گرگها را برای مراقبت از کودکان در برابر انسانهای بزرگسال فرا بخوانیم!
گرگها شیشه مصرف نمی کنند و توهم هم نمی زنند!
در این جنگل، شیشه آزاد است!
کارتون از احسان گنجی
#مرگ_اهورا
🆔 @imamalisociety
گرگها شیشه مصرف نمی کنند و توهم هم نمی زنند!
در این جنگل، شیشه آزاد است!
کارتون از احسان گنجی
#مرگ_اهورا
🆔 @imamalisociety
◼️زمستان هولناک این پاییز
(برای #مرگ_اهورا )
▪️بی تفاوت شدیم؛ عاری از هر گونه احساس. به پلیدی های زمانه خیره می شویم و لختی مویه می کنیم و دوباره در کلاف ابرهای نابارور گم می شویم؛ بی هیچ تسلایی.
اهورا را کفن کردیم و داغ یخین لعل، بر پیشانی نهادیم و یادمان رفت تمام لعن ها و نفرین ها را با صدای بلند نثار ابلیس های مطرود کنیم. آن روز که انسانیت در دامنه سرد این سرزمین جان داد و اهورا خالق زمستان این پاییز شد، سر در گریبان فرو بردیم و خیال کردیم تا رخصت رستاخیزی دیگر، هیچ فرزندی به قربانگاه نخواهد رفت و هیچ ناقوس ناموزونی نواخته نخواهد شد.
حالا اما اهورای کوچک را کفن کرده ایم بی لالایی؛ و قصه خاک را برازنده قامت کوچکش می دانیم و باز نم اشکی و لعنی و خبری هولناک روی جلد روزنامه ها و تمام.
▪️اهورای کوچک اما میان خلعت کابوس، عریان به خواب رفته است تا حزن پدر آتش گرفته اش ابدی شود و ساحره نحس واژه ها، مرهمی برای زخم های ناسور پدرش نیابد تا آهنگ دق الباب فرشته ای که هنوز طعم این دنیا را نچشیده بود، به سرای خفتگان برسد و از ریزش قلب تمام شده اش رنگین کمانی مذاب، در پهنه آسمان تراوش کند؛ تا انسانیت در مسلخ، به اسب سرکش نامردی و نامرادی نعل شتاب بکوبد و روح فرشته مانندش را به باد هوا بسپارد.
▪️بی تفاوت شدیم؛ آنقدر که اگر همین فردا فرشته دیگری از دامن این سرزمین به حجله مرگ قدم بگذارد به جز صدای مگس ها، طنین هیچ موجودی در گوشمان نخواهد پیچید و در این چرکابه که نامش دنیاست غرق می شویم و فراموش می کنیم قابیل های زمین، چگونه فرزندان مرا و تو را در ظلماتی بی تکرار مثله می کنند و با صدای فریاد دردانه هایمان کِل می کشند و تصاویر سیاه زنگ آجین را هاشور می زنند.
▪️بی تفاوت شدیم؛ بی فراق، بی تمنا، بی دلتنگی و بی مویه. دریغا بر غربت این خاک که روزی تربت عشق بود و حالا خاکی بر سر آرزوهامان! آیا در این سرای بی کسی، تنابنده ای پیدا می شود تا کسالت مرگ فرشته آسمانی را با طپش قلب زخم خورده اش درمان کند؟ آیا کسی هست در همین لحظه کبود؟
goo.gl/J86Pjv
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
(برای #مرگ_اهورا )
▪️بی تفاوت شدیم؛ عاری از هر گونه احساس. به پلیدی های زمانه خیره می شویم و لختی مویه می کنیم و دوباره در کلاف ابرهای نابارور گم می شویم؛ بی هیچ تسلایی.
اهورا را کفن کردیم و داغ یخین لعل، بر پیشانی نهادیم و یادمان رفت تمام لعن ها و نفرین ها را با صدای بلند نثار ابلیس های مطرود کنیم. آن روز که انسانیت در دامنه سرد این سرزمین جان داد و اهورا خالق زمستان این پاییز شد، سر در گریبان فرو بردیم و خیال کردیم تا رخصت رستاخیزی دیگر، هیچ فرزندی به قربانگاه نخواهد رفت و هیچ ناقوس ناموزونی نواخته نخواهد شد.
حالا اما اهورای کوچک را کفن کرده ایم بی لالایی؛ و قصه خاک را برازنده قامت کوچکش می دانیم و باز نم اشکی و لعنی و خبری هولناک روی جلد روزنامه ها و تمام.
▪️اهورای کوچک اما میان خلعت کابوس، عریان به خواب رفته است تا حزن پدر آتش گرفته اش ابدی شود و ساحره نحس واژه ها، مرهمی برای زخم های ناسور پدرش نیابد تا آهنگ دق الباب فرشته ای که هنوز طعم این دنیا را نچشیده بود، به سرای خفتگان برسد و از ریزش قلب تمام شده اش رنگین کمانی مذاب، در پهنه آسمان تراوش کند؛ تا انسانیت در مسلخ، به اسب سرکش نامردی و نامرادی نعل شتاب بکوبد و روح فرشته مانندش را به باد هوا بسپارد.
