This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 دستور اژهای برای اعدام فوری؛ فرار به جلو با خون مردم در انتقام شکست اطلاعاتی بیسابقه از اسرائیل
غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه فاسد قضائیه رژیم در جلسه هفتگی و فرمایشی شورای عالی قضایی، خواستار تسریع در رسیدگی به پروندههای مرتبط با «جاسوسی» برای اسرائیل شد.او گفت:
رژیم اشغالگر و ایرانستیز جمهوری اسلامی با استفاده از حربه سرکوب، کشتار، شکنجه و ارعاب تصور میکند میتواند حکومتش را ابدی کند. بزودی خواهید دید که سناریوی نخنمای جاسوسی برای اسرائیل برای امنیتی کردن فضا کل حکومتتان را برباد خواهد داد. این الگو، از ابتدای حیات این رژیم تروریستی برقرار بوده: دادگاههای نمایشی بدون سند و مدرک معتبر، اتهامات کلیشهای، اعترافات اجباری و صدور احکام جعلی اعدام با هدف ایجاد رعب و وحشت عمومی.
محسنی اژهای، که پیشتر به «آخوند گوشخوار» نیز مشهور بوده، در گنده گویی های خود بهصراحت اعلام کرده که نیازی به تحقیق نیست؛ یعنی همان حذف آشکار روند قضایی برای تسریع در کشتار و تثبیت جو خفقان.
این رفتارها، واکنشی مستقیم به شکستهای اطلاعاتی و امنیتی رژیم در جریان جنگ ۱۲ روزه و ناتوانیاشان در مواجهه با تحولات منطقهای است. جمهوری اسلامی که نتوانست در این جنگ از فروپاشی هیمنه پوشالیاش محافظت کند، اکنون در ضعف کامل، درصدد گرفتن انتقام این ناتوانی از مردم ایران است.
رژیم در موقعیتی قرار گرفته که حتی به شکلی بیسابقه، به پروپاگاندای وطنپرستی متوسل شده و با پروپاگانداهای گوناگون درصدد تضمین بقای خود است و تمسک به این فریب و شعارهای ملیگرایانه، تنها نشانهای از سقوط تاریخی و خفتبار این رژیم تبهکار است.
مردم ایران میدانند که دشمنشان نه آمریکا و اسرائیل، بلکه رژیمی است که مأموریتش را در قتل، غارت، نابودی محیط زیست، منابع آبی، و چپاول ثروت ملی تعریف شده است و بقای خود را در تجهیز تروریستها و صدور بحران به منطقه و سرکوب گسترده مردم و تزریق وحشت به اذهان عمومی جامعه برای بازدارندگی میبیند.
💎 @iranyarannetwork1398
غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه فاسد قضائیه رژیم در جلسه هفتگی و فرمایشی شورای عالی قضایی، خواستار تسریع در رسیدگی به پروندههای مرتبط با «جاسوسی» برای اسرائیل شد.او گفت:
«خیلی از این موارد دیگر خیلی کار تحقیق نمیخواهد. اگر در زمان مناسب رسیدگی بشود بازدارندگی بهتری خواهد داشت.»
رژیم اشغالگر و ایرانستیز جمهوری اسلامی با استفاده از حربه سرکوب، کشتار، شکنجه و ارعاب تصور میکند میتواند حکومتش را ابدی کند. بزودی خواهید دید که سناریوی نخنمای جاسوسی برای اسرائیل برای امنیتی کردن فضا کل حکومتتان را برباد خواهد داد. این الگو، از ابتدای حیات این رژیم تروریستی برقرار بوده: دادگاههای نمایشی بدون سند و مدرک معتبر، اتهامات کلیشهای، اعترافات اجباری و صدور احکام جعلی اعدام با هدف ایجاد رعب و وحشت عمومی.
محسنی اژهای، که پیشتر به «آخوند گوشخوار» نیز مشهور بوده، در گنده گویی های خود بهصراحت اعلام کرده که نیازی به تحقیق نیست؛ یعنی همان حذف آشکار روند قضایی برای تسریع در کشتار و تثبیت جو خفقان.
این رفتارها، واکنشی مستقیم به شکستهای اطلاعاتی و امنیتی رژیم در جریان جنگ ۱۲ روزه و ناتوانیاشان در مواجهه با تحولات منطقهای است. جمهوری اسلامی که نتوانست در این جنگ از فروپاشی هیمنه پوشالیاش محافظت کند، اکنون در ضعف کامل، درصدد گرفتن انتقام این ناتوانی از مردم ایران است.
رژیم در موقعیتی قرار گرفته که حتی به شکلی بیسابقه، به پروپاگاندای وطنپرستی متوسل شده و با پروپاگانداهای گوناگون درصدد تضمین بقای خود است و تمسک به این فریب و شعارهای ملیگرایانه، تنها نشانهای از سقوط تاریخی و خفتبار این رژیم تبهکار است.
مردم ایران میدانند که دشمنشان نه آمریکا و اسرائیل، بلکه رژیمی است که مأموریتش را در قتل، غارت، نابودی محیط زیست، منابع آبی، و چپاول ثروت ملی تعریف شده است و بقای خود را در تجهیز تروریستها و صدور بحران به منطقه و سرکوب گسترده مردم و تزریق وحشت به اذهان عمومی جامعه برای بازدارندگی میبیند.
💎 @iranyarannetwork1398
💠 ارزشهای مشترک حقوق بشری، ستون فقرات جبهه احیای قانون و حاکمیت ملی ایران
نویسنده؛ ویکتوریا آزاد، موسس شبکه ایرانیاران/عضو جبهه احیای قانون و حاکمیت ملی ایران
چهارشنبه - 25 تیر 1404
در میان خیل جریانهای مدعی آلترناتیو بودن، آنچه جبهه احیای قانون و حاکمیت ملی ایران را ممتاز میسازد، وجود ارزشهای مشترک و اصالت در تعهد به حقوق بشر است. اعضای این جبهه، نه صرفاً فعالان سیاسی، بلکه انسانهایی متواضع با سابقه روشن در دفاع از کرامت انسانیاند؛ چه در قالب عضویت فعال در نهادهایی چون عفو بینالملل، چه در سالها روشنگری، حمایت از قربانیان سرکوب، و افشاگری علیه نقض حقوق بشر در ایران.
این پشتوانه انسانی و اخلاقی، بزرگترین سرمایه جبهه است. سرمایهای که نه با شعار بلکه با عمل و ریشههای واقعی در مبارزه با استبداد دینی و دفاع از آزادی و حقوق بشر شکل گرفته است. مردمی که سالها با بیاعتمادی و سرخوردگی از بازیهای قدرت مواجه بودهاند، امروز نیازمند جریانهاییاند که پاسخگو، فروتن و حقوق انسان محور باشند.
در برابر جریانات چماقبدست و توهینمحور، که در آنها هر دگراندیشی بهراحتی خائن خوانده میشود و “جاوید شاه” بهجای “زنده باد آزادی”، معیار شرافت شده است، جبهه احیای قانون بر آن است که نشان دهد که میتوان ایرانی بود، ریشهدار بود، اما در عینحال مدرن، دموکرات، و مدافع آزادی اندیشه ماند.
در مقابل آنها که میدان را خالی از نیروی قابل برای جایگزینی رژیم ملاها میبینند و آنگونه جلوه میدهند که رژیم آلترناتیو جایگزین ندارد و یا آنها که به دنبال جایگزینی شاه به جای مُلا هستند، قاطعانه اعلام میکنیم که جبهه احیای قانون و حاکمیت ملی ایران، با اتکا به نیروی بالفعل خود در ایران و خارج و با توکل به میراث روشنفکری و حقوقبشری اعضایش، نه تنها خود را جایگزین رژیم پلید اسلامی میبیند، بلکه متعهد به ساختن ایرانی نو با بنیادهای انسانی، حقوقمدار و قانونگراست. مردمی که فردا به آنها رأی خواهند داد، امروز باید بدانند که با چه معیارهایی دولتزنان و دولتمردان خود را بسنجند — و این جبهه، صادقانه با معیارها و ارزشهای حقوق بشری خود برای آزادی ایران میایستد و در کنار ملت پرافتخار ایران، قسم به خون یاران ایستاده ایم تا پایان.
#ویکتوریا_آزاد
@DORRTV
💎 @iranyarannetwork1398
نویسنده؛ ویکتوریا آزاد، موسس شبکه ایرانیاران/عضو جبهه احیای قانون و حاکمیت ملی ایران
چهارشنبه - 25 تیر 1404
در میان خیل جریانهای مدعی آلترناتیو بودن، آنچه جبهه احیای قانون و حاکمیت ملی ایران را ممتاز میسازد، وجود ارزشهای مشترک و اصالت در تعهد به حقوق بشر است. اعضای این جبهه، نه صرفاً فعالان سیاسی، بلکه انسانهایی متواضع با سابقه روشن در دفاع از کرامت انسانیاند؛ چه در قالب عضویت فعال در نهادهایی چون عفو بینالملل، چه در سالها روشنگری، حمایت از قربانیان سرکوب، و افشاگری علیه نقض حقوق بشر در ایران.
این پشتوانه انسانی و اخلاقی، بزرگترین سرمایه جبهه است. سرمایهای که نه با شعار بلکه با عمل و ریشههای واقعی در مبارزه با استبداد دینی و دفاع از آزادی و حقوق بشر شکل گرفته است. مردمی که سالها با بیاعتمادی و سرخوردگی از بازیهای قدرت مواجه بودهاند، امروز نیازمند جریانهاییاند که پاسخگو، فروتن و حقوق انسان محور باشند.
در برابر جریانات چماقبدست و توهینمحور، که در آنها هر دگراندیشی بهراحتی خائن خوانده میشود و “جاوید شاه” بهجای “زنده باد آزادی”، معیار شرافت شده است، جبهه احیای قانون بر آن است که نشان دهد که میتوان ایرانی بود، ریشهدار بود، اما در عینحال مدرن، دموکرات، و مدافع آزادی اندیشه ماند.
در مقابل آنها که میدان را خالی از نیروی قابل برای جایگزینی رژیم ملاها میبینند و آنگونه جلوه میدهند که رژیم آلترناتیو جایگزین ندارد و یا آنها که به دنبال جایگزینی شاه به جای مُلا هستند، قاطعانه اعلام میکنیم که جبهه احیای قانون و حاکمیت ملی ایران، با اتکا به نیروی بالفعل خود در ایران و خارج و با توکل به میراث روشنفکری و حقوقبشری اعضایش، نه تنها خود را جایگزین رژیم پلید اسلامی میبیند، بلکه متعهد به ساختن ایرانی نو با بنیادهای انسانی، حقوقمدار و قانونگراست. مردمی که فردا به آنها رأی خواهند داد، امروز باید بدانند که با چه معیارهایی دولتزنان و دولتمردان خود را بسنجند — و این جبهه، صادقانه با معیارها و ارزشهای حقوق بشری خود برای آزادی ایران میایستد و در کنار ملت پرافتخار ایران، قسم به خون یاران ایستاده ایم تا پایان.
#ویکتوریا_آزاد
@DORRTV
💎 @iranyarannetwork1398
Shared Human Rights Values: The Backbone of the Front for the Restoration of Law and National Sovereignty Research in Iran
✍️ By Victoria Azad
Founder of the IranianYaran Network / Member of the Front for the Restoration of Law and National Sovereignty in Iran
Wednesday, July 16, 2025
Amid the flood of political groups claiming to be viable alternatives, what distinguishes the Front for the Restoration of Law and National Sovereignty in Iran is its shared values and genuine commitment to human rights. The members of this front are not merely political activists—they are humble individuals with a proven track record in defending human dignity: through active membership in organizations like Amnesty International, years of advocacy, support for victims of oppression, and tireless exposure of human rights violations in Iran.
This moral and human capital is the Front’s greatest asset. An asset built not on slogans, but on action and deep roots in the struggle against religious tyranny and for freedom and justice. A nation weary of decades of power games and betrayal deserves movements that are accountable, grounded in humility, and centered on human rights.
In contrast to certain aggressive and intolerant factions within the opposition—those who brand every dissenter a traitor and equate shouting “Long live the Shah” with honor—the Front is here to prove that one can be truly Iranian, deeply rooted in heritage, and yet modern, democratic, and a defender of freedom of thought.
To those who falsely portray the political landscape as devoid of any capable alternative to the regime—and to those who seek to replace the mullahs with monarchs—we declare this: the Front for the Restoration of Law and National Sovereignty in Iran, with its active forces inside and outside the country, and its unwavering commitment to the intellectual and human rights legacy of its members, is not only prepared to replace the Islamic regime, but fully committed to building a new Iran—founded on human dignity, the rule of law, and democratic principles.
The people who will vote tomorrow must know today by what values they will choose their future leaders—and this Front, with honesty and unwavering loyalty to its human rights values, stands ready for freedom, alongside the proud people of Iran.
We swear, by the blood of our fallen comrades, to stand firm—until the end.
#ForIran #TogetherUntilVictory 💚
At persian
بفارسی👇 👇
https://t.me/iranyarannetwork1398/35919
💎@iranyarannetwork1398
✍️ By Victoria Azad
Founder of the IranianYaran Network / Member of the Front for the Restoration of Law and National Sovereignty in Iran
Wednesday, July 16, 2025
Amid the flood of political groups claiming to be viable alternatives, what distinguishes the Front for the Restoration of Law and National Sovereignty in Iran is its shared values and genuine commitment to human rights. The members of this front are not merely political activists—they are humble individuals with a proven track record in defending human dignity: through active membership in organizations like Amnesty International, years of advocacy, support for victims of oppression, and tireless exposure of human rights violations in Iran.
This moral and human capital is the Front’s greatest asset. An asset built not on slogans, but on action and deep roots in the struggle against religious tyranny and for freedom and justice. A nation weary of decades of power games and betrayal deserves movements that are accountable, grounded in humility, and centered on human rights.
In contrast to certain aggressive and intolerant factions within the opposition—those who brand every dissenter a traitor and equate shouting “Long live the Shah” with honor—the Front is here to prove that one can be truly Iranian, deeply rooted in heritage, and yet modern, democratic, and a defender of freedom of thought.
To those who falsely portray the political landscape as devoid of any capable alternative to the regime—and to those who seek to replace the mullahs with monarchs—we declare this: the Front for the Restoration of Law and National Sovereignty in Iran, with its active forces inside and outside the country, and its unwavering commitment to the intellectual and human rights legacy of its members, is not only prepared to replace the Islamic regime, but fully committed to building a new Iran—founded on human dignity, the rule of law, and democratic principles.
The people who will vote tomorrow must know today by what values they will choose their future leaders—and this Front, with honesty and unwavering loyalty to its human rights values, stands ready for freedom, alongside the proud people of Iran.
We swear, by the blood of our fallen comrades, to stand firm—until the end.
#ForIran #TogetherUntilVictory 💚
At persian
بفارسی
https://t.me/iranyarannetwork1398/35919
💎@iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وزیر دفاع اسرائیل، اسراییل کاتز، پس از انجام این حملات اظهار داشت که عصر «ضربههای دردناک» فرا رسیده است و تهدید کرد که اگر نیروهای سوریه از مناطق دروزی کنار نکشند، حملات افزایش پیدا خواهد کرد (). ارتش اسرائیل نیز تأیید کرد که این حمله درب ورودی ستاد را هدف قرار داده و اعلام کرد ادامه نظارت بر تحرکات علیه دروزیها را در دستور کار دارد.
در همین زمینه بنا بر گزارش المانیتور و تایمز آو ایندیا، پیش از حملات امروز، اسرائیل هشدارهایی را از طریق کانالهای دیپلماتیک به دمشق ارسال کرده بود و گفته شد اگر حملهای علیه دروزیها صورت بگیرد، اسرائیل مجبور به دخالت خواهد بود .
#ویکتوریا_آزاد
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✍️ ویکتوریا آزاد – شبکه ایرانیاران/جبهه احیای قانون و حاکمیت ملی ایران
چهارشنبه، ۲۵ تیر ۱۴۰۴
در ساعات اخیر، ارتش اسرائیل با حملهای مستقیم به ساختمان ستاد کل نیروهای مسلح سوریه و مقر ریاستجمهوری در دمشق، ضربهای بیسابقه به ساختار حاکمیتی دولت موقت سوریه وارد کرد. این حمله، علاوه بر پیام نظامی صریح، حاوی پیام سیاسی مشخصی نیز بود: حمایت علنی از جامعه دروزی جنوب سوریه، که در روزهای گذشته هدف سرکوبهای مرگبار از سوی نیروهای دولتی قرار گرفتهاند.
اما این تحولات نظامی، تنها یک سطر در معادله پیچیدهتری است که ردپای بازیگران منطقهای چون ترکیه، عربستان سعودی، قطر و امارات را در خود دارد. به باور تحلیلگران، این بازیگران با تمام قدرت تلاش میکنند تا درگیریهای سوریه را به فرصتی برای مشغولکردن اسرائیل و ایجاد «تنفس مصنوعی» برای جمهوری اسلامی ایران تبدیل کنند.
در طول جنگ ۱۲ روزه اخیر اسرائیل علیه زیرساختهای سپاه پاسداران، این کشورهای نفتی—علیرغم اختلافهای خود—در یک نقطه به اشتراک رسیدند: وحشت عمیق از فروپاشی قطعی رژیم اسلامی در ایران.
در نتیجه، آنها اکنون با هدایت و تغذیه درگیریهای سوریه، سعی دارند تلآویو را در باتلاقی فرسایشی درگیر کنند و مانع ادامه حملات مؤثر به پایگاههای رژیم اسلامی در ایران شوند.
در این میان، احمد الشراعی (ملقب به ابومحمد جولانی)، رئیس دولت موقت سوریه و فرمانده پیشین «تحریرالشام»، همچنان بهعنوان مهرهای مطیع در دستان ترکیه و عربستان سعودی عمل میکند. وی علیرغم نشستن بر مسند قدرت، هیچگاه در کنار مقاومت واقعی علیه بنیادگرایی و دیکتاتوری نبوده است. سکوت او در برابر سرکوبهای خشن دروزیها در استان سویداء و موضعگیری مبهم در برابر حملات اسرائیل، تنها یک معنا دارد: او برای بقای خودش، حاضر به معامله با رژیمهای ارتجاعی منطقهایست
در تهران، همزمان با حمله به دمشق، سیدعلی خامنهای که طی روزهای گذشته از بیم حملات اسرائیل در مخفیگاه پناه گرفته بود، با خیال راحت از سوراخ بیرون خزید و وعده «پیروزی نهایی» داد. اما این سراب پیروزی، نه حاصل قدرت او، بلکه نتیجه تأخیر موقت تلآویو در تداوم ضربات استراتژیک است.
✅ نتیجهگیری:
اگر اسرائیل میخواهد کار جمهوری اسلامی را تمام کند، نباید در باتلاق طراحیشدهی سوریه گیر کند. حملات اخیر اسراییل به دمشق گامی درست بود، اما کافی نیست.
Syria: A Proxy War to Rescue the Islamic Regime in Iran
✍️ Victoria Azad – Front for the Restoration of Law and National Sovereignty in Iran
Wednesday, July 16, 2025
In a bold and unprecedented move, the Israeli military struck the Syrian General Staff Headquarters and the Presidential Palace in Damascus—now under the control of Syria’s interim leader Ahmed al-Sharaa (also known as Abu Mohammad al-Julani). This attack carried not just military significance but a strong political message: Israel openly stands with the persecuted Druze community of southern Syria, who have faced brutal repression from the forces of the new transitional government.
But this escalation reveals a deeper strategic layer: Turkey, Saudi Arabia, Qatar, and the UAE are attempting to drag Israel into a proxy conflict in Syria, buying time for the collapsing Islamic Republic in Tehran.
During Israel’s recent 12-day offensive on Iran’s nuclear and military infrastructure, these Gulf monarchies were visibly alarmed by the imminent collapse of the Islamic regime.
Why?
• A free, democratic Iran would disrupt the regional balance of power.
• It would inspire pro-democracy movements within authoritarian Arab states.
• The security architecture, based on “the Iranian threat,” would lose legitimacy.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Thus, these regimes are now feeding the Syrian conflict to distract Tel Aviv and relieve pressure on Tehran.
🐍 Julani’s Puppet Presidency
Ahmed al-Sharaa (Julani), Syria’s interim president and former commander of Hay’at Tahrir al-Sham, remains a compliant tool in the hands of Turkey and Saudi Arabia. His lack of action regarding Druze repression and vague statements on Israeli strikes show clearly:
He is willing to betray the Syrian people to maintain his grip on fragile power.
🐀 Khamenei Crawls Out of His Hole
Meanwhile in Tehran, Ali Khamenei, who had been hiding for days during Israeli strikes on Iran’s nuclear facilities, resurfaced triumphantly, promising “inevitable victory.” But this illusion is not a result of strength—it’s simply a pause in Israel’s military momentum.
✅ Conclusion
If Israel seeks to finish the job, it must not fall into the Syrian quagmire.
• Julani’s government offers no real resistance to Tehran;
• The Gulf regimes must be forced to pay the price for supporting the Iranian theocracy;
• And true liberation comes only through the combination of external military pressure and internal popular uprising.
💎 @iranyarannetwork1398
Ahmed al-Sharaa (Julani), Syria’s interim president and former commander of Hay’at Tahrir al-Sham, remains a compliant tool in the hands of Turkey and Saudi Arabia. His lack of action regarding Druze repression and vague statements on Israeli strikes show clearly:
He is willing to betray the Syrian people to maintain his grip on fragile power.
Meanwhile in Tehran, Ali Khamenei, who had been hiding for days during Israeli strikes on Iran’s nuclear facilities, resurfaced triumphantly, promising “inevitable victory.” But this illusion is not a result of strength—it’s simply a pause in Israel’s military momentum.
✅ Conclusion
If Israel seeks to finish the job, it must not fall into the Syrian quagmire.
• Julani’s government offers no real resistance to Tehran;
• The Gulf regimes must be forced to pay the price for supporting the Iranian theocracy;
• And true liberation comes only through the combination of external military pressure and internal popular uprising.
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
۷۵۰ تن تجهیزات نظامی که توسط جمهوری اسلامی در حال انتقال به گروه تروریستی حوثی ها بود را متوقف کردیم.
Centcom:
We intercepted 750 pieces of military equipment being transferred by the Islamic Republic to the Houthi terrorist group.
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💠 شکست تلاشها برای محکومیت اسرائيل در اتحادیه اروپا؛ علی رغم اقدامات گسترده ائتلاف حامی فلسطین تلاشها برای محکومیت اسرائيل در اتحادیه اروپا با شکست کامل مواجه شد.
وارسن آقابکیان شاهین، وزیر امور خارجه تشکیلات خودگردان فلسطین، امتناع اتحادیه اروپا از اقدام علیه اسرائیلی را «تکاندهنده و ناامیدکننده» توصیف کرد.
🗣️ اتحادیه اروپا روزگذشته علی رغم تلاشهای فراوان هواداران فلسطین از صدور یک قطعنامه ضد اسرائيلی خود داری کرد.
وزرای امور خارجه اتحادیه اروپا روز سهشنبه به دلیل مبارزه بی امان اسرائيل علیه ترویسم از هرگونه اقدامی علیه اسرائيل خودداری کردند، علیرغم اینکه ادعا می شود اسرائيل توافقنامه همکاری اسرائیل و اتحادیه اروپا را نقض میکند، با این حال کشورهای عضو اتحادیه اروپا بر لزوم مبارزه با تروریسم ، اجماع کامل دارند و این واقعیت که اسرائيل در حال مبارزه با تروریسم حماس است مانع موضع گیری اتحادیه اروپا علیه اسرائيل گردیده است
در این رابطه وارسن آقابکیان شاهین وزیر تشیکلات خود گران فلسطین در امور خارجی، اظهار یاس و نامیدی کرد. لازم به ذکر است تشکیلات خودگردان بر کرانه باختری حکومت میکند در حالی که حماس در بیشتر دو دهه گذشته نوار غزه را کنترل کرده است. این تشکیلات به دلیل حمله اسرائیل به غزه به شدت تضعیف شده است.
یادآور می شود در طول ماههای گذشته ائتلاف سیاسی حامی حماس در اتحادیه اروپا تلاشهای فراوانی را برای صدرو یک قعطنامه ضد اسرائيلی توسط این اتحادیه انجام داده بود. عدم صدور چنین قطعنامه ای در جلسه اخیر اتحادیه اروپا که نمایندگان اسرائيل و تشکیلات خود گردان فلسطین هم در آن حضور داشتند نشانه شکست کامل این تلاشهاست
کارشناسان ، بی عملی تشکیلات خود گردان فلسطین در قبال حماس و جدی نبودن مسئولین این تشکیلات برای مبارزه با تروریسم را عامل اصلی بی اعتمادی اتحادیه اروپا به فلسطینی ها می دانند.
به گفته منابع آگاه ،در اتحادیه اروپا به نمایندگان تشکیلات خودگردان فلسطین یادآوری شده است که باید آنها باید به جای استفاده از احساسات عمومی همدردری با فلسطینی ها در مذاکرات ، نشانه هایی جدی از مبارزه با تروریسم را از خود نشان دهند.
یادآور می شود تشکیلات خودگردان فلسطین با اینکه طی یک کودتا از سوی حماس کنترل خود بر نوار غزه را از دست داد ولی همواره روشی محافظه کارانه در قبال حماس در پیش گرفته و همین امر موجب بر انگیخته شدن بدبینی ها نسبیت به نیات و اهداف واقعی ابن تشکیلات شده است.
💎 @iranyarannetwork1398
وارسن آقابکیان شاهین، وزیر امور خارجه تشکیلات خودگردان فلسطین، امتناع اتحادیه اروپا از اقدام علیه اسرائیلی را «تکاندهنده و ناامیدکننده» توصیف کرد.
وزرای امور خارجه اتحادیه اروپا روز سهشنبه به دلیل مبارزه بی امان اسرائيل علیه ترویسم از هرگونه اقدامی علیه اسرائيل خودداری کردند، علیرغم اینکه ادعا می شود اسرائيل توافقنامه همکاری اسرائیل و اتحادیه اروپا را نقض میکند، با این حال کشورهای عضو اتحادیه اروپا بر لزوم مبارزه با تروریسم ، اجماع کامل دارند و این واقعیت که اسرائيل در حال مبارزه با تروریسم حماس است مانع موضع گیری اتحادیه اروپا علیه اسرائيل گردیده است
در این رابطه وارسن آقابکیان شاهین وزیر تشیکلات خود گران فلسطین در امور خارجی، اظهار یاس و نامیدی کرد. لازم به ذکر است تشکیلات خودگردان بر کرانه باختری حکومت میکند در حالی که حماس در بیشتر دو دهه گذشته نوار غزه را کنترل کرده است. این تشکیلات به دلیل حمله اسرائیل به غزه به شدت تضعیف شده است.
یادآور می شود در طول ماههای گذشته ائتلاف سیاسی حامی حماس در اتحادیه اروپا تلاشهای فراوانی را برای صدرو یک قعطنامه ضد اسرائيلی توسط این اتحادیه انجام داده بود. عدم صدور چنین قطعنامه ای در جلسه اخیر اتحادیه اروپا که نمایندگان اسرائيل و تشکیلات خود گردان فلسطین هم در آن حضور داشتند نشانه شکست کامل این تلاشهاست
کارشناسان ، بی عملی تشکیلات خود گردان فلسطین در قبال حماس و جدی نبودن مسئولین این تشکیلات برای مبارزه با تروریسم را عامل اصلی بی اعتمادی اتحادیه اروپا به فلسطینی ها می دانند.
به گفته منابع آگاه ،در اتحادیه اروپا به نمایندگان تشکیلات خودگردان فلسطین یادآوری شده است که باید آنها باید به جای استفاده از احساسات عمومی همدردری با فلسطینی ها در مذاکرات ، نشانه هایی جدی از مبارزه با تروریسم را از خود نشان دهند.
یادآور می شود تشکیلات خودگردان فلسطین با اینکه طی یک کودتا از سوی حماس کنترل خود بر نوار غزه را از دست داد ولی همواره روشی محافظه کارانه در قبال حماس در پیش گرفته و همین امر موجب بر انگیخته شدن بدبینی ها نسبیت به نیات و اهداف واقعی ابن تشکیلات شده است.
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💠 احمد الشرع، رییسجمهور دولت انتقالی سوریه، در بیانیهای تلویزیونی درباره حملات اسرائیل گفت: «از جنگ هراسی نداریم، اما منافع مردم سوریه را بر ویرانی ترجیح دادهایم.»
الشرع خطاب به شهروندان دروزی هم گفت: «حفاظت از حقوق شما اولویت ماست و هرگونه تلاش برای کشاندن شما به دامن یک طرف خارجی را رد میکنیم.»
🛑 ساعاتی پس از حملات هوایی ارتش اسرائیل به مراکز سیاسی و نظامی در دمشق، خبرگزاری رویترز گزارش داد رهبر مذهبی دروزیهای سوریه از توافق آتشبس با دولت احمد الشرع خبر داده است. همزمان، بهگزارش خبرگزاریها، ستونهای نظامی ارتش سوریه از سویدا در جنوب این کشور عقبنشینی کردهاند.
🔥 زنده باد نتانیاهو✌️
💎 @iranyarannetwork1398
الشرع خطاب به شهروندان دروزی هم گفت: «حفاظت از حقوق شما اولویت ماست و هرگونه تلاش برای کشاندن شما به دامن یک طرف خارجی را رد میکنیم.»
🛑 ساعاتی پس از حملات هوایی ارتش اسرائیل به مراکز سیاسی و نظامی در دمشق، خبرگزاری رویترز گزارش داد رهبر مذهبی دروزیهای سوریه از توافق آتشبس با دولت احمد الشرع خبر داده است. همزمان، بهگزارش خبرگزاریها، ستونهای نظامی ارتش سوریه از سویدا در جنوب این کشور عقبنشینی کردهاند.
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💠سوال اکانت موساد به فارسی :
چگونه ممکنه ایران ، پول برای انتقال به حزبالله دارد ولی برای آب و برق و هوای پاک هزینهای( بودجهای) ندارد ؟
💎 @iranyarannetwork1398
چگونه ممکنه ایران ، پول برای انتقال به حزبالله دارد ولی برای آب و برق و هوای پاک هزینهای( بودجهای) ندارد ؟
💎 @iranyarannetwork1398
💠پروژهی جعلی رفراندوم آقای میرحسین موسوی؛ بازتولید بنبست اصلاحطلبی در لباسی نو
✍️ ویکتوریا آزاد
مؤسس شبکه ایرانیاران / عضو جبهه احیای قانون و حاکمیت ملی ایران
۲۶ تیرماه ۱۴۰۴
در شرایطی که رژیم جمهوری اسلامی در بحران بیسابقهای از مشروعیت، کارآمدی و انسجام درونی فرو رفته، پروژههایی از جنس «رفراندوم تحت نظارت جمهوری اسلامی» بار دیگر بهمثابه ترفندی برای بازسازی نظم فرسودهی حاکم مطرح میشوند. پروژهای که این بار با امضای #میر_حسین_موسوی و حامیانش، به اسم مردم و با شعار بازگشت به قانون اساسی، از دل همان سیستم امنیتیای بیرون آمده که دهههاست بر ایران سایه انداخته است.
رفراندوم در قاموس دموکراسی، ابزاری برای رجوع مستقیم به اراده مردم در مورد تصمیمات کلان ملی است؛ اما در شرایط حکومتهای تمامیتخواه، بهویژه نظامهای ایدئولوژیک با تسلط نهادهای سرکوب، این ابزار نهتنها به ابزاری رهاییبخش بدل نمیشود، بلکه میتواند پوششی برای تثبیت نظم موجود باشد.
نویسندهی این سطور، بیست سال پیش در مقالهای با عنوان «کوبا و جنبش رفراندوم؛ بازگوئی یک تجربه» (منتشر شده در سال ۲۰۰۵)، به بررسی نقش رفراندومهای کنترلشده در کشورهای توتالیتر پرداخته و هشدار داده بود که تا زمانی که یک نظام امنیتی–ایدئولوژیک بر کشور حاکم است، امکان برگزاری رفراندومی آزاد، واقعی و فراگیر وجود ندارد. این مقاله از تجربهی کوبا استفاده کرد، اما پیام آن امروز به طرز تکاندهندهای برای ایران نیز صادق است.
بازگشت پروژه میرحسین موسوی به میدان سیاست، نه حاصل یک تحول نظری یا پاسخ به نیازهای مردم، بلکه حاصل بیاعتبار شدن کامل مدل اصلاحات از درون سیستم است. اکنون همانهایی که تا دیروز سنگ «بازگشت به قانون اساسی» را بر سینه میزدند، تلاش میکنند با نقاب رفراندوم، مجدد نظم پوسیده را احیا کنند. اینگونه تلاشها نهتنها کمکی به عبور از وضعیت بحرانی کشور نمیکنند، بلکه میدان سیاست را از امکانهای واقعی و گذار دموکراتیک دور میسازند.
این پروژه نه از دل جامعه برخاسته، نه با خیزشهای مردمی همسو است، نه افق روشنی برای دموکراسی دارد. همان نظامی که مانع ابتداییترین آزادیهاست، چگونه میتواند داور بیطرف یک رفراندوم ملی باشد؟
با تأکید بر ضرورت گذار کامل از کلیت نظام جمهوری اسلامی، هرگونه «رفراندوم تحت این نظام» را جعلی، بیاعتبار و خیانت به اراده ملت ایران میدانم. تنها رفراندومی مشروع است که در فردای سقوط این نظام، با نظارت نهادهای بینالمللی بیطرف و در فضایی آزاد، متکثر و امن برگزار شود؛ و آن هم نه بر سر «ماندن یا رفتن» جمهوری اسلامی، بلکه برای انتخاب نظام آینده ایران و تایید قانون اساسی نوین.
#ویکتوریا_آزاد
#جبهه_احیای_قانون_و_حاکمیت_ملی_ایران
🟦 Referendum Under the Islamic Republic? A Dead-End Fantasy
By Victoria Azad – Founder of IranYaran Network / Member of the National Front for the Restoration of Law and Sovereignty in Iran
July 2025
Once again, in the midst of a nationwide crisis, the engineered figure of Mir Hossein Mousavi reappears with the same recycled slogan: “Referendum under the Islamic Republic.” This idea, dressed as reformist thought, has been repeatedly exposed over the past two decades as a tactical tool of the regime to mislead the people and weaken revolutionary resolve.
As early as 2005, I analyzed a similar misleading narrative in my article titled “Cuba and the Referendum Movement – A Recurring Experience”, highlighting how dictatorships instrumentalize calls for referenda to legitimize themselves and buy time.
👉 Read full article here
Any genuine referendum requires free media, political pluralism, independent observers, and freedom of expression — all of which are brutally crushed under the Islamic Republic.
Let’s be clear:
As long as this regime remains in power, the idea of a free and fair referendum is not only naïve but dangerous. It diverts the struggle from total regime change to a bureaucratic illusion, benefiting only the power-holding elite.
The people of Iran have already rejected this narrative.
We must focus on unity, national mobilization, and the fall of the regime — not fantasies manufactured in the shadow of tyranny.
💎 @iranyarannetwork1398
✍️ ویکتوریا آزاد
مؤسس شبکه ایرانیاران / عضو جبهه احیای قانون و حاکمیت ملی ایران
۲۶ تیرماه ۱۴۰۴
در شرایطی که رژیم جمهوری اسلامی در بحران بیسابقهای از مشروعیت، کارآمدی و انسجام درونی فرو رفته، پروژههایی از جنس «رفراندوم تحت نظارت جمهوری اسلامی» بار دیگر بهمثابه ترفندی برای بازسازی نظم فرسودهی حاکم مطرح میشوند. پروژهای که این بار با امضای #میر_حسین_موسوی و حامیانش، به اسم مردم و با شعار بازگشت به قانون اساسی، از دل همان سیستم امنیتیای بیرون آمده که دهههاست بر ایران سایه انداخته است.
رفراندوم در قاموس دموکراسی، ابزاری برای رجوع مستقیم به اراده مردم در مورد تصمیمات کلان ملی است؛ اما در شرایط حکومتهای تمامیتخواه، بهویژه نظامهای ایدئولوژیک با تسلط نهادهای سرکوب، این ابزار نهتنها به ابزاری رهاییبخش بدل نمیشود، بلکه میتواند پوششی برای تثبیت نظم موجود باشد.
نویسندهی این سطور، بیست سال پیش در مقالهای با عنوان «کوبا و جنبش رفراندوم؛ بازگوئی یک تجربه» (منتشر شده در سال ۲۰۰۵)، به بررسی نقش رفراندومهای کنترلشده در کشورهای توتالیتر پرداخته و هشدار داده بود که تا زمانی که یک نظام امنیتی–ایدئولوژیک بر کشور حاکم است، امکان برگزاری رفراندومی آزاد، واقعی و فراگیر وجود ندارد. این مقاله از تجربهی کوبا استفاده کرد، اما پیام آن امروز به طرز تکاندهندهای برای ایران نیز صادق است.
بازگشت پروژه میرحسین موسوی به میدان سیاست، نه حاصل یک تحول نظری یا پاسخ به نیازهای مردم، بلکه حاصل بیاعتبار شدن کامل مدل اصلاحات از درون سیستم است. اکنون همانهایی که تا دیروز سنگ «بازگشت به قانون اساسی» را بر سینه میزدند، تلاش میکنند با نقاب رفراندوم، مجدد نظم پوسیده را احیا کنند. اینگونه تلاشها نهتنها کمکی به عبور از وضعیت بحرانی کشور نمیکنند، بلکه میدان سیاست را از امکانهای واقعی و گذار دموکراتیک دور میسازند.
این پروژه نه از دل جامعه برخاسته، نه با خیزشهای مردمی همسو است، نه افق روشنی برای دموکراسی دارد. همان نظامی که مانع ابتداییترین آزادیهاست، چگونه میتواند داور بیطرف یک رفراندوم ملی باشد؟
با تأکید بر ضرورت گذار کامل از کلیت نظام جمهوری اسلامی، هرگونه «رفراندوم تحت این نظام» را جعلی، بیاعتبار و خیانت به اراده ملت ایران میدانم. تنها رفراندومی مشروع است که در فردای سقوط این نظام، با نظارت نهادهای بینالمللی بیطرف و در فضایی آزاد، متکثر و امن برگزار شود؛ و آن هم نه بر سر «ماندن یا رفتن» جمهوری اسلامی، بلکه برای انتخاب نظام آینده ایران و تایید قانون اساسی نوین.
#ویکتوریا_آزاد
#جبهه_احیای_قانون_و_حاکمیت_ملی_ایران
🟦 Referendum Under the Islamic Republic? A Dead-End Fantasy
By Victoria Azad – Founder of IranYaran Network / Member of the National Front for the Restoration of Law and Sovereignty in Iran
July 2025
Once again, in the midst of a nationwide crisis, the engineered figure of Mir Hossein Mousavi reappears with the same recycled slogan: “Referendum under the Islamic Republic.” This idea, dressed as reformist thought, has been repeatedly exposed over the past two decades as a tactical tool of the regime to mislead the people and weaken revolutionary resolve.
As early as 2005, I analyzed a similar misleading narrative in my article titled “Cuba and the Referendum Movement – A Recurring Experience”, highlighting how dictatorships instrumentalize calls for referenda to legitimize themselves and buy time.
👉 Read full article here
Any genuine referendum requires free media, political pluralism, independent observers, and freedom of expression — all of which are brutally crushed under the Islamic Republic.
Let’s be clear:
As long as this regime remains in power, the idea of a free and fair referendum is not only naïve but dangerous. It diverts the struggle from total regime change to a bureaucratic illusion, benefiting only the power-holding elite.
The people of Iran have already rejected this narrative.
We must focus on unity, national mobilization, and the fall of the regime — not fantasies manufactured in the shadow of tyranny.
💎 @iranyarannetwork1398
💠اولتیماتوم یکماهه به جمهوری اسلامی
رویترز : آمریکا و متحدانش بر اولتیماتوم یک ماهه به ایران توافق کردند.
💎 @iranyarannetwork1398
رویترز : آمریکا و متحدانش بر اولتیماتوم یک ماهه به ایران توافق کردند.
💎 @iranyarannetwork1398
💠سلطنت و ولایت: دو روی یک سکه
✍🏽 بینش نوروزی | ۲۶ تیر ۱۴۰۴
در ایران امروز، بخش بزرگی از جامعه با تکیه بر تجربهٔ زیسته و آگاهی بهدستآمده، از شاه و شیخ عبور کرده است. اکثریت مردم بهدنبال آیندهای متفاوت هستند که نه در قالب سلطنت و نه در چارچوب ولایت تعریف میشود. در سوی دیگر، این دو جریان، سلطنتطلبان و ولایتطلبان، در اقلیت قرار دارند و البته صدای آنها بهدلیل شرایط خاص سیاسی و رسانهای بلندتر شنیده میشود.
این دو گروه، اگرچه در ظاهر دشمن یکدیگرند و گاه از نفرت نیز بهره میبرند، در عمق روانی و معرفتی خود بسیار به هم نزدیکاند. هر دو به نوعی پناه بردهاند به قدرتی برتر، به «پدرِ مقتدری» که مسئولیت تصمیمگیری را به دوش گیرد و از آنها بار سنگین آزادی و مسئولیت را بردارد.
رفتارهای تند، فحاشی، برچسبزنی و تعصب در میان طرفداران هر دو گروه دیده میشود. این رفتارها نه از موضع گفتوگو و استدلال، بلکه واکنشی دفاعی به نقد و تهدید امنیت روانیشان است. اقتداری که به آن باور دارند، اگر زیر سؤال برود، گویا امنیت روانی آنها فرو میریزد و خشونت کلامی و پرخاشگری شکل میگیرد.
اما واقعیت امروز جامعهٔ ایران، خواستار عبور از این تعارض ظاهریست. اکثریتی خاموش اما هوشیار، بهدنبال نظمی نو هستند؛ نظمی مبتنی بر عدالت، مشارکت، شفافیت و مسئولیتپذیری. آنها آزادی را با تمام دشواریهایش میپذیرند و آمادهاند بار مسئولیت انتخاب و تغییر را بر دوش بکشند.
آیندهٔ ایران در گرو توانایی ما در پذیرش مسئولیت آزادی و مشارکت جمعی است، نه در سایهٔ قدرتی که از بالا به پایین تحمیل میشود.
https://t.me/BineshNowruzi
💎 @iranyarannetwork1398
✍🏽 بینش نوروزی | ۲۶ تیر ۱۴۰۴
در ایران امروز، بخش بزرگی از جامعه با تکیه بر تجربهٔ زیسته و آگاهی بهدستآمده، از شاه و شیخ عبور کرده است. اکثریت مردم بهدنبال آیندهای متفاوت هستند که نه در قالب سلطنت و نه در چارچوب ولایت تعریف میشود. در سوی دیگر، این دو جریان، سلطنتطلبان و ولایتطلبان، در اقلیت قرار دارند و البته صدای آنها بهدلیل شرایط خاص سیاسی و رسانهای بلندتر شنیده میشود.
این دو گروه، اگرچه در ظاهر دشمن یکدیگرند و گاه از نفرت نیز بهره میبرند، در عمق روانی و معرفتی خود بسیار به هم نزدیکاند. هر دو به نوعی پناه بردهاند به قدرتی برتر، به «پدرِ مقتدری» که مسئولیت تصمیمگیری را به دوش گیرد و از آنها بار سنگین آزادی و مسئولیت را بردارد.
رفتارهای تند، فحاشی، برچسبزنی و تعصب در میان طرفداران هر دو گروه دیده میشود. این رفتارها نه از موضع گفتوگو و استدلال، بلکه واکنشی دفاعی به نقد و تهدید امنیت روانیشان است. اقتداری که به آن باور دارند، اگر زیر سؤال برود، گویا امنیت روانی آنها فرو میریزد و خشونت کلامی و پرخاشگری شکل میگیرد.
اما واقعیت امروز جامعهٔ ایران، خواستار عبور از این تعارض ظاهریست. اکثریتی خاموش اما هوشیار، بهدنبال نظمی نو هستند؛ نظمی مبتنی بر عدالت، مشارکت، شفافیت و مسئولیتپذیری. آنها آزادی را با تمام دشواریهایش میپذیرند و آمادهاند بار مسئولیت انتخاب و تغییر را بر دوش بکشند.
آیندهٔ ایران در گرو توانایی ما در پذیرش مسئولیت آزادی و مشارکت جمعی است، نه در سایهٔ قدرتی که از بالا به پایین تحمیل میشود.
https://t.me/BineshNowruzi
💎 @iranyarannetwork1398
Telegram
بینش نوروزی
یادداشت های بینش نوروزی
اینجا، نوشتن تلاشیست برای دیدن و فهمیدن.
نه از موضع دانایی، که از دلِ دردمند.
برای نگاهی نو به خود، جامعه، و افقِ آینده.
اینجا، نوشتن تلاشیست برای دیدن و فهمیدن.
نه از موضع دانایی، که از دلِ دردمند.
برای نگاهی نو به خود، جامعه، و افقِ آینده.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
محمد نوریزاد، زندانی سیاسی سرشناس، در تماس تلفنی از داخل زندان تهران بزرگ، از رفتار وقیحانه و غیرانسانی اشرار ضدامنیتی نظام ولایت فقیه پرده برداشت که به گفته او، زنان و دختران زندانی را بهزور برهنه کردهاند. این اقدام شرمآور، موجی از اعتراض را در میان زندانیان سیاسی این زندان به راه انداخته و آنها را به تحصن مسالمتآمیز در حیاط زندان واداشته است. نوریزاد خواهان پاسخگویی مسئولان عالیرتبه زندان شده و تاکید کرده تا تحقق این مطالبه در حیاط زندان باقی خواهند ماند.
ما الان سیاسیهای تهران بزرگ، توی سالن خودمون، تیپ ۲، سالن ۵، همه در اعتراض... به اینکه دیروز زنان و دختران رو «برهنه برهنه» کردن تا به ملاقات بیان. همه در حیاط اجتماع کردیم و وارد اتاق نشدیم. اجازه ندادیم آمارگیری بشه. هستیم اینجا تا مسئولین بیان و پاسخگو باشن.
دیروز وقیحانه و بیشرمانه بانوان و دختران ما رو «برهنه برهنه» کردن. در کنار من یه دختر بچهی شاید سیزده ساله بود. از اون ابتدا تا اون انتها اشک میریخت، گریه میکرد، چرا که اون رو «برهنه برهنه» کرده بودن. من نمیتونم این لحظه رو تجسم بکنم.
و بگم: آقای خامنهای، آقای سردار فلانی! شما آیا اجازه میدی دخترت یا زنت رو «برهنه برهنه برهنه» بکنن؟ به همین دلیل، ما همه توی حیاط اجتماع کردیم. مسئولین هر کسی که از خوردریزها میان، میگیم نه، گندهها باید بیان، پاسخگو باشن.
ما میخوایم یک بار و برای همیشه ریشه این مفسده بزرگ برچیده بشه. درحالی که وارد کننده مواد مخدر خود مسئولین زندان تهران بزرگ هستند، با دیده بدگمانی به زن و بچه ما نگاه میکنند و آنها را به شکلی وقیحانه بازرسی بدنی میکنند به صورت برهنه برهنه، هیچ وقت این تابلوی پر از شرم رو فراموش نمیکنم که یک دختر ۱۳ ساله را برهنه کرده بودند و او از ابتدای ملاقات با پدرش میگریست و اشک میریخت تا پایان زمان ملاقات، به همین دلیل ما این اعتراض را ادامه میدهیم تا زمانی که ریشه این مفسده بسیار بزرگ و وقیحانه برچیده نشه اعتراض ما ادامه خواهد داشت.
ما نه شعار میدیم الان توی حیاط، نه حرکت خشونتآمیز انجام میدیم. بسیار بسیار فهمیده و بسیار بسیار فروتنانه.
دیروز بچهها میخواستن یک بیانیه آتشین بدن. ما، یعنی منِ ریشسفید، جلو افتادم، گفتم به مسئولین زندان تهران ۲۴ ساعت وقت بدیم که به ما پاسخ بدن. الان هم چون پاسخی ندادن، تلفن رو بستن، رفتن. ما الان توی حیاط مجتمع شدیم بهخاطر اینکه چرا زنان ما و دختران ما، چه زندانی سیاسی و چه زندانی مالی و دیگران، رو «برهنه میکنن».
این موضوع باید یک بار و برای همیشه ریشهکن بشه. الان هم ما با آرامش تمام توی حیاط هستیم و آمادگی این رو داریم که هر برخوردی میخوان با ما بکنن.
حتی دوستان ما آمادگی این رو دارن که اگر گارد بریزه توی حیاط و به روی ما شلیک کنه، ما سینههامون گشاده است برای هر پیشآمدی. این حرکت، حرکت جمعیه. چیزی جلودارش نیست. همه عاصیاند، همه عصبانیاند، همه دلگیرن از این رفتار وقیحانه و بیشرمانه که در امتداد تجاوز جنسی تعریف میشه.
که یه دختر رو، یک بانو رو «برهنه برهنه برهنه» بکنن، به حکم کی؟ به حکم عزیزی؟ به همین دلیل ما الان توی حیاط اجتماع کردیم و گفتیم تا صبح اینجا میمونیم تا یکی بیاد که صاحباختیاره و به ما پاسخ بده، و بعد این موضوع رو ریشهکن بکنه.
سپاس از شما.
#جمهوری_نکبت_اسلامی_سرنگون_باد
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💠منابع خبری آمریکایی:
سپاه پاسداران در حال استفاده از مواد هستهای باقیمانده خود برای تولید یک یا دو سلاح هستهای در راستای آمادهسازی برای جنگ بعدی با اسرائیل و ایالات متحده است!
#پروژه_قلابی_همکاری_ملی
💎@iranyarannetwork1398
سپاه پاسداران در حال استفاده از مواد هستهای باقیمانده خود برای تولید یک یا دو سلاح هستهای در راستای آمادهسازی برای جنگ بعدی با اسرائیل و ایالات متحده است!
#پروژه_قلابی_همکاری_ملی
💎@iranyarannetwork1398
💠در محکومیت تهاجم فاشیستی علیه مهاجران افغانستانی در ایران
✍️ علی جوادی
۲۷ تیر ۱۴۰۴
من، ..... از جایگاه یک انسان، یک سوسیالیست، و یک مخالف سرسخت رژیم اسلامی و هر نوع تبعیض و نابرابری، به سکوت، تردید و بیتفاوتی در قبال فاجعهای که در ایران در حال وقوع است، اعتراض میکنم و از شما میخواهم که دست در دست هم بگذاریم.
رژیمی که با شلاق، زندان، فقر، و خرافه نفس جامعه را بریده، امروز با مشارکت رسمی و غیررسمی جریانات ناسیونال فاشیستی، پروژهای را کلید زده است که اسم دقیق آن چیزی جز پاکسازی فاشیستی نیست.
در هفتههای اخیر، هزاران مهاجر افغانستانی ــ کودک، زن، سالخورده ــ بی هیچ محاکمهای، بی هیچ هشدار و حق دفاع، با بیرحمی تمام به مرزها پرتاب شدهاند. خانههایشان خراب، کسب و کارهایشان پلمپ، کودکانشان از مدرسه بیرون کشیده شدهاند. در برخی استانها اردوگاههایی بنا کردهاند که نام شان را گذاشتهاند "موقت"، اما بوی اردوگاههای نازی را میدهند.
و همزمان، رسانههای حکومتی و شبکههای ناسیونال فالانژیستی، مهاجر را "مجرم"، "سربار"، "خطر فرهنگی" و "تهدید امنیتی" معرفی میکنند ــ همان واژههایی که فاشیسم در همه جای جهان برای انسان زدایی از قربانیانش استفاده کرده است.
طنز تلخ ماجرا اینجاست که این اتهامات، از دهان رژیمی بیرون میآید که خود کارخانه فساد و فقر و جنایت و ضدیت با انسان است.
اما حقیقت روشن است: اکثریت مهاجران افغانستانی، کارگراند، نه جنایتکار؛ قربانیان جنگ و استثماراند، نه عامل آن. آنان که در کنار سایر کارگران، شبانه روز جان میکَنند، نه مفت خورند، نه تهدید. آن کودکی که در صف نان ایستاده، همان قدر انسان است که فرزند من و شما.
و اگر کسی باید برود، نه او، بلکه این رژیم فوق ارتجاعی اسلامی و تمام تفکرات ضد انسانی و نژادپرست و فاشیستی است که باید به همراه آن زبالهدان تاریخ فرستاده شود.
از این رو من، با صدایی رساتر از همیشه، فریاد میزنم:
نه به اخراج، نه به دیپورت، نه به اردوگاه،
نه به تبلیغات مسموم رسانههای حکومتی و رسانههای ناسیونالیستی که مهاجر را به "دشمن" و "مزاحم" بدل میکنند.
نه به تحقیر مهاجران در محیط کار، مدرسه و محله ــ فاشیسم روزمرهای که از سکوت ما تغذیه میکند.
آری به حقوق برابر برای مهاجران: آموزش، درمان، مسکن، امنیت، و شهروندی کامل انسانی ــ نه بهعنوان امتیاز، بلکه حق.
دشمن ما مهاجر افغانستانی نیست، دشمن ما رژیمی است که انسان را به شماره پاسپورت، لهجه و شناسنامه تقسیم میکند.
من فریاد می زنم که: سکوت در برابر این پروژه فاشیستی، رضایت به آن است. من، از دل یک انسان آزادیخواه، فریاد میزنم: مرگ بر رژیم اسلامی و هر سیستم و تفکری که انسانها را بر اساس مرز، خون، خاک و تابعیت درجه بندی میکند.
سکوت نکنید! بیائید فریاد بزنیم: زنده باد انسانیت! بیائید این تهاجم فاشیستی را درهم بکوبیم!
#علی_جوادی
💎 @iranyarannetwork1398
۲۷ تیر ۱۴۰۴
من، ..... از جایگاه یک انسان، یک سوسیالیست، و یک مخالف سرسخت رژیم اسلامی و هر نوع تبعیض و نابرابری، به سکوت، تردید و بیتفاوتی در قبال فاجعهای که در ایران در حال وقوع است، اعتراض میکنم و از شما میخواهم که دست در دست هم بگذاریم.
رژیمی که با شلاق، زندان، فقر، و خرافه نفس جامعه را بریده، امروز با مشارکت رسمی و غیررسمی جریانات ناسیونال فاشیستی، پروژهای را کلید زده است که اسم دقیق آن چیزی جز پاکسازی فاشیستی نیست.
در هفتههای اخیر، هزاران مهاجر افغانستانی ــ کودک، زن، سالخورده ــ بی هیچ محاکمهای، بی هیچ هشدار و حق دفاع، با بیرحمی تمام به مرزها پرتاب شدهاند. خانههایشان خراب، کسب و کارهایشان پلمپ، کودکانشان از مدرسه بیرون کشیده شدهاند. در برخی استانها اردوگاههایی بنا کردهاند که نام شان را گذاشتهاند "موقت"، اما بوی اردوگاههای نازی را میدهند.
و همزمان، رسانههای حکومتی و شبکههای ناسیونال فالانژیستی، مهاجر را "مجرم"، "سربار"، "خطر فرهنگی" و "تهدید امنیتی" معرفی میکنند ــ همان واژههایی که فاشیسم در همه جای جهان برای انسان زدایی از قربانیانش استفاده کرده است.
طنز تلخ ماجرا اینجاست که این اتهامات، از دهان رژیمی بیرون میآید که خود کارخانه فساد و فقر و جنایت و ضدیت با انسان است.
اما حقیقت روشن است: اکثریت مهاجران افغانستانی، کارگراند، نه جنایتکار؛ قربانیان جنگ و استثماراند، نه عامل آن. آنان که در کنار سایر کارگران، شبانه روز جان میکَنند، نه مفت خورند، نه تهدید. آن کودکی که در صف نان ایستاده، همان قدر انسان است که فرزند من و شما.
و اگر کسی باید برود، نه او، بلکه این رژیم فوق ارتجاعی اسلامی و تمام تفکرات ضد انسانی و نژادپرست و فاشیستی است که باید به همراه آن زبالهدان تاریخ فرستاده شود.
از این رو من، با صدایی رساتر از همیشه، فریاد میزنم:
نه به اخراج، نه به دیپورت، نه به اردوگاه،
نه به تبلیغات مسموم رسانههای حکومتی و رسانههای ناسیونالیستی که مهاجر را به "دشمن" و "مزاحم" بدل میکنند.
نه به تحقیر مهاجران در محیط کار، مدرسه و محله ــ فاشیسم روزمرهای که از سکوت ما تغذیه میکند.
آری به حقوق برابر برای مهاجران: آموزش، درمان، مسکن، امنیت، و شهروندی کامل انسانی ــ نه بهعنوان امتیاز، بلکه حق.
دشمن ما مهاجر افغانستانی نیست، دشمن ما رژیمی است که انسان را به شماره پاسپورت، لهجه و شناسنامه تقسیم میکند.
من فریاد می زنم که: سکوت در برابر این پروژه فاشیستی، رضایت به آن است. من، از دل یک انسان آزادیخواه، فریاد میزنم: مرگ بر رژیم اسلامی و هر سیستم و تفکری که انسانها را بر اساس مرز، خون، خاک و تابعیت درجه بندی میکند.
سکوت نکنید! بیائید فریاد بزنیم: زنده باد انسانیت! بیائید این تهاجم فاشیستی را درهم بکوبیم!
#علی_جوادی
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from بینش نوروزی
خشمِ شکست، انتقام از مهاجران
نگاهی به روابط تاریخی ایران و افغانستان و بازخوانی بیعدالتی امروز
✍🏽 بینش نوروزی | ۱۴ تیر ۱۴۰۴
رابطهی مردم ایران و افغانستان، تاریخیست پیچیده، پرتنش و در عین حال ریشهدار در همدلی، زبان، رنج و خاطرهی مشترک. این رابطه، برخلاف روابط سیاسی متغیر، نه میان دو دولت بلکه میان دو ملت بوده است؛ دو ملتی که در بستر یک تمدن بالیدهاند و در طول قرنها با یکدیگر زیسته، نوشته، رنج کشیده و رؤیا دیدهاند.
سرزمینهایی چون هرات، بلخ، سمنگان، زابل و بدخشان، روزگاری بخشی از خراسان بزرگ و جغرافیای تمدنی ایرانزمین بودند. رستم، سهراب، فرامرز، رودابه و بسیاری از اسطورههای شاهنامه از همین مناطق برخاستهاند. زبان فارسی، که در افغانستان «دری» خوانده میشود، نه فقط ابزار گفتوگو، که ظرف حافظهی مشترک دو ملت بوده است.
تصوف، دین، شعر، مقاومت و مهاجرت، خطوط دیگریاند که این پیوند را پررنگتر کردهاند. از مولانا تا ناصرخسرو، از خلیلالله خلیلی تا محمدکاظم کاظمی، از احمدشاه مسعود تا زنان هزارهی تبعیدی، رگههای مشترکی از شجاعت، اندیشه و زیبایی در تار و پود این دو ملت جاریست.
با اینهمه، امروز شاهد یکی از تلخترین فصلهای این پیوند تاریخی هستیم.
در پی جنگ ۱۲روزه و پرهزینهای که حکومت ایران درگیر آن شد و در نهایت نتوانست دستاوردی بهجز تلفات، شکست سیاسی و تحقیر بینالمللی از آن بیرون بکشد، واکنش انتقامی و کودکانهاش نه معطوف به میدان جنگ یا عاملان آن، بلکه متوجه مردم خودش و مهاجران افغانستانی شد.
گویی ساختار حاکم، که از پاسخگویی و پذیرش مسئولیت عاجز است، تصمیم گرفت خشم خود را به درون منتقل کند:
▫️سرکوب و تهدید دوبارهی معترضان،
▫️گسترش فضای امنیتی،
▫️و موج تازهای از بازگرداندن اجباری، توهین، تهدید و برچسبزنی به مهاجران افغان.
اتهاماتی همچون «جاسوسی»، بیهیچ سند یا دادرسی شفاف، چیزی نیستند جز فرافکنی برای فرار از تحقیر نظامی، شکست سیاسی و انزوای عمیق بینالمللی. همان حکومتی که در میدان جنگ نتوانست از خود دفاع کند، حالا علیه کارگران، جوانان، دانشجویان و کودکانی بیپناه ایستاده است؛ همانها که بسیاریشان متولد ایراناند و هرگز سرزمینی جز این خاک ندیدهاند.
این رفتار، چیزی فراتر از بیعدالتیست؛ نمادی عریان از بربریت حاکمیتیست که برای بقا، از تحقیر و اخراج مهاجر گرفته تا تحمیل فقر و اختناق به مردم خودش، نه اخلاق میشناسد، نه قانون، نه مرز.
افغانستانیها در دهههای اخیر، بخشی از نیروی کار، بدنهی فرهنگی، دانشگاهی و حتی حافظهی جمعی ایران بودهاند. با آنان زیستهایم. امروز، تحقیر و طرد آنان، تنها تحقیر یک مهاجر نیست؛ توهینیست به خاطرهی مشترک، به انسانیت، و به آیندهای که باید بر پایهی همزیستی ساخته شود.
همدردی ما با مردم افغانستان، فقط از سر دلسوزی نیست؛ از سر درک یک درد مشترک است. دردِ رنج کشیدن از دو حکومت اقتدارگرا، دو ساختار بیخرد که ملتهایشان را فراموش کردهاند و خشم خود را بر دوش بیدفاعترین انسانها میریزند.
اما همین رنجِ مشترک، میتواند بذر همسرنوشتی تازهای باشد. از دل این تحقیرها، تبعیدها و تحمیلها، اگر سکوت نکنیم و به هم پشت نکنیم، میتوانیم چیزی دیگر بسازیم:
همبستگیای انسانی، فراتر از مرزها، ملیتها و روایتهای رسمی.
از تهران تا کابل، از زابل تا بلخ، ما مردمایم؛ با درد مشترک، و با امید به آیندهای مشترک.
اگر امروز در کنار مهاجران افغانستانی نایستیم و این بیعدالتی را نادیده بگیریم، فردا چگونه از عدالت سخن خواهیم گفت؟
همدردی آغاز است، اما تنها همصدایی، نوشتن، گفتوگو و ایستادگی در برابر تحقیر است که میتواند آیندهای متفاوت برای هر دو ملت بسازد.
https://t.me/BineshNowruzi
نگاهی به روابط تاریخی ایران و افغانستان و بازخوانی بیعدالتی امروز
✍🏽 بینش نوروزی | ۱۴ تیر ۱۴۰۴
رابطهی مردم ایران و افغانستان، تاریخیست پیچیده، پرتنش و در عین حال ریشهدار در همدلی، زبان، رنج و خاطرهی مشترک. این رابطه، برخلاف روابط سیاسی متغیر، نه میان دو دولت بلکه میان دو ملت بوده است؛ دو ملتی که در بستر یک تمدن بالیدهاند و در طول قرنها با یکدیگر زیسته، نوشته، رنج کشیده و رؤیا دیدهاند.
سرزمینهایی چون هرات، بلخ، سمنگان، زابل و بدخشان، روزگاری بخشی از خراسان بزرگ و جغرافیای تمدنی ایرانزمین بودند. رستم، سهراب، فرامرز، رودابه و بسیاری از اسطورههای شاهنامه از همین مناطق برخاستهاند. زبان فارسی، که در افغانستان «دری» خوانده میشود، نه فقط ابزار گفتوگو، که ظرف حافظهی مشترک دو ملت بوده است.
تصوف، دین، شعر، مقاومت و مهاجرت، خطوط دیگریاند که این پیوند را پررنگتر کردهاند. از مولانا تا ناصرخسرو، از خلیلالله خلیلی تا محمدکاظم کاظمی، از احمدشاه مسعود تا زنان هزارهی تبعیدی، رگههای مشترکی از شجاعت، اندیشه و زیبایی در تار و پود این دو ملت جاریست.
با اینهمه، امروز شاهد یکی از تلخترین فصلهای این پیوند تاریخی هستیم.
در پی جنگ ۱۲روزه و پرهزینهای که حکومت ایران درگیر آن شد و در نهایت نتوانست دستاوردی بهجز تلفات، شکست سیاسی و تحقیر بینالمللی از آن بیرون بکشد، واکنش انتقامی و کودکانهاش نه معطوف به میدان جنگ یا عاملان آن، بلکه متوجه مردم خودش و مهاجران افغانستانی شد.
گویی ساختار حاکم، که از پاسخگویی و پذیرش مسئولیت عاجز است، تصمیم گرفت خشم خود را به درون منتقل کند:
▫️سرکوب و تهدید دوبارهی معترضان،
▫️گسترش فضای امنیتی،
▫️و موج تازهای از بازگرداندن اجباری، توهین، تهدید و برچسبزنی به مهاجران افغان.
اتهاماتی همچون «جاسوسی»، بیهیچ سند یا دادرسی شفاف، چیزی نیستند جز فرافکنی برای فرار از تحقیر نظامی، شکست سیاسی و انزوای عمیق بینالمللی. همان حکومتی که در میدان جنگ نتوانست از خود دفاع کند، حالا علیه کارگران، جوانان، دانشجویان و کودکانی بیپناه ایستاده است؛ همانها که بسیاریشان متولد ایراناند و هرگز سرزمینی جز این خاک ندیدهاند.
این رفتار، چیزی فراتر از بیعدالتیست؛ نمادی عریان از بربریت حاکمیتیست که برای بقا، از تحقیر و اخراج مهاجر گرفته تا تحمیل فقر و اختناق به مردم خودش، نه اخلاق میشناسد، نه قانون، نه مرز.
افغانستانیها در دهههای اخیر، بخشی از نیروی کار، بدنهی فرهنگی، دانشگاهی و حتی حافظهی جمعی ایران بودهاند. با آنان زیستهایم. امروز، تحقیر و طرد آنان، تنها تحقیر یک مهاجر نیست؛ توهینیست به خاطرهی مشترک، به انسانیت، و به آیندهای که باید بر پایهی همزیستی ساخته شود.
همدردی ما با مردم افغانستان، فقط از سر دلسوزی نیست؛ از سر درک یک درد مشترک است. دردِ رنج کشیدن از دو حکومت اقتدارگرا، دو ساختار بیخرد که ملتهایشان را فراموش کردهاند و خشم خود را بر دوش بیدفاعترین انسانها میریزند.
اما همین رنجِ مشترک، میتواند بذر همسرنوشتی تازهای باشد. از دل این تحقیرها، تبعیدها و تحمیلها، اگر سکوت نکنیم و به هم پشت نکنیم، میتوانیم چیزی دیگر بسازیم:
همبستگیای انسانی، فراتر از مرزها، ملیتها و روایتهای رسمی.
از تهران تا کابل، از زابل تا بلخ، ما مردمایم؛ با درد مشترک، و با امید به آیندهای مشترک.
اگر امروز در کنار مهاجران افغانستانی نایستیم و این بیعدالتی را نادیده بگیریم، فردا چگونه از عدالت سخن خواهیم گفت؟
همدردی آغاز است، اما تنها همصدایی، نوشتن، گفتوگو و ایستادگی در برابر تحقیر است که میتواند آیندهای متفاوت برای هر دو ملت بسازد.
https://t.me/BineshNowruzi
#ارسالی از ایران
وقتی حاکم و حاکمیت بسیار بد و دروغگوئی بر کشوری حکومت میکند بسیاری از مردم هم خوی حکومت را میگیرند این رفتارهایی که از مردم سر میزند در واقع از حاکمیت بسیار بد و مستبد جاری شده مثلا ما میخواهیم کاری اداری یا بانکی انجام بدهیم کاری درمانی و... اگر انسان متشخصی باشیم حتما به ما یا نوبت نمی رسد یا خیلی دیر میرسد و متاسفانه ما مجبور میشویم تلاش کنیم برای بد شدن ...
در مورد همین مهاجران افغان من بیش از سی سال با آنها همکار بوده ام و از این همکاری نهایت لذت را برده ام چون آسیبی از آنها ندیدم
ولی حکومت مستبد با ایدولوژی مزخرف و مدیریت غلط باعث شد هم به جامعه ایرانی ظلم شود با ورود بیش از ظرفیت این همه مهاجر و اتفاقا ظلمی مضاعف که در آینده صدایش بیشتر در خواهد آمد مانند بسیاری از شغل ها که دیگر برای آن شغل ها جایگزین ایرانی وجود ندارد مانند مغنی مانند کفاش مانند باغبان مانند کارگر ساختمانی و....هم با تشکیل سپاه فاطمیون برای گسترش ایدولوژی امت اسلامی اش و اخیرا همچنان که دو روز پیش اعلام کردند بخاطر ناترازی در برق آب گاز نان و خانه باید مهاجران اخراج شوند اما مانند همه رفتار های جمهوری اسلامی در سرکوب مردم خودش به دروغ شایعه درست کردند که این افراد جاسوس هستند که همین موضوع باعث شد بعضا رفتار فاشیستی در برخورد با این مهاجران صورت بگیرد هم از طرف ماموران حکومت هم از طرف عده ای از مردم که به شکل حکومت در آمده اند و پول پیش اجاره یا مزد آنها را ندادند کسی نمیتواند منکر این رفتار فاشیستی شود اما همچنان که گفتم نشأت گرفته از حکومت بود اتفاقا حکومت در برخورد با گروهی که علیه منافع مردم بودند مانند لشگر فاطمیون اقامت و پاسپورت ایرانی داد که همین هم اندکی به خشم عده ای از مردم منجر شد
اما یک نتيجه بسیار امید بخش که ما از جنگ 12 روزه دیدیم این بود که بسیاری از این رفتارهای زشتی که با جمهوری اسلامی در مردم ظهور کرده جلو تر از فروپاشی جمهوری اسلامی داشت از بین میرفت نمونه اش تشکیل همین گروه امداد مردمی نمونه اش کارهای بسیار زیبایی که در جنگ 12 روزه توسط مردم برای آوره گان جنگ انجام گرفت و....
پویا- ایران
💎 @iranyarannetwork1398
وقتی حاکم و حاکمیت بسیار بد و دروغگوئی بر کشوری حکومت میکند بسیاری از مردم هم خوی حکومت را میگیرند این رفتارهایی که از مردم سر میزند در واقع از حاکمیت بسیار بد و مستبد جاری شده مثلا ما میخواهیم کاری اداری یا بانکی انجام بدهیم کاری درمانی و... اگر انسان متشخصی باشیم حتما به ما یا نوبت نمی رسد یا خیلی دیر میرسد و متاسفانه ما مجبور میشویم تلاش کنیم برای بد شدن ...
در مورد همین مهاجران افغان من بیش از سی سال با آنها همکار بوده ام و از این همکاری نهایت لذت را برده ام چون آسیبی از آنها ندیدم
ولی حکومت مستبد با ایدولوژی مزخرف و مدیریت غلط باعث شد هم به جامعه ایرانی ظلم شود با ورود بیش از ظرفیت این همه مهاجر و اتفاقا ظلمی مضاعف که در آینده صدایش بیشتر در خواهد آمد مانند بسیاری از شغل ها که دیگر برای آن شغل ها جایگزین ایرانی وجود ندارد مانند مغنی مانند کفاش مانند باغبان مانند کارگر ساختمانی و....هم با تشکیل سپاه فاطمیون برای گسترش ایدولوژی امت اسلامی اش و اخیرا همچنان که دو روز پیش اعلام کردند بخاطر ناترازی در برق آب گاز نان و خانه باید مهاجران اخراج شوند اما مانند همه رفتار های جمهوری اسلامی در سرکوب مردم خودش به دروغ شایعه درست کردند که این افراد جاسوس هستند که همین موضوع باعث شد بعضا رفتار فاشیستی در برخورد با این مهاجران صورت بگیرد هم از طرف ماموران حکومت هم از طرف عده ای از مردم که به شکل حکومت در آمده اند و پول پیش اجاره یا مزد آنها را ندادند کسی نمیتواند منکر این رفتار فاشیستی شود اما همچنان که گفتم نشأت گرفته از حکومت بود اتفاقا حکومت در برخورد با گروهی که علیه منافع مردم بودند مانند لشگر فاطمیون اقامت و پاسپورت ایرانی داد که همین هم اندکی به خشم عده ای از مردم منجر شد
اما یک نتيجه بسیار امید بخش که ما از جنگ 12 روزه دیدیم این بود که بسیاری از این رفتارهای زشتی که با جمهوری اسلامی در مردم ظهور کرده جلو تر از فروپاشی جمهوری اسلامی داشت از بین میرفت نمونه اش تشکیل همین گروه امداد مردمی نمونه اش کارهای بسیار زیبایی که در جنگ 12 روزه توسط مردم برای آوره گان جنگ انجام گرفت و....
پویا- ایران
💎 @iranyarannetwork1398
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هنوز نه پیکری به خانواده تحویل دادهاند و نه از محل دفن مطلعشان کردهاند.
خانوادهی وی تنها توانستند مراسم یادبود برایش برگزار کنند، بدون پیکر و در اندوه فراوان!
#مجاهد_کورکور
#نگار_کورکور
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM