💠 برگزاری جلسه گروهی روانشناسی با مادران بخش درمان
🔸جلسه دوم مادران نیز در پارک طالقانی برگزار شد. شش مادر در این جلسه حضور داشتند که به همدیگر معرفی شدند و به نوبت شروع به صحبت کردند. درد همه مادران کمابیش مشترک بود. وضعیت همه آنها سخت و دشوار است. فقر اقتصادی، نداشتن تکیهگاه مناسب چه از طرف همسر و خانواده همسر؛ چه از طرف خانواده خود. احساس تنهایی از حمل این همه سختی به دوششان، توان جسمی و روحی آنها را از بین برده بود. گویی اول گفتگو هیچ یک دیگر رمقی در بدن نداشتند. احساس سردرگمی از این که هم خود را مقصر در این همه بدبختی ها می دانستند و هم مقصر نمی دانستند. حرف های اطرافیان نه تنها کمکی برای آنها نبود بلکه این احساس گیج و مبهم را تقویت می کرد.
🔸آخر جلسه از مادران خواستیم روی کاغذهای خود دو آدمک بکشند؛ اول چهره ای غمناک؛ از آنها خواسته شد تا سعی کنند با دیدن این آدمک احساس خودشان را در قالب خود بگویند. گفتند. منتها باز هم مربوط به خانواده بود. انگار هیچ تعریفی از خود ندارند.
آدمک دوم چهره ای خندان داشت. این صحنه بسیار جالب بود. فضا پر شد از خنده مادران. کمی چهره شان شاد و خندان شد. حال باید احساس خود را در این چهره می گفتند. این دفعه شاد بودند ولی باز سخنی از خودشان نبود. شاد بودن از این که یک گروه مردمی را که حامی آنهاست پیدا کردند و آرزوهایی برای سلامتی فرزندان خود می کردند.
🔸قصد از مشاوره ها این است که مادران سعی کنند در مورد خود سخن بگویند؛ هر چند کوتاه. مادرانی که در پس این مشکلات طاقت فرسا خود را گم کرده اند.
goo.gl/fxGLR2
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
🆔 @healthsociety
🔸جلسه دوم مادران نیز در پارک طالقانی برگزار شد. شش مادر در این جلسه حضور داشتند که به همدیگر معرفی شدند و به نوبت شروع به صحبت کردند. درد همه مادران کمابیش مشترک بود. وضعیت همه آنها سخت و دشوار است. فقر اقتصادی، نداشتن تکیهگاه مناسب چه از طرف همسر و خانواده همسر؛ چه از طرف خانواده خود. احساس تنهایی از حمل این همه سختی به دوششان، توان جسمی و روحی آنها را از بین برده بود. گویی اول گفتگو هیچ یک دیگر رمقی در بدن نداشتند. احساس سردرگمی از این که هم خود را مقصر در این همه بدبختی ها می دانستند و هم مقصر نمی دانستند. حرف های اطرافیان نه تنها کمکی برای آنها نبود بلکه این احساس گیج و مبهم را تقویت می کرد.
🔸آخر جلسه از مادران خواستیم روی کاغذهای خود دو آدمک بکشند؛ اول چهره ای غمناک؛ از آنها خواسته شد تا سعی کنند با دیدن این آدمک احساس خودشان را در قالب خود بگویند. گفتند. منتها باز هم مربوط به خانواده بود. انگار هیچ تعریفی از خود ندارند.
آدمک دوم چهره ای خندان داشت. این صحنه بسیار جالب بود. فضا پر شد از خنده مادران. کمی چهره شان شاد و خندان شد. حال باید احساس خود را در این چهره می گفتند. این دفعه شاد بودند ولی باز سخنی از خودشان نبود. شاد بودن از این که یک گروه مردمی را که حامی آنهاست پیدا کردند و آرزوهایی برای سلامتی فرزندان خود می کردند.
🔸قصد از مشاوره ها این است که مادران سعی کنند در مورد خود سخن بگویند؛ هر چند کوتاه. مادرانی که در پس این مشکلات طاقت فرسا خود را گم کرده اند.
goo.gl/fxGLR2
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
🆔 @healthsociety
در حاشیهی تویی که نامت را تکذیب می کنند، کودکانی می زیند که هر روز زندگی و حق حیاتشان تکذیب می شود.
نام این خلیج تا همیشه فارس و راه ما تا همیشه پاسداری از حقوق کودکان ساکن در ایرانمان باد.
#خلیج_فارس
goo.gl/8bFmxC
〰〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
نام این خلیج تا همیشه فارس و راه ما تا همیشه پاسداری از حقوق کودکان ساکن در ایرانمان باد.
#خلیج_فارس
goo.gl/8bFmxC
〰〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به مناسبت #هفته_كودک، جمعی از كودكان خانه ایرانی خاک سفيد، مهمان جشنواره بال های كاغذی بودند كه در كتابخانه ملی برگزار شد.
🆔 @imamalisociety
🆔 @imamalisociety
❗️افزایش آمار ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۴ ساله
⭕️ در سال ۹۴ تعداد ۳۶۹۳۸ کودک ده تا چهارده ساله ازدواج کردهاند. در همین سال ۱۷۹ کودک زیر ده سال تن به ازدواج دادهاند.
⭕️ استان خراسان رضوی با ثبت ۶۷۵۹ مورد از ازدواج کودکان در رتبه اول قرار دارد. استان های آذربایجان شرقی با ۳۳۴۸ مورد، رتبه دوم و سیستان و بلوچستان نیز با ثبت ۲۳۵۵ مورد ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۴ سال، رتبه سوم را به خود اختصاص داده اند.
🌐 منبع: ایسنا
#ازدواج_کودکان
#بی_تفاوت_نباشیم
goo.gl/Ywbexf
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
⭕️ در سال ۹۴ تعداد ۳۶۹۳۸ کودک ده تا چهارده ساله ازدواج کردهاند. در همین سال ۱۷۹ کودک زیر ده سال تن به ازدواج دادهاند.
⭕️ استان خراسان رضوی با ثبت ۶۷۵۹ مورد از ازدواج کودکان در رتبه اول قرار دارد. استان های آذربایجان شرقی با ۳۳۴۸ مورد، رتبه دوم و سیستان و بلوچستان نیز با ثبت ۲۳۵۵ مورد ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۴ سال، رتبه سوم را به خود اختصاص داده اند.
🌐 منبع: ایسنا
#ازدواج_کودکان
#بی_تفاوت_نباشیم
goo.gl/Ywbexf
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
Forwarded from پادکست شورمس
علیرضا پ. نوجوانی که یک بار تا پای چوبه دار هم رفته، اکنون به کمک همه ما نیاز دارد..
✅ بیایید ناجی باشیم:
➡️ life.sosapoverty.org
لینک پرداخت
donate.sosapoverty.org/life
شماره کارت
۶۱۰۴۳۳۷۹۸۱۷۶۷۰۸۸
✅ بیایید ناجی باشیم:
➡️ life.sosapoverty.org
لینک پرداخت
donate.sosapoverty.org/life
شماره کارت
۶۱۰۴۳۳۷۹۸۱۷۶۷۰۸۸
جمعیت امام علی
⭕️ آتشگاه ✳️ بیست و پنجمین نوشته از سلسله یادداشتهای هفتگی شارمین میمندینژاد، مؤسس جمعیت امام علی، در روزنامه شرق گفتهاند این دقایق را به انتظار پایان عمرت خواهی نشست که فردا روز قصاص توست. بر دوش هر ثانیهای از زندگیات کوه مرگ، سنگینی خواهد کرد. غل…
⭕️ گناه دیگران
✳️ بیست و ششمین نوشته از سلسله یادداشتهای هفتگی شارمین میمندینژاد، مؤسس جمعیت امام علی، در روزنامه شرق
گرگِ انسان در فاصله پذیرایی و آشپزخانه در خون خود غلتیده بود. در پشت سد جنازه، وقتی که همه از ترس از خانه گریخته بودند ، در انتهای آن مطبخِ پوکِ بیپخت و پز، دو چشم معصوم کودکانه در تاریکی مطلق، تنها انعکاسِ نورِ ترسِ قتلِ فجیعی را در خود داشت.
صبحگاهان وقتی که پلیسها از جنازه عبور کردند، در همان کُنجِ آشپزخانه، کودکی ترسیده را دیدند که سراپا خونین، کاردی در دستِ تقصیر گرفته، زانوی غم در بغل، قتلی را به گردنِ تصمیمش آویخته و به سویی خیره ماندهبود.
سالها بعد از رخداد آن شب شوم، او را برای نخستین بار دیدم که در کارگاه کانون اصلاح و تربیت سخت کار میکرد تا خرج مادر، خواهر و همچنین پدر زمین گیرش را بپردازد. اولیای دم مقتول برایش حق خون را در تعهدی ناامن قسط بندی کرده بودند و هر آن ممکن بود جوان بر سرِ دارِ قصاص کشیده شود. به دنبال آزاد کردن کودکان به همراه اعضای جمعیت امام علی(ع)، به آن زندان رفته بودم. حقیقتش شنیدنِ نحوه وقوع جرمش، ضربات متعدد کارد بر پیکر قربانی، میزان خشونت و جدیت در قتل را برایم مشمئزکننده میساخت مرا به او جذب نکرد. از او عبور کردم. تعداد کسانی که زیر تیغ بودند زیاد و توان ما برای آزادیشان اندک بود. آنچه که از او در یادم مانده، کتِ مردانگی و غیرتی بود که بعد از هر کار سخت بر تن میکرد. با چشمانِ معصوم و آن همه بیگناهیاش که نظرگیرت میشد، در مقابلم نشست و از من خواست تا در قسط خون، یاریاش کنم. پول آزادی را بیعوض نمیخواست، قرض میخواست. با حرفهای او به سمت اولیای دمش رفتم تا پرداخت بخشی از تعهد او را بر گردن گیرم.
در بیتوازنی محلهای در حاشیه به خانواده مقتول رسیدم که گرگ و شغالی بودند با قانون جنگل در لباس آدمیت. من که برای اخذ رضایت به در خانه اولیای دم مظلومِ بسیاری رفته بودم، از دیدن این ظالمان در زاویه محق بودن، حیرتزده شدم. آنان کاسبان خون بودند که به واسطه نسبی با مقتول، این کودک را در گوشه زندان، گیر آورده بودند. در همانجا بود که قصد قسط شکنی کردیم و یکجا پول را پرداختیم. آنها نیز به ولع آن پول درشت، از خون آن کودک گذشتند.
بیرون که آمد نجیبانه در طلافروشیِ یکی از حامیان جمعیت به تراشیدن دُر و گوهر مشغول شد. زبانش همچنان بسته بود از گفتن اتفاق آن شب تا که سالها بعد در لحظهای خلوت، در میان بازی کودکانه دختر خردسالش در اتاق، قفلِ غفرانِ لب نزد من گشود و گفت پدرم دیگر سایهای بر سر خانواده نداشت و به اعتیاد افتاده و در پیش پای ساقیاش همه زندگی را به چوب حراج زده بود. ساقی پسر خانواده را مجبور به فروش مواد میکرد و مادر را مجبور به تنفروشی. حضور ملعونش در خانه، درد و ذلت و تاریکی دمبهدم بود تا این که دخترِ کوچک خانه، قدی در نظرگیریِ هرزِ او کشیده بود. آن شب قرار بر تاراجِ خواهر بود که پسر ۱۴ ساله خانواده به داییاش زنگ میزند زبان بسته حفظ آبرو باز میکند که بیا و بنگر امشب قرار است خواهرم نیز به وضع مادرم دچار شود و تو چه دانی دایی جان که چه حالی بر ما رفته است در این پاسوختگی و اعتیاد پدر؟ دایی که دانشجوی جوانی بود به خانه آنان میآید. مادر خانواده که خواهرش میشود را بر بساط بیغیرتی همسرش میبیند و آن سو گرگی در لباس انسان در کمین دخترک خانواده. جوان چاقویی ناشیانه میکشد و با او درگیر میشود. گرگ انسان قلدر است و چموشتر از آن که به ضربت دانشجو بر زمین بیفتد. فریاد دایی از گلویش که در پنجه ساقی است، بیرون میآید:"چاقو بیاور و بزنش، دارد خفهام میکند!" و پسر خانه در آشپزخانه، کاردِ بطالتی مییابد، چند ضربه میزند تا گرگ انسان، پنجه از گلویِ طُردِ دایی جوانش بردارد.
وقتی که ساقی در خون خود میغلتد، پسرک در کُنج آشپزخانه پناه میگیرد و فریاد میزند:"دایی جان فرار کن! تو برو! تو را بگیرند، از درس خواندن میافتی»؛ و دایی ترسیده، به کتابهای دانشجوییاش پناه برده بود و هیچگاه سراغ خواهرزاده زندانیاش را نگرفت و خواهرزاده لب فروبست و بار این همه درد را بر گردنِ غیرتش گرفت.
تنها کاری که از من بر می آید اینست که اشک ناگهانم را پس از شنیدن داستانش به سرانگشت عجز می گیرم و می پوشانم که تو این همه سال گناه دیگران را در اعتیاد و تاراج خانواده ات به تقاص معصومیت کودکانهات پوشاندی.
🌐 منبع: روزنامه شرق (یکشنبه ۲۳ مهر ٩۶)
➡️ sharghdaily.ir/News/143497
〰〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
✳️ بیست و ششمین نوشته از سلسله یادداشتهای هفتگی شارمین میمندینژاد، مؤسس جمعیت امام علی، در روزنامه شرق
گرگِ انسان در فاصله پذیرایی و آشپزخانه در خون خود غلتیده بود. در پشت سد جنازه، وقتی که همه از ترس از خانه گریخته بودند ، در انتهای آن مطبخِ پوکِ بیپخت و پز، دو چشم معصوم کودکانه در تاریکی مطلق، تنها انعکاسِ نورِ ترسِ قتلِ فجیعی را در خود داشت.
صبحگاهان وقتی که پلیسها از جنازه عبور کردند، در همان کُنجِ آشپزخانه، کودکی ترسیده را دیدند که سراپا خونین، کاردی در دستِ تقصیر گرفته، زانوی غم در بغل، قتلی را به گردنِ تصمیمش آویخته و به سویی خیره ماندهبود.
سالها بعد از رخداد آن شب شوم، او را برای نخستین بار دیدم که در کارگاه کانون اصلاح و تربیت سخت کار میکرد تا خرج مادر، خواهر و همچنین پدر زمین گیرش را بپردازد. اولیای دم مقتول برایش حق خون را در تعهدی ناامن قسط بندی کرده بودند و هر آن ممکن بود جوان بر سرِ دارِ قصاص کشیده شود. به دنبال آزاد کردن کودکان به همراه اعضای جمعیت امام علی(ع)، به آن زندان رفته بودم. حقیقتش شنیدنِ نحوه وقوع جرمش، ضربات متعدد کارد بر پیکر قربانی، میزان خشونت و جدیت در قتل را برایم مشمئزکننده میساخت مرا به او جذب نکرد. از او عبور کردم. تعداد کسانی که زیر تیغ بودند زیاد و توان ما برای آزادیشان اندک بود. آنچه که از او در یادم مانده، کتِ مردانگی و غیرتی بود که بعد از هر کار سخت بر تن میکرد. با چشمانِ معصوم و آن همه بیگناهیاش که نظرگیرت میشد، در مقابلم نشست و از من خواست تا در قسط خون، یاریاش کنم. پول آزادی را بیعوض نمیخواست، قرض میخواست. با حرفهای او به سمت اولیای دمش رفتم تا پرداخت بخشی از تعهد او را بر گردن گیرم.
در بیتوازنی محلهای در حاشیه به خانواده مقتول رسیدم که گرگ و شغالی بودند با قانون جنگل در لباس آدمیت. من که برای اخذ رضایت به در خانه اولیای دم مظلومِ بسیاری رفته بودم، از دیدن این ظالمان در زاویه محق بودن، حیرتزده شدم. آنان کاسبان خون بودند که به واسطه نسبی با مقتول، این کودک را در گوشه زندان، گیر آورده بودند. در همانجا بود که قصد قسط شکنی کردیم و یکجا پول را پرداختیم. آنها نیز به ولع آن پول درشت، از خون آن کودک گذشتند.
بیرون که آمد نجیبانه در طلافروشیِ یکی از حامیان جمعیت به تراشیدن دُر و گوهر مشغول شد. زبانش همچنان بسته بود از گفتن اتفاق آن شب تا که سالها بعد در لحظهای خلوت، در میان بازی کودکانه دختر خردسالش در اتاق، قفلِ غفرانِ لب نزد من گشود و گفت پدرم دیگر سایهای بر سر خانواده نداشت و به اعتیاد افتاده و در پیش پای ساقیاش همه زندگی را به چوب حراج زده بود. ساقی پسر خانواده را مجبور به فروش مواد میکرد و مادر را مجبور به تنفروشی. حضور ملعونش در خانه، درد و ذلت و تاریکی دمبهدم بود تا این که دخترِ کوچک خانه، قدی در نظرگیریِ هرزِ او کشیده بود. آن شب قرار بر تاراجِ خواهر بود که پسر ۱۴ ساله خانواده به داییاش زنگ میزند زبان بسته حفظ آبرو باز میکند که بیا و بنگر امشب قرار است خواهرم نیز به وضع مادرم دچار شود و تو چه دانی دایی جان که چه حالی بر ما رفته است در این پاسوختگی و اعتیاد پدر؟ دایی که دانشجوی جوانی بود به خانه آنان میآید. مادر خانواده که خواهرش میشود را بر بساط بیغیرتی همسرش میبیند و آن سو گرگی در لباس انسان در کمین دخترک خانواده. جوان چاقویی ناشیانه میکشد و با او درگیر میشود. گرگ انسان قلدر است و چموشتر از آن که به ضربت دانشجو بر زمین بیفتد. فریاد دایی از گلویش که در پنجه ساقی است، بیرون میآید:"چاقو بیاور و بزنش، دارد خفهام میکند!" و پسر خانه در آشپزخانه، کاردِ بطالتی مییابد، چند ضربه میزند تا گرگ انسان، پنجه از گلویِ طُردِ دایی جوانش بردارد.
وقتی که ساقی در خون خود میغلتد، پسرک در کُنج آشپزخانه پناه میگیرد و فریاد میزند:"دایی جان فرار کن! تو برو! تو را بگیرند، از درس خواندن میافتی»؛ و دایی ترسیده، به کتابهای دانشجوییاش پناه برده بود و هیچگاه سراغ خواهرزاده زندانیاش را نگرفت و خواهرزاده لب فروبست و بار این همه درد را بر گردنِ غیرتش گرفت.
تنها کاری که از من بر می آید اینست که اشک ناگهانم را پس از شنیدن داستانش به سرانگشت عجز می گیرم و می پوشانم که تو این همه سال گناه دیگران را در اعتیاد و تاراج خانواده ات به تقاص معصومیت کودکانهات پوشاندی.
🌐 منبع: روزنامه شرق (یکشنبه ۲۳ مهر ٩۶)
➡️ sharghdaily.ir/News/143497
〰〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
⭕️ امروز ظهر یکی از نوجوانان محکوم به قصاص مراجعه کننده به جمعیت امام علی، برای اجرای حکم به قرنطینه انتقال یافته است.
⭕️ در همین راستا چند تن از مددکاران جمعیت امام علی جهت طلب بخشش و جلب رضایت به شهرستان مربوطه اعزام شدند. پرونده این مددجو به تازگی در اختیار جمعیت قرار گرفته است.
goo.gl/K2QYP1
〰〰〰〰〰〰
➡️ Life.sosapoverty.org
🆔 @eventias
⭕️ در همین راستا چند تن از مددکاران جمعیت امام علی جهت طلب بخشش و جلب رضایت به شهرستان مربوطه اعزام شدند. پرونده این مددجو به تازگی در اختیار جمعیت قرار گرفته است.
goo.gl/K2QYP1
〰〰〰〰〰〰
➡️ Life.sosapoverty.org
🆔 @eventias
🔹کودک آزاری پدیده ای مربوط به قدرت و کنترل که قربانیانش مجرمان فردا هستند. در همین راستا ۳۱ مورد کودک آزاری در دو محله از تبریز شناسایی شده اند که که تیم مددکاری، متشکل از اعضای داوطلب جمعیت امام علی در این شهر، در تلاش برای ایفای نقش نظارتی و مشورتی برای خانواده هایشان است تا کودکان آسیب دیده و یا در معرض آسیب از بهداشت روانی مناسب تری برخوردار باشند.