▪️بی تفاوت شدیم؛ آنقدر که اگر همین فردا فرشته دیگری از دامن این سرزمین به حجله مرگ قدم بگذارد به جز صدای مگس ها، طنین هیچ موجودی در گوشمان نخواهد پیچید و در این چرکابه که نامش دنیاست غرق می شویم و فراموش می کنیم قابیل های زمین، چگونه فرزندان مرا و تو را در ظلماتی بی تکرار مثله می کنند و با صدای فریاد دردانه هایمان کِل می کشند و تصاویر سیاه زنگ آجین را هاشور می زنند.
▪️بی تفاوت شدیم؛ بی فراق، بی تمنا، بی دلتنگی و بی مویه. دریغا بر غربت این خاک که روزی تربت عشق بود و حالا خاکی بر سر آرزوهامان! آیا در این سرای بی کسی، تنابنده ای پیدا می شود تا کسالت مرگ فرشته آسمانی را با طپش قلب زخم خورده اش درمان کند؟ آیا کسی هست در همین لحظه کبود؟
goo.gl/J86Pjv
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
◾️وقتی که گرگها می گریند
(برای #مرگ_اهورا )
▪️اهورا رفت؛ در کنار ستایش و آتنا و بنیتا؛ تا تکه ی بزرگ دیگری از پاکی و زیبایی این سرزمین جدا شود و از عالمی دیگر به ما غرق شدگان بنگرد؛ غرق شدگان در ظلمت و تاریکی که نورهای دنیایمان را کشتیم و سرگردان بیابانهای رخوت و سستی شدیم.
▪️ما را از این بیابان راه گریزی نیست تا آن زمان که تک تک اهالی اش صلای عشق، نوع دوستی و دگرخواهی بر در خانه هاشان زنند، بر هم رحم و مهربانی ورزند تا همگی از این دشت دهشتناک به سلامت گذر کنیم.
▪️مباد که از این شب تار، سپیده ای سر نزند! مباد که در تاریکی به این عالم قدم نهیم و در همین ظلمات بدرودش گوییم! مباد بر ما خاموش کردن نورهای جهان افروز؛ بی آنکه حتی در پس بیداد این خاموشی، نوری دیگر به دادخواهی برنیفروزیم!
طرح از محمد طحانی، روزنامه ابتکار ۹۶/۷/۲۷
goo.gl/HnA2Sp
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
(برای #مرگ_اهورا )
▪️اهورا رفت؛ در کنار ستایش و آتنا و بنیتا؛ تا تکه ی بزرگ دیگری از پاکی و زیبایی این سرزمین جدا شود و از عالمی دیگر به ما غرق شدگان بنگرد؛ غرق شدگان در ظلمت و تاریکی که نورهای دنیایمان را کشتیم و سرگردان بیابانهای رخوت و سستی شدیم.
▪️ما را از این بیابان راه گریزی نیست تا آن زمان که تک تک اهالی اش صلای عشق، نوع دوستی و دگرخواهی بر در خانه هاشان زنند، بر هم رحم و مهربانی ورزند تا همگی از این دشت دهشتناک به سلامت گذر کنیم.
▪️مباد که از این شب تار، سپیده ای سر نزند! مباد که در تاریکی به این عالم قدم نهیم و در همین ظلمات بدرودش گوییم! مباد بر ما خاموش کردن نورهای جهان افروز؛ بی آنکه حتی در پس بیداد این خاموشی، نوری دیگر به دادخواهی برنیفروزیم!
طرح از محمد طحانی، روزنامه ابتکار ۹۶/۷/۲۷
goo.gl/HnA2Sp
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
#نیایش ✨
پروردگارا
#ستایش هایمان را گم کردیم
در غبار مرگبار ارابه ی پلیدی
که چه بی رحمانه می تاخت!
و قنوت نمازمان، خالی از #آتنا شد
در عبور خردکننده ی چرخ هایش
در سرزمینی که #اهورا از آن پر کشید
سرگردان به رقص ارابه ها می نگریم!
ما را به یافتنت یاری کن
در میانه ی این غبار و تاریکی!
#نگاهی_به_آسمان
#مرگ_اهورا
کارتون از طراوت نیکی
goo.gl/HkjpuV
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
پروردگارا
#ستایش هایمان را گم کردیم
در غبار مرگبار ارابه ی پلیدی
که چه بی رحمانه می تاخت!
و قنوت نمازمان، خالی از #آتنا شد
در عبور خردکننده ی چرخ هایش
در سرزمینی که #اهورا از آن پر کشید
سرگردان به رقص ارابه ها می نگریم!
ما را به یافتنت یاری کن
در میانه ی این غبار و تاریکی!
#نگاهی_به_آسمان
#مرگ_اهورا
کارتون از طراوت نیکی
goo.gl/HkjpuV
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety