خوانشی از معماری روزمره داشت؟
چرخشی بزرگ در زمین هنر اتفاق افتاده است، و آن گذر از «تاریخ هنر» به «مطالعات بصری» (۳) و «فرهنگ بصری» (۴) است؛ نه به معنای فراموش کردن این تاریخ، بلکه به معنای وسیع شدن آن. این یعنی عبور از هنر در چارچوب زیباییشناختی غربی و پسارنسانسی آن، و صحبت در مورد تمام تصاویری که فرهنگ روزمره -نه روزانه- را میسازد.
معماری چه بهرهای از این چرخش برده است؟ معماری هیچگاه هنر زیبا (۵) بهطور اخص نبوده است؛ علیرغم آنکه تاریخ بزرگِ آنْ چنین حکایتی میکند: صحبت در مورد معمار به مثابهٔ هنرمند در معنای رمانتیک آن، طراحی به عنوان یک خلاقیت هنری، و تعریف معماری بهمثابه آنچیزی که در بناهای خاص اتفاق میافتد. با این تعریف بیش از نود درصد محیط ساخته شدهٔ ما واجد ارزش معمارانه نیست و این بدان معناست که ما در مورد بخش بزرگی از محیط خود حرف نمیزنیم، و -بین خودمان بماند- «نمیتوانیم» حرف هم بزنیم؛ چون تئوریهای ما -یعنی دستگاههای تعریفکنندهٔ جهانمان- در همان زمین زیبا اما کوچک کارایی دارند.
در معماری نیز این گذر از بزرگ به روزمره میبایست اتفاق بیفتد. چرا باید فقط در مورد موزهها و برجها صحبت کرد و انباری و گاراژ و پنجره و پشتبام و دیوار را در سکوت بینظری خودشان رها کرد؟ «روانکاوی دیوار» تمرینی برای چنین خوانشی است. دیوار همیشه در کنار گنبد و ایوان ایرانیها بوده است اما کسی نگاهی بدان نینداخته؛ نه واجد تاریخ شده است نه امری زیبا دانسته میشود. اما تاریخ را که بخوانیم، به شهرهایمان که نگاه کنیم، همهجا هست. آیا میشود حرفش را خواند؟ شکل خوانش، زبان آن و موضوعاتی که در آیینهٔ دیوار میخوانیم، هدف این تمرین هستند.
پانوشتها:
(۱) Doors and Bridges
(۲) Reading Into
(۳) Visual Studies
(۴) Visual Culture
(۵) Fine Art
توضیح کوبه: در ادامهٔ نشستهایی که از سوی انجمن علمی مطالعات معماری ایران برگزار میشود، در روز سهشنبه ۲۶ بهمن از ساعت ۱۲ جلسهای بهسخنرانی دکتر سعید خاقانی در سالن کنفرانس باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران برگزار میشود. دکتر سعید خاقانی دانشآموختهٔ معماری از دانشگاه یزد در مقطع ارشد پیوسته و دورهٔ دکتری «مطالعات بصری» از دانشگاه منچستر انگلستان است.
تخصص او تاریخنگاری معماری ایران و جامعهشناسی معماری است و از تألیفات او میتوان به کتاب «معماری اسلامی در ایران: نظریهٔ پساساختارگرایی و تاریخ معماری مساجد ایران» (Tauris, 2012)، مقالهٔ «مفهوم زمان و تصویر مکان: نظری بر باغهای اسلامی» در کتاب «هنر، معماری و فرهنگ مصالح: چشماندازهای نو» به سرویراستاری م.گریوز (Archaeopress, 2012)، مقالهٔ «سفیر هنر: کتیبههای علیرضا عباسی» در کتاب «خوشنویسی در معماری اسلامی؛ فضا، فرم و عملکرد» بهسرویراستاری محمد قاریپور (Edinburgh University Press, 2013)، و کتابهای در دست انتشار «سوژگی و فضا؛ تأملاتی دربارهٔ زندگی روزمرهٔ ایرانیان» (SeanKingstonPublishing) و «انجمن خاقان: تأملاتی دربارهٔ تاریخنگاری معماری ایرانی در دوران فتحعلیشاه» اشاره کرد.
حضور در این جلسه برای علاقهمندان آزاد است.
@Koubeh
سعید خاقانی
زیمل در مقالهای تحت عنوان درها و پلها (۱) به خوانش جامعهشناسانهٔ کنترل و گذر از دریچهٔ این دو عنصر معمارانه میپردازد. خوانشی (۲) که در اینجا اتفاق میافتد با خواندن صرف فرق میکند، و نوعی مشارکت نقادانهٔ ذهن در جهان بیرون است. چگونه میتوان خوانشی از معماری روزمره داشت؟
چرخشی بزرگ در زمین هنر اتفاق افتاده است، و آن گذر از «تاریخ هنر» به «مطالعات بصری» (۳) و «فرهنگ بصری» (۴) است؛ نه به معنای فراموش کردن این تاریخ، بلکه به معنای وسیع شدن آن. این یعنی عبور از هنر در چارچوب زیباییشناختی غربی و پسارنسانسی آن، و صحبت در مورد تمام تصاویری که فرهنگ روزمره -نه روزانه- را میسازد.
معماری چه بهرهای از این چرخش برده است؟ معماری هیچگاه هنر زیبا (۵) بهطور اخص نبوده است؛ علیرغم آنکه تاریخ بزرگِ آنْ چنین حکایتی میکند: صحبت در مورد معمار به مثابهٔ هنرمند در معنای رمانتیک آن، طراحی به عنوان یک خلاقیت هنری، و تعریف معماری بهمثابه آنچیزی که در بناهای خاص اتفاق میافتد. با این تعریف بیش از نود درصد محیط ساخته شدهٔ ما واجد ارزش معمارانه نیست و این بدان معناست که ما در مورد بخش بزرگی از محیط خود حرف نمیزنیم، و -بین خودمان بماند- «نمیتوانیم» حرف هم بزنیم؛ چون تئوریهای ما -یعنی دستگاههای تعریفکنندهٔ جهانمان- در همان زمین زیبا اما کوچک کارایی دارند.
در معماری نیز این گذر از بزرگ به روزمره میبایست اتفاق بیفتد. چرا باید فقط در مورد موزهها و برجها صحبت کرد و انباری و گاراژ و پنجره و پشتبام و دیوار را در سکوت بینظری خودشان رها کرد؟ «روانکاوی دیوار» تمرینی برای چنین خوانشی است. دیوار همیشه در کنار گنبد و ایوان ایرانیها بوده است اما کسی نگاهی بدان نینداخته؛ نه واجد تاریخ شده است نه امری زیبا دانسته میشود. اما تاریخ را که بخوانیم، به شهرهایمان که نگاه کنیم، همهجا هست. آیا میشود حرفش را خواند؟ شکل خوانش، زبان آن و موضوعاتی که در آیینهٔ دیوار میخوانیم، هدف این تمرین هستند.
پانوشتها:
(۱) Doors and Bridges
(۲) Reading Into
(۳) Visual Studies
(۴) Visual Culture
(۵) Fine Art
توضیح کوبه: در ادامهٔ نشستهایی که از سوی انجمن علمی مطالعات معماری ایران برگزار میشود، در روز سهشنبه ۲۶ بهمن از ساعت ۱۲ جلسهای بهسخنرانی دکتر سعید خاقانی در سالن کنفرانس باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران برگزار میشود. دکتر سعید خاقانی دانشآموختهٔ معماری از دانشگاه یزد در مقطع ارشد پیوسته و دورهٔ دکتری «مطالعات بصری» از دانشگاه منچستر انگلستان است.
تخصص او تاریخنگاری معماری ایران و جامعهشناسی معماری است و از تألیفات او میتوان به کتاب «معماری اسلامی در ایران: نظریهٔ پساساختارگرایی و تاریخ معماری مساجد ایران» (Tauris, 2012)، مقالهٔ «مفهوم زمان و تصویر مکان: نظری بر باغهای اسلامی» در کتاب «هنر، معماری و فرهنگ مصالح: چشماندازهای نو» به سرویراستاری م.گریوز (Archaeopress, 2012)، مقالهٔ «سفیر هنر: کتیبههای علیرضا عباسی» در کتاب «خوشنویسی در معماری اسلامی؛ فضا، فرم و عملکرد» بهسرویراستاری محمد قاریپور (Edinburgh University Press, 2013)، و کتابهای در دست انتشار «سوژگی و فضا؛ تأملاتی دربارهٔ زندگی روزمرهٔ ایرانیان» (SeanKingstonPublishing) و «انجمن خاقان: تأملاتی دربارهٔ تاریخنگاری معماری ایرانی در دوران فتحعلیشاه» اشاره کرد.
حضور در این جلسه برای علاقهمندان آزاد است.
@Koubeh
Forwarded from کوبه
روانکاوی دیوار.pdf
1.3 MB
متن کامل سخنرانی «روانکاوی دیوار» دکتر سعید خاقانی در دانشگاه تهران؛ ۲۶ بهمن ۱۳۹۵
برگردان گفتار به نوشتار: احمد علاءالدین
برگردان گفتار به نوشتار: احمد علاءالدین
Forwarded from کوبه
دکتر حمیدرضا کاظمپور، پژوهشگر و مدرس دانشگاه علموصنعت و دارای مدرک «معماری سنتی» از دانشگاه صنعتی مالزی (UTM) و نیز نشان درجهٔ یک هنری مرمت ابنیهٔ تاریخی است. از تألیفات او میتوان به کتاب «سیر تحول مقرنس در ایران» (Supreme Century, 2016) اشاره کرد.
انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران در تاریخ یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۵ برگزارکنندهٔ نشست «سیر تحول مقرنس» در نگارخانهٔ دانشکدهٔ معماری دانشگاه تهران است. این برنامه از ساعت ۱۰:۳۰ آغاز میشود.
دکتر کاظمپور متن زیر را دربارهٔ نشست پیشِ رو برای «کوبه» ارسال کردهاند:
«مقرنس همواره یکی از پیچیدهترین عناصر تزئینی معماری سنتی جهان بوده است. در مقرنس، اجزائی طاقچهمانند با یکدیگر ترکیب شده و در طبقات پشت سر هم قرار میگیرند تا حجمی سهبُعدی بسارند که برای پوشش سقف و زیرگنبد و ایوان و گذرگاهها استفاده میشده است. با وجود اینکه جنبههای مختلفی از این ساختار بینظیر توسط بسیاری از محققان مطالعه شده است، ریشهٔ این ساختار و سیر تکامل آن هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد. تئوریهایی وجود دارد که اذعان میدارد سهکنجِ ایرانی ریشهٔ مقرنس است، امّا در دهههای گذشته، هیچگاه محققان نتوانستهاند فاصلهٔ عظیم بین این دو ساختار را پُر کنند.
در این نشست، نتایج پژوهشی در اختیار مخاطبان قرار میگیرد که نشان میدهد پتکانه حلقهٔ گمشده بین مقرنس و سهکنج است. برای دستیابی به این هدف، نمونههای فراوانی با در نظر گرفتن تنوع تاریخی، فرمی و ساختاری، و روش ساخت انتخاب و بهصورت ماتریسی مقایسه شدهاند تا بتوانند راهگشای کشف سیر تحول مقرنس در ایران باشند. بر این اساس، هر سه ساختارِ سهکنج، پتکانه و مقرنس، با روش تحقیق قیاسی تعریف شده و رابطهٔ بین این ساختارها از طریق مطالعهٔ کیفی تبیین میشود. در این گفتار تلاش میشود سیرتحول مقرنس از طریق نمودارهایی گویا به نمایش گذاشته شود و اجزاء، انواع، روشهای ساخت و ترسیم پلان مقرنس ایرانی به علاقمندان معرفی گردد.»
حضور در این نشست برای عموم علاقهمندان آزاد است.
@Koubeh
انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران در تاریخ یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۵ برگزارکنندهٔ نشست «سیر تحول مقرنس» در نگارخانهٔ دانشکدهٔ معماری دانشگاه تهران است. این برنامه از ساعت ۱۰:۳۰ آغاز میشود.
دکتر کاظمپور متن زیر را دربارهٔ نشست پیشِ رو برای «کوبه» ارسال کردهاند:
«مقرنس همواره یکی از پیچیدهترین عناصر تزئینی معماری سنتی جهان بوده است. در مقرنس، اجزائی طاقچهمانند با یکدیگر ترکیب شده و در طبقات پشت سر هم قرار میگیرند تا حجمی سهبُعدی بسارند که برای پوشش سقف و زیرگنبد و ایوان و گذرگاهها استفاده میشده است. با وجود اینکه جنبههای مختلفی از این ساختار بینظیر توسط بسیاری از محققان مطالعه شده است، ریشهٔ این ساختار و سیر تکامل آن هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد. تئوریهایی وجود دارد که اذعان میدارد سهکنجِ ایرانی ریشهٔ مقرنس است، امّا در دهههای گذشته، هیچگاه محققان نتوانستهاند فاصلهٔ عظیم بین این دو ساختار را پُر کنند.
در این نشست، نتایج پژوهشی در اختیار مخاطبان قرار میگیرد که نشان میدهد پتکانه حلقهٔ گمشده بین مقرنس و سهکنج است. برای دستیابی به این هدف، نمونههای فراوانی با در نظر گرفتن تنوع تاریخی، فرمی و ساختاری، و روش ساخت انتخاب و بهصورت ماتریسی مقایسه شدهاند تا بتوانند راهگشای کشف سیر تحول مقرنس در ایران باشند. بر این اساس، هر سه ساختارِ سهکنج، پتکانه و مقرنس، با روش تحقیق قیاسی تعریف شده و رابطهٔ بین این ساختارها از طریق مطالعهٔ کیفی تبیین میشود. در این گفتار تلاش میشود سیرتحول مقرنس از طریق نمودارهایی گویا به نمایش گذاشته شود و اجزاء، انواع، روشهای ساخت و ترسیم پلان مقرنس ایرانی به علاقمندان معرفی گردد.»
حضور در این نشست برای عموم علاقهمندان آزاد است.
@Koubeh