#کودک_آزاری
#قربانیان_خاموش
goo.gl/u3mhPn
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
#کودک_آزاری
#قربانیان_خاموش
goo.gl/u3mhPn
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
⭕️ پاسخ جمعیت امام علی در باب اظهارنظرهای غیرکارشناسی برخی مسئولین در مورد طرح جمع آوری کودکان کار و خیابان ⭕️
🔺اخیرا دو نفر از مدیران سازمانهای متولی جمع آوری کودکان در شهر تهران در مصاحبههایی جداگانه فعالین مدنی معترض به طرح جمعآوری کودکان کار و خیابان را کاسب آسیبهای اجتماعی و در جایی دیگر عوامفریب و سواستفاده کننده از احساسات مردم دانستهاند. این در حالی است که تشتت آرا در میان این دستگاهها جامعه را با ابهام روبرو کرده و با وجود اینکه به گفتهی روزبه کردونی مدیرکل آسیبهای اجتماعی وزارت رفاه، کودکان کار از شمول مصوبهی شورای اجتماعی کشور خارج شدهاند، اما رضا قدیمی رییس سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران، همچنان خود را موظف به انجام این طرح میداند.
🔺عدم تخصص مدیران سازمانهای مسئول در مسائل اجتماعی که گاه با سوابقی همچون مدیریت برج میلاد یا فرودگاه امام خمینی، ناگهان به مسائلی تخصصی و اجتماعی همچون کودکان کار ورود میکنند باعث میشود همگی در شروع فعالیت خود چنین اظهارات عجیبی بکنند و هر کدام از این مدیران در عرصه آسیب های اجتماعی که فاقد نقشه راه و برنامه های بلند مدت است، نظریه های شخصی و گاه انتزاعی خویش را به منصه اجرا بگذارند. این در حالی است که برخی سازمانهای مردم نهاد در نبود امکانات و هر گونه حمایتی، سالهاست در این عرصه به الگوهای موفق و روشهای مناسب و قابل تعمیم دست یافته اند. جای تاسف دارد که مدیران کشور به خود اجازه میدهند به سرمایهی عظیم جامعهی مدنی و سازمانهای مردمنهاد کشور که اکثرا با فعالیت داوطلبی اداره میشوند اتهام عوامفریبی و کاسبکاری بزنند و با طرح های غیرکارشناسی باعث شوند کودکان کار از فال فروشی در خیابان به مشاغل پرخطر هدایت شوند؛ مشاغلی همچون زبالهگردی و فحشا و کارگاههای زیر ده نفر که به علت کمبود نیروی نظارتی از بسیاری از حمایتهای قانون کار مستثنی شدهاند.
🔺در سخنرانی یکی از آنان ادعا شده است که در هیچ جای دنیا اجازه داده نمیشود کودکان خارجی در چهارراههای "معروف" کشورها گدایی کنند و جمع آوری کودکان امری خداپسندانه خوانده شده که احتمالا قطع پای یک کودک افغان و شکستن دست یک پسر افغان پانزده ساله نتیجهی ناگزیر این امر "خداپسندانه" است. عزیزان در اظهارات خود غافلند از این امر که حقوق کودک جز حقوقی نیستند که به واسطهی تابعیت ایجاد شوند و حقوق شهروندی نیستند؛ بلکه حقوق بشری هستند و نمیتوان با بهانههایی همچون بهبود چهرهی شهر آن را نقض کرد.
🔺ایشان همچنین آزار جنسی کودکان کار را دلیلی کافی برای این دانستهاند که این کودکان از خانوادههای خود سلب حضانت شوند؛ در حالی که بسیاری از کودکان، در معرض آزار جنسی، معرفی شده به مراجع ذیربط، در مدت زمان اندکی به خانواده هایشان برگردانده شده یا در شرایطی بسیار بدتر از خانواده یا محل زندگی پر خطر خود، در مراکز شبانه روزی با انگ ها و برچسب ها و بدون هیچ تلاشی برای رفع آلام و آسیب ها، عمر خود را می گذرانند. مدعیان دفاع از کودکان کار در شهر ما هرگز تمایل نداشته اند هزینه کنند و طرح پرداخت یارانهی مشروط به تحصیل به این کودکان را به صورت مستمر پیگیری نمایند و یا راهکارهای حمایتی مشابهی را طراحی و اجرا نمایند. از این روست که نجات کودکان شهر را در دستگیری های خیابانی جستجو می کنند. ایشان کلیشهی قدیمی و دروغین باند بودن کودکان کار را مطرح میکنند و این توهم شیرین را برای خود ایجاد میکنند که این کودکان فقیر نیستند و وظایف خود را به خوبی انجام دادهاند. این در حالی است که طبق تحقیق یکی از سمنهای معتبرکشور کمتر از ده درصد از کودکان کار کشور برای باندها کار میکنند؛ حتی این گروه نیز اغلب کودکان خانوادههای فقیر هستند و در اکثر مواقع در ازای تامین معیشت خود حاضر هستند از کار در خیابان صرف نظر کنند.
🔺دعوت میکنیم که عزیزان، صداقت پیشه کنند و بگویند دلیل اینکه شهرداری تهران به واسطه پیمانکارانش، از کودکان افغان برای انتقال و تفکیک زباله استفاده می کند و باعث میشود آمار ایدز و بیماریهای خطرناک عفونی در این کودکان شایع گردد، چیست؟ آیا وقتی پای منفعت ناشی از نیروی کار ارزانی به نام کودک به میان میآید خداپسندانه بودن کارها فراموش میگردد؟ گفته شده است نباید اجازه داد بستگان این کودکان آنها را استثمار کنند. آیا آنچه که در مراکز تفکیک زباله توسط همین سازمانها بر سر کودکان میآید استثمار نیست؟
goo.gl/EEvTJt
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
🔺اخیرا دو نفر از مدیران سازمانهای متولی جمع آوری کودکان در شهر تهران در مصاحبههایی جداگانه فعالین مدنی معترض به طرح جمعآوری کودکان کار و خیابان را کاسب آسیبهای اجتماعی و در جایی دیگر عوامفریب و سواستفاده کننده از احساسات مردم دانستهاند. این در حالی است که تشتت آرا در میان این دستگاهها جامعه را با ابهام روبرو کرده و با وجود اینکه به گفتهی روزبه کردونی مدیرکل آسیبهای اجتماعی وزارت رفاه، کودکان کار از شمول مصوبهی شورای اجتماعی کشور خارج شدهاند، اما رضا قدیمی رییس سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران، همچنان خود را موظف به انجام این طرح میداند.
🔺عدم تخصص مدیران سازمانهای مسئول در مسائل اجتماعی که گاه با سوابقی همچون مدیریت برج میلاد یا فرودگاه امام خمینی، ناگهان به مسائلی تخصصی و اجتماعی همچون کودکان کار ورود میکنند باعث میشود همگی در شروع فعالیت خود چنین اظهارات عجیبی بکنند و هر کدام از این مدیران در عرصه آسیب های اجتماعی که فاقد نقشه راه و برنامه های بلند مدت است، نظریه های شخصی و گاه انتزاعی خویش را به منصه اجرا بگذارند. این در حالی است که برخی سازمانهای مردم نهاد در نبود امکانات و هر گونه حمایتی، سالهاست در این عرصه به الگوهای موفق و روشهای مناسب و قابل تعمیم دست یافته اند. جای تاسف دارد که مدیران کشور به خود اجازه میدهند به سرمایهی عظیم جامعهی مدنی و سازمانهای مردمنهاد کشور که اکثرا با فعالیت داوطلبی اداره میشوند اتهام عوامفریبی و کاسبکاری بزنند و با طرح های غیرکارشناسی باعث شوند کودکان کار از فال فروشی در خیابان به مشاغل پرخطر هدایت شوند؛ مشاغلی همچون زبالهگردی و فحشا و کارگاههای زیر ده نفر که به علت کمبود نیروی نظارتی از بسیاری از حمایتهای قانون کار مستثنی شدهاند.
🔺در سخنرانی یکی از آنان ادعا شده است که در هیچ جای دنیا اجازه داده نمیشود کودکان خارجی در چهارراههای "معروف" کشورها گدایی کنند و جمع آوری کودکان امری خداپسندانه خوانده شده که احتمالا قطع پای یک کودک افغان و شکستن دست یک پسر افغان پانزده ساله نتیجهی ناگزیر این امر "خداپسندانه" است. عزیزان در اظهارات خود غافلند از این امر که حقوق کودک جز حقوقی نیستند که به واسطهی تابعیت ایجاد شوند و حقوق شهروندی نیستند؛ بلکه حقوق بشری هستند و نمیتوان با بهانههایی همچون بهبود چهرهی شهر آن را نقض کرد.
🔺ایشان همچنین آزار جنسی کودکان کار را دلیلی کافی برای این دانستهاند که این کودکان از خانوادههای خود سلب حضانت شوند؛ در حالی که بسیاری از کودکان، در معرض آزار جنسی، معرفی شده به مراجع ذیربط، در مدت زمان اندکی به خانواده هایشان برگردانده شده یا در شرایطی بسیار بدتر از خانواده یا محل زندگی پر خطر خود، در مراکز شبانه روزی با انگ ها و برچسب ها و بدون هیچ تلاشی برای رفع آلام و آسیب ها، عمر خود را می گذرانند. مدعیان دفاع از کودکان کار در شهر ما هرگز تمایل نداشته اند هزینه کنند و طرح پرداخت یارانهی مشروط به تحصیل به این کودکان را به صورت مستمر پیگیری نمایند و یا راهکارهای حمایتی مشابهی را طراحی و اجرا نمایند. از این روست که نجات کودکان شهر را در دستگیری های خیابانی جستجو می کنند. ایشان کلیشهی قدیمی و دروغین باند بودن کودکان کار را مطرح میکنند و این توهم شیرین را برای خود ایجاد میکنند که این کودکان فقیر نیستند و وظایف خود را به خوبی انجام دادهاند. این در حالی است که طبق تحقیق یکی از سمنهای معتبرکشور کمتر از ده درصد از کودکان کار کشور برای باندها کار میکنند؛ حتی این گروه نیز اغلب کودکان خانوادههای فقیر هستند و در اکثر مواقع در ازای تامین معیشت خود حاضر هستند از کار در خیابان صرف نظر کنند.
🔺دعوت میکنیم که عزیزان، صداقت پیشه کنند و بگویند دلیل اینکه شهرداری تهران به واسطه پیمانکارانش، از کودکان افغان برای انتقال و تفکیک زباله استفاده می کند و باعث میشود آمار ایدز و بیماریهای خطرناک عفونی در این کودکان شایع گردد، چیست؟ آیا وقتی پای منفعت ناشی از نیروی کار ارزانی به نام کودک به میان میآید خداپسندانه بودن کارها فراموش میگردد؟ گفته شده است نباید اجازه داد بستگان این کودکان آنها را استثمار کنند. آیا آنچه که در مراکز تفکیک زباله توسط همین سازمانها بر سر کودکان میآید استثمار نیست؟
goo.gl/EEvTJt
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
❗️شمار گرسنگان در جهان ۲۱ برابر شده است. (عصرایران)
#سوتغذیه باعث عدم تمرکز رفتاری و مولد بسیاری از خشونت هاست.
#روز_جهانی_غذا
🆔 @imamalisociety
#سوتغذیه باعث عدم تمرکز رفتاری و مولد بسیاری از خشونت هاست.
#روز_جهانی_غذا
🆔 @imamalisociety
Forwarded from پادکست شورمس
✅ هر یک از ما به سهم خود، ذره ذره در بخشش سهیم شویم ..
حاصل جمع پارههای کوچک وجود ما، حقیقتی بزرگ است به نام زندگی!
➡️ life.sosapoverty.org
لینک پرداخت
donate.sosapoverty.org/life
🆔 @eventias
حاصل جمع پارههای کوچک وجود ما، حقیقتی بزرگ است به نام زندگی!
➡️ life.sosapoverty.org
لینک پرداخت
donate.sosapoverty.org/life
🆔 @eventias
⭕️ فرار ۱۰۰۰ دختر از خانه در سال گذشته!
معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی از پذیرش یک هزار دختر فراری به مراکز بهزیستی در سال گذشته خبرداد.
🌐منبع: سلامت نیوز
پی نوشت:
❗️آمار فوق تنها آمار مراجعات به مراکز بهزیستی است و آمار واقعی مسلما بیش از این عدد می باشد.
❗️یکی از دلایل فرار دختران از خانه در مناطق حاشیه نشین، که در بسیاری موارد منجر به تباهی زندگی آنها می شود، فرار از ازدواج زودهنگام در سن سیزده تا پانزده سالگی به اجبار والدین می باشد.
goo.gl/X9esdx
〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی از پذیرش یک هزار دختر فراری به مراکز بهزیستی در سال گذشته خبرداد.
🌐منبع: سلامت نیوز
پی نوشت:
❗️آمار فوق تنها آمار مراجعات به مراکز بهزیستی است و آمار واقعی مسلما بیش از این عدد می باشد.
❗️یکی از دلایل فرار دختران از خانه در مناطق حاشیه نشین، که در بسیاری موارد منجر به تباهی زندگی آنها می شود، فرار از ازدواج زودهنگام در سن سیزده تا پانزده سالگی به اجبار والدین می باشد.
goo.gl/X9esdx
〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
جمعیت امام علی
⭕️ امروز ظهر یکی از نوجوانان محکوم به قصاص مراجعه کننده به جمعیت امام علی، برای اجرای حکم به قرنطینه انتقال یافته است. ⭕️ در همین راستا چند تن از مددکاران جمعیت امام علی جهت طلب بخشش و جلب رضایت به شهرستان مربوطه اعزام شدند. پرونده این مددجو به تازگی در اختیار…
⭕️ گزارش پیگیری پرونده یکی از نوجوانان محکوم به قصاص
🔸دو روز گذشته چند تن از اعضای جمعیت امام علی(ع) از اجرای حکم یکی از جوانان زندانی که حدود ۱۳ سال است به جرم قتل در زندان به سر میبرد مطلع شده و بلافاصله جهت پیگیری وضعیت وی و تلاش برای جلوگیری از این اتفاق از طریق صحبت با اولیای دم محترم به شهرستان محل وقوع حادثه روانه شدند.
🔸مددکاران جمعیت امام علی ابتدا به منزل اولیای دم مراجعه کردند و بعد از گفتگو با آنها با نزدیک شدن صبح و زمان اجرا، عازم زندان شدند و پس از ساعتی انتظار مقابل زندان، با مذاکره و کسب موافقت مسئولین، یکی از اعضای تیم مددکاری جمعیت به محل اجرای حکم و پای چوبه دار رفت تا صحبت با اولیای دم را ادامه دهد.
🔸در آن روز چهار نفر برای اجرای حکم به محل آورده شدند، از جمله جوان مذکور که در ۱۶ سالگی مرتکب قتل شده بود. حکم قصاص دو نفر از این چهار نفر انجام شد. اما اولیای دم محترم جوان یادشده به دادن فرصتی محدود به خانواده جوان رضایت دادند. اکنون پیگیری و رایزنی ها جهت تعیین شرایط مطلوب برای نجات وی ادامه دارد.
🔸یکی از دشواریها در مسیر اخذ رضایت در اینگونه پروندهها، تعدد اولیای دم است که طبیعتا به علت تفاوت دیدگاه ها و نظرات، رسیدن به توافق را سختتر میسازد. پرونده ای که دوشنبه ۲۴ مهرماه ۹۶ با اعزام تیم جمعیت امام علی به شهرستان پیگیری شد، از همین دست پرونده هاست. به طوری که سفر یک روزه اعضای جمعیت، جهت صحبت برای رسیدن به توافق جمعی، چند روز به طول خواهد انجامید. چنانچه توافقی نیز حاصل شود، احتمالا شکننده خواهد بود و سرعت عمل در تحقق خواسته ها و شرایط مدنظر اولیای دم ضروری و حیاتی است.
🔸گزارش های تکمیلی جهت اطلاع بیشتر همراهان در ادامه خواهد آمد. پیگیری گزارشات مربوط به پروندههای نوجوانان محکوم به قصاص از طریق:
➡️ life.sosapoverty.org
🆔 @eventias
〰〰〰〰〰
yon.ir/aQGta
🔸دو روز گذشته چند تن از اعضای جمعیت امام علی(ع) از اجرای حکم یکی از جوانان زندانی که حدود ۱۳ سال است به جرم قتل در زندان به سر میبرد مطلع شده و بلافاصله جهت پیگیری وضعیت وی و تلاش برای جلوگیری از این اتفاق از طریق صحبت با اولیای دم محترم به شهرستان محل وقوع حادثه روانه شدند.
🔸مددکاران جمعیت امام علی ابتدا به منزل اولیای دم مراجعه کردند و بعد از گفتگو با آنها با نزدیک شدن صبح و زمان اجرا، عازم زندان شدند و پس از ساعتی انتظار مقابل زندان، با مذاکره و کسب موافقت مسئولین، یکی از اعضای تیم مددکاری جمعیت به محل اجرای حکم و پای چوبه دار رفت تا صحبت با اولیای دم را ادامه دهد.
🔸در آن روز چهار نفر برای اجرای حکم به محل آورده شدند، از جمله جوان مذکور که در ۱۶ سالگی مرتکب قتل شده بود. حکم قصاص دو نفر از این چهار نفر انجام شد. اما اولیای دم محترم جوان یادشده به دادن فرصتی محدود به خانواده جوان رضایت دادند. اکنون پیگیری و رایزنی ها جهت تعیین شرایط مطلوب برای نجات وی ادامه دارد.
🔸یکی از دشواریها در مسیر اخذ رضایت در اینگونه پروندهها، تعدد اولیای دم است که طبیعتا به علت تفاوت دیدگاه ها و نظرات، رسیدن به توافق را سختتر میسازد. پرونده ای که دوشنبه ۲۴ مهرماه ۹۶ با اعزام تیم جمعیت امام علی به شهرستان پیگیری شد، از همین دست پرونده هاست. به طوری که سفر یک روزه اعضای جمعیت، جهت صحبت برای رسیدن به توافق جمعی، چند روز به طول خواهد انجامید. چنانچه توافقی نیز حاصل شود، احتمالا شکننده خواهد بود و سرعت عمل در تحقق خواسته ها و شرایط مدنظر اولیای دم ضروری و حیاتی است.
🔸گزارش های تکمیلی جهت اطلاع بیشتر همراهان در ادامه خواهد آمد. پیگیری گزارشات مربوط به پروندههای نوجوانان محکوم به قصاص از طریق:
➡️ life.sosapoverty.org
🆔 @eventias
〰〰〰〰〰
yon.ir/aQGta
🌀آیا فقر را می توان به صورت کامل از بین برد؟
"به مناسبت ۱۷ اکتبر؛ روز جهانی ریشه کن کردن فقر"
🔹"جهانی بدون فقر"؛ شاید این را بتوان یک آرمان دست نیافتنی یا به عبارتی دست نیافتنی ترین آرزوی انسان نامید؛ آرمانشهری که در آن هیچ انسانی گرسنه نباشد، هیچ کودکی از حق تحصیل محروم نماند، هیچ پسر یا دختر کم و سن و سال در خیابان و کارگاه های آشکار و پنهان به کار سخت مشغول نباشد و هیچ فردی از جنگ آواره گوشه و کنار دنیا نگردد. اما آیا به واقع دستیابی به دنیایی بدون فقر و ریشه کن کردن این دیو هزار سر هزار چهره امری امکان پذیر است؟ و وظیفه ی ما در این میان چیست؟
🔹ریشه کن سازی فقر در دنیا و در مرتبه ای پایین تر کاهش آن به عوامل بسیاری بستگی دارد. میزان دسترسی به غذا در کشورهای مختلف، امکان تحصیل و آموزش در مدرسه، نحوه توزیع ثروت در جامعه و میزان فساد سیاسی و اقتصادی در آن، میزان دسترسی به رسانه های جمعی و بسیاری عوامل دیگر در شکل گیری فقر در یک جامعه و در ابعاد وسیعتر در کل دنیا نقشی اساسی دارد. شاید همه عوامل بالا را بتوان در یک کلمه خلاصه کرد و آن واژه ناب "آگاهی" است. درخت فقر در مرداب های ناآگاهی های شخصی و جمعی آبیاری می شود و هر ذره از آگاهی، نقشی بی بدیل در خشکاندن شاخ و برگ این درخت شوم و مرگ آور خواهد داشت.
🔹شاید دستیابی به جهانی بدون فقر یک آرمان دست نیافتنی باشد اما بودن در مسیر کاهش آن و تلاش برای کاهش فقر و بی عدالتی برای هر انسان میسر است. سیاستمداران با راه انداختن جنگ ها، ایجاد اختلافات قومی و قبیله ای و مذهبی در گوشه و کنار دنیا فقر را گسترش می دهند، از ناآگاهی عمومی در انباشت ثروت و قدرت برای خود استفاده می برند و عامه مردم نیز در این غوغای ناآگاهی و از طریق رفتارهای نادرست در مواجهه با مسائل اجتماعی، گاه خود تشدیدکننده فقر بر امثال خود می گردند. آنچه بیش از هر چیز ما را به آرمانشهر دنیای بدون فقر نزدیک می کند تلاشی بی وقفه در راه صلح و دوستی میان انسانها در قالب فعالیت در سازمان های مستقل و مردمی، تلاش برای آموزش کودکان محروم، استفاده از رسانه ها به عنوان ابزاری برای اطلاع رسانی و مبارزه با انواع فساد سیاسی و اقتصادی و در یک کلام "گسترش اگاهی" در میان آحاد جامعه است.
📸 حضور در کنار کودکان مناطق حاشیه نشین و اشتغال زایی برای مادران سرپرست خانوار در خانه های ایرانی جمعیت امام علی به امید ساختن دنیایی زیباتر و خالی تر از فقر و زشتی
goo.gl/XVzZrE
〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
"به مناسبت ۱۷ اکتبر؛ روز جهانی ریشه کن کردن فقر"
🔹"جهانی بدون فقر"؛ شاید این را بتوان یک آرمان دست نیافتنی یا به عبارتی دست نیافتنی ترین آرزوی انسان نامید؛ آرمانشهری که در آن هیچ انسانی گرسنه نباشد، هیچ کودکی از حق تحصیل محروم نماند، هیچ پسر یا دختر کم و سن و سال در خیابان و کارگاه های آشکار و پنهان به کار سخت مشغول نباشد و هیچ فردی از جنگ آواره گوشه و کنار دنیا نگردد. اما آیا به واقع دستیابی به دنیایی بدون فقر و ریشه کن کردن این دیو هزار سر هزار چهره امری امکان پذیر است؟ و وظیفه ی ما در این میان چیست؟
🔹ریشه کن سازی فقر در دنیا و در مرتبه ای پایین تر کاهش آن به عوامل بسیاری بستگی دارد. میزان دسترسی به غذا در کشورهای مختلف، امکان تحصیل و آموزش در مدرسه، نحوه توزیع ثروت در جامعه و میزان فساد سیاسی و اقتصادی در آن، میزان دسترسی به رسانه های جمعی و بسیاری عوامل دیگر در شکل گیری فقر در یک جامعه و در ابعاد وسیعتر در کل دنیا نقشی اساسی دارد. شاید همه عوامل بالا را بتوان در یک کلمه خلاصه کرد و آن واژه ناب "آگاهی" است. درخت فقر در مرداب های ناآگاهی های شخصی و جمعی آبیاری می شود و هر ذره از آگاهی، نقشی بی بدیل در خشکاندن شاخ و برگ این درخت شوم و مرگ آور خواهد داشت.
🔹شاید دستیابی به جهانی بدون فقر یک آرمان دست نیافتنی باشد اما بودن در مسیر کاهش آن و تلاش برای کاهش فقر و بی عدالتی برای هر انسان میسر است. سیاستمداران با راه انداختن جنگ ها، ایجاد اختلافات قومی و قبیله ای و مذهبی در گوشه و کنار دنیا فقر را گسترش می دهند، از ناآگاهی عمومی در انباشت ثروت و قدرت برای خود استفاده می برند و عامه مردم نیز در این غوغای ناآگاهی و از طریق رفتارهای نادرست در مواجهه با مسائل اجتماعی، گاه خود تشدیدکننده فقر بر امثال خود می گردند. آنچه بیش از هر چیز ما را به آرمانشهر دنیای بدون فقر نزدیک می کند تلاشی بی وقفه در راه صلح و دوستی میان انسانها در قالب فعالیت در سازمان های مستقل و مردمی، تلاش برای آموزش کودکان محروم، استفاده از رسانه ها به عنوان ابزاری برای اطلاع رسانی و مبارزه با انواع فساد سیاسی و اقتصادی و در یک کلام "گسترش اگاهی" در میان آحاد جامعه است.
📸 حضور در کنار کودکان مناطق حاشیه نشین و اشتغال زایی برای مادران سرپرست خانوار در خانه های ایرانی جمعیت امام علی به امید ساختن دنیایی زیباتر و خالی تر از فقر و زشتی
goo.gl/XVzZrE
〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
باشگاه هواداران جمعیت امام علی
📸نمایشگاه عکاسی با موبایل کودکان خانه ایرانی شهرری 🗓زمان : ۱۵ الی ۲۱ مهرماه ⏰ ساعت ۱۷ الی ۲۰ 🏠مکان: میدان انقلاب کارگر جنوبی کوچه مهدیزاده پلاک ۲۴ کافه کوخ 🆔 @fancommunity 📞09193707783
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی نگاه می کنی،
چشمی هست که تو را می نگرد
باور کن زیبایی نگاهت را
و دنیا را با نگاهت زیباتر کن
"نو بین"، نمایشگاه گروهی عکاسی با موبایل کودکان خانه ایرانی شهرری
🆔 @imamalisociety
چشمی هست که تو را می نگرد
باور کن زیبایی نگاهت را
و دنیا را با نگاهت زیباتر کن
"نو بین"، نمایشگاه گروهی عکاسی با موبایل کودکان خانه ایرانی شهرری
🆔 @imamalisociety
گرگها را برای مراقبت از کودکان در برابر انسانهای بزرگسال فرا بخوانیم!
گرگها شیشه مصرف نمی کنند و توهم هم نمی زنند!
در این جنگل، شیشه آزاد است!
کارتون از احسان گنجی
#مرگ_اهورا
🆔 @imamalisociety
گرگها شیشه مصرف نمی کنند و توهم هم نمی زنند!
در این جنگل، شیشه آزاد است!
کارتون از احسان گنجی
#مرگ_اهورا
🆔 @imamalisociety
Forwarded from باشگاه هواداران جمعیت امام علی
🎥 اکران فیلم «متهمین دایره بیستم»
⬅️ به همراه بررسی برخی از پروندههای طرح طفلان مسلم
🎬 با حضور کارگردان: حسام اسلامی
🕖پنجشنبه ۲۷مهر،ساعت۱۸
📍میدان انقلاب،کارگرجنوبی،کوچه مهدیزاده،پ۲۴
🆔 @eventias
⬅️ به همراه بررسی برخی از پروندههای طرح طفلان مسلم
🎬 با حضور کارگردان: حسام اسلامی
🕖پنجشنبه ۲۷مهر،ساعت۱۸
📍میدان انقلاب،کارگرجنوبی،کوچه مهدیزاده،پ۲۴
🆔 @eventias
◼️زمستان هولناک این پاییز
(برای #مرگ_اهورا )
▪️بی تفاوت شدیم؛ عاری از هر گونه احساس. به پلیدی های زمانه خیره می شویم و لختی مویه می کنیم و دوباره در کلاف ابرهای نابارور گم می شویم؛ بی هیچ تسلایی.
اهورا را کفن کردیم و داغ یخین لعل، بر پیشانی نهادیم و یادمان رفت تمام لعن ها و نفرین ها را با صدای بلند نثار ابلیس های مطرود کنیم. آن روز که انسانیت در دامنه سرد این سرزمین جان داد و اهورا خالق زمستان این پاییز شد، سر در گریبان فرو بردیم و خیال کردیم تا رخصت رستاخیزی دیگر، هیچ فرزندی به قربانگاه نخواهد رفت و هیچ ناقوس ناموزونی نواخته نخواهد شد.
حالا اما اهورای کوچک را کفن کرده ایم بی لالایی؛ و قصه خاک را برازنده قامت کوچکش می دانیم و باز نم اشکی و لعنی و خبری هولناک روی جلد روزنامه ها و تمام.
▪️اهورای کوچک اما میان خلعت کابوس، عریان به خواب رفته است تا حزن پدر آتش گرفته اش ابدی شود و ساحره نحس واژه ها، مرهمی برای زخم های ناسور پدرش نیابد تا آهنگ دق الباب فرشته ای که هنوز طعم این دنیا را نچشیده بود، به سرای خفتگان برسد و از ریزش قلب تمام شده اش رنگین کمانی مذاب، در پهنه آسمان تراوش کند؛ تا انسانیت در مسلخ، به اسب سرکش نامردی و نامرادی نعل شتاب بکوبد و روح فرشته مانندش را به باد هوا بسپارد.
▪️بی تفاوت شدیم؛ آنقدر که اگر همین فردا فرشته دیگری از دامن این سرزمین به حجله مرگ قدم بگذارد به جز صدای مگس ها، طنین هیچ موجودی در گوشمان نخواهد پیچید و در این چرکابه که نامش دنیاست غرق می شویم و فراموش می کنیم قابیل های زمین، چگونه فرزندان مرا و تو را در ظلماتی بی تکرار مثله می کنند و با صدای فریاد دردانه هایمان کِل می کشند و تصاویر سیاه زنگ آجین را هاشور می زنند.
▪️بی تفاوت شدیم؛ بی فراق، بی تمنا، بی دلتنگی و بی مویه. دریغا بر غربت این خاک که روزی تربت عشق بود و حالا خاکی بر سر آرزوهامان! آیا در این سرای بی کسی، تنابنده ای پیدا می شود تا کسالت مرگ فرشته آسمانی را با طپش قلب زخم خورده اش درمان کند؟ آیا کسی هست در همین لحظه کبود؟
goo.gl/J86Pjv
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
(برای #مرگ_اهورا )
▪️بی تفاوت شدیم؛ عاری از هر گونه احساس. به پلیدی های زمانه خیره می شویم و لختی مویه می کنیم و دوباره در کلاف ابرهای نابارور گم می شویم؛ بی هیچ تسلایی.
اهورا را کفن کردیم و داغ یخین لعل، بر پیشانی نهادیم و یادمان رفت تمام لعن ها و نفرین ها را با صدای بلند نثار ابلیس های مطرود کنیم. آن روز که انسانیت در دامنه سرد این سرزمین جان داد و اهورا خالق زمستان این پاییز شد، سر در گریبان فرو بردیم و خیال کردیم تا رخصت رستاخیزی دیگر، هیچ فرزندی به قربانگاه نخواهد رفت و هیچ ناقوس ناموزونی نواخته نخواهد شد.
حالا اما اهورای کوچک را کفن کرده ایم بی لالایی؛ و قصه خاک را برازنده قامت کوچکش می دانیم و باز نم اشکی و لعنی و خبری هولناک روی جلد روزنامه ها و تمام.
▪️اهورای کوچک اما میان خلعت کابوس، عریان به خواب رفته است تا حزن پدر آتش گرفته اش ابدی شود و ساحره نحس واژه ها، مرهمی برای زخم های ناسور پدرش نیابد تا آهنگ دق الباب فرشته ای که هنوز طعم این دنیا را نچشیده بود، به سرای خفتگان برسد و از ریزش قلب تمام شده اش رنگین کمانی مذاب، در پهنه آسمان تراوش کند؛ تا انسانیت در مسلخ، به اسب سرکش نامردی و نامرادی نعل شتاب بکوبد و روح فرشته مانندش را به باد هوا بسپارد.
▪️بی تفاوت شدیم؛ آنقدر که اگر همین فردا فرشته دیگری از دامن این سرزمین به حجله مرگ قدم بگذارد به جز صدای مگس ها، طنین هیچ موجودی در گوشمان نخواهد پیچید و در این چرکابه که نامش دنیاست غرق می شویم و فراموش می کنیم قابیل های زمین، چگونه فرزندان مرا و تو را در ظلماتی بی تکرار مثله می کنند و با صدای فریاد دردانه هایمان کِل می کشند و تصاویر سیاه زنگ آجین را هاشور می زنند.
▪️بی تفاوت شدیم؛ بی فراق، بی تمنا، بی دلتنگی و بی مویه. دریغا بر غربت این خاک که روزی تربت عشق بود و حالا خاکی بر سر آرزوهامان! آیا در این سرای بی کسی، تنابنده ای پیدا می شود تا کسالت مرگ فرشته آسمانی را با طپش قلب زخم خورده اش درمان کند؟ آیا کسی هست در همین لحظه کبود؟
goo.gl/J86Pjv
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
اصلاح یک جامعه فقر زده ضرورتی بی چون و چراست
و #عدالت تنها پادزهر فقر و بیچارگی اجتماعی است.
👤محمدرضا حکیمی
📸 خانه ای در محلات حاشیه نشین مشهد
🆔 @imamalisociety
و #عدالت تنها پادزهر فقر و بیچارگی اجتماعی است.
👤محمدرضا حکیمی
📸 خانه ای در محلات حاشیه نشین مشهد
🆔 @imamalisociety