Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💠 بازگشت ظریف با نقاب میهندوستی – آخرین حربه نظام
✍️ ویکتوریا آزاد
۳۰ خرداد ۱۴۰۴
۱. نشانهای از وحشت ساختاری در رأس رژیم
ظهور دوباره چهرهای چون جواد ظریف ـ که حتی در میان نیروهای وفادار به نظام نیز چهرهای سوخته و بیاعتبار است ـ نشانه آن است که اتاقهای فکر جمهوری اسلامی به مرحلهی “درماندگی روایتی” رسیدهاند. اکنون برای حفظ بقا، به نمادهای جعلی میهندوستی روی آوردهاند تا در بزنگاه حمله نظامی و قیام مردمی، «افکار عمومی» را با تاکتیکهایی عاطفی و جعلی مدیریت کنند.
۲. تلاش برای مصادره حس ملیگرایی
تا دیروز «ایران» در گفتمان جمهوری اسلامی، صرفاً «سرزمین اسلامی» یا «جغرافیای مقاومت» بود. اما اکنون، در آستانه سقوط، ناگهان «ایران» برایشان مهم شده. چرا؟
زیرا میدانند «ملیگرایی» و بازگشت به هویت ایرانی، به نیروی محرک اصلی برای براندازی تبدیل شده. آنها تلاش میکنند این حس را مصادره کرده، نسخهای جعلی از آن عرضه کنند. ظریف، به عنوان چهرهای با سابقه تحصیل و زبانآوری، برای ایفای این نقش انتخاب شده است.
۳. استفاده از زبان اپوزیسیون: نشانهی سردرگمی یا نفوذ؟
ادبیات بهکاررفته از سوی ظریف ـ «سلام و درود»، «پاسداری از میهن»، «هممیهنان» و «کارزار ملی» ـ دقیقاً برگرفته از واژگان گفتمان اپوزیسیون سکولار-ملی است. این تطبیق نه از سر باور، بلکه بهوضوح تلاشی است برای فریب افکار عمومی و خنثیسازی گفتمان غالب بر خیابان.
۴. همزمانی با سرکوب دیجیتال: نهایت وقاحت و تناقض
در شرایطی که رژیم اینترنت را قطع کرده، ویدیوهای اعتراضی مردم را حذف میکند، و به کاربران معترض حمله میکند، دعوت به «همبستگی ملی برای ایران» از سوی مهرهای مثل ظریف چیزی جز تمسخر مردم و توهین به شعور جمعی نیست. این همان دوگانگی بنیادی جمهوری اسلامی است: بستن دهان مردم و همزمان درخواست همراهی از آنان.
۵. ساختار روایی برای نجات کشتی سوراخشده نظام
توصیف ایران به عنوان «کشتیای که همه در آن نشستهایم» یکی از شناختهشدهترین استعارههای رژیم در مواقع بحران است. هدف از این استعاره القای این تصور است که اگر جمهوری اسلامی سقوط کند، کل کشور نابود میشود. در واقع، ظریف با این استعاره قصد دارد میان «نظام» و «ایران» عمداً همپوشانی ایجاد کند — در حالیکه واقعیت این است: ایران زمانی نجات مییابد که این کشتی پوسیده نظام غرق شود.
نتیجهگیری:
جواد ظریف چه وقتیکه به عنوان یک بازیگر دیپلماتیک و وزیر امور خارجه برای رژیم جنایتکار اسلامی کار میکرد و چه هم اکنون بخشی از ماشین تبلیغاتی یک رژیم پوسیده در حال فروپاشی است که در تقلای نهایی، به جعل “میهندوستی” پناه برده. پیام اصلی او نه دعوت به اتحاد، بلکه تلاش برای نجات رژیمی است که مردم ایران تصمیم گرفتهاند آن را برای همیشه از تاریخ کشورشان پاک کنند.
#ویکتوریا_آزاد
#جبهه_احیای_قانون_وحاکمیت_ملی_ایران
💎 @iranyarannetwork1398
۳۰ خرداد ۱۴۰۴
۱. نشانهای از وحشت ساختاری در رأس رژیم
ظهور دوباره چهرهای چون جواد ظریف ـ که حتی در میان نیروهای وفادار به نظام نیز چهرهای سوخته و بیاعتبار است ـ نشانه آن است که اتاقهای فکر جمهوری اسلامی به مرحلهی “درماندگی روایتی” رسیدهاند. اکنون برای حفظ بقا، به نمادهای جعلی میهندوستی روی آوردهاند تا در بزنگاه حمله نظامی و قیام مردمی، «افکار عمومی» را با تاکتیکهایی عاطفی و جعلی مدیریت کنند.
۲. تلاش برای مصادره حس ملیگرایی
تا دیروز «ایران» در گفتمان جمهوری اسلامی، صرفاً «سرزمین اسلامی» یا «جغرافیای مقاومت» بود. اما اکنون، در آستانه سقوط، ناگهان «ایران» برایشان مهم شده. چرا؟
زیرا میدانند «ملیگرایی» و بازگشت به هویت ایرانی، به نیروی محرک اصلی برای براندازی تبدیل شده. آنها تلاش میکنند این حس را مصادره کرده، نسخهای جعلی از آن عرضه کنند. ظریف، به عنوان چهرهای با سابقه تحصیل و زبانآوری، برای ایفای این نقش انتخاب شده است.
۳. استفاده از زبان اپوزیسیون: نشانهی سردرگمی یا نفوذ؟
ادبیات بهکاررفته از سوی ظریف ـ «سلام و درود»، «پاسداری از میهن»، «هممیهنان» و «کارزار ملی» ـ دقیقاً برگرفته از واژگان گفتمان اپوزیسیون سکولار-ملی است. این تطبیق نه از سر باور، بلکه بهوضوح تلاشی است برای فریب افکار عمومی و خنثیسازی گفتمان غالب بر خیابان.
۴. همزمانی با سرکوب دیجیتال: نهایت وقاحت و تناقض
در شرایطی که رژیم اینترنت را قطع کرده، ویدیوهای اعتراضی مردم را حذف میکند، و به کاربران معترض حمله میکند، دعوت به «همبستگی ملی برای ایران» از سوی مهرهای مثل ظریف چیزی جز تمسخر مردم و توهین به شعور جمعی نیست. این همان دوگانگی بنیادی جمهوری اسلامی است: بستن دهان مردم و همزمان درخواست همراهی از آنان.
۵. ساختار روایی برای نجات کشتی سوراخشده نظام
توصیف ایران به عنوان «کشتیای که همه در آن نشستهایم» یکی از شناختهشدهترین استعارههای رژیم در مواقع بحران است. هدف از این استعاره القای این تصور است که اگر جمهوری اسلامی سقوط کند، کل کشور نابود میشود. در واقع، ظریف با این استعاره قصد دارد میان «نظام» و «ایران» عمداً همپوشانی ایجاد کند — در حالیکه واقعیت این است: ایران زمانی نجات مییابد که این کشتی پوسیده نظام غرق شود.
نتیجهگیری:
جواد ظریف چه وقتیکه به عنوان یک بازیگر دیپلماتیک و وزیر امور خارجه برای رژیم جنایتکار اسلامی کار میکرد و چه هم اکنون بخشی از ماشین تبلیغاتی یک رژیم پوسیده در حال فروپاشی است که در تقلای نهایی، به جعل “میهندوستی” پناه برده. پیام اصلی او نه دعوت به اتحاد، بلکه تلاش برای نجات رژیمی است که مردم ایران تصمیم گرفتهاند آن را برای همیشه از تاریخ کشورشان پاک کنند.
#ویکتوریا_آزاد
#جبهه_احیای_قانون_وحاکمیت_ملی_ایران
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💠 ماشین کشتار خامنهای محمدامین شایسته را به اتهام واهی همکاری با اسرائیل به قتل رساند
در حالی که رژیم جمهوری اسلامی در روزهای اخیر و جنگ جاری شکستهای سنگین و حقیرانهای را در همه عرصههای نظامی و اطلاعاتی متحمل شده و ابهت پوشالیاش که بر باد رفته، بار دیگر به سناریوی نخنما و جنایتکارانهی اعدام برای ارعاب جامعه پناه برده و یکی دیگر از جوانان ایران را به قتل رساند.
امروز صبح، محمدامین مهدویشایسته، جوانی بیدفاع، با اتهامی ساختگی همچون «همکاری با اسرائیل»، به دست دستگاه فاسد قضایی این رژیم اعدام شد؛ اقدامی که نشاندهنده وحشتشان است و فقط به ایجاد رعب در میان مردم و جلوگیری از خیزشهای مردمی، در این واپسین لحظات تاریخی فکر میکنند.
محمدامین مهدوی شایسته در سال ۱۴۰۲ توسط نهادهای ضدامنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شده بود. در جریان مراحل بازجویی و بازپرسی، او تحت فشار قرار گرفته و مجبور به ارائه اعترافهای اجباری شده بود. اتهامات مطرحشده علیه آقای شایسته شامل موارد متعدد است، اما اصلیترین آن ماده ۶ قانون مقابله با اقدامات «رژیم صهیونیستی» علیه صلح و امنیت است که مجازات آن اعدام است.
طبق این ماده: «هرگونه همکاری اطلاعاتی یا جاسوسی به نفع "رژیم صهیونیستی" در حکم محاربه و افساد فی الارض میباشد و مرتکب به اشد مجازات محکوم خواهد شد.»
پرونده محمدامین مهدوی شایسته به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی صلواتی ارجاع شد. بر اساس گزارشها، در فرآیند دادرسی، ادله و مستندات متعددی که از سوی وکلای مدافع ارائه شده بود و صحت اتهامات را زیر سؤال میبرد، مورد توجه قرار نگرفت. در نهایت، حکم اعدام برای او صادر شد.
قاضی صلواتی صلواتی به خانواده محمدامین گفته بود: «حتماً او را اعدام میکنیم.»
جمهوری اسلامی از حربه اعدام تنها برای ایجاد رعب و وحشت استفاده میکند. رژیمی که شاید آخرین روزهای حکومت ننگینش بر ایران باشد تا واپسین دم از کشتن دست نمیکشد.
#جبهه_احیای_قانون_وحاکمیت_ملی_ایران
💎 @iranyarannetwork1398
در حالی که رژیم جمهوری اسلامی در روزهای اخیر و جنگ جاری شکستهای سنگین و حقیرانهای را در همه عرصههای نظامی و اطلاعاتی متحمل شده و ابهت پوشالیاش که بر باد رفته، بار دیگر به سناریوی نخنما و جنایتکارانهی اعدام برای ارعاب جامعه پناه برده و یکی دیگر از جوانان ایران را به قتل رساند.
امروز صبح، محمدامین مهدویشایسته، جوانی بیدفاع، با اتهامی ساختگی همچون «همکاری با اسرائیل»، به دست دستگاه فاسد قضایی این رژیم اعدام شد؛ اقدامی که نشاندهنده وحشتشان است و فقط به ایجاد رعب در میان مردم و جلوگیری از خیزشهای مردمی، در این واپسین لحظات تاریخی فکر میکنند.
محمدامین مهدوی شایسته در سال ۱۴۰۲ توسط نهادهای ضدامنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شده بود. در جریان مراحل بازجویی و بازپرسی، او تحت فشار قرار گرفته و مجبور به ارائه اعترافهای اجباری شده بود. اتهامات مطرحشده علیه آقای شایسته شامل موارد متعدد است، اما اصلیترین آن ماده ۶ قانون مقابله با اقدامات «رژیم صهیونیستی» علیه صلح و امنیت است که مجازات آن اعدام است.
طبق این ماده: «هرگونه همکاری اطلاعاتی یا جاسوسی به نفع "رژیم صهیونیستی" در حکم محاربه و افساد فی الارض میباشد و مرتکب به اشد مجازات محکوم خواهد شد.»
پرونده محمدامین مهدوی شایسته به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی صلواتی ارجاع شد. بر اساس گزارشها، در فرآیند دادرسی، ادله و مستندات متعددی که از سوی وکلای مدافع ارائه شده بود و صحت اتهامات را زیر سؤال میبرد، مورد توجه قرار نگرفت. در نهایت، حکم اعدام برای او صادر شد.
قاضی صلواتی صلواتی به خانواده محمدامین گفته بود: «حتماً او را اعدام میکنیم.»
جمهوری اسلامی از حربه اعدام تنها برای ایجاد رعب و وحشت استفاده میکند. رژیمی که شاید آخرین روزهای حکومت ننگینش بر ایران باشد تا واپسین دم از کشتن دست نمیکشد.
#جبهه_احیای_قانون_وحاکمیت_ملی_ایران
💎 @iranyarannetwork1398
۱. زنجیره فرماندهی رژیم کاملا مختل و نابود شود و خامنه ای حذف یا دستگیر شود!
اکنون که ستادهای فرماندهی سپاه، بسیج، نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات در تهران و شهرهای بزرگ هدف قرار گرفته و بزودی ازکار خواهد افتاد و همچنین رهبر جنایتکار انقلاب اسلامی، خامنه ای دجال حذف یا دستگیر خواهد شد، آنگاه نیروهای سرکوب بدون سر میشوند و سردرگم دچار انفعال و پراکندگی میگردند. خامنهای برای میلیونها ایرانی نماد ظلم، قتل فرزندان، تحقیر، فقر، دروغ و اشغال ایران است، گرفتار شدن او یا مرده یا زنده ، روحیه مردم ایران را احیا خواهد کرد و بزودی لحظه طلایی شادی ملی را تجربه خواهیم کرد.
۲. اطمینان مردم از «شکستن هیبت رژیم»
اگر مردم احساس کنند رژیم دیگر قدرت سرکوب ندارد و ارادهی سرکوب از هم پاشیده، به سرعت اعتمادبهنفس میگیرند.
۳. وجود پیام واضح و صریح از سوی اپوزیسیون و شبکههای مردمی
مردم باید بدانند چه کار کنند، کجا بروند، هدف چیست و گام بعدی چیست. اگر بعد از حملات، سکوت رسانهای یا چند صدای پراکنده باشد، شک و تردید مردم بیشتر خواهد شد. باید بلافاصله یک «فراخوان هماهنگ» منتشر شود با پیام واضح:
«مراکز سرکوب از کار افتادهاند – وقت قیام و اعلام آزادیست – بیرون بیایید و میادین را تسخیر کنید.»
۴. تشکیل سریع «هستههای محلی مقاومت»
در همه محلات باید چند گروه هماهنگ، ولو کوچک، آماده تسخیر خیابانها و حمایت از مردم باشند. حضور حتی ۲۰–۳۰ نفر سازمانیافته در یک منطقه میتواند به صدها نفر جرأت دهد.
۵. پخش وسیع تصاویر نابودی مراکز سرکوب
اگر مردم با چشم خود ببینند که مراکز سپاه، اطلاعات یا پادگانها واقعاً منهدم شدهاند، باورشان نسبت به پایان رژیم تقویت میشود. باید تصاویر، ویدیوها و اخبار نابودی مراکز سرکوب بلافاصله پخش شود.
۶. در صورت حذف خامنه ای، این خبر تاریخی را با یک کارناوال شادی در سراسر کشور توأم کنیم. با تسخیر میادین شهرها، اهتزاز پرچم ملی شیرخورشید نشان بدون تاج، پخش موسیقی آزادی از میادین و مساجد، بوق ممتد خودروها، کف زدن و شادی عمومی، کارناوالهای پایان دیکتاتور پایان جمهوری اسلامی را اعلام کنیم.
#ویکتوریا_آزاد
دوشنبه ۲ تیر ۱۴۰۴
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✍️ نوشته: ویکتوریا آزاد
۲۴ ژوئن ۲۰۲۵
www.victoriaazad.com
در روزهای نخست حمله برقآسای ارتش اسرائیل به زیرساختهای موشکی و هستهای جمهوری اسلامی، میلیونها ایرانی با امید و هیجان، لحظهبهلحظه اخبار را دنبال میکردند. برای نخستینبار پس از سالها، قدرت نظامی یک کشور خارجی مستقیماً علیه ماشین نظامی–امنیتی رژیمی وارد عمل شده بود که هم مردم ایران و هم بسیاری از ملتهای منطقه، آن را منشأ اصلی بیثباتی، ترور، سرکوب و بدبختی میدانند.
اما ناگهان، همانطور که خیزش مردم ایران در خفقان سرکوب شده، عملیات نظامی نیز در اوج موفقیت، متوقف شد. و این پرسش بزرگ را در دل میلیونها نفر برجا گذاشت:
آیا آمریکا و اسرائیل، رژیم را نیمهکاره رها کردند؟ آیا پروژهی تغییر نظام شکست خورد؟
ساعاتی پس از اعلام موفقیت عملیات، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در بیانیهای گفت:
«به اهداف خود در از بین بردن تهدیدات هستهای و موشکی ایران دست یافتهایم. از رئیسجمهور ترامپ بابت نقش کلیدیاش در این پیروزی سپاسگزاریم. ما با پیشنهاد آتشبس ترامپ موافقت کردیم. در صورت نقض آن از سوی ایران، پاسخ کوبنده خواهیم داد.»
این سخنان، مثل یک شوک به افکار عمومی ایران وارد شد. خشم، سردرگمی و سرخوردگی سراسر فضای مجازی را فرا گرفته. ایرانیان میپرسند:
مگر نه اینکه جمهوری اسلامی باید میرفت؟
مگر نه اینکه خامنهای و سپاه خطر اصلی برای امنیت منطقهاند؟ پس چرا حمله متوقف شد؟ آیا پروژه «کرهشمالیسازی ایران» کلید خواهد خورد؟
رژیم، مطابق معمول، سعی میکند شکست خود را پیروزی جلوه دهد، او بهسرعت دست بهکار شد تا فضای آتشبس را به یک «پیروزی روانی» تبدیل کند. رسانههای وابسته به سپاه، با آبوتاب اعلام کردند که:
«اقتدار دفاعی و تدابیر رهبری، باعث عقبنشینی دشمن شد!»
نیروهای امنیتی با روحیهی مضاعف از «بازدارندگی نظام» دم میزنند و این آتشبس را گواهی بر حقانیت خود معرفی میکنند. درحالیکه حقیقت چیز دیگریست.
پذیرش آتشبس از سوی اسرائیل و ترامپ را نباید بهسادگی «تسلیم» یا «همدستی» با جمهوری اسلامی تعبیر کرد. این تصمیم پیچیدهتر از آن است که به ظاهرش بسنده کنیم. مهمترین دلایل احتمالی این آتشبس را میتوان چنین برشمرد:
۱. تحقق مرحله اول اهداف نظامی
اسرائیل باور دارد که زیرساختهای حساس موشکی، هستهای و لجستیکی رژیم بهشدت آسیب دیدهاند. ادامه حمله ممکن بود وارد فاز فرسایشی شود بدون آنکه دستاورد مشخصتری داشته باشد.
۲. کنترل تنش منطقهای
ادامه حملات میتوانست جبهه مقاومت وابسته به رژیم (حزبالله، حماس و…) را وارد میدان کند و احتمال گسترش جنگ به عراق، سوریه و حتی خلیجفارس را بالا ببرد. آتشبس فعلاً مانع این سناریوی خطرناک شده است.
۳. اهداف انتخاباتی ترامپ
ترامپ میخواهد حمله اخیر را بهعنوان «پیروزی بدون جنگ تمامعیار» در کارزار انتخاباتی استفاده کند. او ترجیح میدهد تصویر یک فرمانده مقتدر اما خونسرد را ارائه دهد.
۴. ترجیح فروپاشی از درون رژیم و خیزش مردم ایران
در محافل راهبردی غرب و اسرائیل، تحلیل غالب آن است که سقوط جمهوری اسلامی باید از درون اتفاق بیفتد؛ با انقلاب اجتماعی، فروپاشی رهبری. از این منظر، حمله نظامی زمینهساز سقوط است، نه جایگزین آن.
واقعیت این است که ماشین سرکوب جمهوری اسلامی از درون ضربه دیده است. ساختار امنیتیاش دچار شکاف جدی شده، بسیاری از فرماندهان سپاه کشته یا ناپدید شدهاند، و مهمتر از همه: ترس از فروپاشی به جان نظام افتاده است.
مردم ایران نباید این لحظه را با ناامیدی از دست بدهند. حمله خارجی بهتنهایی کافی نیست، باید با خیزش مردمی و ریزش نیروهای درون نظام همراه شود تا به سرعت کار حکومت را تمام کرد.
اگرچه آتشبس اعلام شده، اما جمهوری اسلامی دیگر همان رژیم پیش از حمله نیست. ساختار دفاعیاش فروپاشیده، مشروعیتش آسیب دیده، و پایههای روانی اقتدار او سست شده است. اگر مردم ایران اکنون برخیزند، فروپاشی رژیم بسیار نزدیکتر از آن چیزیست که تصور میشود.
#جبهه_احیای_قانون_وحاکمیت_ملی_ایران را دریابید و همراه با ما برای براندازی رژیم تدارک ببینیم! بگذارید افتخار براندازی رژیم پوسیده اسلامی به نام ملت ایران ثبت شود!
#ویکتوریا_آزاد
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
امیر لباف، فعال سیاسی وعضو جبهه احسای قانون و حاکمیت ملی در ایران:
درد و دلی با هموطنان و تمامی کسانی که جان انسانها برایشان ارزش دارد.
جانهای ارزشمند نباید دستمایهی معامله در هیچ میز سیاستی شوند. ارزش والای زندگی انسان فراتر از هر مصلحت اندیشی یا قدرت طلبی است. کسانی که به ناحق جان انسانها را میگیرند باید پاسخگوی اعمال خود باشند.
عدالت، پاسخی شایسته به بی عدالتی است امید به آینده ای روشنتر نیرویی است که ما را به جلو میبرد. انسانها در کنار هم میتوانند برای دستیابی به دنیایی عادلانه تر تلاش کنند، آزادی حقی است که با اراده جمعی به دست میآید، آزادی نام دیگر اراده ماست و این اراده فروختنی نیست.
ما آموختیم که روی نقشههای روی میز سیاستمداران خون ما تنها جوهری است که با آن قراردادهایشان را امضا میکنند وقتی از حقوق بشر سخن میگویند چرتکهای در دست دارند تا قیمت سکوتشان را با نرخ نفت و توازن قدرت بسنجند. اما این بار تفاوت در اینجاست:
ما دیگر منتظر واژههای توخالی پشت تریبونهای بینالمللی نیستیم ما فهمیدهایم که، آزادی کالایی نیست که در پشت درهای بسته معامله شود؛ آزادی حقی است که در خیابان بازپس گرفته میشود.
تصویر فردایی که نزدیک است در چشمهای زنی است که از پشت شیشه به سیل جمعیت مینگرد و در مردی که زخمهای تنش مدالهای افتخار او در نبرد با تاریکی است. آن لحظه که تردید پشت پنجرهها به یقین حضور در کوچه تبدیل شود کار تمام است. آن برق چشمها که از آن سخن میگوییم نوری است که از برخورد صخرهی ارادهی ما با دیوارهی بن بست استبداد ساطع شده است. ما نه تنها برای لغو یک حکم یا تغییر یک چهره بلکه برای
بازپس گرفتن حق انسان بودن میجنگیم.
#انقلاب_ایران
متن از امیر لباف
درویش گنابادی
زندانی سیاسی سابق
#جبهه_احیای_قانون_وحاکمیت_ملی_ایران
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔴ترجمه سخنرانی امروز من از سوئدی به فارسی در پارلمان سوئد با حضور چندین تن از اعضای پارلمان، اساتید و شخصیتهای مرتبط با مسئله ایران و یاران عزیز #جبهه_احیای_قانون_وحاکمیت_ملی_ایران و مبارز محترم وحید بهشتی
🗣️🗣️ویکتوریا آزاد
بانوان و آقایان گرامی!
نخست از همه شما که در سازماندهی این گردهمایی نقش داشتهاید، برای فرصتی که در اختیار ما گذاشتید صمیمانه سپاسگزاری میکنم و امیدوارم این گفتوگو ادامه یابد.
از من خواسته شده است درباره #پلورالیسم در برابر #توتالیتاریسم سخن بگویم. تلاش میکنم این بحث را باز کنم و آن را به موضوع مهم دیگری یعنی #دموکراسی پیوند بزنم.
پلورالیسم و توتالیتاریسم دو نظام کاملاً متفاوت حکمرانی هستند که دههها در برابر یکدیگر قرار داشتهاند — این تقابل در ایران نیز تاریخ طولانی دارد. مردم ایران همواره برای آزادی مبارزه کردهاند. اینکه در آینده نزدیک کدامیک از این دو الگو در ایران پیروز شود، برای آینده ایران و امنیت اروپا اهمیت بسیاری دارد.
من این فرصت را داشتهام که ۲۲ سال در ایران زندگی کنم — ۱۶ سال در دوران پادشاهی محمدرضاشاه پهلوی و ۶ سال در دوران حکومت ملایان؛ همچنین ۷ سال در آذربایجان (باکو) تحت حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی و ۳۵ سال در دموکراسی سوئد زندگی کردهام.
بنابراین تجربه گستردهای از این دارم که چگونه یک رویکرد پلورالیستی یا توتالیتر میتواند بر زندگی مردم تأثیر بگذارد. من دیده و تجربه کردهام که چگونه ایدئولوژی میکوشد بر تمام جنبههای جامعه و زندگی فردی — از جمله حریم خصوصی، اقتصاد و حتی اندیشه — کنترل کامل اعمال کند.
اما در اینجا در سوئد، پذیرش تنوع — ایدههای مختلف، باورها، احزاب سیاسی و رسانههای مستقل — امری بدیهی است. پلورالیسم تهدید نیست، بلکه نشانهای از پویایی و سلامت اجتماعی است. قدرت محدود و توزیع شده است و مردم در چنین شرایطی احساس بهتری دارند.
اما پلورالیسم بهتنهایی کافی نیست؛ باید با دموکراسی همراه شود.
پلورالیسم پاسخ به این پرسش است:
«چه کسانی حق دارند در جامعه صدا داشته باشند؟»
دموکراسی پاسخ به این پرسش است:
«این صداها چگونه بر تصمیمگیری تأثیر میگذارند؟»
بدون پلورالیسم، دموکراسی ممکن است به استبداد اکثریت تبدیل شود؛ و بدون دموکراسی، پلورالیسم به واقعیتی اجتماعی اما بیقدرت فروکاسته میشود.
در برابر پلورالیسم و دموکراسی، توتالیتاریسم قرار دارد — نظامی که در آن قدرت متمرکز و سوءاستفاده میشود و مخالفت جرم تلقی میگردد. تعارض میان اندیشه پلورالیستی–دموکراتیک و توتالیتاریسم در بنیاد خود به نگاه به انسان بازمیگردد:
در پلورالیسم و دموکراسی، انسان شهروندی دارای حقوق است و حق دارد متفاوت بیندیشد؛ اما در توتالیتاریسم، انسان ابزاری در خدمت قدرت است.
امروز نمونه روشنی از ساختاری غیرپلورالیستی و غیردموکراتیک را در خاورمیانه میبینیم: ایران.
در ایران، تنوع سیاسی به رسمیت شناخته نمیشود. آزادی بیان بهشدت محدود است، رسانهها کنترل میشوند، مخالفان تحت تعقیب قرار میگیرند و اعتراضات مسالمتآمیز سرکوب میشود. ساختار قدرت بر تمرکز و انحصار استوار است.
در ماه گذشته، هزاران ایرانی به شکلی بسیار brutal به قتل رسیدهاند.
واقعیت این است که مردم ایران به ابتکار خود برخاستهاند. آنان مسلح نیستند و در برابر یک رژیم خشن و جنایتکار گرفتار شدهاند.
ایران جامعهای عمیقاً متکثر است — از نظر قومی، زبانی، فرهنگی و دینی. کردها، بلوچها، ترکها، عربها، آذریها، فارسها، ترکمنها و دیگر گروهها قرنها در کنار یکدیگر زیستهاند. این تنوع تهدید نیست — بلکه یک سرمایه است.
امروز هیچکس نمیتواند ادعا کند که شخصاً نماینده مردم ایران است. چنین نمایندگیای فاقد مشروعیت ملی است. مردم ایران در حال حاضر خود مسئول این نمایندگی هستند. یک شورای انتقالی متشکل از نیروهای مختلف در داخل ایران در حال شکلگیری است و ما — جبهه ایران — با آنان در ارتباط هستیم. ما از یک جمهوری دموکراتیک برای ایران دفاع میکنیم.
نمیتوان از پلورالیسم و دموکراسی سخن گفت و همزمان از رهبری شبهسلطنتی حمایت کرد.
گاهی پیشنهادهایی شنیده میشود مبنی بر جایگزینی نظام کنونی با اشکال دیگری از تمرکز قدرت، از جمله بازگشت به ساختارهای غیرانتخابی. اما یک جامعه متکثر را نمیتوان از طریق یک نهاد موروثی یا ادعای نمایندگی انحصاری نمایندگی کرد.
بقیه متن در پست بعدی
👇👇👇
🗣️🗣️ویکتوریا آزاد
بانوان و آقایان گرامی!
نخست از همه شما که در سازماندهی این گردهمایی نقش داشتهاید، برای فرصتی که در اختیار ما گذاشتید صمیمانه سپاسگزاری میکنم و امیدوارم این گفتوگو ادامه یابد.
از من خواسته شده است درباره #پلورالیسم در برابر #توتالیتاریسم سخن بگویم. تلاش میکنم این بحث را باز کنم و آن را به موضوع مهم دیگری یعنی #دموکراسی پیوند بزنم.
پلورالیسم و توتالیتاریسم دو نظام کاملاً متفاوت حکمرانی هستند که دههها در برابر یکدیگر قرار داشتهاند — این تقابل در ایران نیز تاریخ طولانی دارد. مردم ایران همواره برای آزادی مبارزه کردهاند. اینکه در آینده نزدیک کدامیک از این دو الگو در ایران پیروز شود، برای آینده ایران و امنیت اروپا اهمیت بسیاری دارد.
من این فرصت را داشتهام که ۲۲ سال در ایران زندگی کنم — ۱۶ سال در دوران پادشاهی محمدرضاشاه پهلوی و ۶ سال در دوران حکومت ملایان؛ همچنین ۷ سال در آذربایجان (باکو) تحت حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی و ۳۵ سال در دموکراسی سوئد زندگی کردهام.
بنابراین تجربه گستردهای از این دارم که چگونه یک رویکرد پلورالیستی یا توتالیتر میتواند بر زندگی مردم تأثیر بگذارد. من دیده و تجربه کردهام که چگونه ایدئولوژی میکوشد بر تمام جنبههای جامعه و زندگی فردی — از جمله حریم خصوصی، اقتصاد و حتی اندیشه — کنترل کامل اعمال کند.
اما در اینجا در سوئد، پذیرش تنوع — ایدههای مختلف، باورها، احزاب سیاسی و رسانههای مستقل — امری بدیهی است. پلورالیسم تهدید نیست، بلکه نشانهای از پویایی و سلامت اجتماعی است. قدرت محدود و توزیع شده است و مردم در چنین شرایطی احساس بهتری دارند.
اما پلورالیسم بهتنهایی کافی نیست؛ باید با دموکراسی همراه شود.
پلورالیسم پاسخ به این پرسش است:
«چه کسانی حق دارند در جامعه صدا داشته باشند؟»
دموکراسی پاسخ به این پرسش است:
«این صداها چگونه بر تصمیمگیری تأثیر میگذارند؟»
بدون پلورالیسم، دموکراسی ممکن است به استبداد اکثریت تبدیل شود؛ و بدون دموکراسی، پلورالیسم به واقعیتی اجتماعی اما بیقدرت فروکاسته میشود.
در برابر پلورالیسم و دموکراسی، توتالیتاریسم قرار دارد — نظامی که در آن قدرت متمرکز و سوءاستفاده میشود و مخالفت جرم تلقی میگردد. تعارض میان اندیشه پلورالیستی–دموکراتیک و توتالیتاریسم در بنیاد خود به نگاه به انسان بازمیگردد:
در پلورالیسم و دموکراسی، انسان شهروندی دارای حقوق است و حق دارد متفاوت بیندیشد؛ اما در توتالیتاریسم، انسان ابزاری در خدمت قدرت است.
امروز نمونه روشنی از ساختاری غیرپلورالیستی و غیردموکراتیک را در خاورمیانه میبینیم: ایران.
در ایران، تنوع سیاسی به رسمیت شناخته نمیشود. آزادی بیان بهشدت محدود است، رسانهها کنترل میشوند، مخالفان تحت تعقیب قرار میگیرند و اعتراضات مسالمتآمیز سرکوب میشود. ساختار قدرت بر تمرکز و انحصار استوار است.
در ماه گذشته، هزاران ایرانی به شکلی بسیار brutal به قتل رسیدهاند.
واقعیت این است که مردم ایران به ابتکار خود برخاستهاند. آنان مسلح نیستند و در برابر یک رژیم خشن و جنایتکار گرفتار شدهاند.
ایران جامعهای عمیقاً متکثر است — از نظر قومی، زبانی، فرهنگی و دینی. کردها، بلوچها، ترکها، عربها، آذریها، فارسها، ترکمنها و دیگر گروهها قرنها در کنار یکدیگر زیستهاند. این تنوع تهدید نیست — بلکه یک سرمایه است.
امروز هیچکس نمیتواند ادعا کند که شخصاً نماینده مردم ایران است. چنین نمایندگیای فاقد مشروعیت ملی است. مردم ایران در حال حاضر خود مسئول این نمایندگی هستند. یک شورای انتقالی متشکل از نیروهای مختلف در داخل ایران در حال شکلگیری است و ما — جبهه ایران — با آنان در ارتباط هستیم. ما از یک جمهوری دموکراتیک برای ایران دفاع میکنیم.
نمیتوان از پلورالیسم و دموکراسی سخن گفت و همزمان از رهبری شبهسلطنتی حمایت کرد.
گاهی پیشنهادهایی شنیده میشود مبنی بر جایگزینی نظام کنونی با اشکال دیگری از تمرکز قدرت، از جمله بازگشت به ساختارهای غیرانتخابی. اما یک جامعه متکثر را نمیتوان از طریق یک نهاد موروثی یا ادعای نمایندگی انحصاری نمایندگی کرد.
بقیه متن در پست بعدی
👇👇👇
بقیه از قسمت بالا
مشروعیت در یک نظام دموکراتیک تنها از طریق انتخابات آزاد و برابر در داخل کشور بهوجود میآید.
پلورالیسم و دموکراسی همچنین به معنای توزیع عادلانه قدرت و منابع است. اگر گروههای قومی مختلف احساس نکنند که در ساختار قدرت مشارکت دارند، دموکراسی و پلورالیسم به واژههایی توخالی تبدیل خواهد شد.
اما چرا برای اروپا مهم است که چه نیروهایی در ایران حکومت میکنند؟
شاعر بزرگ ایرانی سعدی در گلستان مینویسد:
«چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار»
امنیت در زمانه ما محلی نیست، بلکه جهانی است. بیثباتی از طریق مهاجرت، تنشهای ژئوپولیتیک، افراطگرایی و بحرانهای اقتصادی گسترش مییابد.
من این را بیستوپنج سال پیش در استکهلم در یک کنفرانس گفتم — اما کمتر کسی گوش داد.
امروز میدانیم که بیثباتی در خاورمیانه مستقیماً بر امنیت اروپا تأثیر میگذارد.
گذار ایران به پلورالیسم و دموکراسی بنابراین تنها یک مسئله داخلی نیست —
بلکه سرمایهگذاری در ثبات منطقهای و امنیت اروپا است.
وقتی بخشی از جهان رنج میبرد، کل آن متأثر میشود.
از توجه شما سپاسگزارم.
#ویکتوریا_آزاد
#جبهه_احیای_قانون_وحاکمیت_ملی_ایران
توییت
https://x.com/victoriaazad24/status/2023794789821395353?s=46&t=auKQyaXoKCMkBcgLlMbZ4Q
مشروعیت در یک نظام دموکراتیک تنها از طریق انتخابات آزاد و برابر در داخل کشور بهوجود میآید.
پلورالیسم و دموکراسی همچنین به معنای توزیع عادلانه قدرت و منابع است. اگر گروههای قومی مختلف احساس نکنند که در ساختار قدرت مشارکت دارند، دموکراسی و پلورالیسم به واژههایی توخالی تبدیل خواهد شد.
اما چرا برای اروپا مهم است که چه نیروهایی در ایران حکومت میکنند؟
شاعر بزرگ ایرانی سعدی در گلستان مینویسد:
«چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار»
امنیت در زمانه ما محلی نیست، بلکه جهانی است. بیثباتی از طریق مهاجرت، تنشهای ژئوپولیتیک، افراطگرایی و بحرانهای اقتصادی گسترش مییابد.
من این را بیستوپنج سال پیش در استکهلم در یک کنفرانس گفتم — اما کمتر کسی گوش داد.
امروز میدانیم که بیثباتی در خاورمیانه مستقیماً بر امنیت اروپا تأثیر میگذارد.
گذار ایران به پلورالیسم و دموکراسی بنابراین تنها یک مسئله داخلی نیست —
بلکه سرمایهگذاری در ثبات منطقهای و امنیت اروپا است.
وقتی بخشی از جهان رنج میبرد، کل آن متأثر میشود.
از توجه شما سپاسگزارم.
#ویکتوریا_آزاد
#جبهه_احیای_قانون_وحاکمیت_ملی_ایران
توییت
https://x.com/victoriaazad24/status/2023794789821395353?s=46&t=auKQyaXoKCMkBcgLlMbZ4Q
X (formerly Twitter)
Victoria Azad (@victoriaazad24) on X
🔴ترجمه سخنرانی امروز من از سوئدی به فارسی در پارلمان سوئد با حضور چندین تن از اعضای پارلمان، اساتید و شخصیتهای مرتبط با مسئله ایران یاران عزیز #جبهه_احیای_قانون_وحاکمیت_ملی_ایران و مبارز و محترم جبهه @Vahid_Beheshti @MattieHeaven
بانوان و آقایان گرامی…
بانوان و آقایان گرامی…
Forwarded from DorrTV شبکه جهانی دُرّ تی وی
ترجمه سخنرانی امروز من از سوئدی به فارسی در پارلمان سوئد با حضور چندین تن از اعضای پارلمان، اساتید و شخصیتهای مرتبط با مسئله ایران و یاران عزیز #جبهه_احیای_قانون_وحاکمیت_ملی_ایران و مبارز محترم وحید بهشتی:
بانوان و آقایان گرامی!
نخست از همه شما که در سازماندهی این گردهمایی نقش داشتهاید، برای فرصتی که در اختیار ما گذاشتید صمیمانه سپاسگزاری میکنم و امیدوارم این گفتوگو ادامه یابد.
از من خواسته شده است درباره #پلورالیسم در برابر #توتالیتاریسم سخن بگویم. تلاش میکنم این بحث را باز کنم و آن را به موضوع مهم دیگری یعنی #دموکراسی پیوند بزنم.
پلورالیسم و توتالیتاریسم دو نظام کاملاً متفاوت حکمرانی هستند که دههها در برابر یکدیگر قرار داشتهاند — این تقابل در ایران نیز تاریخ طولانی دارد. مردم ایران همواره برای آزادی مبارزه کردهاند. اینکه در آینده نزدیک کدامیک از این دو الگو در ایران پیروز شود، برای آینده ایران و امنیت اروپا اهمیت بسیاری دارد.
من این فرصت را داشتهام که ۲۲ سال در ایران زندگی کنم — ۱۶ سال در دوران پادشاهی محمدرضاشاه پهلوی و ۶ سال در دوران حکومت ملایان؛ همچنین ۷ سال در آذربایجان (باکو) تحت حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی و ۳۵ سال در دموکراسی سوئد زندگی کردهام.
بنابراین تجربه گستردهای از این دارم که چگونه یک رویکرد پلورالیستی یا توتالیتر میتواند بر زندگی مردم تأثیر بگذارد. من دیده و تجربه کردهام که چگونه ایدئولوژی میکوشد بر تمام جنبههای جامعه و زندگی فردی — از جمله حریم خصوصی، اقتصاد و حتی اندیشه — کنترل کامل اعمال کند.
اما در اینجا در سوئد، پذیرش تنوع — ایدههای مختلف، باورها، احزاب سیاسی و رسانههای مستقل — امری بدیهی است. پلورالیسم تهدید نیست، بلکه نشانهای از پویایی و سلامت اجتماعی است. قدرت محدود و توزیع شده است و مردم در چنین شرایطی احساس بهتری دارند.
اما پلورالیسم بهتنهایی کافی نیست؛ باید با دموکراسی همراه شود.
پلورالیسم پاسخ به این پرسش است:
«چه کسانی حق دارند در جامعه صدا داشته باشند؟»
دموکراسی پاسخ به این پرسش است:
«این صداها چگونه بر تصمیمگیری تأثیر میگذارند؟»
بدون پلورالیسم، دموکراسی ممکن است به استبداد اکثریت تبدیل شود؛ و بدون دموکراسی، پلورالیسم به واقعیتی اجتماعی اما بیقدرت فروکاسته میشود.
در برابر پلورالیسم و دموکراسی، توتالیتاریسم قرار دارد — نظامی که در آن قدرت متمرکز و سوءاستفاده میشود و مخالفت جرم تلقی میگردد. تعارض میان اندیشه پلورالیستی–دموکراتیک و توتالیتاریسم در بنیاد خود به نگاه به انسان بازمیگردد:
در پلورالیسم و دموکراسی، انسان شهروندی دارای حقوق است و حق دارد متفاوت بیندیشد؛ اما در توتالیتاریسم، انسان ابزاری در خدمت قدرت است.
امروز نمونه روشنی از ساختاری غیرپلورالیستی و غیردموکراتیک را در خاورمیانه میبینیم: ایران.
در ایران، تنوع سیاسی به رسمیت شناخته نمیشود. آزادی بیان بهشدت محدود است، رسانهها کنترل میشوند، مخالفان تحت تعقیب قرار میگیرند و اعتراضات مسالمتآمیز سرکوب میشود. ساختار قدرت بر تمرکز و انحصار استوار است.
در ماه گذشته، هزاران ایرانی به شکلی بسیار brutal به قتل رسیدهاند.
واقعیت این است که مردم ایران به ابتکار خود برخاستهاند. آنان مسلح نیستند و در برابر یک رژیم خشن و جنایتکار گرفتار شدهاند.
ایران جامعهای عمیقاً متکثر است — از نظر قومی، زبانی، فرهنگی و دینی. کردها، بلوچها، ترکها، عربها، آذریها، فارسها، ترکمنها و دیگر گروهها قرنها در کنار یکدیگر زیستهاند. این تنوع تهدید نیست — بلکه یک سرمایه است.
امروز هیچکس نمیتواند ادعا کند که شخصاً نماینده مردم ایران است. چنین نمایندگیای فاقد مشروعیت ملی است. مردم ایران در حال حاضر خود مسئول این نمایندگی هستند. یک شورای انتقالی متشکل از نیروهای مختلف در داخل ایران در حال شکلگیری است و ما — جبهه ایران — با آنان در ارتباط هستیم. ما از یک جمهوری دموکراتیک برای ایران دفاع میکنیم.
نمیتوان از پلورالیسم و دموکراسی سخن گفت و همزمان از رهبری شبهسلطنتی حمایت کرد.
گاهی پیشنهادهایی شنیده میشود مبنی بر جایگزینی نظام کنونی با اشکال دیگری از تمرکز قدرت، از جمله بازگشت به ساختارهای غیرانتخابی. اما یک جامعه متکثر را نمیتوان از طریق یک نهاد موروثی یا ادعای نمایندگی انحصاری نمایندگی کرد.
#انقلاب_ایران
#جبهه_احیای_قانون_و_حاکمیت_ملی_ایران
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
این نشست به ابتکار حزب محیطزیست سوئد (Miljöpartiet) و با همکاری ایران فرانت سوئد / Iran Freedom Front برگزار گردید.
در این سمینار، وضعیت کنونی ایران، تحولات سیاسی پیشرو و پیامدهای آن برای اروپا و سوئد مورد بررسی قرار گرفت. از مهمترین محورهای بحث میتوان به تقابل کثرتگرایی با تمامیتخواهی، تهدیدهای امنیتی ناشی از افراطگرایی اسلامی و اقدامات سپاه پاسداران در اروپا، وضعیت حقوق اقلیتها (با تمرکز بر بلوچستان) و نقش سوئد و اتحادیه اروپا در حمایت از مردم ایران اشاره کرد.
سخنرانان این برنامه عبارت بودند از: اولریکا وسترلوند، ویکتوریا آزاد، افشین ساجدی، متی هون، فریبا برهانزایی و وحید بهشتی.
این نشست با حضور نمایندگان احزاب مختلف پارلمان سوئد و چند تن از اساتید مهم سوئدی در حوزه های دانشگاهی و سیاسی با گفتوگو درباره راهکارهای عملی برای حمایت از مردم ایران به پایان رسید.
#جبهه_آزادی_ایران
#جبهه_احیای_قانون_وحاکمیت_ملی_ایران
#شبکه_ایرانیاران
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#زن_زندگی_آزادی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
این نشست به ابتکار حزب محیطزیست سوئد (Miljöpartiet) و با همکاری ایران فرانت سوئد / Iran Freedom Front برگزار گردید.
در این سمینار، وضعیت کنونی ایران، تحولات سیاسی پیشرو و پیامدهای آن برای اروپا و سوئد مورد بررسی قرار گرفت. از مهمترین محورهای بحث میتوان به تقابل کثرتگرایی با تمامیتخواهی، تهدیدهای امنیتی ناشی از افراطگرایی اسلامی و اقدامات سپاه پاسداران در اروپا، وضعیت حقوق اقلیتها (با تمرکز بر بلوچستان) و نقش سوئد و اتحادیه اروپا در حمایت از مردم ایران اشاره کرد.
سخنرانان این برنامه عبارت بودند از: اولریکا وسترلوند، ویکتوریا آزاد، افشین ساجدی، متی هون، فریبا برهانزایی و وحید بهشتی.
این نشست با حضور نمایندگان احزاب مختلف پارلمان سوئد و چند تن از اساتید مهم سوئدی در حوزه های دانشگاهی و سیاسی با گفتوگو درباره راهکارهای عملی برای حمایت از مردم ایران به پایان رسید.
#جبهه_آزادی_ایران
#جبهه_احیای_قانون_وحاکمیت_ملی_ایران
#شبکه_ایرانیاران
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#زن_زندگی_آزادی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM