🔴ترجمه سخنرانی امروز من از سوئدی به فارسی در پارلمان سوئد با حضور چندین تن از اعضای پارلمان، اساتید و شخصیتهای مرتبط با مسئله ایران و یاران عزیز #جبهه_احیای_قانون_وحاکمیت_ملی_ایران و مبارز محترم وحید بهشتی
🗣️🗣️ویکتوریا آزاد
بانوان و آقایان گرامی!
نخست از همه شما که در سازماندهی این گردهمایی نقش داشتهاید، برای فرصتی که در اختیار ما گذاشتید صمیمانه سپاسگزاری میکنم و امیدوارم این گفتوگو ادامه یابد.
از من خواسته شده است درباره #پلورالیسم در برابر #توتالیتاریسم سخن بگویم. تلاش میکنم این بحث را باز کنم و آن را به موضوع مهم دیگری یعنی #دموکراسی پیوند بزنم.
پلورالیسم و توتالیتاریسم دو نظام کاملاً متفاوت حکمرانی هستند که دههها در برابر یکدیگر قرار داشتهاند — این تقابل در ایران نیز تاریخ طولانی دارد. مردم ایران همواره برای آزادی مبارزه کردهاند. اینکه در آینده نزدیک کدامیک از این دو الگو در ایران پیروز شود، برای آینده ایران و امنیت اروپا اهمیت بسیاری دارد.
من این فرصت را داشتهام که ۲۲ سال در ایران زندگی کنم — ۱۶ سال در دوران پادشاهی محمدرضاشاه پهلوی و ۶ سال در دوران حکومت ملایان؛ همچنین ۷ سال در آذربایجان (باکو) تحت حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی و ۳۵ سال در دموکراسی سوئد زندگی کردهام.
بنابراین تجربه گستردهای از این دارم که چگونه یک رویکرد پلورالیستی یا توتالیتر میتواند بر زندگی مردم تأثیر بگذارد. من دیده و تجربه کردهام که چگونه ایدئولوژی میکوشد بر تمام جنبههای جامعه و زندگی فردی — از جمله حریم خصوصی، اقتصاد و حتی اندیشه — کنترل کامل اعمال کند.
اما در اینجا در سوئد، پذیرش تنوع — ایدههای مختلف، باورها، احزاب سیاسی و رسانههای مستقل — امری بدیهی است. پلورالیسم تهدید نیست، بلکه نشانهای از پویایی و سلامت اجتماعی است. قدرت محدود و توزیع شده است و مردم در چنین شرایطی احساس بهتری دارند.
اما پلورالیسم بهتنهایی کافی نیست؛ باید با دموکراسی همراه شود.
پلورالیسم پاسخ به این پرسش است:
«چه کسانی حق دارند در جامعه صدا داشته باشند؟»
دموکراسی پاسخ به این پرسش است:
«این صداها چگونه بر تصمیمگیری تأثیر میگذارند؟»
بدون پلورالیسم، دموکراسی ممکن است به استبداد اکثریت تبدیل شود؛ و بدون دموکراسی، پلورالیسم به واقعیتی اجتماعی اما بیقدرت فروکاسته میشود.
در برابر پلورالیسم و دموکراسی، توتالیتاریسم قرار دارد — نظامی که در آن قدرت متمرکز و سوءاستفاده میشود و مخالفت جرم تلقی میگردد. تعارض میان اندیشه پلورالیستی–دموکراتیک و توتالیتاریسم در بنیاد خود به نگاه به انسان بازمیگردد:
در پلورالیسم و دموکراسی، انسان شهروندی دارای حقوق است و حق دارد متفاوت بیندیشد؛ اما در توتالیتاریسم، انسان ابزاری در خدمت قدرت است.
امروز نمونه روشنی از ساختاری غیرپلورالیستی و غیردموکراتیک را در خاورمیانه میبینیم: ایران.
در ایران، تنوع سیاسی به رسمیت شناخته نمیشود. آزادی بیان بهشدت محدود است، رسانهها کنترل میشوند، مخالفان تحت تعقیب قرار میگیرند و اعتراضات مسالمتآمیز سرکوب میشود. ساختار قدرت بر تمرکز و انحصار استوار است.
در ماه گذشته، هزاران ایرانی به شکلی بسیار brutal به قتل رسیدهاند.
واقعیت این است که مردم ایران به ابتکار خود برخاستهاند. آنان مسلح نیستند و در برابر یک رژیم خشن و جنایتکار گرفتار شدهاند.
ایران جامعهای عمیقاً متکثر است — از نظر قومی، زبانی، فرهنگی و دینی. کردها، بلوچها، ترکها، عربها، آذریها، فارسها، ترکمنها و دیگر گروهها قرنها در کنار یکدیگر زیستهاند. این تنوع تهدید نیست — بلکه یک سرمایه است.
امروز هیچکس نمیتواند ادعا کند که شخصاً نماینده مردم ایران است. چنین نمایندگیای فاقد مشروعیت ملی است. مردم ایران در حال حاضر خود مسئول این نمایندگی هستند. یک شورای انتقالی متشکل از نیروهای مختلف در داخل ایران در حال شکلگیری است و ما — جبهه ایران — با آنان در ارتباط هستیم. ما از یک جمهوری دموکراتیک برای ایران دفاع میکنیم.
نمیتوان از پلورالیسم و دموکراسی سخن گفت و همزمان از رهبری شبهسلطنتی حمایت کرد.
گاهی پیشنهادهایی شنیده میشود مبنی بر جایگزینی نظام کنونی با اشکال دیگری از تمرکز قدرت، از جمله بازگشت به ساختارهای غیرانتخابی. اما یک جامعه متکثر را نمیتوان از طریق یک نهاد موروثی یا ادعای نمایندگی انحصاری نمایندگی کرد.
بقیه متن در پست بعدی
👇👇👇
🗣️🗣️ویکتوریا آزاد
بانوان و آقایان گرامی!
نخست از همه شما که در سازماندهی این گردهمایی نقش داشتهاید، برای فرصتی که در اختیار ما گذاشتید صمیمانه سپاسگزاری میکنم و امیدوارم این گفتوگو ادامه یابد.
از من خواسته شده است درباره #پلورالیسم در برابر #توتالیتاریسم سخن بگویم. تلاش میکنم این بحث را باز کنم و آن را به موضوع مهم دیگری یعنی #دموکراسی پیوند بزنم.
پلورالیسم و توتالیتاریسم دو نظام کاملاً متفاوت حکمرانی هستند که دههها در برابر یکدیگر قرار داشتهاند — این تقابل در ایران نیز تاریخ طولانی دارد. مردم ایران همواره برای آزادی مبارزه کردهاند. اینکه در آینده نزدیک کدامیک از این دو الگو در ایران پیروز شود، برای آینده ایران و امنیت اروپا اهمیت بسیاری دارد.
من این فرصت را داشتهام که ۲۲ سال در ایران زندگی کنم — ۱۶ سال در دوران پادشاهی محمدرضاشاه پهلوی و ۶ سال در دوران حکومت ملایان؛ همچنین ۷ سال در آذربایجان (باکو) تحت حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی و ۳۵ سال در دموکراسی سوئد زندگی کردهام.
بنابراین تجربه گستردهای از این دارم که چگونه یک رویکرد پلورالیستی یا توتالیتر میتواند بر زندگی مردم تأثیر بگذارد. من دیده و تجربه کردهام که چگونه ایدئولوژی میکوشد بر تمام جنبههای جامعه و زندگی فردی — از جمله حریم خصوصی، اقتصاد و حتی اندیشه — کنترل کامل اعمال کند.
اما در اینجا در سوئد، پذیرش تنوع — ایدههای مختلف، باورها، احزاب سیاسی و رسانههای مستقل — امری بدیهی است. پلورالیسم تهدید نیست، بلکه نشانهای از پویایی و سلامت اجتماعی است. قدرت محدود و توزیع شده است و مردم در چنین شرایطی احساس بهتری دارند.
اما پلورالیسم بهتنهایی کافی نیست؛ باید با دموکراسی همراه شود.
پلورالیسم پاسخ به این پرسش است:
«چه کسانی حق دارند در جامعه صدا داشته باشند؟»
دموکراسی پاسخ به این پرسش است:
«این صداها چگونه بر تصمیمگیری تأثیر میگذارند؟»
بدون پلورالیسم، دموکراسی ممکن است به استبداد اکثریت تبدیل شود؛ و بدون دموکراسی، پلورالیسم به واقعیتی اجتماعی اما بیقدرت فروکاسته میشود.
در برابر پلورالیسم و دموکراسی، توتالیتاریسم قرار دارد — نظامی که در آن قدرت متمرکز و سوءاستفاده میشود و مخالفت جرم تلقی میگردد. تعارض میان اندیشه پلورالیستی–دموکراتیک و توتالیتاریسم در بنیاد خود به نگاه به انسان بازمیگردد:
در پلورالیسم و دموکراسی، انسان شهروندی دارای حقوق است و حق دارد متفاوت بیندیشد؛ اما در توتالیتاریسم، انسان ابزاری در خدمت قدرت است.
امروز نمونه روشنی از ساختاری غیرپلورالیستی و غیردموکراتیک را در خاورمیانه میبینیم: ایران.
در ایران، تنوع سیاسی به رسمیت شناخته نمیشود. آزادی بیان بهشدت محدود است، رسانهها کنترل میشوند، مخالفان تحت تعقیب قرار میگیرند و اعتراضات مسالمتآمیز سرکوب میشود. ساختار قدرت بر تمرکز و انحصار استوار است.
در ماه گذشته، هزاران ایرانی به شکلی بسیار brutal به قتل رسیدهاند.
واقعیت این است که مردم ایران به ابتکار خود برخاستهاند. آنان مسلح نیستند و در برابر یک رژیم خشن و جنایتکار گرفتار شدهاند.
ایران جامعهای عمیقاً متکثر است — از نظر قومی، زبانی، فرهنگی و دینی. کردها، بلوچها، ترکها، عربها، آذریها، فارسها، ترکمنها و دیگر گروهها قرنها در کنار یکدیگر زیستهاند. این تنوع تهدید نیست — بلکه یک سرمایه است.
امروز هیچکس نمیتواند ادعا کند که شخصاً نماینده مردم ایران است. چنین نمایندگیای فاقد مشروعیت ملی است. مردم ایران در حال حاضر خود مسئول این نمایندگی هستند. یک شورای انتقالی متشکل از نیروهای مختلف در داخل ایران در حال شکلگیری است و ما — جبهه ایران — با آنان در ارتباط هستیم. ما از یک جمهوری دموکراتیک برای ایران دفاع میکنیم.
نمیتوان از پلورالیسم و دموکراسی سخن گفت و همزمان از رهبری شبهسلطنتی حمایت کرد.
گاهی پیشنهادهایی شنیده میشود مبنی بر جایگزینی نظام کنونی با اشکال دیگری از تمرکز قدرت، از جمله بازگشت به ساختارهای غیرانتخابی. اما یک جامعه متکثر را نمیتوان از طریق یک نهاد موروثی یا ادعای نمایندگی انحصاری نمایندگی کرد.
بقیه متن در پست بعدی
👇👇👇
Forwarded from DorrTV شبکه جهانی دُرّ تی وی
ترجمه سخنرانی امروز من از سوئدی به فارسی در پارلمان سوئد با حضور چندین تن از اعضای پارلمان، اساتید و شخصیتهای مرتبط با مسئله ایران و یاران عزیز #جبهه_احیای_قانون_وحاکمیت_ملی_ایران و مبارز محترم وحید بهشتی:
بانوان و آقایان گرامی!
نخست از همه شما که در سازماندهی این گردهمایی نقش داشتهاید، برای فرصتی که در اختیار ما گذاشتید صمیمانه سپاسگزاری میکنم و امیدوارم این گفتوگو ادامه یابد.
از من خواسته شده است درباره #پلورالیسم در برابر #توتالیتاریسم سخن بگویم. تلاش میکنم این بحث را باز کنم و آن را به موضوع مهم دیگری یعنی #دموکراسی پیوند بزنم.
پلورالیسم و توتالیتاریسم دو نظام کاملاً متفاوت حکمرانی هستند که دههها در برابر یکدیگر قرار داشتهاند — این تقابل در ایران نیز تاریخ طولانی دارد. مردم ایران همواره برای آزادی مبارزه کردهاند. اینکه در آینده نزدیک کدامیک از این دو الگو در ایران پیروز شود، برای آینده ایران و امنیت اروپا اهمیت بسیاری دارد.
من این فرصت را داشتهام که ۲۲ سال در ایران زندگی کنم — ۱۶ سال در دوران پادشاهی محمدرضاشاه پهلوی و ۶ سال در دوران حکومت ملایان؛ همچنین ۷ سال در آذربایجان (باکو) تحت حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی و ۳۵ سال در دموکراسی سوئد زندگی کردهام.
بنابراین تجربه گستردهای از این دارم که چگونه یک رویکرد پلورالیستی یا توتالیتر میتواند بر زندگی مردم تأثیر بگذارد. من دیده و تجربه کردهام که چگونه ایدئولوژی میکوشد بر تمام جنبههای جامعه و زندگی فردی — از جمله حریم خصوصی، اقتصاد و حتی اندیشه — کنترل کامل اعمال کند.
اما در اینجا در سوئد، پذیرش تنوع — ایدههای مختلف، باورها، احزاب سیاسی و رسانههای مستقل — امری بدیهی است. پلورالیسم تهدید نیست، بلکه نشانهای از پویایی و سلامت اجتماعی است. قدرت محدود و توزیع شده است و مردم در چنین شرایطی احساس بهتری دارند.
اما پلورالیسم بهتنهایی کافی نیست؛ باید با دموکراسی همراه شود.
پلورالیسم پاسخ به این پرسش است:
«چه کسانی حق دارند در جامعه صدا داشته باشند؟»
دموکراسی پاسخ به این پرسش است:
«این صداها چگونه بر تصمیمگیری تأثیر میگذارند؟»
بدون پلورالیسم، دموکراسی ممکن است به استبداد اکثریت تبدیل شود؛ و بدون دموکراسی، پلورالیسم به واقعیتی اجتماعی اما بیقدرت فروکاسته میشود.
در برابر پلورالیسم و دموکراسی، توتالیتاریسم قرار دارد — نظامی که در آن قدرت متمرکز و سوءاستفاده میشود و مخالفت جرم تلقی میگردد. تعارض میان اندیشه پلورالیستی–دموکراتیک و توتالیتاریسم در بنیاد خود به نگاه به انسان بازمیگردد:
در پلورالیسم و دموکراسی، انسان شهروندی دارای حقوق است و حق دارد متفاوت بیندیشد؛ اما در توتالیتاریسم، انسان ابزاری در خدمت قدرت است.
امروز نمونه روشنی از ساختاری غیرپلورالیستی و غیردموکراتیک را در خاورمیانه میبینیم: ایران.
در ایران، تنوع سیاسی به رسمیت شناخته نمیشود. آزادی بیان بهشدت محدود است، رسانهها کنترل میشوند، مخالفان تحت تعقیب قرار میگیرند و اعتراضات مسالمتآمیز سرکوب میشود. ساختار قدرت بر تمرکز و انحصار استوار است.
در ماه گذشته، هزاران ایرانی به شکلی بسیار brutal به قتل رسیدهاند.
واقعیت این است که مردم ایران به ابتکار خود برخاستهاند. آنان مسلح نیستند و در برابر یک رژیم خشن و جنایتکار گرفتار شدهاند.
ایران جامعهای عمیقاً متکثر است — از نظر قومی، زبانی، فرهنگی و دینی. کردها، بلوچها، ترکها، عربها، آذریها، فارسها، ترکمنها و دیگر گروهها قرنها در کنار یکدیگر زیستهاند. این تنوع تهدید نیست — بلکه یک سرمایه است.
امروز هیچکس نمیتواند ادعا کند که شخصاً نماینده مردم ایران است. چنین نمایندگیای فاقد مشروعیت ملی است. مردم ایران در حال حاضر خود مسئول این نمایندگی هستند. یک شورای انتقالی متشکل از نیروهای مختلف در داخل ایران در حال شکلگیری است و ما — جبهه ایران — با آنان در ارتباط هستیم. ما از یک جمهوری دموکراتیک برای ایران دفاع میکنیم.
نمیتوان از پلورالیسم و دموکراسی سخن گفت و همزمان از رهبری شبهسلطنتی حمایت کرد.
گاهی پیشنهادهایی شنیده میشود مبنی بر جایگزینی نظام کنونی با اشکال دیگری از تمرکز قدرت، از جمله بازگشت به ساختارهای غیرانتخابی. اما یک جامعه متکثر را نمیتوان از طریق یک نهاد موروثی یا ادعای نمایندگی انحصاری نمایندگی کرد.
#انقلاب_ایران
#جبهه_احیای_قانون_و_حاکمیت_ملی_ایران
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM