شبکه ایرانیاران (مؤسس ویکتوریا آزاد)
3.86K subscribers
10.1K photos
15.5K videos
46 files
4.54K links
کانال رسمی تلگرامی شبکه ایرانیاران
https://t.me/iranyarannetwork1398

توییتر؛ victoriaazad24@

📲فیلم، صدا، عکس، خبر و پیام‌ خود را بفرستید: 📩 T.me/vicazad98

تفاهم‌نامه: fa.petitions.net/iranyarannetwork
وبسایت ویکتوریا آزاد
https://victoriaazad.com/
Download Telegram
بقیه مقاله از پست بالا👆🏿👆🏿

شخصا با نیرو‌های امنیتی همدلی نشان می‌دهم، چراکه احتمالا نگران وضعیت سیاسی هستند و از بی‌ثباتی نگرانی دارند. اما این حرکات در بد‌ترین زمان و موعد سالگرد فوت مهسا امینی به وقوع می‌پیوندد و جامعه را دچار تکانه و نوسان می‌کند. “

بخوبی میبینیم که عبدالکریمی تا بدانجا پیش میرود که نه تنها با بیداری استادان دانشگاهها که دیگر تن به ذلت جمهوری اسلامی نمیدهند عناد میورزد بلکه با بدون تعارف با نیروی امنیتی و سرکوب هم همدلی میکند چون آنها نگران وضعیت بی ثباتی سیاسی هستند، حقا که فرزند خلف خامنه ای هستی. باید بررسی هایی دقیقی در پرونده امنیتی شما نیز بشود…. بماند سروقت خودش کمیته های حقیقت یاب تو را نیز در خواهند یافت!
عبدالکریمی در همین مصاحبه اذعان میکند که “نسل‌های جدید ایرانی نه فقط به خویشتن تاریخی خود بازنگشته‌اند و با میراث دینی و معنوی‌شان تجدید عهد نکرده‌اند، بلکه در لایه‌های وسیعی از جوانان نوعی خشم و کینه نسبت به سنت و میراث تاریخی و مولفه‌های فرهنگی به چشم می‌خورد.” عبدالکریمی این اتفاق فرهنگی و سیاسی را فاجعه تلقی میکند و به آن نام «نهیلیسم» مینامد. میدانید چرا؟ چون در ذهن دیکتاتور زده و التقاطی عبدالکریمی تنها یک نگاه و یک روایت معنوی و بامفهوم وجود دارد آنهم نگاه شیعی است. او در مصاحبه دیگری با عنوان حسین در افق معاصرت، چرا هنوز حسین؟ از باورمندان به اسلام دلگیر است و میگوید آنها در جهانی کردن نماد حسین بن علی کوتاهی کردند او نماد فرهنگی ماست و باید معاصرت پیدا میکرد. این محقق عقب مانده و التقاطی و دچار انجماد فکری نماد معنوی اش حسین است و میگوید امروز مسئله ما دموکراسی نیست، آزادی نیست، عدالت نیست بلکه یک ملت واحد شدن زیر عَلَمِ حسین است! زیرِ این علم همه چیز موجود است…. شیادی تا کجا؟؟؟ ۴۴ سال زیر علم حسین مردم له شدند و باز تو جرأت میکنی روضه عاشورا بخوانی؟
و ابراز تنفر از نسل Z و ترند دین گریزی جهانی بکنی و خشم و طغیان انسانها علیه نظم گذشته و دین گرایی را نهیلیسم و پوچ گرایی معرفی کنی، و در آخر شیرین بود بشنویم که به شکست این رویکرد و پایان باور به امام حسین و دین شیعه ات اعتراف کنی.

این بررسی کوتاه را از جستارهای تاریخ مصرف گذشته #بیژن_عبدالکریمی بعمل آوردم تا خفت و ذلت عبدالکریمی ها توسط اینجانب نیز یاددآوری شود و همین چند خط بس است کارهای مهمتری داریم. آفرین و و صد آفرین به ملت بزرگ ایران که راه درست را برگزیده و جمهوری اسلامی و کارگزارانش را چنان دچار هضیان گویی و افسردگی عمیقی کرده که کارشان به دشنام گویی علنی به مردم کشیده است.

#ما_بیشماریم
#پیروزی_نزدیک_است
#بازنشر


💎 @iranyarannetwork1398
با نظریه پردازان جمهوری اسلامی همچون بیژن عبدالکریمی و زیباکلام و غیره چه کنیم؟

بخش اول
✍️ویکتوریا آزاد

این مقاله در سه بخش است و به دو مسئله مهم پرداخته شده.

۱. نگاهی به نظریه‌پردازان فاشیسم هیتلری و عواقب قضایی و جزایی آن

۲. نگاهی به نظریه‌پردازان جمهوری اسلامی (فاشیسم اسلامی) و عواقب قضایی و جزایی آن در پساجمهوری اسلامی

نظریه‌پردازان فاشیسم هیتلری؛


در دوران فاشیسم هیتلری و سایر رژیم‌های توتالیتر، افرادی بودند که با تئوری‌پردازی‌های فلسفی و روشنفکرانه، سیاست‌های سرکوبگرانه و جنایت‌های حکومت را توجیه می‌کردند. برخی از معروف‌ترین آن‌ها:

مارتین هایدگر: فیلسوف برجسته آلمانی که با وجود آثار فلسفی عمیقش، در دوره‌ای از رژیم نازی حمایت کرد و عضویت حزب نازی را پذیرفت. او با سکوت یا حمایت ضمنی خود، جنایات هیتلر را توجیه کرد.

کارل اشمیت: ایده ورداز سیاسی آلمانی که نظریه‌هایی درباره‌ی “حاکمیت” و “وضعیت استثنایی” ارائه داد و عملاً قدرت مطلق نازی‌ها را مشروعیت بخشید.

آلفرد روزنبرگ: نظریه‌پرداز اصلی ایدئولوژی نازی، که تلاش کرد برتری نژاد آریایی و یهودستیزی را از منظرایدئولوژیک توجیه کند.

این افراد با استفاده از فلسفه و نظریه‌پردازی‌های پیچیده، جنایت‌های یک رژیم تمامیت‌خواه را توجیه کردند و به تحکیم قدرت آن کمک کردند.

در رژیم‌های توتالیتر، نظریه‌پردازان و مبلغان ایدئولوژی یکی از ستون‌های اصلی بقای حکومت‌اند. آن‌ها از ابزارهای فکری و روشنفکرانه برای منحرف کردن افکار عمومی و توجیه ظلم و جنایت استفاده می‌کنند.

آیا این افراد باید مجرم شناخته شوند؟

پس از سقوط رژیم نازی و پایان جنگ جهانی دوم در سال 1945، متفکران و نظریه‌پردازانی که به نحوی در خدمت ایدئولوژی نازیسم بودند یا به شکل مستقیم یا غیرمستقیم از آن حمایت کرده بودند، وضعیت‌های مختلفی را تجربه کردند. برخی از آن‌ها محاکمه و مجازات شدند، اما برخی نیز توانستند با توضیحات و یا استدلال‌های خاص، از مجازات جدی فرار کنند.

بسیاری از نظریه‌پردازان نازی پس از جنگ جهانی دوم در دادگاه نورنبرگ محاکمه شدند. افرادی که مستقیماً در جنایت‌ها یا ترویج ایدئولوژی نفرت‌انگیز نقش داشتند اول مجازات شدند.

• بررسی نقش فردی: باید بین افرادی که صرفاً دیدگاه‌های خود را بیان کرده‌اند و کسانی که عملاً در جنایات رژیم سهیم بوده‌اند، تمایز قائل شد. مثلاً کسی که در تئوریزه کردن سرکوب نقش داشته و مسئولیت مستقیم‌ در سرکوب مردم داشته باید مجازات شود.

• دادگاه حقیقت‌یابی: مانند آفریقای جنوبی، می‌توان از سازوکارهایی که دادگاهها استفاده کردند بهره گرفت و برای افشای حقیقت و محاکمه نظریه پردازان حکومتی استفاده کرد.

نظریه‌پردازانی که برای توجیه جنایات حکومت جمهوری اسلامی فعالیت می‌کنند، بدون شک در تخریب جامعه، تداوم سرکوب، و ایجاد فضای فکری برای جنایت سهیم هستند. در دوران پساجمهوری اسلامی:

1. مستندسازی نقش آنها: باید نقش این افراد مستند شود تا افکار عمومی و دادگاه‌ها بتوانند عملکرد آنها را ارزیابی کنند.

2. توجه به آزادی بیان: نباید برخورد با این افراد منجر به سرکوب آزادی بیان شود. برخورد با آنها باید بر اساس شواهد و در چارچوب قوانین بین‌المللی باشد.
3. آموزش عمومی: مهم است که جامعه یاد بگیرد چگونه ایدئولوژی‌های سرکوبگرانه را تشخیص دهد و در برابر آنها مقاومت کند.

جمع‌بندی

نظریه‌پردازان رژیم‌های سرکوبگر، به دلیل نقشی که در مشروعیت‌بخشی به جنایت‌های حکومتهای وقت دارند، باید در برابر عدالت پاسخگو باشند. اما این برخورد باید در چارچوب عدالت و احترام به اصول حقوق بشر صورت گیرد تا فرآیند قانونمداری، عدالت و دموکراسی در آینده تضمین شود.

بخش دوم مقاله👇👇
https://t.me/iranyarannetwork1398/33745

بخش سوم مقاله👇👇
https://t.me/iranyarannetwork1398/33746
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
بخش دوم از مقاله بالا

✍️ ویکتوریا آزاد

۲. نگاهی به نظریه‌پردازان جمهوری اسلامی (فاشیسم اسلامی) و عواقب قضایی و جزایی آن در پساجمهوری اسلامی

#بیژن_عبدالکریمی یکی از چهره‌های شناخته‌شده در حوزه فلسفه و نظریه‌پردازی در ایران است. او استاد فلسفه در دانشگاه و نویسنده‌ای است که خود را در قامت یک روشنفکر منتقد معرفی می‌کند، اما بسیاری معتقدند که او با نظریه‌پردازی‌های خاص خود به توجیه سیاست‌های سرکوبگرانه جمهوری اسلامی، به‌ویژه خامنه‌ای، می‌پردازد.

دیدگاه‌های عبدالکریمی

1. تحسین خامنه‌ای و سیاست‌های او:

عبدالکریمی در موارد متعددی از سیاست‌های علی خامنه‌ای به‌عنوان “رهبر حکیم” حمایت کرده و او را به‌عنوان فردی دوراندیش ستوده است. این دیدگاه‌ها او را در میان منتقدان جمهوری اسلامی به یکی از نظریه‌پردازان سرسپرده نظام تبدیل کرده است.

2. مقصر دانستن مردم:
وی بارها تاکید کرده که مشکلات ایران نه صرفاً به حکومت، بلکه به “عقب‌ماندگی فرهنگی” و “ضعف‌های تاریخی” مردم ایران بازمی‌گردد. این موضع‌گیری او انتقادهای شدیدی را برانگیخته است، زیرا به‌نوعی مسئولیت جنایات و سوءمدیریت حکومت را از دوش نظام برمی‌دارد و به گردن جامعه می‌اندازد.

3. استفاده از مفاهیم جهانی برای توجیه سیاست‌های حکومت:عبدالکریمی با ارجاع به فیلسوفان غربی و مفاهیم فلسفی مدرن، تلاش می‌کند به سیاست‌های جمهوری اسلامی لباس مشروعیت بپوشاند. این نوع استدلال‌ها، که از زبان یک فرد مدعای آکادمی و نظریه‌پردازی طبعا می‌تواند در فضای فکری مخاطبان خاص، تأثیرگذار باشند.

4. انتقاد از مدرنیته و غرب:
او در سخنرانی‌ها و نوشته‌های خود به نقد مدرنیته و غرب‌گرایی می‌پردازد و این را به‌عنوان یکی از عوامل بحران‌های ایران مطرح می‌کند. این رویکرد، با گفتمان رسمی جمهوری اسلامی همسو است که همواره مدرنیته و غرب را به‌عنوان دشمن معرفی می‌کند.

انتقادات به عبدالکریمی

1. توجیه‌گر بودن:
منتقدان معتقدند که عبدالکریمی با استفاده از ادبیات فلسفی و تزهای پیچیده، جنایت‌ها، ناکارآمدی‌ها، و سرکوب‌های نظام جمهوری اسلامی را توجیه می‌کند. او به‌جای مواجهه با واقعیت‌های ملموس اجتماعی و سیاسی، مسائل را به سطوح نظری و تاریخی می‌برد تا از مسئولیت نظام بکاهد.

2. سرسپردگی به حکومت:
بسیاری بر این باورند که عبدالکریمی نه به‌عنوان یک فیلسوف مستقل، بلکه به‌عنوان فردی جیره‌خوار و وابسته به حکومت عمل می‌کند. مواضع او، به‌ویژه در حمایت از خامنه ای، این اتهام را تقویت کرده است.

3. دور کردن گفتمان از واقعیت:

به‌جای تحلیل وضعیت فعلی ایران و ارائه راه‌حل برای معضلات سیاسی و اجتماعی، عبدالکریمی تلاش می‌کند مشکلات را با مفاهیمی انتزاعی توضیح دهد و از این طریق، نقش حکومت را در سقوط اقتصاد ایران و فشارهای چندجانبه فرهنگی و سیاست ورشکسته فاشیسم اسلامی کوچک جلوه دهد.

برخورد با چنین نظریه‌پردازانی در پساجمهوری اسلامی

در آینده، اگر تحولی در نظام سیاسی ایران رخ دهد:

• مستندسازی در مورد نقش افراد: عملکرد افرادی مانند عبدالکریمی باید به‌دقت مستند شود تا مشخص شود که آیا آنها در مشروعیت‌بخشی به جنایات یا سرکوب‌های حکومت نقش داشته‌اند یا خیر. بدیهی است که نظریه پردازان حکومت بخشی از توجیه گران اهرم سرکوب مردم هستند و آنها به بقای رژیم کمک میرسانند.

• دادگاه‌های حقیقت‌یابی: این نظریه‌پردازان باید در یک دادگاه عادلانه پاسخگو باشند و در صورت اثبات نقش مستقیم یا غیرمستقیم آن‌ها در جنایات یا خیانت به ملت، مجازات شوند.

• آگاهی‌بخشی عمومی: جامعه باید آگاه شود که چگونه برخی از روشنفکران بخوان سیه فکران با سوءاستفاده از فلسفه و نظریات مثلا علمی، به خدمت حکومت‌های سرکوبگر درمی‌آیند.

جمع‌بندی

بیژن عبدالکریمی نمونه‌ای از نظریه‌پردازانی است که با بهره‌گیری از زبان فلسفه و نظریه‌پردازی، در خدمت نظام سرکوبگر جمهوری اسلامی قرار گرفته است. برخورد با چنین افرادی باید در چارچوب قانون و عدالت انجام شود، اما جامعه نیز باید با هوشیاری بیشتری به نقش این افراد در تحکیم قدرت‌های سرکوبگر آگاه شود و واکنش نشان دهد.
💎 @iranyarannetwork1398