Forwarded from اتچ بات
🍀نجات یک نوجوان محکوم به قصاص در خوزستان
👈جعفر از خوزستان، چهلوهشتمین نفری است که توسط جمعیت امام علی از مرگ نجات مییابد.
اسفندماه ۱۳۹۰ ، دو خانواده در خوزستان به سوگ نشستند. یکی در سوگ فرزند نوجوانش و دیگری در سوگِ سرنوشتی که دیر یا زود به چوبه دار گره میخورد.
جعفر، هفده سالش بود و محمد دوازه سال و هر دو در محلهای ساکن بودند که خاک حاصلخیزِ خشمش، هزار درختِ پشیمانی به بار میآورد و عبرت نمیشود. خاکی که با محرومیت، هر روز بیشتر تغذیه میشود و باید فکری به حال آن کرد؛ پیش از آنکه فکرها از نفس بیفتد و به هر لحظه، با مختصر درگیری، دشنه و دشنام از نیام برآید.
جعفر در مدرسه، آموزش شناخت احساسات خود و کنترل خشم ندیده بود. مدارس ما کمتر چنین مهارتی میآموزند. اگر هم مختصر آموزشی در این زمینه باشد، بر اساس قانونی نانوشته و روالی فراگیر، سهمِ مدارس مناطق محروم، همواره دیرتر میرسد. دیرتر از آنکه، حتی نوشدارویی بعد از مرگ سهراب باشد...
تلاقی غرور دو نوجوان، کوچکی یکی و بزرگی دیگری، تکه کلامی و دشنام زیرلبی و... آتش این دعوا هم زود میگیرد. دو نوجوان کنار رودخانه میروند و گلاویز میشوند.
جعفر پشت تلفن زندان میگریست و تعریف میکرد: «اصلا نفهمیدم چی شد. اصلا حالیم نشد. به خودم اومدم دیدم محمد تموم کرده. سه روزِ بعد هم آنقدر عذاب وجدان داشتم که خودم را معرفی کردم. امیدوارم خدا مرا ببخشد و راضی و تسلیمم به تصمیم اولیای دم.»
اما تصمیم اولیای دم، هفته گذشته مشخص شد و آنها ردای مرگ را بر تن جعفر نخواستند.
شنبه چهاردهم اردبیهشتماه ۹۸، با اهدای مبلغ وجهالرضایه (که ۲۰۰ میلیون تومان آن را جمعیت امام علی پرداخت نمود.) رضایت پروندهی جعفر، به صورت رسمی ثبت شد و امروز ۲۳ اردیبهشتماه، در تماسی که با جعفر در زندان داشتیم، باخبر شدیم مراحل قضایی آزادی وی در دست انجام است.
در میان تمام اخبار ناگوار، خبری امیدبخش است این بخشش و بازگشت یک جوان به زندگی. به امید آنکه با اصلاح قوانین، مجازات جرایم کودکان تعدیل شود و با ریشهکنی فقر، علل و زمینههای اجتماعی وقوعِ جرم معدوم گردد. گرچه آرزویی بزرگ است و همتی بیاندازه میطلبد.
#طرح_طفلان_مسلم
🆔 @imamalisociety
⭕️ ⭕️ تماس جعفر از زندان اهواز و تشکر از مردم 👇👇👇
👈جعفر از خوزستان، چهلوهشتمین نفری است که توسط جمعیت امام علی از مرگ نجات مییابد.
اسفندماه ۱۳۹۰ ، دو خانواده در خوزستان به سوگ نشستند. یکی در سوگ فرزند نوجوانش و دیگری در سوگِ سرنوشتی که دیر یا زود به چوبه دار گره میخورد.
جعفر، هفده سالش بود و محمد دوازه سال و هر دو در محلهای ساکن بودند که خاک حاصلخیزِ خشمش، هزار درختِ پشیمانی به بار میآورد و عبرت نمیشود. خاکی که با محرومیت، هر روز بیشتر تغذیه میشود و باید فکری به حال آن کرد؛ پیش از آنکه فکرها از نفس بیفتد و به هر لحظه، با مختصر درگیری، دشنه و دشنام از نیام برآید.
جعفر در مدرسه، آموزش شناخت احساسات خود و کنترل خشم ندیده بود. مدارس ما کمتر چنین مهارتی میآموزند. اگر هم مختصر آموزشی در این زمینه باشد، بر اساس قانونی نانوشته و روالی فراگیر، سهمِ مدارس مناطق محروم، همواره دیرتر میرسد. دیرتر از آنکه، حتی نوشدارویی بعد از مرگ سهراب باشد...
تلاقی غرور دو نوجوان، کوچکی یکی و بزرگی دیگری، تکه کلامی و دشنام زیرلبی و... آتش این دعوا هم زود میگیرد. دو نوجوان کنار رودخانه میروند و گلاویز میشوند.
جعفر پشت تلفن زندان میگریست و تعریف میکرد: «اصلا نفهمیدم چی شد. اصلا حالیم نشد. به خودم اومدم دیدم محمد تموم کرده. سه روزِ بعد هم آنقدر عذاب وجدان داشتم که خودم را معرفی کردم. امیدوارم خدا مرا ببخشد و راضی و تسلیمم به تصمیم اولیای دم.»
اما تصمیم اولیای دم، هفته گذشته مشخص شد و آنها ردای مرگ را بر تن جعفر نخواستند.
شنبه چهاردهم اردبیهشتماه ۹۸، با اهدای مبلغ وجهالرضایه (که ۲۰۰ میلیون تومان آن را جمعیت امام علی پرداخت نمود.) رضایت پروندهی جعفر، به صورت رسمی ثبت شد و امروز ۲۳ اردیبهشتماه، در تماسی که با جعفر در زندان داشتیم، باخبر شدیم مراحل قضایی آزادی وی در دست انجام است.
در میان تمام اخبار ناگوار، خبری امیدبخش است این بخشش و بازگشت یک جوان به زندگی. به امید آنکه با اصلاح قوانین، مجازات جرایم کودکان تعدیل شود و با ریشهکنی فقر، علل و زمینههای اجتماعی وقوعِ جرم معدوم گردد. گرچه آرزویی بزرگ است و همتی بیاندازه میطلبد.
#طرح_طفلان_مسلم
🆔 @imamalisociety
⭕️ ⭕️ تماس جعفر از زندان اهواز و تشکر از مردم 👇👇👇
Telegram
attach 📎