Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سوگ وارونه:هشداری درباره یک پدیده نگرانکننده
✍️ ڕۆژهات موکری
ضمن تسلیت و ابراز همدردی صمیمانه با خانوادههایی که عزیزان خود را در اعتراضات اخیر از دست دادهاند، قلب من با شماست و در غم و اندوهتان شریکم. در این لحظات سخت، یاد و خاطره عزیزان از دست رفته همیشه در دل من زنده خواهد ماند و امیدوارم قدرت و آرامش لازم برای تحمل این درد بزرگ را بیابید.
به عنوان روانشناس بالینی کە سالها در زمینه سوگ و تروما تجربه کسب کردم، لازم دانستم این نکات مهم را با شما در میان بگذارم تا درک بهتری از پیامدهای سوگ و سوگواری تحریفشده داشته باشید.
در برخی ویدیوهای منتشر شده، خانوادههایی که عزیزانشان را در انقلاب اخیر از دست دادهاند، به جای سوگواری طبیعی (Adaptive Grief / Normal Grief)، مراسمی شبیه عروسی برگزار میکنند: موسیقی شاد، رقص، کف زدن و جشنوارههای نمایشی.
این رفتار ممکن است در کوتاهمدت یک واکنش دفاعی روانی (Defense Mechanism) برای تحمل درد شدید باشد، اما در بلندمدت خطرات جدی روانی و اجتماعی ایجاد میکند.
سوگواری و عزاداری ابزاری برای زنده ماندن روانی و پذیرش مرگ عزیزان است و هیچ مراسمی نمیتواند جای موارد زیر را پر کند:
گریه و ابراز غم واقعی
خاطرهگویی و یادآوری لحظات مشترک
سکوتهای سنگین سوگ
در آغوش کشیدن و تماس فیزیکی حمایتی
ابراز خشم فروخورده
مناسک نمادین مثل روشن کردن شمع یا دعا خواندن
پذیرفتن ناتوانی موقت و تکیه بر حمایت واقعی.
وقتی عزیزمان را از دست میدهیم، ذهن و بدن نیاز دارند غم، عصبانیت، حسرت و اضطراب را پردازش کنند. این پردازش با گریه، حرف زدن درباره خاطرات، یادآوری لحظات مشترک یا دعا کردن اتفاق میافتد، همان چیزی که روانشناسان Adaptive Grief / Normal Grief مینامند.
رقصیدن، کف زدن و موسیقی شاد ماسک هیجانی کوتاهمدت (Short-term Emotional Masking) هستند، زیرا ذهن و قلب هنوز درد را حس میکنند. وقتی فرصت سالم ابراز این احساسات داده نشود، سوگ سرکوب میشود (Suppressed Grief) و این سرکوب در آینده به: افسردگی شدید،اضطراب شدید وفروپاشی روانی
منجر می شود.
وقتی اعضای خانواده احساس واقعی خود را ابراز نکنند، تعارض و آسیبهای بین نسلی ایجاد میشود، که مخصوصاً برای کودکان خطرناک است. کودکان و نوجوانان وقتی میبینند هیجان طبیعی سرکوب یا تحریف میشود، یاد میگیرند احساس واقعی را پنهان کنند، و این میتواند در بلندمدت به بیحسی هیجانی، ضعف در دلبستگی و مشکلات روانی بزرگسالی منجر شود.
اگر مردم غم و سوگ خود را به طور طبیعی تجربه نکنند یا تحریف کنند، جامعه نه تنها امروز دچار آسیب میشود، بلکه نسلهای بعدی نیز توانایی ابراز احساس و ارتباط سالم با دیگران را از دست میدهد.
جامعهای که افرادش نتوانند احساسات واقعی خود را ابراز کنند، انعطاف و تابآوری روانی خود را از دست میدهد و افراد به یکدیگر اعتماد نمیکنند و این بیاعتمادی میتواند به شکاف اجتماعی، تردید در روابط و کاهش حمایت جمعی منجر شود.
سوگ سرکوبشده یا تحریفشده تنها یک مشکل کوتاهمدت نیست؛ پیامدهای آن روانی، جسمانی و اجتماعی است و نسلهای بعدی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
💡 بیایید اجازه دهیم سوگ طبیعی جریان پیدا کند و خود و نسلهای آینده را از پیامدهای سوگواری تحریفشده محافظت کنیم.
#سوگ
#عزاداری
✍️ ڕۆژهات موکری
ضمن تسلیت و ابراز همدردی صمیمانه با خانوادههایی که عزیزان خود را در اعتراضات اخیر از دست دادهاند، قلب من با شماست و در غم و اندوهتان شریکم. در این لحظات سخت، یاد و خاطره عزیزان از دست رفته همیشه در دل من زنده خواهد ماند و امیدوارم قدرت و آرامش لازم برای تحمل این درد بزرگ را بیابید.
به عنوان روانشناس بالینی کە سالها در زمینه سوگ و تروما تجربه کسب کردم، لازم دانستم این نکات مهم را با شما در میان بگذارم تا درک بهتری از پیامدهای سوگ و سوگواری تحریفشده داشته باشید.
در برخی ویدیوهای منتشر شده، خانوادههایی که عزیزانشان را در انقلاب اخیر از دست دادهاند، به جای سوگواری طبیعی (Adaptive Grief / Normal Grief)، مراسمی شبیه عروسی برگزار میکنند: موسیقی شاد، رقص، کف زدن و جشنوارههای نمایشی.
این رفتار ممکن است در کوتاهمدت یک واکنش دفاعی روانی (Defense Mechanism) برای تحمل درد شدید باشد، اما در بلندمدت خطرات جدی روانی و اجتماعی ایجاد میکند.
سوگواری و عزاداری ابزاری برای زنده ماندن روانی و پذیرش مرگ عزیزان است و هیچ مراسمی نمیتواند جای موارد زیر را پر کند:
گریه و ابراز غم واقعی
خاطرهگویی و یادآوری لحظات مشترک
سکوتهای سنگین سوگ
در آغوش کشیدن و تماس فیزیکی حمایتی
ابراز خشم فروخورده
مناسک نمادین مثل روشن کردن شمع یا دعا خواندن
پذیرفتن ناتوانی موقت و تکیه بر حمایت واقعی.
وقتی عزیزمان را از دست میدهیم، ذهن و بدن نیاز دارند غم، عصبانیت، حسرت و اضطراب را پردازش کنند. این پردازش با گریه، حرف زدن درباره خاطرات، یادآوری لحظات مشترک یا دعا کردن اتفاق میافتد، همان چیزی که روانشناسان Adaptive Grief / Normal Grief مینامند.
رقصیدن، کف زدن و موسیقی شاد ماسک هیجانی کوتاهمدت (Short-term Emotional Masking) هستند، زیرا ذهن و قلب هنوز درد را حس میکنند. وقتی فرصت سالم ابراز این احساسات داده نشود، سوگ سرکوب میشود (Suppressed Grief) و این سرکوب در آینده به: افسردگی شدید،اضطراب شدید وفروپاشی روانی
منجر می شود.
وقتی اعضای خانواده احساس واقعی خود را ابراز نکنند، تعارض و آسیبهای بین نسلی ایجاد میشود، که مخصوصاً برای کودکان خطرناک است. کودکان و نوجوانان وقتی میبینند هیجان طبیعی سرکوب یا تحریف میشود، یاد میگیرند احساس واقعی را پنهان کنند، و این میتواند در بلندمدت به بیحسی هیجانی، ضعف در دلبستگی و مشکلات روانی بزرگسالی منجر شود.
اگر مردم غم و سوگ خود را به طور طبیعی تجربه نکنند یا تحریف کنند، جامعه نه تنها امروز دچار آسیب میشود، بلکه نسلهای بعدی نیز توانایی ابراز احساس و ارتباط سالم با دیگران را از دست میدهد.
جامعهای که افرادش نتوانند احساسات واقعی خود را ابراز کنند، انعطاف و تابآوری روانی خود را از دست میدهد و افراد به یکدیگر اعتماد نمیکنند و این بیاعتمادی میتواند به شکاف اجتماعی، تردید در روابط و کاهش حمایت جمعی منجر شود.
سوگ سرکوبشده یا تحریفشده تنها یک مشکل کوتاهمدت نیست؛ پیامدهای آن روانی، جسمانی و اجتماعی است و نسلهای بعدی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
💡 بیایید اجازه دهیم سوگ طبیعی جریان پیدا کند و خود و نسلهای آینده را از پیامدهای سوگواری تحریفشده محافظت کنیم.
#سوگ
#عزاداری