شبکه ایرانیاران (مؤسس ویکتوریا آزاد)
4.3K subscribers
11.5K photos
17.4K videos
48 files
4.98K links
کانال رسمی تلگرامی شبکه ایرانیاران
https://t.me/iranyarannetwork1398

توییتر؛ victoriaazad24@

📲فیلم، صدا، عکس، خبر و پیام‌ خود را بفرستید: 📩 T.me/vicazad98

تفاهم‌نامه: fa.petitions.net/iranyarannetwork
وبسایت ویکتوریا آزاد
https://victoriaazad.com/
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💠گاهی حاشیه ها پررنگتر از متن میشود

بغض #حمید_آصفی امروز ترکید و حرفهای تلخی گفت ، هر هفته سه شنبه در خدمت این مرد نازنین هستم و برنامه ای نیم ساعتی را ضبط میکنم ، بعد برنامه که از احوالاتش جویا شدم بغضش امان نداد ، حرفهای تلخ و اما تاثیر گذاری گفت . هر چند خارج از موضوع برنامه بود اما به نظرم از آن حاشیه هایی بود که گاهی از متن هم پررنگتر میشود . بشنوید حتما حرفهای یک دغدغه مند مردم و کشورش را

💎 @iranyarannetwork1398
💠 تحلیل ویکتوریا آزاد از مقاله‌ی “پوست‌اندازی خاموش” از حمید آصفی: نقشه‌ای برای نجات رژیم و نه مردم ایران

شنبه - 07 تیر 1404

مقاله‌ای که #حمید_آصفی نوشته، در ظاهر آرام، تحلیلی و به‌اصطلاح «واقع‌بینانه» است، اما در واقع با دقت سعی دارد تا جمهوری اسلامی را از لبه پرتگاه نجات دهد، نه ایران را.
او به‌جای آن‌که خواهان پایان استبداد و حکومت اسلامی در ایران باشد، نسخه‌ای عملی برای تداوم کنترل‌شده رژیم اسلامی ارائه می‌دهد. تحلیل او نه در خدمت مردم، که در خدمت مهندسی برای بقاء جمهوری اسلامی است.

نویسنده از همان ابتدا تلاش می‌کند بحران شدید فعلی (شکست‌های امنیتی، حمله نظامی، بن‌بست سیاسی) را به‌گونه‌ای بازتعریف کند که انگار هنوز فرصتی برای اصلاح ساختار از درون نظام باقی مانده. درواقع، این متن یک مدل از «مشاوره به درون حاکمیت» است که در لفافه اپوزیسیون‌نمایی عرضه شده.

در سراسر مقاله، حمید آصفی با استفاده از تکنیک‌های گفتمانی اصلاح طلبان می‌کوشد ذهن خواننده را به این نتیجه برساند که جمهوری اسلامی، علی‌رغم بحران، هنوز می‌تواند با یک «پوست‌اندازی نرم» از سقوط فرار کند. این پوست‌اندازی یعنی تفویض اختیارات از رأس به چهره‌ای مذاکره‌پذیر، بدون تغییر ساختار یا پاسخ‌گو به مردم.

او دوگانه‌ای کاذب ترسیم می‌کند: یا تقابل کامل و جنگ، یا تعامل و تفویض اختیارات به اصلاح طلبان. در این میان، گزینه واقعی ملت ایران یعنی براندازی، دموکراسی، گذار از رژیم، اصلاً مطرح نمی‌شود. درواقع، او کوشش میکند ذهن مخاطب را از هر گزینه رهایی‌بخش تهی کند و فقط میان دو مسیر «رژیم ‌محور» حق انتخاب پیدا کند.

زبان مقاله بسیار هدفمند طراحی شده است. واژه‌هایی مثل «تفویض»، «نماینده قابل معامله»، «ترک مخاصمه»، «عادی‌سازی بدون شناسایی اسرائیل»، یا «پایان شعارهای قدیمی» در حقیقت آماده‌سازی روانی برای ورود محوری چهره‌هایی مانند روحانی، خاتمی، ظریف، پزشکیان یا یک شخصیت مطیع و معامله‌گر دیگر به میدان سیاست هستند؛ کسانی که بتوانند بدون تغییر در ماهیت نظام، با غرب مذاکره کرده و چهره‌ای تازه از رژیم ارائه دهند.

نویسنده با مقایسه شرایط امروز با سال‌های پایانی عمر خمینی، می‌خواهد الگوی “منتظری – خامنه‌ای” یا “خمینی – رفسنجانی” را تکرار کند. یعنی رهبر، پدر معنوی باقی بماند، اما چهره‌ای دیگر بار تعامل با جهان را به دوش بکشد. این پروژه، دقیقاً همان چیزی است که دستگاه اطلاعاتی رژیم در شرایط بحران روی آن کار می‌کند: نوعی انتقال نرم قدرت که اصل نظام را حفظ کند، ولی ظاهرش را عوض کند.

خطرناک‌ترین بخش مقاله جایی است که آینده ایران را مشروط به تفویض اختیارات در دل جمهوری اسلامی می‌داند. گویی اگر این تفویض صورت نگیرد، نه فقط رژیم، بلکه “ایران” نابود می‌شود. این یک مغالطه بزرگ و آگاهانه است: یکی‌گرفتن رژیم با کشور. درست همان روایتی که جمهوری اسلامی همیشه برای ترساندن مردم از سقوط رژیم استفاده کرده است.

در پایان، مقاله با لحنی عاطفی و به ظاهر مردمی جمع‌بندی می‌کند که مردم ایران فقط “می‌خواهند زندگی کنند”، نه جنگ می‌خواهند و نه سلاح هسته‌ای. اما این جمله، هدف دیگری دارد: تقلیل خواسته‌های تاریخی و سیاسی ملت ایران به «زندگی روزمره» و نادیده گرفتن تمام خون‌ها، رنج‌ها و مبارزاتی که مردم برای آزادی، کرامت و عدالت داده‌اند.

به‌طور خلاصه، حمید آصفی یک مشاور هوشمند و محافظه‌کار رژیم ایران است که با نقاب تحلیلگر اپوزیسیون، در حال ایفای نقش در پروژه‌ای استراتژیک برای نجات جمهوری اسلامی از سقوط قریب‌الوقوع است. مخاطب اصلی او نه مردم، بلکه بدنه مأیوس رژیم، نخبگان غربی و آن بخش از طبقه متوسط شهری است که از فروپاشی می‌ترسد. هدف نهایی مقاله وی، نه تغییر رژیم، بلکه تغییر چهره‌ی رژیم است.

#ویکتوریا_آزاد

لینک مقاله آصفی ضمیمه این پست است.

💎 @iranyarannetwork1398
🔴🤩 تحلیل ویکتوریا آزاد از مقاله‌ی “پوست‌اندازی خاموش” از حمید آصفی: نقشه‌ای برای نجات رژیم و نه مردم ایران

شنبه - ۰۷ تیر ۱۴۰۴
مقاله‌ای که #حمید_آصفی نوشته، در ظاهر آرام، تحلیلی و به‌اصطلاح «واقع‌بینانه» است، اما در واقع با دقت سعی دارد تا جمهوری اسلامی را از لبه پرتگاه نجات دهد، نه ایران را.
او به‌جای آن‌که خواهان پایان استبداد و حکومت اسلامی در ایران باشد، نسخه‌ای عملی برای تداوم کنترل‌شده رژیم اسلامی ارائه می‌دهد. تحلیل او نه در خدمت مردم، که در خدمت مهندسی برای بقاء جمهوری اسلامی است.

نویسنده از همان ابتدا تلاش می‌کند بحران شدید فعلی (شکست‌های امنیتی، حمله نظامی، بن‌بست سیاسی) را به‌گونه‌ای بازتعریف کند که انگار هنوز فرصتی برای اصلاح ساختار از درون نظام باقی مانده. درواقع، این متن یک مدل از «مشاوره به درون حاکمیت» است که در لفافه اپوزیسیون‌نمایی عرضه شده.

در سراسر مقاله،
حمید آصفی با استفاده از تکنیک‌های گفتمانی اصلاح طلبان می‌کوشد ذهن خواننده را به این نتیجه برساند که جمهوری اسلامی، علی‌رغم بحران، هنوز می‌تواند با یک «پوست‌اندازی نرم» از سقوط فرار کند. این پوست‌اندازی یعنی تفویض اختیارات از رأس به چهره‌ای مذاکره‌پذیر، بدون تغییر ساختار یا پاسخ‌گو به مردم.

او دوگانه‌ای کاذب ترسیم می‌کند: یا تقابل کامل و جنگ، یا تعامل و تفویض اختیارات به اصلاح طلبان. در این میان، گزینه واقعی ملت ایران یعنی براندازی، دموکراسی، گذار از رژیم، اصلاً مطرح نمی‌شود. درواقع، او کوشش میکند ذهن مخاطب را از هر گزینه رهایی‌بخش تهی کند و فقط میان دو مسیر «رژیم ‌محور» حق انتخاب پیدا کند.

زبان مقاله بسیار هدفمند طراحی شده است. واژه‌هایی مثل «تفویض»، «نماینده قابل معامله»، «ترک مخاصمه»، «عادی‌سازی بدون شناسایی اسرائیل»، یا «پایان شعارهای قدیمی» در حقیقت آماده‌سازی روانی برای ورود محوری چهره‌هایی مانند روحانی، خاتمی، ظریف، پزشکیان یا یک شخصیت مطیع و معامله‌گر دیگر به میدان سیاست هستند؛ کسانی که بتوانند بدون تغییر در ماهیت نظام، با غرب مذاکره کرده و چهره‌ای تازه از رژیم ارائه دهند.

نویسنده با مقایسه شرایط امروز با سال‌های پایانی عمر خمینی، می‌خواهد الگوی “منتظری – خامنه‌ای” یا “خمینی – رفسنجانی” را تکرار کند. یعنی رهبر، پدر معنوی باقی بماند، اما چهره‌ای دیگر بار تعامل با جهان را به دوش بکشد. این پروژه، دقیقاً همان چیزی است که دستگاه اطلاعاتی رژیم در شرایط بحران روی آن کار می‌کند: نوعی انتقال نرم قدرت که اصل نظام را حفظ کند، ولی ظاهرش را عوض کند.

خطرناک‌ترین بخش مقاله جایی است که آینده ایران را مشروط به تفویض اختیارات در دل جمهوری اسلامی می‌داند. گویی اگر این تفویض صورت نگیرد، نه فقط رژیم، بلکه “ایران” نابود می‌شود. این یک مغالطه بزرگ و آگاهانه است: یکی‌گرفتن رژیم با کشور. درست همان روایتی که جمهوری اسلامی همیشه برای ترساندن مردم از سقوط رژیم استفاده کرده است.

در پایان، مقاله با لحنی عاطفی و به ظاهر مردمی جمع‌بندی می‌کند که مردم ایران فقط “می‌خواهند زندگی کنند”، نه جنگ می‌خواهند و نه سلاح هسته‌ای. اما این جمله، هدف دیگری دارد: تقلیل خواسته‌های تاریخی و سیاسی ملت ایران به «زندگی روزمره» و نادیده گرفتن تمام خون‌ها، رنج‌ها و مبارزاتی که مردم برای آزادی، کرامت و عدالت داده‌اند.

به‌طور خلاصه،
حمید آصفی یک مشاور هوشمند و محافظه‌کار رژیم ایران است که با نقاب تحلیلگر اپوزیسیون، در حال ایفای نقش در پروژه‌ای استراتژیک برای نجات جمهوری اسلامی از سقوط قریب‌الوقوع است. مخاطب اصلی او نه مردم، بلکه بدنه مأیوس رژیم، نخبگان غربی و آن بخش از طبقه متوسط شهری است که از فروپاشی می‌ترسد. هدف نهایی مقاله، نه تغییر رژیم، بلکه تغییر چهره‌ی رژیم است.

#ویکتوریا_آزاد


✉️ لینک پست در کانال تلگرام شبکه ایرانیاران

#انقلاب_ایران
#مهسا_امینی
#دفاع_مشروع
#همیاری_ایرانیان
#اعتصابات_سراسری
#جبهه_احیای_قانون_و_حاکمیت_ملی_ایران
⚪️ @DORRTV
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM